مقایسهی احساس تنهایی و احساس معنا در زندگی سالمندان با سطوح نگرش مذهبی متفاوت
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
امروزه سالمندي به يك پديدة مهم جهاني تبديل شده است؛ زيرا به سبب افزايش اميد به زندگي و مسائل بهداشتي، طبق آمار سازمان بهداشت جهاني، جمعيت اين گروه افزايش يافته است. بر اساس برآوردهاي انجامشده، سالانه حدود 5/2 درصد بهطور متوسط به تعداد افراد 65 ساله و بيشتر افزوده ميشود؛ اما بهرغم رشد جمعيت سالمندان هنوز دربارة نيازهاي ايشان تمركز كافي نشده است. بنابراين، تأمين بهداشت رواني و جسماني سالمندان بهعنوان يك گروه آسيبپذير جامعه، توجه ويژهاي را ميطلبد (همتي علمدارلو و همكاران، 1387).
احساس تنهايي، انزوا و نااميدي، از مهمترين و شايعترين شكايات سالمندان هستند
(Shearer & Davidhizar, 1999, p. 13). اين مشكلات و فقدانهاي سالمندي و نزديك شدن به واقعيت مرگ، ممكن است آنها را به بيمعنايي در زندگي هم سوق دهد. در پژوهشي كه بر روي سالمندان
در كشور فنلاند صورت گرفت، مهمترين علل احساس تنهايي، شامل بيماري 81 درصد، مرگ همسر 71 درصد، و فقدان دوست 67 درصد ميباشد. با اين حال، فقدان معنا در زندگي يكي از رايجترين دلايل در ميان افرادي بود كه اغلب يا هميشه، احساس تنهايي ميكردند (Saviko et al, 2005, p. 228). احساس تنهايي، مجموعهاي پيچيده از احساسها و شناختها، پريشانيها و تجربه هيجانهاي
منفي است كه از كمبودهاي ادراكشدة فردي در روابط خصوصي و اجتماعي ناشي ميشود
(Wiseman et al., 2006, p. 243). احساس تنهايي،بهعنوان مشكلي رايج و تجربهاي منفي براي افراد مسن در جوامع علمي و پژوهشهاي مربوط به تندرستي گزارش شده است. شواهد نشان ميدهد، احساس تنهايي پديدهاي گسترده و فراگير است و 25 تا 50 درصد كل جمعيت بالاي 65 سال را بر حسب سن و جنس تحت تأثير قرار ميدهد و سالمندان، در معرض خطر بالاتري از احساس تنهايي هستند (Vlaming et al., 2010, p. 556). در پژوهشي كه بر روي سالمندان ايران انجام شد، مشخص گرديد كه 7/44 % سالمندان (شريفي، 1381، ص 81)، و در تحقيقي كه تك (Theeke, 2010, p. 99-103) انجام داد، 17 درصد سالمندان مورد پژوهش، احساس تنهايي را گزارش كردهاند.
پژوهشگران معتقدند عوامل بسياري، از جمله افسردگي، اضطراب، وضعيت سلامت رواني، افكار خودكشي، حمايت كم خانواده، درآمد پايين، عملكرد جسميضعيف و بيماري، با احساس تنهايي در ارتباطاند. (Tsai, 2010, p. 949) بنابراين، همانگونه كه يافتههاي پژوهشي نشان ميدهد، احساس تنهايي يك عامل سببشناختي در سلامت و بهزيستي است و پيامدهاي آني و درازمدت جدي در بهداشت رواني دارد و اگر سالمندي احساس تنهايي نداشته باشد، عملكرد جسماني و رواني بهتري خواهد داشت (Vlaming, 2010, p. 557). از سويي، بر اثر تحليل رفتن قواي جسماني و ذهني سالمندان، تنوع و كثرت مسائل در سالخوردگي، امري كاملاً طبيعي به نظر ميرسد. ازاينرو، شايد هيچ دورهاي از زندگي مانند سالمندي، پرمسئله و نگرانكننده نباشد. به همين دليل، سالمندان براي سالم زيستن، به سازگاري فراواني نياز دارند (مباشري و معزي، 1389). در اين شرايط، لزوم توجه به منابع دروني و روانشناختي جهت مقابله با شرايط سالمندي، بهوضوح احساس ميشود.
در بين شيوههاي مقابلهاي سالمندان، مذهب نقش مهم و اساسي را ميتواند ايفا كند؛ چراكه مذهب ميتواند داراي ارزش مثبتي در پر كردن فضاي خالي زندگي، حمايت اجتماعي از سالمندان، مواجهه با استرس و سازگاري مناسب براي موقعيت و معنادهي زندگي و مرگ داشته باشد (McIntosh et al., 2010, p. 37). احساس تعلق مذهبي، انجام مناسك و اعمال مذهبي، و حضور در گروههاي مذهبي، انرژي، آرامش دروني و احساس تعلق بيكران را براي سالمندان فراهم ميآورد (Rokach et al., 2003, p. 271). جيانبين و مهتا (Jianbin, Mehta, 2003, p. 485- 502) معتقدند كه مذهب ميتواند در فرايندهاي پير شدن، از جمله فرايندهاي فيزيكي، اجتماعي و وجودي، نقش مكمل را بازي كند و سازگاري با فرايند پيري را تسهيل بخشيد. همچنين نگرشهاي مذهبي به افراد كمك ميكند تا زندگي تحملپذيرتري داشته باشند و خودارزشي آنها را ميافزايد (اميري، 1384، ص 161). به نظر ميرسد كه مذهب، منبع مهم و واحدي براي افراد در مقابله با استرسهاي سالهاي آخر زندگي باشد. پژوهشها نشان دادهاند كه نگرشهاي مذهبي با احساس تنهايي ارتباط دارند و ميتوانند بر كاهش احساس تنهايي مؤثر باشند (Carone & Barone, 2001, p. 1001). براي مثال، مكاينيس و وايت (McInnis, White, 2001, p. 128- 139) در پژوهشي كه انجام دادند، بيان كردند كه سالمندان از ارتباط با خدا و عبادت، بهمثابه يك شيوة رويارويي با احساس تنهايي استفاده ميكنند. همينطور تحقيقات نشان داده است كه بين نگرش مذهبي با عوامل مرتبط با احساس تنهايي، از جمله بهزيستي و سلامت رواني، اضطراب و افسردگي، ارتباط وجود دارد (et al, 2011, p. 53 Zeng). از سويي مذهب بهعنوان منبع مركزي معنا در زندگي، براي افراد اعتقادات، انتظارات و اهداف كليدي را فراهم ميآورد و زندگي آنان را درون يك زمينة وسيع قرار ميدهد. پژوهشها نشاندهندة رابطة بين مذهب و احساس معنا در زندگي ميباشند و اينكه مذهب و نگرش مذهبي، به نوعي احساس معنادار بودن در زندگي ميانجامد (Levin, 2010, p. 103).
سالمندان سرمايهاي براي ديگر افراد خانواده، اجتماع و اقتصاد به شمار ميآيند. سرمايهگذاري در امر بهداشت آنها، فوايدي را براي هر جامعهاي دربر خواهد داشت. به همين دليل به نظر ميرسد بررسي و مطالعة بيشتر در اين مقوله، جهت ارائة راهكارهاي مناسب بهمنظور تطابق با سالمندي و مشكلات ناشي از آن، امري ضروري باشد. با توجه به آنچه دربارة مشكلات سالمندان و نيازهاي آنها گفته شد، از چالشهاي مهم فراروي سالمندان در دنياي امروز، احساس تنهايي و فقدان معنا در زندگي است. بنابراين، بسيار مهم است كه پيشبينيكنندهها، همبستهها، متغيرها و عوامل مؤثر بر احساس تنهايي و معنا در زندگي سالمندان، شناسايي، اندازهگيري و كنترل شوند تا در نتيجه به كاهش احساس تنهايي و افزايش معنا در زندگي سالمندان كمك شود و بر احساس مثبت آنها از زندگي افزوده شود. تاكنون پژوهشهايي دربارة احساس تنهايي در سالمندان صورت گرفته است؛ اما پژوهشي كه نقش نگرش مذهبي را در سالمندان از نظر احساس تنهايي و همينطور احساس معنا در ايران بررسي كند، گزارش نشده است. بنابراين، پژوهش حاضر سعي دارد به اين پرسش اساسي پاسخ دهد كه آيا بين سطوح متفاوت نگرش مذهبي سالمندان، از لحاظ احساس تنهايي و احساس معنا در زندگي تفاوت معناداري وجود دارد؟
روش تحقيق
پژوهش حاضر از نوع مقايسهاي، و جامعة مورد پژوهش شامل همة سالمندان شهرستان اروميه بود. براي انجام پژوهش كل شهرستان اروميه به چهار ناحيه تقسيم شد و با استفاده از روش نمونهگيري طبقهاي، از هر ناحيه تعداد هفتاد خانه كه داراي سالمند بودند، انتخاب شد و پرسشنامهها در اختيار آنها قرار گرفت. به دليل اينكه از سالمندان هر چهار ناحية شهر اروميه، هفتاد سالمند بهعنوان نمونة مورد پژوهش انتخاب شدهاند، نامگذاري اين روش طبقهاي بوده است. بهعبارت ديگر، واحد نمونه فرد سالمند بوده است، نه گروه. همچنين نمونهها بهنسبت مساوي از هر ناحيه يا طبقه انتخاب شدند. البته لازم به ذكر است كه همة سالمندان تمايل به همكاري نداشتند؛ بنابراين، تعداد شركتكنندگان كمتر شد، همچنين بسياري از پرسشنامهها هم بعد از جمعآوري، به دليل اينكه كامل به همة پرسشها پاسخ داده نشده بود، حذف شدند. بنابراين تعداد نمونه از 280 نفر كاهش يافت و 221 پرسشنامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. بنابراين، تعداد افراد نمونه در پژوهش حاضر 221 نفر از سالمندان بالاي 60 سال (81 زن و 140 مرد) است. سالمنداني كه خود قادر به خواندن پرسشها بودند، پرسشنامهها را خودشان تكميل كردند؛ اما در خصوص سالمنداني كه سواد خواندن نداشتند، پرسشنامهها در اختيار يكي از اعضاي خانوادهشان قرار داده شد و توضيحات لازم دربارة نحوة پر كردن پرسشنامه به آنها ارائه شد. در اين پژوهش، بيشترين درصد آزمودنيها كه شامل 3/46 درصد ميباشد، در سطح نگرش مذهبي متوسط، 6/17 درصد در سطح نگرش مذهبي ضعيف، و 1/18 درصد در سطح نگرش مذهبي قوي قرار داشتند و زنان از ميانگين نگرش مذهبي بالاتري (01/166) نسبتبه مردان (24/163) برخوردار بودند.
ابزار: در اين پژوهش از سه ابزار استفاده شد:
الف) پرسشنامة نگرش مذهبي: اين پرسشنامه توسط خداياري فرد و همكاران ساخته شده است و داراي چهل پرسش و شامل شش بُعد عبادت، اخلاقيات و ارزشها، اثرگذاري در رفتار و زندگي، عوامل اجتماعي، جهانبيني و باورها، و علم و دين ميباشد. اين پرسشنامه بر اساس مقياس ليكرت و به صورت پنج گزينهاي در طيف كاملا ًموافقم تا كاملا ًمخالفم تنظيم و نمرهگذاري شده است. نحوة نمرهگذاري بدين صورت است كه براي هر پرسش بر روي پيوستار، نمرهاي بين 1 تا 5 تعلق ميگيرد؛ يعني به كاملا ًموافقم نمرة 5 و به كاملاً مخالفم نمرة 1 تعلق ميگيرد كه البته در برخي پرسشها نمرهگذاري برعكس انجام ميشود. بنابراين، كمترين نمره 40، بيشترين نمره 200 و ميانگين آن 120 ميباشد. نمرات 188 و بالاتر، حد بالاي نمره را نشان ميدهند. 140 تا 188 حد متوسط، و 140 به پايين حد ضعيف را نشان ميدهند. ضريب پايايي پرسشنامه، با روش تنصيف و با استفاده از روش فرمول اسپيرمن، برابر 93/0، و به روش گاتمن برابر 92/0 گزارش شده است. ضريب آلفاي آن نيز 95/0 به دست آمده است (خداياري فرد و همكاران، 1379). ضريب پايايي پرسشنامة نگرش مذهبي در پژوهش حاضر، با استفاده از فرمول آلفاي كرونباخ 97/0 به دست آمده است.
ب) پرسشنامة معنابخش بودن زندگي: اين پرسشنامه توسط صالحي با استخراج از نظريات فرانكل كه مبين وجود معنا در زندگي ميباشد، تنظيم و ساخته شده است. اين آزمون شامل پنجاه پرسش در ارتباط با وجود معنا در زندگي ميباشد. هر پرسش هفت ارزش به خود ميگيرد؛ ارزش 1 نشانگر عدم توافق كامل با پرسش موردنظر ميباشد و بهترتيب هرچه ميزان توافق بيشتر باشد، ارزشهاي بيشتري مورد انتخاب قرار ميگيرد و ارزش 7، در نهايت نمايانگر توافق كامل با متن مورد پرسش است. دامنة سني براي اجراي اين پرسشنامه از نوجواني تا سالمندي است. جهت بررسي اعتبار پرسشنامه، از روش اعتبار صوري استفاده شده است. ضريب پايايي آن نيز با استفاده از فرمول آلفاي كرونباخ، 91/0 به دست آمده است (جمالي، 1382، ص 141). ضريب پايايي پرسشنامة معنا در زندگي در پژوهش حاضر، با استفاده از فرمول آلفاي كرونباخ، 89/0 به دست آمده است.
ج) پرسشنامة تنهايي راسل: مقياس تنهايي UCLA (Russell, 1966) داراي بيست پرسش است كه خواننده بايد به هريك از پرسشها روي مقياس ليكرت چهار درجهاي شامل «هرگز» (نمرة 1)، «بهندرت» (نمرة 2)، «گاهي» (نمرة 3)، و «اغلب» (نمرة 4) پاسخ بدهد. دامنة نمرات اين آزمون، از 20 تا 80 است. مقياس تنهايي UCLA نخستين بار توسط راسل و فرگوسن تدوين شد كه بعد از سه بار ويرايش، نسخة نهايي اين مقياس در چهار گروه دانشجويان، پرستاران، معلمان و افراد مسن، و به شيوههاي مختلفي از قبيل خودگزارشدهي و مصاحبه اجرا شده و دامنة آلفا از 89/0 تا 94/0 به دست آمده است. در افراد مسن، يك سال بعد باز آزمون انجام شده است و همبستگي آزمون ـ بازآزمون 73/0 به دست آمده است كه رضايتبخش ميباشد. داورپناه (نقل از: قاسمزاده، 1385، ص 140) اين مقياس را به فارسي ترجمه كرد. وي در كار خود به آلفاي كرونباخ 78/0 براي اين مقياس دست يافت. در ضمن، از تحليل عاملي مقياس، چهار عامل انزوا، اجتماعي بودن، نداشتن فردي صميمي و نداشتن احساس تنهايي را به دست آورد كه بر روي هم، 2/44% واريانس نمرة تنهايي را تبيين ميكردند. ضريب پايايي پرسشنامة احساس تنهايي در پژوهش حاضر، با استفاده از فرمول آلفاي كرونباخ، 74% به دست آمده است.
يافتهها پژوهش
سالمندان شركتكننده در اين پژوهش، 9/91 درصد متأهل، 1/4 درصد مجرد، و بقيه مطلقه و همسرازدستداده بودند. همچنين 4/63 درصد در سطح تحصيلي ديپلم و پايينتر، و 6/36 درصد در سطح تحصيلات فوقديپلم و بالاتر بودند. 2/45 درصد يك يا دو فرزند؛ و 4/48 درصد سه فرزند داشتند و 4/6 درصد شركتكنندگان فرزندي نداشتند.
ويژگيهاي توصيفي (ميانگين، انحراف استاندارد و كمترين و بيشترين نمره) متغيرهاي پژوهش در جدول شمارة 1 ارائه شده است.
جدول 1: ويژگيهاي توصيفي مربوط به نگرش مذهبي، احساس معنا در زندگي و احساس تنهايي
متغير ميانگين انحراف معيار بيشترين كمترين
نگرش مذهبي
احساس تنهايي
احساس معنا 25/164
05/40
53/295 274/24
155/9
837/31 200
68
323 80
22
167
همانگونه كه جدول شمارة 1 نشان ميدهد، ميانگين آزمودنيها در پرسشنامة نگرش مذهبي 25/164 ميباشد كه نشان ميدهد سطح نگرش مذهبي اعضاي نمونة مورد پژوهش، در حد متوسط قرار دارد. پرسشنامة احساس تنهايي ميانگين نمرات 05/40، و در پرسشنامة احساس معنابخش بودن زندگي ميانگين نمرات 53/295 است.
جدول 2: خلاصة نتايج تحليل واريانس چند متغيري MANOVA
اثر ارزش F Df خطايdf سطح معناداري
سطوح نگرش مذهبي اثر پيلايي
لامبادا
هوتلينگ تريس 189/0
815/0
222/0 551/7
753/7
953/7 6
6
6 434
432
430 0001/0
0001/0
0001/0
بر اساس تحليل واريانس چندمتغيري (189/0= Wilks Lambda و 551/7 = F در سطح معناداري 05/0 P< ) بين سطوح مختلف نگرش مذهبي (ضعيف، متوسط و قوي)، در متغيرهاي احساس تنهايي و احساس معنا در زندگي سالمندان تفاوت معنادار وجود دارد.
جهت بررسي تفاوت معنادار هريك از مؤلفههاي احساس تنهايي و احساس معنا در زندگي در سطوح مختلف نگرش مذهبي (ضعيف، متوسط و قوي)، از تحليل واريانس يكراهه (يكعاملي) در متن MANOVA استفاده شد.
جدول 3: نتايج حاصل از تحليل واريانس يكراهه در متن MANOVA
متغير وابسته مجموع مجذورات ميانگين مجذورات F سطح معناداري
احساس معنا در زندگي 34419.093 17209.546 895/19 0001/0
احساس تنهايي 1158.952 579.476 311/7 0001/0
همانگونه كه جدول شمارة 3 نشان ميدهد، بين سطوح مختلف نگرش مذهبي، از لحاظ احساس معنا در زندگي (895/19 = F در سطح معناداري 05/0 P< ) و احساس تنهايي(311/7 = F در سطح معناداري 05/0 P< ) تفاوت معنادار وجود دارد.
براي مقايسة زوجي ميانگينهاي نمرههاي احساس معناداري در زندگي و احساس تنهايي سالمندان در سطوح مختلف نگرش مذهبي، از آزمون پيگيري شفه استفاده شده است كه نتايج آن در جدول شمارة 4 ارائه شده است.
جدول شمارة 4: نتايج آزمون پيگيري شفه مربوط به تفاوت ميانگين نمرههاي احساس تنهايي
و احساس معنا در زندگي سالمندان درسطوح مختلف نگرش مذهبي
سطح معناداري اختلاف ميانگين سطوح نگرش مذهبي متغيرها
0001/0 51/7-* قو ي- ضعيف احساس تنهايي
015/0 66/4-* قوي - متوسط
212/0 84/2- متوسط - ضعيف
0001/0 73/41 * قو ي- ضعيف احساس معنا در زندگي
0001/0 77/19* قوي - متوسط
0001/0 96/21* متوسط - ضعيف
* تفاوت ميانگينها در سطح 05/0 P<معنادار است.
همانگونه كه جدول شمارة 4 نشان ميدهد، سالمنداني كه در سطح نگرش مذهبي قوي قرار دارند، به گونهاي معنادار كمتر از سالمنداني كه از نظر مذهبي متوسط يا ضعيفاند، احساس تنهايي دارند؛ ولي سالمنداني كه در سطح مذهبي متوسط و ضعيف قرار دارند، از لحاظ احساس تنهايي با يكديگر تفاوت معناداري ندارند. همچنين بين هر سه سطح نگرش مذهبي، از لحاظ احساس معنا در زندگي تفاوت معنادار وجود دارد. بهعبارت ديگر، احساس معنا در زندگي در سالمنداني كه از نظر مذهبي قوياند، بهگونهاي معنادار از سالمنداني كه از لحاظ مذهبي متوسط و ضعيف بودند، بيشتر است. همچنين اين احساس در سالمنداني كه از لحاظ مذهبي متوسط بودند، بهطور معنادار بيشتر از سالمنداني است كه نگرش مذهبي آنها ضعيف است.
بحث و نتيجهگيري
نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد سالمنداني كه در سطح قوي نگرش مذهبي قرار دارند، احساس معنا در زندگي آنها نيز، بهطور معناداري بيشتر است. به عبارتي، احساس معنا در زندگي، فقط با سطوح نگرش مذهبي قوي ارتباط معنادار دارد. همچنين، سالمنداني كه در سطح نگرش مذهبي قوي قرار دارند، كمتر سالمندانِ در سطوح نگرش مذهبي ضعيف و متوسط، احساس تنهايي ميكنند. اين يافته با نتايج پژوهشهاي ديگر همسو و هماهنگ است. براي نمونه، هروي و همكاران (هروى كريموى و همكاران، 1386) در پژوهشي كه به تجربيات سالمندان از پديدة احساس تنهايي را پرداخت، نشان دادند كه از نظر سالمندان، احساس تنهايي پديدهاي رنجآور و دردناك است كه در نتيجة فقدانهاي موجود در زندگي بروز ميكند و سالمندان با ايجاد ارتباط با خدا و يادآوري خاطرات گذشته ميكوشند كه با اين پديده رويارويي كنند. چنانكه پژوهشها نشان دادهاند، اعمال مذهبي در بالا بردن سطح بهداشت جسماني (امكان بهبودي بيشتر در بيماريها، كاهش ابتلا به بيماري و افزايش طول عمر) و همينطور افزايش سطح بهداشت رواني (كاهش افسردگي، به دست آوردن عزت نفس، افزايش حمايت اجتماعي، بالا رفتن كيفيت زندگي و افزايش ارتباطات اجتماعي) بسيار مؤثر است؛ و همة اين موارد، در كاهش احساس تنهايي نقش اساسي ايفا ميكنند (zeng et al, 2011, p. 60).
در مورد احساس معنا در زندگي نيز نتايج اين پژوهش با نتايج ديگر پژوهشها همسو و هماهنگ است. براي مثال جمالي در پژوهشي كه بر روي سيصد نفر از دانشجويان دانشگاههاي تهران انجام داد، نشان داد كه بين احساس معنابخش بودن زندگي و نگرش مذهبي، همبستگي معناداري وجود دارد (جمالي، 1382، ص 141). رفتارها و نگرشهاي مذهبي، تأثير مثبتي بر معنادار كردن زندگي دارند. رفتارهايي همچون توكل به خدا، عبادت و زيارت ميتوانند اميد به زندگي ايجاد كنند و آرامش دروني براي سالمند فراهم كنند. داشتن معنا و هدف در زندگي، احساس تعلق داشتن به منبعي والا، اميدواري به ياري خداوند در شرايط مشكلزاي زندگي، و بهرهمندي از حمايت اجتماعي و معنوي، همگي از جمله روشهايي هستند كه افراد مذهبي با دارا بودن آنها ميتوانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي آسيب كمتري را متحمل شوند (صيادي تورانلو و همكاران، 1386).
با توجه به اينكه احساس تنهايي يكي از پديدههايي است كه در دورة سالمندي به علل مختلف شايع است، سالمنداني كه در خانة سالمندان به سر ميبرند، بيش از سالمنداني كه با خانوادة خود زندگي ميكنند، در معرض اين خطر قرار دارند (همتي علمدارلو، 1387)؛ اما سالمنداني كه با خانوادههاي خود نيز زندگي ميكنند، احساس تنهايي را گزارش ميكنند (Nilsson et al., 2006, p. 95)؛ همانند آنچه كه در اين پژوهش نيز گزارش شد. بنابراين، احساس تنهايي كردن چيزي بيشتر از تنها زندگي كردن است. تنها بودن يا تنها زندگي كردن ممكن است اثرات شديدي بر احساس تنهايي داشته باشد؛ اما مفهوم يكساني با احساس تنهايي ندارد (هروى كريموى و همكاران، 1386). بنابراين فقط زندگي كردن سالمند با خانوادة خود نميتواند در كاهش احساس تنهايي مؤثر باشد. در واقع، سالمند نبايد موجب غفلت و رهاشدگي قرار بگيرد. از سويي احساس تنهايي در دورة سالمندي با بسياري از اختلالات جسماني و روانشناختي كه پيشتر ذكر شد، در ارتباط است و همينطور معناي زندگي را در سالمندي تحت تأثير قرار ميدهد.
از آنجا كه نتايج پژوهش حاضر و پژوهشهاي پيشين اثر مثبت مذهب و نگرشهاي مذهبي را نشان داده است، ميتوان بر مذهب به مثابه يك عامل براي تعديل مشكلات در اين دوره حساس تمركز كرد. مذهب ميتواند هم بهعنوان يك نهاد اجتماعي و هم به منزلة يك منبع معنابخش، بهويژه براي سالمندان، مفيد باشد. نقش مذهب در ارائة خدمات و دوستيها و ابزارهاي رواني كه براي مقابله و تطابق با موضوعات زندگي روزانه، همچون تغييرات، فقدان و مرگ فراهم ميسازد، داراي اهميت ويژهاي است (معتمدي شلمزاري و همكاران، 1381). از سويي يكي از واقعيتهاي انكارناپذير، در سالمندي، نزديك شدن به واقعيت مرگ است. پژوهشها نشان دادهاند كه ايمان و معتقد بودن به زندگي پس از مرگ، با ترس كمتر از مرگ رابطه دارد. افرادي كه مذهبيترند، ترس كمتري را نيز گزارش كردهاند. در واقع، نگرشهاي مذهبي باعث ميشود افراد بر ترس خود غلبه كنند و آرامش بيشتري را در زندگي خود احساس نمايند و با آسودگي بيشتري با اين واقعيت كنار بيايند (zeng et al, 2011, p. 72). تقريباً صاحبنظران معتقدند كه اعتقادات و فعاليتهاي مذهبي در ميان سالمندان، رايجتر از بزرگسالان است و همچنانكه بر سن افراد سالمند افزوده ميشود، سروكار داشتن با مذهب، پيشبينيكنندة قويتري براي سلامت بيشتر، شادماني و رضايتمندي از زندگي خواهد بود (Koenig, 2006, p. 12). بنابراين، آنچه از يافتههاي پژوهشي حاصل ميشود اين است كه نگرشهاي مذهبي و عملكردهاي ديني در دورة سالمندي، نقش مهمي در پر كردن فضاي خالي زندگي و غلبه بر احساس تنهايي دارد. بيشتر سالمندان، ارتباط با خدا و انجام فعاليتهاي مذهبي را وسيلهاي جهت آرامش دروني معرفي كردهاند.
اين پژوهش با محدوديتهايي هم همراه بود؛ از جمله اينكه جامعه آماري اين پژوهش، سالمندان ساكن در منازل شخصي شهرستان اروميه بوده است كه امكان تعميم اين پژوهش به ديگر سالمندان در كشور و سالمنداني كه در خانة سالمندان زندگي ميكنند، وجود ندارد. از اينرو پيشنهاد ميشود كه پژوهش ديگري با احتساب محدوديتهاي يادشده، به نقش مداخلهاي مذهب در بهبود وضعيت سالمندي بپردازد.
شركت در فعاليتهاي مذهبي ميتواند كاركردهاي مثبت فراواني داشته باشد، از جمله اينكه باعث كاهش احساس تنهايي سالمندان و افزايش احساس معنا در زندگي آنان ميشود و به سالمندان در ارضاي نيازهاي عاطفي ـ اجتماعي براي دوست داشته شدن و مورد پذيرش بودن كمك ميكند. بنابراين، پيشنهاد ميشود به تقويت نگرشهاي مذهبي، بهعنوان يك عامل پيشگيريكننده در كاهش مشكلات سالمندان توجه شود. مسئولان مربوبط ميتوانند با برنامهريزيهاي مناسب، به تقويت باورهاي مذهبي سالمندان بپردازند و زمينههاي لازم براي انجام مناسك روحاني، شركت در فعاليتهاي مذهبي و ايجاد تورهاي زيارتي را براي سالمندان فراهم كنند. انديشيدن تمهيدات لازم در اين راستا ميتواند بر بهبود وضعيت روانشناختي، كاهش احساس تنهايي و افزايش معنا در زندگي سالمندان بسيار مؤثر باشد.
- اميري، ربابه (1384)، رابطة عمل به باورهاي ديني و ميزان صميميت زنان دانشجوي تهراني با همسرانشان، پاياننامه كارشناسي ارشد رشتة روانشناسي، تهران، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهرا (س).
- بهرامي، فاضل و عباس رمضاني فراني، «نقش باورهاي مذهبي بيروني و دروني در سلامت روان و ميزان افسردگي سالمندان» (بهار 1384)، توانبخشي، سال ششم، ش 1، ص 43- 47.
- جمالي، فريبا (1382)، بررسي رابطه بين نگرشهاي مذهبي، احساس معنابخش بودن زندگي و سلامت روان در دانشجويان دانشگاههاي تهران، پاياننامه كارشناسي ارشد رشتة روانشناسي، تهران، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهرا.
- خداياري فرد، محمد و ديگران، «آماده سازس مقياس نگرش مذهبي دانشجويان» (پاييز 1379)، روانشناسي، ش 3، ص 269- 285.
- دلاور، علي (1385)، مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، تهران، رشد.
- شريفي، مريم، «بررسي ارتباط احساس تنهايي سالمندان با مشخصات فردي - اجتماعي آنان در شهر رشت» (1381)، در: مجموعه مقالات كنگره بررسي مسايل سالمندي درايران و جهان، تهران، كتاب آشنا.
- صيادي تورانلو، حسين و ديگران، «بررسي رابطه اعتقاد به آموزههاي مذهبي اسلام و هوش هيجاني» (زمستان 1386)، انديشه نوين ديني، ش 11، ص 145- 174.
- قاسمزاده، ليلي (1385)، احساس تنهايي، عزت نفس و مهارتهاي اجتماعي دانشآموزان مبتلا به استفاده آسيبشناختي از اينترنت، پاياننامه كارشناسي ارشد رشتة روانشناسي، تهران، دانشگاه تربيت معلم.
- مباشري، محمود و معصومه معزي، «بررسي ميزان افسردگي در سالمندان مراكز توانبخشي و نگهداري شايستگان و جهانديدگان شهركرد» (تابستان 1389)، مجله دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، ش 2، ص 89- 94.
- معتمدي شلمزاري، عبدالله و ديگران، «بررسي حمايت اجتماعي در رضايتمندي از زندگي، سلامت عمومي و احساس تنهايي در بين سالمندان بالاتر از 60 سال» (تابستان 1381)، روانشناسي، ش 2، ص 115- 133.
- همتي علمدارلو، قربان و ديگران، «مقايسه احساس تنهايي و سلامت عموميدر سالمندان ساكن خانواده و سراس سالمندان مناطق شمال شهر تهران» (تابستان 1387)، سالمند، ش 8، ص 557- 564.
- هروى كريموى، مجيده و ديگران، «تبيين ديدگاه سالمندان پيرامون پديده احساس تنهايي: يك پژوهش كيفي پديدارشناسى»، (زمستان 1386)، سالمند، ش 6، ص 410- 420.
- Carone, A. D, Barone, F. D, (2001)," A Social Cognitive Perspective on Religious belifes: Their Functions and Impact on Coping and Psychotherapy", Clinical psychology Review , v 7, p. 989-1003.
- Drennan, J, et al, (2008)," The Experince of Social & Emotional Loneliness Among Older People in Ireland", Aging & Society, v 8, p. 1113- 1133.
- Hicks, A. J, King, A. L, (2008)" Religious Commitment and Positive Mood as Information about Meaning in Life " Journal of Reserch in Personality, v 42, p. 43- 45.
- Hicks, J. A, King, L. A, (2009)," Meaning in Life as a Subjective Judgment and a Lived Experience", Social and Personality Psychology Compass, v 4, p. 638– 653.
- Idle, r E. L., et al, (2009)," Religion and the Quality of Life in the Last Year of Life ", Journal of Gerontology: Social Sciences, v 4, p. 528– 537.
- Jianbin, X. u, Mehta, K, (2003)," The Effect of Religion on Subjective Aging in Singapore: A Interreligious Comparision", Archives of Gerontology, v 4, p. 485- 502.
- Koenig, H. G, (2010)," Religion, Spirituality and Aging", Aging & Mental Health, v 1, p. 1- 30.
- Levin, J, (2010)," Religion and Mental Health Theory and Research", International Journal of Applied Psychoanalytic Studies, v 2, p. 102– 115.
- McInnis, G. J., White , J.H., (2001)," A Phenomenological Exploration of Loneliness in the Older Adult", Archives of Psychiatric Nursing, v 3, p. 128- 139.
- McIntosh, E, et al., (2010)," Rumination, goal linking, daily hassles and life events in major depression", Clinical Psychology & Psychotherapy, v 1, p. 33- 43.
- Newtona, A.T, McIntosha, D.N., (2010)," Specific Religious Beliefs in a Cognitive Appraisal Model of Stress and Coping", International Journal for the Psychology of Religion, v 20, p. 39– 58.
- Nilsson, B., et al., (2006)," Is loneliness a psychological dysfunction? A literary study of the phenomenon of loneliness", Scand J Caring Sci, v 20, p. 93– 101.
- Rokach, A., et al., (2003)" The Experience of Loneliness of Canadian and Czech youth", Journal of adolescence, v 26, p. 267- 282.
- Saviko, N., et al., (20050," Predictors and Subjective Causes of Lonliness in an Aged Population", Archives of Gerontology and Geriatrics, v 4, p. 223- 231.
- Shearer, R., Davidhizar, R., (1999)," Conquering loneliness", Elder Care, v 2, p. 12- 15.
- Theeke, L A., (2010)," Sociodemographic and Health-Related Risks for Loneliness and Outcome Differences by Loneliness Status in a Sample of U.S. Older Adults", Research in Gerontological Nursing, v 2, p. 99- 103.
- Tsai, H. H., (2010)," Videoconference Program Enhances Social Support, Loneliness, and Depressive Status of Elderly Nursing Home Residents", Sigma Theta Tau International, v 8, p. 947- 54.
- Vlaming, R. D., et al., (2010)," Evaluation design for a complex intervention program targeting loneliness in noninstitutionalized elderly Dutch people", BMC Public Health, v 10, p. 552-560.
- Wiseman ,H., et al., (2006)" Why are They Lonely?Perceived Quality of Early Relationship with Parents, Attachment,Personality Predispositions and Loneliness in first-yaer University Students", Personality and Individual Differences, v 40, p. 237- 248.
- Yehya, N. A., Dutta, M.J., (2010)," Health, Religion, and Meaning: A Culture-Centered Study of Druze Women", Qual Health Res, v 20, p. 845- 858.
- Zeng, Y., et al., (2011)," Association of Religious Participation With Mortality Among Chinese Old Adults", Research on Aging, v 1, p. 51- 83.