نقش صفات اخلاقی کبر، حرص و حسادت در پیش بینی روان آزردگی
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
ويژگيهاي شخصيتي شکلي از آمادگي شخصي براي پاسخگويي به شيوهاي معين را فراهم ميسازد (کريمي، 1385، ص295). کاستا (Costa) و مککرا (McCrae) الگوي پنج عاملي (توافقگرايي، وجداني بودن، برونگرايي، روانآزردگي و گشودگي به تجربه)را بهعنوان طبقهبندي ترجيحي خود براي ساختار شخصيت برگزيدند و آنها را با گسترة وسيعي از متغيرهاي شخصي مرتبط کردند (آشتون و لي، 2005). پذيرش اين پنج بعد شخصيتي، فراگيرترين توافق را در بين روانشناسان دارد (اسميت و همكاران، 2003، ص471). يكي از اين صفات «روانآزردگي» است كه ويژگيهايي همچون غم، عصبانيت و نارضايتي دارد و در قطب مخالف آن، پايداري هيجاني در خلق، احساس و آرامش قرار دارد (دانلان و همكاران، 2004). افراد روانآزرده داراي ويژگيهاي اضطراب، خصومت، زودرنجي و غيرقابل پيشبيني بودن هستند (حقيقي و سماواتيان، 1390). ويژگي «روانآزردگي» با هيجانمداري و مديريت اجتنابي رابطه دارد (مارک و داوينا، 2010). افراد داراي اين ويژگي نگرشهاي ضداجتماعي، حواسپرتي در کار (هانسن، 1998)، بيمسئوليتي، و خودمحوري (کلارک و رابرتسون، 2005) دارند که ميتواند موجب جهتگيري بيشتر سنجشهاي عملکردي شود (حقيقي و سماواتيان، 1390). «روانآزردگيگرايي»، علاقه به هيجانها منفي مثل اضطراب، غم، ترس، احساس گناه، کلافگي دايم، و گرايش به اتخاذ احساسات منفي نسبت به وقايع تعريف ميشود (تراچيانو و همكاران، 2008).
در سالها اخير، روانشناسي اخلاق و رويكرد روانشناسي مثبت، عهدهدار، تحقيق در زمينة اخلاق شده و به دستاوردهايي نيز نايل گشتهاند. اما اين تلاشها بيشتر معطوف به برخي ويژگيهاي مثبت اخلاقي (فضائل) بوده و ويژگيهاي منفي اخلاقي (رذايل) هنوز جايگاه مناسب خود را در روانشناسي نيافته است (هراتيان و همكاران، 1393). اين در حالي است كه مباحث اخلاقي از مهمترين خاستگاههاي پژوهشهاي روانشناختي در اسلام است. در اين ميان، ويژگيهايي كه موجب اختلال در كاركرد فردي و اجتماعي ميشوند و گاه حتي سلامت جسمي و رواني بيمار را به خطر مياندازند (رذايل اخلاقي) و ويژگيهايي كه موجب ارتقاي سطح سلامت رواني و جسمي ميشوند و سازگاري اجتماعي را تقويت ميكنند (فضايل اخلاقي)، اهميت ويژهاي دارند. از جملة آنها، ميتوان از «كبر»، «حرص» و «حسادت» نام برد.
در آيات و روايات و منابع اخلاقي و تاريخي، به صفات «تكبر»، «حرص» و «حسادت» بسيار توجه شده است. اين نخستين صفات رذيله هستند، که در داستان انبيا و از آغاز خلقت انسان به چشم ميخوردند. امام سجاد ميفرمايند: «گناهان سرچشمههايى دارند. اولين سرچشمة گناه و معصيت پروردگار تکبر است که گناه ابليس بود و به خاطر آن، از انجام فرمان خدا امتناع کرد و تکبر ورزيد و از کافران شد. و سپس حرص بود که سرچشمة گناه [بهمعناي ترک اولى] از ناحية آدم و حوا شد» (قمي، 1416ق، ذيل الكبر، ص400 و 401). به اعتقاد بسياري از علماي اخلاق، ريشة همة رذايل اخلاقي و همة بدبختيها و صفات زشت انساني، «تکبر استکبار» است (مكارم شيرازي، 1378، ج 2، ص21). در قرآن مجيد نيز بر نقش اين عنصر چنان تأکيد شده که در بسياري از جاها، گويي تنها مشخصه و خصلت کفّار همين پديده است (اعراف: 146؛ زمر: 60؛ غافر: 60). اساس تکبر اين است که انسان از اينکه خود را برتر از ديگري ببيند، احساس آرامش کند. بنابراين، تکبر از سه عنصر تشکيل ميشود: نخست اينکه براي خود مقامي قايل شود. ديگر اينکه براي ديگري نيز مقامي قايل شود. مرحلة سوم، اينكه مقام خود را برتر از او ببيند و احساس خوشحالي و آرامش کند (مكارم شيرازي، 1378، ج 2، ص45).
از جمله همبستههاي تکبر، ميتوان حالات ذيل را برشمرد: علاقه به صدرنشيني(كليني، 1407ق، ج 2، ص122، ح 6)؛ توقّع سلام از ديگران داشتن (همان) گذشت نداشتن (همان، ص124، ح 13)؛ ناتواني در كنترل خشم (همان)؛ ريا (متقي، 1409ق، ج 3، ص701، ح 8506)؛ علاقه نداشتن به انجام كارهاي شخصي روزانه (همان، ح 7793)؛ نداشتن دوست (تميمي، 1366، ص311، ح 7162)؛ مجادله (كليني، 1407ق، ج 2، ص122، ح 6)؛ گرفتار شدن به گناهان (تحريري، 1390، ص355)؛ و نازيدن به قدرتمندي جسمي، زيبايي و تناسب اندام، ثروتمندي و حسب و نسب، علم و مانند آن و احساس استحقاق بهخاطر آنها (فصلت: 15)؛ امتناع از يادگيري (تميمي آمدي، 1366، ص5، ح 850)؛ نشاط نداشتن در عبادات (سيدرضي، خ 192)؛ ترک استغفار (نوري طبرسي، 1408ق، ج 5، ص402)؛ تحقير ديگران (مجلسي، 1404ق، ج 70، ص217؛ كليني، 1407ق، ج 3، ص424، ح 8؛ هود: 38 و 39)؛ جهل به حق و طعنه به اهلش (كليني، 1407ق، ج 3، ص424، ح 9)؛ دوري از محبت خداوند (نحل: 23)؛ دوري از راه راست (فاطر: 43؛ اعراف: 146؛ غافر: 35)، خواري و ذلت (اعراف: 13)؛ و در نهايت، عذاب (لقمان: 7؛ جاثيه: 8).
دومين صفت از صفات رذيله (پس از تكبر)، که در متون ديني و در داستان انبيا و آغاز خلقت انسان به چشم ميخورد، «حرص» است (مكارم شيرازي، 1378، ج 2، ص81؛ قمي، 1416ق، ص401). نراقي (1387) در تبيين اصطلاح «حرص» ميگويد: «حالت و صفتى است نفسانى كه آدمى را بر گرد آوردن آنچه بدان نياز ندارد، بر مىانگيزد بىآنكه به حد و مقدار معينى اكتفا كند و آن نيرومندترين شاخههاى دوستى دنيا و مشهورترين انواع آن است». نراقي (1377) نيز آن را از رذايل متعلق به قوّة شهواني و صفتى نفساني ميداند كه آدمى را به جمع بيش از آنچه به آن احتياج دارد، وامىدارد. اين صفت يكى از شعب حبّ دنيا، و از جمله صفات مهلك است. حداد عادل نيز آن را مترادف مفهوم «هلوع» در قرآن (معارج: 19) ميداند (حداد عادل، 1388، ج 13، ص19).
در روايات اخلاقى، گاهى از الفاظ و اصطلاحاتى استفاده شده است كه معنايى نزديك حرص دارد يا ناظر به لوازم و نتايج آن است؛ مثل شُحّ، شَرَه و نَهمَه (سيدرضي، 1378، ن 53؛ ابنبابويه، 1362، ص53، 176؛ ابنبابويه، 1361، ص244)، و نيز اصطلاحات «طَلَبُ الدُّنيا»، «جَمْعُ المال» و «طُولُ الْاَمَل» (ابنبابويه، 1368، ص180؛ ابنبابويه، 1363، ج 2، ص39؛ ابنبابويه، 1362، ج 1، ص51). با اين حال، در برخى روايات، اصطلاحات ياد شده در عرض «حرص» و بهعنوان رذيلهاى مستقل مطرح شدهاند؛ از جمله اينكه آرزوهاى دور و دراز كه به همراه حرص از نتايج دنيادوستى معرفى شده است (طبرانى، 1404ق، ج 10، ص163؛ ابنبابويه، 1363، ج 1، ص276 و 277). «هلوع» (معارج: 19) نيز از مترافهاي حرص دانسته شده است (حداد عادل، 1388، ج 13، ص19). البته دليلي وجود ندارد که اصل علاقة شديد به چيزي همه جا مذموم باشد و مذمّت تنها به خاطر لواحق و آثار و خصوصيات است و انحراف آن از مسير حد مشروع نکوهش و مذمت شده است (حقّاني زنجاني، 1361). در كتابهاى اخلاقى (نراقى، 1387، ص105؛ غزالى، 1368، ص231)، حرص در برابر «قناعت» قرار داده شده است.
سومين صفت از رذايل سهگانة زيربنايي که در داستان انبيا و آغاز خلقت انسان به چشم ميخورد، «حسادت» است (قمي، 1416ق، ذيل الكبر، ص401) و در قول معصومان، يکي از ريشههاي کفر (کليني، 1407ق، ج 2، ص289)، سرچشمه رذايل (نوري طبرسي، 1408ق، ج 12، ص23) و انگيزهاي براي غرق شدن در گناهان (سيدرضي،1378، ص541) برشمرده شده است. «حسادت» مفهومي است که تحت تأثير فرهنگ قرار ميگيرد و بيشتر مردم آن را تجربه كردهاند (شاك (Schoeck)، 1969؛ اسميت (Smith) و همكاران، 1999). در آيات و روايات و منابع اخلاقي و تاريخي به اين مفهوم بسيار توجه شده است. طبق برخي از آيات و روايات، حسود به لحاظ هيجاني، دچار آسيبهايي در گذشته بوده است (نوري طبرسي، 1408، ج 12، ص17؛ تميمي آمدي، 1366، ص128؛ ابنابي الحديد، 1404ق، ج 20، ص221) و باورهاي اشتباهي در ارتباط با خداوند، خود، ديگران و ماهيت دنيا دارد (کليني، 1407ق، ج 2، ص289؛ اعراف: 12؛ فتال نيشابوري، 1375ق، ص448؛ اعراف: 63).
در متون ديني، به برخي از همبستههاي شناختي، عاطفي و رفتاري حسادت اشاره شده است که از آن جمله ميتوان اين حالات را برشمرد: نپذيرفتن حقيقت (شوري: 14)؛ خطا در ارزيابي تقدير الهي (کليني، 1407ق، ج 2، ص289)؛ نپذيرفتن تقدير الهي (تميمي آمدي، 1366، ح 1317)؛ باور نكردن برتري ديگران (مؤمنون: 47؛ ديلمي، 1412ق، ج 1، ص130)؛ خود برتربيني (اعراف: 12)؛ ناداني دربارة ماهيت دنيا (فتال نيشابوري، 1375ق، ص449)؛ تعجب از برتري ديگران (اعراف: 63)؛ اندوه؛ دوام نداشتن دوستي (نوري طبرسي، 1408ق، ج 12، ص17)؛ تلخکامي؛ كينه؛ آرزوي سلب نعمت محسود، حسرت، احساس حقارت، بيحوصلگي؛ بيماري رواني (تميميآمدي، 1366، ح 859، 6787، 6788، 6804، 6844، 6850، 6852 و 6855)؛ نارضايتي از زندگي (ابنشعبه حراني، 1404ق، ص221)؛ خوشحالي در ناخوشيها؛ ناراحتي در خوشيها (تميميآمدي، 1366، ح 6838؛ آلعمران: 120)؛ خشم به صاحبان نعمت (شهيد ثاني، 1390ق، ص55)؛ افسردگي، نداشتن آرامش؛ احساس تأسف (ابنابي الحديد، 1404، ج 20، ص336)؛ پرخاشگري سريع؛ سختدلي؛ بيقراري (مجلسي، 1404ق، ج 70، ص256) طمع در نعمت ديگران (نساء: 54)؛ آرزوي سقوط معنوي رقيب (بقره: 109)؛ حرص به داشتههاي ديگران (نساء: 32)؛ غيبت و سرزنش (ديلمي، 1412ق، ج 1، ص130)؛ بخل (کراجکي، 1410ق، ج 1، ص136)؛ كوتاهي در ستودن (سيدرضي، 1378، ح 347)، قدرناشناسي (ابنابيالحديد، 1404ق، ج 2، ص232)؛ اظهار دوستي؛ بغض دروني (تميمي آمدي، 1366، ح 6841)؛ خيره شدن به نعمت ديگران (بحراني، 1416ق، ج 8، ص437)؛ ضربه به نزديكان (ابنابي الحديد، 1404ق، ج 1، ص317)؛ تحقير (انعام: 53؛ زخرف: 31)؛ دورويي (کليني، 1407ق، ج 3، ص418).
«حسادت» در روانشناختي غرب نيز مطمحنظر قرار گرفته است. براساس راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني (DSM) (1381)، يکي از معيارهاي تشخيصي اختلال شخصيت خودشيفته اين است كه فرد، غالباً به ديگران حسد ميورزد يا اعتقاد دارد که ديگران به او حسادت او ميكنند (زلاتانكريزان (Zlatan Krizan) و جوهر (Johar)، 2012). «حسادت»، مفهومي پيچيده و معماگونه است و معمولاً با يك احساس نامعقول، غيرمنطقي، نسنجيده، بدخواهانه يا ناروا همراه است (پايگاه دائرةالمعارف استنفورد، ذيل «Envy»). به نظر تسر (Tesser) (1991) و اسميت و كيم (2007) حسادت ابتدا از مقايسة اجتماعي با فردي بالادست که بهطورکلي مشابه اوست ناشي ميشود، به استثناي ويژگي بارزي كه محسود واقع شده است. دوم ماهيت برتريجويي فرد حسود است كه به سبب وابستگي به محيط، دچار تحريک قوي احساس ميشود.
از نگاه اسميت و همكاران (1994)، حسادت دو بخش اصلي دارد: خصومت و اندوه. «خصومت» با خواستهاي نادرست و خشم حاصل از باور ذهني به بيعدالتي همراه است، و «اندوه» با احساس حقارت حاصل از مقايسة ناكارآمد اجتماعي (ميلفانت (Milfont) و گوويا (Gouveia)، 2009).
تحقيقات نشان داده است مذهب با مقياس روانآزردگي رابطهاي منفي دارد (فرنسيس و همكاران، 1995؛ لوئيس و ملتباي، 1995؛ ملتباي، 1999؛ اسميت، 1996). با توجه به توليد سنجة معتبر رذايل زيربنايي كبر، حرص و حسادت در ماههاي اخير، پژوهشي كه آنها را در كنار ويژگي شخصيتي روانآزردگي قابل بررسي قرار دهد، وجود ندارد ازاينرو، هدف پژوهش، چيز آزمون اين فرضيههاست که صفات اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسادت» رابطة معناداري با روانآزردگي دارند و بخش معناداري از واريانس آن را تبيين ميکنند.
روش پژوهش
پژوهش حاضر توصيفي از نوع همبستگي است. جامعة آماري اين پژوهش؛ تمام دانشجويان دانشگاه «آزاد اسلامي» واحد خمين (1100تن) هستند که تعداد 384 تن (بيش از تعداد 285 تن که طبق جدول مورگان، بايد حجم نمونة پژوهش را تشکيل دهند) به روش «نمونهگيري تصادفي چندمرحلهاي» انتخاب شدند و با پاسخگويي به پرسشنامههاي پنج عاملي «شخصيت» NEO- FFI-60، مقياس 23 گويهاي «تکبر- تواضع» (هراتيان و همكاران، 1392)، مقياس 18 گويهاي «حرص- قناعت» (هراتيان و همكاران، 1393)، و مقياس 30 گويهاي «حسادت» (هراتيان و همكاران، بيتا) در پژوهش شركت كردند.
ابزارهاي پژوهش
مقياس اسلامي «تکبر- تواضع» (ISPH): مقياس اسلامي «تکبر- تواضع» براساس قرآن كريم و روايات پيامبر و اهلبيت و بهمنظور سنجش رذيله اخلاقي «تكبر» و فضيلت اخلاقي «تواضع»، توسط هراتيان و همكاران او (1392) ساخته شده است. چهار عامل مربوط به تکبر در اين پرسشنامة 23 گويهاي، عبارت است از:
1. «نپذيرفتن ديگران»؛ بهمعناي به رسميت نشناختن استعدادها، تواناييها و ارزشمندي ديگران و نوعي خودبرتربيني شناختي و رفتاري كه تعامل مثبت و كارآمد با ديگران را به خطر مياندازد.
2. «ضعف هيجان و معرفت ديني»؛ اين ويژگي در افراد متكبر، بهمعناي ضعف شناختي آنها نسبت به اصول دين و فقدان هيجان لازم در انجام تكاليف و آيينهاي ديني است.
3. «احساس حقارت و خودسرزنشگري»؛ كه در حوزههاي فردي، افت حرمت خود و عزت نفس را درپي دارد و در حوزههاي اجتماعي، دفاع خودمحورانه و سازوكارهاي دفاعي ناپخته را موجب ميشود.
4. «نياز به تأييد اجتماعي»؛ نشانگر ويژگي فردي است كه منبعي دروني ثابت و قوي براي توليد هيجان مثبت ندارد و تلاش ميكند اين خلأ را در روابط اجتماعي بيابد. پاسخنامه داراي يك طيف 4 گزينهاي از «كاملاً موافقم» تا «كاملاً مخالفم» است. بررسي روايي مقياس با روشهاي «روايي محتوا» (نظر كارشناسان)، ميزان 38/94 درصدي موافقت كارشناسان و معناداري ضريب تطابق كندال، قوت روايي محتواي مقياس را نشان ميدهد. ضريب بازآزمايي 857/0 و ضريب دونيمهسازي 781/0 نشانگر اعتبار قوي اين مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ کل مقياس برابر با 837/0 محاسبه شد که بيانگر همساني دروني مناسب اين مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ براي چهار عامل - به ترتيب - 658/0، 670/0، 759/0 و 632/0 است. شاخصهاي برازندگي نيز برازش مناسب الگو را نشان داد (هراتيان و همكاران، 1392). آلفاي کرونباخ اين ابزار در پژوهش حاضر. 729/0 بهدست آمد.
مقياس اسلامي «حرص- قناعت» (ISGC): مقياس اسلامي «حرص- قناعت» توسط هراتيان و همكاران (1393) ساخته شده است. چهار عامل مربوط به حرص در اين پرسشنامة 18 گويهاي، عبارت است از:
1. «دلمشغولي مادي»؛ بهمعناي داشتن يك دغدغة نسبتاً دايم دربارة آيندة مادي و احساس ناخرسندي نسبت به وضعيت موجود، در مقابل احساس امنيت مادي؛
2. «مهارگسيختگي مادي»؛ گوياي ويژگي افرادي است كه در كنترل تكانههاي مادي از موفقيت كمي برخوردارند.
3. «ضعف معرفت و هيجان ديني»؛ بهمعناي ضعف شناختي نسبت به اصول و فروع دين و فقدان هيجان لازم در انجام تكاليف و آيينهاي ديني در مقابل باور و پايبندي درونسو به اصول و فروع دين.
4. «احساس محروميت و نياز مادي»؛ بهمعناي احساس محروميت در زمينة امکانات مادي و رفاهي، در مقابل رضايتمندي مادي.
پاسخنامه داراي يك طيف 4 گزينهاي از «كاملاً موافقم» تا «كاملاً مخالفم» است. بررسي روايي مقياس با روشهاي روايي محتوا (نظر کارشناسان) ميزان 14/91 درصدي موافقت کارشناسان را نشان ميدهد. ضريب دو نيمهسازي 823/0 نشانگر اعتبار قوي اين مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ کل مقياس برابر با 863/0 محاسبه شد که بيانگر همساني دروني مناسب اين مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ براي چهار عامل - به ترتيب - 793/0، 583/0، 636/0 و 698/0 است. شاخصهاي برازندگي در تحليل عاملي تأييدي نيز برازش مناسب الگوي اين مقياس را تأييد كرد. آلفاي کرونباخ اين ابزار در پژوهش حاضر، 81/0 بهدست آمد.
مقياس اسلامي حسادت (ISE-R): فرم تجديد نظر شدة مقياس اسلامي حسادت توسط وليزاده و همكاران (بيتا) ساخته شده است. چهار عامل مربوط به حسادت در اين پرسشنامة 30 گويهاي عبارت است از:
1. «آزردگي از موفقيت ديگران»؛ بهمعناي ناراحتي از داشتهها و موفقيتهاي ديگران است و وجود نوعي هيجان منفي يا تنش را گزارش ميکند. بيحوصلگي، عصبانيت، بازداري رفتار مثبت و رفتار مخالف از ديگر نشانههاي اين عامل است.
2. «احساس محروميت و حقارت»؛ بيانگر فعال شدن احساس کهتري فرد در روابط اجتماعي و بالتبع، احساس محروميت اوست. بيقراري، عصبيشدن در روابط و نپذيرفتن حق از جمله نشانگان اين عامل است که با سازوكارهايي همچون ناارزندهسازي ديگران، مظلومانگاري خود و رفتار دولايه همراه است.
3. «علاقه به سلب نعمت از ديگران»؛ بيانگر علاقة دروني يا تلاش بيروني فرد براي سلب نعمت از ديگري و تصاحب آن براي خود است. دورويي، انتقامجو بودن، غيبت و تهمت از نشانگان اين عامل است.
4. «اندوه مقايسه»، گوياي اندوه حاصل از مقايسة ناکارآمد با بالادست است. بيمار، که پايگاه دروني قوي براي سنجش خود ندارد، گرفتار هيجان منفي حاصل از احساس محروميت خود نسبت به ديگران است که همين به حسرت، آرزومندي متوهمانه و حتي نارضايتي از تقدير الهي نيز منجر ميگردد.
پاسخنامه داراي يك طيف 4 گزينهاي از «كاملاً موافقم» تا «كاملاً مخالفم» است. در بررسي روايي مقياس، ضريب دو نيمه سازي 89/0 نشانگر اعتبار قوي اين مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ کل مقياس برابر با 93/0 محاسبه شد که بيانگر همساني دروني مناسب اين مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ براي چهار عامل - به ترتيب - 87/0، 76/0، 69/0 و 79/0 است. شاخصهاي برازندگي در تحليل عاملي تأييدي نيز برازش مناسب الگوي اين مقياس را تأييد رسد. آلفاي کرونباخ اين ابزار در پژوهش حاضر 895/0 بهدست آمد.
پرسشنامه شخصيتي NEO- FFI-60: اين پرسشنامه توسط مککرا و کاستا در سال 1989 ساخته و از 60 گويه تشکيل شده است که بر اساس مقياس ليکرت 5 گزينهاي از «کاملاً مخالفم» تا «کاملاً موافقم» نمرهگذاري ميگردد. هر دوازده گوية آن يکي از پنج عامل بزرگ شخصيت (روانآزردگي، برونگرايي، تجربهپذيري، سازگاري، و مسئوليتپذيري) را ميسنجد. اين پرسشنامه در ايران توسط گروسي (1377) هنجاريابي شده و اعتبار آن توسط آزمون – آزمون مجدد در خصوص 208 تن از دانشجويان به فاصلة 3 ماه - به ترتيب - 83/0، 75/0، 80/0، 79/0 و 79/0 براي عوامل C,A,O,E,N بهدست آمده است. همچنين در تحقيق ملازاده (1381) آلفاي کرونباخ براي روانآزردگي 86/0، برونگرايي 83/0، گشودگي 74/0، موافق بودن 76/0، با وجدان بودن 78/0 و آلفاي کل برابر 83/0 بهدست آمده است (فتحيآشتياني و داستاني، 1389، ص50). آلفاي کرونباخ اين ابزار در پژوهش حاضر 65/0 بهدست آمد.
روش اجرا
براي گردآوري اطلاعات، محقق پس از انتخاب تصادفي چندمرحلهاي از ميان رشتهها و کلاسها، با مراجعه به كلاسها و با ارائة توضيحات لازم دربارة اهداف پژوهش و نحوة پاسخدهي به پرسشهاي آزمون، پرسشنامهها به شركتكنندگان ارائه و از آنها خواسته شد پس از خواندن شيوهنامة كتبي آنها، با دقت به گزارهها پاسخ دهند و مشخصات جمعيتشناختي را درج كنند. از 400 پرسشنامه توزيعشده، تعداد 384 پرسشنامة داراي پاسخ كامل، به كمك نسخه 18 نرمافزار SPSS نمرهگذاري و تجزيه و تحليل شد.
يافتههاي پژوهش
در اين پژوهش، از آزمون تحليل رگرسيون براي تعيين نقش پيشبين صفات اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسادت» در روانآزردگي استفاده شد. در جدول (1) شاخصهاي توصيفي شامل ميانگين، انحراف استاندارد، حداقل و حداکثر نمره براي خردهمقياسهاي کبر، حرص، حسادت و شخصيت به تفکيک درج شده است.
جدول 1. اطلاعات توصيفي متغيرهاي پژوهش (384=n)
بيشينه کمينه انحراف استاندارد ميانگين متغير
19 5 42/2 54/11 نپذيرفتن ديگران کبر
14 5 67/1 79/8 معرفت و هيجان ديني
34 12 10/4 37/22 احساس حقارت
12 3 74/1 78/8 نياز به تأييد اجتماعي
77 29 28/7 50/51 کل
16 4 67/2 57/9 دلمشغولي مادي حرص
12 3 87/1 14/6 مهارگسيختگي مادي
19 6 54/2 67/11 ضعف معرفت و هيجان ديني
16 4 70/2 14/10 احساس محروميت و نياز مادي
59 19 48/7 53/37 کل
56 12 51/8 48/25 آزردگي از موفقيت ديگران حسادت
43 9 72/5 38/25 احساس محروميت و حقارت
23 5 73/3 76/8 علاقه به سلب نعمت از ديگران
27 6 84/4 71/13 اندوه مقايسه
142 33 47/19 35/73 کل
59 14 42/7 24/35 روانآزردگي شخصيت
57 23 20/6 49/40 برونگرايي
52 24 60/4 49/38 تجربهپذيري
56 24 55/5 79/41 موافق بودن
59 26 70/6 55/44 با وجدان بودن
در جدول هاي 2 و 3 نتايج همبستگي و رگرسيون ميان صفات اخلاقي «کبر»، «حرص»، «حسادت» و «روانآزردگي» ارائه شده است:
جدول 2. ضريب همبستگي کبر، حرص و حسادت با روانآزردگي
4 3 2 1
1 1. حرص
1 598/0** 2. تکبر
1 529/0** 492/0** 3. حسادت
1 397/0** 334/0** 333/0** 4. روانآزردگي
جدول 3. رگرسيون گام به گام بهمنظور پيشبيني روانآزردگي بر اساس کبر، حرص و حسادت
الگو SS Df MS F p
1 رگرسيون 51/4004 1 51/4004 47/89 00/1
باقيمانده 98/17096 382 75/44
2 رگرسيون 14/4791 2 57/2395 95/55 00/1
باقيمانده 35/16310 381 80/42
3 رگرسيون 46/5090 3 82/1696 27/40 00/1
باقيمانده 03/16011 380 13/42
4 رگرسيون 79/5310 4 92/1342 35/32 00/1
باقيمانده 70/15730 379 50/41
5 رگرسيون 02/5553 5 60/1110 00/27 00/1
باقيمانده 46/15548 378 13/41
6 رگرسيون 28/5711 6 88/951 31/23 00/1
باقيمانده 21/15390 377 82/40
الگوي 1. احساس محروميت و حقارت
الگوي 2. احساس محروميت و حقارت، محروميت و نياز مادي
الگوي 3. احساس محروميت و حقارت، محروميت و نياز مادي، و اندوه مقايسه
الگوي 4. احساس محروميت و حقارت، محروميت و نياز مادي، اندوه مقايسه، و نياز به تأييد اجتماعي
الگوي 5. احساس محروميت و حقارت، محروميت و نياز مادي، اندوه مقايسه، نياز به تأييد اجتماعي، و علاقه به سلب نعمت از ديگران
الگوي 6. احساس محروميت و حقارت، محروميت و نياز مادي، اندوه مقايسه، نياز به تأييد اجتماعي، علاقه به سلب نعمت از ديگران، و مهارگسيختگي مادي
متغير وابسته: روانآزردگي
در جدول 3 نتايج تحليل رگرسيون بهمنظور پيشبيني روانآزردگي بر اساس صفات اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسادت» آورده شده است. همانگونه که در جدول نيز مشاهده ميشود، بر اساس رگرسيون خطي گام به گام، «روانآزردگي» بهعنوان متغير ملاک، و عوامل تکبر، حرص و حسادت بهعنوان متغيرهاي پيشبين وارد معادله شدند. از ميان عوامل کبر، حرص، و حسادت، مؤلفههاي «احساس محروميت و حقارت»، «محروميت و نياز مادي»، «اندوه مقايسه»، «نياز به تأييد اجتماعي»، «علاقه به سلب نعمت از ديگران»، و «مهارگسيختگي مادي» توان پيشبيني روانآزردگي را دارند. نسبتهاي معنادار F بيانگر آن است که متغيرهاي پيشبين از قدرت تبيين خوبي برخوردارند (001/0P).
جدول 4. ضريب تعيين و ضرايب رگرسيون مربوط به پيشبيني روانآزردگي بر اساس عوامل کبر، حرص و حسادت
الگو B β t P R 2R SE
1 احساس محروميت و حقارت 565/0 436/0 45/9 001/0 436/0 190 69/6
2 احساس محروميت و حقارت 446/0 344/0 89/6 001/0 477/0 227/0 54/6
محروميت و نياز مادي 587/0 214/0 28/4 001/0
3 احساس محروميت و حقارت 360/0 278/0 02/5 001/0 491/0 241/0 49/6
محروميت و نياز مادي 454/0 165/0 14/3 002/0
اندوه مقايسه 236/0 154/0 66/2 008/0
4 احساس محروميت و حقارت 320/0 247/0 39/4 001/0 505/0 255/0 44/6
محروميت و نياز مادي 405/0 148/0 79/2 005/0
اندوه مقايسه 232/0 151/0 64/2 009/0
نياز به تأييد اجتماعي 524/0 123/0 59/2 010/0
5 احساس محروميت و حقارت 363/0 280/0 81/4 001/0 513/0 263/0 41/6
محروميت و نياز مادي 403/0 147/0 79/2 005/0
اندوه مقايسه 306/0 199/0 24/3 001/0
نياز به تأييد اجتماعي 515/0 121/0 56/2 011/0
علاقه به سلب نعمت از ديگران 232/0- 117/0- 10/2 036/0
6 احساس محروميت و حقارت 358/0 276/0 76/4 001/0 520/0 271/0 38/6
اندوه مقايسه 313/0 294/0 35/3 001/0
نياز به تأييد اجتماعي 508/0 119/0 54/2 011/0
علاقه به سلب نعمت از ديگران 287/0- 145/0- 53/2- 012/0
مهارگسيختگي مادي 420/0 106/0 96/1 050/0
در جدول 4، ضريب تعيين و نسبتهاي تحليل رگرسيون ارائه شده است. همانگونه که مشاهده ميشود، احساس محروميت و حقارت از توانايي تبيين 19 درصد از واريانس تغييرات روانآزردگي به صورت معنادار برخوردار است. مؤلفه هاي احساس محروميت و حقارت و «نياز مادي» با هم از توانايي تبيين 7/22 درصد از ورايانس تغييرات روانآزردگي را به صورت معنادار برخوردارند. با اضافه شدن مؤلفة «اندوه مقايسه»، اين ميزان به 1/24 درصد ميرسد. مؤلفههاي «احساس محروميت و حقارت» و «نياز مادي»، «اندوه مقايسه»، و «نياز به تأييد اجتماعي» با هم توانايي تبيين 5/25 درصد از ورايانس تغييرات روانآزردگي را به صورت معنادار دارند که با اضافه شدن مؤلفه علاقه به سلب نعمت از ديگران، اين ميزان به 3/26 ميرسد. در مجموع مؤلفههاي «احساس محروميت و حقارت»، «نياز مادي»، «اندوه مقايسه»، «نياز به تأييد اجتماعي»، علاقه به سلب نعمت از ديگران و «مهارگسيختگي مادي» با هم توانايي تبيين 1/27 درصد از ورايانس تغييرات روانآزردگي را به صورت معنادار دارد. بنابراين، با توجه به اين نتايج، از ميان ابعاد مذکور، مؤلفه «احساس محروميت و حقارت» سهم بيشتري نسبت به ديگر مؤلفهها در پيشبيني روانآزردگي دارد.
ضرايب رگرسيون متغيّرهاي پيشبين نيز نشان ميدهد که احساس محروميت و حقارت (436/0= β) با توجه به آمارة t ميتواند تغييرات مربوط به روانآزردگي را با اطمينان 99 درصد پيشبيني کند. همچنين در الگوي دوم، با اضافه شدن متغير «نياز مادي» با توجه به آمارة t دو متغير «محروميت و نياز مادي» (214/0= β)، و «احساس محروميت و حقارت» (344/0= β) با هم ميتوانند تغييرات مربوط به روانآزردگي را با اطمينان 99 درصد پيشبيني کنند. در الگوي سوم، با اضافه شدن متغير «اندوه مقايسه» با توجه به آمارة t سه متغير «اندوه مقايسه» (154/0= β)، «احساس محروميت و حقارت» (278/0= β)، و «نياز مادي» (165/0= β) با هم ميتوانند تغييرات مربوط به روانآزردگي را با اطمينان 95 درصد پيشبيني کنند. در الگوي چهارم، با اضافه شدن متغير «نياز به تأييد اجتماعي» با توجه به آمارة t چهار متغير «نياز به تأييد اجتماعي» (123/0= β)، «اندوه مقايسه» (151/0= β)، «احساس محروميت و حقارت» (247/0= β)، و «نياز مادي» (148/0= β) با هم ميتوانند تغييرات مربوط به روانآزردگي را با اطمينان 95 درصد پيشبيني کنند. در الگوي پنجم، با اضافه شدن متغير علاقه به سلب نعمت از ديگران، با توجه به آمارة t، پنج متغير علاقه به «سلب نعمت از ديگران» (117/0-= β)، «نياز به تأييد اجتماعي» (121/0= β)، «اندوه مقايسه» (199/0= β)، «احساس محروميت و حقارت» (280/0= β)، و «نياز مادي» (147/0= β) با هم ميتوانند تغييرات مربوط به روانآزردگي را با اطمينان 95 درصد پيشبيني کنند. در الگوي ششم، با اضافه شدن متغير «مهارگسيختگي مادي»، با توجه به آمارة t، شش متغير «مهارگسيختگي مادي» (106/0-= β)، علاقه به «سلب نعمت از ديگران» (145/0-= β)، «نياز به تأييد اجتماعي» (119/0= β)، «اندوه مقايسه» (204/0= β)، «احساس محروميت و حقارت» (276/0= β)، و «نياز مادي» (100/0= β)، با هم ميتوانند تغييرات مربوط به روانآزردگي را با اطمينان 95 درصد پيشبيني کنند.
نتيجهگيري
هدف از پژوهش حاضر بررسي نقش صفات اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسد» در پيشبيني ويژگي شخصيتي «روانآزردگي» بود. همانگونه که نتايج رگرسيون نشان داد، از ميان ابعاد صفات اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسادت»، مؤلفههاي «احساس محروميت و حقارت»، «محروميت و نياز مادي»، «اندوه مقايسه»، «نياز به تأييد اجتماعي»، علاقه به «سلب نعمت از ديگران»، و مهارگسيختگي مادي توان پيشبيني روانآزردگي را دارند. بنابراين، فرضية پژوهش در خصوص وجود رابطة معنادار ميان هر سه صفت اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسد» با روانآزردگي و توان پيشبيني بخش معناداري از واريانس آن تأييد شد. هرچند مطالعة همسو يا ناهمسوي مستقيم روانشناختي در اين خصوص يافت نشد، اما اين يافتهها همسو با برخي نصوص اسلامي است (مانند تميميآمدي، 1366، ص128؛ ابنابي الحديد، 1404ق، ج 20، ص336؛ مجلسي، 1404ق، ج 70، ص217).
در تبيين نقش صفات اخلاقي «کبر»، «حرص» و «حسادت» در پيشبيني روانآزردگي، ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه آموزههاي اسلامي زمينة اصلي کبر، حرص و حسد را آسيبهاي شخصيتي ميداند که فرد در گذشته گرفتار آن شده است؛ يعني حقارت، نقص و شرمي که فرد در درون خود احساس ميکند (كليني، 1407ق، ج 2، ص289) و به لحاظ ارزشي، خود را ارزشمند و دوست داشتني نمييابد. به نظر ميرسد چنين برداشتي از خود، با اضطراب و خشم نيز همراه خواهد بود و سبب ميگردد فرد با سازوكارهاي شناختي، هيجاني و رفتاري درصدد جبران برآيد و با روي آوردن به عالم خيال و توهم و تخيل کمالات مستقل (تحريري، 1390، ص355) و ايجاد شناختهاي غلط از خود مبني بر استحقاق، بزرگمنشي و برتري خود بر ديگران (كليني، 1407ق، ج 8، ص437) و بروز رفتارهاي بيمارگونه در رابطه با عدم حقارت خود و تحقير ديگران، به جبران نوروتيک ضعف، نقص و کمبودهاي روانشناختي خود اقدام كند تا بهطور موقت از ميزان اضطراب و خشم خود بکاهد. فقدان پايگاه مطمئن دروني براي ايجاد خودپندارة مثبت و هويت منسجم، متکبّر و حسود را نيازمند بيرون از خود، محيط و روابط اجتماعي ميکند. چنين افرادي نيازمند تأييد ديگران هستند و در برابر انتقاد و حتي نصيحت، واکنش منفي نشان ميدهند. شايد نپذيرفتن ديدگاه و شخصيت ديگران از سوي افراد متکبر، مقابلهاي ناهشيارانه براي سرکوب يا مخفيکردن همين نياز به ديگران باشد. بنابراين، احساس ضعف و حقارت دروني زمينهساز عدم تعادل رواني و روانآزردگي در افراد متکبر و حسود ميشود.
در تبيين يافتههاي مربوط به رابطة ميان کبر، حرص و روانآزردگي، ميتوان گفت: افراد روانآزرده داراي ويژگيهاي اضطراب، خصومت، زودرنجي و غيرقابلپيشبيني بودن هستند (حقيقي و سماواتيان، 1390) همانگونه كه اشاره شد، بازخوردهاي افرد متکبر، حريص و حسود نشان ميدهد که اين افراد به لحاظ هيجاني، دچار آسيبهايي در گذشته بودهاند (كليني، 1407ق، ج 2، ص289) و چون هيجان مخرب در سازگاري فرد و محيط تأثير دارد، افراد روانآزرده احتمال بيشتري دارد که داراي باورهاي غيرمنطقي باشند، قدرت کمتري در کنترل تکانهها داشته باشند و ميزان سازش ضعيفتري با ديگران و شرايط استرسزا نشان دهند (فتحيآشتياني و داستاني، 1389، ص40).
از سوي ديگر، اين احتمال وجود دارد كه متکبر باورهاي غلطي مبني بر توانمندي و جايگاه اجتماعي خود دارد و همين موضوع ميتواند زمينة ناسازگاري با ديگران را در افراد متکبر به وجود آورد و به دليل حقارتي که متکبر و حسود در درون خود احساس ميکنند و برتري که در ديگران نسبت به خود مييابند، مدام خشم و خصومت را نسبت به ديگران تجربه ميکند و معمولاً آن را در قالب تحقير ديگران بروز ميدهند.
حريص نيز باورهاي غلطي دارد مبني بر ترس از فقر، بدبيني، نااميدي نسبت به خداوند، آرزوهاي دور و دراز، نارضايتي از وضع موجود و حساب و کتاب، كه آرامش اين را درپي نخواهد داشت. شايد بتوان گفت: حريص داراي يک خلأ است که به احساس امنيت دروني او برميگردد ازاينرو، با داشتن بيشتر، ميخواهد اين احساس کمبود را از بين ببرد و جبران کند، و حال آنکه احساس امنيت يک احساس دروني است و با عوامل بيروني برطرف و جبران نخواهد شد. بنابراين، روانآزردگي و تکبر و حرص، با اضطراب، خشم، خصومت، باورهاي غيرمنطقي، کاهش کنترل تکانه و کاهش ميزان سازش با ديگران همراه است.
در تبيين ديگري براي يافتههاي مربوط به رابطة مثبت ميان حسادت و روانآزردگي، ميتوان گفت: حسود باورهاي اشتباهي در ارتباط با خداوند، خود، ديگران و ماهيت دنيا (کليني، 1407ق، ج 2، ص289؛ اعراف: 12؛ فتال نيشابوري، 1375ق، ص448؛ اعراف: 63) دارد. علاوه بر اين، حسادت با ويژگيهايي مانند دشتن طمع به نعمت ديگران (نساء: 54)، آرزوي سقوط معنوي رقيب (بقره: 109)، حرص به داشتههاي ديگران (نساء: 32)، سرزنش، بخل، پرخاشگري، تحقير و دورويي همراه است و افراد حسود داراي روابط اجتماعي ناسالم و علاقه به سلب نعمتهاي ديگران هستند (فتحيآشتياني و داستاني، 1389، ص42). ازاينرو، همين ويژگيها ميتواند زمينه کاهش کنترل هيجانات منفي مانند اندوه، حسرت، خشم و اضطراب در فرد حسود باشد و زمينة ناسازگاري با ديگران را در او بهوجود آورد که معمولاً آن را در قالب سرزنش، بخل، كوتاهي در ستودن، ضربه به نزديكان، تحقير، و دورويي با ديگران بروز ميدهد. افراد حسود به سبب آنكه انرژي رواني خود را متمرکز بر درون و احساس نقص، نياز و حقارت خود ميکنند و بيشتر درصدد جبران هستند، لذا هيجانات منفي بيشتري را تجربه ميکنند (حقيقي و سماواتيان، 1390). بنابراين، بيشتر در معرض اندوه، افسردگي، احساس تأسف (ابنابي الحديد، 1404ق، ج 20، ص336)، حسرت، بيحوصلگي، بيماري رواني (تميميآمدي، 1366، ص128) و نارضايتي از زندگي (ابنشعبه حراني، 1404ق، ص437) و به يک معنا، دچار روانآزردگي خواهند شد.
- نهجالبلاغه، 1378، ترجمة محمد ميردشتي، تهران، كاشف.
- ابنابي الحديد، عبدالحميدبن هبهالله، 1404ق، شرح نهجالبلاغه، محمد ابوالفضل ابراهيم، قم، کتابخانه آيتالله مرعشي نجفي.
- ابنبابويه، محمدبنعلي، 1361، معانى الاخبار، قم، علياكبر غفارى.
- ـــــ ، 1362، كتاب الخصال، قم، علياكبر غفارى.
- ـــــ ، 1363، عيون اخبارالرضا، قم، چاپ مهدى لاجوردى.
- ـــــ ، 1368، عيون اخبارالرضا، قم، چاپ مهدى لاجوردى.
- ابنشعبه حراني، حسنبن علي، 1404ق، تحفالعقول، محقق علياکبر غفاري، قم، جامعه مدرسين.
- اسميت، ادوارد و همكاران، 2003، زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمة نصرتالله پورافکاري، تهران، آيندهسازان.
- انجمن روانپزشكي آمريكا، 1994، متن تجديدنظرشده راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني، ترجمة محمدرضا نيكخو و هاماياك آواديسيانس، تهران، سخن.
- بحرانى، سيدهاشم، 1416ق، البرهان فى تفسير القرآن، تحقيق قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة، تهران، بنياد بعثت.
- تحريري، محمدباقر، 1390، عروج عقل شرح حديث عقل و جهل، تهران، علمي و فرهنگي.
- تميمى آمدى، عبدالواحد، 1366، غررالحكم و دررالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامى.
- حداد عادل، غلامعلي، 1388، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنياد دايرةالمعارف اسلامي.
- حقاني زنجاني، حسين، 1361، «انگيزههاي حرص»، درسهايي از مکتب اسلام، ش 264، ص31–35.
- حقيقي، عاليه و حسين سماواتيان، 1390، «رابطه ويژگيهاي شخصيتي همکاران و زيردستان با نحوه ارزيابي آنان از عملکرد سرپرستان و مديران»، دانش و پژوهش در روانشناسي کاربردي، سال دوازدهم، ش 4 و 46، ص81-90.
- ديلمي، حسنابن احمد، 1412ق، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم، شريف رضي.
- شهيد ثاني، زينالدين بن علي، 1390ق، کشف الريبه، بيجا، دارالمرتضوي للنشر.
- طبرانى، سليمانبن احمد، 1404ق، المعجم الكبير، بيروت، چاپ حمدى عبدالمجيد سلفى.
- غزالي، محمدبن محمد، ۱۳۶۸، احياء علوم الدين، تهران، حسين خديوجم.
- فتال نيشابوري، محمدابن احمد، 1375ق، روضه الواعظين و بصيره المتعظين، قم، شريف رضي.
- فتحي آشتياني، علي و محبوبه داستاني، 1389، آزمونهاي روانشناختي، ارزشيابي شخصيت و سلامت روان، چ چهارم، تهران، بعثت.
- قمي، شيخ عباس، 1416ق، سفينةالبحار و مدينه الحکم و الآثار، تهران، اسوه.
- کريمي، يوسف، 1385، روانشناسي اجتماعي، چ هفدهم، تهران، ارسباران.
- کليني، محمدبن يعقوب، 1365، کافي، چ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلاميه.
- كراجكى، محمدبن على، 1410ق، كنزالفوائد، محقق عبدالله نعمة، قم، دارالذخائر.
- گروسي فرشي، ميرتقي، 1377، هنجاريابي آزمون جديد شخصيتي نئو و بررسي تحليل ويژگيها و ساختار عاملي آن در بين دانشجويان دانشگاههاي ايران، رساله دکتري روانشناسي، تهران، دانشگاه تربيت مدرس.
- مجلسي، محمدباقر، 1404ق، بحارالانوار، بيروت، الوفاء.
- مكارم شيرازي، ناصر، 1378، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام عليبنابيطالب.
- نراقي، احمد، 1377، معراجالسعاده، تهران، دهقان.
- نراقي، مهدي، ۱۳۸۷، جامعالسعادات، نجف، محمد کلانتر.
- نورى طبرسي، ميرزاحسين، 1408ق، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آلالبيت.
- وليزاده، ابوالقاسم و مسعود آذربايجاني، 1389، «آزمون اوليه سنجش حسادت با تكيه بر منابع اسلامي»، روانشناسي و دين، سال سوم، ش 2، ص45-60.
- هراتيان، عباسعلي و محمدرضا احمدي، بيتا، بررسي ساختار عاملي و ويژگيهاي روانسنجي مقياس اسلامي حسادت؛ فرم تجديدنظرشده (ISE-R).
- هراتيان، عباسعلي و همكاران، 1392، «ساخت و اعتباريابي مقياس اسلامي تكبر- تواضع»، روانشناسي و دين، سال ششم، ش 24، ص5-22.
- ـــــ ، 1393، «ساخت و اعتباريابي مقياس اسلامي حرص- قناعت»، روانشناسي و دين، سال هفتم، ش 28، ص5-22.
- پايگاه دايرةالمعاف استنفورد (Plato.stanford.edu).
- Ashton, M. C, & Lee, K, 2005, Honesty-humility, the Big Five, and the five- factor model, Journal of Personality, v. 73 (5), p. 1321-1354.
- Clarke, S, & Robertson, I.T, 2005, A meta-analytic review of the big five personality factors and accident involvement in occupational and non-occupational settings, Journal of Occupational and Organisational Psychology, v. 78, p. 355–376.
- Donnelan MB, & et al, 2004, The big five and enduring marriages, Journal of Research in Personality, v. 38, p. 481-504.
- Francis, L. J, & et al, 1995, Personality and religion among undergraduate students in the United Kingdom, United States, Australia and Canada, Journal of Psychology and Christianity, v. 14, p. 250–262.
- Hansen, C.P, 1988, Personality characteristics of the accident involved employee, Journal of Business and Psychology, v. 2, p. 346-365.
- Haslam, N, 2007, An introduction to personality, New York: SAGE Publications.
- Lewis C. A, & Maltby, J, 1995, Religiosity and personality among U.S. adults, Personality and Individual Differencesm, v. 18, p. 293–295.
- Maltby, J, 1999, Religious orientation and Eysenck’s personality dimensions: The use of the amended religious orientation scale to examine the relationship between religiosity, psychoticism, neuroticism and extraversion, Personality and Individual Differences, v. 26, p. 79–84.
- Mark, E. B, & Davina, J. F, 2010, Neuroticism, stress, and coping in the context of an anagram-solving task, Journal of Personality and Individual Difference, p. 49 (5), p. 380-385.
- McCrae R. R, & Costa J. r P.T, 1989, A five-factor theory of personality. In: Handbook of personality: Theory and research. LA Pervin and OP John, New York: Guilford Press, p.139–53.
- Milfont, T.L, & Gouveia, V. V, 2009, A Capital Sin: Dispositional Envy and its Relations to Wellbeing, Interamerican Journal of Psychology, v. 43 (3), p. 547-551.
- Schoeck, H, 1969, Envey: A theory of social behavior, New York: Harcourt, Brace and World, Inc.
- Smith DL, 1996, Private prayer, pubic worship and personality among 11–15- year-old adolescents, Personality and Individual Differences, v. 21, p. 1063–1065.
- Smith, R.H, & et al, 1994, Dispositional envy, Personality and Social Psychology Bulletin, v. 25(8), p. 1007-1020.
- Smith, R.H, & Kim, S.H, 2007, Comprehending envy, Psychological Bulletin, v. 133, p. 46-64.
- Terracciano, A, & et al, 2008, Five-factor model personality profiles of drug users, Retrieved January_ 27, 2012, from_www (biomedcentral.com.)
- Tesser, A, 1991, Emotion in social comparison and reflection processes, In J.M. Suls and T.A. Wills (Eds.), Social comparison: Contemporary theory and research (pp. 115–145). Hillsdale, NJ: Erlbaum.
- Zlatan Krizan, Z, & Johar, O, 2012, Envy Divides the Two Faces of Narcissism, Journal of Personality. doi: 10.1111/j.1467-6494.2012.00767.x