روان‌شناسی و دین، سال هفدهم، شماره چهارم، پیاپی 68، زمستان 1403، صفحات 81-98

    پدیدارنگاری ادراک و تصورات دبیران متوسطه اول از مفهوم «هویت دینی» دانش‌آموزان (مطالعه دبیران شاغل در آموزش و پرورش شهر میناب)

    نویسندگان:
    ✍️ اسحق شیرین کام / استادیار گروه آموزش علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران / e.shirinkam61@gmail.com
    dor 20.1001.1.20081782.1403.17.4.5.9
    doi 10.22034/ravanshenasi.2024.2016735
    چکیده: 
    هدف این پژوهش، مطالعۀ ادراک و فهم دبیران متوسطۀ اول شهر میناب از مفهوم «هویت دینی» با استفاده از روش «پدیدارنگاری» است. جامعة آماری پژوهش شامل دبیران متوسطۀ اول مشغول به کار (دارای سابقۀ خدمت 15 تا 25 سال) در مقطع متوسطۀ اول شهرستان میناب استان هرمزگان بود. براساس روش «نمونه‌گیری هدفمند»، مشارکت‌کنندگانی انتخاب شدند و فرایند گردآوری داده‌ها ادامه یافت تا در نهایت، براساس الگوی اشباع نظری، 16 تن از معلمان مشغول به فعالیت با استفاده از روش «مصاحبۀ نیمه‌ساختارمند» مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‌ها با روش «آنالیز موضوعی» برای شناسایی دسته‌ها و زمینه‌های اساسی بررسی شد و پس از مشخص شدن رمزهای اصلی و مضامین برجستۀ آنها، افق‌های درونی و بیرونی ترسیم گردید و فضای نتیجۀ پژوهش طراحی شد. در بخش نتیجه‌گیری، با بهره‌گیری از روش «تحلیل» تصورات و تجربه دبیران شاغل مطالعه و مشخص شد. نتایج تحقیق ادراکات دبیران را در چهار مضمون اصلی دسته‌بندی کرده ‌است: «اسوه دینی بودن»‌، «بسترسازی هویتی»‌، «توانایی تعامل و ارتباط مثبت با دیگران»، «توانایی تأثیر گذاشتن بر محیط و ذی‌نفعان»، «ظاهر شدن در نقش‌های چندگانه و رعایت اصول حرفه‌ای» دسته‌بندی کردند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Phenomenography of the Perceptions and Ideas of Junior High School Teachers about the Concept of "Religious Identity" of Students (Studying the Teachers Working in Minab city)
    Abstract: 
    The aim of this research is to study the perception and understanding of Minab’s junior high school teachers of the concept of "religious identity" using the "phenomenography" method. The research population included junior high school teachers (with 15 to 25 years of experience) working in junior high schools in Minab city, Hormozgan province. Using the "purposive sampling" method, participants were selected and the data collection process continued until finally, based on the theoretical saturation model, 16 teachers were studied using a semi-structured interview. The data were examined using thematic analysis. After identifying categories, the main codes and their prominent themes, the internal and external horizons were drawn and the research result space was designed. In the conclusion section, the perceptions and experiences of working teachers were studied and identified using the “analysis” method. The perceptions of teachers were categorized into four main themes: “being a religious role model”, “building an identity”, “the ability to interact and communicate positively with others”, “the ability to influence the environment”, and “appearing in multiple roles while observing professional principles”.
    References: 
    • Canter, D. (2023). The psychology of place. In Readings on the Psychology of Place (p. 70-75). Routledge.‏Relph, E., 1976, Place and 
    • Olson, E. T. )2002.(Personal Identity. in The Stanford Encyclopedia of Philosophy, Edward N. Zalta (ed.), available at: http://plato Stanford. edu /entries/ identity-personal/.
    • Oluremi, O.F. (2013). Enhancing educational effectiveness in Nigeria through teacher's professional development. European Scientific Journal, 9(28), 422-431.
    • McLellan, D. (2016). Ideology (2nd). Minneapolis: University of Minnesota Press.
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    حفظ و ارتقاي دين و اخلاق ازجمله دغدغه‌هاي مهم تمام متوليان امور تربيتي و آموزشي کشور است؛ زيرا ثبات و حفظ انسجام و يکپارچگي جامعه و نيز الگوهاي فرهنگي به شدت بستگي به ايجاد و استمرار رابطۀ متعادل ميان دين و اخلاق دارد (آذربايجاني، 1387، ص 17). بنابراين تمام دست‌اندرکاران نظام آموزشي و نيز استادان و پژوهشگران عرصۀ تعليم و تربيت تلاش جدي براي ارتقاي سطح دين‌داري جامعه، به‌ويژه جوانان و نوجوانان دارند.
    شايد بتوان گفت: اهميت دين و دين‌داري از آن روست که اين مقولات مبنا و خاستگاه اصلي اخلاق به شمار مي‌آيند و اخلاق نيز سنگ‌بناي نظـام اجتمـاعي ازيک‌سو و حفـظ ثبـات روانـي، يکپـارچگي شخصيتي و سلامت رواني افراد جامعه از سوي ديگر به شمار مي‌آيند (ولف، 1386، ص 353). با وجود افزايش و شدت يافتن فرايندهاي توسعه و نوسازي، مذهب همچنان در تمام ابعاد خود به‌مثابۀ منبع مهمي براي هويت و معنابخشي در جهان متجدد و آشفته امروز به شمار مي‌رود. برخلاف بعضي از آرا که مذهب را درنتيجه تداوم روند تجددگرايي، محوشده مي‌پندارند، دين همچنان منبع اوليۀ معنا و هويت‌بخشي به بسياري از مردم دنيا؛ همچون مسيحيان، مسلمانان، بوداييان و هندوان به شمار مي‌رود (نادري و همکاران، 1394؛ به نقل از: روسپينگه، 1379، ص 125).
    مي‌توان گفت: بنيادي‌ترين و اساسي‌ترين عاملي که مي‌تواند تمام هويت‌ها را وحدت بخشد، «هويت ديني» است؛ زيرا انسان فطرتاً ميل به خداجويي دارد و مي‌تواند عامل وحدت‌بخش نوع انسان شود (اکبري، 1386، ص 288).
    «هويت ديني» به رابطۀ انسان با دين و نسبتي که با آن پيدا مي‌کند، اطلاق مي‌شود. سنگ‌‌بناي هويت ديني تعهد و پايبندي است (شرفي، 1374، ص 95). «هويت ديني» يعني: احساس تعهد به دين و احساس تعلق به جامعۀ ديني و در سطح وسيع‌تر، احساس تعلق به امتي که بدان دين پايبند است.
    مهم‌ترين دستاورد هويت ديني پاسخ به سؤالات بنيادين آدمي و معنابخشي به زندگي و دارا شدن نگاهي جامع و کل‌نگر نسبت به انسان و جهان هستي است (ماهروزاده، 1392). در نظام‌هاي آموزشي، افراد زيادي مشغول به کارند و فعاليت‌هاي آنها به طور مستقيم يا غيرمستقيم در تربيت دانش‌آموزان مؤثر است؛ اما در اين ميان، نقش معلمان و مشاوران و دبيران تربيت بدني از ديگر افراد بسيار برجسته‏تر مي‌نمايد؛ چنان‏که بيشتر اوقات را دانش‌آموزان در مدرسه زيرنظر آنها سپري مي‌کنند و عوامل ديگر هم فراهم‌آورندۀ زمينه براي فعاليت معلم‏ها هستند. ازاين‌رو بسياري از دانش‌آموختگان نظام آموزشي سنتي و جديد شکل‌گيري شخصيت خود را مرهون معلمان خود مي‌دانند؛ زيرا آنچه در فرايند تعليم و تربيت به متعلم انتقال مي‏يابد تنها معلومات و مهارت‏هاي معلم نيست، بلکه تمام صفات، خلقيات، حالات نفساني و رفتار ظاهري او نيز به شاگردان منتقل مي‌شود (شرقي، 1395).
    اگرچه معلم تنها يکي از عوامل مهمي است که عملکرد اجرايي دانش‌آموزان را تعيين مي‌کند، اما ويژگي‌هاي معلمان در فرايندهاي آموزش و يادگيري بسيار مهم هستند. بنابراين مهم است که آموزش معلم بر ويژگي‌هاي ارتباطي تأکيد کند و موجب اثربخشي معلم شود. اين در حالي که براي توصيف «معلم اثربخش» ويژگي‌هاي متفاوتي ذکر شده، اما دانش محتوايي و مهارت‌هاي ارتباطي دور از نظر باقي مانده‌اند. آموزش معلم بايد هر دوي اينها را پوشش دهد (متين وکياني، 1397ص11).
    رابطۀ دانش‌آموز با معلم يک رابطه باطني و معنوي است. دانش‌آموز معلم را شخصيتي محترم و ممتاز مي‏داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادي رسيدن، و به عضويت رسمي جامعه درآمدن کمک مي‌کند. معلم با روح و جان دانش‌آموز سروکار دارد و به همين سبب به‌عنوان يک الگوي محبوب و مطاع پذيرفته مي‌شود. دانش‌آموز اگرچه قبلاً در محيط خانواده علوم و اطلاعات فراواني را کسب نموده، رفتارهايي را آموخته و به اموري عادت کرده و تا حدي شخصيت او شکل گرفته، ولي هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زيادي قابل انعطاف و تغيير است. کودک و نوجوان در اين سنين از محيط خانواده خارج مي‌شود و به طور رسمي در اجتماعي جديد (يعني مدرسه) پذيرفته مي‌شود. دانش‌آموز در اين اجتماع جديد فرصت مي‌يابد تا افکار و اندوخته‏هاي ديني و رفتار و عادت‌هاي گذشته‏اش را بازنگري کند و شخصيت خويش را بسازد و تکميل و تثبيت نمايد.
    بانفوذترين و محبوب‌ترين فردي که مي‌تواند در اين مرحلۀ حساس او را ياري کند، معلم است. به همين سبب دانش‌آموزان معلم خود را به‌منزلۀ يک الگو مي‌پذيرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب يا بد او سرمشق مي‌گيرند و خود را با وي همانند مي‌سازند؛ همچنين دانش‌آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدير و حتي سرايدار مدرسه را زيرنظر دارند و از آنها درس مي‌گيرند. دانش‌آموزان از طرز برخورد و تعامل معلمان با مدير، معلمان با يکديگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش‌آموزان درس مي‏گيرند.
    از اخلاق و رفتار معلم، از طرز اداره کلاس، از رعايت عدل و انصاف در نمره دادن، از وقت‌شناسي و رعايت نظم، از دلسوزي و مهرباني، از خوشرويي و فروتني، از دين‌داري و التزام به ضوابط شرعي، از اخلاق خوش و ادب او، از خيرخواهي و نوعدوستي معلم درس‌ها مي‌آموزند. همچنين از اخلاق و رفتار و کردار او متأثر مي‏شوند و خود را با او همسان مي‌سازند. بنابراين معلم فقط يک آموزگار نيست، بلکه مهم‌تر از آن، يک مربي و يک الگوي بانفوذ است. معلم تأثير بسزايي بـر رشد دانش‌آموزان دارد و والديـن نيـز بـه علت آنکه فرزندشـان ساعاتي طولاني را در کنار معلم مي‌گذارنـد، در انتخـاب معلـم حساسـيت نشـان مي‌دهند.
    معلم بايـد اطلاعات جامعـي درباره دورة سـني و روان‌شناسـي رشـد دانش‌آموزان داشـته باشـد تـا بتوانـد خواسـته‌ها و نيازهـاي آنـان را به خوبـي پاسـخ دهـد؛ بـا صبـر و حوصلـه و مهربـان باشـد و بـه روش‌هاي ارتباط با کودک مسلط باشـد. ارتباط مثبت و عاطفي دانش‌آموزان و معلم ضروري اسـت (مکللان و همکاران، 2016).
    قصري (1389) ﻣﺆﻟﻔﻪ‌ﻫﺎي ﻫﻮﯾﺖ دﯾﻨﯽ را ﭘﻨﺞ ﺑﻌﺪ ﻫﻮﯾﺖ «دﯾﻨﯽ ـ اﻋﺘﻘﺎدي»‌، ﻫﻮﯾﺖ «دﯾﻨﯽ ـ اﯾﻤﺎﻧﯽ»، ﻫﻮﯾﺖ «دﯾﻨﯽ ـ ﻋﺒﺎدي»، ﻫﻮﯾﺖ «دﯾﻨﯽ ـ اﺧﻼﻗﯽ» و هويت «دﯾﻨﯽ ـ ﺷﺮﻋﯽ» ناظر به ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي دﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ داراي ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻫﻮﯾﺖ دﯾﻨﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮده و ﺑﺮاي ﻫﺮﮐﺪام ﻣﺆﻟﻔﻪ‌ﻫﺎﯾﯽ ذﮐﺮ ﮐﺮده اﺳﺖ.
    به مسئله دين و هويت ديني در کشور ما ـ به‌ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ـ عنايـت جدي شده و تمام نهادهاي اجتماعي و تربيتي مؤثر در اين خصوص (ماننـد رسـانه‌ها، فرهنگ عمومي، دانشگاه‌ها و...) در اين‌ زمينه بسيج و به‌کار گرفته شـده‌اند؛ همچنـين نظـام آموزش و پرورش نيز به صورت تلويحي و نيز رسمي و آشکار به دنبال ارتقاي دين‌داري و هويـت دينـي دانش‌آموزان بوده‌ است (سليماني، 1389، ص 146).
    بر اين ‌اسـاس، بررسـي کـم و کيـف و ميـزان اثـرگذاري نهادهاي رسمي و غيررسمي بر هويت ديني نسل جوان و نوجوان حـائز اهميـت فراوان است؛ زيرا نتايج اين‌گونه مطالعات ـ درواقع ـ نوعي ارزيابي عملکرد و پيامـدسـنجي تـدابير و سياست‌هاي به‌کـارگرفتـه‌شـده تلقـي مي‌شود. ازاين‌رو دسـت‌يازيـدن بـه مطالعـاتي از ايـن دسـت در پژوهش‌هاي تربيتي و روان‌شناختي ضروري به نظر مي‌رسد. ازجمله نيازهاي پژوهشي در حوزۀ مطالعات هويت و نيز مطالعـات دينـي در جامعـۀ ايـران بررسي نقش و جايگاه نهادهاي آموزشي وتربيتي، به‌ويژه نقش معلمان در تکوين هويت دينـي اسـت؛ زيـرا معلمـان نقـش کليـدي و محـوري در تمـام نظـام‌هاي آموزشـي را به عهـده دارند (کاشاني، 1392، ص 185).
    شايد بتوان گفت: تمـام تـلاش‌ها و سياسـت‌هاي تربيتـي در نهايت، بايد توسط دبيران و معلمان به سرانجام رسد و تبلـور يابـد.
    ديويي معتقد است: مدرسه مقدمۀ زنـدگي نيسـت، بلكـه نمـودار يـك اجتمـاع كوچك است. بچه‌ها بايد همكاري، كارگروهي، اشتراك مساعي، دموكراسي، راهنما و دوست بـودن را تجربه كنند. بنابراين تعليم و تربيت «فرايند زندگي كردن است، نه آمادگي براي زندگي آينده» (اوليچ، 1375، ص 154).
    ون‌منن (2006) اين سؤال را مطرح مي‌كند كه چگونه تربيت مي‌توانـد عملكـرد يـك انسـان را تحت تأثير قرار دهد و عملكرد فرهنگي ارزشمندي را بر جاي گذارد؟
    اين چشم‌انداز و رويكـرد بـه‌ظاهر غيرمعمول در يك ارتباط دوستانه والدين در فرايند تربيت به‌دست مي‌آيـد. ايـن ارتبـاط به‌منزله يك منبع براي كشف و استنباط تربيتي، بينش‌هايي را كه معتقد به يك نگـاه كـل‌نگرانـه در زندگي مربيان و بچه‌هاست، فراهم مي‌آورد. حقايقي كه معلمان و بچه‌ها از تجـارب آموزشـي معنادار خود بيان مي‌كنند به نظر مي‌آيد اغلب در حاشيه يا خارج از تجارب برنامه‌ريزي‌شده روزانه در يك كلاس درس اتفاق افتاده است (كشتي آراي، 1387، ص 114
    انتقال ارزش‌هاي ديني به نسل جوان و دانش‌آموز در نظام تربيتي کشور ما يک اصل مهم تلقـي مي‌شود و اين از آنجا ناشي مي‌گردد که دين و ارزش‌هاي ديني جوهر و اسـاس نظـم اجتمـاعي و ثبات رواني محسوب مي‌شود (آذربايجاني، 1387، ص 164). به‌عبارت‌ديگر از نگـاه رسـمي و در نظـام آموزش و پرورش، هويت ديني و ايمان ديني موجب بالندگي افراد و آرامش ذهني آنهـا گرديـده، تعهد افراد به اصول اخلاقي را تقويت مي‌کند. بر اين ‌اساس بخـش زيـادي از آموزش‌هاي رسمي و غيررسمي در آموزش و پرورش جوامع (بـه‌ويـژه در جمهـوري اسـلامي) بـه انتقـال ارزش‌هاي ديني اختصاص داده مي‌شود (شوراي‌عالي انقـلاب فرهنگـي، 1390، ص 25).
    از مجمـوع ابزارها و عوامل و نهادهاي مؤثر بر تقويت ديني، يکي از مهم‌ترين ابزارها براي تقويت هويت دينـي دانش‌آموزان، دبيران و برنامه‌هاي درسي هستند. درواقع دبيران در کنار ادارة کلاس، آموزش، مشاوره و راهنمايي، به صورت غيـررسـمي و غيـرمـستقيم نقش مهمي در الگودهي به دانش‌آموزان و ترغيب آنها به اکتساب و تقويت دينـي و ايمـان دينـي ايفا مي‌کنند (همان، ص 156).
    ازاين‌رو اگر دبيرانْ دانش‌آموزان را به رفتارها، صفات و نگرش‌هايي خاص دعوت کنند، ولي خود در عمل به آنها پايبند نباشند، آموزش‏هاي شفاهي آنان نيز تأثير نخواهد گذاشت. آگاهي از درک و نگرش دبيران در مدرسه بهترين راه تشخيص رفتار مشارکتي آنها در فعاليت‌هاي ياددهي و يادگيري است و سهم عمده‌اي در توسعة سبک زندگي فعال کودکان آينده جامعه دارد.
    با توجه به اين موضوعات، هدف اين پژوهش ارائۀ شواهد و مستنداتي است که معناي «هويت ديني» را از زبان دبيران متوسطۀ اول بازنمايي مي‌کند. در اين زمينه سعي شده است تا با مرور و مطالعۀ نگرش، تصورات، تجربيات و ايده‌هاي آنان، مفهوم «هويت ديني» بازنمايي شود. براي اين کار، با آشکارسازي نگاه و ايده دبيران با سابقۀ آموزشي حداقل 15 و حداکثر 25 سال به بررسي اين موضوع پرداخته شده است که آنان مفهوم «هويت ديني» را چگونه درک کرده‌اند؟ و اينکه چه تفسير ويژه‌اي از مفهوم «هويت ديني دانش‌آموزان» دارند؟
    پژوهش‌ها و منابع تجربي موجود در خصوص هويت در ايران، بيشتر هويت جمعي را مدنظر قرار داده‌اند و تحقيقات انجام شده درباره هويت فردي بسيار‌ است. بيشتر تحقيقات انجام شده درباره اين موضوع در حوزۀ روانشناسي و با الهام از نظريه مارسايا و طبقه‌بندي هويت فردي به عنوان هويت مشوش، هويت معلق و هويت موفق و ارتباط مشخصه‌ها و ويژگي‌هاي شخصيتي با اين طبقه‌بندي انجام شده است.
    شكرکن و همكاران (1380) بين وضعيت هويت از نظر نحوۀ توزيع افراد در چهار حالات هويت سردرگم، زودهنگام، مهلت خواه و کسب شده و همچنين ابعاد هويت – اعتقادي و روابط بين فردي در بين دانشجويان تفاوت معني‌دار مشاهده کردند. 
    شاكري و همكاران (1386) در بررسي نقش سبك‌هاي هويت و تعهد هويت بر بهزيستي روان‌شناختي به اين نتيجه رسيدند که سبك هويت اطلاعاتي بر تعهد، استقلال، تسلط محيطي، رشد فردي، روابط مثبت با ديگران تأثير دارد و هدف در زندگي اثر مثبت، سبك هويت هنجاري بر تاهد اثر مثبت و بر استقلال اثر منفي، و سبك هويت سردرگم/ اجتنابي بر تعهد، استقلال، رشد فردي و هدف در زندگي اثر منفي دارد. از طرف ديگر، در داخل کشور و در حوزۀ جامعه‌شناسي مطالعات متعددي در خصوص نقش مؤلفه‌هاي گوناگون در هويت فردي و اجتماعي انجام شده است. رفعت جاه در بحث از هويت زنان بين تحصيلات، ارزش‌ها و نگرش‌ها، سبك زندگي و هويت شخصي (1383) شالچي بين مناسك مذهبي (1384)؛ عزيززاده بين سرمايۀ اجتماعي و فرهنگي (1384) با هويت فردي روابط معناداري يافته‌اند.
    بني نصرت (1391) در مطالعۀ نقش ورزش در شكل‌گيري هويت ورزشكاران در مقايسه با افراد غيرورزشكار، به اين نتيجه دست يافت که ميانگين متغيرهاي حس رقابت‌جويي، اعتمادبه‌نفس و تعلق گروهي با توجه به سطح عملكرد ورزشي تفاوت معناداري دارند؛ همچنين هويت غالب در سطوح بالاتر از نوع اجتماعي و در سطح پايين‌تر فردي بود. در سطوح بالاتر ورزشي نيز همگني بيشتري بين هويت فردي و اجتماعي مشاهده شد.
    برجعلي و همكاران (1392) در بررسي رابطۀ بين جهت‌گيري مذهبي و هويت فردي، و تعيين نقش اين عامل در پيش‌بيني هويت پايدار، ميان جهت‌گيري مذهبي و هويت فردي، رابطۀ معنادار مشاهده کردند. برطبق نتايج اين پژوهش، 9/23 درصد هويت فردي، بر اساس جهت‌گيري مذهبي قابل تبيين است؛ به گونه‌اي که هم زير مقياس اخلاق و هم زير مقياس عقايد و مناسك پيش‌بيني کننده‌هاي دين‌يداري در تعيين هويت فردي به شمار مي‌آيند. علاوه بر اين، دختران نمرات بالاتري را نسبت به پسران در مقياس جهت‌گيري مذهبي داشتند. در مقابل، پسران هويت فردي شكل يافته‌تري را دارا بودند.
    روش‌شناسي پژوهش
    اين مطالعه يک پژوهش «پديده‌نگاري» است؛ زيرا در پي توصيف درک افراد از يک پديدۀ خاص و کشف تغييرات در تجربه آنان دربارۀ آن پديده يا روش‌هاي درک و شناخت بعضي از جنبه‌هاي جهان اطراف است. گسترۀ پژوهش شامل دبيران دوره اول متوسطۀ شاغل در آموزش و پرورش شهرستان ميناب استان هرمزگان است که سابقۀ کاري بين 15 تا 25 سال دارند؛ زيرا انتظار بر اين است که پس از 15 سال تدريس، دبيران از تجاربي که در طول تحصيل فراگرفته‌اند در آموزش و کلاس درس استفاده کنند.
    مشارکت‌کنندگان با روش «نمونه‌گيري هدفمند» و با استفاده از مشخصۀ سابقۀ کاري و تدريس دروس و قابليت بيان احساسات و تجارب انتخاب شدند. ابزار گردآوري داده‌ها، «مصاحبۀ عميق» بود که با تک‌تک مصاحبه‌شوندگان به فاصله‌هاي زماني 45 دقيقه تا 30/1 ساعت انجام گرفت. فرايند مصاحبه‌ها تا زمان رسيدن به اشباع نظري ادامه يافت که در نهايت با 16 تن از دبيران متوسطۀ اول مصاحبه انجام گرفت.
    سؤالات اصلي مصاحبه به‌گونه‌اي طراحي شدند که بتوانند ديدگاه‌هاي متنوع بيان شده از سوي پاسخ‌دهندگان را دربارۀ پديدۀ مورد مطالعه استخراج کنند. در کنار سؤالات اصلي، سؤالات فرعي يا جزئي مصاحبه‌ها، اجازه مي‌دهد تا پژوهشگر اقدامات لازم را براي بررسي و پيگيري پاسخ‌هاي مطرح‌شده از سوي پاسخ‌دهندگان و استخراج نکات کليدي انجام دهد؛ مثلاً در اين پژوهش، از مشارکت‌کنندگان پرسيده شد:
    ـ منظور از «هويت ديني» چيست؟
    ـ چه ويژگي‌هايي را براي «دانش‌آموز داراي هويت ديني» مي‌توان برشمرد؟
    ـ مدارس و دبيران به منظور شکل‌گيري هويت ديني دانش‌آموزان‌، بايد چه کنند؟
    در پژوهش‌هاي پديدارنگارانه، از روش‌هاي متعددي براي تحليل دادها و ترسيم نماي کلي پژوهش استفاده مي‌شود که در اين تحقيق، مراحل ذيل به اقتباس از انتويسل و مارتون (2019). براي تحليل داده‌ها طي شده است:
    ـ بازنويسي و پياده‌سازي متن مصاحبه‌ها؛
    ـ تجزيه و تحليل رونوشت مصاحبه‌هاي انجام‌شده از سوي سه داور و ارزياب مستقل که از ميان دبيران مجرب و متخصصان برنامه درسي وعلوم تربيتي انتخاب شدند؛
    ـ رمزگذاري مصاحبه‌هاي پياده‌شده حول سؤالات اصلي پژوهش؛
    ـ برجسته‌سازي مهم‌ترين اظهارنظرها در هر يادداشت که خود اين مفاهيم تبديل به واحدهاي تحليل شدند؛
    ـ گروه‌بندي مهم‌ترين نظرات و تعيين مقوله‌ها، زمينه‌هاي موضوعي، مضامين و مشخص نمودن طبقات توصيفي حاصل از اين موارد (اين کار از طريق شناسايي شباهت‌ها و تفاوت‌ها و همچنين براساس تعيين ميزان اهميت و فراواني اين مضامين انجام گرفت)؛
    ـ شناسايي موضوعات و مضاميني که در نهايت، ادراک و تصور هر مصاحبه‌شونده را معين مي‌سازد؛
    ـ انتخاب کردن بخش‌هايي از پاسخ‌ها براي ارائۀ نقل‌قول‌هايي که دربرگيرندۀ برجسته‌ترين مفاهيم هستند.
    پس از پياده‌سازي مصاحبه‌ها، به منظور تحليل منظم و منطقي داده‌ها، با بهره‌گيري از روش «رمزگذاري باز» عمل «رمزگذاري» انجام شد.
    نمونه‌اي از رمزگذاري‌هاي انجام‌شده براساس بخشي از يک مصاحبه را در شکل مي‌بينيد. نتايج اين پژوهش بيانگر طبقات توصيفي، زمينه‌هاي موضوعي و مفاهيمي است که در آن، دبيران‌، نظرات و تصورات و ايده‌هاي خود را درباره مفهوم «هويت ديني» بيان مي‌كنند.
    بخش پاياني پژوهش به ترسيم فضاي نتيجه براي هر دو گروه از مصاحبه‌شوندگان و مقايسه نظرات اين دو دسته از افراد اختصاص دارد:
    ـ دبيران داراي تجربه کاري چه برداشتي از هويت ديني دارند؟
    ـ چگونه مي‌توان فضاي نتيجه را براي هويت ديني دانش‌آموزان ترسيم کرد؟
    يافته‌هاي پژوهش
    اين بخش از مقاله در دو مرحله ارائه مي‌شود: مرحلۀ اول تمرکز بر مفهوم «هويت ديني» از ديدگاه دبيران، و بخش دوم بررسي ايده‌ها، تصورات و فهم دبيراني است که ـ دست‌كم ـ داراي تجارب آموزشي بالايي هستند تا بتوان مفهوم «هويت ديني» را از نظر آنان بررسي کرد. در پايان هر بخش، فضاي نتيجة حاصل از تحليل داده‌ها ترسيم شده است. ادراک و تصورات دبيران از «هويت ديني» در اين بخش، از مضامين و طبقات توصيفي حاصل‌شده از تحليل يافته‌ها ارائه و تبيين شده که نشانگر گونه‌ها و روش‌هاي متعددي است که دبيران آن را بازنمايي کرده‌اند.
    عنوان جدول؟؟؟
    زمينۀ اصلي    شرح مقوله    مصاحبه‌شوندگان
    ارﺗﺒﺎط    رابطۀ ﻓﺮد ﺑﺎ ﻣﻌﺒﻮد ﺧﻮﯾﺶ ﯾﮏ رابطه ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ‌، بي‌واﺳﻄﻪ و دروﻧﯽ اﺳﺖ. در ﺟﺮﯾﺎن اﯾﻦ روﯾﺎروﯾﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺎ ﻧﯿﺮوي ﺑﺮﺗﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮد ﻫﻮﯾﺖ ﻣﯽ‌ﯾﺎﺑﺪ.    1،3،8،11
    ﺗﺠﺮﺑﻪ    ﻓﺮد درﮔﯿﺮ ﺗﺠﺮبۀ دﯾﻨﯽ ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ‌ﻓﺮد ﺑﻮده و در ﺟﺮﯾﺎن اﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻮﯾﺖ ﻣﯽ‌ﯾﺎﺑﺪ.    2،5،6،11،14
    دلمشغولي    ﻣﺸﻐﻮل اﻣﺮي دروﻧﯽ و ﻣﻌﻄﻮف ﻧﯿﺎت و اﻧﮕﯿﺰه‌، ﺑﻪ اﺣﺴﺎﺳﺎت‌ﻫﺎي ﻣﻌﻨﻮي اﺳﺖ.    3،4،7،9،11،14
    فضا و مکان    فضاهاي معنوي که بچه‌ها تجربه مي‌کنند، مي‌تواند زمينه‌ساز هويت‌ها باشد.    1،2،4،6،7،9،14
    نماد و تمثال    تصاوير، نمادها و اداها هويت‌ساز هستند.    1،3،5،6،7،8،13،14
    معني و کشش شخصي    ﻓﺮد ﺧﻮد را در ﭘﯿﻮﻧﺪي ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﺒﻮدش دارد معنا ميﮐﻨﺪ و با ميل و جاذبه فطري و درکي که خود پيدا مي‌کند خدا را مي‌شناسد.    1،3،4،6،9،11،14
    توانمندي ديني    فرد به اين موضوع قايل است ﮐﻪ دستاورد اعتقادش به يک نيروي برتر، سعادت دنيا و آخرت را نصيبش مي‌كند.    1،3،5،4،8،11
    آگاهي و شناخت ديني    رابطۀ فرد با خدا يک رابطۀ آگاهانه و شخصي است؛ يعني براساس آگاهي و شناختي که از دين پيدا کرده در وي تبلور مي‌يابد.    2،3،5،7،9،13،
    غوطه‌وري    ﭼﺎرﭼﻮب ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ديني فرد ﯾﮏ ﭼﺎرچوب ﻣﻌﻨﻮي و دﯾﻨﯽ اﺳﺖ که انجام عمل موجب آن مي‌شود.    1،3،4،5،6،9،11
    تأييدپذيري    ﻗﺪاﺳﺖ و ﺣﺮﻣﺖ ﻣﻌﺒﻮد ﺑﺮاي ﻓﺮد ﻣﻮرد ﺗﺄﯾﯿﺪ اﺳﺖ.    1،3،5،8،14
    1. ارتباط
    «ارتباط» يعني: تعامل بي‌واسطه فرد با يک قدرت که کاملاً فطري ودروني است. ميل به ارتباط معنوي يک رابطۀ قلبي و مستقيم است؛ زيرا فرد مي‌داند با يک نيروي برتر ارتباط برقرار مي‌کند، ازاين‌رو به آرامش مي‌رسد. در اين‌‌باره يکي از دبيران مي‌گفت: من حس مي‌کنم «هويت ديني» يعني اينکه فرد بداند چه رابطه‌اي با دين دارد، و رابطۀ او با دين معين شود.
    يكي از راه‌هاي تشكيل هويت از نظر گلاسر (Gelaser)، داشتن ارتباط و درگيري عاطفي با خود و ديگران است. اساس تشكيل هويت، تلاش‌ها و فعاليت‌هايي است که ما علاقه‌منديم انجام دهيم و در مقابل آن تلاش‌ها، درمي‌يابيم که هستيم. برداشت‌ها و نظرات ديگران نيز در روشن کردن هويت، نقش عمده‌اي دارد. ارزشيابي‌هاي ما از خودمان در ارتباط با شرايط زندگي، اوضاع اجتماعي و اقتصادي نيز تعيين‌کننده هويت ماست (سبحانجو، 1389، ص396).
    به‌طورکلي روان‌شناسان و نظريه‌پردازان شخصيت «هويت» را در درجه نخست امري فردي و شخصي مي‌دانند. از اين ديدگاه، هويت عبارت از: «احساس تمايز شخصي، احساس تداوم شخصي و احساس استقلال شخصي» است (اولسون، 2002، ص 9).
    از سوي ديگر، ويژگي مهم هويت «چندلايه بودن» است؛ مانند منظومۀ شمسي که فرد به‌منزلۀ مرکز منظومه و لايه‌هاي هويت همچون مدارهاي آن هستند (ابولحسني، 1387، ص 194).
    مفهوم «هويت» اساساً به درک و فهم افراد از خودشان به‌عنوان يك وجود مشخص و متمايز، اشاره دارد (هرسيچ و تويسرکاني، 1389، به نقل از: کوت و لوين، 2002).
    «هويت» شيوه‌اي است که فرد خودش را تعريف مي‌کند و بازمي‌شناسد (اولسون، 2002). بنابراين، هم شناخت خويش است و هم معرفي خود به ديگران (احمدي، 1386).
    2. تجربه
    «تجربه» يعني: انجام عملي که فرد يک بار انجام مي‌دهد. انجام فعاليت‌هاي ديني و مذهبي مي‌تواند براي فرد تجربه ايجاد کند و اين تجربه زمينه‌ساز هويت فرد مي‌شود.
    هويت با تقويتِ وجه تمايز فرد با ديگران، مجموعه‌اي از خصايل فردي را در فرد پديد مي‌آورد که جزئي از معنا و هستي وجود او تلقي مي‌شود که فرد به اعتبار آن و با اتکا به آن مي‌تواند خود را از ديگران متمايز بداند و براي خود، حق و قدرت انتخاب قائل شود و توان برقراي ارتباط با ديگران را در خود احساس نمايد (سجادي، 1383).
    مصاحبه‌شونده ديگري در اين‌‌باره مي‌گويد: «وقتي فردي در انجام يکي از فعاليت‌هاي ديني تجربه کسب مي‌کند اين تجارب اوليه مي‌تواند زمينه‌ساز هويت ديني وي شود» (مصاحبه‌شونده 6،11،5و2).
    3. دلمشغولي
    هرکس برحسب اينکه چه قصد و نيتي داشته باشد همواره احساسات متفاوتي را تجربه مي‌کند و به نوعي دلمشغولي برايش ايجاد مي‌شود. انسان‌ها، چه به صورت فردي و چه به صورت جمعي نسبت به خود، ديگران، محيط و زندگي، بينش‌ها و باورهايي دارند. اين باور‌ها، اعم از آنکه درست باشد يا نادرست، حق باشد يا باطل، منشأ پيدايش اخلاق، احساس و رفتار خاص در انسان‌ها مي‌گردد؛ يعني هر انساني براساس ساختار شخصيت‌ خود رفتار مي‌کند.
    عنصر اساسي و زيربناي شخصيت «عقيده‌ و باور» است. پس عقيده همچون ساير‌ عوامل ايجاد هويت و تشخص، قوي‌ترين عامل بوده و در انسان برجسته‌ترين هويت ناشي از عقيده و باور است که تمام هويت‌هاي ديگر را تحت تأثير قرار مي‌دهد و گاهي از بين مي‌برد.
    به اعتقاد امام موسي صدر چهار عامل «انسانيت»‌، «مليت»، «قوميت» و «عقيده» مهم‌ترين عوامل هويت‌ساز و شخصيت‌آفرين براي انسان است. شايد بتوان گفت: «هويت ديني» از مهم‌ترين عناصر ايجادکنندۀ همگني و همبستگي اجتماعي در سطح جوامع است که طي فرايندي با ايجاد تعلق خاطر به دين و مذهب در بين افراد جامعه، نقش مهمي در ايجاد و شکل‌گيري هويت معين دارد و به‌ عبارت ديگر، عمليات تشابه‌سازي و تمايزبخشي را انجام مي‌دهد (کلانتري و همکاران، 1388).
    بنا به فرمايش امام رضا، «ايمان» از جمله عناصر اصلي در تشکيل هويت حقيقي انسان است (تحف العقول، ص ۴۴۶).
    يکي از دبيران در اين‌‌باره مي‌گفت: بسياري از دانش‌آموزان مي‌گويند: موقع امتحانات براي اينکه موفق باشند نذر مي‌کنند‌، نماز مي‌خوانند و برخي در اماکن مذهبي و زيارتگاه‌ها عبادت مي‌کنند و هميشه قلب و ذهنشان درگير اين موضوع است (مصاحبه‌شونده 3،4،7،9،11).
    4. فضا و مکان
    «فضا» يعني: جايي که فعاليتي انجام مي‌شود. مکان و فضايي که فرد تجربه مي‌کند، مي‌تواند بر روند هويت‌يابي فرد مؤثر باشد.
    از نگاه پديدارشناسان، «حس مكان» به معنـاي مـرتبط شـدن بـا مكـان، بـه واسطه درك نمادها و فعاليت‌هاي روزمره اسـت. ايـن حـس مـي‌توانـد در مكان زندگي فرد به وجود آيد و بـا گـذر زمـان، عمـق و گـسترش يابـد (رلف، 1976).
    ارزش‌هاي فردي و جمعي بر چگونگي حس مكـان تأثير مي‌گذارد و حس مكان نيز بر ارزش‌ها، نگرش‌ها و بـه‌ويـژه رفتـار فـردي و اجتمـاعي افـراد در مكـان تأثير مـي‌گـذارد و افـراد معمـولاً در فعاليت‌هاي اجتماعي با توجه به چگونگي حس مكانشان شركت مي‌كننـد (کانتر، 1971).
    حس مكان، نه فقـط موجب هماهنگي و كـاركرد مناسب فضاي معماري و انسان است، بلكه عاملي بـراي احـساس امنيـت، لذت و ادراك عاطفي افراد نيز به شمار مي‌آيد و بـه هويتمنـدي افـراد و احـساس تعلق آنها به مكان كمك مي‌كند. در اين‌باره يکي از دبيران مي‌گفت: معمولاً دانش‌آموزان مي‌گويند: ما وقتي در نمازخانه هستيم يا به مسجد مي‌رويم احساس آرامش پيدا مي‌کنيم (مصاحبه‌شونده 1،6،7،9،14).
    5. نماد و تمثال
    علائم و نشانه‌ها همواره حامل پيام‌هايي هستند که ما از آنها به عنوان «نماد» استفاده مي‌کنيم. بسياري از پيام‌ها از طريق تمثال و تصوير و ادا انتقال مي‌يابد. در اين‌‌باره يکي از مصاحبه‌شوندگان مي‌گفت: دانش‌آموزان از تمثال امام حسين و حضرت ابوالفضل به‌مثابه يک رابطه معنوي نام مي‌برند و آن را قبول دارند.
    «نماد» به‌ چيزي گفته مي‌شود که به جاي چيز ديگري قرار گرفته باشد. به ‌عبارت ديگر، چيزي است که معناي خود را بدهد و جانشين چيز ديگري نيز بشود يا چيز ديگري را القا کند؛ مثلاً، وقتي از «شب» حرف مي‌زنيم و تاريکي را توصيف مي‌کنيم، از آن معنايي وسيع‌تر و عميق‌تر از معناي ظاهري آن مي‌گيريم. واژه «شب» غير از تاريکي «نماد» خفقان و استبداد نيز هست. درواقع در نمادگرايي از «محسوس و عيني»، مفهوم نامحسوس و ذهني را اراده مي‌کنيم. نمادها مي‌توانند به‌صورت نشانه‌اي بيايند؛ مثل پرچم که تکه‌اي پارچه است، ولي در عين ‌حال نماد يک کشور به‌ شمار مي‌آيد.
    نماد مي‌تواند به‌صورت واژه‌اي بيايد؛ مثل «آب» که نماد تطهير و «تاج» که نماد قدرت است. نماد مي‌تواند به ‌صورت عبارت بيايد؛ مثلاً وقتي مادري مي‌گويد: «گل من پرپر شد»، خبر از مرگ بچه‌اش مي‌دهد (پارسانسب و ديگران، 1391، ص 48).
    براساس گفته‌هاي مصاحبه‌شوندگان تصوير مي‌تواند اثري قوي بر ساختار ذهني فرد داشته باشد (مصاحبه‌شوندگان 1،3،5،7،8،13،14).
    6. معني و کشش شخصي
    از طريق ارتباطي که فرد پيدا مي‌کند جاذبه‌اي در او ايجاد مي‌شود. همواره در ارتباط معنوي فرد با معبودش پيوند عميقي از طريق درکي که پيدا مي‌کند، به وجود مي‌آيد.
    هويت در اين معنا به ويژگي «يکتايي»، يعني تفاوت‌هاي اساسي که يک شخص را از همة کسان ديگر به واسطة هويت «خودش» متمايز مي‌کند، اشاره دارد و در معناي ديگر، به ويژگي «همساني» که در آن اشخاص مي‌توانند به ‌هم ‌پيوسته باشند و يا از طريق گروه يا مقولات براساس صور مشترک برجسته‌اي، نظير ويژگي‌هاي قومي به ديگران بپيوندند، دلالت دارد (قادري و مصطفايي، 1391، ص 61).
    هويت به درک و تلقي مردم از اينکه چه کسي هستند و چه چيزي برايشان معنادار است، مربوط مي‌شود. اين درک در پيوند با خصوصيات معيني شکل مي‌گيرد که بر ساير منابع معنايي اولويت دارند (مرشدي زاده و همکاران، 1391، ص 61).
    در اين‌‌باره مصاحبه‌شوندگان بيان مي‌کردند: وقتي عبادت مي‌کنيم حس خوبي به ما دست مي‌دهد. آرامش عجيبي پيدا مي‌کنيم! (مصاحبه‌شوندگان 1،3،4،6،9،11،14).
    7. توانمندي ديني
    «قدرت» يعني: ميزان توانايي که از انجام کار يا براي انجام کاري براي کسي پيدا مي‌شود. او به اين موضوع قائل است ﮐﻪ دستاورد اعتقادش به يک نيروي برتر، سعادت دنيا و آخرت را نصيبش مي‌كند.
    مارسيا (Marsiya) معتقد است: هويت مي‌تواند به‌عنوان ساختار خود در نظر گرفته شود؛ ساختاري که عبارت است از: يك سازمان پويا، خودساخته و دروني از کشاننده‌ها، توانايي‌ها، باورها و تاريخچه فردي. تحول اين ساختار زماني است که افراد نسبت به يگانگي‌ها و شباهت‌هايشان با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود در روش‌هايي که در جهان اتخاذ مي‌كنند آگاه‌تر باشند و تكيه بيشتري بر منافع بيروني براي ارزشيابي خود داشته باشند (مربي، 1387).
    در اين‌‌باره مصاحبه‌شوندگان بيان مي‌داشتند: من براي اينکه بتوانم به سعادت برسم اعمال ديني را انجام مي‌دهم و اعتقاد قلبي دارم به اينکه خدا کوچک‌ترين عمل ما را بي‌جواب نمي‌گذارد (مصاحبه‌شوندگان 1،3،5،8،14).
    8. آگاهي و شناخت ديني
    اين موضوع به کسب اطلاعات و دانش‌ شناختي فرد اشاره دارد. هرچه فردي نسبت به موضوعي آگاهي بيشتر داشته باشد در ميزان انتخاب و تصميم‌گيري وي مؤثرتر خواهد بود. رابطه فرد با خدا يک رابطه آگاهانه و شخصي است؛ يعني فرد آگاهي و شناختي را که از دين پيدا کرده است در وي تبلور مي‌يابد.
    اسلام آفرينش انسان را هدفمند معرفي مي‌کند و هدف از خلقت انسان را عبادت و بندگي خدا و رسيدن به قرب ربوبي که کمال نهايي انسان است، بيان مي‌نمايد. انسان کامل از نظر قرآن کسي است که به قرب خدا رسيده؛ يعني حضور خدا را در همه جا با علم حضوري کشف کرده و خود را کاملاً وابسته به خدا مي‌بيند. قطعاً چنين کسي محبوب درگاه الهي است (سعادت‌فر، 1387، ص 234).
    از نظر امام موسي صدر، قالب‌هاي تمايزبخش و شخصيت‌ساز متعدد و گوناگون است و انسان در هريک از آن قالب‌ها، هويت جداگانه مي‌يابد. در نتيجه براي هر انسان يا مجموعة انساني هويت‌هاي گوناگوني وجود دارد. انسان موجودي متمايز و متفاوت از موجودات ديگر است. آنچه اين تفاوت را ايجاد کرده مجموعه ويژگي‌هايي است که برخي به جسم و برخي ديگر به روح او مربوط مي‌شود. از نظر جسمي او موجودي است راست‌قامت با پيشاني پهن، که با دو پا راه مي‌رود و از پوست صاف و کم‌مو برخوردار است. اما از نظر روحي مجموعه‌اي از گرايش‌ها، توانمندي‌ها، تمايلات و مهم‌ترين آنها تعقل، تعالي‌طلبي، حقيقت‌جويي و زيبايي‌دوستي دارد. مجموعه ويژگي‌هاي جسمي و روحي انسان که وي را از ديگران موجودات متفاوت مي‌سازد «انسانيت» ناميده مي‌شود که به اصطلاح فيلسوفان، نوع انسان را در برابر انواع ديگر رقم مي‌زند. پس نخستين هويت انسان، «انسانيت» اوست.
    انسان حيواني است که با دو امتياز «علم» و «ايمان» از ديگر جانداران امتياز يافته است (سعادت‌فر، 1387، ص 14).
    به تعبير اميرمؤمنان علي: «الصورة صورة انسان و القلب حيوان»؛ ارزش‌هاي انسان ارزش‌هاي بالقوه هستند که اگر در انسان به فعليت برسد او را به مقام انسان واقعي مي‌رساند (سعادت‌فر، 1387، ص 123).
    به نظر شهيد مطهري اگر انسان استعدادهاي خود را به فعليت برساند شايسته نام «انسانيت» خواهد بود و اگر آن استعدادها را به فعليت نرساند و يا تحت تأثير عوامل بيروني فعليتي غير از آن فعليتي که بايد باشد، حاصل شود، به تعبير وي انسان موجودي مسخ شده خواهد بود (سعادت‌فر، 1387، ص‌ 166).
    در اسلام انسان محور است. پيامبر اکرم مي‌فرمايند: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» (صلواتي، 1382، ص1)؛ هرکس به خودشناسي برسد در حقيقت، به خداشناسي دست يافته است. هرکس پروردگارش را فراموش کند، خود را فراموش کرده و در نتيجه، براي روز واپسين خود توشه‌اي نيندوخته است.
    در نهايت، آن چيزي که از نگاه اسلام براي انسان مهم است، نجات خودش است. از منظر اسلام، دستيابي به حقيقت شخص که همان «هويت انساني» است، با خودشناسي محقق مي‌گردد. از امام باقر روايت شده است که فرمودند: «هيچ شناختي همچون شناخت خويشتن نيست» (دلشاد تهراني، 1382، ص 13).
    قرآن کريم با تبيين امور واقعي انسان و جدا‌سازي آنها از امور ظاهري، هويت حقيقي آدمي را به تصوير مي‌کشد و راه حرکت انسان به سوي اين هويت حقيقي را هموار مي‌سازد. امور ظاهري اصالت ندارند و در هويت پايدار انسان، نقشي ايفا نمي‌کنند. چيزي در هويت حقيقي انسان نقش‌آفرين است همواره بايد با او باشد و مرگ و برزخ و نيز بهشت و دوزخ نيز آن را از انسان جدا نسازد.
    قرآن کريم در اين‌‌باره از سه عنصر اساسي «اعتقاد» و «اخلاق» و «اعمال» ياد مي‌کند و آنها را از ارکان سازنده هويت انسان مي‌شمارد. اگر آن عنصرهاي سه‌گانه (يعني اعتقاد و اخلاق و اعمال) براساس آموزه‌هاي پيامبران الهي شکل گيرد، از مجموع آنها با نام «دين» تعبير مي‌شود و در تنها آيين رسمي در پيشگاه خدا، يعني «اسلام» حاصل مي‌گردد: «إِنَّ الدّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسلامُ» (آل‌عمران: 19)، و کسي که واجد عناصر محوري مزبور باشد انسان خواهد بود.
    در اين‌باره مضمون سخن مصاحبه‌شوندگان اين است: ما اصول دين و فروع دين را مي‌شناسيم. براي همين سعي مي‌کنيم نسبت به انجام فرايض ديني اهتمام ويژه‌اي داشته باشيم (مصاحبه‌شوندگان 2،3،9،11).
    9. غوطه‌وري ديني
    «غوطه‌وري ديني» يعني: احاطه کردن موضوعات و فعاليت‌هايي که براي يک فرد اتفاق مي‌افتد. ﭼﺎرﭼﻮب ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ديني فرد ﯾﮏ ﭼﺎرچوب ﻣﻌﻨﻮي و دﯾﻨﯽ اﺳﺖ که فرد در انجام آن غوطه‌ور است.
    دين با قواعد کلي و عمومي به بهره بردن از عقل و انديشه و تجربه بشري توصيه مي‌کند و يافتن راهکارهاي عملي را به انسان واگذار مي‌نمايد. در توضيح مراحل رشد هويت از بعد ديني، دو محرک اصلي «عقل» و «نفس» وجود دارد. «نفس» همان مجموعه گرايش‌هاي انسان نسبت به محرک‌هاي خوشايند و دافعه‌هاي او نسبت به محرک‌هاي ناخوشايند است. هريک از اين نفوس (نفس اماره، نفس لوامه، نفس مطمئنه) شخصيت انسان را در مرحله‌اي خاص قرار مي‌دهد. کسي که صاحب نفس اماره است، محرک اعمالش در اين مرحله، محرک‌هاي نفساني است. کسي که در مرحله نفس لوامه است، محرک بسياري از رفتارهاي او نفس است؛ اما عقل با آگاهي و استدلال، برخي اعمال را زيرسؤال مي‌برد و کارهاي او را سرزنش مي‌کند. نفس مطمئنه هم تحت سيطره کامل عقل درآمده و عقل است که اعمال و رفتار را تعيين مي‌کند (احمدي، 1388، ص 132ـ134).
    اگر آدمي وديعه‌هاي الهي را به‌کار گيرد و دعوت انبياء را بشنود و روزنه قلبش را به روي امدادهاي الهي بگشايد، بي‌شک زندگي سرشار از سرور و خرسندي پيش‌رو خواهد داشت و از دغدغه‌هاي حاصل از بحران هويت در امان خواهد ماند. ضرورت وجود دين و پايبندي به آن براي برخي روان‌شناسان نيز آشکار شده است.
    در اين‌باره مصاحبه‌شوندگان بيان داشتند: در خانه ما همه افراد خانواده نماز مي‌خوانند و مشاهده فعاليت‌هاي اطراف ما باعث کشش مي‌شود و اين چارچوبي است که انجام غير از آن مطلوب اطرافيان نيست (مصاحبه‌شوندگان 1،3،5،6،9،11).
    10. تأييدپذيري
    «تأييدپذيري» يعني: جاي هيچ شک و شبهه‌اي براي فرد به جا نمي‌ماند و ﻗﺪاﺳﺖ و ﺣﺮﻣﺖ ﻣﻌﺒﻮد ﺑﺮاي ﻓﺮد ﻣﻮرد ﺗﺄﯾﯿﺪ اﺳﺖ.
    يكي از نظريه‌پردازان هويت اجتماعي تاجفل اسـت. وي در سـال 1978 نظريـه «هويـت اجتماعي» خود را مطرح كرد. اساس نظريه تاجفل توجه به جنبه‌هايي از هويت اسـت كـه از عضويت گروهي ناشي مي‌شود. به نظر وي، اجتماع از افرادي تشكيل شده است كه با هم براساس پايگاه و قدرتشان رابطه دارند و ساختار اين ارتبـاط گروهـي بـراي شـكل‌بندي هويـت داراي اهميت است. از نظر تاجفل «هويت اجتماعي» عبارت است از: يك خود مفهـومي ناشـي از عضويت درون‌گروهي در يك گروه اجتمـاعي همـراه بـا احساسـات، ارزش‌ها و تمـاس‌هاي عاطفي با ديگر اعضا كه اين احساس موجب تعلق فرد به گروه شده، باعث مي‌شود خـود را در دسته‌بندي‌هاي اجتماعي، وابسته به گروه خود معرفي كند.
    تاجفل همچنـين معتقد است: هويت بين اعضاي گروه‌هاي با پايگاه بالاتر، قوي‌تر از گروهي با پايگاه پايين است و اين به علت آن است كه اعضاي گروه‌هاي بالاتر يك هويت مثبت را در داخـل گـروه خـود كسـب كرده‌اند (حسين‌زاده، باقري و سليمان‌نژاد، 1389).
    مصاحبه‌شوندگان در اين‌‌باره گفتند: مگر مي‌شود به خدا ايمان نداشته باشيم، وقتي خودش خالق همه جهان است. براي خدا، نه مي‌شود شريکي قائل شد و نه مي‌توان مانندي پيدا کرد (مصاحبه‌شوندگان 1،3،5،8،14).
    بحث و نتيجه‌گيري
    در اين بخش مضامين و طبقات توصيفي حاصل‌شده از تحليل يافته‌ها ارائه و تبيين شده که خود نشانگر گونه‌ها و روش‌هاي متعددي است که دبيران مفهوم «هويت ديني» را بازنمايي کرده‌اند:
    طبقۀ توصيفي اول: ارتباط، تجربه‌، فضا ومکان‌، دلمشغولي، نماد و تمثيل‌، کشش شخصي‌، توانمندي ديني‌، آگاهي و شناخت‌، غوطه‌وري، و تأييدپذيري.
    طبقۀ دوم: ماحصل ادراکات و تصورات ذهني دبيران.
    اين مطالعه پديدارنگاري نشان داد معلمان ده نوع معني براي شکل‌گيري هويت ديني قائل‌اند. اولين رکن را «ارتباط» بيان کردند که فرد به وسيله ارتباط با خدا مي‌تواند به آرامش برسد. در اين خصوص، ارتباط بين معلم و دانش‌آموزان مي‌تواند زمينه ارتباطي قوي ايجاد نمايد. درواقع معلم با عمل آموزشي خود و همچنين از طريق فلسفه و ايده آموزشي بنيادين آن، مي‌تواند از طريق ارتباط مؤثر‌، خود را در مدرسه و جامعه مطرح و ديگران را با انديشه‌هاي تربيتي که دارد، تحت تأثير قرار دهد (اولورمي، 2013).
    در تعاملات ارتباطي رسمي و غيررسمي، بسيار مهم است که دبير مثل يک دوست صميمي بتواند بحث‌ و گفتمان در ميان دانش‌آموزان به وجود آورد، تا جايي که در نتيجه بحث و انتقادهاي متقابل، بهترين پاسخ را به سؤالات و ابهامات ذهني دانش‌آموزان بدهد. اين مؤلفه با نتايج قيصري (1389) همسو مي‌باشد.
    بهترين معلم خود را به خاطر سه ويژگي هرگز فراموش نمي‌کنم: «دانش او»، «مهارت‌هاي ارتباطي» و «حساسيت‌هاي اخلاقي» که در رعايت حقوق دانش‌آموز، پايبندي به الزامات معلمي و مسئوليت‌پذيري او خود را نمايان مي‌ساخت.
    «تجربه» و «زمان» و «مکان» از مؤلفه‌هايي بودند که در مضمون سخنان مصاحبه‌شوندگان مطرح شد. ﺗﯿﻠﻮر بيان مي‌داد كه ما به وسيله ﻓﻬﻢ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﮐﻪ در آن اﯾﺴﺘﺎده‌ايم ﻫﻮﯾﺖ ﻣﯽ‌ﯾﺎﺑﯿﻢ. نتيجه اين مضمون با نتيجه اباذري و چاوشيان (1381) همسو مي‌باشد.
    «نماد و تمثال» مي‌تواند زمينه‌ساز شکل‌دهي هويت در فرد باشد. چون ﺑﺨﺶ اﻋﻈﻢ دﺳﺘﮕﺎه ﻋﺼﺒﯽ ﻣﺮﮐﺰي ﻣﺎ در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ عناصر فرهنگي و هويت‌ساز رﺷﺪ ﻣﯽ‌کند‌، به‌وﯾﮋه ﻗﺸﺮ ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﻣﺦ‌، ﺑﺪون راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻧﻈﺎم ﻧﻤﺎدﻫﺎي ﻣﻌﻨﺎدار ﻧﺎﺗﻮان اﺳﺖ. نتايج اين مؤلفه با نتايج گيان (1392) همسو مي‌باشد.
    در مؤلفۀ «غوطه‌وري» فرد مي‌کوشد تا رابطه خود با دين را جست‌وجو کند و با دستيابي به ويژگي‌هاي متمايزش از ديگر افراد احساس غرور و تحسين مي‌کند و افراد يکايک احساس رو به رشدي را از طريق همنوعان خود تجربه مي‌كنند.
    يکي ديگر از نتايج اين پژوهش آن است که «کشش شخصي» فرد و قدرتي که فرد بدان دست يافته موجب شکل‌گيري هويت ديني خواهد شد. در تحليل نتايج مي‌توان گفت: دين براساس معرفت و شناخت و يقين نسبت به مبدأ و معاد استوار است که خروجي آن انساني کامل و بالنده است. به ‌عبارت ديگر، هدف نهايي نظام اسلامي‌ پرورش انسان‌ها از طريق شناخت خود و خداي خود و کمک به تعالي و کمال او براي رسيدن به حيات طيبه است. انسان دين‌دار و مؤمن انساني هدفمند است و به‌ عبارت ديگر، پوچ‌گرا نيست. دين سبب مي‌شود که انسان معتقد و بااخلاق بوده، اعمالش در جهت رضاي خدا باشد. انسان دين‌دار انساني متمايز از ديگران در انديشه، اعتقاد و رفتار است. هويت انسان دين‌دار هويتي خدايي و کامل است؛ زيرا هست‌ها و نيست‌ها (جهان‌بيني) و بايد‌ها و نبايد‌ها (ايدئولوژي) را خوب مي‌شناسد و خوب مي‌داند که خودش کيست؟ ديگران کيستند؟ و چون خود و خداي خويش را خوب مي‌شناسد، از نظر وفاداري به عناصر و نماد‌هاي مشترک (مانند ميهن و دين و فرهنگ) فردي کامل است؛ رفتارش و عملکردش براي رضاي خدا بوده و داراي هويتي مناسب است.
    فارغ از تفاوت‌هاي جزئي، چند موضوع برجسته در نتايج اين پژوهش قابل مشاهده است؛ از جمله اينکه عوامل شكل‌دهنده هويت فردي در ايران متكثر، پويا و چندگانه است، به‌گونه‌اي‌که نقش عواملي همچون دين، قوميت، سرزمين، تفاوت‌ها و تمايزهاي فردي در هويت فردي قابل مشاهده است. اين يافته با يافته پژوهش رستمي (1389) در خصوص نقش ارزش‌ها و نگرش‌ها در هويت شخصي اشخاص، پژوهش شالچي (1384) و برجعلي و همكاران (1392) در خصوص نقش دين و مناسك مذهبي در هويت شخصي افراد، و پژوهش علوي و همكاران (1387) با هويت شخصي افراد همخواني دارد.

    References: 
    • اکبری، حسین و عزیزی، جلیل (1386). هویت ملی و عوامل مؤثر بر آن در بین دانش آموزان گروه متوسطه. رفاه اجتماعی، 7(27)، 2-30.
    • ابوالحسنی، حسن (۱۳۸۷). مولفه‌های هویت ملی با رویکردی پژوهشی. فصل‌نامه‌ سیاست، ۴، ۱-۲۲.
    • احمدى، على‏اصغر (1384). روان‏شناسى شخصیت از دیدگاه اسلام. تهران: امیرکبیر.
    • احمدى، صدیقه (1386). مشکلات هویت‏یابى و بحران هویت. در: سایت آفتاب،www.aftab.ir .
    • اﺑﺎذری، ﯾﻮﺳﻒ و حسن ﭼﺎوﺷﯿﺎن (1381). از طبقه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﺎ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ. ﻋﻠﻮم اجتماعی، 20، 3ـ27.
    • اولیچ، رابرت (1375). بیان بزرگ. ترجمة علی شریعتمداری. اصفهان: دانشگاه آزاد اسـلامی واحد خوراسگان.
    • آذربایجانی، مسعود (1387). مقیاس سنجش دین‌داری با تکیه بر اسلام. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • برجعلی، زهرا و همکاران (1392). نقش جهت‌گیری مذهبی در ساختار هویت فردی. روان‌شناسی و دین، 6(3)، 97ـ108
    • پارسانسب، محمد و دیگران (1391). زبان و ادبیات فارسی عمومی، دوره پیش‌دانشگاهی. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران.
    • حسین‌زاده، علی‌حسین، باقری، معصومه و سلیمان‌نژاد، محمد (1389). بررسی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان دبیرستانی شهر دهلران، نشریه علوم اجتماعی، 10.
    • دلشاد تهرانی، مصطفی (1382). سیری در تربیت اسلامی. تهران: دریا.
    • رستمی فاطمه (1389). بررسی میزان دین‌داری و احساس امنیت دانش‌آموزان دختر متوسطه و پیش‌دانشگاهی شهر تهران. پایان‌نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه پیام نور استان تهران. 
    • سجادی، سیدمهدی (1383). بررسی تطبیقی هویت زن از منظر مدرنیسم و پست مدرنیسم و دلالت‌های تربیتی آن. پژوهش‌های آموزش و یادگیری، 2(1)، 43-54.
    • سعادت‌فر، انسیه (1387). انسان‌شناسی از دیدگاه استاد مرتضی مطهری و اریک فروم. قم: معارف.
    • سلیمانى بشلى، محمدرضا (1389). جهانى‏شدن، بحران هویت و تضعیف تربیت دینى. اسلام و پژوهش‏هاى تربیتى، 2، 115ـ121.
    • سبحانى‏جو، حیات‏على (1383). هویت و بحران هویت. روان‏شناسى و علوم تربیتى، 301، 38ـ49.
    • شرفی، محمدرضا (1394). جوان و بحران هویت. تهران: سروش.
    • شرقی، ح. و میرهاشمی، م. (1395). ارتباط سبک‌های عاطفی و جهت‌گیری مذهبی با سلامت عمومی دانشجویان. پژوهش‌های علوم شناختی و رفتاری، 6(1)، 77-90.
    • شکرکن و همکاران (1380). بررسی و مقایسه انواع هویت در ابعاد اعتقادی و روابط بین فردی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید چمران اهواز. علوم تربیتی و روان‌شناسی، 3 و 8(1 و2).
    • شالچی، وحید (1384). هویت قومی در بستر تحولات مدرن و سیاست‌های هویتی دوره پهلوی دوم در شهر اهواز. فصلنامه مطالعات ملی، 23(2)، 75-94.
    • صلواتی، عبدالله (1382). تبیین عرفانى و حکمى حدیث شریف (من عرف نفسه، فقد عرف ربه). آیینه پژوهش، 79.
    • علوی، سیدسلمان و همکاران (1387). هویت و سلامت روان در دانشجویان استفاده‌کننده از اینترنت و محیط‌های مجازی دانشگاه تهران. تحقیقات علوم رفتاری، 6(۱)، ۳۵-۲۷.
    • کلانتری، حسین و همکاران (1388). هویت دینی و جوانان (نمونه آماری، جوانان شهر شیراز). تحقیقات فرهنگی، 2(6)، 125-141.
    • کشتی آرای، نرگس (1387). طرحی و اعتباربخشـی الگوی برنامـه درسی تجربـه‌شـده در آموش عالی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی ـ فمینیستی. پایان‌نامه دکتری. دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان اصفهان.
    • گیان، چارلز (1392). در جست‌وجوی اصالت. ترجمه آرش محمداولی. تهران: ققنوس.
    • قیصری، علی (1389). روشنفکران ایران در قرن بیستم. ترجمة محمد دهقانی. تهران: هرمس.
    • قصری، علیرضا (1389). مولفه‌های هویت دینی. نشریه مطالعات میان رشته‌ای فرهنگ و ارتباطات، 3.
    • قادری، د. و مصطفایی، ع. (1391). سبک‌های هویت و جهت‌گیری مذهبی در دانشجویان دختر و پسر. مطالعات اجتماعی روان‌شناختی زنان، 10(33)، 137-158.
    • ماهروزاده، طیبه (1392). جهانی‌شدن و هویت‌یابی جوانان. تربیت اسلامی، 8(16)، ۱۳۹-۱۶۲.
    • مربى، مهرانگیز (1387). بررسى رابطه بین سبک‏هاى تفکر و هویت با روش‏هاى کنار آمدن در میان نوجوانان پیش‏دانشگاهى مرودشت، پایان‏نامه کارشناسى ارشد رشته روان‏شناسى. دانشکده علوم تربیتى و روان‏شناسى دانشگاه آزاد اسلامى مرودشت.
    • عسگری متین، سجاد، وکیانی، غلامرضا (1397). الگوی معیار صلاحیت حرفه ای معلمی در تراز جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه تعلیم وتربیت، 34(2)، 9-21.
    • نادری، احمد و همکاران (1394). فراترکیب پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه هویت دینی. مطالعات ملی، 16(3)، 27-44.
    • مرشدی‏زاد، ع. و همکاران (1391). بازنمایی هویت دینی در سینمای پس از انقلاب اسلامی. مطالعات فرهنگ – ارتباطات، 13(18)، 59-81.
    • کاشانی، مجید و رستم‌پور، منیره (1392). آموزش و پرورش، حیاتی‌ترین ابزار در مسیر توسعه پایدار. علوم اجتماعی، 2، 186-196 .
    • هرسیچ، حسین و تویسرکانی، مجتبی (1389). تأثیر مؤلفه‌های هویت‌ساز ایرانی بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران. تحقیقات فرهنگی، 3(9)، 151-180.
    • ولف، د. (1386). روان‌شناسی دین. ترجمه محمد دهقانی. تهران: رشد.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شیرین کام، اسحق.(1403) پدیدارنگاری ادراک و تصورات دبیران متوسطه اول از مفهوم «هویت دینی» دانش‌آموزان (مطالعه دبیران شاغل در آموزش و پرورش شهر میناب). فصلنامه روان‌شناسی و دین، 17(4)، 81-98 https://doi.org/10.22034/ravanshenasi.2024.2016735

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    اسحق شیرین کام."پدیدارنگاری ادراک و تصورات دبیران متوسطه اول از مفهوم «هویت دینی» دانش‌آموزان (مطالعه دبیران شاغل در آموزش و پرورش شهر میناب)". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 17، 4، 1403، 81-98

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شیرین کام، اسحق.(1403) 'پدیدارنگاری ادراک و تصورات دبیران متوسطه اول از مفهوم «هویت دینی» دانش‌آموزان (مطالعه دبیران شاغل در آموزش و پرورش شهر میناب)'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 17(4), pp. 81-98

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شیرین کام، اسحق. پدیدارنگاری ادراک و تصورات دبیران متوسطه اول از مفهوم «هویت دینی» دانش‌آموزان (مطالعه دبیران شاغل در آموزش و پرورش شهر میناب). روان‌شناسی و دین، 17, 1403؛ 17(4): 81-98