روان‌شناسی و دین، سال ششم، شماره اول، پیاپی 21، بهار 1392، صفحات 5-18

    نیازسنجی پژوهشی در گستره‌ی مناسبات دین و روان‌شناسی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    علیرضا فاضلی مهرآبادی / کارشناس ارشد روان‌شناسی خانواده درمانی، دانشگاه شهید بهشتی / Alifazeli.m@gmail.com
    حمید مهدی زاده / دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی، جامعة المصطفی العالمیة
    محمدتقی تبیک / کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه تهران / mtabik@gmail.com
    چکیده: 
    هدف این پژوهش، تبیین ضرورت و چیستی نیازسنجی پژوهشی، ارائه‌ی روش شناسی، طراحی الگوی عملیاتی نیازسنجی پژوهشی مناسبات دین و روان شناسی و دستیابی به نیازهای پژوهشی در این عرصه است. روش پژوهش، از نوع کیفی و ترکیبی از روش پیمایشی، تحلیل محتوا و روش متمرکز بر گروه است. جامعه‌ی آماری، شامل کلیه منابع اسنادی، انسانی و سازمانی در عرصه مناسبات دین روان شناسی است. نمونه آماری در منابع اسنادی شامل 123 منبع (کتاب، مجله علمی ، پایان نامه، ساختار و وظایف و اسناد بالادستی)، در منابع انسانی، شامل 351 نفر (مدیران پژوهشی و آموزشی، متخصصان روان شناسی و علوم دینی، طلاب و خانواده های آنها) و در منابع سازمانی، 28 سازمان (مراکز مشاوره، مراکز مربوط به اطلاعات و آمار طلاب، دستگاه اجرایی مربوط و نهاد علمی ـ پژوهشی) می شود. روش نمونه گیری، ترکیبی از نمونه گیری هدف دار و در دسترس می باشد. یافته های پژوهش، شامل ارائه‌ی روش شناسی خاص و طراحی الگوی عملیاتی نیازسنجی مناسبات دین و روان شناسی و دستیابی به 702 عنوان پژوهشی در 15 گرایش روان شناسی است. بیشترین نیازهای شناسایی شده در گرایش های روان شناسی اجتماعی، روان شناسی مثبت و روان شناسی رشد بود. کمترین نیازهای شناسایی شده نیز در گرایش های روان شناسی فیزیولوژیک، روان سنجی و روش تحقیق بود.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Research Needs-Assessment in the Domain of Relationships between Religion and Psychology
    Abstract: 
    The present paper tries to elaborate on the necessity and the nature of research needs-assessment, provide methodology, propose an operational model for research needs-assessment of relationships between religion and psychology and achieve the research needs in this field. It is a qualitative research in which a combination of survey, content analysis and focus group methods are used. The statistical universe includes documentary, human and organizational resources related to the relationship between religion and psychology. The statistical sample which is based on 123 resources in documentary resources (book, scientific magazine, dissertation, upstream documents, structure and duties), includes 351 individuals in human resources (research and educational managers, experts of psychology and religious sciences, seminary students and their families), and includes 28 organizations in organizational resources (counseling centers, centers related to seminary students' data and statistics, related executive system, and research-scientific institute). The sampling method is a combination of purposive and available samplings. The research findings present: proposing particular methodology, providing an operational model for needs-assessment of relationship between religion and psychology, and accessing to 702 research titles in 15 branches of psychology. The most recognized needs are in the branches of social psychology, positive psychology, and developmental psychology. The least recognized needs are in the branches of physiological psychology, psychometrics, and research method.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

     
    مقدمه
    تصميم‌گيري دربارة نوع و ماهيت پژوهش‌ها در مراكز آموزشي و پژوهشي، يكي از چالش‌زاترين مباحث در حوزة مديريت و برنامه‌ريزي پژوهشي محسوب مي‌شود.‌ اينكه دربارة چه چيزي بايد پژوهش كرد و كدام موضوعات يا عنوان‌ها اولويت دارند، پرسشي است كه ادبيات برنامه‌ريزي پژوهشي را بيش از نيم قرن به خود مشغول كرده است (فتحي واجارگاه، 1389). نقطة آغاز هر پژوهشي، مسئله‌يابي است. تا مسئله اساسي شناسايي نشود، صرف زمان و هزينه براي انجام پژوهش، صرفاً اتلاف منابع انساني و مادي خواهد بود. لازمة شناسايي عناوين پژوهشي ارزشمند و موضوعات اساسي، نيازسنجي پژوهشي است. نيازسنجي پژوهشي، با گرداوري اطلاعات از متخصصان و افراد ذيربط و تجزيه و تحليل آنها، به شناسايي نيازهاي واقعي افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها كمك چشمگيري مي‌كند (ارفع بلوچي و ديگران، 1390). اهميت و ضرورت نيازسنجي پژوهشي، آن‌گاه‌ روشن مي‌شود كه به نتايج آن توجه شود. برخي نتايج نيازسنجي پژوهشي عبارت است از: تقويت مديريت جامع و استفاده از همة ظرفيت‌ها در فرايند برنامه‌ريزي پژوهشي، شفافيت و پاسخ‌گويي مراكز پژوهشي، جهت‌گيري روشن براي هدايت فرايند برنامه‌ريزي پژوهشي، جلوگيري از اتلاف منابع در حوزه‌هاي فاقد اهميت، سازماندهي طرح‌هاي مختلف پژوهشي، جلوگيري از موازي‌كاري و پراكنده‌كاري، آينده‌نگري در برنامه‌ريزي پژوهشي و پرهيز از تصميمم‌گيري‌هاي لحظه‌اي و غيرراهبردي، تدوين برنامه‌هاي پژوهشي مبتني بر مشاركت كليه گروه‌ها و عوامل متخصص و مرتبط در شناسايي عناوين پژوهشي، و تخصيص بهينه منابع و اعتبارات (فتحي واجارگاه، 1387). پژوهش‌هايي كه بدون پرداختن به نيازهاي موجود انجام مي‌شود، نه‌تنها كمكي به حل معضلات نمي‌كنند، بلكه بر معضلات موجود مي‌افزايند و دست‌كم موجب اتلاف منابع مالي و انساني موجود مي‌شوند (Calsyn & Wineter, 1999, p. 399-417). از‌اين‌رو، نيازسنجي پژوهشي به‌عنوان گام اساسي در تدوين هر راهبرد و برنامه‌ريزي پژوهشي، كاملاً ضروري بوده و پرداختن به آن از اولويت‌هاي يك سازمان پژوهشي است (Reviere, R.& et al, 1996, p. 1-12).
    نيازسنجي پژوهشي، ريشه در نيازسنجي و مديريت پژوهش دارد كه در يك تعريف جامع، عبارت است از: فرايند پيچيده شناسايي نيازهاي پژوهشي بالقوه و تعيين اولويت در بين پروژه‌هاي مختلف تحقيقاتي، تا از ‌اين رهگذر مبناي قابل دفاعي براي تخصيص مؤثر منابع فراهم آيد (فتحي واجارگاه، 1387).
    با توجه به‌ اين تعريف، مراحل نيازسنجي پژوهشي عبارت است از: شناسايي نيازهاي پژوهشي، تعيين اولويت‌هاي پژوهشي و تخصيص منابع موردنياز پژوهش‌ها. شناسايي نيازهاي پژوهشي عبارت است از: فرايند شناسايي تمام طرح‌ها و موضوع‌هاي پژوهشي بالقوه، صرف‌نظر از كيفيت، درجة اهميت و اولويت آنها (امين‌الرعايا و ديگران، 1389). به‌عبارت ديگر، هدف از شناسايي نيازهاي پژوهشي، دستيابي به حداكثر عناوين و موضوع‌هاي پژوهشي است. درحالي‌كه تعيين اولويت‌هاي پژوهشي، به فرايند پيچيده گزينش و انتخاب برخي از موضوع‌هاي پژوهشي از بين مجموعه متنوعي از موضوع‌ها و فعاليت‌هاي پژوهشي، براي استفاده بهينه از منابع موجود است. مسئله تصميم دربارة چگونگي تخصيص منابع مالي بين پژوهش‌ها، مسئله مهمي ‌است (Ting Lai & et al, 2008, p. 623-632). تنها پس از شناسايي نيازهاي پژوهشي و اولويت‌بندي آنها، يك سازمان يا مؤسسه مي‌تواند مبناي علمي ‌و منطقي را براي تخصيص منابع انساني، مالي، سخت‌افزاري و نرم‌افزاري به طرح‌ها و موضوع‌هاي پژوهشي، به‌صورت شفاف و قابل دفاع فراهم نمايد (Cesar & Falconi, 1999, p. 42-50).
    يكي از حيطه‌هاي پژوهشي، كه هم ماهيت بين‌رشته‌اي دارد و هم بستري براي توليد علم مي‌باشد، مناسبات دين و روان‌شناسي است كه عبارت است از: نوع روابط و خدمات متقابل دين و روان‌شناسي. اين مناسبات را مي‌توان در چهار محور بررسي كرد: روان‌شناسي دين، روان‌شناسي ديني، خدمات دين به روان‌شناسي و كاربردهاي روان‌شناسي در نهادهاي ديني. در دو محور اول، به مباحث نظري و دو محور بعد، به مباحث عملي و كاربردي‌تر مي‌پردازند. روان‌شناسي دين، شاخه‌اي از روان‌شناسي است كه به بررسي رفتارها، نگرش‌ها، تجربه‌هاي ديني و فرايندهاي ذهني مربوط به آن مي‌پردازد. روان‌شناسي ديني، به‌گونه‌اي از دانش روان‌شناسي اشاره دارد كه در بستر فرهنگ ديني تكون و رشد پيدا كرده است (Belzen, 2010, p. 4). ‌اين دانش، صبغة ديني را از آنجا به خود مي‌گيرد كه در فرهنگ ديني رشد كرده و از مباني و پيش‌فرض‌هاي هستي‌شناختي، معرفت‌شناختي و انسان‌شناختي ديني بهره برده است. به‌عبارت ديگر، اگر با در نظر گرفتن پيش‌فرض‌هاي ديني، به سراغ روان‌شناسي برويم و آن را تدوين كنيم، روان‌شناسي ديني به‌دست مي‌آيد. اما اگر در پيش‌فرض‌هايي كه گفته شد، بُعد متافيزيكي يا هستي‌شناختي آنها را از دين اسلام بگيريم، محصول آن «روان‌شناسي اسلامي» خواهد بود. به همين ترتيب، مي‌توان «روان‌شناسي مسيحي» و مانند آن نيز داشت. خدمات دين به روان‌شناسي، شامل توجه به ساحت‌هاي ناشناخته انسان، توسعة روش پژوهش، بهداشت رواني و استفاده از آموزه‌هاي ديني در مشاوره و درمان مي‌شود. خدمات روان‌شناسي به دين، به‌معناي كاربرد روان‌شناسي در نهادهاي ديني در بخش‌هاي آموزش، پژوهش، مشاوره، تبليغ، و اجراي احكام ديني است (آذربايجاني، 1385). بنابراين، پژوهش‌ها در زمينة دين و روان‌شناسي را مي‌توان در چهار محور مناسبات دين و روان‌شناسي، در هريك از گرايش‌هاي روان‌شناسي طراحي كرد. اما همان‌گونه كه بيان شد، بررسي هريك از‌ اين محورها، نياز به پژوهش‌هاي متعدد و صرف هزينه‌هاي انساني و مالي هنگفت دارد. درحالي‌كه منابع پژوهشي محدود است. از سوي ديگر، شواهد زيادي وجود دارد كه نشان مي‌دهد بين يافته‌ها و اطلاعات حاصل از پژوهش و نيازهاي واقعي جامعه، شكاف و فاصله قابل‌ملاحظه‌اي وجود دارد. يكي از مهم‌ترين علل ‌اين فاصله،‌ عدم ارتباط منطقي بين جهت‌گيري‌ها و عناوين پژوهشي با نيازهاي واقعي تصميمم‌گيري است (فتحي واجارگاه، 1387). با توجه به آنچه بيان شد، مشروعيت بخشيدن به برنامه‌هاي پژوهشي مراكز علمي ـ پژوهشي فعال در عرصة دين و روان‌شناسي، در گرو نيازسنجي پژوهشي بر اساس روش علمي ‌و مدل بومي ‌حوزوي است.
    در فرايند نيازسنجي پژوهشي، مهمترين مرحله شناسايي نيازهاي پژوهشي است كه زيربناي مراحل بعدي مي‌باشد. در صورتي كه‌ اين مرحله به درستي انجام نشود، مراحل بعدي بي‌ثمر خواهد بود. در ‌اين مرحله، بايد منابع اطلاعاتي دستيابي به نيازهاي پژوهشي، روش كار و الگوي بومي-حوزوي نيازسنجي مناسبات دين و روان‌شناسي طراحي و مشخص شود. منابع اطلاعاتي دستيابي به نيازهاي پژوهشي، به‌معناي استفاده از هر منبع سودمند، اعم از منابع سازماني، مكتوب و انساني در شناسايي نيازهاي پژوهشي است. ‌اين مسئله به‌معناي درگير شدن شركاء عمده در فرايند برنامه‌ريزي پژوهش است. سه پرسش اساسي كه مي‌تواند انتخاب نوع افرادي كه در فرايند شناسايي نيازهاي پژوهشي مشاركت كنند را راهنمايي و هدايت كنند عبارت است از: 1. مي‌خواهيد به چه كساني نفع برسانيد؟
    2. چه كسي داراي بينش و آگاهي تخصصي لازم براي هدايت جريان پژوهش است؟ 3. چه كساني از ترويج و گسترش نتايج پژوهش سود مي‌برد؟ بر اين اساس، طبقه كلي افراد يا شركاء عمده شامل شركاء ذي نفع مستقيم، شركاء داراي دانش تخصصي و شركاء ذي نفع غير مستقيم مي‌شود. اما هنگام تعيين نيازهاي پژوهشي، توجه به ‌اين مسئله مهم است كه علايق و روندهاي آينده و نسل‌هاي فعلي را مد نظر قرار دهيم (فتحي واجارگاه، 1387). اجراي دقيق و مطلوب ‌اين فرايند، مستلزم برنامه‌ريزي پژوهشي است. برنامه‌ريزي پژوهشي، كه رويكردي مشاركتي در پژوهش به وجود مي‌آورد، فرايندي است كه به‌وسيله آن محتواي يك برنامه پژوهشي در افق زماني كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت به‌طور جزيي تعريف و تصريح مي‌شود. در جريان برنامه‌ريزي پژوهشي، مديران و كليه شركت كنندگان در فرايند تحقيق و پژوهش مشاركت مي‌كنند. فرض بنيادي رويكرد مشاركتي پژوهش ‌اين است كه، به‌منظور تناسب هرچه بيشتر اولويت‌ها و طرح‌هاي شناسايي شده با نيازهاي سازماني، پژوهش بايد توسط يك تيم ميان رشته‌اي مفهوم سازي و اجرا شود (King & et al, 2008, p. 160-173). طراحي و اجراي طرح‌هاي نيازسنجي، مستلزم پيروي از يك طرح و الگوي عملي مشخص است. انتخاب، طراحي و تدوين الگوها مي‌تواند موجب افزايش دقت، اعتبار و تسهيل فرايند نيازسنجي شود. يك الگوي مناسب بايد هدف، قلمرو، منبع اطلاعاتي براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي، روش‌هاي اجرايي و ساير ابعاد لازم براي انجام يك طرح نيازسنجي را مشخص كند (يار‌محمديان و ديگران ،1383، ‌ص 234). امروزه تعداد زيادي از الگوها و مدل‌هاي نيازسنجي وجود دارد، اما با وجود تنوع الگوها، هيچ كدام بر ديگري برتري ندارد. معمولاً انتخاب الگوي درست بر پايه شرايط و ماهيت دانش مورد نظر و مسايل موجود صورت مي‌گيرد و روش منحصر به فردي در همه شرايط وجود ندارد (Bradfor, 1998, p. 53-69).‌ اين مسئله، با توجه به ماهيت متفاوت دانش‌هاي حوزوي و گرايش‌هاي مختلف آن در زمينه مناسبات دين و روان‌شناسي اهميت مضاعف پيدا مي‌كند.
    از‌ اين‌رو، هدف اين پژوهش، اراية روش شناسايي نيازهاي پژوهشي، معرفي منابع اطلاعاتي براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي، طراحي الگوي بومي-حوزوي نيازسنجي پژوهشي مناسبات دين و روان‌شناسي و در نهايت، دستيابي به نيازهاي پژوهشي در گرايش‌هاي مختلف روان‌شناسي است.
    روش پژوهش
    به طور كلي، روش‌هاي پژوهش در علوم رفتاري را مي‌توان بر اساس سه ملاك: هدف پژوهش، چگونگي گردآوري داده‌ها، و چارچوب حاكم بر روش تقسيم كرد (سرمد و ديگران، 1385، ‌ص 78ـ79). اين پژوهش، بر اساس هدف پژوهش، از نوع كاربردي و بر اساس گردآوري داده‌ها، تركيبي از روش پيمايشي، تحليل محتوا و روش متمركز بر گروه است، و بر اساس چارچوب حاكم، از نوع روش كيفي است.
    با توجه به اهميت و وسعت موضوع (سطح ملي پژوهش)، و به‌منظور پيشبرد هرچه بهتر و ساماندهي طرح مذكور، اقدامات ذيل صورت گرفت:
    1. تشكيل شوراي علمي‌گروه:‌ اين گروه هدايت طرح را از ابتدا تا انتها به عهده داشت. فعاليت‌هايي شامل نوشتن طرح و اصلاح آن، تشكيل جلسات و كارگاه‌هاي توجيهي، تشكيل كارگروه‌هاي جانبي (كارگروه اجرايي، كارگروه مطالعات تطبيقي، كارگروه پردازش) و تعيين شرح وظايف آنها، تدوين و اصلاح پرسش‌نامه‌هاي نهايي، نظارت بر اجراي مصاحبه‌ها و پرسش‌نامه‌ها و جمع‌بندي و تدوين گزارش نهايي را بر عهده داشتند.
    2. تشكيل شوراي ناظرين طرح: شامل ناظر روشي و ناظر محتوايي معاونت پژوهش و ناظر انجمن روان‌شناسي اسلامي. هدف از‌ اين شورا، نظارت بر روند اجراي طرح، به‌ويژه روش اجراي پژوهش و محتواي نيازهاي پژوهشي بود.
    3. تشكيل كار گروه اجرايي: فعاليت اصلي ‌اين گروه تسهيل برنامه‌ريزي و هدايت مرحله عمليات ميداني طرح كه شامل تهيه شناسه تمام استادان هيئت علمي‌ سراسر كشور، دستگاه‌هاي اجرايي، نهادهاي علمي ‌پژوهشي مربوط، انجام مصاحبه، ارسال پرسش‌نامه و جمع‌آوري آن را به عهده داشت.
    4. تشكيل كارگروه مطالعات منابع اسنادي: هدف از تشكيل‌ اين كارگروه، شناسايي و بررسي منابع علمي ‌و پژوهشي در داخل و خارج از كشور شامل كتاب‌ها، مقاله‌ها، پايان‌نامه‌ها، طرح‌هاي پژوهشي و همچنين بررسي ساختار و وظايف نهادهاي مربوط، اسناد بالا دستي و نظريه‌هاي مطرح در زمينه مناسبات دين و رواشناسي به‌منظور دستيابي به نيازهاي پژوهشي بود.
    5. تشكيل كارگروه پردازش: كد گذاري، اصلاح و بازبيني داده‌ها و تجزيه و تحليل آنها و آماده سازي گزارش نهايي از فعاليت اصلي ‌اين كارگروه بود.
    جامعة آماري شامل كليه منابع اسنادي، منابع انساني و منابع سازماني در عرصه مناسبات دين و روان‌شناسي مي‌باشد. نمونة آماري در منابع اسنادي، در بخش مطالعات تطبيقي، شامل پنج مجله علمي ‌پژوهشي خارجي، هفت كتاب، دو دانشكده و انجمن، و در بخش منابع علمي-پژوهشي داخلي و اسناد و مدارك علمي ‌كشور، نمونه آماري شامل نه كتاب، چهارده مجله، پنجاه پايان‌نامه، هفت سند بالادستي، هفده سند ساختار و وظايف مراكز فرهنگي- اجتماعي روان‌شناختي، هشت كتاب در زمينه نظريه‌هاي مطرح در حوزه، چهار كتاب در زمينه چالش‌هاي عمده حوزه بود. نمونه آماري در منابع انساني و سازماني شامل چهارده مدير پژوهشي و آموزشي حوزوي، دوازده استاد و عضو هيئت علمي‌ حوزوي روان‌شناس، چهارده دانشجوي دوره دكتري و شصت و دو كارشناس ارشد حوزوي روان‌شناس، پنجاه و نه استاد و عضو هيئت علمي‌ دانشگاهي روان‌شناس، بيست و سه استاد حوزوي غير روان‌شناس داراي تحصيلات دانشگاهي، ده استاد متمركز در دروس حوزوي، هفت نفر از مديران مدارس علميه و يكصد و پنجاه نفر از طلاب و خانواده‌هاي آنها، پنج مركز مشاوره حوزه، سه مركز مربوط به اطلاعات و آمار طلاب، ده دستگاه اجرايي مربوط و ده نهاد علمي‌ پژوهشي مي‌شود. روش نمونه‌گيري، تركيبي از نمونه‌گيري هدف‌دار، در دسترس و روش متمركز گروهي مي‌باشد. منابع، جامعه، روش نمونه برداري، ابزار، روش تجزيه و تحليل اطلاعات در جدول شماره 1 آمده است.
    به دليل تنوع منابع انساني و سازماني و سطوح گوناگون اطلاعات‌ اين منابع، براي هريك از آنها، فرم‌هاي مختلف مصاحبه و پرسش‌نامه ساخته شد كه (شامل هشت فرم مصاحبه و شش فرم پرسش‌نامه) براي سنجش روايي صوري و محتوايي سؤالات پرشس‌نامه‌ها و مصاحبه‌ها، سؤالات به هفت نفر از افراد متخصصان در حوزه روان‌شناسي و علوم ديني داده شد. ابزار بر اساس نظرات آنها، ويرايش و بازنگري شد.
    جدول 1: منابع، جامعه، روش نمونه‌برداري، ابزار، روش تجزيه و تحليل اطلاعات
    نوع منبع
    جامعه هدف    حجم نمونه    روش نمونه‌برداري    ابزار جمع‌آوري اطلاعات    روش تجزيه و تحليل اطلاعات
    1ـ مطالعات تطبيقي    كتب و مجلات علمي‌و معتبر خارجي    7 كتاب، 5 مجله، 1دپارتمان، 1 انجمن    هدفمند    اسنادي (كتاب‌ها، مجلات وسايت‌ها)    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    2ـ مطالعه منابع علمي- پژوهشي    كتب، مقالات (مجلات)، پايان نامه‌هاي در زمينه دين و روان‌شناسي در كشور    9 كتاب، 14 مجله، 50پاياننامه
    هدفمند    اسنادي    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    3ـ مطالعه اسناد و مدارك بالا دستي    اسناد كوتاه مدت و بلند مدت راهبردي كشور و حوزه علميه    7 سند    هدفمند    اسنادي    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    4ـ ساختار و وظايف مراكز فرهنگي- اجتماعي    مراكز و نهادهاي آموزشي– پژوهي و فرهنگي حوزوي و دانشگاهي    17 ساختار و وظايف
        هدفمند    اسنادي    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    5ـ مطالعه مسايل جاري مراكز فرهنگي اجتماعي    مديران پژوهشي    13 نفر    هدفمند    مصاحبه    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    6ـ مطالعات‌اينده نگرانه    نخبگان حوزه روان‌شناسي و دين    10 نفر نخبگان    هدفمند    بحث گروهي (سناريو نويسي)    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    7ـ نظريه‌هاي مطرح در سطح حوزه    آثار موجود حوزه روان‌شناسي و دين    8 كتاب    هدفمند    بحث گروهي و استادي    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    8ـ مطالعه چالش‌هاي عمده حوزه    آثار موجود حوزه روان‌شناسي و دين    4 كتاب    هدفمند    بحث گروهي و استادي    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    9ـ موضوعات تخصصصي مناسبات دين و روان‌شناسي    الف-روان‌شناسان حوزوي
    ب- اعضاي هيات علمي‌دانشكده‌هايروان‌شناسي    الف:45 نفر ب: 20 نفر    هدفمند    مصاحبه    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    10ـ مطالعات بين رشته‌اي    صاحب نظران ساير رشته‌ها    7 نفر    هدفمند    مصاحبه    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    11ـ آسيب‌شناسي رواني طلاب و خانواده‌هاي آنان    1. مراكز مربوط به اطلاعات و آمار طلاب
    2. مراكز مشاوره حوزه
    3. مديران مدارس علميه
    4. طلاب و خانواده‌ها    1- 6 مركز اطلاعات و آمار و مشاوره
    2- 7 مدبرمدارس علميه
    3-150    - هدفمند –هدفمند 
    - دردسترس
        - پرسش‌نامه - مصاحبه
    - پرسش‌نامه و مصاحبه    تحليل محتوا (مقوله بندي)
    يافته‌هاي پژوهش
    يافته‌هاي پژوهش شامل طراحي مدل بومي ‌_ حوزوي نيازسنجي پژوهشي مناسبات دين و روان‌شناسي، منابع شناسايي نيازهاي پژوهشي در ‌اين عرصه و دستيابي به 705 نياز پژوهشي در 15 گرايش روان‌شناسي مي‌با‌شد.
    الف. طراحي مدل بومي ـ حوزوي نيازسنجي پژوهشي مناسبات دين و روان‌شناسي و منابع شناسايي نيازهاي پژوهشي
    براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي در زمينه مناسبات دين و روان‌شناسي و اولويت‌بندي آنها، طراحي الگوي عملياتي نيازسنجي پژوهشي با تأكيد بر الگوي بومي- حوزوي ضرورت دارد. اين الگو در نمودار 2 آمده است. در ذيل به هريك از مراحل آن مي‌پردازيم.
    1. تشكيل كارگروه متولي نيازسنجي پژوهشي: در گام اول، كارگروه متولي نيازسنجي پژوهشي تشكيل شد كه شامل شوراي علمي، ناظران علمي‌معاونت پژوهش و انجمن روان‌شناسي اسلامي‌ و ناظر روشي طرح مي‌باشد.
    2. تعيين اهداف نيازسنجي پژوهشي: در گام دوم، اهداف اصلي و فرعي طرح، به‌منظور انسجام بخشي و جهت دهي پژوهش انتخاب شد.
    3. انتخاب رويكرد اولويت‌يابي پژوهشي: تعيين رويكرد نقش بارزي در جهت‌گيري فرآيند نيازسنجي پژوهشي دارد. آنچه در عمل انجام شد، استفاده تركيبي از رويكردهاي مختلف در فرايند نيازسنجي پژوهشي، به جاي استفاده از يك رويكرد انحصاري و خاص است (فتحي واجارگاه و ديگران، 1389). رويكرد پژوهش، از نوع تركيبي، استفاده همزمان از دو يا چند رويكرد است كه شامل رويكرد آسيب‌شناختي، رويكرد موضوعي/ رشته‌اي، و رويكرد تقاضا ـ محور بود.
    4. منابع اطلاعاتي براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي: در اين پژوهش، در يك تقسيم‌بندي كلي منابع اطلاعاتي براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي عبارتند از: منابع مكتوب، منابع انساني و منابع سازماني هريك از‌اين منابع در نمودار 2 آمده است.

    1-4. منابع مكتوب براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي عبارتند از: مطالعات تطبيقي (بررسي محورها و عناوين پژوهشي مورد توجه در گروه‌هاي علمي، انجمن‌ها، كتاب‌ها و مجلات علمي ‌پژوهشي، مربوط به مناسبات روان‌شناسي و دين در خارج از كشور)، منابع علمي- پژوهشي داخل كشور و اسناد و مدارك بالا دستي و توسعه (بررسي اسناد و مدارك سندهاي بالادستي نظير سند چشم‌انداز حوزه، سند توسعه فرهنگي كشور، بررسي اسناد و مدارك توسعه كشور نظير برنامه‌ بيست ساله كشور و نقشه جامع علمي ‌كشور).
    2-4. منابع انساني شامل مديران پژوهشي و آموزشي حوزوي، استادان و اعضاي هيئت علمي‌ حوزوي روان‌شناس، دانشجويان دكتري و كارشناسان ارشد حوزوي روان‌شناس، استادان و اعضاي هيئت علمي ‌دانشگاهي روان‌شناس، استادان حوزوي غيرروان‌شناس داراي تحصيلات دانشگاهي، استادان متمركز در دروس حوزوي، مديران مدارس علميه و طلاب و خانواده‌هاي آنان مي‌شود.
    3-4. منابع سازماني شامل مراكز مشاوره حوزه، مراكز مربوط به اطلاعات و آمار طلاب، وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي مربوط و نهادهاي علمي‌ پژوهشي مربوط مي‌باشند.
    5. فهرست اوليه نيازهاي پژوهشي: پس از جمع‌آوري اطلاعات از منابع فوق، فهرست اوليه نيازهاي پژوهشي را بر اساس محورهاي چهارگانه ذيل دسته‌بندي مي‌كنيم: روان‌شناسي دين، روان‌شناسي ديني، خدمات دين به روان‌شناسي، خدمات روان‌شناسي به دين.
    6. فهرست اولويت‌هاي پژوهشي: پس از فراهم شدن فهرست نيازهاي پژوهشي، مناسبات دين و روان‌شناسي، تعيين اولويت‌بندي و درجه اهميت‌ اين نيازها پيگيري مي‌شود. ملاك‌ها،‌ تعيين
    شركاي عمده و وزن دهي به آنها، در ادامه روند پژوهش توسط شوراي علمي ‌و ناظرين طرح تعيين مي‌شود.
    7. تدوين گزارش نهايي: به‌منظور اطلاع رساني نتايج اين پژوهش به نهادهاي اجرايي و پژوهشگران در ‌اين عرصه، نتايج‌ اين پژوهش در قالب كتاب تدوين و منتشر مي‌شود.
    ب. دستيابي به نيازهاي پژوهشي
    از جمله نتايج اين پژوهش، دستيابي به 705 عنوان نياز پژوهشي در 15 گرايش روان‌شناسي، به همراه 170 زير موضوع اصلي هر گرايش كه در جدول 3 آمده است.
    جدول3: تعداد عناوين نيازهاي پژوهشي در 15 گرايش روان‌شناسي به‌همراه موضوعات تخصصي هر گرايش بر حسب چهار محور مناسبات دين و روان‌شناسي
    گرايش‌ روان‌شناسي    تعداد نياز بدست آمده مناسيات دين و روان‌شناسي    موضوعات اصلي (درصد)    تعداد نياز(درصد)
        روان‌شناسي دين-نظري    روان‌شناسي دين-كاربردي    روان‌شناسي ديني-نظري    روان‌شناسي ديني-كاربردي        
    1. اجتماعي    58    20    23    9    19 (17/11)    115(38/16)
    2. شخصيت    14    4    17    4    10 (88/5)    29(13/4)
    3. سلامت    15    25    15    10    7(11/4)    56(97/7)
    4. روش تحقيق و روان‌سنجي    15    -    4    -    9 (29/5)    20(84/2)
    5. خانواده    12    3    12    6    8 (70/4)    36(12/5)
    6. مشاوره و روان‌درماني    -    5    8    20    7 (11/4)    32 (55/4)
    7. مثبت    32    -    70    -    9(29/5)    107(24/15)
    8..آسيب‌شناسي رواني    15    14    8    -    4(35/2)     43 (12/6)
    9. اخلاق    18    1    15    2    15(82/8)    42 (98/5)
    10. انگيزش و هيجان    16    3    11    3    15(82/8)    36 (12/5)
    11. فيزيولوژيك    12    -    1    -    9(29/5)    13 (85/1)
    12. فرا روان‌شناسي    19    1    6    -    12(05/7)    26 (70/3)
    13. فلسفه روان‌شناسي    -    1    24    -    14(23/8)    25 (56/3)
    14. رشد    52    18    18    5    21(35/12)    91 (96/12)
    15. يادگيري    8    8    4    2    11(47/6)    31 (41/4)
        286(56/40)    108(31/15)    238(75/33)    73(35/10)    170(100)     702 (100)
    بحث و نتيجه‌گيري
    مهمترين وظيفة مؤسسات و مراكز پژوهشي، تعيين عناوين و محورهاي پژوهشي است كه نسبت به نيازها و مشكلات اساسي جامعه پاسخگو باشد و بتواند علايق و روندهاي پژوهشي‌آينده را هم مد نظر قرار دهد (فتحي واجارگاه، 1387). برنامه‌ريزان هر نظام پژوهشي، ناگزيرند براي تدوين برنامه‌ها و طرح‌هاي پژوهشي دلايل قانع كننده‌اي داشته باشند. بنابراين، كليه تصميم‌ها در خصوص تدوين اهداف، موضوعات پژوهشي و استفاده مؤثر از منابع و امكانات مالي و انساني محدود تابعي از مطالعات نيازسنجي است (يار‌محمديان و ديگران،‌1383). اما در اكثر موارد، روية حاكم بر تدوين متون و انتشار فراخوان‌هاي پژوهشي، مبتني بر بررسي موضوعات مطرح شده از سوي افراد، گروه‌ها و محافل گوناگون توسط شوراي پژوهش سازمان‌ها است. ‌اين رويكرد، كه عمدتاً مبتني بر نوعي واكنش و عكس العمل نسبت به موضوعات و علايق پژوهشي مطرح شده است، فاقد برنامه رويه‌اي منسجم است و غالباً منجر به پژوهش‌هاي بي‌ارتباط به هم، غيرمؤثر و كارا مي‌شود (فتحي واجارگاه و ديگران، 1389). در حوزة روان‌شناسي و دين، با توجه به بررسي‌ها و ارزيابي‌هاي صورت گرفته مشخص شد، الگوي منسجم و روشمند در خصوص نيازسنجي پژوهشي وجود ندارد. بنابراين، نوعي خلأ پژوهشي احساس مي‌شد تا از ‌اين طريق، پژوهش‌ها در‌ اين حوزه سازماندهي شوند و از موازي كاري، پراكنده كاري و صرف منابع پژوهشي در حوزه‌هاي فاقد اولويت جلوگيري به عمل آيد. از جمله يافته‌هاي ‌اين پژوهش، دستيابي به الگويي عملياتي در زمينه نيازسنجي پژوهشي مناسبات دين و روان‌شناسي است. اين پژوهش، نخستين سند جامع نيازسنجي پژوهشي در حوزه روان‌شناسي و دين است كه مي‌تواند به پژوهش‌هاي آينده نيازسنجي در‌ اين زمينه كمك شاياني كند. يكي از مزيت‌هاي الگوي مذكور، استفاده از منابع متعدد براي دستيابي به نيازهاي پژوهشي است. هريك از ‌اين منابع، به دليل دارا بودن اطلاعات خاص و زاويه نگاه متفاوت، اهميت ويژه‌اي دارند. در اينجا به آنها اشاره مي‌شود: در بخش منابع اسنادي، مطالعات تطبيقي به جهت حركت در مرزهاي دانش و بررسي و مقايسه پژوهش‌هاي خارج از كشور با پژوهش‌هاي داخلي، منابع علمي ‌پژوهشي داخلي به جهت بررسي وضعيت موجود و پيشنهادات ارايه شده در آنها، اسناد بالا دستي به‌منظور هماهنگي نيازها با برنامه‌هاي بلندمدت و اهداف كلان پژوهشي كشور مورد بررسي قرار گرفتند. در بخش منابع انساني، مصاحبه از مديران پژوهشي براي تعيين استراتژي‌هاي عمده پژوهشي و بررسي ساختارهاي آموزشي و پژوهشي، مصاحبه از استادان و كارشناسان حوزوي روان‌شناس، به جهت تخصص بين رشته‌اي آنها، مصاحبه از استادان دانشگاهي به‌منظور بهرمندي از نگاه تخصصي روان‌شناسي آنها، مصاحبه از استادان حوزوي و مديران مداراس علميه و طلاب و خانواده‌هاي ايشان، به علت توجه به رويكرد آسيب‌شناسي و تقاضا محور، بررسي انتظارات آنها و در نتيجه، دستيابي به نيازهاي خاص جامعه حوزوي مورد نظرخواهي قرار گرفتند. در بخش منابع سازماني، نهادهاي علمي ‌پژوهشي و دستگاه‌هاي مرتبط با ‌اين حوزه، به جهت دستيابي به وضعيت پژوهشي موجود و نيازهاي پژوهشي آنها در آينده، مورد نظر خواهي قرار گرفتند. به‌طور كلي، فرايند مشاركت افراد و گروه‌هاي مختلف داراي دانش تخصصي و كاربران موجب غني شدن الگوي شناسايي نيازهاي پژوهشي، به وجود آمدن بينش پژوهش،‌ ايجاد احساس مالكيت و تعهد در انجام طرح‌هاي پژوهشي و تخصيص بهينه منابع مالي به آنها مي‌شود (Kissi, 2001, p. 50-65).
    استفاده از روش كيفي، علي‌رغم سختي و زمانبر بودن آن، مزايايي همچون درگير شدن افراد و به‌دست آوردن اطلاعات عميق و برداشت‌هاي صحيح دارد (دلاور، 1384، ص 262). يافته‌هاي پژوهشي در عرصه نيازسنجي نشان مي‌دهد كه مصاحبه، پرسش‌نامه، بررسي اسناد و مدارك موجود و روش متمركز بر گروه ابزارهاي معتبر، براي شناسايي نيازهاي پژوهشي هستند (يارمحمديان و ديگران، 1383). از نظر روش اجرا، پژوهش حاضر با تشكيل پنج كارگروه مجزا تجربه‌اي منحصر به فرد را براي به انجام رساندن ‌اين طرح‌هاي نيازسنجي در سطح ملي پشت سر گذاشت؛ تجربه‌اي كه در طي هر مرحله از آن، با ‌ايده‌اي جديد و حركتي تازه همراه بود و براي اولين بار توانست مشاركت منابع گوناگون از منابع اسنادي گرفته تا منابع سازماني و كارشناسان و محققان مختلف در زمينه پژوهش‌هاي مناسبات دين و روان‌شناسي جلب نمايد. هرچند ‌اين روش، بي عيب و نقص نيست، اما تجربه‌اي است كه مي‌تواند راهگشاي پژوهش‌هاي بعدي در نيازسنجي پژوهشي باشد. از جمله محدوديت‌هاي اين پژوهش، استفاده از روش نمونه‌گيري در دسترس در منابع آسيب‌شناسي رواني بود كه پيشنهاد مي‌شود در پژوهش‌هاي آينده با اختصاص منابع كافي، اين مسئله برطرف شود.
    از نتايج مهم اين پژوهش، دستيابي به 702 عنوان پژوهشي در 15 گرايش روان‌شناسي است. نتايج نشان داد كه بيشترين نيازهاي شناسايي شده در گرايش‌هاي روان‌شناسي اجتماعي، روان‌شناسي مثبت و روان‌شناسي رشد، به ترتيب با اختصاص 38/16، 24/15، 96/12 درصد از كل نيازها وجود دارند. از آنجايي كه روان‌شناسي دين، زير شاخه‌اي از روان‌شناسي اجتماعي قلمداد مي‌شود (Spilka & et al, 2003, p. 47)، و مباحث مهمي از جمله تبليغ آموزه‌هاي ديني، آيين‌هاي ديني، شناخت اجتماعي، نفوذ اجتماعي، گروه و ساير مسايل اجتماعي در اين گرايش قرار دارد و چنين گرايشي در ايران وجود ندارد، اين گرايش بيشترين نيازهاي پژوهشي را به خود اختصاص داده است. روان‌شناسي مثبت هم از ساير گرايش‌هاي روان‌شناسي بود كه نيازهاي زيادي را به خود اختصاص داد. از جمله دلايل اين مسئله، ارتباط روان‌شناسي مثبت با حيطه اخلاق و آموزه‌هاي اخلاقي دين است. به‌عبارت ديگر، مهم‌ترين قلمروي كه آموزه‌هاي ديني را به روان‌شناسي مربوط مي‌كند، اخلاق است. روان‌شناسي مثبت‌گرا، گرايشي از روان‌شناسي است كه مي‌كوشد فضايل بنيادين اخلاقي را در قالب اصطلاحات روان‌شناسي بگنجاند (Peterson & Seligman, 2004, p. 13). از سوي ديگر، بر اساس آمار انجمن روان‌شناسي امريكا، روان‌شناسي رشد و روان‌شناسي اجتماعي، پرطرفدارترين زمينه‌هاي پژوهشي در ميان روان‌شناسان هستند. حدود 25 درصد از پژوهش‌هاي روان‌‌شناختي، تنها به قلمرو روان‌شناسي رشد اختصاص دارد. ‌اين آمار، بيانگر گستردگي، اهميت و نياز به پژوهش در روان‌شناسي رشد مي‌باشد (وين، 2002، ص 15). براساس يافته‌هاي اين پژوهش نيز بر اهميت و نياز به پژوهش در روان‌شناسي رشد و دين توسط متخصصان تأكيد شده است.‌ اين مسئله نشان دهنده اهميت ‌اين گرايش‌ها و ظرفيت آنها در زمينه پژوهش‌هاي مناسبات دين و روان‌شناسي است. از سويي ديگر، كمترين نيازهاي شناسايي شده متعلق به گرايش‌هاي روان‌شناسي فيزيولوژيك، روش تحقيق و روان‌سنجي به ترتيب با اختصاص 85/1 و 84/2 درصد از كل نيازها است. تعداد كم نيازهاي پژوهشي در گرايش روان‌شناسي فيزيولوژيك، به دليل ماهيت‌ اين گرايش، سختي پژوهش‌هاي مربوط و كمبود امكانات آزمايشي پيشبيني مي‌شد.
    اما در گرايش روش تحقيق و روان‌سنجي، تعداد نيازهاي به‌دست آمده، با توجه به نقش تعيين كننده‌اي‌ اين گرايش‌ها در جهت‌دهي پژوهش‌هاي بين رشته‌اي و تأثير آنها در توليد علم و نظريه پردازي محدود، در نيازسنجي‌هاي آينده پيشنهاد مي‌شود به‌ اين مسئله توجه بيشتري شود. همچنين تحليل موضوعات گرايش‌هاي مختلف نشان داد كه بيشترين نيازهاي شناسايي شده اختصاص به موضوعات ذيل دارد: صفات مثبت و منفي در گرايش روان‌شناسي مثبت نگرش و تبليغات ديني در گرايش روان‌شناسي اجتماعي، رشد ديني، مرگ و اعتقاد به جهان پس از مرگ در روان‌شناسي رشد، سلامت رواني در گرايش روان‌شناسي سلامت، تجربه ديني و عرفاني در گرايش فراروان‌شناسي، پيش فرض‌هاي فلسفي در گرايش فلسفة روان‌شناسي، تنوع دانش‌پژوهان در گرايش يادگيري، و رفتار اخلاقي در گرايش روا‌ن‌شناسي اخلاق.
    از سوي ديگر، تعداد نيازهاي به‌دست آمده برحسب چهار محور مناسبات دين و روان‌شناسي نشان داد كه بيشترين نيازهاي پژوهشي مربوط به روان‌شناسي دين- نظري و روان‌شناسي ديني- نظري، به ترتيب با 56/40 و 75/33 درصد از كل نيازها است. كمترين نيازهاي پژوهشي بدست آمده نيز مربوط به روان‌شناسي دين- كاربردي و روان‌شناسي ديني- كاربردي به ترتيب با 31/15 و 35/10 درصد از كل نيازها است. ‌اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه بيشترين نيازهاي پژوهشي در حوزه پژوهش‌هاي نظري است. شايد دليل‌ اين موضوع، كمبود مباحث نظري در زمينة روان‌شناسي دين و روان‌شناسي ديني با توجه به فرهنگ اسلامي-‌ ايراني جامعه ماست. لازم است ابتدا مباحث نظري‌ اين حوزه پژوهش شود. از سوي ديگر، پژوهش‌هاي كاربردي روان‌شناسي دين و روان‌شناسي ديني، با اختصاص حدود 25 درصد از نيازهاي پژوهشي، حجم كمتري را نسبت به پژوهش‌هاي نظري در برمي‌گيرد. با توجه به ‌اينكه هدف پژوهش‌هاي كاربردي، حل مسئله و سرانجام دستيابي به اطلاعاتي جهت اخذ تصميم و رفع نيازها و مشكلات فوري است، از طريق پژوهش‌هاي كاربردي است كه مي‌توان اعتبار فرضيه‌ها را كه به‌وسيله پژوهش‌هاي بنيادي صورت‌بندي شده‌اند، آزمون كرد (دلاور، 1384،‌ ص 48).
    به طور كلي، نتايج اين پژوهش به محققان، دانشجويان و ساير افراد علاقمند، در انتخاب موضوع پژوهش و برقراري ارتباط با ‌اين موضوعات كمك مي‌كند. يافته‌ها همچنين موجب جذب سرماية مؤسسات پژوهشي، دستگاه‌هاي اجرايي- فرهنگي براي حمايت از نيازهاي پژوهشي خواهد شد. همچنين راهگشاي پژوهش‌هاي بعدي در زمينه نيازسنجي و اصلاح الگوي يادشده مي‌گردد؛ زيرا بخشي از تمركز‌ اين پژوهش، بر جامعه حوزوي و نيازهاي آن بوده است. تعميم نتايج آن به سطوح مختلف جامعه ديني، بايد با احتياط همراه باشد. اگرچه از استادان دانشگاه، مطالعات تطبيقي و اسناد بالادستي استفاده شد. پيشنهاد مي‌شود تكرار ‌اين پژوهش در جامعه دانشگاهي و جامعه عمومي‌ صورت پذيرد.

    References: 
    • دلاور، علي (1384)، مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، تهران، رشد.
    • سرمد، زهره و ديگران (1385)، روش‌هاي تحقيق در علوم رفتاري، تهران، آگاه.
    • فتحي واجارگاه، كوروش (1387)، نيازسنجي پژوهشي مسئله‌يابي پژوهشي و اولويت‌بندي طرح‌هاي تحقيقاتي ويژه مديران و كارشناسان واحدهاي پژوهشي، تهران، ‌اييژ.
    • فتحي واجارگاه، كوروش و ديگران، «طراحي مكانيزم اولويت‌يابي براي نظام آموزش و پرورش‌ ايران» (مورد سازمان آموزش و پرورش شهر تهران)، (تابستان 1389) مطالعات تربيتي و روان‌شناسي، ش 11، ص 185- 210.
    • فتحي واجارگاه، كوروش، الگوي پيشنهادي اولويت‌‌يابي پژوهشي براي حوزه‌هاي فرهنگي- اجتماعي، (1389)، ارايه شده به معاونت پژوهش حوزه علميه قم، ص 1- 16.
    • ارفع بلوچي، فاطمه و ديگران، ضرورت نيازسنجي پژوهشي در پژوهش‌هاي سازماني، (1390)، ارايه شده در دومين همايش ملي مديريت پژوهش و فناوري، ص 1- 10.
    • امين الرعايا، مهين و ديگران، «اولويت‌هاي پژوهشي حيطه علوم رفتاري از ديدگاه دست‌اندكاران بهداشت روان در شهر اصفهان»، (تابستان 1389)، روان‌پزشكي و روان‌شناسي باليني ‌ايران، ش 2، ص 127- 133.
    • آذربايجاني، مسعود، «مناسبات‌هاي دين و روان‌شناسي»، (1385)، پژوهش و حوزه ويژه دين و روان‌شناسي، ش 25، ص 6- 18. 
    • عباسزادگان، محمد و جعفر ترك‌زاده (1379)، نيازسنجي آموزشي در سازمان‌ها، تهران، شركت سهامي‌عام.
    • يار‌محمديان، محمدحسين و ديگران، «الگوهاي مناسب نيازسنجي براي سنجش نيازهاي سازماني كاركنان شاغل در شبكه‌هاي بهداشتي و درماني استان اصفهان»، (تابستان 1383)، پايش، ش 3، ص 227-235.
    • Bradfor, W, Agricultural Research Priority Setting, ISNAR, Kenya Agricultural Institute, 1998.
    • Calsyn RJ, Wineter JP. (1999). Understanding and controlling response bias in need assessment studies. Eva Rev 23(4): 399-417.
    • Cesar, A. and Falconi. C., (1999), Four Methods for Priority Setting in Agricultural Biotechnology Research, Managing Agricultural Biotechnology, v 25(3), p. 40-52.
    • King, G. & et al. (2008). A framework ofoperating model for interdisciplinary research programs in clinical serviceorganizations. Evaluation and program planning, v 31, p. 160-173.
    • Reviere, R.& et al. Needs Assessment: A Creative and Practical Guide for Social Scientists. New York: Taylor & Francis Ltd, 1996.
    • Ting Lai, Y.& et al.,(2008), "AHP-and simulation-based budget determination procedure for public building construction projects", Automation in Construction, v 17(5), p. 623-632.
    • Kissi, A. Useof Constraint Trees in Research Planning. In Planning Agricultural Research: A Sourcebook. Wallingford: CAB International, 2001.
    • Peterson, C., & Seligman, M. E.P. Character strengths and virtues:A handbook and classification. Washington, DC:American Psychological Association, 2004..
    • Hood,R.W.JR. & et al. The psychology of religion: An empirical approach.The Guilford Press, 2009.
    • Belzen,J.A. Towards cultural psychology of religion. London, New York: Spiringer, 2010.
    • Wayne, W. Psychology themes and variations.Wadsworth Publishing, 2002.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فاضلی مهرآبادی، علیرضا، مهدی زاده، حمید، تبیک، محمدتقی.(1392) نیازسنجی پژوهشی در گستره‌ی مناسبات دین و روان‌شناسی. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 6(1)، 5-18

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    علیرضا فاضلی مهرآبادی؛ حمید مهدی زاده؛ محمدتقی تبیک."نیازسنجی پژوهشی در گستره‌ی مناسبات دین و روان‌شناسی". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 6، 1، 1392، 5-18

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فاضلی مهرآبادی، علیرضا، مهدی زاده، حمید، تبیک، محمدتقی.(1392) 'نیازسنجی پژوهشی در گستره‌ی مناسبات دین و روان‌شناسی'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 6(1), pp. 5-18

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فاضلی مهرآبادی، علیرضا، مهدی زاده، حمید، تبیک، محمدتقی. نیازسنجی پژوهشی در گستره‌ی مناسبات دین و روان‌شناسی. روان‌شناسی و دین، 6, 1392؛ 6(1): 5-18