بررسي رابطه رضامندي‌زناشويي (بر اساس ‌معيارهاي‌ ديني) با عوامل جمعيت‌شناختي؛ تحصيلات،طول مدت ازدواج،سن ازدواج وتفاوت سني

 جعفرجديري*، مسعود جان‌بزرگي**، سيدكاظم رسول‌زاده طباطبايي***

چكيده

اين پژوهش به بررسي رضامندي از زندگي زناشويي و عوامل آن، ازمنظر روان‌شناسي و دين(اسلام) مي‌پردازد. فقدان آزموني معتبر براي رضامندي‌زناشويي از ديدگاه ديني، كه بتوان با آن كنش يك خانواده مسلمان را مورد سنجش دقيق قرار داد، محقق را برآن داشت تا دراين پژوهش اقدام به ساخت و اعتباريابي مقياس رضامندي‌زناشويي براساس معيارها كند. نمونه آماري 110 نفر از دانش‌پژوهان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني‌€ مي‌باشد كه با استفاده از روش تصادفي خوشه‌اي برگزيده شده‌اند. نتايج به كمك روش‌هاي آزمون معناداري ضريب همبستگي،آزمونT وتحليل واريانس براي مقايسه ميانگين‌ها تجزيه وتحليل شد. نتايج حاكي از از اعتبار و روايي بالاي مقياس رضامندي‌زناشويي اسلامي است. همچنين نتايج نشان مي‌دهد كه، بين تحصيلات و رضامندي‌زناشويي رابطه معناداري وجود نداشته، اما بين طول‌مدت ازدواج و تفاوت سن زوج رابطه معناداري وجود دارد.

كليد واژه‌ها: رضامندي‌زناشويي، تحصيلات، مدت‌ازدواج، سن، تفاوت‌سني.

مقدمه

كسي كه در فكر ازدواج است و يا ازدواج مي‌كند، انتظار دارد ‌اين زندگي با خوشبختي، سعادت و رضايت همراه باشد و از لحظه لحظه زندگي خود لذت ببرد؛ بدين سبب، آنچه از خود ازدواج مهم‌تر به شمار مي‌رود، موفقيت در ازدواج يا رضا‌مندي زوجين است.1

رضامندي زناشويي وضعيتي است كه در آن زن و شوهر از ازدواج با يكديگر و با هم‌بودن احساس شادماني و رضايت دارند.2 بنر و هيل،3 رضا‌مندي زناشويي را پيامد توافق زناشويي4 دانسته كه رابطة مناسب بين زن و شوهر را توصيف مي‌كند.‌ايشان مي‌نويسند: هنگامي‌كه زن و شوهر به ميزان قابل توجهي از برآورده‌شدن نيازها و انتظاراتشان در رابطة‌ زناشويي رضايت داشته باشند، رضا‌مندي زناشويي را گزارش خواهند كرد. آلوجا، و باريو و گارسيا5 به نقل از هاولت مي‌نويسند: رضا‌مندي زناشويي عبارت است از: برونداد ناشي از مجموعه‌اي از عوامل، نظير حل تعارض موفقيت‌آميز، يا موفقيت در فعاليت‌هاي مرتبط با شادكامي‌در فرآيند ازدواج. در واقع، رضا‌مندي زناشويي، يك ارزيابي كلي از وضع فعلي ارتباط ارائه مي‌دهد. همچنين رضايت زناشويي يكي از گسترده‌ترين مفاهيم براي تعيين و نشان‌دادن ميزان شادي و ميزان پايداري رابطه است.6

از منظر ديني، رضا‌مندي زناشويي وضعيتي است كه در آن زن و شوهر از ازدواج با يكديگر و باهم‌بودن، احساس طمأنينه و آرامش داشته باشند.7

رضايت زناشويي فرآيندي است كه در طول زندگي زوجين به وجود مي‌آيد و لازمة آن انطباق سليقه‌ها، شناخت ويژگي‌هاي شخصيتي،ايجاد قواعد رفتاري و شكل‌گيري الگو‌هاي مراوده‌اي است.8 بدين ترتيب مي‌توان گفت: زوجينِ داراي رضا‌مندي، در حيطه‌هاي گوناگون زندگي با همديگر توافق دارند.‌اين چنين زن و شوهر‌هايي از نوع و سطح روابط كلامي‌ او غيركلامي‌شان راضي‌اند، روابط جنسي‌شان را لذت‌بخش و ارضاكننده‌ مي‌دانند، پاي‌بندي‌هاي مذهبي مشتركي دارند، وقت و مسائل مالي خودشان را به خوبي برنامه‌ريزي ومديريت مي‌كنند، در مسائلي كه اختلاف نظر دارند، مصلحت زندگي و خانواده را بر مصلحت خود ترجيح داده، از انعطاف‌پذيري بالايي برخوردارند، از نوع و كيفيت گذران اوقات فراغت و رفت‌وآمد با اقوام و دوستان رضايت دارند و در نهايت، در تعداد و نوع تربيت فرزندان با هم اشتراك نظر دارند.

اهميت كيفيت زندگي‌زناشويي يا همان رضا‌مندي و نارضا‌مندي زناشويي، در تأثير آن بر سلامت رواني و جسماني پديدار مي‌شود. مطالعات نشان داده است كه رضا‌مندي و يا نارضا‌مندي زناشويي، بر بسياري از ابعاد زندگي فردي و اجتماعي تأثير مي‌گذارد، براي مثال، نتايج مطالعات در محدوده تأثير جسماني نشان داد، افراد متأهلي كه زندگي‌شان پايدار بوده و استحكام بيشتري داشته، عموماً عمر طولاني‌ دارند، از نظر جسماني سالم‌ترند، شاد هستند و بيشتر احتمال دارد كه از سرطان نجات يابند.9 ازسوي ديگر، اختلاف زناشويي با سطح سلامت پايين‌تر و بيماري‌هاي جسماني خاص نظير سرطان، بيماري‌هاي قلبي و درد مزمن رابطه دارد. بررسي مربوط به تعامل زناشويي، حاكي از احتمال وجود مكانيزم‌هايي است كه نشان مي‌دهند؛ براي مثال، رفتارهاي خصمانه در طول مدت اختلاف و تعارض زناشويي، با تغيير كاركرد‌هاي ‌ايمني غدد درون‌ريز و قلبي ـ عروقي رابطه دارد.10 بلوم، اشر و وايت11 نيز در بررسي‌هاي خود به‌اين نتيجه رسيده‌اند كه ميان ناآرامي‌هاي زناشويي و اختلال جسماني و عاطفي، يك رابطة‌ آشكار وجود دارد.12 همچنين مطالعات انجام شده روي ازدواج‌ها نشان داد كه افراد متأهل سازگار، بيشتر عمر مي‌كنند، درآمد بالايي دارند، ثروتمند هستند، در رفتارهاي خطرناك كمتر درگير مي‌شوند و تغذية‌ سالمي‌دارند.13 از سوي ديگر، پژوهش‌ها نشان داده است كه مردان مطلَّقه، در مقايسه با مرداني كه روابط زناشويي موفقي دارند بيشتر احتمال دارد دچار مرگ زودرس شوند و در بين آنان فشار خون دو برابر، سرطان گلو چهار برابر و ذات‌الريه هفت برابر وجود دارد كه آنها را بيشتر به سوي مرگ زودرس پيش مي‌برد.14

همچنين رضايتمندي و نارضايتي از زندگي زناشويي، نقش مهمي‌در سلامت و يا بيماري رواني زوجين ‌ايفا‌ مي‌كند، براي مثال، نارضا‌مندي زناشويي معمولاً با افسردگي، اختلالات تغذيه، برخي از انواع الكليسم و نيز بيماري‌هاي جسماني و رواني همسران همراه است.15 همچنين محققان دريافته‌اند، همسران در يك رابطة‌ زناشويي رضايت‌بخش و طولاني مدت، تا حدودي از تأثيرات منفي تنيدگي‌هاي زندگي محافظت مي‌شوند، در حالي كه در روابط درمانده، زوجين بيشتر در معرض تأثيرات منفي تنيدگي قرار دارند. اضطراب و ناسازگاري فردي كه شامل سوء‌مصرف مواد يا وابستگي (به ويژه در مردان) و افسردگي (به ويژه در زنان) نيز مي‌شود، با نارضايتي زناشويي رابطه دارد. مشكلات زناشويي اغلب پيش از آغاز مشكلات فردي، نظير مي‌خوارگي بيش از حد و افسردگي، قرار دارند.16 همچنين مادراني كه يك بار ازدواج كرده‌اند و زندگي زناشويي آنها ادامه دارد، در مقايسه با آنهايي كه طلاق گرفته يا ازدواج مجدد كرده‌اند، ميزان افسردگي پايين17 و وضع تغذية مطلوب دارند.18 نتايج مطالعات بيچ19 و همكاران و ويسمن20 نيز نتايج مزبور را تأييد كرده و حاكي از آن است كه رضا‌مندي زناشويي، با كاهش خطر ابتلا به افسردگي همراه است.21 نتايج مطالعات سايرز، كوهن، فرسكو، بلاك و سارور22 نشان مي‌دهد همسراني كه اختلاف دارند، علاوه بر‌اينكه افسرده‌تر هستند،رفتاري خصمانه‌تر و خلقي مضطرب‌تر دارند.23 ازدواج با شادكامي‌بيشتر، رابطه دارد.24 دانيز و همكاران معتقدند افراد متأهل نسبت به كساني كه هرگز ازدواج نكرده يا جدا شده‌اند و يا همسر خود را از دست داده‌اند، بيشتر احساس شادي و شادماني مي‌كنند.25 علاوه بر‌اين، تحقيقات نشان داده است كه از بين عواملي چون درآمد، تحصيلات، نوع جنس و موقعيت شغلي، رضايت و سازگاري زناشويي، بهترين پيش‌بيني كنندة ميزان شادماني شخصي و رضايت از زندگي بود.26 در مجموع مي‌توان گفت: افراد متأهلي كه زندگي‌شان پايدار بوده و استحكام بيشتري داشته و از رضا‌مندي زناشويي بالايي برخوردارند. بيشتر عاطفي‌اند و در مقايسه با افراد ناسازگار، كمتر دچار مشكلات روان‌شناختي مي‌شوند.27

علاوه بر تأثير جسماني و روان‌شناختي رضامندي و نارضامندي زناشويي
بر فرد، تحقيقات بسياري، از تأثيرات مثبت و منفي رضايت و نارضايتي زناشويي بر فرزندان حكايت دارد. ازدواج‌هايي كه در آنها توافق حاكم است، ارتباط
مادر - كودك و پدر - كودك مثبت است و احتمال بيشتري دارد كه پدر و
مادر نقش‌هاي مشابه، شراكت و همكاري متقابل داشته باشند؛ زيرا براي يك
زوج سخت است كه زن و شوهر خوبي نباشند و بخواهند والدين با
كفايتي باشند.28 كازدين در‌اين مورد مي‌نويسد: «پرورش كودكان در خانه‌اي
با والدين قابل اعتماد و خرسند، يكي از مهم‌ترين عوامل حفاظتي در مقابل
طيف گسترده‌اي از مشكلات رواني، جسماني، تربيتي و مشكلات مربوطه به هم‌سالان مي‌باشد. تعارض شديد بين والدين، با احتمال بالاي عدم سلامت
رواني والدين و كودكان همراه است. طلاق يك عامل خطرناك براي كودكان بي‌نواست، اما مشاجرات زيانبار والدين در حضور كودكان، به ويژه براي
آنان آسيب‌زا است».29 وجود يك رابطة‌ زناشويي مثبت، سطح پايين مشكلات رفتاري و عاطفي كودك را پيش‌بيني مي‌كند، در حالي كه نارضايتي زناشويي و مشاجره بين والدين، با مشكلات شديد كودكان در زمينة سازگاري در زمان حال و‌آينده رابطه دارد.30 پژوهش والرشتاين و بلكسلي31 نشان مي‌دهد خانواده‌هايي كه در برقراري روابط صميمانه با ديگران دچار مشكل بودند، فرزندانشان نيز در برقراري روابط صميمانه با ديگران دچار اشكال بودند.32 اختلاف و تعارض زناشويي پدر و مادر نيز مي‌تواند موجب بزه‌كاري فرزندان شود.33 تحقيقات ويلر34 نيز نشان مي‌دهد كه بسياري از بزه‌كاران جوان يا مجرمان، از خانواده‌اي گسسته به جامعه تحويل داده شده‌اند35 در كودكان خانواده‌هاي ناراضي،احتمال  زيادي وجود دارد الكل يا مواد مخدر مصرف نمايند و در نوجواني بچه‌دار شوند و درآمد كمتري داشته باشند.36 اختلاف و نارضايتي، بر پيشرفت تحصيلي فرزندان نيز اثر سوئي مي‌گذارد. مطالعه محققان نشان داد، كودكاني كه والدين آنها ازدواج پايدار و همراه با سازگاري داشتند، در مقايسه با آنهايي
كه والدينشان داراي ازدواج ناسازگار بودند، نمرة‌ درسي بالايي داشتند و
طبق گزارش معلم‌هايشان دانش‌آموزان بهتري بودند،اما در كودكان خانواده ناسازگار، احتمال بيشتري وجود دارد كه تحصيلات خود را به اتمام نرسانند.37  زندگي زناشويي فرزندان پدر و مادري كه نارضايتي داشتند نيز با مخاطره همراه است. آماتو و بوث38 در پژوهش طولي خود با نمونه‌اي از والدين و فرزندان ازدواج‌كردة‌شان دريافتند، تعارض، اختلاف و نارضايتي در زندگي زناشويي والدين، به طور منفي با تفاهم و صميميت و رضايت زناشويي فرزندان و به طور مثبت با تعارض و اختلاف و نارضايتي زناشويي فرزندان همبستگي دارد39 همچنين استوري40 نيز در تحقيقات خود نشان داد، طلاق و تعارض در خانوادة اصلي، پيش‌بيني‌كنندة خشونت و عدم توانايي حل مسئله و احتمال از هم‌گسستگي زندگي زناشويي فرزندان مي‌باشد.41 و در نهايت‌ بيماري‌هاي رواني ناشي از تعارضات زناشويي نيز در بين‌اين فرزندان فراوان مي‌باشد. محققين دريافتند تعارضات زناشويي و جدايي زوجين احتمال افسردگي را در پسران افزايش مي‌دهد هرچند ‌اين تعارضات بر روي دختران نيز بي‌تأثير نيست ولي دختران به دنبال طلاق و جدايي والدين بيشترين آسيب را مي‌بينند. همچنين بين سازگاري زناشويي والدين وميزان مشكلات رفتاري فرزندان، رابطة همبستگي معكوس وجود دارد.42

يكي از معضلات اجتماعي، وجود زنان و دختران خياباني و بحث روسپي‌گري در جامعه است. يكي از دلايل عمدة ‌‌اين معضل، نارضايتي و ناسازگاري زناشويي است. تحقيقات نشان داده است، از بين زناني كه دست به اعمال منافي عفت مي‌زدند، 5/66 درصد جداي از شوهرشان زندگي مي‌كردند و يا از شوهرشان طلاق گرفته بودند و تنها 12/5 درصد متأهل بودند و با شوهرشان زندگي مي‌كردند.43 در تحقيقات خديوي زند44، يكي از عوامل مؤثر در روسپي‌گري، اختلافات خانوادگي بيان شده است. معمولاً ‌اين افراد از خانواده‌هايي هستند كه از آرامش و انعطاف لازم برخوردار نبوده، زن و شوهر با يكديگر در حال نزاع و كشمكش بوده و با فرزندانشان هم رفتاري خشونت‌آميز و متغير دارند. در هفت مورد از يازده مورد بررسي‌شده، فساد و فحشا، به دنبال طلاق از همسر آغاز مي‌شود؛ چراكه شوهر، تنها تكيه‌گاه اين گونه زنان است و پس از طلاق، بدون اينكه قادر به ادامة زندگي خود باشند و يا در خانوادة‌ پدري جايي براي آنها باشد، در جامعه رها مي‌گردند.

عوامل دموگرافيك (جمعيت شناختي) و رضا‌مندي زناشويي

از مسائل مهمي كه مي‌تواند با رضا‌مندي زناشويي رابطه داشته و بر آن تأثير بگذارد، مسائل جمعيت‌شناختي يا همان عوامل دموگرافيك مي‌باشد؛ عواملي چون تحصيلات زوجين، سن ازدواج و تفاوت سني، طول مدت ازدواج و شاغل بودن زن و مرد، جداي از عوامل درون‌زوجي، همچون كيفيت رابطه كلامي و غيركلامي، رابطه جنسي، حل تعارض و اختلاف، مي‌تواند با رضا‌مندي از زندگي زناشويي رابطه داشته باشد.

ـ ميزان تحصيلات زوجين

ميزان تحصيلات مي‌تواند در زندگي هر فرد، نقش مثبت و سازنده داشته باشد. دانش‌آموختن به دليل فراگيري علمي ‌در زمينه‌هاي گوناگون و كسب آگاهي‌هاي بيشتر، داراي اين خصوصيت است كه فرد را از انجام و يا بروز رفتارهاي نامناسب باز مي‌دارد و علاوه بر‌اين، تعيين‌كنندة‌ جايگاه فرد در جامعه است.45 با توجه به نقش تحصيلات در زندگي فردي، محققان دريافتند سطح تحصيلات مي‌تواند در زندگي همسران نيز تأثيرگذار باشد. تحقيقات دامنه‌دار نشان مي‌دهد، مدارج تحصيلي در خوشبختي خانوادگي بسيار مؤثر مي‌باشد؛ زيرا مقدار تحصيل معمولاً به مقام اجتماعي شخص مربوط است. تفاوت تحصيلات وسيع ممكن است، سبب ‌ايجاد احساس حقارت و آزردگي شود. مشكل ديگري كه نشأت‌گرفته از اختلاف سطح تحصيلات بين زن و شوهر است، عدم درك صحيح طرفين از يكديگر مي‌باشد. ديدگاه فرد تحصيل‌كرده ممكن است نسبت به شرايط اطراف خود خيلي واقع‌بينانه‌تر باشد تا همسر خود؛ زيرا او مسلماً آگاهي بيشتري نسبت به مسائل اطراف خود دارد، ولي همسرش اگر هم‌پا و هم‌سطح او نباشد، طرز تفكري كاملاً متفاوت نسبت به مسائل گوناگون خواهند داشت و بر همان اساس، واكنش آنها نسبت به اين مسائل هم متفاوت خواهد بود. 46

پشتوانة تحقيقي متعددي دربارة تأثيرگذاري سطح تحصيلات زوجين بر رضا‌مندي زناشويي وجود دارد. نيومن و نيومن47 به نقل از  كار،48 سطح تحصيلات بالا و نيز موقعيت اجتماعي ـ اقتصادي بالا را از عوامل مؤثر در رضايت زناشويي مي‌دانند و معتقدند: جايي كه اين عوامل وجود دارند احتمالاً افراد در مهارت حل مسئله بهتر عمل مي‌كنند و استرس‌هاي مزمن كمتري در زندگي دارند.49 همچنين مطالعة  گرين50 در مورد رضا‌مندي پنجاه زوج آمريكايي و آفريقايي مقيم ايالات مريلند نشان داد، بين ميزان رضايت از زندگي زناشويي و تحصيلات، رابطة معناداري وجود دارد.51

ميراحمدي‌زاده و همكارانش52 در پژوهش خود يافتند، سطح تحصيلات متقاضيان طلاق به طور معنا‌داري كمتر از سايرين بود. نتايج پژوهش بني‌جمالي و همكارانش53 نيز نشانگر آن بود كه رابطة معناداري بين ميزان تحصيلات و موفقيت در زندگي همسران وجود دارد.

در بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت‌مندي زناشويي كه توسط آقامحمديان، پايان، مطبوع و روستايي انجام گرفت، عامل تحصيلي در كنار عواملي چون عقيدتي، اخلاقي، اقتصادي و جنسي، رابطة معناداري با استحكام زندگي زناشويي نشان دادند.54

در هر حال، تحصيلات زوجين و همساني يا كم‌بودن اختلاف سطح تحصيلي آنها، مي‌تواند به ‌ايجاد توافق ميان زن و شوهر كمك كند.55

ـ طول مدت ازدواج

هر ازدواجي داراي طول عمري است56 و ‌اين محققان را واداشته است كه مراحلي را براي آن تعيين كنند. پژوهش‌گراني مانند دوال و هيل57، طول زندگي زناشويي يك زوج متأهل كه داراي فرزند يا فرزنداني‌ هستند را به پنج مرحله تقسيم كرده است؛ مرحلة اول: پيوند زناشويي و تشكيل خانواده، مرحلة دوم: گسترش ـ از تولد اولين فرزند تا تولد آخرين فرزند خانواده‌ـ مرحلة سوم:‌ تثبيت‌ـ از مرحلة تربيت فرزندان شروع شده و تا زمان جداشدن اولين فرزند از محيط خانه ادامه داردـ، مرحلة چهارم: مرحلة انجام تعهدات از زمان جداشدن اولين فرزند از محيط خانه شروع شده و تا زمان جداشدن آخرين فرزند ادامه دارد و مرحلة پنجم: مرحلة تنهايي پدر و مادر.58

برخي ديگر، طول زندگي زناشويي را به سه بخش تقسيم كرده‌اند؛ مرحلة نخست، پنج سال اول زندگي زناشويي را در بر مي‌گيرد. معمولاً زوج‌ها در ‌اين فاصله به اواخر دوران بيست‌سالگي و اوايل سي‌سالگي خود مي‌رسند. مرحلة مياني‌دوران رشد فرزندان است. اين دوران نيز در اواخر چهل‌سالگي و اوايل پنجاه‌سالگي پدر و مادر به پايان مي‌رسد و‌ اين زماني است كه جوان‌ترين فرزند خانواده براي خود زندگي مستقل دست و پا كرده است. در نهايت، مرحلة سوم كه زن و شوهر مجدداً تنها مي‌شوند.‌اين دوران نيز با مرگ زن يا شوهر به پايان مي‌رسد.59

وجود مقطع‌هاي متفاوت براي ازدواج، محققان را بر آن داشت تا رضا‌مندي زناشويي را در‌اين مقاطع به دست آورند.

در تحقيق طولي كه توسط برگس و والين60 روي 400 زوج انجام شده، نتايج نشان داد بيش از دوسوم زنان و شوهران در سال‌هاي ميانه ازدواج، نسبت به سال‌هاي اول تا پنجم ازدواج، از سازگاري كمتري برخوردار بودند. آنها در مورد مسائل مهمي‌مانند پرورش كودكان، مشكلات مالي و روابط با خويشاوندان، كاملاً توافق نداشته و ‌اين ناخوشنودي با عدم هماهنگي در تصميم‌گيري همراه بوده است.61

در تحقيق ديگري كه توسط پاريس و لاكي62 انجام گرفت، نتايج نشان داد رضا‌مندي همسران از زندگي زناشويي، در اواسط سال‌هاي ازدواج كاهش پيدا مي‌كند.63 نتايج برخي پژوهش‌ها، از جمله مرور نيومن و نيومن به نقل از كار، نشان مي‌دهد، قرارداشتن در مرحلة اوليه يا انتهايي مقاطع چرخة زندگي، يكي از عوامل رضايت زناشويي است و يك علت ‌اين مسئله آن است كه رضايت زناشويي در طي سال‌هاي فرزندپروري كاهش مي‌يابد.64 تحقيق اسپانير65 نيز نتايج ‌اين تحقيقات را مورد تأييد قرار داده و نشان مي‌دهد رضايت از زندگي زناشويي در هنگامي‌كه فرزندان از خانواده جدا مي‌شوند و زندگي مستقلي تشكيل مي‌دهند، بيشتر از زماني است كه آنها در خانه حضور دارند.66

ـ سن ازدواج و تفاوت سني

معمولاً در همة جوامع براي ازدواج، يك پاية سني حداقلي وجود دارد كه در قوانين مدون يا غيرمدون در نظر گرفته مي‌شود و افراد تا قبل از رسيدن به آن، به برقراري پيوند زناشويي مجاز نيستند.‌اين پاية سني معمولاً هم‌زمان با بلوغ جنسي يا اندكي پيش يا پس از آن تعيين مي‌گردد، ولي به دليل آنكه ازدواج به عنوان شيوة بهنجار ارضاي ‌اين نياز، تنها بعد زيستي ندارد و مانند ديگر امور انساني با فرهنگ شكل گرفته و جهت مي‌يابد، معمولاً افزون بر بلوغ جنسي، بايد توانمندي لازم براي ادارة امور خانواده را داشته باشد و به تعبيري، به بلوغ عقلي و فكري و بلوغ اقتصادي رسيده باشد، به گونه‌اي كه فرد بتواند در نظر عرف و قانون، مسئوليت تعهد‌هاي خويش را در قبال ديگران بپذيرد. بدين ترتيب، سن ازدواج در هر جامعه‌اي بر حسب شرايط محيطي، اقتصادي و فرهنگ خاص آن جامعه تبيين مي‌گردد.67

صرف نظر از ‌اينكه سن ازدواج چه سني است و به چه شرايطي بستگي دارد، بايد اذعان داشت يكي از عوامل مهم در تداوم ازدواج، سن ازدواج زوجين است. تحقيقات نشان داده هر چه سن ازدواج پايين‌تر باشد، احتمال از هم گسيختگي خانواده بيشتر مي‌شود؛ زيرا در سنين پايين، افراد از قابليت‌هاي لازم براي ‌ايفاي نقش همسري بي‌بهره‌اند.68

كرو و ريدلي69 نيز معتقدند امكان شكست ازدواج در سنين پايين، بدون توجه به مدت آن بيشتر است.70 در ‌اين زمينه پشتوانة تحقيقي نيز وجود دارد.

مطالعه ميراحمدي‌زاده و همكاران71 در تأييد ‌اين مطلب نشان داد، هم ميانگين سن ازدواج در زنان متقاضي طلاق كمتر از گروه غيرمتقاضي بود و هم ميانگين سني متقاضيان طلاق به طور معناداري از سايرين كمتر بود. نتايج پژوهش صادق‌مقدم72 نيز كه با عنوان «ميزان رضايت از زندگي زناشويي در زنان شاغل و خانه‌دار و همسران آنها» انجام گرفت، نشان داد بين سن ازدواج در زنان شاغل و رضايت‌مندي از زندگي زناشويي، ارتباط معناداري وجود دارد.

ازدواج در سنين پايين، گاه موجبات بزه‌كاري را فراهم مي‌آورد. مطالعه ربيعي‌زاده درمورد برخي از زنان بزه‌كار در سال 1376 نشان داد، حدود نيمي‌(8/75 درصد) از پاسخ‌گويان، در سنين كمتر از 14 سالگي ازدواج كرده‌اند و 4/43 درصد نيز سن ازدواج آنها بين 15 تا 19 سالگي بوده است.73

با ‌اينكه استحكام خانواده در ازدواج‌هايي با سنين پايين با مشكل مواجه است، در عين حال ازدواج در سنين بسيار بالا نيز توصيه نمي‌شود؛ چون ازدواج در سنين بسيار بالا، خطر طلاق را افزايش مي‌دهد.74

يكي ديگر از عوامل جمعيت‌شناختي، تفاوت سني زوجين است. هرچند برخي از مؤلفان در حوزة خانواده و ازدواج، نزديكي سن را يكي از بنيادي‌ترين عوامل براي پيوند زناشويي به حساب آورده‌اند75 با ‌اين حال، در تعيين مرزهايي كه اختلاف سني نبايد از آن فراتر رود، وحدت نظر وجود ندارد. به عقيدة برنارد،76 بيشترين خرسندي براي زنان هنگامي‌حاصل مي‌شود كه با مردي ازدواج كند كه 5 سال تا 6 سال، سالمند‌تر از‌ ايشان باشد و براي مردان همين خرسندي هنگامي به وجود مي‌آيد كه ميان صفر تا 10 سال بزرگ‌تر از همسرانشان باشند.77

به اعتقاد دژكام، اختلاف سني در ازدواج تا حدود 5 سال مناسب است؛ البته استثنا نيز وجود دارد، اما چون سن از جنبه‌هاي رواني و فيزيولوژيكي مي‌تواند در ارتباطات زناشويي تأثير‌گذار باشد، تفاوت زياد آن مي‌تواند در شادكامي‌زناشويي، تأثيرات سوئي به دنبال داشته باشد. اين اعتقاد كه شوهر كمي‌بزرگ‌تر از زن باشد ريشه در عوامل متعددي دارد كه به دو مورد از آنها اشاره مي‌شود:

1. دختران از لحاظ زيستي چند سال زودتر از پسران به بلوغ جنسي مي‌رسند، همان گونه كه زنان زود‌تر از مردان، قابليت باروري را از دست مي‌دهند و تمايلات جنسي در مردان ديرتر از زنان فروكش مي‌كند. احتمالاً از ‌اين‌رو، دختران بايد چند سال زودتر از پسران ازدواج مي‌كرده‌اند تا از اوائل دوره‌اي كه هيجانات جنسي و قابليت باروري در آنها بروز مي‌كند، شوهردار بوده و در آخر دوره نيز تقريباً‌ هم‌زمان با شوهران خود، از فعاليت‌ جنسي فاصله گيرند.

2. تقريباً در همة جوامع، مردان مسئول اصلي تأمين مخارج مالي خانواده‌اند. ‌اين مسئوليت موجب مي‌شود آنان تا آن زمان كه از جهت اقتصادي، آمادگي تأمين و ادارة‌ خانواده را نداشته باشند، نتوانند ازدواج كنند، مگر در موارد خاصي كه والدين تأمين مالي خانوادة نوپاي فرزند خود را بر عهده بگيرند، اما از ناحية‌ دختران ‌اين الزام اقتصادي وجود نداشته و مي‌توانند پس از بلوغ ازدواج كنند. 78

اگر اختلاف و تفاوت سني زوجين متناسب نبوده و فاصلة‌ سني زوجين تفاوت فاحش داشته باشد، احتمال آسيب به سلامت و دوام خانواده بسيار افزايش مي‌يابد؛ چراكه فاصلة سني زياد بين زوجين، فاصلة عميق اجتماعي را به همراه خواهد داشت؛ به عبارت ديگر، دو نفر از دو نسل متفاوت خواهند بود. كارلسون79 در ‌اين زمينه معتقد است: چون انتظارات و شيوة نگرش اشخاص در سنين متفاوت فرق مي‌كند، افرادي كه داراي سن متفاوت هستند در فرهنگ و انديشة ايشان نيز تفاوت وجود دارد؛ از اين‌رو، تفاوت وسيع سني با خود، تفاوت‌هاي وسيع فرهنگي و جهان‌بيني را به همراه خواهد آورد و بر بناي زوجيت و سعادت زناشويي، تأثير خواهد گذاشت.80

نتيجة مطالعة صادق‌مقدم81 در مورد ميزان تفاوت سني زنان خانه‌دار با همسران خود نشان داد، با بالارفتن ميزان تفاوت سني زنان خانه‌دار با همسران خود، ميزان رضا‌مندي زناشويي آنان كاهش مي‌يابد.

با توجه به يافته‌هاي پيشين، اين پژوهش به دنبال بررسي رابطة رضامندي زناشويي بر اساس معيارهاي ديني با عوامل جمعيت‌شناختي (تحصيلات ،طول مدت ازدواج، سن ازدواج وتفاوت سني) است.

روش تحقيق     
جامعه‌آماري

روش تحقيق پژوهش حاضر، توصيفي از نوع همبستگي است و جامعة آماري ‌اين پژوهش، مشتمل ‌بر كليه دانش‌پژوهان مرد متأهل داراي 20 تا 50 سال مؤسسه‌ آموزشي پژوهشي امام خميني€، در سطح كارشناسي و كارشناسي‌ ارشد 87 - 86 مي‌باشد، كه دست‌كم يك سال از ازدواج آنها گذشته باشد.

حجم نمونه

با توجه به ماهيت پژوهش حاضر، كه از نوع همبستگي مي‌باشد 110 پرسش‌نامه مورد تجزيه و تحليل نهايي قرار گرفت. اين تعداد با عنايت به عدم عودت برخي از پرسش‌نامه‌ها و ناقص‌بودن تعدادي ديگر، از بين 200 پرسش‌نامه توزيع شده به دست آمده است.

روش نمونه‌گيري

روش نمونه‌گيري در‌اين پژوهش، نمونه‌گيري تصادفي خوشه‌اي بوده است. در‌اين روش، ابتدا از بين 12 رشته تحصيلي فعال، 5 رشته تحصيلي اقتصاد، مديريت، علوم تربيتي، كلام و دين‌شناسي و روان‌شناسي به صورت تصادفي انتخاب و سپس از بين كلاس‌هاي موجود در ‌اين رشته‌ها در دو سطح كارشناسي و كارشناسي‌ارشد، 10 كلاس به صورت تصادفي انتخاب گرديد. بدين ترتيب، كل افراد كلاس‌ها ـ كه شامل 200 نفربوده- نمونه پژوهش حاضر را تشكيل دادند. آن‌گاه با مراجعه به كلاس‌ها و ارائه توضيح دربارة پژوهش و مزاياي آن، از ‌ايشان خواسته شد تا در انجام ‌اين پژوهش همكاري نمايند. كه از بين ايشان، پرسش‌نامه 110نفر مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

روش جمع‌آوري داده‌ها

به منظور گردآوري اطلاعات، محقق با مراجعه به كلاس‌هايي كه از قبل به طور تصادفي انتخاب شده بودند و با ارائه توضيحات لازم دربارة پژوهش، پرسش‌نامه رضامندي زناشويي را به ايشان ارائه داد و از آنها خواسته شد با دقت و امانت به آنها پاسخ دهند و مشخصات جمعيت‌شناختي از قبيل سن، مقطع تحصيلي، طول مدت ازدواج و اختلاف سني را هم در جداول مربوطه درج نمايند. ازآزمودني‌ها درخواست شد بعد از پرنمودن پرسش‌نامه، آن را در محل از پيش تعيين‌شده قرار دهند.

ابزار پژوهش

پرسش‌نامه رضا‌مندي زناشويي (اسلامي)

با توجه به فضاي مذهبي جامعه ما و ضرورت مداخله‌هاي مذهبي براي بهبود شرايط خانوادگي، محقق اقدام به ساخت آزموني درباره رضا‌مندي زناشويي مي‌نمايد. هدف از تهيه ‌اين تست، ارزيابي زمينه‌هاي بالقوه مشكل‌زا و شناسايي زمينه‌هاي قوت و پر‌باري رابطه زناشويي در حيطه مؤلفه‌هاي ديني مي‌باشد. همچنين از ‌اين پرسش‌نامه مي‌توان براي تشخيص زوج‌هايي استفاده كرد كه نياز به مشاوره و تقويت رابطه خود دارند.

روش ساخت

پژوهش‌گر در ابتدا با بررسي تحقيقات گوناگون داخلي و خارجي دربارة مؤلفه‌هاي رضا‌مندي زناشويي و وارسي متون ديني، اعم از قرآن و روايات، در زمينة‌ مسائل زناشويي و خانوادگي، به مؤلفه‌هايي در ‌اين زمينه دست يافت. بدين ترتيب در گام اول آزمون‌سازي، آيات و روايات مربوط گردآوري شده، سپس به توصيف هر يك از مؤلفه‌ها پرداخته شد.‌اين وهله براي رفع ابهام از مؤلفه‌هاي مذكور، به نحوي كه براي ديگران قابل درك باشد، در نظر گرفته شد. تدارك ساختار سؤال‌ها از توصيف‌هاي مذكور، گام بعدي محقق بود. تعداد 80 سؤال از روايات و‌آيات مد نظر، تهيه گرديده و به سه تن از متخصصان علوم ديني كه در حوزه مسائل روان‌شناسي و خانوادگي نيز آگاهي داشتند ارائه شد. از بين 80 آيه و روايت و سؤال مطرح‌شده، 50 سؤال كه از نظر متخصصان علوم ديني بيشترين ارتباط را با مباحث خانوادگي از منظر دين داشت، انتخاب و به دو نفر از متخصصان روان‌شناسي كه داراي سابقه كار باليني در حوزه مسائل خانواده بودند، ارائه شد. در نهايت، پس از تأييد نظر متخصصان علوم ديني و روان‌شناسي، آزمون در سطح محدودي اجرا گرديد تا مواردي كه احتمالاً درك آنها براي آزمودني مبهم بود، مورد بررسي مجدد قرار گيرد.

مؤلفه‌هاي آزمون

اين آزمون داراي 10 مؤلفه و 50 سؤال مي‌باشد كه سهم هر يك از مؤلفه‌ها 5 سؤال مي‌باشد كه توصيف آن به ‌اين شرح است:

1. ارتباط كلامي (سؤالات 1، 2، 3، 5 و 15)؛‌ اين مقياس به رفتار‌هاي كلامي همسران در تعامل با يكديگر از منظر ديني مربوط مي‌شود. رعايت عفت و ادب در كلام و پرهيز از آزاررساندن توسط زبان و ابراز محبت كلامي، از خصيصه‌هاي اين خرده مقياس است. نمرة بالا نشان‌دهندة وجود رابطه كلامي سالم بين زوجين است.

2. پايبندي‌هاي مذهبي (سؤالات 6 ـ 10)؛ ‌اين مقياس، ميزان توجه همسران به مبدأ متعال و رعايت حريم خداوند را در زندگي زناشويي مي‌سنجد. نمرة بالا در ‌اين مقياس، نشانگر تعهد همسران در اداي وظايفشان و ملاك‌بودن مذهب و پاي‌بندي به آن در زندگي زناشويي مي‌باشد.

3. حل تعارض (سؤالات 11، 12، 13، 14 و 4)؛ ‌اين مقياس به احساسات، اعتقادات و نگرش‌هاي شخص در خصوص به وجودآمدن يا حل تعارض مربوط مي‌شود. نمرة بالا در‌اين مقياس نشان‌دهندة وجود توافق در زندگي زناشويي و ظرفيت حل تعارض از راه‌هاي معقول مي‌باشد.

4. مديريت مالي (سؤالات 16 ـ 20)؛‌ اين مقياس به نحوه اداره امور مالي زندگي زناشويي و نگرش‌هاي همسران نسبت به نوع مديريت ماليِ منزل مربوط مي‌شود. نمرة بالا در‌اين مقياس، نشانگر مديريت خوب امور مالي و رضايت همسر از‌ اين نوع مديريت است.

5. روابط جنسي (سؤالات 21 ـ 25)؛ ‌اين مقياس نگرش‌ها و نگراني‌هاي همسر را در رابطه با روابط جنسي مي‌سنجد. نمرة بالا در‌اين مقياس نشانگر عدم وجود مشكل جدي در ‌اين باره و احساس رضايت همسران از‌ اين رابطه است.

6. فعاليت‌هاي اوقات فراغت (سؤالات 26 ـ 29 و 34)؛ ‌اين مقياس، ترجيحات زن و شوهر دربارة فعاليت‌هاي اوقات فراغت و گذران آن در كنار همسر را ارزيابي‌ مي‌كند. نمرة بالا در‌اين مقياس نشان‌دهندة انعطاف‌پذيري و توافق درباره استفاده از زمان‌هاي فراغت و احساس رضايت از كنارهم‌بودن در ‌اين اوقات است.

7. مسائل شخصيتي (سؤالات 30 ـ 33 و 35)؛ ‌اين مقياس، رضايت يا عدم رضايت همسران را از ويژگي‌ها، صفات و رفتار‌هاي همديگر مي‌سنجد. نمرة بالا نشان‌دهندة رضايت از ويژگي‌هاي شخصيتي همسر مي‌باشد.

8. فرزندان و فرزند‌پروري (سؤالات 36 تا 40)؛‌ اين مقياس نگرش والدين را نسبت به فرزندان و رضايت يا عدم آنان را در نوع فرزند‌پروري همسر ارزيابي مي‌كند. نمرة بالا در‌ اين مقياس، نشانگر نگرش مثبت والدين به فرزند‌آوري و احساس رضايت از فرزند‌پروري همسر است.

9. نقش زن و مرد (سؤالات 41 ـ 45)؛ ‌اين مقياس، نحوه ايفاي نقش زن و شوهر در زندگي و رضايت زن يا شوهر از انجام وظايف توسط طرف مقابل را ارزيابي مي‌كند. نمرة بالا در‌ اين مقياس، نشان‌دهنده ايفاي مسئوليت زن يا شوهر و احساس رضايت از طرف مقابل در ‌اين مورد مي‌باشد.

10. صله ارحام (سؤالات 46 ـ 50)؛ ‌اين مقياس، نگرش و كنش همسران را در رابطه با رفت و آمد با اقوام و فاميل مي‌سنجد. نمرة بالا در‌اين مقياس، نشان‌دهندة نگرش مثبت به اين‌گونه روابط و احساس رضايت از آن است.

اعتبار

از مسائل مهم در آزمون‌سازي، اعتبار است.‌ اين اصطلاح، مفاهيمي‌مانند ثبات يا هماهنگي، اعتماد‌پذيري، پيش‌بيني‌پذيري، همگوني، حساسيت، وقت، تكرار‌پذيري و بازپديد‌آوري را دربرمي‌گيرد.82 محقق براي برآورد اعتبار پرسش‌نامه رضامندي‌زناشويي، از طريق دونيمه‌سازي و ثبات‌دروني (آلفاي كرونباخ)، اقدام نموده است. نتايج نشان مي‌دهد، پرسش‌نامه از اعتبار نسبتاً بالايي برخوردار است.

روايي

مقصود از روايي پرسش‌نامه آن است كه وسيلة مزبور، واقعاً بتواند خصيصة مورد مطالعه را اندازه بگيرد و نه متغير ديگري را.83 محقق از دو روش روايي محتوايي و روايي وابسته به ملاك از نوع همزمان نسبت، به برآورد روايي اين آزمون اقدام نموده است. نتايج نشان مي‌دهد، پرسش‌نامه از روايي بالايي برخوردار است.

شيوة نمره‌گذاري

براي هر يك از سؤال‌هاي اين پرسش‌نامه، پنج گزينه منظور شده است. گزينه سؤال‌ها عبارت‌اند از: هميشه، اغلب اوقات، گاهي، به ندرت و هرگز، بجز سؤالات 9، 10، 26، 35، 39 و 40.

نمره‌گذاري سؤال‌ها به صورت 4، 3، 2، 1 و 0 است. حداكثر نمره آزمودني در ‌اين پرسش‌نامه، برابر با 200 است. نمرة بالا‌تر، نشانه رضا‌مندي بيشتر زناشويي است. پاسخ‌نامه به صورت يك برگ جدا، در اختيار آزمودني قرار مي‌گيرد.

روش تجزيه و تحليل داده

براي اعتباريابي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي، از ضريب همساني دروني(آلفاي‌كرونباخ) و ضرايب اسپيرمن براون و ضريب دونيمه‌سازي گاتمن و براي به دست آوردن روايي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي، از روش همبستگي اسپيرمن و ضريب همبستگي پيرسون استفاده شده است. در مورد مقايسه ميانگين گروه‌هاي گوناگون، از لحاظ تحصيلي، اختلاف سني و طول مدت ازدواج، از روش‌هاي آماري همچون آزمونT، تحليل واريانس و آزمون توكي با كمك برنامه نرم‌افزاري SPSS استفاده شده است.

يافته‌ها

چنان كه گفته شد، براي به دست آوردن اعتبار پرسش‌نامه، از روش ضريب همساني دروني (آلفاي كرونباخ) و از روش دو‌نيمه‌كردن استفاده شده است. در جداول (1) و (2)، ضريب همساني دروني‌گويه‌هاي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي و آماره‌هاي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي مشاهده مي‌شود.

جدول (1): ضريب همساني دروني گويه‌هاي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي

آلفاي كرونباخ

آلفاي كرونباخ گويه‌هاي استانداردشده

تعداد گويه‌ها

87/0

875/0

50

همان گونه كه در جدول(1) مشاهده مي‌شود، ضريب همساني دروني گويه‌هاي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي، برابر با 87/0 مي‌باشد.

جدول(2): آماره‌هاي پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي

ميانگين

واريانس

انحراف استاندارد

تعداد گويه‌ها

3/138

487/256

015/16

50

همان گونه كه در جدول (2) مشاهده مي‌شود، ميانگين پرسش‌نامه مذكور برابر با 3/138 و انحراف استاندارد آن برابر با 015/16 مي‌باشد.

همچنين در جدول (3) و (4)، ضريب همساني دروني گويه‌هاي دو نيمه پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي و آماره‌هاي دو نيمه پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي، براي بررسي اعتبار پرسش‌نامه رضامندي زناشويي مشاهده مي‌شود. همان گونه كه مشاهده مي‌شود، ضرايب اسپيرمن براون در صورت تساوي و عدم تساوي تعداد گويه‌ها 816/0 و با استفاده از ضريب دونيمه‌سازي گاتمن815/0 مي‌باشد.

جدول(3): ضريب همساني دروني گويه‌هاي دو نيمه پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي

ضرايب اسپيرمن براون

در صورت تساوي تعداد گويه‌ها

816/0

 

در صورت عدم تساوي تعداد گويه‌ها

816/0

ضريب دونيمه‌سازي گاتمن

815/0

جدول(4): آماره‌هاي دو نيمه پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي

 

ميانگين

واريانس

انحراف استاندارد

تعداد گويه‌ها

بخش اول

23/70

81/71

474/8

25

بخش دوم

07/68

141/80

952/8

25

هر دو بخش

3/138

487/256

015/16

50

همچنين براي محاسبه روايي محتوايي، پرسش‌نامه رضامندي زناشويي اسلامي به دو نفر از متخصصين خانواده درماني ارائه شده و از ايشان خواسته شد نظر خود را دربارة اينكه اين سؤالات تا چه ميزان مي‌تواند رضا‌مندي زناشويي را بسنجد در قالب مقياس ليكرت بيان كنند. روايي محتوايي آزمون با استفاده از روش همبستگي اسپيرمن در حدود 90/. به دست آمده است كه در سطح (0001/> p ) معني‌دار است.

همچنين روايي وابسته به ملاك از نوع همزمان نيز با استفاده از تست معادل به دست آمد. براي بررسي اين نوع روايي، ضريب همبستگي ميان نمره كل آزمون مذكور با نمره كل پرسش‌نامه رضامندي زناشويي انريچ محاسبه شد، كه در جداول (5) و (6) ويژگي‌هاي آماري و ضريب همبستگي 726/0 در سطح معناداري كمتر از 01/0 ارائه شده است.

جدول(5): آماره‌هاي پرسش‌نامه‌هاي رضامندي زناشويي اسلامي و انريچ

 

ميانگين

انحراف استاندارد

تعداد

نمرة كل رضامندي زناشويي انريچ

7/156

329/20

30

نمرة كل رضامندي زناشويي اسلامي

93/135

152/14

30

جدول (6): ضرايب همبستگي نمرات كل رضامندي زناشويي اسلامي و انريچ

 

نمره كل رضامندي زناشويي انريچ

نمره كل رضامندي زناشويي اسلامي

نمره كل رضامندي زناشويي انريچ

همبستگي پيرسون

1

726/0(**)

سطح معناداري( دو دامنه)

-

0001/0

تعداد

30

30

نمره كل رضامندي زناشويي اسلامي

همبستگي پيرسون

726/0(**)

1

سطح معناداري( دو دامنه)

0001/0

-

تعداد

30

30

سطوح معناداري در سطح كمتر از 01/0 معنادار هستند.

ميزان تحصيلات و رضامندي زناشويي اسلامي

جدول(7): ويژگي‌هاي آماري آزمودني‌هاي پژوهش بر اساس ميزان تحصيلات و نمره رضامندي زناشويي اسلامي

 

ميزان تحصيلات

تعداد

ميانگين

انحراف استاندارد

رضامندي زناشويي اسلامي

ليسانس

63

89/136

447/15

فوق ليسانس

47

19/140

726/16

همان‌گونه كه مشاهده مي‌شود، نمرات رضامندي زناشويي آزمودني‌هاي مقطع ليسانس، داراي ميانگين 89/136 و انحراف استاندارد 45/15 و نمرات رضامندي زناشويي آزمودني‌هاي مقطع فوق ليسانس، داراي ميانگين 19/140 و انحراف استاندارد 73/16 است.

در جدول (8)، نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين نمرات رضامندي زناشويي اسلامي آزمودني‌هاي پژوهش، بر اساس ميزان تحصيلات آنها در دو مقطع ليسانس و فوق‌ليسانس ارائه شده است.

جدول (8): مقايسه نمرات رضامندي زناشويي اسلامي آزمودني‌هاي پژوهش بر اساس ميزان تحصيلات

 

آزمون برابري واريانس‌هاي ليونس

 

F

سطح معناداري

t

درجة آزادي

سطح معناداري (دو دامنه)

تفاوت ميانگين

تفاوت خطاي استاندارد

رضامندي زناشويي اسلامي

 

با فرض

برابري

واريانس‌ها

738/0

392/0

071/1-

108

287/0

303/3-

085/3

 

با فرض عدم برابري

واريانس‌ها

 

 

058/1-

713/94

293/0

303/3-

121/3

همان گونه كه مشاهده مي‌شود، واريانس نمرات دو گروه بر اساس آزمون ليونس برابر نيست و همچنين دو گروه از لحاظ ميزان رضامندي زناشويي، تفاوت معناداري ندارند.

تحليل واريانس يك‌راهه طول مدت ازدواج و رضامندي زناشويي اسلامي

جدول (9): ويژگي‌هاي آماري آزمودني‌هاي پژوهش بر اساس طول مدت ازدواج و نمرة رضامندي زناشويي اسلامي

طول مدت ازدواج

ميانگين

انحراف استاندارد

تعداد

5-1 سال

19/143

924/15

42

10-6 سال

44/134

853/15

54

15-11 سال

136

078/14

11

بيش از 15 سال

67/147

083/8

3

كل

3/138

015/16

110

در قسمت پايين، نتايج تحليل واريانس تغييرات بين گروهي آزمودني‌هاي پژوهش بر اساس طول مدت ازدواج در جدول (10) ارائه شده است، كه ميزان f‌ با درجات آزادي 3 و 110 برابر با 912/2 است كه در سطح كمتر از 05/0 معنادار است.

جدول (10): نتايج تحليل واريانس تغييرات بين گروهي آزمودني‌هاي پژوهش

منبع واريانس

مجموع مربعات نوع 3

درجة آزادي

مربع ميانگين

F

سطح معناداري

بين گروه‌ها

624/2128

3

541/709

912/2

038/0

داخل گروه‌ها

476/25828

106

665/243

 

 

كل

2131915

110

 

 

 

با توجه به معنادار بودن F با استفاده از آزمون توكي، مشخص گرديد فقط اختلاف ميزان رضامندي زناشويي بين افرادي كه 1 ـ 5 سال از ازدواجشان مي‌گذرد، در سطح معناداري كمتر از 05/. بيش از كساني است كه 6 ـ 10 سال است كه ازدواج كرده‌اند.

جدول (11): نتايج آزمون توكي براي مقايسه‌هاي زوجي نمرات آزمودني‌هاي پژوهش

طول مدت ازدواج I

طول مدت ازدواج J

تفاوت ميانگين (I-J)

خطاي استاندارد

سطح معناداري

5-1 سال

10-6 سال

75/8(*)

212/3

037/0

 

15-11 سال

19/7

287/5

527/0

 

بيش از 15 سال

48/4-

329/9

963/0

10-6 سال

5-1 سال

75/8-(*)

212/3

037/0

 

15-11 سال

56/1-

164/5

99/0

 

بيش از 15 سال

22/13-

259/9

485/0

15-11 سال

5-1 سال

19/7-

287/5

527/0

 

10-6 سال

56/1

164/5

99/0

 

بيش از 15 سال

67/11-

167/10

661/0

بيش از 15 سال

5-1 سال

48/4

329/9

963/0

 

10-6 سال

22/13

259/9

485/0

 

15-11 سال

67/11

167/10

661/0

تحليل واريانس يك‌راهه اختلاف سني و رضامندي زناشويي اسلامي

جدول (12): ويژگي‌هاي آماري آزمودني‌هاي پژوهش بر اساس تفاوت سني و نمرة رضامندي زناشويي اسلامي

تفاوت سني

ميانگين

انحراف استاندارد

تعداد

3-1 سال

52/135

793/15

56

6-4 سال

16/139

467/15

38

9-7 سال

143

94/13

13

12-10 سال

159

605/22

3

كل

3/138

015/16

110

در جدول(13)، نتيجة آزمون تحليل واريانس براي معناداري تفاوت ميانگين‌هاي گروه‌هاي متفاوت آزمودني‌ها از نظر نمره كلي رضامندي زناشويي و تفاوت سني زوجين ارائه شده است، همان گونه كه مشاهده مي‌شود، تفاوت ميانگين‌هاي گروه‌هاي متفاوت آزمودني‌ها از نظر تفاوت سني زوجين، معنادار است (77/2= F و 05/0 p>).

جدول(13): نتايج تحليل واريانس تغييرات بين گروهي آزمودني‌هاي پژوهش

منبع

مجموع مربعات نوع 3

درجه آزادي

مربع ميانگين

F

سطح معناداري

بين گروه ها

065/2034

3

022/678

772/2

045/0

داخل گروه‌ها

035/25923

106

557/244

 

 

كل

2131915

110

 

 

 

در جدول(13)، نمره F آزمودني‌ها بر اساس تحليل واريانس ارائه شده است كه در سطح آماري كمتر از 05/0 معنادار است، اما مقايسه‌هاي زوجي هر يك از زيرگروه‌ها با آزمون توكي، كه يكي از محافظه‌كارانه‌ترين و قوي‌ترين روش‌هاي مقايسه مي‌باشد، معنادار نيست، ولي با آزمون LSD، كه كمترين ميزان تفاوت ميان گروه‌ها را نمايش مي‌دهد، در سطح معناداري كمتر از 05/0 معنادار است، گرچه اين آزمون، معيار معناداري كمتري دارد و نتايج معناداري بيشتري را نشان مي‌دهد.

در جدول (14)، نتايج آزمون LSD براي مقايسه گروه‌ها از نظر تفاوت
سني با همسر در آزمودني‌هاي پژوهش ارائه شده است. همان گونه كه در
جدول مشخص شده است، رضامندي زناشويي گروهي كه با همسرشان
1ـ3 سال تفاوت سني دارند، با گروهي كه با همسرشان 10ـ12 سال تفاوت
سني دارند، از نظر آماري تفاوت معنادار دارند، به گونه‌اي كه رضامندي
زناشويي گروه اول كمتر است.همچنين رضامندي زناشويي گروهي كه
با همسرشان 4ـ6 سال تفاوت سني دارند، از نظر آماري تفاوت معناداري با گروهي كه با همسرشان 10ـ12 سال تفاوت سني دارند، دارد، به گونه‌اي كه رضامندي زناشويي گروه اول كمتر است.

جدول(14): مقايسه‌هاي چندگانه تفاوت سني زوجين با آزمون تعقيبي LSD

تفاوت سني زوجين(I)

تفاوت سني زوجين(J)

تفاوت ميانگين (I-J)

خطاي استاندارد

سطح معناداري

3-1 سال

6-4 سال

64/3-

206/3

259/0

9-7 سال

48/7-

696/4

115/0

12-10 سال

48/23-*

04/9

011/0

6-4 سال

3-1 سال

64/3

206/3

259/0

9-7 سال

84/3-

901/4

435/0

12-10 سال

84/19-*

148/9

033/0

9-7 سال

3-1 سال

48/7

696/4

115/0

6-4 سال

84/3

901/4

435/0

12-10 سال

16-

771/9

105/0

12-10 سال

3-1 سال

48/23*

04/9

011/0

6-4 سال

84/19*

148/9

033/0

9-7 سال

16

771/9

105/0

* تفاوت ميانگين‌ها در سطح برابر يا كمتر از 05/0 معنادار است.

بحث و نتيجه‌گيري

رضامندي زناشويي و تحصيلات: نتايج تحقيقات متعدد حاكي از آن است كه تحصيلات نقش مهمي در زندگي زناشويي ايفا مي‌كند. براي مثال، نيومن و نيومن84 به نقل از كار، سطح تحصيلات بالا و نيز موقعيت اجتماعي - اقتصادي بالا را از عوامل مؤثر در رضايت زناشويي مي‌دانند.85 مطالعة  گرين86 در مورد رضا‌مندي 50 زوج آمريكايي ـ آفريقايي مقيم ‌ايالات مريلند نشان داد، بين ميزان رضايت از زندگي زناشويي و تحصيلات رابطة معناداري وجود دارد.87 در پژوهش خانم صدق‌آميز، تحصيلات زن و همچنين تحصيلات شوهر، از عوامل مؤثر در سازگاري و رضامندي زناشويي شناخته شده است. نتايج پژوهش بني‌جمالي و همكارانش نيز نشانگر آن بود كه رابطة معناداري بين ميزان تحصيلات و موفقيت در زندگي همسران وجود دارد. در بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت‌مندي زناشويي، كه توسط آقامحمديان و همكارانش88 انجام گرفت، عامل تحصيلي در كنار عواملي چون عقيدتي، اخلاقي، اقتصادي و جنسي، رابطة معناداري با استحكام زندگي زناشويي نشان دادند.از سوي ديگر، نبود تحصيلات ويا تفاوت فاحش زوجين از لحاظ تحصيل، زمينة بروز اختلاف و حتي طلاق را فراهم مي‌آورد. براي مثال، ميراحمدي‌زاده و همكارانش89 در پژوهش خود يافتند، سطح تحصيلات متقاضيان طلاق به طور معنا‌داري كمتر از سايرين بود؛ با اينكه تحقيقات متعددي در زمينة نقش تحصيلات در رضامندي و موفقيت زندگي زناشويي انجام گرفته، اما ميزان رضامندي زناشويي در افراد تحصيل‌كرده، كمتر مورد توجه قرار گرفته‌است.

نتايج به دست‌آمده از پژوهش حاضر نشان مي‌دهد، بين نمرات رضا‌مندي زناشويي افراد با سطح تحصيلات كارشناسي و كارشناسي‌ارشد، تفاوت وجود دارد و رضا‌مندي گروه اول كمتر است، اما اين تفاوت از لحاظ آماري معنا‌دار نيست. در تبيين اين مسئله مي‌توان گفت: آنچه موجب نارضايتي و اختلاف بين زوجين مي‌شود، نبود تحصيلات و يا اختلاف فاحش بين تحصيلات زوجين است. تفاوت تحصيلات وسيع ممكن است سبب ايجاد احساس حقارت و آزردگي شده و عدم درك صحيح طرفين از يكديگر را منجر مي‌شود؛ چرا كه ديدگاه فرد تحصيل‌كرده ممكن است نسبت به شرايط اختلاف خود، خيلي واقع‌بينانه‌تر باشد تا همسر خود؛ زيرا او مسلماً آگاهي بيشتري نسبت به مسائل اطراف خود دارد، ولي همسرش اگر هم‌پا و هم‌سطح او نباشد، طرز تفكري كاملاً متفاوت نسبت به مسائل گوناگون خواهد داشت و بر همان اساس، واكنش آنها نسبت به اين مسائل هم متفاوت خواهد بود.90 در هر حال، آنچه خواهد توانست به ايجاد توافق ميان زن و شوهر كمك كند، تحصيلات زوجين و همساني يا كم‌بودن اختلاف سطح تحصيلي آنهاست.

رضامندي زناشويي و طول مدت ازدواج: يافته‌هاي اين پژوهش حاكي از ارتباط معنادار بين رضامندي زناشويي و طول مدت ازدواج است.همچنين از يافته‌هاي اين پژوهش مي‌توان به تفاوت رضا‌مندي‌زناشويي گروهي‌كه از ازدواج‌آنها 1ـ5 سال مي‌گذشت، باگروهي كه از ازدواج آنها 6ـ10 سال مي‌گذرد اشاره كرد، به گونه‌اي كه رضا‌مندي زناشويي گروه اول، به طور معنا‌داري از گروه دوم بيشتر است. اين يافته با نتايج تحقيقات همسو، مشابه است؛ براي مثال، در تحقيقي طولي كه توسط برگس و والين روي 400 زوج انجام شد، نتايج نشان داد بيش از دوسوم زنان و شوهران در سال‌هاي ميانه ازدواج، نسبت به سال‌هاي اول تا پنجم ازدواج از سازگاري كمتري برخوردار بودند. يافته‌هاي تحقيق پارليس و لاكي هم نشان مي‌دهد، رضا‌مندي همسران از زندگي زناشويي در اواسط سال‌هاي ازدواج كاهش مي‌يابد. 91  نتايج برخي پژوهش‌ها، از جمله نيومن و نيومن به نقل از كار نشان مي‌دهد، قرار داشتن در مرحلة اوليه يا انتهايي مقاطع چرخة زندگي يكي از عوامل رضايت زناشويي است.92 در تبيين اين مسئله مي‌توان گفت: زن و شوهر در اواسط سال‌هاي ازدواج، در مسائل مهمي ‌مانند فرزندپروري، مشكلات مالي و روابط با خويشاوندان همسر، درگير بوده و كاملاً توافق نداشته و اين ناخشنودي با عدم هماهنگي در تصميم‌گيري همراه مي‌باشد،93 اما اين مسائل در اوائل زندگي به دليل عدم وجود فرزند و يا كمي‌سن فرزندان و به تبع، عدم وجود مشكلات مربوط به فرزند‌پروري و يا به خاطر كم‌بودن مشكلات مالي وجود نداشته و رضا‌مندي زناشويي بين زن وشوهر بيشتر است، اما بعد از گذشت 10 سال از زندگي، معمولاً زوجين با خلق و خوي همديگر بيشتر آشنا شده و موجبات رنجش همديگر را فراهم نياورده و در تصميم‌گيري‌ها به يك ثبات مي‌رسند و از نظر مالي هم، يا به رفاه نسبي رسيده يا با وضعيت موجود، خود را وفق مي‌دهند كه مجموعه اين عوامل، موجب مي‌شود رضا‌مندي زوجين افزايش پيدا كند.

رضامندي زناشويي و تفاوت سني زن وشوهر: نتايج برخي از پژوهش‌ها حاكي از ارتباط رضامندي زناشويي و تفاوت سني زوجين است، براي مثال، پژوهش خانم صدق‌آميز نشان داد، تفاوت سني زن و شوهر به همراه برخي ديگر از عوامل جمعيت‌شناختي مانند: تحصيلات زن و مرد، منزلت شغلي و تعداد فرزندان، با رضايت از زندگي زناشويي رابطة معنادار دارد. نتايج پژوهش حاضر نيز نشان مي‌دهد، بين اين دو متغير رابطه وجود دارد.همچنين نتايج پژوهش حاضر نشان مي‌دهد، هرچه اختلاف سني زوجين بيشتر باشد، رضا‌مندي زناشويي بيشتر است، به گونه‌اي كه رضا‌مندي افرادي كه با همسرانشان 1 ـ 3 سال و 4 ـ 6 سال تفاوت سني دارند، كمتر از افرادي است كه با همسرانشان 10 ‌ـ 12 سال تفاوت دارند. اين يافته با نتايج پژوهش برنارد هم‌خواني دارد. طبق تحقيقات وي، بيشترين خرسندي براي مردان از زندگي زناشويي، زماني به وجود مي‌آيد كه ميان صفر تا 10 سال بزرگ‌تر از همسرانشان باشند.94 البته نتيجه اين پژوهش با پژوهش صادق‌مقدم95 مخالف است. نتيجه مطالعة ايشان نشان داد، با بالارفتن ميزان تفاوت سني زنان خانه‌دار با همسران خود، ميزان رضا‌مندي زناشويي آنان كاهش مي‌يابد. شايد يكي از علت‌هاي اين عدم هم‌خواني، آزمودني‌هاي دو پژوهش باشد؛ چراكه در پژوهش حاضر، كلية آزمودني‌ها مرد مي‌باشند، و چون مرد‌ها در زندگي به دنبال اقتدار و تسلط بر امور زندگي‌اند هر چه قدر كه سن همسرشان كوچك‌تر باشد بهتر مي‌توانند به اين هدف نائل شوند، اما در پژوهش صادق‌مقدم، آزمودني‌ها زن بوده و زنان معمولاً اقتدار و تسلط كامل مردان را نمي‌پسندند؛ به همين دليل، هرچه فاصلة سني‌شان با همسرشان كمتر باشد، احساس استبداد و سلطه نكرده و خود را در امور زندگي بيشتر شريك مي‌كنند و به تعبيري ديگر براي زنان خرسندي هنگامي‌حاصل مي‌شود كه با مردي ازدواج كند كه 5 ـ 6 سال سالمند‌تر از ايشان باشد.96

 منابع

آقامحمديان شعرباف، حميد‌رضا، و ديگران، «بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت‌مندي زناشويي»، در: چكيده مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، قم، انتشارات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني€، 1385.

احمدي، خدابخش، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش 7، 1384.

بستان، حسين، اسلام و جامعه شناسي‌ خانواده، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1384.

بني‌جمالي، شكوه‌السادات و ديگران، «ريشه‌يابي علل از هم پاشيدگي خانواده‌ها در رابطه با ويژگي‌هاي رواني‌ـ اجتماعي دختران و پسران قبل از ازدواج»، مجله علوم تربيتي و روان‌شناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز، ش 1 و 2، 1383.

بلاچ، سيدني، مقدمه‌اي بر روان‌درماني، ترجمة مهدي قراچه‌داغي، تهران، رشد، 1370.

تركان، هاجر، و ديگران، «بررسي اثر‌بخشي گروه‌درماني به شيوه تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، فصلنامه خانواده پژوهي، ش 8، 1385.

جاسبي، منيژه، و ديگران، «بررسي رابطه بين ميزان جمعيت در خانواده اصلي و رضايت زناشويي زنان»، در: مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده، قم، مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني€، 1386.

جليلي، فريبا، بررسي و مقايسه عوامل مؤثر در رضامندي زنان شاغل و خانه‌دار از زندگي زناشويي، پايان‌نامه كارشناسي‌ارشد روان‌شناسي، دانشگاه علامه طباطبايي، 1375.

حيدري، مجتبي، بررسي رابطه جهت‌گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، پايان‌نامه كارشناسي ارشد روان‌شناسي، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني€، 1382.

ـ خديوي زند، محمدمهدي، «پژوهشي در روسپيگري»، مجله تازه‌هاي روان‌درماني، ش 29 و 30، 1382، ص 60 ـ 100.

ـ دژكام، محمود، روان‌شناسي ازدواج، تهران، منشأ دانش، 1383.

ساپينگتون، اندرو، بهداشت رواني، ترجمة حميدرضا حسين شاهي برواتي، تهران، روان، 1379.

ساروخاني، باقر، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، تهران، سروش، 1370.

سيف، سوسن، تئوري رشد خانواده، تهران، دانشگاه الزهراءƒ، 1368.

شاملو، سعيد، بهداشت رواني، تهران، رشد، 1380.

صائبي، سوسن. «بررسي وضعيت خانوادگي و روان‌شناختي زنان زنداني در شهر تهران»، در: مجموعه مقالات تقويت نظام خانواده، قم، انتشارات مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني€، 1386.

صادق مقدم، ليلا، «ميزان رضايت از زندگي زناشويي زنان شاغل و خانه‌دار و همسران آنها در شهر گناباد»، فصلنامه افق دانش، ش 2، 1385.

صدق‌آميز، خديجه، بررسي عوامل مؤثر بر سازگاري زناشويي در شهر شيراز، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم انساني شيراز، 1376.

عسكري، حسين، نقش بهداشت روان در ازدواج، زندگي زناشويي و طلاق، تهران گفتگو، 1380.

موسوي، مرضيه، و ديگران، «اثر بخشي زوج درماني سيستمي‌ـ رفتاري بر افسردگي و رضايت زنان افسرده»، نشريه تازه‌هاي علوم شناختي، ش 2، 1385.

ميراحمدي‌زاده، عليرضا و ديگران، «رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثير‌گذار بر آن در شيراز»، فصلنامه انديشه و رفتار، ش 4، 1382، 56 ـ 63.

ـ ميرشاه جعفري، ابراهيم، «شادماني و عوامل آن»، تازه‌هاي علوم شناختي، ش 3، 1381، 50 ـ 58.

ـ نجاتي، حسين، روان‌شناسي زناشويي، تهران، بيكران، 1380.

هومن، حيدرعلي، اندازه‌گيري رواني و تربيتي و فن تهيه تست، تهران، پارسا، 1374.

-Aluja.A.Barrio,D,V. and Garcia,F.L. Personality, social values, and marital saticfaction as Predictors of Clinical and Health Psychology. 7(3),, 2007, P 725-737

-Bradbery,N.T. Fincham, D.F.,& Beach,R.S .Research on the nature and determinants of marital satisfaction:A decade in review. Journal of Marriage and Family.62, 2000, P 964-980

-Benneer,D.G and Hill,P.C. Baker Encyclopedia of Peychology and Counseling. Michigan:Baker Books, 1999, P 714.

 



 


* کارشناس‌ارشد روان‌شناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€. دريافت: 3/3/88 ـ پذيرش: 4/4/1388.

** عضو هيأت علمي پژوهشكده حوزه و دانشگاه.

*** عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس.



 


1. Bradbery,N.T. Fincham,D.F.,& Beach,R.S. Research on the nature and determinants of marital satisfaction:A decade in review.Journal of Marriage and Family.62, 964 – 980.

2.خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش 7، 1384، ص 142.

3 Benneer,D.G and Hill,P.C Baker Encyclopedia of Psychology and Counseling. Michigan:Baker Books, P 714.

4 Marital compatibility

5. Aluja.A.Barrio,D,V. and Garcia,F.L. Personality, Social Values, and Marital Satisfaction  as Predictors of Clinical and Health Psychology. 7(3), 725-737

6.خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش7، 1384، ص 142.

7.ومن اياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها (روم: 21).

8.خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش7، 1384، ص 142.

9.همان.

10. مجتبي حيدري، بررسي رابطه جهت‌گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، ص 80.

11 Bloom,B.l & Asher,s.J & White,S.W.

12. اندرو ساپينگتون، بهداشت رواني، ترجمة حميدرضا حسين شاهي برواتي، ص 289.

13. خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش 7، 1384، ص 142.

14. همان.

15. مجتبي حيدري، بررسي رابطه جهت‌گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، ص 79.

16. مجتبي حيدري، بررسي رابطة جهت‌گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، ص 79.

17. خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش 7، 1384، ص 142.

18. همان.

19 Beach,S.H.

20 Weissman.

21. مرضيه موسوي، و ديگران، «اثر بخشي زوج درماني سيستمي‌ـ رفتاري بر افسردگي و رضايت زنان افسرده»، نشريه تازه‌هاي علوم شناختي، س 8، ش 2، 1385.

22 Sayers,S.L. & Kohn,C. & Fresco,D.M. & Bellack,A & Sarwer,D.B.

23. همان.

24.اندرو ساپينگتون، بهداشت رواني، ترجمة حميدرضا حسين‌شاهي رواتي، ص 289.

25. ابراهيم ميرشاه جعفري،«شادماني و عوامل آن» تازه‌هاي علوم شناختي، ش 3، 1381، ص 55.

26. خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش 7، 1384، ص 142.

27. همان.

28. همان.

29.مجتبي حيدري، بررسي رابطه جهت‌گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، ص 80.

30.همان.

31 Wallershtein,J. & blakslee,S.

32. منيژه جاسبي، «بررسي رابطه بين ميزان جمعيت در خانواده اصلي و رضايت زناشويي زنان» در: مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده، ص 504.

33. مجبي حيدري، بررسي رابطة جهت‌گيري مذهبي و رضايت از زندگي زناشويي، ص 80.

34 Willer,j.L.

35. سوسن صائبي، «بررسي وضعيت خانوادگي و روان‌شناختي زنان زنداني در شهر تهران»، در مجموعه مقالات تقويت نظام خانواده، ص 212.

36.خدابخش احمدي و همكاران، «بررسي وضعيت ازواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشريه طب نظامي، ش 7، 1384، ص 143.

37.همان، ص 142.

38Amoto,A & Booth,P

39. منيژه جاسبي و ديگران، «بررسي رابطه بين ميزان جمعيت در خانواده اصلي و رضايت زناشويي زنان» در: مجموعه مقالات همايش تقويت نظام خانواده، ص 503.

40 Story,L.B

41. همان.

42.خدابخش احمدي و همكاران «بررسي وضعيت ازدواج و سازگاري زناشويي در بين كاركنان سپاه»، نشرية طب نظامي، ش 7، ص 143.

43. همان.

44. خديوي زند،محمدمهدي، «پژوهشي در روسپيگري»، مجله تازه‌هاي روان‌درماني، ش 29 و 30، 1382، ص 73.

45. حسين عسگري، نقش بهداشت روان در ازدواج، ص 263.

46.سعيد شاملو، بهداشت رواني،ص 64.

47 Newman & Newman

48 Carr,A.

49.هاجر تركان و همكاران، «بررسي اثربخشي گروه درماني به شيوه تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، فصل‌نامة خانواده پژوهشي، ش 8، ص 396.

50 Green,R.V.

51.فريبا جليلي، بررسي و مقايسه عوامل مؤثر در رضامندي زنان شاغل و خانه‌دار از زندگي زناشويي، ص 36.

52. علي‌رضا ميراحمدي‌زاده و همكاران، «رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن در شيراز»، فصلنامة انديشه و رفتار، ش 4، ص 59.

53. شكوه السادات نبي جمالي و همكاران، «ريشه‌يابي عللي از هم پاشيدگي خانواده‌ها در رابطه با ويژگي‌هاي رواني ـ اجتماعي دختران و پسران قبل از ازدواج»، مجلة علوم تربيتي و روان‌شناسي، ش 1 و 2، 1383.

54. حميدرضا آقا محمديان شعرباف و ديگران، «بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت‌مندي زناشويي» در چكيده مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، ص 18.

55. باقر ساروخاني، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، ص 61.

56. سيدني بلاج، مقدمه‌اي بر روان درماني، ترجمة مهدي قراچه‌داغي، ص 161.

57 Duall,E.M & Hill,R

58. سوسن سيف، تئوري رشد خانواده، ص 128.

59. سيدني بلاچ، مقدمه‌اي بر روان‌درماني، ترجمة مهدي قراچه داغي، ص 161.

60 Burgess,E.W & Wallin,P.

61. به نقل از سوسن سيف، تئوري رشد خانواده، ص 153.

62 Paris,B.L. and Luckey,E.B.

63. همان.

64. هاجر تركان و همكاران، «بررسي اثربخشي گروه درماني به شيوه تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، فصلنامة خانواده پژوهشي، ش 8، ص 396.

65 Spanier,C.B.

66. سوسن سيف، تئوري رشد خانواده، ص 162.

67. حسين بستان، اسلام و جامعه‌شناسي خانواده، ص 21.

68. عليرضا ميراحمدي‌زاده و همكاران، «رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن در شيراز»، فصل‌نامة انديشه و رفتار، ش 4، ص 60.

69 Crowe,M. & Ridly,J.

70.هاجر تركان و ديگران، «بررسي اثربخشي گروه درماني به شيوة تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، فصل‌نامه خانواده پژوهشي، ص 395.

71.عليرضا ميراحمدي‌زاده و همكاران، «رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن در شيراز»، فصل‌نامه انديشه و رفتار، ش 4، ص 6.

72. ليلا صادق‌مقدم، «ميزان رضايت از زندگي زناشويي زنان شاغل و خانه‌دار و همسران آنها در شهر گناباد»، فصل‌نامة افق دانش، ش2، ص 45.

73.سوسن صائبي، بررسي وضعيت خانوادگي و روان‌شناختي زنان زنداني در شهر تهران» در: مجموعة مقالات تقويت نظام خانواده، ص 213.

74.. علي‌رضا ميراحمدي‌زاده و همكاران، «رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن در شيراز»، فصل‌نامه انديشه و رفتار، ش 4، ص 60.

75.  باقر ساروخاني، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، ص 52.

76 Bernard.J.

77.باقر ساروخاني، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناختي خانواده، ص 52.

78. حسين بستان، اسلام و جامعه‌شناسي خانواده، ص 29 / حسين عسكري، نقش بهداشت روان در ازدواج، ص 208.

79 Karlsson,G.

80. باقر ساروخاني، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، ص 53.

81.ليلا صادق‌مقدم، «ميزان رضايت از زندگي زناشويي زنان شاغل و خانه‌دار و همسران آنها در شهر گناباد»، فصل‌نامة افق دانش، ش2،ص 47.

82.حيدر علي هومن، اندازه‌گيري رواني و تربيتي و فن تهية تست، ص 226.

83.همان، ص 226.

84 Newman & Newman

85. هاجر تركان و همكاران، «بررسي اثر بخشي گروه درمان به شيوة تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، فصل‌نامة خانواده پژوهي، ش 8، ص 395.

86 Green,R.V.

87. فريبا جليلي، بررسي و مقايسه عوامل مؤثر در رضامندي زنان شاغل و خانه‌دار از زندگي زناشويي، ص 36..

88.حميدرضا آقامحمديان شعر باف و همكاران، بررسي عوامل مؤثر در تحكيم خانواده و رضايت‌مندي زناشويي» در: چكيده مقالات همايش تقويت نظام خانواده و آسيب‌شناسي آن، ص 18.

89. علي‌رضا مير‌احمدي‌زاده و همكاران، رضامندي زناشويي و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن در شيراز، فصلنامة انديشه و رفتار، ش 4، ص 60.

90. سعيد شاملو، بهداشت رواني، ص 64.

91. سوسن سيف، تئوري رشد خانواد، ص 153.

92.هاجر تركان و همكاران، «بررسي اثربخشي گروه درماني به شيوة تحليل تبادلي بر رضايت زناشويي»، فصلنامة خانواده پژوهشي، ش 8، ص 396.

93.سوسن سيف، تئوري رشد خانواده، ص 153.

94. باقر ساروخاني، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، ص 57.

95. ليلا صادق مقدم، «ميزان رضايت از زندگي زناشويي زنان شاغل و خانه‌دار و همسران آنها در شهر گناباد»، فصلنامة افق دانش، ش 2، ص 47.

96. باقر ساروخاني، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، ص 53.