سال سوم، شماره اول، بهار 1389، ص 43 ـ 53
نصير عابديني*
چكيده
پژوهش حاضر به بررسي نقش عزاداري محرم در افزايش خويشتنداري جنسي دانشجويان پسر دانشگاههاي تهران در سال تحصيلي 88-1387 با استفاده از روش نيمهآزمايشي ميپردازد. آزمودنيهاي اين پژوهش را 104 نفر از دانشجويان پسر دانشگاههاي تهران در سال 88 – 1387 تشكيل دادند كه به عنوان نمونة در دسترس انتخاب شدند. نيمي(52 نفر) از آزمودنيها افرادي بودند كه تصميم به شركت در مراسم عزاداري ماه محرم 1429 را داشتند و اين عمل را در دو سال پياپي نيز انجام داده بودند. در اين پژوهش، پرسشنامه خويشتنداري جنسي در دو مرحله به فاصلة يك ماه (ده روز قبل از ماه محرم و بيستم محرم) دربارة آزمودنيها اجرا شد. به منظور كنترل متغيرهاي مداخلهگر، گروه ديگري (52 نفر) كه تصميم جدي براي شركت در مراسم عزاداري ماه محرم را نداشتند و سالهاي گذشته نيز به اين مراسم اعتناي خاصي نداشتند، به منزلة گروه كنترل انتخاب شدند. دادهها به وسيلة آزمون t وابسته و تحليل واريانس يكراهه تجزيه و تحليل شدند. نتايج نشان دادند نمرة خويشتنداري جنسي گروه آزمايش در پسآزمون در مقايسه با پيشآزمون به طور معناداري بيشتر بود؛ ولي اين تفاوت معنادار در گروه كنترل مشاهده نشد.
كليدواژهها: عزاداري، محرم، خويشتنداري جنسي، معنويت، دينداري.
مقدمه
از آغاز هبوط انسان در كرة زمين تاكنون، انسانها چه براي آرامش در برابر استرسهاي محيطي و چه درمان پارهاي از بيماريهاي جسمي يا روحي مانند اضطراب، افسردگي، وسواس و ...، به طور انفرادي يا دسته جمعي از منابع الهي، فلسفي، روانشناختي و ... كمك ميگرفتند. در بسياري از موارد در طول تاريخ، گروههايي تشكيل ميشد كه در مراسم ويژهاي و در مكاني خاص، انسانها، توسلهاي خود را توسط افراد ويژهاي كه به نحوي شاخص و برتر بودهاند باواسطه و گاهي بيواسطه نشان ميدادند؛ حتي در عصر قبل از سنگ، شواهدي از اينگونه مراسمهاي دستهجمعي در تاريخ آمده است. يكي از مهمترين مراسم دستهجمعي مذهبي در ميان بسياري از مسلمانان و حتي غيرمسلمانان، مراسم عزاداري محرم ميباشد.
در سالهاي اخير، دين به منزلة يكي از عمدهترين متغيرهاي مؤثر بر رفتار و حالات رواني، مورد توجه بسياري از متخصصان علوم رفتاري قرار گرفته است؛ تا جايي كه برخي دين را عامل اساسي در بهداشت فردي و اجتماعي معرفي كردهاند. بر اساس نتايج تحقيقات متعدد، انواع مراسم معنوي و ديني ميتواند به هنگام ناراحتي و بيماري به درمان و شفاي دردمندان كمك كند. موريس (1982) در برخي از تحقيقات كه به نقش زيارت مذهبي در سلامت روان و كاهش اضطراب و افسردگي پرداخته اند اشاره كردهاست. كوئينگ و همكاران در پژوهشي بر روي 836 فرد مسن با ميانگين سني 4/73 سال، همبستگي مثبتي بين روحيه و سه متغير مذهبي پيدا كردند كه شامل افرادي با فعاليتهاي مذهبي «سازمانيافته» يا «سازماننيافته» (دعاي مخصوص) و يا «مذهبي درونگرا» بودند. در بين اين سه متغيرِ مذهبيبودن، افرادي كه جهتگيري مذهبي درونگرا داشتند، از فعاليت مذهبي منظم سازمانيافتهاي برخوردار بودند كه با متغير روحيه و كنار آمدن، بالاترين همبستگي را نشان دادند. تحقيقات بسياري در زمينة نقش دين، معنويت و مراسم مذهبي در كاهش رفتارهاي جنسي انجام شده است.
بررسيهاي علمي نشان ميدهد هر چه ميزان معنويت و دينداري افراد زيادتر باشد، مصونيت بيشتري در برابر كژ رفتاريها پيدا ميكنند. به نظر نيومن و پارگامنت مذهب ميتواند در آرامش هيجاني و مهار تكانه مؤثر باشد. لارسن و همكاران در تحقيقي با موضوع «روانپزشكي مذهبي، تأثير اعتقاد ديني در عملكرد باليني»، گزارش ميكنند كه در جنبش روانپزشكي مسيحي، عملكرد درماني 193 روانپزشك بررسي شد تا اينكه نقش و تأثير عقايد مذهبي در اقدامات درماني آنها ارزيابي شود. همة آزمودنيها كه از خود روانپزشكان با عقايد قوي مذهبي بودند، گزارش دادند 49% آزمودنيها معتقد بودند. عقايد مذهبي آنان را از همجنسبازي و يا تجارب جنسي پيش از ازدواج باز ميدارد و 28% ديگر كه مذهبي نبودند، اظهار داشتند كه به وسيله دعا و نيايش از اين رفتارها دوري گزيدهاند.
موسوي (1378) در تحقيق خود با عنوان «بررسي چگونگي و علل انحرافات اجتماعي و زنان جوان (بين سنين 13 تا 28 ساله) در شهر مشهد» به اين نتيجه رسيد كه هر چه ميزان پايبندي فرد به شعائر مذهبي بيشتر باشد، احتمال انحراف وي كمتر است. ساماني و لطيفيان (1380) در تحقيق خود با عنوان «بررسي تأثير اعتقاد به ارزشهاي مذهبي و جمعگرايي بر خودكنترلي هيجاني» دريافتند بيشترين ميزان خودكنترلي هيجاني در فرزندانِ والدين با سطح اعتقاد مذهبي بالا مشاهده شد. گلزاري (1379) در تحقيق خود با عنوان «تهية ابزارهايي جهت سنجش عمل به باورهاي ديني و انواع حيا و بررسي رابطة دينداري و حيا با ويژگيهاي شخصيت و سلامت رواني» به رابطة مثبت بين حيا و خويشتنداري جنسي با دينداري رسيده است. كروين و بندا در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند كه تقّيد مذهبي بر كاهش تخلفات دوران نوجواني تأثير ويژهاي دارد. همچنين هيرسچي و استارك (1969) نشان دادند تقّيد مذهبي، رابطهاي منفي با رفتارهاي منحرفانهدارد.
تورنتون و كامبرن (1989) نشان دادند نوجوانان و جواناني كه تعلّق و وابستگي محكمتري به كليسا دارند و به طور مستمر در مراسم آن شركت ميكنند، عموماً نگرشي منفي به ارتباط جنسي خارج از ازدواج دارند؛ اطلاعات و تجربة اندكي در اين مورد دارند و دوستان خود را نيز از افراد همانند خويش انتخاب ميكنند.
پژوهشهاي زيادي تأييد ميكند كه افراد مذهبي، اغلب ميل جنسي خود را در چارچوب ازدواج قانوني و شرعي ارضا ميكنند و در مقايسه با افراد غيرمذهبي، كمتر به روابط «قبل از ازدواج» و تماسها و ارتباطهاي «بعد از ازدواج»، «تجاوز»، «زناي با محارم»، «همجنسخواهي»، «جامعهستيزي»، «جرم» و «بزهكاري» روي ميآورند .
مذهبي بودن با بزهكاري، جرم، اعمال خلاف اخلاق و قانون رابطة منفي دارد. اين يافته تقريباً مطابق با تمام پژوهشهايي است كه در اين زمينه انجام شده است. چادويك و تاپ (1993) با مطالعهاي در مورد 2143 نوجوان عضو يك كليسا، به اين نتيجه رسيدند كه چون در افراد مذهبي، ارزشهاي اخلاقي دروني ميشود، آنها كمتر از افراد غيرمذهبي مرتكب بزهكاري و اعمال خلاف قانون ميشوند. دوناهيو و بنسن (1995) با تلخيص پژوهش گستردة بنسن(1993) كه در 32 ايالت آمريكا، درمورد صدها هزار نوجوان امريكايي انجام شده و به نام «سفر پر دردسر» منتشر شده است، نشان دادند كه باورهاي مذهبي ميتواند نوجوانان را در برابر تجاوز جنسي، سوء مصرف الكل و مواد مخدر، انحرافات، آزار و دزدي، شرارت، قتل و ديگر بزهكاريها و قانونشكنيها مصونيت بخشد. بيت ـ هالاهمي و آرگيل (1997) استارك و بين بريج (1996) و هود و همكارانش (1996) و كينيا(1360) نتايج دهها پژوهش متغير را در اين موضوع در كتابهاي خود آوردهاند.
پژوهشهاي فراواني ، درباره دو نوع جهتگيري مذهبي يا دو شيوة مذهبي بودن انجام شده كه تقريباً در همة آنها ثابت شده است كساني كه داراي شيوة درونسوي مذهبي هستند، در برابر تكانههاي غريزي و هوسهاي خود مقاومت ميكنند و انحرافات جنسي، تجاوز و بزهكاري در آنها كمتر ديدهميشود. هولدر و همكاران (2000) در تحقيقي به اين نتيجه رسيدند كه معنويت، يك عامل محافظتكننده نوجوانان براي مقاومت در برابر رفتارهاي پرخطر و تسليم شدن به فشارهاي منفي جنس مخالف است. همچنين هولدر و همكاران مطالعهاي دربارة 141 نوجوان امريكايي انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند كه نوجواناني كه در تعامل با دوستاني داراي ارزشها و باورهاي معنوي هستند، به احتمال كمتر درگير فعاليت جنسي داوطلبانه ميشوند.
نتايج تحقيق بك و همكاران (1991) نشان ميدهد افرادي كه باورها و ارزشهاي قوي معنوي خود را حفظ كردهاند، داراي قوة تميز بيشتري در موضوع رفتار جنسي هستند. ليك (1993) معتقد است معنويت، همبستگي مثبتي با خويشتنداري دارد. روزنائو و تان (2002) در تحقيقي خود نشان دادند افرادي كه باورها و ارزشهاي قوي معنوي دارند، در برابر رفتارهاي جنسي پرخطر مقاومترند. فيشر(1986) نشان ميدهد نوجواناني كه خودشان را معنوي ميپندارند، در مقايسه با نوجواناني كه ارتباط معنوي با خداوند يا موجودات برتر ديگر ندارند، به احتمال كمتر مشغول رفتارهاي پرخطر ميشوند. داسول و همكاران (2003) به اين نتيجه رسيدند تقيد مذهبي و خصوصي نوجوان كه از طريق دعا و مراقبه ابراز ميشود، در مقايسه با از ابراز عمومي مذهب، عامل محافظتكنندهتري در برابر شروع زودهنگام رابطة جنسي به شمار ميآيد. همچنين آنان نشان دادند كه معنويت رابطة مثبتي با كاهش رفتار جنسي نوجوانان امريكايي افريقاييتبار دارد. چايلدز (2007) در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه معنويت يكي از مهمترين عوامل مؤثر در خويشتنداري جنسي دختران امريكايي آفريقاييتبار است.
جامعة آماري و گروه نمونه
جامعة آماري در اين پژوهش، تمام دانشجويان پسر دانشگاههاي تهران در سال تحصيلي 88-1387است. بر همين اساس، در اين پژوهش، از جامعة آماري مزبور تعداد 104 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند.
روش نمونهگيري
آزمودنيهاي اين پژوهش را 104 نفر از دانشجويان پسر دانشگاههاي تهران سال 88 – 1387 تشكيل دادند كه به منزلة نمونه در دسترس انتخاب شدند. نيمي (52 نفر) از اين آزمودنيها افرادي بودند كه تصميم به شركت در مراسم عزاداري ماه محرم 1429 (دي ماه 1387) را داشتند و اين عمل را در دو سال انجام داده بودند. منظور از شركت در مراسم عزاداري در اين تحقيق، حضور فيزيكي دستكم 8 جلسه در مساجد و هيئتهاي عزاداري است. در اين پژوهش، پرسشنامه خويشتنداري جنسي در دو مرحله به فاصله يك ماه (ده روز قبل از ماه محرم و بيستم محرم) بر آزمودنيها اجرا شد. به منظور كنترل متغيرهاي مداخلهگر، گروه ديگري (52 نفر) كه تصميم جدي به شركت در مراسم عزاداري ماه محرم نداشتند و سالهاي گذشته نيز به اين مراسم اعتناي خاصي نداشتند، به عنوان گروه كنترل انتخاب، و از نظر متغيرهاي جنس، سن، تحصيلات و مذهب با گروه آزمايش همتا و همگون شدند. شايان ذكر است كه براي دقت بيشتر تحقيق، در متن پرسشنامه، سؤالي براي حذف افراد دسته اول كه به هر دليلي موفق به شركت در مراسم نشده بودند و همچنين حذف افراد دسته دوم كه بر خلاف انتظار در مراسم شركت كرده بودند، در نظر گرفته شده بود.
ابزار اندازهگيري
در اين پژوهش، از پرسشنامة 44 سؤالي خويشتنداري جنسي جعفري (1386) استفاده شد كه سطح خويشتنداري جنسي افراد را ميسنجد.
براي اين پرسشنامه كه زيرمقياس ندارد، كليد نمرهگذاري وجود دارد كه به كمك آن ميتوان نمرههاي آزمودنيها را در كل محاسبه كرد.پرسشهاي شماره 11، 17، 21، 22، 23، 25، 27، 29، 30، 31، 34، 35، 36، 38، 43، 10، 9، 1، 3 كه تعدادشان 20 عدد است داراي نمرة مثبت و 24 سؤال ديگر داراي نمره منفي ميباشند. هرچه جمع جبري اين پرسشها به عدد 20 نزديكتر باشد، سطح خويشتنداري آزمودني بالاتر است.
در تفسير نتايج نيز بايد توجه داشت كه هميشه نمرههاي بالا بيانگر سطح خويشتنداري شديد و نمرههاي پايين نشانگر سطح خويشتنداري خفيف ميباشند. اين پرسشنامه نقطه برش ندارد و همانطور كه ذكر شد، هر چه نمرة آزمودني به نمره 20 متمايل باشد، سطح خويشتنداري فرد بالاتر است.
پايايي و روايي پرسشنامه خويشتنداري جنسي
پايايي اين پرسشنامه در سال 1386 توسط جعفري اندازهگيري شد. بدين منظور ضريب آلفاي كرونباخ و همچنين همساني دروني پرسشها محاسبه شد . ضريب پايايي نهايي اين پرسشنامه 93 /0 بود. همچنين به منظور بررسي روايي ساختاري پرسشنامه، از روش تحليل عاملي استفاده شد. بدين منظور ابتدا مؤلفههاي اوليه در اجراي تحليل عاملي اعم از كفايت حجم نمونه و معناداري ماتريس همبستگي با استفاده از شاخص kmo و آزمون كرويت بارتلت بررسي شد؛ kmo محاسبه شده 63/0 بود. همچنين مجذورk محاسبهشده در سطح اطمينان 99/0 معنادار بود
تجزيه و تحليل دادهها
فرضيه: انجام مراسم عزاداري محرم سطح خويشتنداري جنسي آزمودنيها را افزايش ميدهد.
براي بررسي اين فرضيه به كمك طرح آماري t وابسته به مقايسه ميانگين نمرههاي آزمودنيها در مراحل پيشآزمون و پسآزمون، دو گروه كنترل و آزمايش پرداخته شده كه نتايج آن در جدول يك آمده است.
جدول 1. شاخصهاي مركزي و آمارههاي مربوط به ميزان خويشتنداري جنسي
گروه كنترل گروه آزمايش
قبل از مراسم عزاداري بعد از مراسم عزاداري قبل از مراسم عزاداري بعد از مراسم عزاداري
ميانگين 75/20 45/22 25/20 65/23
ميانه 20 5/21 5/21 5/23
مد 15 16 21 23
دامنه تغييرات 12 9 11 12
حداقل 16 16 16 16
حداكثر 27 25 27 27
مجموع نمرههاي 417 405 437 478
نتايج آزمون t زوجي براي مقايسه ميانگين خويشتنداري جنسي گروه كنترل قبل از مراسم عزاداري و بعد از عزاداري در جدول ذيل آمده است:
ميانگين اختلاف ميانگين مقدار t سطح معناداري
قبل از مراسم 75/20 10/1- 85/0- 40/0
بعد از مراسم 45/22
نتايج آزمون t زوجي براي مقايسه ميانگين خويشتنداري جنسي گروه آزمايش قبل از مراسم عزاداري و بعد از مراسم عزاداري در جدول ذيل آمده است:
ميانگين اختلاف ميانگين مقدار t سطح معناداري
قبل از مراسم 25/20 40/3- 45/3- 01/0
بعد از مراسم 65/23
براساس دادههاي جدول، ميانگين خويشتنداري جنسي گروه كنترل بعد از مراسم عزاداري تفاوت چنداني با ميانگين خويشتنداري جنسي قبل از مراسم عزاداري ندارد و اختلاف آنها 1/1 واحد است. با توجه به ميزان خطاي 40/0 براي ضريب اطمينان 95% تفاوت ميانگين آنها بر اثر مراسم عزاداري تأييد نميشود. در حالي كه براساس دادههاي جدول، ميانگين خويشتنداري جنسي گروه آزمايش بعد از مراسم عزاداري 40/3 واحد بيشتر از ميانگين خويشتنداري جنسي قبل از مراسم عزاداري براي گروه آزمايش است و با توجه به ميزان خطاي 01/0 براي ضريب اطمينان 95% تفاوت ميانگين آنها بر اثر مراسم عزاداري تأييد ميشود. به عبارت ديگر، بر اثر مراسم عزاداري در دانشجويان پسر دانشگاههاي تهران، ميزان خويشتنداري آنها افزايش يافته است.
پس فرضية مورد نظر تأييد ميشود. در مجموع ميتوان گفت شركت در مراسم عزاداري محرم موجب افزايش خويشتنداري جنسي دانشجويان پسر دانشگاههاي تهران شده است. از آنجا كه هيچ تفاوت معناداري در خويشتنداري جنسي گروه كنترل (يعني گروهي كه در مراسم شركت نكرده بودند) حاصل نشد، ميتوان نتيجه گرفت كه شركت نكردن، نقشي در كاهش يا افزايش خويشتنداري جنسي آنان نداشته است.
نتيجهگيري
در اين پژوهش نقش عزاداري در محرم در افزايش خويشتنداري جنسي گروهي از دانشجويان دانشگاههاي تهران بررسي شد. از آنجا كه عزاداري براي سالار شهيدان جزو باورهاي اعتقادي و ديني مسلمانان، بهويژه شيعيان شمرده ميشود و در فرهنگهاي ديگر كمتر مشابه چنين باورهايي وجود دارد، مقايسه يافتههاي پژوهش حاضر با بررسيهاي انجامشده در ساير كشورهاي غيرمسلمان در زمينة ارتباط معنويت و باورهاي مذهبي با خويشتنداري جنسي، تا حدودي قابل مقايسه است. در تبيين تأثير شركت در مراسم عزاداري محرم بر افزايش خويشتنداري جنسي دانشجويان، بايد گفت كه در مراسم عزاداري محرم توجه به يكي از معاني عميق هستي يعني وجود مقدس امام سوم شيعيان و ذكر مصايب و صبر و خويشتنداري ايشان در برابر ناملايمات و سختيها و ... صورت ميپذيرد كه اين امر ميتواند عامل بازدارندهاي در برابر انجام رفتارهاي ضد معنوي مانند رفتارهاي جنسي غيرخويشتندارانه قلمداد گردد؛ زيرا براساس تحقيقات هولدر و ديگران (2000)، معنويت يك عامل محافظتكننده نوجوانان براي مقاومت در برابر رفتارهاي پرخطر و تسليم شدن به فشارهاي منفي جنس مخالف ميباشد. همچنين در اين زمينه بك و همكاران (1991) معتقدند افرادي كه باورها و ارزشهاي قوي معنوي را حفظ كردهاند، داراي قوة تميز بيشتري در موضوع رفتار جنسي هستند. نظر ليك (1993) مبني بر اينكه ميزان معنويت نوجوانان رابطه مثبت همبستگي با خويشتنداري دارد، مؤيد اثرگذاري اين رشد معنوي بر خويشتنداري جنسي است. همچنين افزايش توجه و باور به يك موجود معنوي برتر (يعني خداوند) در مراسم عزاداري، ميتواند عامل بازدارنده مهمي در برابر رفتارهاي غيرخداپسندانه مانند رفتارهاي جنسي غيرمشروع باشد. در اين زمينه، نظر فيشر (1986) مبني بر اينكه نوجواناني كه خودشان را معنوي ميپندارند، در مقايسه با نوجواناني كه ارتباط معنوي با «خداوند» يا «موجودات برتر» ديگر ندارند، به احتمال، كمتر به رفتارهاي پرخطر مشغول ميشوند، مؤيد اثرگذاري مراسم عزاداري بر خويشتنداري جنسي است.
از سوي ديگر، با توجه به تحقيق كروين و بندا (2001) مبني بر اينكه، خواندن كتاب مقدس تأثير منفي بر اعمال غيرخويشتندارانه افراد دارد، تأثير خواندن ذكرهاي مذهبي مانند قرآن، زيارت عاشورا و ... در مراسم عزاداري محرم بر خويشتنداري جنسي قابل بررسي است.
در مجموع، نتيجة بدستآمده در تحقيق حاضر، همجهت با نتايج تحقيقات هولدر و همكاران (2000) است كه معنويت را يك عامل محافظتكننده نوجوانان براي مقاومت در برابر رفتارهاي پر خطر و تسليم شدن دربرابر فشارهاي منفي جنس مخالف ميداند. همچنين اين نتيجه با نتيجة تحقيق بك و همكاران (1991) كه معتقدند افرادي كه باورها و ارزشهاي قوي معنوي را حفظ كردهاند، داراي قوة تميز بيشتري در موضوع رفتار جنسي هستند، همسان است. نظر ليك (1993) مبني بر اينكه معنويت نوجوانان رابطه همبستگي مثبت با خويشتنداري دارد، مؤيد نتيجه تحقيق حاضر ميباشد. نتيجه تحقيق فيشر (1986) نيز مانند نتيجة تحقيق حاضر است. فيشر به اين نتيجه رسيد كه نوجواناني كه خودشان را معنوي ميپندارند، در مقايسه با نوجواناني كه ارتباط معنوي با خداوند يا موجودات برتر ديگر ندارند، به احتمال كمتر به رفتارهاي پرخطر مشغول ميشوند.
محدوديتها و پيشنهادها
از آنجا كه اين تحقيق از نوع نيمهتجربي بود، داراي مشكلات خاص خود بود. متغيرهاي كنترلنشدهاي وجود داشت كه بر اجراي اين تحقيق اثر گذاشت. كمبود منابع و پژوهشهاي انجامشده در اين زمينه، از ديگر مشكلات اين تحقيق بود. حساسيتزا بودن موضوع تحقيق، يعني خويشتنداري جنسي و مقاومتها و عدم همكاري دانشجويان از جمله مشكلات اين تحقيق بود. با توجه به مذكر بودن گروه نمونه، نتايج قابل تعميم به جنس مؤنث نميباشد. پيشنهاد ميشود تحقيق مشابهاي دربارة دانشجويان دختر نيز انجام شود. همچنين پيشنهاد ميشود در زمينة آثار روانشناختي عزاداري محرم، و مطالعات تطبيقي و بوميسازي بر روي مفاهيم معنويت، عزاداري مذهبي، خويشتنداري جنسي و ... انجام شود.
منابع
احمدي، محمدرضا و همكاران، «بررسي ابعاد روانشناختي مناسك حج و تأثير آن بر سطح دينداري حجاج»، روانشناسي و دين، ش 4، 1387.
جعفري، الهه، «ساخت مقياس خويشتنداري جنسي و هنجاريابي آن در بين دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي»، پاياننامه كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي، 1380.
دولتشاهي، بهروز و همكاران، «بررسي نقش زيارت در سلامت رواني افراد»، مقالات اولين همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت روان، تهران، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي، 1380.
ساماني، سيامك؛ لطيفيان، مرتضي، «بررسي تأثير اعتقاد به ارزشهاي مذهبي و جمع گرايي بر خود-كنترلي هيجاني» مقالات اولين همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان، تهران، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي، 1380.
سهرابي، نادره، ساماني، سيامك، «بررسي ميزان تأثير نگرش مذهبي بر بهداشت رواني نوجوانان» مقالات اولين همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت روان، تهران، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي، 1380.
صادقي جهانبهان، محمود، «روانپزشكي مذهبي، تأثير اعتقاد ديني در عملكرد باليني»، روانشناسي دين، ش 3، تير 1379.
صادقي جهانبهان، محمود، «دينداري و خوب زيستن»، روانشناسي دين، ش 3، تير 1379.
كروين، فيلين رابرت؛ بندا، برنت بي. «تأثيرات تقيد مذهبي و حضوردر كليسا بر استعمال مواد مخدر و بازبيني نقش عوامل نظري و جمعيت شناختي اجتماعي»، ترجمه محمدعلي معتضديان، نامه علم و دين، بهار و تابستان 1380
گلزاري، محمود، «تهيهي ابزارهايي جهت سنجش عمل به باورهاي ديني و انواع حيا و بررسي رابطه دينداري و حيا با ويژگيهاي شخصيت و سلامت رواني»، پايان نامه دكتري دانشگاه علامه طباطبايي، 1380.
لطفآبادي، حسين، «روانشناسي رشد اخلاقي، ارزشي و ديني در نوجواني و جواني»، حوزه و دانشگاه، ش31، 1381
مجد تيموري، ميرمحمد ولي، «مراسم مذهبي، عبادات و مكانهاي ديني در بهداشت روان» مقالات اولين همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت روان، تهران، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي، 1380.
واعظي، سيداحمد، «بررسي رابطه دعا و اضطراب» در: چكيده مقالات اولين همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت روان، تهران»، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي، 1380.
Beck, S. H., Cole , & Hammond, J. A, Religious heritage and premarital sex: Evidence from a national sample of young adult. Journal for the Scientific Study of Religion, 30(2), p.173 – 180.
Childs, G, Psychosocial factors that influence, abstinence and sexual activity among African American adolescent girls. University of South Carolina. Unpublished Thesis, 2007.
Doswell, W. et al., The role of spirituality in preventing early sexual behavior. American Journal of Health Studies. 18 (4), 2003, 195 – 202.
Fisher, T. D, An exploratory study of parent – child communication about sex and sexual attitudes of early, middle, and late adolescents Journal of Genetic psychology, 147 (4), 1986, 543- 557
Holder, D. W., et al.,The association between adolescent spiritually and voluntary sexual activity. Journal of Adolescent Health, 26(4), 2000, 295-302
Leak, O. K. Relationship between religious orientation and sexual behavior. Journal of Psychology and Theology, 21, 1993,315 - 318
Moore, K. A., et al, Parental attitude and the occurrence of early Sexual Activity. Journal of Marriage and the Family, 48(4), 1986), p.777- 782
Newman, J.S., & Pargament,K.I.(1990).The role of religion in the problem- solving process. Review of Religions, 31, 1990, p.390-403.
Runald, D, The sexually transmitted infections project finding Washington, DC: World Bank, 2004.
Rosenau, D. E., & Tan, E. S. N, single and sexual: the churches neglected dilemma. Journal of Psychology and Theology, 30 (3), 2002, p.185 - 194
Whitbeck, L, B., et al., Early adolescent sexual activity: A developmental study. Journal of Marriage and the Family, 61(4), 1999, 934 – 946.



