اثربخشي آموزش مبتني بر كيفيت زندگي با جهت‌گيري اسلامي بر خودكارآمدي و شادكامي دانش‌آموزان

* محمدياسين سيفي گندماني / استاديار گروه روان‌شناسي، دانشگاه پيام نور    mseifi79@gmail.com
فاطمه ملک محمدي / کارشناس‌ارشد روانشناسي، واحد بروجن، دانشگاه آزاد اسلامي، بروجن، ايران    ftmsh.mm@gmail.com
فريبا کياني هرچگاني / استاديار گروه روانشناسي، واحد بروجن، دانشگاه آزاد اسلامي، بروجن، ايران    fariba.kiani64@gmail.com
دريافت: 23/11/1396 ـ پذيرش: 03/05/1397
چکيده
دانش‌آموزان سرمايه‌هاي عظيم کشور هستند و تأثيري شگرف در آينده کشور دارند. توجه به عوامل مؤثر بر سلامت روان آنها ازجمله شادکامي و خودکارآمدي از اهميت زيادي برخوردار است. اين پژوهش باهدف بررسي اثربخشي آموزش مبتني بر کيفيت‌زندگي، با جهت‌گيري اسلامي بر شادکامي و خودکارآمدي دانش‌آموزان دختر دبيرستان‌هاي مقطع متوسطه دوم بروجن انجام‌ شد. در اين پژوهش، که از نوع نيمه‌تجربي بود، جامعه آماري 1270 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان بروجن بود. با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي تصادفي، 36 دانش‌آموز انتخاب و به‌ روش جايگزيني تصادفي در دو گروه آزمايش و کنترل به‌طور برابر قرار گرفتند. گروه آزمايش در طي ده جلسه 90 دقيقه‌اي، تحت آموزش کيفيت زندگي اسلامي IS-QOLT)) قرار گرفت. اندازه‌گيري‌ها در مرحله پيش‌آزمون، پس‌آزمون و پيگيري انجام شد. ابزارهاي اندازه‌گيري، شامل پرسش‌نامه شادکامي آکسفورد (OHI) و مقياس خودکارآمدي (SGSES) بود. نتايج نشان ‌داد آموزش مبتني بر کيفيت زندگي با جهت‌گيري اسلامي، اثر معنادار برافزايش شادکامي و خودکارآمدي گروه آزمايش داشته است. براساس يافته‌هاي اين پژوهش مي‌توان گفت افزودن بعد معنويت، به‌ويژه در سايه مذهب، با نگاهي کل‌گرايانه و يکپارچه نسبت به انسان، مي‌تواند به اثربخشي مداخلات، به‌ويژه در حوزه روان‌شناسي مثبت‌نگر کمک کند.
کليدواژه‌ها: کيفيت زندگي، جهت‌گيري اسلامي، شادکامي، خودکارآمدي و دانش‌آموزان.
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
53
شماره صفحه: 
55