بررسي ازخودبيگانگي از ديدگاه اريك فروم و مقايسه آن با ديدگاه اسلام

سال نهم، شماره چهارم، پياپي 36، زمستان 1395

بهبود ياري قلي / استاديار دانشگاه شهيد مدني آذربايجان b_yarigholi@yahoo.com

صادق صيادي / دانشجوي دکتري روان شناسي تربيتي دانشگاه شهيد مدني آذربايجان    Sadeghsayadi90@gmail.com

دريافت: 14/7/1393 ـ پذيرش: 20/12/1393

چکيده

يکي از موضوعات اساسي دنياي مدرن «ازخودبيگانگي» است که در طول تاريخ، همواره مورد توجه انديشمندان بوده است. هدف اين پژوهش، مقايسه و ارزيابي ديدگاه اريک فروم، به عنوان يک روان شناس پيرو مکتب اومانيسم، و ديدگاه دين اسلام در زمينه ازخودبيگانگي بود. روش پژوهش توصيفي – تحليلي است. در اين مقاله، پس از بيان مقدمه و تعاريف ازخودبيگانگي و بررسي مباني نظري و پژوهشي، انديشه هاي فروم در زمينه ازخودبيگانگي مطرح و سپس ديدگاه اسلام در اين زمينه مورد بررسي قرار گرفت. هر دو ديدگاه، ازخودبيگانگي را «جدا شدن انسان از خود حقيقي خويش» معرفي کرده و آن را براي انسان به شدت زيانبار و خطرناک مي دانند، اما از ديدگاه فروم اعتقاد به دين و خدا، موجب ازخودبيگانگي انسان مي گردد. در حالي که از ديدگاه اسلام در بررسي ريشه ها و عوامل پيدايش مسئله «از خودبيگانگي»، بايد از تعاليم اديان آسماني بهره گرفت و اعتقاد به دين و خداست که مانع ازخودبيگانگي انسان مي شود.

کليدواژه ها: ازخودبيگانگي، اريک فروم، اومانيسم، اسلام.