اثربخشی آموزش گروهی به شیوه یکپارچه توحیدی بر سطح پرخاشگری
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
پرخاشگري در جوامع بشري در حال گسترش است و جامعه ما مستثنا از اين موضوع نيست. 42 درصد معاينات پزشکي قانوني مربوط به صدمات و جراحات ناشي از نزاع است و بيشترين دستگيرشدگان، مربوط به جرائم ضرب و شتم، ارعاب، قتل عمد، تهديد و چاقوکشي هستند (پزشکي قانوني، 1388). پرخاشگري در زندانها، به دليل ويژگيهاي خاص زندان حائز اهميت است، بهطوري که اين ويژگيها آن را از ساير محيطهاي اجتماعي و اصلاحي متمايز ميکند. نام «زندان»، تداعيکنندة وضعيت دشوار و سختي است تا حدي که براي بيشتر مردم يادآور محيطي استرسآور و وحشتزاست که البته چندان هم دور از واقعيت نيست (ورتلي، 2003، ص 121). همچنين محيط زندان و از دست دادن آزادي سبب ضربهها و آسيبهاي عميق روانشناختي (ناشي از عواملي چون تجاوز جنسي و سوءاستفاده رواني واقع شدن يا دوري طولانيمدت از جامعه و خانواده)، که موجب افزايش خشونت ميشود. نتيجه اين وضعيت، چنان ميشود که زندانيان حساسيت خود را نسبت به ميزان معين و خاصي از رفتارهاي پرخاشگرانه که در اطراف خود مشاهده ميکنند از دست ميدهند (همان).
تحقيقات اخير تأييد کردهاند که الگوي مهار و کنترل پرخاشگري در زندان براي کنترل و مهار اخلال و بينظمي، با قوانين خشک و قهري از تأثيرگذاري کمتري برخوردار است (كوهن، 2006، ص 134). ازاينرو، رويکردهاي روانشناختي بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. اما در اين خصوص هم مشکلاتي ديده ميشود. ازجمله اينکه درمانهاي روانشناختي براي همگان در دسترس نيستند. همچنين افراد کمدرآمد توان پرداخت هزينههاي درمان را ندارند. از سوي ديگر، تعداد افراد آموزشديده متخصص در مقايسه با تعداد افرادي که به درمان نياز دارند، بسيار کم است. يک راهبرد اصلي براي رفع اين مشکل، ارائه درمان در گروه است که امروزه در مؤثر بودن آن ترديدي وجود ندارد (فري، 1998، ص 17).
از سوي ديگر، انجمن روانشناسي امريکا در آخرين طبقهبندي که از اختلالات رواني دارد، توجه روانشناسان و روانپزشکان را جلب ميکند و از آنها ميخواهد در بررسي اختلالات رواني، به عامل مذهب توجه باليني ويژهاي داشته باشند؛ چراکه بعد معنوي در کنار ديگر ابعاد زيستي، رواني و اجتماعي قابل اهميت است (لوين،2010، ص 108). متناسب با سببشناسي مشكلات رواني، شيوههاي گروه درماني گوناگوني پيشنهاد ميشود: يكي از اين رويكردها، گروه درماني يكپارچه توحيدي است. درمان يکپارچه توحيدي، که تلفيقي از آخرين يافتههاي رواندرماني در حوزههاي مختلف، بهويژه درمانگريهاي انسانگرا و وجودي از يكسو، و آموزههاي اخلاقي و عرفاني دين اسلام از سوي ديگر، ميباشد، ابتدا تحت عنوان توحيد درماني توسط جلالي تهراني (1383) به وجود آمد. اين رويکرد، كه از ادغام و يكپارچهسازي نگرش اسلام نسبت به سرشت و فطرت انسان و نظريه و روش درمان انسانگرا بهوجود آمده، براي اولين بار اسلام را بهعنوان يك شيوة درماني مطرح نموده است. پس از آن، توحيددرماني با تغييرات صورتگرفته توسط شريفينيا (1387) بهصورت درماني يکپارچه و التقاطي و با عنوان درمان يکپارچه توحيدي مطرح شد. در اين درمان، که تلفيقي از آخرين يافتههاي رواندرماني در حوزههاي مختلف روانشناسي از يکسو، و آموزههاي ديني از سوي ديگر ميباشد، اولاً، بر وحدت و يکپارچگي شخصيت انسان با بهرهگيري از تمامي رويکردهاي روانشناختي تأکيد ميگردد. ثانياً، استفاده از عنصر توحيد و ايجاد ارتباط خالصانه با خداوند را در انسجامبخشي به مؤلفههاي گوناگون شخصيت و دستيابي به يکپارچگي ساختاريافته وجود انسان ضروري ميشمارد. ثالثاً، دستيابي به نتايج درماني عميقتر، مؤثرتر و پايدارتر را در گرو ادغام يافتههاي همه مکاتب روانشناسي با آموزههاي توحيدي- عرفاني اديان الهي ميداند. اين روشدرمـاني، جامع و چندوجهي است كه فعلاً براي بازپروري و اصلاح رفتار مجرمين زندانيشده و آمادهسازي آنها براي بازگشت سعادتمندانه به جامعه تهيه و تدوين شده است (كرسيني،2001، ص 301؛ شريفينيا، 1389؛ چوپاني، 1388؛ کهريزي، 1388، ص 72). پيشفرض بنيادين روش مذکور اين است كه ضمن كاربرد فنون مختلف درمان روانشناختي، از قبيل پذيرش مثبت غيرمشروط، همدلي، شكلدهي رفتار، اصلاح باورهاي معيوب و ناكارآمد، تخليه هيجاني و آموزشي مهارتهاي حل مسئله، ابراز وجود، خودآرامسازي، مهار خويشتن، مراجع را با مبدأ هستي پيوند زده و روح وي را از طريق برقراري ارتباط صميمانه با خدا اشباع ميکند. در اين صورت، اثربخشي درمان افزايش يافته و پايداري بهبودي تأمين خواهد شد (شريفينيا، 1389، ص 97).
از نظر درمان يکپارچه توحيدي، عامل اساسي سلامت رواني، انسجام و توحيديافتگي شخصيت است. بهترين راه دستيابي به آن تمرکز و تأکيد بر اهداف متعالي و ارزشهاي ديني و معنوي است (شريفينيا، 1386). مفهوم توحيد در اين روش، اشاره به يک سيستم ارزشي وحدتبخش است که براي حرکت زندگي انسان را مشخص ميکند و او را از چندگانگي شخصيت و گمگشتگي در مسير حيات نجات ميدهد (يوسف: 29). آموزههاي ديني نشان ميدهند که اگر افراد پايبند دين و معنويت باشند، کمتر دچار جرم و انحراف ميشوند. همه اديان، بهويژه دين اسلام از يکسو، مهار نفس و رعايت عدل و انصاف و عدم تجاوز به حقوق ديگران را واجب ميداند (مائده: 8) و از سوي ديگر، رفتار مجرمانه را تقبيح کرده (بقره: 268) و نماز و ياد خدا را مانع روي آوردن انسانها به رفتارهاي زشت و ناپسند تلقي ميکنند (عنکبوت: 45). همچنين بيشتر انحرافات اجتماعي ناشي از غرايز و تمايلات مهارنشدهاي از جمله پرخاشگري است که ايمان به خدا نقش مؤثري در مهار آن دارد (شريفينيا، 1386).
پيشينه پژوهش نشان ميدهد که نگرش مثبت باور به وجود خدا و انجام مناسک ديني در سلامت رواني و درمان اختلالات رواني مؤثر است (ويليامز و استرهال، 2007؛يحيا و دوتا، 2010؛ زنگ و همكاران، 2011). تروينو و همكاران (2007)، طي پژوهشي نشان دادهاند که نگرش مذهبي با افسردگي، اضطراب، پرخاشگري و خودبيمارانگاري رابطه منفي دارد. بنابراين، بهطور کلي پيشينه تحقيقات مختلف حاکي از تأثير مداخلات درماني به شيوه يکپارچه توحيدي در کاهش فشار رواني (طيبي و قنبريهاشمآبادي، 1390)، افسردگي (جلالي تهراني، 1996؛ کهريزي، 1388) کاهش مصرف مواد مخدر، رفتارهاي همايند (قنبري هاشمآبادي، 1383) و رفتارهاي مجرمانه (شريفينيا، 1386) ميباشد.
ازآنجاييکه به نظر بزرگان ازجمله امام خميني (1373)، تبديل شدن زندانها به مکاني براي تهذيب و اصلاح همواره از مهمترين دغدغههاي مسئولان بوده است و همانطور که پژوهشها نشان ميدهند، معمولاً افراد براي مقابله با انواع ناراحتيهاي خود مثل مقابله با بيماري، مرگ عزيزان و کاهش رفتارهاي مخرب، از مذهب و دين کمک گرفتهاند، كاهش خطرات احتمالي پرخاشگري در بين زندانيان، اجراي برنامههاي درماني در پرتو دين ضروري به نظر ميرسد. ازاينرو، اين پژوهش سعي دارد به اين سؤال اساسي بپردازد که آيا آموزش گروهي به شيوه يکپارچه توحيدي بر کاهش پرخاشگري و همچنين بر کاهش مؤلفههاي آن (خشم، تهاجم و کينهتوزي) در زندانيان مرد زندان مرکزي شهرکرد مؤثر است؟ آيا اثرات گروه درماني به شيوه يکپارچه توحيدي تا زمان پيگيري پايدار است؟
روش تحقيق
اين پژوهش، از نوع آزمايشي (پيشآزمون، پسآزمون با گروه آزمايش و کنترل) و جامعه آماري اين پژوهش را زندانيان مرد مستقر در زندان مرکزي شهرکرد در سال 1391 تشکيل دادهاند. روش نمونهگيري، بهصورت تصادفي ساده چندمرحلهاي ميباشد؛ به اين طريق که از بين بندهاي چهارگانه زندان مرکزي شهرکرد يک بند انتخاب و سپس از بين ده اتاق موجود در اين بند، چهار اتاق بهصورت تصادفي انتخاب شدند. بين زندانيان چهار اتاق (127 نفر)، آزمون پرخاشگري (AGQ) اجرا و از بين آزمودنيهاي با نمره پرخاشگري بالاتر از نمره برش، به روش تصادفي تعداد 40 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شده و 20 نفر در گروه آزمايش و 20 نفر در گروه کنترل جايگزين گرديدند. در مورد متغيرهاي جمعيتشناختي گروه نمونه، ميتوان گفت: 5/37 درصد مجرد و 5/62 درصد متأهل، 35 درصد داراي جرم خفيف و 5/67 درصد جرم شديد، 40 درصد داراي سطح تحصيلي دبستان، 30 درصد راهنمايي، 20 درصد متوسطه و 10 درصد داراي مدرک دانشگاهي بودهاند. ميانگين سن آزمودنيها 166/32 و انحراف معيار 33/9 و بالاترين و پايينترين سن در بين آزمودنيها به ترتيب، 51 و 21 سال ميباشد. ميانگين تعداد افراد خانواده 7/8 و انحراف معيار 61/9 و بالاترين و پايينترين 12 و 3 بوده است.
ابزار اندازهگيري: در اين پژوهش، براي اندازهگيري ميزان پرخاشگري شرکتکنندگان در پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري از پرسشنامه پرخاشگري (AGQ) استفاده شد. اين آزمون، در سال 1379 توسط نجاريان در دانشگاه شهيد چمران اهواز ساخته و اعتباريابي گرديد. اين پرسشنامه، شامل 30 ماده است؛ چهارده سؤال آن «خشم» هشت سؤال «تهاجم» و هشت سؤال عامل «کينهتوزي» را ميسنجد. اين پرسشنامه، براساس مقياس ليکرت تنظيم و نمرهگذاري شده است. سؤال 18 پرسشنامه داراي بار منفي است و بهصورت برعکس نمرهگزاري ميشود؛ هرچه نمره فرد در اين آزمون بالاتر از ميانگين باشد، ميزان پرخاشگري او بيشتر است. پيشينه پژوهش نشان از اعتبار اين پرسشنامه ميدهد. بهگونهاي که نجاريان و همکاران (1379) پايايي اين آزمون را 74/0 گزارش کردهاند و نعمتي (1388) ضريب آلفاي کرونباخ 86/0 را گزارش کرده است. همچنين روايي اين پرسشنامه، بهوسيله پرسشنامههاي ملاک شامل پرسشنامه شخصيتي ايزينک و پرسشنامه شخصيتي چندوجهي مينوسوتا ارزيابي شده است و ضرايب همبستگي حکايت از رضايتبخش بودن روايي اين پرسشنامه دارد (زاهديفر و ديگران، 1379).
شيوه اجرا: براي کنترل متغيرهاي مزاحم (عوامل مشتبهکننده روايي دروني)، با هماهنگي مسئولان زندان قرار شد که هدف مداخله بر آنها پوشيده باشد و هيچگونه آموزشي براي افزايش رفتار سازگارانه زندانيان داده نشود. پس از اجراي پيشآزمون و انتخاب و جايگزين کردن آزمودنيها در گروهاي آزمايش و کنترل، درمان گروهي به شيوه يکپارچه توحيدي براي گروه آزمايش در دوازده جلسة يک و نيم ساعته در يک ماه (چهار هفته) صورت گرفت. گروه کنترل به برنامه روزمره خود (کاربندي عادي) ادامه داده و هيچگونه برنامه درماني دريافت نکردند و از آنها فقط پيشآزمون، پسآزمون و آزمون پيگيري به عمل آمد.
در اين پژوهش، از برنامه گروه درماني يکپارچه توحيدي که فعلاً براي بازپروري و اصلاح رفتار مجرمان زندانيشده و آمادهسازي آنها براي بازگشت سعادتمندانه به جامعه تهيه و تدوين شده است، استفاده گرديد (شريفينيا، 1389، ص 106). اين روش، تلفيقي از آخرين يافتههاي روان درماني در حوزههاي گوناگون، بهويژه درمانهاي انسانگرا از يكسو، آموزههاي اخلاقي و عرفاني دين اسلام از سوي ديگر ميباشد. اولين بار اين پژوهش توسط سيدمحمدمحسن جلالي تهراني معرفي و در سال 1371 در شهر مشهد اجرا شد و سپس توسط محمدحسين شريفينيا بازنگري و نسل نوي از اين شيوه با عنوان درمان يكپارچة توحيدي در سال 1383 در زندان مركزي قم آغاز و تاكنون ادامه دارد. در اين روش، كه بهعنوان درمان کليت فرد توصيف شده است، ابعاد چهارگانة زيستي– روانشناختي– اجتماعي و معنوي مورد توجه قرار گرفته و هرگاه يكي از اين ابعاد، دچار اختلال و نارسايي گردد، فرد دچار بيماري رواني و نابهنجاريهاي رفتاري خواهد شد (شريفينيا، 1386).
گروه درماني به روش يکپارچه توحيدي، شامل 12 جلسه گروه درماني دوبار در هفته جهت آموزش و افزايش شناخت زندانيان و همراه با تمرينهاي رفتاري است که عناوين جلسات آن بهصورت زير است؛
1. معارفه و آشنايي با مقررات گروه درماني و هدف از تشکيل آن و تعريف پرخاشگري و رفتارهاي پرخاشگرانه؛ 2. نقش خود انسان در سعادت فردي و اجتماعي و خانوادگي خود؛ 3. کرامت ذاتي انسان در دين اسلام؛ 4. تأثير نظافت و سلامت جسماني در افزايش سلامت روان از ديدگاه اسلام؛ 5. شناسايي علل گرايش اعضا به جرم؛ 6. ارائه راهکارهاي متعدد براي نجات از جرم؛ 7. توبه يا بازگشت به خدا؛ 8. مثبتنگري در اسلام؛ 9. تفاوت بين رفتار پرخاشگرانه و غيرپرخاشگرانه از ديدگاه روانشناسي و اسلام؛ 10. احساس انسان تابعي از افکار اوست؛ 11. عود طبيعي است؛ 12. جمعبندي و نتيجهگيري.
روش تجزيه و تحليل دادهها: در اين پژوهش، از روشهاي آمار توصيفي (ميانگين و انحراف معيار) و استنباطي (تحليل اندازههاي مكرر) استفاده شده است و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 16 تجزيه و تحليل شدهاند.
يافتههاي پژوهش
جدول 1، ميانگين و انحراف استاندارد نمرات پرخاشگري، خشم، تهاجم و کينهورزي دو گروه آزمودنيها در پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري را نشان ميدهد.
جدول 1: ميانگين و انحراف استاندارد نمرات پرخاشگري و مؤلفههاي آن در دو گروه آزمودنيها در مراحل مختلف
متغيرها
گروه پيشآزمون پسآزمون پيگيري
ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار
پرخاشگري آزمايش 45/51 52/6 70/29 15/5 30/25 52/5
کنترل 55/24 43/5 10/14 22/3 15/15 10/4
خشم آزمايش 25/12 98/2 55/8 43/2 65/6 53/1
کنترل 75/14 29/3 80/8 82/2 85/6 98/1
تهاجم آزمايش 00/53 55/8 75/49 82/9 80/47 05/8
کنترل 55/23 56/4 85/23 38/4 80/21 83/5
کينه توزي آزمايش 00/13 64/3 45/12 09/2 25/12 99/2
کنترل 35/15 64/3 45/13 38/3 90/13 17/2
همانطور که جدول شماره 1 نشان ميدهد، ميانگين پرخاشگري در گروه آزمايش در پيشآزمون 45/51، پسآزمون 70/29 و پيگيري 30/25 ميباشد. ميانگين نمرات پرخاشگري در گروه کنترل نيز در پيشآزمون 00/53، پسآزمون 75/49 و پيگيري 80/47 ميباشد. بهطور کلي، ميانگين نمرات در کل مقياس پرخاشگري در هر دو گروه کاهش داشته است که البته اين کاهش نمرات در گروه آزمايش نسبت به گروه کنترل بيشتر بوده است. همچنين در مورد مؤلفههاي پرخاشگري، هر سه خردهمقياس در گروه آزمايش، نسبت به گروه کنترل کاهش داشته است.
براي بررسي اين امر که اين تفاوت ناشي از خطا يا واقعي است، از تحليل اندازههاي مکرر استفاده گرديد. علت انتخاب اين روش، اين است که آزمودنيها سه بار مورد سنجش قرار گرفتهاند و زماني که آزمودنيها بيش از دو يا سه بار يا حتي بيشتر مورد اندازهگيري قرار ميگيرند، از روش آماري اندازهگيري مکرر استفاده ميشود (دلاور، 1389، ص 342). در استفاده از اين روش آماري، سه پيشفرض رعايت گرديد: اول اينکه، کوواريانس يا روابط بين سه متغير وابسته در دو گروه برابر است که اين پيشفرض با استفاده از آزمون باکس تأييد گرديد. دوم اينکه، واريانسهاي متغيرهاي وابسته در دو گروه مساوي است. اين پيشفرض نيز با آزمون لوين تأييد گرديد. سوم اينکه، فرض برابري واريانسهاي درون آزمودنيها براساس آزمون کرويت موچلي رعايت شده است که خلاصه نتايج مربوط به آن در جدول 2 ارائه شده است. در اين جدول، مؤلفههاي پرخاشگري نيز ارائه شدهاند.
جدول 2: خلاصه نتايج تحليل واريانس با اندازهگيري مکرر مربوط به اثر روش يکپارچه توحيدي بر متغيرهاي پژوهش
متغير وابسته مجموع مجذورات df ميانگين مجذورات F P اندازه اثر
پرخاشگري 85/2623 2 925/1311 222/26 0٫001 0٫392
خشم 317/612 2 158/306 747/14 0٫001 0٫453
تهاجم 117/121 2 558/60 534/7 0٫001 0٫386
کينهتوزي 55/212 2 275/106 409/9 0٫001 0٫326
همانطور که جدول شماره 2 نشان ميدهد، مقياس پرخاشگري و مؤلفههاي آن از لحاظ آماري در سطح 05/0 P< معنيدار است. اين به اين معناست که آموزش گروهي روش يکپارچه توحيدي در کاهش نمرات پرخاشگري (001/0P= و 22/26=F) مؤثر بوده است. در مورد مؤلفههاي پرخاشگري نيز همانگونه که جدول شماره 2 نشان ميدهد، همه مؤلفهها در سطح معنيداري 05/0 P< معنادار است. بهعبارت ديگر، آموزش گروهي روش يکپارچه توحيدي در کاهش خشم، تهاجم و کينهتوزي در زندانيان مؤثر بوده است.
به منظور مشخص نمودن اينکه هر کدام از متغيرها در کدام مرحله آزمون با هم تفاوت معنيدار دارند، از آزمونهاي تعقيبي استفاده شده است که نتايج آن در جدول شماره 3 نشان داده شده است.
جدول شماره 3: نتايج آزمون تعقيبي متغيرهاي پژوهش در سه مرحله آزمونگيري
سطح معناداري خطاي استاندارد تفاوت ميانگين آزمونها متغيرها
001/0 855/1 *075/21 پيشآزمون – پسآزمون پرخاشگري
001/0 932/1 *150/26 پيشآزمون – پيگيري
504/0 862/2 950/1 پسآزمون – پيگيري
001/0 679/1 *450/10 پيشآزمون – پسآزمون خشم
001/0 663/1 *400/9 پيشآزمون – پيگيري
056/0 515/0 050/1 پسآزمون – پيگيري
001/0 886/0 *700/3 پيشآزمون – پسآزمون
تهاجم
001/0 822/0 *700/3 پيشآزمون – پيگيري
007/0 822/0 *900/1 پسآزمون – پيگيري
001/0 137/1 *950/5 پيشآزمون – پسآزمون کينه توزي
001/0 894/0 *900/7 پيشآزمون – پيگيري
019/0 759/0 *950/1 پسآزمون – پيگيري
همانطور که جدول شماره 3 نشان ميدهد، مقدار سطح معنيداري در دو مرحله پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري در کل مقياس پرخاشگري معنيدار ميباشد. اين امر نشان ميدهد که مداخله صورتگرفته در مرحله پيگيري نياز به زمان بيشتري دارد. همچنين در مورد مؤلفههاي پرخاشگري نيز مؤلفه خشم نياز به پيگيري بيشتري دارد. اما دو مؤلفه تهاجم و کينهتوزي در هر سه مرحله معنيدار است. اين امر نشان ميدهد که مداخله صورتگرفته در هر سه مرحله پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري تأثير معنيداري داشته است.
بحث و نتيجهگيري
همانطور که بيان شد، اين پژوهش با هدف اثربخشي آموزش گروهي به شيوه يکپارچه توحيدي بر کاهش پرخاشگري زندانيان مرد زندان مرکزي شهرکرد صورت گرفت. در ارتباط با فرضيه اصلي، مبني بر اينکه آموزش گروهي به شيوه يکپارچه توحيدي پرخاشگري زندانيان مرد را کاهش ميدهد. نتايج نشان داد که آموزش گروهي در سطح معنيداري 05/0P< در کاهش نمرات پرخاشگري مؤثر بوده است، بنابراين، فرضيه اول تأييد ميشود. به اين ترتيب، روش تحليل واريانس با اندازهگيري مکرر ميان دو گروه آزمايش و کنترل از نظر نمرات در مقياس (AGQ) پس از اجراي آموزش گروهي تفاوت معنيداري نشان داد. بنابراين، ميتوان گفت: متغير آزمايشي در کاهش پرخاشگري مؤثر بوده و در مقايسه با گروه کنترل بهطور معنيداري نمرات زندانيان را کاهش داده است. همچنين مؤلفههاي پرخاشگري نيز در سطح معنيداري 05/0P< معنيدار بوده است. بهعبارت ديگر، آموزش گروهي روش يکپارچه توحيدي در کاهش نمرات خشم، تهاجم و کينهتوزي مؤثر بوده است.
نتايج اين پژوهش، با نتايج پژوهشهاي قبل در حوزه درمان يکپارچه توحيدي هماهنگ است (جلالي تهراني، 1996؛ شرمن، 2001؛ زولنر و همكاران، 2003؛ شريفينيا، 1386؛ هادي، 1387؛ چوپاني، 1388). براي مثال، طيبي و قنبري هاشمآبادي (1390)، طي پژوهشي با هدف مقايسه اثربخشي گروه درماني يكپارچه توحيدي با درمانشناختي رفتاري در كاهش فشار رواني همسران جانبازان اختلال استرس، پس از ضربه به اين نتايج دست يافتند که گروه درماني يكپارچه توحيدي و گروه درمانيشناختي رفتاري، اثربخشي معناداري در كاهش فشار رواني داشتهاند. در زمينه کاربرد درمان يکپارچه توحيدي در زندانها نيز بايد گفت: چوپاني (1388) در تحقيقي درمان يکپارچه توحيدي را بر عزت نفس و نگرشهاي زناشويي زندانيان مرد استان قم اثربخش ارزيابي كرده است. همچنين هادي (1387)، طي مطالعهاي بيان کرد که درمان يکپارچه توحيدي مؤثرترين روش در درمان بيماريهاي شخصيتي و باليني زندانيان است. شريفينيا (1386) نيز با هدف کاهش رفتارهاي مجرمانه زندانيان از اين روش درماني استفاده کرد و به اين نتيجه دست يافت که درمان يکپارچه توحيدي در کاهش رفتار مجرمانه مؤثر است.
همچنين پايايي نتايج درمان تا فاصله يک ماه از خاتمه جلسات اندازهگيري شد. همانطور که نتايج نشان داد، در خردهمقياس خشم نتايج درمان نهتنها باقي بود، بلکه بهبود بهتري را نيز نشان داد و اين نتيجه با نتايج (فلنگن و همكاران، 2010؛ زيگلر و سميت، 2004؛ مايان و آمبروس، 2004) همخواني دارد که با مرور تحقيقاتي که اندازهگيريهاي پيشگيرانه داشتهاند به اين نتيجه رسيدهاند که نتايج بهدستآمده در بيشتر مطالعات، تا پايان درمان وجود داشته و حتي در دوره پيگيري بهتر شده است. اما در آزمون پرخاشگري و دو خردهمقياس آن يعني تهاجم و کينهتوزي ميانگين نمرات گروه آزمايش در مرحله پيگيري نسبت به پسآزمون تفاوت معناداري داشته است. بنابراين، ميتوان گفت: تأثيرات آموزش گروهي تا يک ماه بعد از جلسات کاهش داشته است.
طبق نتايج اکثر تحقيقات بيانشده در اين پژوهش، از مهمترين دلايل بروز پرخاشگري، فقر مهارتهاي حل مسئله، نداشتن مهارتهاي اساسي براي کنترل رفتار پرخاشگرانه، عدم آگاهي از مهارتهاي برقراري ارتباط مطلوب و همچنين سست بودن اعتقادات ديني و مذهبي است. دليل تأثيرگذاري درمان يکپارچه توحيدي اين است که بخشي از کمبودها و نقصان مهارتها را جبران ميکند و فرد را به مهارتهاي ويژه تسلط بر هيجانات آگاه ميکند. اساس کاهش پرخاشگري بر بازسازي شناختي استوار است. به علاوه، اين برنامه بر مبناي تغييرات شناختي و ايجاد تغيير در شناخت افراد است که پس از بازسازي شناختي زندانيان که داراي شناختهاي منفي، بدبيني نسبت به ديگران، تفکرات غيرمنطقي و تعصبات بيجا بودهاند، زمينه تغيير در افکار و رفتارهاي پرخاشگرانه زندانيان فراهم شده است. اين نکته حائز اهميت است که در برنامه آموزشي، کنترل پرخاشگري از طريق تغيير دادن شناختهاي افزايشدهنده پرخاشگري و همچنين غنيسازي اعتقادات ديني مراجعان انجام گرفته است و تغييرات رفتاري به دنبال تغييرات شناختي ايجادشده بهوجود ميآيد و سبب کاهش پرخاشگري و درنتيجه بهبود سازگاري زندانيان ميشود (نعمتي، 1388).
از سوي ديگر، در ديدگاه اسلامي، چون فطرت انسان مبتني بر خوبي و نيکي است (روم: 30)، اگر فرايند درمان بهگونهاي تدارک ديده شود که شخص به فطرت الهي و هسته دروني وجودياش نزديک شود، بيشک تمايل به خوبي و رفتار مطلوب در او ايجاد ميشود. خداوند در سوره رعد آيه 28، ياد خود را مايه آرامش دلها و اطاعتش را مايه دوري از هرگونه افسردگي و اضطراب ميداند (بقره: 262). اين موضوع در درمان يکپارچه توحيدي، وقتي مراجع با مبدأ هستي ارتباط صميمانه پيدا ميکند، اين اعتقاد و ارتباط با خدا تأثير عميقي بر عواطف و شناختها، رفتارها و عملکرد مراجع ميگذارد. بهطور کلي، پژوهشها نشان دادهاند که باورها و ارزشهاي ديني وقتي دروني شوند و فرد آنها را بهطور واقعي و اصيل بپذيرد، اين ارزشهاي ديني بيش از ساير روشها توانايي ايجاد وحدتبخشي شخصيت و رفع انحرافات را به همراه دارد (شرمن و سيمونتون، 2001، ص 273). همچنين يونگ (شريفينيا، 1386) معتقد است، درمان از طريق باور و اعتقاد به خدا، موجب کاهش پريشانيهاي عاطفي و ناامنيهاي رواني انسانها و ايجاد مهار دروني براي اجتناب از رفتارهاي نابهنجار ميشود.
در تبيين دلايل معنيدار نبودن نمرات پرخاشگري و خشم زندانيان در مرحله پيگيري، نسبت به پسآزمون، بايد از ديدگاه نوين در موج دوم شناخت درماني مدد جست. درواقع، آنچه در جلسات درمان يکپارچه توحيدي اتفاق ميافتد، تمرکز بيش از حد درمانگر روي استدلالات ذهني افراد است که با اصلاح و تغيير آن از غيرمنطقي به منطقي، سعي در نزديکسازي تفکر فرد با واقعيت دارد. در اين رويکرد درماني، درمانگر نقش بسيار فعالي دارد و مدام با چالشهاي نظامدار، سعي در نشان دادن شيوه تفکر غيرمنطقي فرد به خودش و درنتيجه، اصلاح آن دارد. ولي آنچه که در برخي موارد ميتواند مشکلساز باشد، دست نخوردن جنبههايي از روان انسان است که داراي خصوصيات هيجاني و عاطفي ميباشد. از سوي ديگر، خشم بهعنوان يک هيجان و پرخاشگري بهعنوان يک رفتار تعريف ميشود (روستايي و ديگران، 1390) و در آموزههاي ديني ما نيز هميشه بر مهار هيحانات و غرايز تأکيد شده است. اين امر نشان ميدهد که کنترل هيجانات بهطور کلي کاري سخت و به کندي صورت ميگيرد.
اين پژوهش، با محدوديتهايي همراه بوده است: ازجمله، به دليل عدم دسترسي به نمونه وسيعتر، محدوديتهايي در زمينه غربالگري ايجاد کرد. احتمال وجود اختلالات همراه، از جمله اختلال افسردگي، دوقطبي يا اختلالات شخصيتي مورد کنترل قرار نگرفت. همچنين نداشتن تحصيلات آكادميك در اعضاي نمونه مورد مطالعه كه ميتواند امكان بهرهوري كافي از درمانهاي روانشناختي را كاهش دهد. علاوه بر اين، اين مطالعه تنها روي مردان زنداني در شهرکرد صورت گرفته که تعميم نتايج را به زندانيان زن در شهرهاي ديگر را با مشکل مواجه ميکند. بنابراين، با توجه به محدوديتهاي مطرحشده پيشنهاد ميشود پژوهش ديگري با احتساب اين محدوديتها صورت گرفته و اثربخشي اين روش در مقايسه با روشهاي متداول مورد برسي قرار گيرد.
طبق پيشينه پژوهشي، ازآنجاييکه ايمان به خدا و پذيرش باورهاي مذهبي نقش تعيينکنندهاي در حل تعارضهاي دروني، کاهش رفتارهاي نابهنجار و افزايش سلامت رواني افراد به عهده دارد، بايد از آن در فرايند درمان اختلالات رواني و نابهنجاريهاي رفتاري سود جست. ازاينرو، پيشنهاد ميشود مسئولان ذيربط براي کاهش مشکلات و افزايش سلامت زندانيان از رويکردهاي ديني بالاخص درمان يکپارچه توحيدي بهره بگيرند.
- چوپاني صوري، مراد (1388)، بررسي تأثير گروه درماني يكپارچه توحيدي و شناختي رفتاري بر عزت نفس و نگرشهاي زناشويي زندانيان مرد استان قم، پاياننامه كارشناسي ارشد، مشاوره خانواده، اصفهان، دانشگاه اصفهان.
- دلاور، علي (1389)، مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، تهران، رشد.
- روستايي، امين و ديگران، «مقايسه اثربخشي آموزش مديريت خشم و دارو درماني بر کاهش پرخاشگري زندانيان» (1390)، يافتههاي نو در روانشناسي، ش 6 (21)، ص 19-31.
- رافضي، زهره (1383)، نقش آموزش کنترل خشم به نوجوانان دختر 15 تا 18 ساله در کاهش پرخاشگري، پاياننامه کارشناسي ارشد، روانشناسی، تهران، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي.
- زاهديفر، شهين و ديگران، «ساخت و اعتباريابي مقياسي براي سنجش پرخاشگري» (تير 1379)، علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيدچمران اهواز، ش 1 و2، ص 73-102.
- شريفينيا، محمدحسين (1389)، الگوهاي روان درماني يكپارچه: با تأكيد بر درمان يكپارچه توحيدي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- ـــــ ، «مقايسه ميزان اثربخشي دو روش درمان يكپارچه توحيدي و شناخت درماني در كاهش رفتار مجرمانه زندانيان» (1386)، روانشناسي و علوم تربيتي، ش3 (37)، ص 41-72.
- طيبي، هاجر و بهرامعلي قنبري هاشمآبادي، «مقايسه اثربخشي گروه درماني يكپارچه توحيدي و شناختي رفتاري در كاهش فشار رواني همسران جانبازان اختلال استرس پس از ضربه» (بهار 1390)، روانشناسي و دين، سال چهارم، ش 1، ص 25-35.
- فري، مايکل (1998)، شناخت درماني گروهي، ترجمة علي صاحبي و همکاران، مشهد، جهاد دانشگاهي.
- قنبري هاشمآبادي، بهرامعلي (1383) اثربخشي رويكرد يكپارچهگراي رواندرماني گروهي در درمان وابستگي به مواد مخدر و افزايش سلامت روان در معتادان زنداني مرد، پاياننامه دكتري، روانشناسي مشاوره، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي.
- کهريزي، احسان (1388)، تأثير گروه درماني شناختي به روش مايکل فري در کاهش افسردگي زندانيان استان قم، پاياننامه کارشناسي ارشد، روانشناسي باليني، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن.
- نعمتي، نعمت، «اثر بخشي آموزش مهارتهاي مديريت خشم در کاهش پرخاشگري زندانيان مرد» (تابستان 1388)، اصلاح و تربيت، سال هشتم، ش 86، ص 48-54.
- هومن، حيدرعلي (1389)، شناخت روش علمي در علوم رفتاري (پايههاي پژوهش)، تهران، پيک فرهنگ.
- هادي، مهدي (1387)، بررسي تأثير گروه درماني يكپارچه توحيدي و شناختي رفتاري بر مؤلفههاي شخصيتي و باليني در مددجويان زنداني قم، پاياننامه كارشناسي ارشد، روانشناسي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
- Flanagan, R., & et al, (2010), The impact of anger management treatment and rational emotive behavior therapy in a public school setting on social skills, anger management, and depression. Journal of Rational-Emotive and Cognitive-Behavior Therapy, v 28(2), P. 87- 99.
- Jalali-Tehrani، S. M. M, (1996), An application of Cognitive Therapy in Iran. Journal of Cognitive Therapy, v 3(10), P. 219- 225.
- Kohen, daivid ,(2006), Aggression: the testosterone seretion in link, woman in prison, project, correctional association of newyourk imprisonment and families’ fact sheet, v 44, P. 134- 7.
- Levin, J. (2010), Religion and Mental Health Theory and Research. International Journal of Applied Psychoanalytic Studies, v 7(2), P. 102– 115.
- Mayne, T. J., Ambrose, T.K. (2004), Research review on anger in psychotherapy. Journal of clinical psychology. v 55 (3), P. 353- 363.
- Skiba, R., MC. Kelvey, J. (2002), Anger management. Indian Education policy center. www.haworthpress.com/store/ArticleAbstract.
- Sherman, A. C., Simonton, S. Assessment of Religiousness and Spirituality in Health Research, In T. Planet, & A. Sherman (Eds.), Faith and health: Psychological perspective, New York: Guilford,2001.
- Trevino, KM & etal, (2007). Religious coping and physiological, psychological ,social, and spiritual outcomes in patients with HIV/AIDS: Cross-sectional and longitudinal findings, AIDS and Behavior (online).
- Vortly, k. Anger management to offender, official publication of the family physiciants of Canada, ,2006.
- Williams, D; Sternthal, J.S. (2007). Spirituality, religion and health: evidence and research directions, Medical Journal of Australia, v 186 (10), P. 47- 50.
- Yehya, N.A, Dutta, M.J. (2010). Health Religion, and Meaning: A Culture-Centered Study of Druze Women. Qual Health Res, v 20(6), P. 845- 858.
- Zeng, Y., & et al, (2011). Association of Religious Participation with Mortality among Chinese Old Adults. Research on Aging, v 33 (1). P. 51- 83.
- Ziegler, D. J., & Smith, P. N. (2004), Anger and the ABC model underlying Rational-Emotive Behavior Therapy. Psychological Reports, v 94 (3), P. 1009- 1014.
- Zoellner, L. A & et al. (2003), “Treatment choice for PTSD”, Behavior Research and Therapy. v 41, P. 879– 886.