رابطه اضطراب وجودی و اضطراب مرضی و مقايسه آنها در سه گروه افراد بزهكار عادي و مذهبي

  • warning: Missing argument 1 for t(), called in D:\WebSites\nashriyat.ir\themes\tem-nashriyat\upload_attachments.tpl.php on line 15 and defined in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\common.inc on line 936.
  • warning: htmlspecialchars() expects parameter 1 to be string, array given in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\bootstrap.inc on line 862.

 سال سوم، شماره دوم، تابستان 1389، ص 29 ـ 44

رابطة اضطراب وجودي و اضطراب مرضي و مقايسة آنها در سه گروه افراد بزهكار، عادي و مذهبي

مسعود نورعليزاده ميانجي* / مسعود جان‌بزرگي**

چكيده

اين مقاله به بررسي رابطة بين اضطراب وجودي و اضطراب مرضي، و مقايسة آنها در سه گروه افراد بزهكار، عادي و مذهبي مي‌پردازد. روش پژوهش، از نوع پس‌رويدادي ـ مقايسه‌اي به روش هم‌بستگي است. براي جمع‌آوري داده‌ها از دو مقياس «اضطراب وجودي گود» و «اضطراب كتل» كه از اعتبار و روايي خوبي برخوردارند، استفاده شد. براي تجزيه و تحليل داده‌ها از روش هم‌بستگي پيرسون، تحليل واريانس يك‌طرفه، تحليل رگرسيون استفاده شد.

يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه بين اضطراب وجودي و اضطراب مرضي هم‌بستگي معنادار مثبت وجود دارد. اضطراب وجودي پيش‌بيني‌كنندة اضطراب مرضي است. مقايسة افراد بزهكار، عادي و مذهبي در ميزان اضطراب وجودي و مرضي معنادار بوده، دين‌داري و تحصيلات سهم زيادي در تأثيرگذاري بر كاهش اضطراب، به‌ويژه اضطراب وجودي داشت. در نهايت، اضطراب وجودي يكي از پايه‌‌ها و منشأ اضطراب مرضي است. افراد مذهبي كمتر از اضطراب وجودي رنج مي‌برند؛ در مقابل، بزهكاران بيشتر به اين نوع اضطراب مبتلايند؛ و اين نشانگر تأثير مثبت پايبندي مذهبي، و اثر منفي بزهكاري بر اضطراب است.

كليد واژه‌ها: اضطراب وجودي، اضطراب مرضي، معناي زندگي، دين‌داري، بزهكاري.

مقدمه

انسان تنها موجودي است كه نه‌تنها هست، بلكه هستي او با آگاهي از كيستي و چيستي همراه است. اين آگاهي، پرسشي را كه او چه كسي است و يا چه‌چيزي مي‌تواند بشود را نيز دربرمي‌گيرد.61 اولياي دين از پيشگامان توجه‌بخشي به اين نياز بشري و آگاهي از معناي زندگي‌اند؛ كه انسان پاسخ مناسبي به اين پرسش‌هاي اساسي بيابد كه از كجا آمده است، آمدنش به چه دليل بوده و به كجا مي‌رود.62

با وجود اين‌همه پيشرفت‌و رشد سرسام‌آور فناوري و رفاه مادي، دنياي امروز ما بسيار ناپايدار و نامطمئن شده است. بسياري از افراد از يك احساس تنهايي و نااميدي رنج مي‌برند و در احساسي از بي‌معنايي دست‌وپا مي‌زنند كه بيشتر همراه با پوچي و تهي شدن (خلاء وجودي)63 است. همين مسئله، ريشة روان‌آزردگي و اضطراب روزمره‌اي است كه سلامت رواني آنان را تهديد مي‌كند.64

اگرچه حدي از اضطراب براي تأمين سازش‌يافتگي فرد لازم است، اما حالت‌هاي اضطرابي فزون‌يافته، حتي «اضطراب روزمره» كه از نگاه برخي روان‌شناسان و ضوابط تشخيصي مجموعه‌هاي تشخيصي و آماري بيماري‌هاي رواني (DSM يا ICD) به دور مانده است،65 مي‌توانند مانع‌هاي قابل ملاحظه‌اي را در تحقق امكانات بالقوة فرد ايجاد كرده، پايه‌اي براي بسياري از اختلالات رواني ‌شوند.66

مكتب‌ها، انديشمندان و نويسندگان مختلف، خاستگاه اضطراب را به عوامل متفاوتي نسبت داده‌اند. اسلام، ضعف ايمان، دوري از منبع هستي‌بخش، ياد خدا و ازخودبيگانگي انسان را منشأ اضطراب و استرس معرفي مي‌كند.67 رويكرد وجودگرايي، در ساختاري پويشي شبيه روان‌تحليل‌گري، خاستگاه اضطراب را مسائل هستي‌شناختي، نيازهاي پاسداشت وجود خود و نگراني‌‌هاي نهايي68 تشكيل‌دهندة روان‌پويه‌‌هاي وجودي،69 چون مرگ، تنهايي و بي‌معنايي مي‌داند كه اضطراب را فرامي‌خوانند. از نظر هر دو نظام، روان‌تحليل‌گري و روان‌درماني وجودي اضطراب باعث شكل‌گيري آسيب‌هاي رواني مي‌شود.70 كركگار71 (1855 – 1813) «اضطراب وجودي»72 را خاستگاه اولية بيماري‌هاي رواني مي‌دانست.73 پل تيليش74 دربارة اين نوع اضطراب مي‌گويد: «اضطراب آگاهي وجودي از نيستي است».75 رولو مي76 نيز اضطراب را به‌صورت «تهديد وجود يا ارزش‌هايي كه وجودمان با آنها شناخته مي‌شود» تعريف مي‌كند.77 تيليش اضطراب وجودي را بر اساس سه جهت تهديد وجود توسط نيستي، به سه نوع تقسيم مي‌كند: الف) «اضطراب مرگ» يا سرنوشت، در تأييد خود وجودي انسان؛ ب) «اضطراب بي‌معنايي» يا پوچي، در تأييد خودِ معنوي؛ و ج) «اضطراب محكوميت» يا گناه، در تأييد خودِ اخلاقي.78

پژوهش‌هاي تجربي نيز ارتباط معنادار اضطراب وجودي با بيماري‌هاي رواني، و معناداري زندگي با سلامت رواني را تأييد ‌كرده‌اند. استرجن و حاملي79 در پژوهش‌هاي خود، بين اضطراب وجودي و رگة اضطرابي (AT) رابطة معنادار يافتند.80 در پژوهش هالت،81 بين سطح اضطراب وجودي بالا و افسردگي بالا، پيگردي اهداف معرفتي 82(SONG) بالا و هدفمندي در زندگي (PIL)83 پايين، هم‌بستگي معناداري وجود داشت.84 ومز و همكارانش85 در دو نمونة پژوهشي نتيجه‌گيري كردند كه اضطراب وجودي و نشانگان اضطراب با افسردگي رابطة مستقيمي دارند.86 برمن و همكارانش87 نيز در پژوهش خود ارتباط معكوس اضطراب وجودي و سلامت رواني را يافتند.88 پژوهش گستردة ماسكرو89 در يك نمونة 395 نفري، با به‌كارگيري انواع مختلف آزمون‌هاي روان‌شناختي نشان داد كه به‌كارگيري معنا تأثير يك‌سويه بر افسردگي دارد؛ بدين صورت كه معناداري كاهش‌يافته، به افزايش نشانگان افسردگي مي‌‌انجامد؛ همچنين افراد داراي سطح معناي ‌وجودي كم، بيشتر از افراد داراي سطح معناي افزوده، نشانگان بيشتر افسردگي را در پاسخ به ميزان استرس زياد، تجربه مي‌كنند.90

در اين ميان، دين از مهم‌ترين عواملي است كه زندگي بشري را معنا مي‌بخشد و از رنج‌ها، اضطراب‌ها و تنيدگي‌ها رهايي مي‌دهد. اساساً از اهداف بسيار مهم اسلام رها ساختن انسان از پوچ‌گرايي، ارائة تصويري روشن و با‌معنا از زندگي و حيات جاويدان، تحريك به سوي گام برداشتن در مسيري هدفمند و معنادار، و رسيدن به رشد، تعالي و خوشبختي است.91 پژوهش‌هاي بسياري تأثير مثبت دين‌داري و عوامل مذهبي بر افزايش سطح بهزيستي و سلامت رواني، بهبودى بيماري‌‌هاي روانى و جسمي، مقاوم كردن افراد در برابر تنيدگي‌، اضطراب و افسردگي، و ايجاد آرامش، اميد، معناداري و شادكامي را به دست آورده‌اند.92 لارسون93 و ديگران در بررسي 139 مطالعة تحقيقاتي، و ماتيوس94 با بازبيني بيش از 200 پژوهش، به‌طوركلي رابطة مثبتي را بين باورهاي مذهبي، التزام ديني و بهداشت رواني يافتند.95 جهت‌گيري مذهبي دروني‌نيز بيشتر از بيروني در سلامت‌رواني و كاهش اقدام‌هاي انتحاري، كه بيشتر در نتيجة عدم معناداري زندگي، نااميدي و شكست هستند، تأثير دارد.96

با وجود پژوهش‌هاي تجربي اندك در حوزة هستي‌نگري، تحقيق‌هايي يافت‌مي‌شود كه ارتباط دين‌داري و اضطراب وجودي را مطالعه قرار كرده‌اند. پژوهش استرجن و حاملي نشان داد كه جهت‌گيري مذهبي دروني بر كاهش اضطراب وجودي و رگة اضطرابي تأثير دارد.97

با توجه به تلاش زياد براي يافتن تحقيق داخلي در زمينة اضطراب وجودي و كمبود پژوهش ميداني مربوط، و نيز اهميت فوق‌العادة اين موضوع در آسيب‌شناسي رواني، و مطالعات اندك داخلي و خارجي98 دربارة تأثير اضطراب وجودي بر اضطراب مرضي و ميزان اين اضطراب در گروه‌هاي مختلف مردم با سبك‌هاي زندگي مذهبي، سالم و بزهكارانه، ضروري است تا در اين زمينه پژوهشي صورت پذيرد. بنابراين، به هدف پاسخ‌گويي به اين پرسش‌ها كه آيا اضطراب وجودي با اضطراب مرضي رابطه دارد، و آيا بين اقشار مختلف مردم، به ويژه كساني كه مرتكب بزهكاري مي‌شوند و كساني كه پايبندي مذهبي بيشتري دارند، تفاوت معناداري وجود دارد، به انجا پژوهشي با عنوان «رابطة بين اضطراب وجودي و اضطراب مرضي، و مقايسة آنها در افراد بزهكار، عادي و مذهبي با تحصيلات عالي» اقدام كرديم.

روش

اين پژوهش از نوع پس‌رويدادي ـ مقايسه‌اي به روش هم‌بستگي است. جامعة آماري شامل 100 نفر است كه با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي از نمونه‌هاي در دسترس، از سه گروه بزهكاران محبوس در ندامتگاه قم (30 نفر)، جمعيت عادي شهرستان ميانه (32 نفر) و افراد مذهبي مشغول به تحصيل در سطح عالي حوزه و مؤسسة آموزشي پژوهشي امام‌خميني(ره) قم (38 نفر)، انتخاب شدند. از مزاياي جامعة آماري اين پژوهش، فراگيري نمونه‌هاي آن در اقشار مختلف مردم از نظر سن، تحصيلات و سبك زندگي است، كه در جدول 1 توصيف شده است.

جدول 1ـ فراواني تحصيلات و ميزان سن نمونه‌ها

افراد

فراواني

تحصيلات

فراواني

سـن

سال

مذهبي

38

بي‌سواد و ابتدايي

13

حداقل

17

 

سيكل

13

 

عادي

32

ديپلم

14

حداكثر

54

 

كارداني و كارشناسي

16

 

بزهكار

30

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

44

ميانگين

5/33

كل

100

كل

100

 

مشاركت‌كنندگان به‌صورت داوطلب، آزاد و بدون ذكر نام و نام خانوادگي پرسش‌نامه‌ها را تكميل كردند؛ و به گروه زندانيان نيز اطمينان داده شد كه اطلاعات آنها محرمانه و براي كار پژوهشي است. ابزارهاي اين پژوهش شامل دو مقياس زير است:

1. مقياس اضطراب وجودي گود: اين مقياس را لورنس و كاترينا گود99 در سال 1974 در 32 ماده ساخته‌اند.100 اين آزمون در پژوهش كنوني به روش آلفاي كرونباخ اعتباريابي گرديد،101 كه ضريب آلفاي خوبي برابر با 888/0 =α به دست آمد. هم‌ساني دروني اين پرسش‌نامه به روش دونيمه‌سازي نيز به دست آمد كه عبارت است از:

جدول 2 ـ پايايي مقياس اضطراب وجودي به روش دونيمه‌سازي

آلفاي كرونباخ

بخش اول

721/0

بخش دوم

862/0

هم‌بستگي بين دو فرم

780/0

ضريب اسپرمن ‌ـ براون

876/0

ضريب دونيمه‌سازي گاتمن

868/0

هالت در سال 1994 به منظور مطالعة روايي مقياس اضطراب وجودي102 اقدام به پژوهشي با نمونة آماري 447 نفر كرد. يافته‌هاي اين پژوهش نشان داد كه اين پرسش‌نامه با آزمون‌هاي هدفمندي در زندگي پيگردي اهداف معرفتي و افسردگي، روايي همگرا و واگراي مطلوبي دارد. هم‌بستگي كل 66/0 بود كه نشان از قدرت روايي بالاي اين آزمون دارد.

2. مقياس اضطراب كتل:103 اين آزمون از مؤثرترين ابزار سنجش اضطراب است كه بر اساس پژوهش‌هاي گسترده، در 40 پرسش براي افراد بالاي 15ـ14 سال فراهم شده است؛ پرسش‌نامه‌اي كه مي‌تواند مكمل تشخيص باليني باشد و نتيجه‌اي عيني با هدف‌هاي پژوهشي به دست دهد. از اين مقياس در پژوهش‌هاي متعددي استفاده شده است و اعتبار و پايايي پرسش‌نامه تأييد شده است. افزون بر اين، در هنجارگزيني ايراني توسط منصور و دادستان در سال 1367 با تعداد 16342 پسر و تعداد 8532 دختر نيز ابزار مناسبي براي تشخيص اضطراب به كار رفته است.104

براي تجزيه و تحليل داده‌هاي آماري به منظور مشخص كردن ميزان ارتباط متغير اضطراب وجودي با اضطراب مرضي، روش هم‌بستگي پيرسون، و از تحليل واريانس يك‌طرفه و آزمون تعقيبي شفه براي مقايسة تفاوت ميانگين‌هاي سه گروه افراد بزهكار، عادي و مذهبي، ‌و همچنين از تحليل رگرسيون براى پيش‌بينى اضطراب مرضي از اضطراب وجودي، استفاده شد.

يافته‌ها

تحليل داده‌هاي آماري بر اساس ضريب هم‌بستگي پيرسون بين اضطراب وجودي و اضطراب مرضي (نمرة كل اضطراب كتل) نشان داد كه بين اين دو متغير ارتباط معنادار مثبت و بالايي (01/0p <، 716/0= r) وجود دارد. هم‌بستگي اضطراب وجودي با اضطراب پنهان 618/0 و با اضطراب آشكار 653/0، در همان سطح معناداري است. به منظور به دست آوردن ميزان توان پيش‌بيني اضطراب مرضي (متغير وابسته) از اضطراب وجودي، از روش تحليل رگرسيون استفاده شد. جدول 3 نشان مي‌دهد كه اضطراب وجودي با (001/0p <، 716/0= β) اضطراب مرضي را پيش‌بيني مي‌كند.

جدول 3 ـ نتايج تحليل رگرسيون

متغير پيش‌بين

ضرايب غير استاندارد

ضرايب استاندارد

t

سطح معناداري

B

خطاي معيار

β

R2

B

اضطراب وجودي

.337

.033

.716

.5126

10.150

.000

نتايج تحليل واريانس يك‌راهه براي مقايسه بين سه گروه افراد بزهكار، عادي و مذهبي در هر يك از متغيرهاي اضطراب وجودي و اضطراب مرضي، در جدول 4 آمده است.

جدول 4- نتايج تحليل واريانس يك‌راهه براي سه گروه افراد بزهكار، عادي و مذهبي

متغيرها

شاخص‌ها

مجموع مجذورات

درجة آزادي

ميانگين مجذورات

مقدار F

سطح معناداري

اضطراب وجودي

بين گروه‌ها

1441.536

2

720.768

34.288

.000

درون گروه‌ها

2039.054

97

21.021

 

كل

3480.590

99

   

اضطراب مرضي (كتل)

بين گروه‌ها

165.111

2

82.556

13.252

.000

درون گروه‌ها

604.279

97

6.230

 

كل

769.390

99

   

جدول 4 نشان مي‌دهد كه اين سه گروه در هر دو متغيير، تفاوت معناداري با يكديگر دارند و اين تفاوت‌ها در اضطراب وجودي (001/0 p <، 28/34= (2،97)F) به‌مراتب بيشتر از اضطراب مرضي (001/0 p <، 25/13= (2،97)F) است.

به منظور يافتن سهم هريك از گروه‌ها، ميانگين نمرات سه گروه در هريك از متغيرها توسط آزمون تعقيبي شفه مقايسه شد، كه نتايج آن در جدول 5 آمده است. همچنين مقدار ميانگين هريك از گروه‌ها و زيرمجموعه‌هاي همگن آنها در جدول 6 نشان‌داده شده است.

جدول 5 ـ مقايسة ميانگين‌هاي سه گروه با استفاده از آزمون تعقيبي شفه

متغير وابسته

گروه (I)

گروه (J)

تفاوت ميانگين‌ها

خطاي استاندارد

سطح معناداري

اضطراب وجودي

بزهكار

مذهبي

9.270(*)

1.120

.000

عادي

5.377(*)

1.165

.000

مذهبي

بزهكار

-9.270(*)

1.120

.000

عادي

-3.893(*)

1.100

.003

عادي

بزهكار

-5.377(*)

1.165

.000

مذهبي

3.893(*)

1.100

.003

اضطراب مرضي (كتل)

بزهكار

مذهبي

2.995(*)

.610

.000

عادي

.850

.634

.411

مذهبي

بزهكار

-2.995(*)

.610

.000

عادي

-2.145(*)

.599

.002

عادي

بزهكار

-.850

.634

.411

مذهبي

2.145(*)

.599

.002

(* سطح معناداري 05/0)

جدول 6 ـ ميانگين گروه‌هاي سه‌گانه در زيرمجموعه‌هاي همگن

اضطراب وجودي

تعداد

Subset for alpha = .05

اضطراب مرضي

تعداد

Subset for alpha = .05

1

2

3

1

2

مذهبي

38

3.26

   

مذهبي

38

2.61

 

عادي

32

 

7.16

 

عادي

32

 

4.75

بزهكار

30

   

12.53

بزهكار

30

 

5.60

نتايج جدول 5 و 6 نشان مي‌دهد كه تفاوت ميانگين‌هاي هر سه گروه بزهكار، عادي و مذهبي در متغير اضطراب وجودي، معنادار است و هر سه در سه گروه مجزا قرار گرفتند، و تفاوت ميانگين گروه مذهبي با گروه بزهكار، زياد (05/0 p <، 27/9 = I-J) است. تفاوت ميانگين‌هاي اين سه گروه در متغير اضطراب مرضي، تنها در بين مذهبي و بزهكار، و بين مذهبي و عادي معنادار بوده، در بين عادي و بزهكار معنادار نبود. بنابراين گروه مذهبي در يك گروه و گروه عادي و بزهكار در گروهي ديگر قرار گرفتند. همچنين، تفاوت ميانگين گروه بزهكار و مذهبي در مقايسه با متغير پيشين، كم (05/0 p <، 99/2 = I-J) است.

يكي ديگر از موضوعاتي كه بررسي شد، سطح تحصيلات افراد شركت‌كننده در اين پژوهش است. بدين منظور، از تحليل واريانس يك‌راهه براي مقايسه بين پنج گروه افراد با تحصيلات مختلف (بي‌سواد و ابتدايي، سيكل، ديپلم، كارداني، كارشناسي، كارشناسي‌ارشد و بالاتر) در هريك از متغيرهاي اضطراب وجودي و اضطراب مرضي استفاده شد. نتايج جدول 7 نشان مي‌دهد كه تفاوت گروه‌هاي تحصيلي در هر دو متغير اضطراب وجود (001/0 p <، 46/20= (95،4)F) و اضطراب مرضي (001/0 p <، 74/7= (4،95)F) معنادار است.

جدول 7 ـ نتايج تحليل واريانس يك‌راهه براي پنج گروه تحصيلات

متغيرها

شاخص‌ها

مجموع مجذورات

درجة آزادي

ميانگين مجذورات

مقدار F

معناداري

اضطراب وجودي

بين گروه‌ها

1610.796

4

402.699

20.460

.000

درون گروه‌ها

1869.794

95

19.682

كل

3480.590

99

 

اضطراب مرضي (كتل)

بين گروه‌ها

189.120

4

47.280

7.741

.000

درون گروه‌ها

580.270

95

6.108

كل

769.390

99

 

به منظور يافتن سهم هريك از گروه‌ها، ميانگين نمرات پنج گروه در هريك از متغيرها توسط آزمون تعقيبي شفه مقايسه شد، كه نتايج آن در جدول 8 آمده است. همچنين مقدار ميانگين هريك از گروه‌ها و زير مجموعه‌هاي همگن آنها در جدول 9 نشان‌داده شده است.

جدول 8 ـ مقايسة ميانگين‌هاي پنج گروه تحصيلات با استفاده از آزمون تعقيبي شفه

متغير وابسته

گروه (I)

گروه (J)

تفاوت ميانگين‌ها

خطاي استاندارد

سطح معناداري

اضطراب وجودي

بي‌سواد و ابتدايي

سيكل

6.385(*)

1.740

.013

ديپلم

6.269(*)

1.709

.013

كارداني و بالاتر

9.394(*)

1.657

.000

كارشناسي ارشد و بالاتر

11.974(*)

1.400

.000

سيكل

بي‌سواد و ابتدايي

-6.385(*)

1.740

.013

ديپلم

-.115

1.709

1.000

كارداني و بالاتر

3.010

1.657

.512

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

5.589(*)

1.400

.005

ديپلم

بي‌سواد و ابتدايي

-6.269(*)

1.709

.013

سيكل

.115

1.709

1.000

كارداني و كارشناسي

3.125

1.624

.452

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

5.705(*)

1.361

.003

كارداني و كارشناسي

بي‌سواد و ابتدايي

-9.394(*)

1.657

.000

سيكل

-3.010

1.657

.512

ديپلم

-3.125

1.624

.452

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

2.580

1.295

.416

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

بي‌سواد و ابتدايي

-11.974(*)

1.400

.000

سيكل

-5.589(*)

1.400

.005

ديپلم

-5.705(*)

1.361

.003

كارداني و كارشناسي

-2.580

1.295

.416

اضطراب مرضي (كتل)

بي‌سواد و ابتدايي

سيكل

1.538

.969

.643

ديپلم

.824

.952

.944

كارداني و كارشناسي

2.663

.923

.089

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

3.652(*)

.780

.001

سيكل

بي‌سواد و ابتدايي

-1.538

.969

.643

ديپلم

-.714

.952

.967

كارداني و كارشناسي

1.125

.923

.828

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

2.114

.780

.128

ديپلم

بي‌سواد و ابتدايي

-.824

.952

.944

سيكل

.714

.952

.967

كارداني و كارشناسي

1.839

.904

.394

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

2.828(*)

.758

.011

كارداني و كارشناسي

بي‌سواد و ابتدايي

-2.663

.923

.089

سيكل

-1.125

.923

.828

ديپلم

-1.839

.904

.394

كارداني و كارشناسي

.989

.722

.758

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

بي‌سواد و ابتدايي

-3.652(*)

.780

.001

سيكل

-2.114

.780

.128

ديپلم

-2.828(*)

.758

.011

كارداني و كارشناسي

-.989

.722

.758

(* سطح معناداري 05/0)

جدول 9 ـ ميانگين پنج گروه تحصيلات در زيرمجموعه‌هاي همگن

اضطراب وجودي

تعداد

Subset for alpha = .05

اضطراب مرضي

تعداد

Subset for alpha = .05

1

2

3

1

2

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

44

3.80

   

كارشناسي‌ارشد و بالاتر

44

2.89

 

كارداني و كارشناسي

16

6.38

6.38

 

كارداني و كارشناسي

16

3.88

3.88

سيكل

13

 

9.38

 

سيكل

13

5.00

5.00

ديپلم

14

 

9.50

 

ديپلم

14

 

5.71

بي‌سواد و ابتدايي

13

   

15.77

بي‌سواد و ابتدايي

13

 

6.54

نتايج جدول 8 و 9 نشان مي‌دهد كه سطح تحصيلات، بر اضطراب وجودي بيش از اضطراب مرضي تأثير دارد. اين موضوع در تفاوت ميانگين‌ها و مرزبندي گروه‌هاي همگن (سه گروه در اضطراب وجودي و دو گروه در اضطراب مرضي) مشهود است. تفاوت ميانگين‌ها در بين بيشتر گروه‌هاي اضطراب وجودي معنادار است؛ اما در گروه‌هاي اضطراب مرضي، تعداد كمتري تفاوت معناداري دارند. تفاوت ميانگين گروه بي‌سواد و ابتدايي با فوق‌ليسانس و بالاتر در اضطراب وجودي (05/0 p <، 97/11 = I-J) است، كه در مقايسه با اضطراب مرضي (05/0 p <، 65/3 = I-J) بيشتر است.

نتيجه‌گيري

اضطراب احساس رنج‌آوري است كه با يك موقعيت ضربه‌آميز كنوني يا با انتظار خطري كه به شيء نامعين وابسته است. به عبارت ديگر، اضطراب مستلزم مفهوم ناايمني يا تهديدي است كه فرد منبع آن را به روشني درك نمي‌كند.105 اين حالت وقتي كه به‌صورت مزمن و مداوم درمي‌آيد، به حد اضطراب مرضي مي‌رسد كه خود، منبع سازش‌نايافتگي‌، شكست، استيصال گسترده و محروميت‌‌از آرامش، آسودگي و امكانات زندگي مي‌شود.106

در اين ميان، افرادي هستند كه از نوعي اضطراب به نام «اضطراب وجودي» رنج مي‌برند، كه به عقيدة گود از نااميدي، خودبيگانگي، احساس پوچي و بي‌معنايي نشأت مي‌گيرد.107 جيمز بوگنتال،108 به همراه ساير پژوهشگران وجودگرا معتقد است كه انسان‌ها مي‌توانند براي اضطراب وجودي آمادگي‌هاي قبلي داشته باشند؛ آمادگي‌هايي كه در طول سال‌‌ها، حتي در طول زندگي، به حالت پنهان باقي مي‌ماند و تنها بر اثر استرس‌هاي استثنايي تجلي مي‌كنند.109

اضطراب وجودي از جمله اضطراب‌هاي بنيادي و پايه‌اي است كه مي‌تواند منبعي براي بيماري‌هاي رواني از جمله اضطراب مرضي باشد. در اضطراب مرضي، فرد احساس نگراني و رنجش و حالت ناايمني و تهديد رواني را متعلق به منبعي مي‌داند، ولي آن را به روشني درك نمي‌كند؛ اما نمي‌داند كه در واقع ـ دست‌كم در برخي از افرادـ اين اضطراب وجودي است كه موجب ناايمني رواني و اضطراب او شده است. يافته‌هاي پژوهش كنوني، ارتباط اضطراب وجودي و اضطراب مرضي را در سطح بالايي (01/0 p <، 716/0= r) تأييد كرده است و نشان داد كه اضطراب وجودي مي‌تواند پيش‌بيني‌كنندة اضطراب مرضي باشد؛ بدين‌معنا كه اضطراب وجودي مي‌تواند 26/51 % از واريانس اضطراب مرضي را تبيين كند. اين نتايج، همسو با يافته‌هاي ومز و همكارانش، و برمن و همكارنش است كه بين اضطراب وجودي و نشانگان اضطراب ارتباط معنادار (به‌ترتيب برابر با 01/0 p <، 54/0=r و 53/0= r) يافتند.110 همچنين اضطراب وجودي در هر دو سطح پنهان و آشكار، با اضطراب مرضي ارتباط دارد؛ بدين معنا كه گاه فرد به نشانگان اضطراب خود آگاهي دارد و احتمالاً نيز تحت تأثير اضطراب وجودي به‌وجود‌آمده باشد؛ و گاه اضطراب از نظر او پنهان است، ولي از يك مشكلي رنج مي‌برد و به آن هشياري ندارد.

به منظور يافتن عوامل مداخله‌گر در اضطراب وجودي، در اين پژوهش به مقايسة افراد مختلف پرداختيم. در نخستين گام براي آزمون تأثير سبك‌هاي زندگي سالم و مذهبي بر كاهش اين نوع اضطراب، سه گروه از افراد بزهكار، عادي و مذهبي را مقايسه كرديم. يافته‌‌هاي اين پژوهش، تفاوت معنادار اين سه گروه را تأييد كرد. همچنين نتايج نشان داد كه بزهكاران داراي ميانگين نمرة اضطراب وجودي بالا (53/12) هستند؛ افراد عادي در مرتبة بعدي (16/7) قرار دارند؛ و افراد مذهبي از اضطراب وجودي كمتري (26/3) برخوردارند. ازاين‌رو، به اين نتيجه رهنمون مي‌شويم كه سبك زندگي مذهبي و سالم، در كمتر ابتلا شدن به اين نوع اضطراب تأثير بسزايي دارد. اين نتيجة همسو با پژوهش استرجن و حاملي، و ديگر مطالعات، بيان مي‌دارد كه دين‌داري از عوامل عمدة معنابخشي به زندگي و كاهش اضطراب وجودي است.

چنان‌كه پيش‌تر اشاره كرديم، دين‌داري و مناسك مذهبي يكي از عوامل مهم تأثيرگذار بر سلامت رواني و كاهش اضطراب است. يافته‌‌هاي پژوهش كنوني نيز اين مهم را تأييد مي‌كند؛ اضافه بر اينكه با تأكيد بيشتري اثرگذاري مذهب را بر كاهش اضطراب وجودي، در مقايسه با اضطراب مرضي به تأييد مي‌رساند. به اين دليل كه اضطراب وجودي در گروه‌هاي سه‌گانة افراد بزهكار، عادي و مذهبي، تفاوت ميانگين نمرات بالا و مرزبندي بهتر و معناداري نسبت به اضطراب مرضي برخوردار است. اين موضوع در سبك زندگي سالم و بزهكارانه نيز ملاحظه مي‌شود. بنابراين، رفتار بزهكارانه كه معمولاٌ با كمبود معناداري و شكست در زندگي همراه است، اضطراب وجودي را بيشتر تحت تأثير قرار مي‌دهد.

اساسا‍‍‍‍ً از اهداف عمدة دين، رهاساختن انسان‌ها از چنگال پوچ‌گرايي: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ‏(مؤمنون: 115) و «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً»،(ص: 27)111 و گرداب ترس از تنهايي: «إِنْ أَوْحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكْرُكَ»،112 راهنمايي آنها در گام‌برداشتن در مسير زندگي هدفمند، با‌معنا و درست، رساندن به تعالي و خوشبختي است: «ياأَيهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِيهِ»(انشقاق: 6) مرگ در نظر افراد با ايمان پايان زندگي نيست نيست: «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون»؛(جمعه: 8)113 بلكه وسيلة رجعت به سوي ‌آفريدگار و رسيدن به رستگاري است: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ»؛ٰ114 و مصيبت، درد و رنج زندگي دنيوي با اتكاي الهي شيرين و بامعنا‌است: «إِنْ صُبَّتْ عَلَيْهِمُ الْمَصَائِبُ لَجَئُوا إِلَى الِاسْتِجَارَةِ بِكَ عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ الْأُمُورِ بِيَدِكَ وَ مَصَادِرَهَا عَنْ قَضَائِك».115 براي كساني كه از هدايت الهي برخوردارند، ترس و غمي نيست: «فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُون»‏(بقره: 38) و آنان به وسيلة ارتباط با خدا و استعانت از عوامل مذهبي به آرامش رسيده: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ، أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»،(رعد: 26) به ملاقات الهي نايل مي‌شوند: «وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنهََّا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلىَ الخَْاشِعِينَ، الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنهَُّم مُّلَاقُواْ رَبهِِّمْ وَ أَنهَُّمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ».(بقره: 46 و 46) در حقيقت، قرآن در آيات اعتقادي، كتاب تبيين اصل معناداري زندگي، و در آيات احكام و اخلاقي، راه و روش زندگي معنادار است: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ».(بقره: 2)

اگر فرد مقام پروردگار خود را بشناسد، به ياد او باشد و او را فراموش نكند، يقين مى‏كند كه نزد پروردگار خود زندگي‌اي دارد كه آميخته با مرگ نيست؛ ملكى دارد كه زوال پذير نيست؛ عزتى دارد كه آسوده به ذلت نيست؛ فرح و سرور و رفعت و كرامتى دارد كه هيچ مقياسى نتواند اندازه‏اش را تعيين كند و يا سرآمدى آن را به آخر برساند؛ و نيز يقين مى‏كند كه دنيا دار مَجاز است؛ و حيات و زندگى دنيا در برابر آخرت پشيزى بيش نيست. اگر او اين را بشناسد، دلش به آنچه خدا تقديرش كرده قانع مى‏شود؛ و معيشتش هرچه باشد برايش فراخ شده، ديگر روى تنگى و ضنك را نمى‏بيند.116 همة اين آثار و نحوة ارزيابي فرد از عامل تهديدكننده، مهار هيجاني خود در برخورد با موقعيت از راه معناجويي، و تأثير بر پيامدهاي عوامل تنيدگي‌زا، از راه تفسير ويژه‌اي است كه دين در اختيار فرد مي‌گذارد.117 «وقتي كه خدا را در همه چيز ببينيم، هنگامي كه همه چيز را از او بدانيم، در پست‌ترين چيزها، عالي‌ترين حقايق و معاني را خواهيم يافت. چيزهاي معمولي دوروبر ما،‌بي‌رنگي و ابتذالي را كه در اثر زياد محشور بودن ما با آنها را فراگرفته، از دست داده و يك رنگ و جلاي جديدي به خود مي‌گيرند. حقيقتاً كه دنيا، دنياي ديگري جلوه خواهد كرد».118

به عقيدة كركگارد، دين راهي براي پايان دادن به دلهره و اضطراب يا آشوب دروني119 است. در بحران وجودي، تنها پناهگاهِ ايمن، دين است. در اين پناهگاه شخص مي‌تواند با لايزال ارتباط برقرار كند.120 يونگ تأكيد مي‌‌كند كه دين‌داري و ارتباط با لايتناهي است كه انسان را از بيهودگي‌ها نجات مي‌بخشد، اميال و حالات او را دگرگون مي‌سازد، و بيماري‌هاي رواني را درمان مي‌كند.121 از نظر فرانكل، مذهب دربرگيرندة «معنايابي نهايي» است و از ويژگي‌هاي مهم معنادرماني، توجه به «ناهشيار معنوي» است.122 از نظر او، سركوب احساس مذهبي، عامل روان‌آزردگي است: «نه‌تنها ليبيدو و يا انرژي جنسي ناهشيار و سركوب‌شده وجود دارد، بلكه احساس مذهب سركوب‌شده و ناهشيار نيز وجود دارد.»123 راه درمان خلاء وجودي نيز هشيار كردن احساس‌هاي سركوب‌شدة مذهبي است؛ و وظيفة معنادرمانگر اين است كه به بيمار كمك كند تا هسته معنوي شخصي خود را به ياد بياورد.124

در دومين گام براي آزمون ارتباط سطح تحصيلات با اضطراب، مشاركت‌كنندگان در اين پژوهش از نظر تحصيلات مقايسه شدند. يافته‌ها حاكي از آن بود كه به‌طوركلي سطح تحصيلات بر اضطراب تأثير دارد. اين تأثير، در كاهش اضطراب وجودي بيش از اضطراب مرضي است. به نظر مي‌آيد كه سطح تحصيلات بالاتر، آگاهي‌ها و معناداري زندگي و موفقيت‌ها را افزايش داده، در نتيجه، اضطراب وجودي را كاهش مي‌دهد.

سرانجام به اين نتيجه مي‌رسيم كه اضطراب وجودي با اضطراب مرضي ارتباط دارد و مي‌تواند آن را پيش‌بيني كند؛ بدين معنا كه اضطراب وجودي يكي از پايه‌‌ها و منشأ اضطراب مرضي است. افراد مذهبي به مقدار قابل توجهي كمتر، از اضطراب، به‌ويژه اضطراب وجودي رنج مي‌برند، و در برابر، بزهكاران بيشتر به اين نوع اضطراب مبتلايند؛ و اين نشانگر تأثير مثبت دينداري و اثر منفي رفتار بزهكارانه بر اضطراب است. همچنين با افزايش سطح تحصيلات، اضطراب، به‌ويژه اضطراب وجودي كاهش مي‌يابد. اين پژوهش مي‌تواند، پشتوانه‌اي براي فعاليت‌هاي باليني و درماني قرار گرفته و در تشخيص و درمان بيماري‌هاي رواني، به‌ويژه اضطراب مرضي، گره‌گشا باشد.

محدوديت‌هاي پژوهشي، از نظر افزايش حجم كار و رغبت كمتر نمونه‌هاي مطالعاتي براي همكاري، اجازة استفاده از آزمون‌هاي ديگر، از جمله پرسش‌نامه‌هاي جهت‌گيري مذهبي، جهت‌گيري زندگي، سلامت رواني و افسردگي را به ما نداد. در صورتي كه اين آزمون‌ها اجرا مي‌شدند تصميم‌گيري در‌بارة يافته‌ها، بهتر و دقيق‌تر صورت مي‌گرفت. از‌اين‌رو پيشنهاد مي‌شود كه پژوهشگران علاقه‌مند به مطالعه در زمينة اضطراب وجودي، به‌ويژه در پژوهش‌هاي گسترده‌تر، از ابزارهاي ديگر روان‌شناختي نيز استفاده كنند.

 


* دانش آموخته حوزه و دانشجوي کارشناسي ارشد روان‌شناسي. دريافت: 2/4/89 ـ پذيرش: 15/6/89

E-mial: mnoor57@gmail.com

** استاديار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

 

61. احمدرضا محمد‌پور، ويکتور فرانکل بنيانگذار معنادرماني، ص 33.

62. محمدبن يعقوب کليني، الكافي، ج‏1، ص 25.

63 . existential vacuum.

64. احمدرضا محمدپور، همان، ص 183 - 185.

65. پريرخ دادستان و همکاران، «تأثير روش تنش‌زدايي بر اضطراب، پيشرفت تحصيلي و...»، روان‌شناسي، س 5، ش 1، بهار 1380.

66. پريرخ دادستان و همکاران، همان.

67. طه: 124؛ رعد: 28؛ بقره: 38؛ زمر: 22؛ محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج‏8، ص 346؛ ناصر مکارم‌شيرازي، تفسير نمونه، ج 13، ص 328.

68. ultimate concerns.

69. existential psychodynamics.

70. احمدرضا محمدپور، همان، 71 -77

71. Kierkegaard, S.

72. Existential Anxiety.

73. همان، ص 36.

74. Tillich, P.

75 . همان، ص 44.

76 . Rollo May.

77 . همان، ص 53.

78 . همان، ص 54.

Carl F. Weems; Natalie M. Costa; Christopher Dehon; Steven L. Berman, Paul Tillich's theory of existential anxiety: A preliminary conceptual and empirical examination.

79. Sturgeon and Hamley.

80. A.K. Shreve-Neiger, B.A. Edelstein. Religion and anxiety: A critical review of the literature; In: Sturgeon, R. S., & Hamley, R. W, Religiosity and anxiety. The Journal of Social Psychology, 108, p.37–138.

81. Hullett, Michael A.

82. the Seeking of Noetic Goals.

83. the Purpose in Life.

84. Michael A. Hullett, A Validation Study of the Existential Anxiety Scale.

85. Weems, C. F. , et al.

86. Carl F. Weems; Natalie M. Costa; Christopher Dehon; Steven L. Berman, Paul Tillich's theory of existential anxiety: A preliminary conceptual and empirical examination.

87. Berman, S. L. , et al.

88. Steven L. Berman, Carl F.Weems, and Timothy R. Stickle, Existential Anxiety in Adolescents: Prevalence, Structure, Association with Psychological Symptoms and Identity Development.

89. Mascaro, Nathan.

90. Nathan Mascaro, Longitudinal Analysis of the Relationship of Existential Meaning with Depression and Hope.

91. مؤمنون: 115؛ ص: 27؛ انشقاق: 6؛ نهج‌البلاغه، خطبة 227، ص 349.

92. تان و دانگ، دخالت معنويت در بهبودي و تماميت، ترجمه شيري، مجله نقد و نظر، ش 33 و 34، ص 387 - 393؛ شجاعيان و زماني منفرد، «ارتباط دعا با سلامت رواني و عملکرد شغلي کارکنان فني صنايع مهمات‌سازي»، انديشه و رفتار، ش 2، ص 33-39.

93. Larson, D. B.

94. Mathews.

95. ر.ك: تورسن، کارل اي و همکاران، معنويت، دين و بهداشت-شواهد، موضوعات وعلائق، ترجمه احمدرضا جليلي، ص 166.

96 . مسعود جانبزرگي، «جهت‌گيري مذهبي و سلامت روان»، پژوهش در پزشکي، دوره 31، ش 4، ص 345.

97. A.K. Shreve-Neiger, B.A. Edelstein. Religion and anxiety: A critical review of the literature;In Sturgeon, R. S., & Hamley, R. W, Religiosity and anxiety. The Journal of Social Psychology, 108, p.37–138.

98. see: CHEN Jian, WANG Dong-Yu, A Brief Introduction of Existential Anxiety Research.

99. Lawrence R. Good and Katherine C. Good.

100 . حمزه گنجي، ارزشيابي شخصيت، ص 48.

101. روبرت ام کاپلان و دنيس پ ساکوزو، روان‌آزمايي، ترجمه علي دلاور و ديگران، ص 119

102. A Validation Study of the Existential Anxiety Scale.

103 . Cattell Anxiety Scale.

104 . ژاک کراز، بيماري‌هاي رواني، ترجمه محمود منصور و پريرخ دادستان، ص 226.

105 . پريرخ دادستان، روانشناسي مرضي تحولي، ج 1، ص 61.

106 . همان، ص 60.

107. The Existential Anxiety Scale Test; In:

http://www.okcupid.com/quizzy/results?quizzyid=7180237286249054212&resultid=1

108. James Bugental.

109 . حمزه گنجي، ارزشيابي شخصيت، ص 52.

110. Carl F. Weems and etal, Paul Tillich's theory of existential anxiety...; Steven L. Berman and et al, Existential Anxiety in Adolescents… .

111. و نيز ر.ک: آل‌عمران: 19؛ انبيا: 16 و 17؛ دخان: 37 و 38.

112. نهج البلاغه، خطبه 227، ص 349.

113. ر.ك: جاثيه: 24 و 26.

114. عنکبوت: 57؛ و آل‌عمران: 169 و 185؛ حج: 58، نساء: 100؛

115. نهج البلاغه، خطبه 227، ص 349.

116 . سيدمحمدحسين طباطبايي، الميزان، ج 14، ص 225.

117. مسعود آذربايجاني، روان‌شناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز، ص 267.

118 . همان، ص 259.

119 . inner turmoil.

120 . احمدرضا محمد‌پور، ويکتور فرانکل بنيانگذار معنادرماني، ص 37.

121 . آذربايجاني و موسوي‌اصل، درآمدي بر روان‌شناسي دين، ص 66.

122 . همان، ص 124 و 138.

123 . همان، ص 185.

124 همان.

منابع

نهج‌البلاغه، قم، دارالهجره، بي‌تا.

آذربايجاني، مسعود، روان‌شناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1387.

آذربايجاني، مسعود و موسوي‌اصل، سيدمهدي، درآمدي بر روان‌شناسي دين، تهران، سمت و قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.

آزموده، پيمان و ديگران، «رابطة بين جهت‌گيري مذهبي با سرسختي و شادکامي در دانشجويان»، روان‌شناسي (41)، س11، ش 1، بهار 1386.

البرزى، محبوبه؛ حسن سامانى، بررسى رابطه اعتقادات مذهبى با افسردگى، اضطراب و فشار روانى در نوجوانان، در: اسلام و بهداشت روان 2 (مجموعه مقالات اولين همايش بين‌المللي نقش دين در بهداشت روان در سال 1380)، تهران، معارف، 1382.

بياني، علي اصغر و همکاران، «رابطه جهت گيري مذهبي با اضطراب و افسردگي در دانشجويان»، علمي پژوهشي اصول بهداشت رواني، 1387، ش 3 (پياپي 39)، ص 209-214.

پناهي، علي‌احمد، «نقش نماز در‌آرامش روان»،‌روان‌شناسي و دين، 1387، ش 1.

تان، سيانگ‌ـ‌يانگ و دانگ، نتالي جي، دخالت معنويت در بهبودي و تماميت، ترجمه مهدي شيري، نقد و نظر (دين و بهداشت‌رواني 1)، 1383، ش33 و 34، ص 387-393.

تبرايي، رامين؛ فتحي آشتياني، علي؛ رسول‌زاده طباطبايي، کاظم، «بررسي سهم تأثير جهت‌گيري مذهبي بر سلامت روان در مقايسه با عوامل جمعيت‌شناختي»، روان‌شناسي و دين، 1387، ش 3، ص 37-62.

تورسن، کارل اي و همکاران، معنويت، دين و بهداشت-شواهد، موضوعات وعلائق، ترجمه احمدرضا جليلي، نقد و نظر (دين و بهداشت‌رواني 1)، 1383، ش33 و 34، ص 166-216.

جانبزرگي، مسعود، »جهت‌گيري مذهبي و سلامت روان»، پژوهش در پزشکي، دوره 31، زمستان 1386، ش 4، ص 345 -350.

دادستان، پريرخ؛ جان‌بزرگي، مسعود و نوري، ناهيد، «تأثير روش تنش‌زدايي بر اضطراب، پيشرفت تحصيلي و حافظة کودکان دبستاني»، روان‌شناسي (17)، سال 5، ش 1، بهار 1380.

دادستان، پريرخ، روانشناسي مرضي تحولي، تهران: سمت، 1376.

سرگلزايي، محمد و ديگران، هم‌بستگي بين فعاليت‌هاي مذهبي و سلامت رواني، در: اسلام و بهداشت روان 1 (مجموعه مقالات اولين همايش بين‌المللي نقش دين در بهداشت روان در سال 1380)، قم: نشر معارف، 1382، ص 215-222.

شجاعيان، رضا؛ زماني منفرد، افشين، ارتباط دعا با سلامت رواني و عملکرد شغلي کارکنان فني صنايع مهمات‌سازي، فصلنامه انديشه و رفتار، 1381، ش 2، ص 33-39.

طباطبايي، سيدمحمدحسين، الميزان، قم، اسماعيليان، 1371.

علي‌محمدي، کاظم، «بررسي رابطه ميان شادکامي با جهت‌گيري مذهبي و شادکامي روان‌شناختي و افسردگي در دانش‌پژوهان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قم»، روان‌شناسي و دين، ش 2، 1387.

غباري‌بناب و ديگران، «رابطه توکل به خدا با اضطراب، صبر و اميدواري در شرايط ناگوار در دانشجويان دانشگاه تهران»، اسلام و بهداشت روان، ش 1 (مجموعه مقالات اولين همايش بين‌المللي نقش دين در بهداشت روان در سال 1380)، قم: نشر معارف، 1382، ص 127-151.

کاپلان، روبرت ام و ساکوزو، دنيس پ، روان‌آزمايي، ترجمه علي دلاور، فريبرز درتاج، نورعلي فرخي، تهران، ارسباران، 1386.

کجباف، محمد‌باقر؛ رئيس‌پور، حفيظ‌اله، «رابطه بين نگرش مذهبي و سلامت رواني در بين دانش‌آموزان دبيرستان‌هاي دخترانه اصفهان»، مطالعات اسلام و روان‌شناسي، ش 2، 1387، ص 31-43.

کراز، ژاک، بيماري‌هاي رواني، ترجمه محمود منصور و پريرخ دادستان، تهران، رشد، 1381.

کليني، محمدبن يعقوب، الکافي، تهران، اسلاميه، 1362.

گنجي، حمزه، ارزشيابي شخصيت، تهران، ساوالان، 1388.

محمدپور، احمدرضا، ويکتور اميل فرانکل بنيانگذار معنادرماني، تهران، دانژه، 1385.

مکارم‌شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الکتب الاسلاميه، 1374.

نوربالا، احمدعلي، «شواهد پژوهشي در رابطه بين وابستگي مذهبي و افسردگي»، اسلام و بهداشت روان، ش1 (مجموعه مقالات اولين همايش بين‌المللي نقش دين در بهداشت روان در سال 1380)، قم، نشر معارف، 1382، ص 15-22.

Berman, S. L., Weems, C. F., & Stickle, T. R., Existential anxiety in adolescents: prevalence, structure, association with psychological symptoms and identity development, Journal of Youth and Adolescence, 2006, 35(3), 303–310.

Hullett, Michael A., A Validation Study of the Existential Anxiety Scale, Middle Tennessee Psychological Association Nashville, Tennessee, April 30, 1994.

Mascaro, Nathan, Longitudinal Analysis of the Relationship of Existential Meaning with Depression and Hope, Dissertation Prepared for the Degree of Ph.D., Texas A&M University, 2006.

Shreve-Neiger, A.K.; Edelstein, B.A., Religion and anxiety: A critical review of the literature, Clinical Psychology Review, 2004, 24, 379–397.

The Existential Anxiety Scale Test; In:

http://www.okcupid.com/quizzy/results?quizzyid=7180237286249054212&resultid=1

Weems, Carl F.; Costa, Natalie M.; Dehon, Christopher; Berman, Steven L., Paul Tillich's theory of existential anxiety: A preliminary conceptual and empirical examination, Anxiety, Stress, and Coping, December, 2004, Vol. 17, No. 4, pp. 383_399