رابطه سبك زندگي اسلامي با شادكامي در رضايت از زندگي دانشجويان شهر اصفهان

ضميمهاندازه
4.pdf426 کيلو بايت

سال چهارم، شماره چهارم، زمستان 1390، ص 61 ـ 74

Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.4. No.4, Winter 2012

محمدباقر كجباف،* پريناز سجاديان،**محمد كاوياني،***حسن انوري****

چكيده

اين پژوهش با هدف بررسي رابطه سبك زندگي اسلامي با شادي در رضايت از زندگي دانشجويان شهر اصفهان انجام شد. جامعه آماري از ميان دانشجويان سال تحصيلي 89ـ90 شهر اصفهان 300 دانشجو به صورت نمونه‌گيري تصادفي از 3 دانشگاه (اصفهان، صنعتي مالك اشتر، صنعتي اصفهان) انتخاب و پرسش‌نامه‌هاي 29 سؤالي شادي (آكسفورد)، 5 سؤالي رضايت از زندگي ((SWLS و سبك زندگي اسلامي كاوياني بر روي آنان اجرا شد. اين پژوهش با روش آمار توصيفي و رگرسيون چندگانه مورد تحليل قرار گرفت. نتايج پژوهش نشان مي‌دهد كه سبك زندگي اسلامي و شادكامي، با رضايت از زندگي دانشجويان در سطح (001/0p<) و شادكامي با 6 خرده مقياس سبك زندگي اسلامي ((ILST در سطح (001/0p<) و خرده مقياس سلامت با رضايت از زندگي در سطح (001/0p<) همبستگي مثبت و معناداري دارند.

كليدواژه‌ها: سبك زندگي اسلامي، شادي، رضايت از زندگي، دانشجويان.


مقدمه

مفهوم «سبك زندگي» در روان‌شناسي، ابتدا توسط آلفرد آدلر و پيروانش مطرح شد. آدلر بر خلاف بسياري از روان‌شناسان، علاوه بر نگاه توصيفي، نگاهي ارزشي و تجويزي هم به روان‌شناسي داشت. آنچه رويكرد آدلر به روانشناسي، با آنچه ما آن را «رويكرد اسلامي» مي‌ناميم، چند مشابهت دارد؛ بعضي از مشابهت‌ها عبارتند از: 1. توجه به ارزش‌ها؛ 2. كل نگري؛ 3. غايت گرايي؛ 4. جهت يابي فردي؛ 5. خود خلاق؛ 6. جبرگرايي ملايم؛ 7. نظريه ميدان اجتماعي؛ 8. تلاش براي برتري؛ 9. اولويت دادن به هشياري؛ 10. معيارهاي آسيب‌شناسي و درمان؛ 11. تأكيد بر پيشگيري؛ 12. كاركردهاي سبك زندگي.

اما در اسلام و سبك زندگي آن، تفاوت‌ها و برتري‌هايي نيز وجود دارد. مثل:‌ 1. توجه و عدم توجه به دوره جنيني؛ 2. تعريف كهتري و مهتري واقعي؛ 3. معيارهاي احساس كهتري و مهتري؛ 4. تعداد و جايگاه نگرش‌هاي كلي حاكم بر زندگي؛ 5. مبتني بودن و نبودن بر دين؛ 6. جايگاه اراده در شكل‌گيري سبك زندگي؛ 7. عدم توجه كافي و صحيح به نگرش معنويت؛ 8. كيفيت عمل كردن به سبك زندگي و ... .

مهم‌ترين نوآوري در مفهوم سبك زندگي اسلامي اين است كه به آموزه‌هاي اسلامي و كليت اسلام نگاه شده است. سبك «زندگي اسلامي» عنواني است شناخته شده در اكثر علوم انساني در سطح بين الملل، اما از زاويه‌هاي متعدد به آن نگاه مي‌شود و مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. سبك زندگي اسلامي، با تمام زندگي افراد و ابعاد آن مرتبط است. سبك زندگي اسلامي، از جهتي با ديگر سبك‌هاي زندگي متفاوت است. در جامعه‌شناسي، مديريت، علوم پزشكي و روان‌شناسي باليني و ...، نيز بحث از سبك زندگي مطرح است، اما در اين قلمروها فقط به رفتاري خاص مي‌پردازند و با شناخت‌ها و عواطف ارتباط مستقيم برقرار نمي‌كنند. اما سبك زندگي اسلامي، از آن جهت كه اسلامي است، نمي‌تواند بي‌ارتباط با عواطف و شناخت‌ها باشد. بر اين اساس، هر رفتاري كه بخواهد مبناي اسلامي داشته باشد، بايد حداقل‌هايي از شناخت و عواطف اسلامي را پشتوانه خود قرار دهد. در سبك زندگي از ديدگاه روان‌شناختي، جامعه‌شناختي و علوم پزشكي تنها به رفتار نگريسته مي‌شود، اما در هيچ يك نيت افراد، شناخت‌ها و عواطف آنان محسوب نمي‌شود. سبك زندگي اسلامي، نمي‌تواتند بي‌توجه به نيت‌ها باشد. مانند نماز، كه اگر اعتقاد به خداوند و معاد را پشتوانة خود نداشته باشد، رفتار اسلامي محسوب نمي‌شود.1

براي معرفي سبك زندگي اسلامي، مي‌توان به «درخت سبك زندگي» اشاره نمود. آدلر و پيروانش سبك زندگي هر فرد را از شكل‌گيري تا پيامدها و آثارش به يك درخت تشبيه كرده‌اند:2

1. ريشه‌هاي اين درخت همان ريشه‌هاي سبك زندگي است كه شكل‌گيري آن را بيان مي‌كند؛ 2. ساقه اين درخت دربارۀ اعتقادات و نگرش‌هاي كلي افراد (شامل اعتقادات و عواطف و حتي آمادگي رفتاري و غيره) است. شاخه‌ها و سرشاخه‌هاي اين درخت، وظايف زندگي هستند. در حقيقت، سبك زندگيِ واقعي همان شاخه‌ها و سرشاخه‌هاست. سبك زندگي اسلامي (سرشاخه‌ها) در سه سطح فردي، خانوادگي و اجتماعي مطرح مي‌شود. آنچه در اين پژوهش مطرح است، سبك زندگي اسلامي فردي است.3 درخت سبك زندگي اسلامي، به تفصيل از ديدگاه آيات و روايات، استخراج و جامعيت لازم را به دست آورده است و تفاوت‌هاي بين ديدگاه اسلامي و روان‌شناختي (آدلر و پيروانش) را آشكار كرده است.4 با اين نگاه به سبك زندگي است كه مجاز خواهيم بود رابطه سبك زندگي اسلامي و هر يك از مؤلفه‌هاي آن را با شادكامي بسنجيم. اين پژوهش با اين هدف انجام شده است.

دينر5 (2005) شادكامي را به چگونگي ارزيابي افراد از زندگي‌شان مرتبط مي‌داند. از نظر دينر، ارزيابي شخص در مورد زندگي خود، مي‌تواند به دو صورت باشد: 1. ارزيابي شناختي. آن نوع ارزيابي است كه شخص به طور آگاهانه در مورد كل زندگي يا در مورد جنبه‌هاي خاصي از آن مانند شغل، تفريح و ازدواج انجام مي‌دهد. 2. ارزيابي عاطفي. آن نوع ارزيابي است كه به شكل احساسات و عواطف مطرح است. مانند قضاوت در مورد عواطف خوشايند (مانند لذت) يا ناخوشايند (مانند افسردگي) و به احساسات و هيجاناتي كه فرد در تعامل با زندگي اش تجربه مي‌كند، كاري ندارد. به اعتقاد لاما و كاتلر6و7 مهم‌ترين هدف زندگي ما رسيدن به شادي است؛ زيرا انسان هر مذهبي كه داشته باشد، حركت و فعاليت وي براي دستيابي به شادي است. به اعتقاد آرگايل شادماني سه جزء اساسي دارد: هيجانات مثبت، رضايت از زندگي و فقدان عواطف منفي. همچنين روابط مثبت با ديگران، هدفمند بودن زندگي، رشد شخصي و دوست داشتن ديگران از اجزاء شادماني هستند. به اعتقاد آرگايل، خلق‌هاي منفي متعددي از قبيل خشم، اضطراب، افسردگي و... و جود دارند. اما در حقيقت فقط يك خلق مثبت وجود دارد كه با عنوان «شادي» از آن ياد مي‌شود.

رضايت از زندگي عبارت است از: ارزيابي مثبت شناختي ـ عاطفي از زندگي خود. اين ارزيابي‌ها از واكنش‌هاي احساسي نسبت به وقايع، به علاوه قضاوت‌هاي شناختي از رضايت و برآورده شدن خواسته‌ها تشكيل شده‌اند.8 رضايت از زندگي، نشانگر آن است كه فرد چگونه زندگي خود را در كل ارزيابي و برآورد مي‌كند و بر ارزيابي دامنه‌داري، كه فرد از زندگي خود به عمل مي‌آورد، متمركز است. اصلاح رضايت از زندگي مي‌تواند به عنوان قضاوت فرد در مورد همة حيطه‌هاي زندگي در مقطع خاصي از زمان يا به عنوان يك قضاوت يكپارچه در مورد زندگي شخص از بدو تولد تعريف شود.9

در حقيقت، رضايت از زندگي اين مسائل را منعكس مي‌كند كه تا چه اندازه نيازهاي اساسي بر آورده شده‌اند و تا چه اندازه انواع ديگر اهداف، به عنوان اهداف قابل دسترسي مي‌باشند. درحالي كه، براي افرادي كه در شرايط كمتر پيشرفته زندگي مي‌كنند، ارضاي نيازهاي اساسي، بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد.10

اصطلاح «زندگي» مي‌تواند به عنوان همة حيطه‌هاي زندگي فرد در مقطع خاصي از زمان، يا به عنوان يك قضاوت يكپارچه در مورد زندگي شخص از بدو تولد تعريف شود. اين تمايز اغلب در مقياس‌هاي فعلي، مبهم مانده است. بنابراين، بهتر است به پاسخ دهنده آگاهي داده شود كه آيا اين سؤال به زندگي او، از بدو تولد يا به زندگي فعلي او در همه حيطه‌ها اشاره دارد.11 رضايت از زندگي، در مقايسه با افسردگي و اضطراب در علوم انساني به مراتب كمتر مورد توجه بوده است. براي مثال، ماير12 و دينر، (1997) با مراجعه به چكيده‌هاي مقاله‌هاي علوم روان‌شناختي بين سال‌هاي 1967 تا 1994 به اين نتيجه رسيدند كه تعداد مقاله‌هاي منتشر شده در قلمرو افسردگي و اضطراب، به ترتيب 46380 و 36851 مقاله بوده است، در حالي‌كه، فقط 2389 مقاله در رابطه با رضايت از زندگي مي‌باشد.

بيان مسئله

براي داشتن يك سبك زندگي مطلوب، دو نوع جهت‌گيري لازم است! 1. بايد‌ها و نبايد‌هاي مورد قبول در زندگي؛ 2. شيوه‌هاي اجرا و به عينيت رساندن آن. جهت‌گيري اول، به طور غالب ارزشي و اخلاقي است. جهت‌گيري دوم، مبتني بر ارزش‌هاي عملي است. اخلاق، جهت گيري‌هاي كلي زندگي و علوم انساني، به ويژه روان‌شناسي، شيوه‌هاي رسيدن به آن را فرا راه انسان قرار مي‌دهد. سبك زندگي از موضوعات بين رشته‌اي است. اخلاق و روان‌شناسي، به هر دو بُعد رواني و جسماني سبك زندگي توجه دارد. از ميان روان‌شناسان، آلفرد آدلر و پيروان وي همچون كرت آدلر،13 ليدا سيچر،14 الكساندر مولر،15 سوفيا دوريس،16 آنتوني بروك،17 اروين وكسبرگ،18، الكساندر نور،19 سوفيا لازار فلد،20 آيدا لوي،21 فريناند برن بام22 و ديگران به تفصيل به بررسي سبك زندگي پرداخته‌اند.23 سبك زندگي عبارت است از: مشي كلي فرد در جهت رسيدن به اهداف و غلبه بر مشكلات. اما در سبك زندگي اسلامي عمق عواطف، نگرش‌هاي فرد و اعتقادات وي سنجيده نمي‌شوند، بلكه رفتار‌هاي فرد مورد سنجش قرار مي‌گيرند. اما هر رفتاري كه بخواهد مبناي اسلامي داشته باشد، بايد حداقل‌هايي از شناخت و عواطف اسلامي را پشتوانة خود قرار دهد. يكي از عوامل مؤثر در سبك زندگي اسلامي آن است كه اسلام و سبك زندگي اسلامي، به صورت همه يا هيچ نمي‌باشد، بلكه يك پيوستار بزرگ است كه مراتب پايين، متوسط و بالا دارد. بعضي از درجات ايمان و ويژگي‌هاي مؤمنان آن قدر شناخته شده است كه حتي اگر در روايات هم نيامده بود، باز هم مطلوب بودن آن روشن بود. پيوستاري بودن اسلام و سبك زندگي اسلامي از آيات و روايات متعددي بر مي‌آيد. خداوند به ايمان آورده‌ها دوباره امر به ايمان آوردن مي‌كند.24 اين نكته اشاره به مراتب ايمان دارد. قرآن در وصف منافقان، كه از رفتن به جبهه به بهانه‌هاي واهي اجتناب مي‌كردند، مي‌فرمايد: «آنها امروز به كفر نزديك‌ترند يا به ايمان»؟ (آل‌عمران: 165) كه نگاه پيوستاري را نشان مي‌دهد. در روايات آمده است: امام صادق† به ايمان بسان نردباني نگاه مي‌كنند كه بايد پله‌ها يكي پس از ديگري پيموده شوند.25

بر اين اساس، معلوم مي‌شود كه سبك زندگي اسلامي، داراي حالت پيوستاري است، افراد مسلمان هر كدام جايگاهي در اين پيوستار دارند.

پيشينة بحث

پيرامون «سبك زندگي اسلامي» به اصطلاح رايج امروزي به فارسي، به ويژه در تحقيقات روان‌شناختي، كاري انجام نشده است. در جامعه‌شناسي مي‌توان به كتاب «دين و سبك زندگي» تأليف مهدوي كني اشاره كرد. در مطالعات ديني هم تحقيقات كمي در اين زمينه انجام شده است.26 مطهري (1379)، به بررسي هدف در زندگي از ديدگاه اسلام، موسوي زنجان رودي (1378)، به زندگي از نوع سير و سلوك اسلامي، پاك نيا(1383)، به حقوق متقابل والدين و فرزندان، پسنديده (1384)، رضايت از زندگي از ديدگاه احاديث اسلامي، مكارم شيرازي (1376)، به زندگي در پرتو اخلاق، نجفي قوچاني (1378)، به زندگي برزخي با قلمي داستاني، فقيهي علينقي (1376)، به هدف و مقصد زندگي اسلامي، ناصر مكارم شيرازي ناصر(1376)، به يكصد و پنجاه درس از ديدگاه اسلام، اميدي‌فر (1379)، به نقش دعا در زندگي اجتماعي، جعفري (1386) به بررسي هدف و فلسفة زندگي، مظاهري(1369)، به عوامل كنترل كنندة غرائز از ديدگاه ديني پرداخته‌اند. پژوهشگران پس از جنگ جهاني دوم نيز رضايت از زندگي و شادكامي را با استفاده از فهرست‌هاي ساده مورد بررسي دادند. در پژوهشي كه توسط قمري (1388)، تحت عنوان «بررسي رابطة دين‌داري و ميزان شادماني در بين دانشجويان به تفكيك جنسيت و وضعيت تأهل» انجام شد، بين دينداري و ميزان شادكامي رابطة مثبت و معناداري (01/0P<) حاصل شد. استقاني كورف (2006)، در پژوهش خود چندين متغير مستقل را براي پيش‌بيني رضايت از زندگي در نظر گرفته است. وي گزارش مي‌دهد كه بين جهت‌گيري مذهبي دروني و رضايت از زندگي، رابطة معناداري وجود دارد. بورن و همكاران (2010)، در پژوهش خود به اين نتيجه رسيدند كه بين شادكامي و رضايت از زندگي رابطة مثبت معناداري وجود دارد. مالتبي و بوركين شاو (2000)، در پژوهشي رابطة بين مذهبي بودن و شادكامي را معنادار گزارش نموده‌اند. لويز (2000)، در يك مطالعة موردي به اين نتيجه رسيد كه بين مذهبي بودن و شادكامي رابطة مثبت معنادار وجود دارد. عقيلي و ونتاش كومار (2008)، در پژوهشي گزارش نمود كه بين تمام خرده مقياس‌هاي نگرش مذهبي و شادكامي رابطة مثبت وجود دارد. ليم و پوتنام(2010)، در پژوهشي نشان دادند كه افراد مذهبي رضايت بيشتري از زندگي دارند. هدي و همكاران (2010)، نشان دادند كه افراد مذهبي رضايت بيشتري از زندگي دارند و به العكس، افرادي كه از نظر مذهبي ضعيف‌ترند، رضايت كمتري از زندگي دارند. در اكثر مطالعات انجام شده، بين مذهب و شادكامي رابطة مثبت معناداري گزارش شده است. بارك هولدر و همكاران (2010)، دريافتند كه معنويت با شادكامي رابطة معناداري دارد. كلارك و للكز (2009)، با هدف بررسي تأثير مذهب بر رضايت از زندگي پژوهشي انجام داده و نشان دادند كه به هر ميزان فضاي حاكم مذهبي باشد، رضايت از زندگي بيشتر خواهد بود. نرگس‌السادات نوري و همكاران (1388)، نشان دادند بين شادكامي كاركنان با رضايت از زندگي رابطة مثبت معناداري وجود دارد. عباس بخشي پوررودسري (1384)، نشان داد كه دانشجويان دختر از رضايت بالاتر نسبت به زندگي و گرايشات مذهبي قوي‌تر برخوردارند. (01/P<).0 روحاني و همكاران (1387)، در پژوهشي نشان دادند كه بين دينداري با شادكامي و رضايت زناشويي همبستگي مثبت معناداري وجود دارد. كشاورز و همكاران(1386)، در پژوهشي رابطة مثبت معناداري را بين مذهب و شادي گزارش نموده‌اند.

وسايل و روش‌ها

ابزار: مقياس رضايت از زندگي (SWLS)

اين مقياس توسط دينر و همكاران (1985) تهيه و از پنج گزاره، كه مؤلفه شناختي بهزيستي فاعلي را اندازه‌گيري مي‌كند، تشكيل شده است. آزمودني‌ها اظهار مي‌دارند كه براي مثال، چقدر از زندگي خود راضي هستند و يا چقدر به زندگي آرماني آنها نزديك است. هر گزاره داراي هفت گزينه است كه از 1 تا 7 نمره گذاري مي‌شود. اين مقياس به صورت گروهي قابل اجرا مي‌باشد. مقياس رضايت از زندگي با اعتبار (69/0) مي‌باشد. اين مقياس به زبان‌هاي آلماني، اسپانيايي و ژاپني توسط ساه، دينر، اويشي، تريانديس (1998)، در يك مطالعه بين فرهنگي ترجمه شده است.

پرسش‌نامه شادماني آكسفورد آرگايل (2001)

پرسش‌نامه آكسفورد: داراي 29 ماده است و هر ماده داراي چهار گويه است و پايايي اين آزمون پس از 6 ماه 6 سال، توسط هيدي و ويرينگ 52/0 تا 6/0 گزارش شده است.27

پرسش‌نامه سبك زندگي اسلامي

پرسش‌نامه سبك زندگي اسلامي (ILST)، كه توسط كاوياني (1388) ساخته شده است، داراي دو فرم كوتاه (135 سؤالي) و فرم كوتاه ( 76سؤالي) مي‌باشد كه در اين پژوهش، از فرم كوتاه آن، با پايائي (آلفاي كرونباخ) 786/0استفاده شده است.

روش‌هاي تجزيه و تحليل داده‌ها

به منظور تعيين ميزان تأثير سبك زندگي اسلامي و شادي در رضايت از زندگي دانشجويان شهر اصفهان، از ضرايب همبستگي و آزمون‌هاي معناداري آن و همچنين جهت تعيين همبستگي هر يك از متغيرهاي پيش بين (10 مؤلفه سبك زندگي اسلامي و شادكامي) در تبيين متغير ملاك (رضايت از زندگي) از آزمون استنباطي رگرسيون چندگانه استفاده شده است.

جدول شماره 1: ميانگين و انحراف معيار حداقل وحداكثر نمرات مربوط به متغيرهاي پژوهش

متغيرها

شاخص‌هاي آماري

ميانگين

انحراف معيار

حداقل نمره

حداكثر نمره

شادكامي

9/75

7/14

38

123

رضايت اززندگي

21/21

1/7

5

77

سبك زندگي اسلامي

4/415

2/46

178

534

در جدول (1) شاخص‌هاي توصيفي شامل ميانگين، انحراف معيار، حداقل و حداكثر نمره براي متغير‌هاي پژوهشي آورده شده است

جدول شماره (: ضرايب همبستگي سبك زندگي اسلامي و شادكامي با رضايت از زندگي

رديف

متغير

ضريب همبستگي

سطح معنا داري

1

سبك زندگي اسلامي

27/ 0

001/ 0

2

شادكامي

46/ 0

001/ 0

در جدول شماره(2)، ميزان همبستگي سبك زندگي اسلامي و شادكامي با رضايت از زندگي در سطح (001/0) محاسبه شده است. و همان گونه كه در جدول 2 ملاحظه مي‌گردد، حاكي از رابطه مثبت معناداري مي‌باشد.

 

جدول شماره 3: آزمون رگرسيون متغيرهاي پيش بين (سبك زندگي اسلامي و شادكامي) و متغير ملاك (رضايت از زندگي)

مدل

Rچندگانه

R2

F

سطح معنا داري

متغير ها

461/0

213/0

12/40

000/0

جدول شماره 3، بيانگر آن است كه متغير‌هاي سبك زندگي اسلامي و شادكامي، مي‌تواند شاخص خوبي براي پيش‌بيني رضايت از زندگي به حساب آيند (461/0R=) (000/0P<). همچنين نشان دهنده آن است كه 21 درصد از تفاوت‌هاي فردي در رضايت از زندگي مربوط به شادكامي و سبك زندگي اسلامي است.

 

جدول شماره 4: آزمون رگرسيون متغيرهاي پيش بين (سبك زندگي اسلامي و شادكامي) و متغير ملاك (رضايت از زندگي)

متغير

B

Beta

t

سطحمعنا داري

سبك زندگي اسلامي

02/0

18/0

44/3

001/0

شادكامي

18/0

38/0

14/7

000/0

مقدار ثابت

32/4-

-

24/1

21/0

جدول شماره4، بيانگر آن است كه سبك زندگي اسلامي و شادكامي به ترتيب (001/0 و 000/0) رابطة معناداري را با رضايت از زندگي دارد. و ميزان اين تأثير به ترتيب (18/0B= و 38/0Beta=) مي‌باشد.

جدول شماره 5: ميانگين و انحراف معيار حداقل و حداكثر نمرات مربوط به متغيرهاي پژوهش

شاخص‌هاي آماري

متغيرها

ميانگين

انحراف معيار

حداقل نمره

حداكثر نمره

شادكامي

92/75

89/7

00/38

00/123

زمان شناسي

15/18

11/5

00/7

00/60

امنيتي

31/25

97/4

00/8

00/47

تفكر و علم

04/21

92/4

00/10

00/55

سلامت

13/26

85/4

00/15

00/43

خانوادگي

94/63

45/12

00/21

00/106

مالي

18/72

66/10

00/41

00/100

اخلاقي

44/68

15/12

00/30

00/97

باورها

54/44

77/8

00/14

00/56

عبادي

68/21

84/4

00/8

00/41

اجتماعي

41/53

89/7

00/30

00/90

در جدول 5، شاخص‌هاي توصيفي شامل ميانگين، انحراف معيار، حداقل و حداكثر نمره براي خرده مقياس‌هاي سبك زندگي اسلامي به تفكيك آورده شده است.

جدول شماره 6: ضرايب همبستگي 10 خرده مقياس سبك زندگي اسلامي و شادكامي با رضايت از زندگي

رديف

متغير

ضريب همبستگي

سطح معنا داري

1

شادكامي

**426/0

000/0

2

زمان شناسي

103/0

075/0

3

امنيتي

015/0

792/0

4

تفكر و علم

**206/0

000/0

5

سلامت

*145/0

012/0

6

خانوادگي

.**294/0

000/0

7

مالي

**170/0

003/0

8

اخلاقي

062/0

.287/0

9

باورها

**216/0

000/0

10

عبادي

**207/0

000/0

11

اجتماعي

.**251/0

000/0

*05/0 P<

** 01/0 P<

در (جدول 6)، ضرايب همبستگي 10 خرده مقياس سبك زندگي اسلامي و شادكامي با رضايت از زندگي ارائه گرديده است. همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، بين شادكامي و خرده مقياس‌هاي سبك زندگي يعني: تفكر و علم، خانوادگي، مالي، باور‌ها، عبادي، اجتماعي در سطح (01/0) و سلامت در سطح (05/0) همبستگي مثبت و معناداري وجود دارد.

جدول شماره 7:
آزمون رگرسيون متغيرهاي پيش بين (10 خرده مقياس سبك زندگي اسلامي و شادكامي) و متغير ملاك (رضايت از زندگي)

مدل

Rچندگانه

R2

F

سطح معنا داري

متغير ها

503/0

253/0

850/8

000/0

جدول شماره 7، بيانگر آن است كه خرده مقياس‌هاي متغير‌هاي سبك زندگي اسلامي و شادكامي، مي‌تواند شاخص خوبي براي پيش‌بيني رضايت از زندگي به حساب آيند (503/0R=) ( 000/0P<). همچنين نشان دهنده آن است كه 25 درصد از تفاوت‌هاي فردي در رضايت از زندگي، مربوط به شادكامي و خرده مقياس‌هاي سبك زندگي اسلامي است.

جدول شماره 8:
آزمون رگرسيون متغيرهاي پيش بين (10 خرده مقياس سبك زندگي اسلامي و شادكامي) و متغير ملاك (رضايت از زندگي)

متغير

B

Beta

T

سطح معنا داري

شادكامي

192/0

399/0

075/7

000/0

زمان شناسي

059/-

042/0-

744/0-

457/0

امنيتي

145/0-

102/0-

827/1-

069/0

تفكر و علم

220/0

152/0

674/2

008/0

سلامت

067/0-

044/0-

722/0-

471/0

خانوادگي

044/0

067/0

030/1

304/0

مالي

026/0-

040/0-

548/0-

584/0

اخلاقي

039/0

068/0

093/1

275/0

باورها

053/0

065/0

939/0

349/0

عبادي

088/0

060/0

958/0

339/0

اجتماعي

074/0

082/0

210/1

227/0

مقدار ثابت

303/3-

-

887/0-

376/0

از بين خرده مقياس‌هاي سبك زندگي اسلامي و شادكامي، مي‌توان شادكامي (000/0B= و 39/ 0= (P، و تفكر و علم (000/0B= و 008/0P=) را به عنوان پيش بين كننده رضايت از زندگي دانست.

بحث و نتيجه‌گيري

نتايج پژوهش حاضر مبني بر تأثير و رابطه معنادار سبك زندگي اسلامي و شادكامي در رضايت از زندگي، با نتايج تحقيقات قمري (1388)، استقاني كورف (2006)، بورن و همكاران (2010)، مالتبي و بوركين شاو (2000)، مجتبي عقيلي و ونتاش كومار (2008)، بارك هولدر و همكاران (2008)، كلارك و للكز (2009)، نرگس السادات نوري و همكاران (1388)، امير كشاورز و همكاران(1384) هماهنگ مي‌باشد. همچنين نتايج پژوهش فوق بيانگر تأثير مؤلفه تفكر و علم در شادكامي مي‌باشد. از محدوديت‌هاي پژوهش مي‌توان به فقدان پيشينه پيرامون سبك زندگي اسلامي اشاره نمود. پيشنهاد مي‌گردد كه پژوهش‌هايي پيرامون سبك زندگي اسلامي، در گروه‌هاي مختلف اجرا ّگردد. درخت سبك زندگي، بدان معناست كه بدانيم چگونه سبك زندگي شكل مي‌گيرد. چه نگرش‌هايي در آن تأثير مي‌گذارد. چگونه تعامل ريشه‌ها و نگرش‌ها در زندگي روزانه ايفاي نقش مي‌كنند و به زندگي انسان سبك و الگو مي‌دهند و مسير نسبتاً ثابتي را براي زندگي آنها ترسيم مي‌كنند. براي رسيدن به سبك زندگي‌اي كه از نظر اسلام اين ويژگي‌ها را داشته باشد، الگويي لازم است كه از جهات گوناگون مورد تأييد دين باشد و مؤلفه‌هاي مختلف آن نيز با يكديگر تعامل داشته باشند. ديگر اينكه، با يافته‌هاي مسلم علمي مخالف نباشند و دنيا و آخرت را در كنار هم ببينند و از هيچ يك از ابعاد مادي و معنوي انسان غافل نشوند. تدوين سبك زندگي اسلامي را مي‌توان گامي اساسي در اسلامي‌سازي علوم انساني ارزيابي كرد. بايد با مراجعه به قرآن، احاديث موجود و آموزه‌هاي اسلامي، سبك زندگي اسلامي را استخراج و تدوين نمود و پس از پيرايش آن از تعارض‌ها و تزاحم‌ها، تلاش كرد تا به علوم انساني مبتني بر اقتضائات اين سبك زندگي دست يافت.

هدف نهايي از اسلامي‌سازي علوم انساني، دست‌يابي به سبك زندگي اسلامي، به ويژه و با ايجاد اين امر خطير و ايجاد شادماني اين امر در قالب انقلاب فرهنگي به معني واقعي تحقق‌پذير است.

منابع

آرگايل، مايكل، روان‌شناسي شادي، ترجمه گوهري اناركي وهمكاران، اصفهان، جهاد دانشگاهي واحد اصفهان، 1382.

اميدي فر، عبدالله، نقش دعا در زندگي اجتماعي، قم، ميثم تمار، 1379.

بخشي پور رودسري، عباس، «بررسي رابطه بين رضايت از زندگي و حمايت اجتماعي با سلامت روان در دانشجويان»، فصلنامه اصول بهداشت رواني، ش28-27، پاييز و زمستان 1384، ص152-145.

پاك نيا، عبدالكريم، حقوق متقابل فرزندان و والدين، قم، كمال الملك، 1382.

پسنديده، عباس، رضايت از زندگي، قم، مركز تحقيقات دار احديث، 1384.

جعفري تبريزي محمدتقي، علم ودين درحيات معقول، موسسه تدوين و نشر آثار استاد علامه محمد تقي جعفري، 1386

روحاني، عباس و ديگران، «رابطه عمل به باور‌هاي ديني با شادكامي و رضايت زناشويي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد مباركه»، دانش و پژوهش در روانشناسي، دانشگاه آزاد اسلامي خوراسگان، شماره سي و پنجم و سي و ششم، بهار و تابستان 1387، ص206-108

فقيهي، علي نقي، مشاوره در آينه علم و دين، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1376

قمري، محمد، «بررسي رابطة دين‌داري و ميزان شادمانيدر بين دانشجويان به تفكيك جنسيت و وضيعت تاهل».روانشناسي و دين، سال سوم، ش، 1388، ص 91-75.

كاوياني اراني، محمد، طرح نظريه سبك زندگي بر اساس ديدگاه اسلام و ساخت آزمون سبك زندگي اسلامي و بررسي ويژگي‌هاي روانسنجي آن، پايان نامه دكتري روانشناسي عمومي، اصفهان، دانشگاه اصفهان، 1388 ـ 1.

كاوياني، ‌محمد، «تربيت اسلامي، گذر از اهداف كلي به اهداف رفتاري»، مجله پژوهش‌هاي ميان رشته‌اي قرآن كريم، ش 3، 1388 ـ 2،

كشاورز، امير و همكاران

كليني، ثقةالاسلام، اصول كافي، ج 2،انتشارات اسلاميه، 1388

لاما و كاتلر، دالايي، هنر شادمانگي، ترجمه رفيعي، تهران، كتاب‌سراي تنديس، 1382.

مكارم شيرازي، ناصر، زندگي در پرتوي اخلاق، قم، سرور، 1377.

مكارم شيرازي، ناصر، يكصد و پنجاه درس زندگي، قم، ناشر امام علي، 1376.

مطهري، مرتضي، هدف زندگي، حزب جمهوري اسلامي، 1379

مظاهري، حسين، عوامل كنترل غرايز در زندگي انسان، تهران، ذكر، 1369.

موسوي زنجان‎رودي، مجتبي، ازدواج موقت و اثر آن در اصلاح جامعه، حافظ نوين، 1371.

نجفي قوچاني، محمدحسن، سياحت شرق، شركت به نشر، 1378.

نوري، نرگس،« عوامل مؤثر در شادكامي كاركنان شركت فولاد مباركه»، جامعه شناسي كاربردي، بهار1388

Arrindell, W. A,Heesink,J.Seij.J.A.(1999)."The Satisfacation With Life Scale (SWLS) :Ap-praisal with 1700 healthy young adult in the Netherlands".Personality and Individual Differences,26-815-826.

Argyle, M., Lu, L.The happiness of extraverts.Personality and individual differences. (1989).

Bourne,P.A.Morris,C. Eldemire-Shearer,D."Re-testing theories on the correlations of health status, life satisfaction and happiness".North American Journal of Medical Sciences, .(2010),2,7,311-319.

Clark, A. E. &Lelkes,L. "Let us pray: religious interactions in life satisfaction". PSE Working Papers , PSE (Ecolenormalesupérieure)، 2009.

Cummins, R.A., &Nistico, H، Maintaining life satisfaction: The role of positive cognitive bias. Journal of Happiness Studies(2002), 3, 37-69.

Diener, E. Guidelines for national indicators of subjective well ـ being and ill ـ being.Available online at www.wanumd.Edu/cgraham/courses/does/puaf69 ، (2005)

Diner,E,Oishi,S. &Lucas,R.E."Personality ,Culturesubjectivewell ـ being: Emotional and Cognitive evalution of life".Annual Review of psychology، (2003)، 54,403-425

Headey, B. Schupp, J. Tucci, I. Wagner, G.G . Authentic Happiness Theory Supported by Impact of Religion on Life Satisfaction: A Longitudinal Analysis with Data for Germany.The Journal of Positive Psychology، (2010) ,1 ,73.

Holder, M. D. Coleman,B. Wallace,J.M. "Spirituality, Religiousness, and Happiness in Children Aged 8–12 Years". Journal of Happiness Studies, (2010)، 11, 2,131-150.

Korff, S.C.Religious Orientation as a Predictor of Life Satisfaction Within the Elderly Population. doctoraldissertation,Walden University، (2006).

Lewis,C.A. Maltby,J. &Burkinshaw,S. "Religion and happiness: Still no association". Journal of Beliefs &Values, .(2000)، 21, 233–236.

Lima,C. &Putnam,P.D."'Religion, Social Networks,and Life Satisfaction."American Sociological Review,( 2010)، 75(6), 914–933.

Meyrs, D.The friends, funds, and faith of happy people، (2000).

MojtabaAghili and G. Venkatesh Kumar، Relationship between Religious Attitude and Happiness among Professional Employees، Journal of the Indian Academy of Applied Psychology,April 2008, Vol. 34, Special Issue, 66-69.

STEIN,h، Similarities & differences، (1999):Avalable:http///www.consequence.com

Veenhoven, R.، Happiness in nations, subjective appreciation of life in 56 nations 1946-1992. RISBO, Studies in Social and Cultural Transforation nr2. Erasmus University Rotterdam. Netherlands، (1984).


* دانشيار گروه روان‌شناسي دانشگاه اصفهان

** دانشجوي کارشناسي ارشد روان‌شناسي باليني p.sajjadian@yahoo.com

*** استاديار گروه روان‌شناسي پژوهشگاه حوزه ودانشگاه

**** دانشجوي کارشناسي ارشد روانشناسي باليني

دريافت: 7/8/90 ـ پذيرش:23/12/90


1. محمد كاوياني، «تربيت اسلامي، گذر از اهداف كلي به اهداف رفتاري»، پژوهش‌هاي ميان رشته‌اي قرآن كريم، ش 3، ص 2

2. همان، ص 2.

3. همان، ص 1.

4. همان، ص 2.

5. Diener & etal.

6. Lama & Katler

7. لاما و كاتلر، دالايي، هنر شادمانگي، ترجمه رفيعي، تهران، كتاب‌سراي تنديس، 1382.

8. Diner,Oishi & Lucas, 2003.

9. Meyrs, D.The friends, funds, and faith of happy people

10. Commins&Nistico, 2000.

11. Diener, E. Guidelines for national indicators of subjective well _being and ill_ being.Available online at www.wanumd.Edu/cgraham/courses/does/puaf69

12. Mire,s

13. Adler

14. K Sicher.L

15. Moller.A

16. De Vires.s

17. Bruck. A

18. Wexberg.E

19. Neuer.A

20. Lazarfeld.S

21. Loewy.T

22. Birnbaum.F

23STEIN,h, Similarities & difference: Avalable:http///www.consequence.com

24. نساء: 126.

25. كليني، ثقة الاسلام، اصول كافي، ج 2، انتشارات اسلاميه، 1388

26. مرتضي مطهري، هدف زندگي، حزب جمهوري اسلامي.

27. مايكل آرگايل ، روان‌شناسي شادي، ترجمه گوهري اناركي وهمكاران، اصفهان، جهاد دانشگاهي واحد اصفهان، 1382