بررسی تأثیر زوجدرمانی اسلامی بر صمیمیت زناشویی
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
صميمي نبودن همسران و احساس کمبود صميميت در روابط زناشويي، يکي از شاخصهاي آشفتگي در روابط زناشويي محسوب ميشود (هالفورد، 1384، ص 36). مفهوم «صميميت» و نزديکي از نظر بيشتر درمانگران، اساس چالش در روابط زناشويي و از پيشبينيکنندههاي عمده موفقيت در درمانهاي زناشويي ميباشد (كرو و ريدلي، 1384، ص 22). صميميت در ازدواج باارزش است؛ زيرا تعهد همسران به پايداري رابطه را افزايش داده و بهطور مثبتي با سازگاري و رضايت زناشويي همراه است (اعتمادي و همكاران، 1385 الف). از نظر هالفورد، صميميت به تعامل بين همسران، که به احساس نزديکي، عشق و توجه در ميان آنها ميانجامد، اشاره ميکند. صميميت براي هريک از همسران ميتواند مفهوم ويژهاي داشته باشد. براي برخي افراد، صميميت به معناي داشتن احساسات صميمي خودافشاکننده نسبت به طرف مقابل ميباشد. برخي صميميت را داشتن تجربههاي مثبت مشترک و برخي صميميت را داشتن رابطة جنسي ميدانند (هالفورد، 1384، ص 37). نکتة مشترک در بيشتر روابط زناشويي آشفته اين است که همسران نيازهاي صميميت يکديگر را برآورده نميکنند (كرو و ريدلي، 1384، ص 22).
به نظر هات فيلد (1988)، صميميت فرايندي است که در آن افراد تلاش ميکنند به يکديگر نزديک شوند و شباهتها و تفاوتهايشان را در احساسات، افکار و رفتارها را کشف کنند. استرنبرگ (1987)، صميميت را احساساتي ميداند که موجب تعلق، نزديکي و تماس ميشود. اسچافر و اولسون (1987) صميميت را فرايند و تجربهاي ميدانند که نتيجه افشاي مسائل صميمانه و در ميان گذاشتن تجارب صميمانه است. از نظر باگاروزي (2001)، صميميت يک نزديکي، تشابه و روابط شخصي عاشقانه يا هيجاني با شخص ديگر است که مستلزم شناخت، پذيرش، درک عميق و همدلي با فرد ديگر است. بينر و مورنن (1988) معتقدند که تشابه يک مسئله مهم در حفظ روابط صميمانه است. اسچنايدر (1989) معتقد است که تشابه همسران به ايشان کمک ميکند، تا حس کنند بهوسيله همسرشان درک ميشوند. وين صميميت را بهعنوان يک تجربه و ارتباط ذهني تعريف ميکند که پديده اصلي آن خودافشايي، پاسخ امن و همدلي است (اعتمادي، 1387). از نظر باگاروزي (2001)، صميميت يک فرايند تعاملي چندبعدي و شامل مؤلفههايي است که با يکديگر ارتباط دارند. براي صميميت 9 بعد در نظر گرفته ميشود. 1. صميميت هيجاني؛ 2- صميميت روانشناختي؛ 3. صميميت فکري؛ 4. صميميت جنسي؛ 5. صميميت جسماني؛ 6. صميميت معنوي؛ 7. صميميت زيباييشناختي؛ 8. صميميت اجتماعي- تفريحي؛ 9. صميميت در گذراندن وقت (رضازاده و پورنقاش تهراني، 1386، ص 5).
در زمينه افزايش صميميت زناشويي، پژوهشهاي اندکي در ايران انجام شده است. اعتمادي و همكاران به بررسـي تأثير زوجدرماني به شيـوه ايماگوتـراپي (Imago therapy) بر افزايش صميمت همسران پرداختند. نتايج نشان داد كه كاربرد فنون رواني- آموزشي مبتني بر نظريه ايماگوتراپي، ميزان صميميت و صميميت هيجاني، عقلاني، جنسي و جسمي را افزايش داده است (اعتمادي و همكاران، 1385 الف). اعتمادي و همكاران در پژوهشي ديگر، اثربخشي زوجدرماني شناختي- رفتاري بر صميميت همسران را مورد بررسي قرار دادند. گروه آزمايشي در ده جلسة زوجدرماني با رويكرد شناختي- رفتاري، شامل كسب مهارتهاي شناختي، مهارتهاي ارتباطي، مهارتهاي رفتاري و مهارتهاي حل تعارض شركت کردند. نتايج نشان داد كه كاربرد تكنيكهاي مبتني بر نظريه شناختي- رفتاري، ميزان صميميت و صميميت عاطفي و جنسي همسران را افزايش داده است (اعتمادي و همكاران، 1385 ب). اعتمادي و همكاران، در مقالهاي مروري، هفت رويكرد مربوط به صميميت شامل مدل چندبعدي وارينگ، مدل رشدي فارمن، مدل دلبستگي جانسون و ويفن، مدل تعاملي با گاروزي، مدل تركيبي جسلسن، مدل تكاملي شارپ و مدل برابري والستر را بررسي كرده، سپس يك مدل تلفيقي براي مفهومسازي و افزايش صميميت زناشويي معرفي کردند (اعتمادي، 1387).
آنچه مسلم است در فهم مشكلات خانوادگي و ارزيابي و حل آنها، توجه به بافت فرهنگي- اجتماعي، كه فرايند درماني در آن صورت ميگيرد، از اهميت ويژهاي برخوردار است، بهگونهايكه بيتوجهي به آن ميتواند درمانگران را از نيل به اهداف نهايي خود بازدارد (سالاريفر، 1379، ص 3). ازآنجاكه فرهنگ اسلامي و رهنمودهاي اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي آن سالهاست كه در خانوادههاي ايراني ريشهدار است، توجه به آموزههاي اين دين آسماني در درمان ناسازگاريهاي زناشويي و تهيه برنامههاي آموزشي در اين زمينه، لازم و ضروري به نظر ميرسد. چنانچه براساس پژوهش لطفآبادي نيز 3/90 درصد از مردم تهران داراي هويت ديني بسيار نيرومند هستند (خداياريفرد و همكاران، 1386).
در زمينه بررسي تأثير آموزشهاي اسلامي در روابط همسران نيز پژوهشهايي در ايران انجام شده است. دانش طي ده جلسة دو ساعته تأثير خودشناسي اسلامي را در افزايش ميزان سازگاري زناشويي مورد بررسي قرار داد. نتايج اين پژوهش نشان داد كه افزايش خودشناسي اسلامي، بهطور معناداري سبب افزايش سازگاري زناشويي شده است (دانش، 1385). سالاريفر در پژوهشي به مقايسه نظريه خانوادهدرماني مينوچين و ديدگاه اسلام در مورد خانواده پرداخت. اين پژوهش، با روش توصيفي- تاريخي براساس بررسي محتوا انجام شده و دادههاي آن با روش پژوهش تاريخي جمعآوري شده است. براساس نتيجه اين پژوهش، ديدگاه اسلام بيشتر بر باورهاي ديني و اصول اخلاقي تأكيد دارد و نقش اين دو را در كارايي و تعالي خانواده بسيار مؤثر ميداند (سالاريفر، 1379، ص 3).
احمدي و همكاران، در پژوهشي به بررسي رابطه بين تقيدات مذهبي و سازگاري زناشويي پرداختهاند. بنابر نتايج اين پژوهش، ميزان سازگاري زناشويي در بين افرادي با تقيدات مذهبي بيشتر، بهطور معناداري بيش از كساني است كه داراي تقيدات مذهبي كمتري هستند (احمدي و همكاران، 1385). فقيهي در يك آموزش شش جلسهاي، به بررسي تأثير آموزشهاي روانشناختي مبتني بر قرآن و حديث و بررسي تأثيرات رواني و تربيتي آن در روابط همسران پرداخته است. اين آموزشها، در چهار محور انگيزههاي تشكيل زندگي مشترك، مهارتهاي شناختي و نگرشي، مهارتهاي اخلاقي و ارتباطي و مسائل جنسي ارائه شده است. نتايج پژوهش وي نشان ميدهد كه اين آموزشها بر كاهش تنش بين همسران مؤثر بوده است (فقيهي، 1386). خداياريفرد و همكاران، رابطه نگرش مذهبي با رضايتمندي زناشويي را بررسي كردهاند. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه بين نگرش مذهبي و سازگاري زناشويي رابطه مثبت وجود دارد (خداياريفرد و همكاران، 1386). سيف و نيكويي، به بررسي رابطه بين جهتگيري ديني و عمل به باورهاي ديني و رضايتمندي زناشويي پرداختهاند. بنا بر نتايج اين پژوهش، همبستگي معناداري بين جهتگيري ديني دروني و عمل به باورهاي ديني با رضايتمندي زناشويي وجود دارد. ولي بين جهتگيري ديني بروني و رضايتمندي زناشويي همبستگي معناداري وجود ندارد. متغير جنسيت نيز بر جهتگيري ديني و عمل به باورهاي ديني تأثير معناداري نداشته است (سيف و نيکويي، 1384).
بررسي اجمالي پژوهشهاي پيشين انجامشده در زمينه صميميت زناشويي نشان ميدهد كه با توجه به فرهنگ بومي كشور ما، استفاده از آموزههاي جامع، اصيل و مطمئن دين اسلام، هنوز بهطور جدي و بخصوص بهصورت طرحهاي آزمايشي هنوز مورد توجه خانواده درمانگران و پژوهشگران قرار نگرفته است. ازاينرو، آموزش آموزههاي شناختي- رفتاري، با ديدگاه اسلامي امري مطلوب به نظر ميرسد. اين پژوهش، با ارائه اين آموزهها و آموزش آنها به همسران، تأثير آنها را بر صميميت آنان مورد بررسي قرار ميدهد. دو فرضيه اين پژوهش عبارتند از: 1. زوجدرماني اسلامي صميميت زناشويي را افزايش ميدهد. 2. ميزان تأثير زوجدرماني اسلامي بر صميميت زناشويي زنان و مردان يکسان است.
روش پژوهش
اين پژوهش نيمهتجربي از نوع پيشآزمون- پسآزمون، با گروه آزمايش و كنترل است. جامعة آماري اين پژوهش، كليه همسراني بودهاند كه به دليل مشكلات زناشويي به مراكز مشاورة شهر اصفهان در سال 1388 مراجعه كردهاند. براي نمونهگيري، ابتدا اطلاعيههاي مربوط به تشكيل جلسات آموزشي مرتبط با اين پژوهش در مراكز مشاوره شهر اصفهان و ساير مراكز مرتبط نصب شده و از داوطلبان ثبتنام به عمل آمد. سپس بيست زوج (40 زن و شوهر) داوطلب به شركت در اين كارگاه آموزشي، بهطور تصادفي، به دو گروه آزمايش و كنترل تقسيم شده و ده زوج در گروه آزمايش و ده زوج در گروه كنترل جاي گرفتند. در نهايت، جلسات آموزشي برگزار شد. داشتن حداقل تحصيلات ابتدايي و حضور هر دو همسر در جلسههاي كارگاه الزامي بود. عدم اعتياد و عدم مصرف داروهاي روانپزشکي، جزء شرايط خروج از نمونة پژوهش در نظر گرفته شد. پس از انتخاب نمونه و گمارش تصادفي آزمودنيها در دو گروه آزمايش و كنترل، پرسشنامه صميميت زناشويي بهعنوان پيشآزمون در اين دو گروه اجرا شده، سپس براي زوجين گروه آزمايش جلسات آموزشهاي اسلامي اجرا شد. پس از اتمام اين جلسات، پرسشنامه صميميت زناشويي بهطور مجدد در دو گروه آزمايش و كنترل اجرا شد. تعداد جلسات آموزشي نه جلسه بوده است. اين جلسات هر هفته يك بار و هر بار به مدت دو ساعت تشكيل شده است. در طي اين مدت، گروه کنترل هيچ آموزش و درماني دريافت نکرد.
ابزار پژوهش؛ ابزار پژوهش، پرسشنامه صميميت زناشويي اوليا بوده است (اوليا، 1385، ص 102). اين پرسشنامه، 87 سؤال دارد. سؤالات اين پرسشنامه صميمت زناشويي را در نه بعد صميمت هيجاني (11 گزاره)، صميميت عقلاني (8 گزاره)، صميميت فيزيكي (6 گزاره)، صميميت اجتماعي- تفريحي (8 گزاره) و صميميت ارتباطي (11 گزاره)، صميميت مذهبي (9 گزاره)، صميميت روانشناختي (11 گزاره)، صميميت جنسي (8 گزاره) و صميميت كلي (15 گزاره) مورد بررسي قرار ميدهد. نمره هر فرد، از طريق جمع نمره گزارهها بهدست آمده است. گزينه سؤالها بهصورت «هميشه»، «گاهي اوقات»، «به ندرت» و «هرگز» ميباشد. نمرة بالاتر به معناي صميميت بيشتر است. در مطالعة مقدماتي، كه بر روي سي نفر از والدين دانشآموزان يكي از دبستانهاي دخترانة اصفهان انجام شده است، بهمنظور بررسي روايي، همزمان پرسشنامة صميميت زناشويي از مقياس صميميت واكر و تامپسون (1983) استفاده شده است. نتايج نشان داده است كه همبستگي بين نمرات اين آزمون و مقياس واكر و تامپسون 91/0 است. براي تعيين پايايي آزمون نيز از آلفاي كرونباخ استفاده شده است كه ميزان آن 98/0 ميباشد. ضمنا ساختار جلسات آموزشي به شرح زير بوده است:
1. آشنايي گروه با يكديگر و بيان اهداف و قواعد گروه؛
2. شناخت اهميت و اهداف ازدواج از ديدگاه اسلام و حقوق و مسئوليتهاي زن و مرد؛
3. احترام متقابل در روابط همسران از ديدگاه اسلام و نمودهاي آن؛
4. عفو و گذشت در روابط همسران از ديدگاه اسلام و نمودهاي آن؛
5. مثبتانديشي و خوشبيني در روابط همسران از ديدگاه اسلام و نمودهاي آن؛
6. پرخاشگريهاي كلامي و فيزيكي در روابط همسران از ديدگاه اسلام و نمودهاي آن؛
7. خودبرتربيني در روابط همسران از ديدگاه اسلام و نمودهاي آن؛
8. بهبود عملكرد جنسي همسران با آموزههاي اسلامي؛
9. جمعبندي و نتيجهگيري.
يافتههاي پژوهش
ميانگين و انحراف معيار نمرات پيشآزمون و پسآزمون نمرات صميميت زناشويي همسران در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1: ميانگين و انحراف معيار نمرات صميميت زناشويي در پيشآزمون و پسآزمون
آزمون پيشآزمون پسآزمون
گروه جنسيت شاخص آماري ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار
آزمايش زن
مرد 90/254
80/260 64/46
83/25 60/283
20/294 69/36
20/26
كنترل زن
مرد 50/244
00/258 12/34
09/26 60/242
70/257 20/24
03/27
كل آزمايش
كنترل 85/257
250/251 82/36
36/30 90/288
15/250 46/32
20/32
براي تعيين معناداري تفاوت بين دو گروه و بررسي فرضيه اول پژوهش، از تحليل کوواريانس استفاده شده است. پيشفرض تساوي واريانسها براي اين تحليل با استفاده از آزمون لوين
تأييد شد.
جدول 2: نتايج تحليل كوواريانس تأثير عضويت گروهي بر ميزان نمرات صميميت همسران دو گروه
متغيرها درجه آزادي ميانگين مجذورات F معناداري(P) ميزان تأثير توان آماري
پيشآزمون 1 65/38179 96/332 001/ 905/ 1
عضويت گروهي 1 774/7445 93/69 001/ 650/ 1
جنسيت 1 64/96 843/ 365/ 024/ 145/
تعامل عضويت گروهي و جنسيت 1 85/23 208/ 651/ 006/ 073/
چنانچه جدول 2 نشان ميدهد، بين ميانگين باقيماندة نمرات صميميت همسران آزمودنيها بر حسب عضويت گروهي (دو گروه آزمايشي و كنترل) تفاوت معنادار است (01/0P<). ازاينرو، فرضيه اول تأييد ميشود. ميزان اين تأثير 65 درصد بوده است. بنابراين، زوجدرماني اسلامي بر ميزان نمرات صميميت زناشويي آزمودنيها در پسآزمون گروه آزمايشي تأثير داشته، آن را افزايش داده است. توان برابر با يک، حاكي از دقت آماري بسيار بالاي اين آزمون و کفايت حجم نمونه است. همچنين تعامل عضويت گروهي و جنسيت معنادار نبوده، بنابراين تأثير زوجدرماني اسلامي بر صميميت زنان و مردان يكسان بوده است. ميانگين و انحراف معيار نمرات پيشآزمون و پسآزمون نمرات ابعاد صميميت همسران در جدول 3 ارائه شده است.
جدول3: ميانگين و انحراف معيار نمرات ابعاد صميميت زناشويي
آزمون پيشآزمون پسآزمون
ابعاد صميميت زناشويي گروه شاخص آماري ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار
عاطفي آزمايش
كنترل 60/32
60/30 86/4
78/5 40/37
40/29 54/6
50/5
عقلاني آزمايش
كنترل 25/23
45/23 21/6
48/3 75/24
50/24 25/4
54/4
فيزيكي آزمايش
كنترل 60/20
86/19 96/2
10/4 80/22
25/20 80/3
86/4
اجتماعي آزمايش
كنترل 95/23
50/23 63/3
56/4 95/27
65/24 08/4
30/5
ارتباطي آزمايش
كنترل 35/30
10/29 28/4
42/5 40/33
70/28 54/5
79/5
مذهبي آزمايش
كنترل 45/25
15/24 17/5
10/5 15/28
45/24 61/5
41/5
روانشناختي آزمايش
كنترل 10/31
75/29 33/5
85/4 80/35
60/29 43/6
30/6
جنسي آزمايش
كنترل 10/25
55/24 91/5
30/4 75/26
80/24 34/6
26/6
كلي آزمايش
كنترل 45/45
30/46 70/10
29/7 90/51
80/43 75/6
45/7
بهمنظور بررسي ميزان تأثير آموزشهاي اسلامي بر ابعاد صميميت زوجين، از تحليل کوواريانس استفاده شد. بررسي پيشفرض تساوي واريانسهاي دو گروه با استفاده از آزمون لوين تأييد شد.
جدول 4: نتايج تحليل كوواريانس تأثير عضويت گروهي بر ميزان نمرات ابعاد صميميت دو گروه
ابعاد صميميت زناشويي متغيرها درجه آزادي ميانگين مجذورات F معناداري(P) ميزان تأثير توان آماري
عاطفي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 82/800
64/380 15/50
83/23 001/
001/ 575/
392/ 1
997/
عقلاني پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 24/428
46/1 36/51
176/ 001/
677/ 581/
005/ 1
069/
فيزيكي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 16/467
59/32 05/67
67/4 001/
037/ 644/
112/ 1
558/
اجتماعي – تفريحي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 12/592
06/82 46/84
70/11 001/
002/ 695/
240/ 1
915/
ارتباطي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 810/863
12/119 98/88
27/12 001/
001/ 706/
249/ 1
927/
مذهبي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 85/747
34/65 88/68
93/5 001/
020/ 647/
138/ 1
660/
روانشناختي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 87/1110
23/223 33/95
15/19 001/
001/ 720/
341/ 1
989/
جنسي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 15/1233
61/20 24/164
74/2 001/
106/ 816/
069/ 1
365/
كلي پيشآزمون
عضويت گروهي 1
1 78/682
61/449 40/20
43/13 001/
001/ 355
266/ 993/
993/
چنانچه جدول 4 نشان ميدهد، بين ميانگين باقيماندة نمرات ابعاد صميميت عاطفي، فيزيكي، اجتماعي- تفريحي، ارتباطي، مذهبي، روانشناختي، و كلي آزمودنيها بر حسب عضويت گروهي (دو گروه آزمايشي و كنترل) تفاوت معناداري مشاهده ميشود (01/0P<). ميزان اين تأثير، در بعد صميميت عاطفي 39 درصد، صميميت فيزيکي 11 درصد، صميميت اجتماعي- تفريحي 24 درصد، صميميت ارتباطي 25 درصد، صميميت مذهبي 14 درصد، صميميت روانشناختي 34 درصد و صميميت کلي 27 درصد بوده است. بنابراين، آموزههاي اسلامي بر ميزان نمرات عاطفي، فيزيكي، اجتماعي، ارتباطي، مذهبي، روانشناختي، و كلي ابعاد صميميت زناشويي آزمودنيها در پسآزمون گروه آزمايشي تأثير داشته و آن را افزايش داده است. همچنين نتايج جدول 4 نشان ميدهد که تأثير آموزش آموزههاي اسلامي، بر صميميت جنسي و صميميت عقلاني همسران معنادار نبوده است.
بحث و نتيجهگيري
نتايج پژوهش نشان ميدهد كه آموزش اسلامي ميزان صميميت زناشويي را افزايش داده است. پژوهشهاي انجامشده در زمينة صميميت زناشويي در ايران اندك است. از اين تعداد اندك نيز هيچيك در زمينه بررسي تأثير زوجدرماني اسلامي بر صميميت زناشويي نبوده است. آنچه در زمينة چرايي تأثير آموزههاي اسلامي بر صميميت زناشويي ميتوان گفت شامل موارد زير است:
1. ازآنجاکه بنابر پژوهشهاي هالفورد پرخاشگريهاي كلامي و فيزيكي، خودخواهي، تلافيجويي و بدبيني بزرگترين مانع ارتباط همسران و كنارهگيري عاطفي آنها از يكديگر است (هالفورد، 1384، ص 36)، آموزشهاي اسلامي اين پژوهش با كار بر روي اين نمودها، آنها را از ميان برداشته و فاصله رواني- عاطفي آنها را كاهش داده است. چنانچه نتايج پژوهش جاكوبسون (1980) نشان ميدهد كه زن و شوهرهاي ناموفق نسبت به زن و شوهرهاي موفق رفتارهاي لذتبخش و خوشايند كمتر و رفتارهاي ناخوشايند و منفي بيشتري را تجربه ميكنند (اعتمادي و همكاران، 1385 الف، ص 71).
2. آموزشهاي اسلامي اين پژوهش با كار بر روي گامهاي يك گفتوگوي محترمانه و گوش دادن فعال بهعنوان نمودهاي رفتاري احترام متقابل همسران (اعتمادي، 1387)، توانسته است آنها را در برقراري روابط صحيح با يكديگر توانمند سازد.
همچنين نتايج پژوهش نشان ميدهد كه آموزههاي شناختي- رفتاري اسلامي موجب افزايش صميميت عاطفي، فيزيكي، ارتباطي، اجتماعي- تفريحي، مذهبي و روانشناختي همسران شده است. ولي بر دو بعد صميميت عقلاني و صميميت جنسي تأثير نداشته است. دلايل احتمالي تأثير زوجدرماني اسلامي بر افزايش صميميت ارتباطي، عاطفي، فيزيكي، اجتماعي- تفريحي، مذهبي و روانشناختي را ميتوان چنين خلاصه كرد:
مشكلات مربوط به صميميت همسران، در وهله اول نتيجه شكست آنها در برقراري روابط صحيح است (اعتمادي و همكاران، 1385 ب). خودبرتربيني و خودمحوري در تعامل با همسر و نمودهاي رفتاري آن، مانند انتقادناپذيري، نپذيرفتن تفاوتهاي فردي، گوش ندادن به صحبتهاي همسر، عدم همدلي با احساسات و نيازهاي او و رفتارهاي منفي با همسر مانند پرخاشگريهاي كلامي و فيزيكي و تلافيجويي بزرگترين مانع برقراري ارتباط مؤثر ميان همسران است. آموزههاي اسلامي اين پژوهش و تكنيكهاي شناختي- رفتاري ارائهشده در آن، خودبرتربيني و خودمحوري، پرخاشگريهاي كلامي و فيزيكي و تلافيجويي در روابط همسران را كاهش ميدهد و بدينوسيله، صميميت ارتباطي آنها را بيشتر ميكند.
با افزايش صميميت ارتباطي همسران، صميميت احساسي آنها نيز افزايش مييابد؛ زيرا صميميت احساسي شامل در ميان گذاشتن تمام احساسات مثبت و منفي با همسر است و براي شكلگيري آن لازم است تا بازداريها و محدوديتهاي اندكي براي ابراز احساسات وجود داشته باشد (رضازاده و پورنقاش تهراني، 1386، ص 15). با كاهش رفتارهاي منفي همسران در مقابل يكديگر، آنها فضايي امن را براي يكديگر ايجاد ميكنند كه در آن ميتوانند در بروز احساسات خود آزادتر باشند. صميميت فيزيكي، شامل تماس بدني با همسر است كه ماهيت غيرجنسي دارد (همان، ص 16). با كمتر شدن فاصله رواني- عاطفي زوجين، كه در اثر افزايش صميميت ارتباطي و احساسي به وجود آمده است، فاصله فيزيكي آنها نيز از يكديگر كمتر شده و نزديكي و تماس بدني با همسر آسانتر ميشود.
صميميت روانشناختي عبارت از توانايي همسران، در افشاي قابل ملاحظه و عميق موضوعات شخصي با اهميت درباره خود واقعي و دروني خويش است. اين صميميت شامل نياز براي مشاركت و ابراز آرزوها، خيالپردازيها، اشتياقها، نقشههاي فرد براي آينده، ترسها و ترديدها است. همسران بايد براي در ميان گذاشتن خصوصيترين بخش وجود، خود بدون ترس از مسخره شدن، خجالتزده شدن، قضاوت شدن و كوچك شدن احساس ايمني كنند (همان). آموزههاي اسلامي اين پژوهش و تكنيكهاي شناختي و رفتاري ارائهشده در آن، با از بين بردن پرخاشگريهاي كلامي (فحش، سرزنش، طعنه، مسخره كردن) و فيزيكي و خودبرتربيني اين احساس ايمني را براي همسران مهيا ميكند و صميميت روانشناختي آنها را افزايش ميدهد.
صميميت اجتماعي و تفريحي نيز عبارتند از: نياز به پرداختن به فعاليتها و تجارب تفريحي و لذتبخش با همسر است (همان، ص 17). ارائه آموزههاي اسلامي در زمينه اهميت گذران وقت با خانواده از ديدگاه اسلامي و شركت زوجها به اتفاق يكديگر در نه جلسه آموزشي و انجام تكليفها و تمرينهاي مرتبط با آن، ميتواند سبب افزايش صميميت اجتماعي و تفريحي همسران شده باشد. از سوي ديگر، زماني كه همسران در ديگر جنبههاي صميميت مانند صميميت ارتباطي، فيزيكي و احساسي پيشرفت كنند، مايل به گذراندن وقت بيشتري با يكديگر هستند.
در مورد تأثير آموزههاي اسلامي بر صميميت معنوي نيز ميتوان چنين گفت: شركت همزمان همسران در جلسات آموزشي مرتبط با اين پژوهش، كه با رويكرد اسلامي برگزار شده است، خود ميتواند بهترين دليل افزايش صميميت معنوي همسران باشد.
عدم تأثير آموزشهاي اسلامي اين پژوهش بر صميميت عقلاني و جنسي را نيز ميتوان چنين تحليل كرد كه صميميت عقلاني (فكري) عبارتند از: نياز به ارتباط و در ميان گذاشتن ايدههاي مهم، افكار و باورها با همسر است. اين زماني اتفاق ميافتد كه همسران به ديدگاههاي يكديگر احترام بگذارند و ديدگاههاي مخالف و متفاوت يكديگر را بپذيرند (همان). اين امر به زمان بيشتر و تغييرات عميقتري احتياج دارد. به نظر ميرسد، افزايش صميميت جنسي همسران نيز به زمان بيشتري احتياج داشته باشد.
اين پژوهش در شهر اصفهان و با نمونهگيري در دسترس انجام شده است و در تعميم نتايج آن براساس نتايج اين پژوهش پيشنهاد ميشود:
1. با توجه به تأثير آموزش آموزههاي شناختي- رفتاري اسلامي بر افزايش صميميت زناشويي، ميتوان در مراكز آموزشي، مراكز مشاوره و ديگر مراكز مرتبط از آن استفاده كرد.
2. به دليل گستردگي و غناي آموزههاي اسلامي در تمام زمينههاي زندگي زناشويي، ميتوان برنامه آموزشي زوجدرماني اسلامي را بهعنوان يكي از برنامههاي آمادگي پيش از ازدواج زوجين پيشنهاد كرد.
3. ازآنجاكه پژوهشهاي انجامشده در زمينه بهبود كيفيت روابط زناشويي، با رويكرد اسلامي بسيار اندك است، پيشنهاد ميشود كه در اين زمينه پژوهشهاي بيشتري با رويكرد اسلامي انجام شود.
4. پيشنهاد ميشود ميزان تأثير آموزشي زوجدرماني اسلامي با ساير رويكردهاي زوجدرماني مقايسه گردد.
5. به دليل گستردگي آموزههاي اسلامي در زمينه مسائل خانوادگي، لازم است آموزههاي اسلامي از زواياي مختلف، موضوع پژوهشهاي ديگري در اين زمينه قرار گيرد.
- احمدي، خدابخش و ديگران، 1385، «بررسي رابطه بين تقيدات مذهبي و سازگاري زناشويي»، خانوادهپژوهي، سال دوم، ش 5، ص 55-67.
- اعتمادي، عذرا، 1387، «افزايش صميميت زناشويي»، تازههاي رواندرماني، دوره دوم، ش 49، ص 21-50.
- اعتمادي، عذرا، و ديگران، 1385 الف، «بررسي تأثير زوجدرماني به شيوه ايماگوتراپي بر افزايش صميميت زوجين مراجعهكننده به مراكز مشاوره شهر اصفهان»، تازهها و پژوهشهاي مشاوره، ش 19، ص 9-25.
- ـــــ، 1385 ب، «بررسي اثربخشي زوجدرماني شناختي- رفتاري بر صميميت زوجين مراجعهكننده به مراكز مشاوره شهر اصفهان»، مطالعات روانشناختي، دوره دوم، ش 1 و 2، ص 69-87.
- اوليا، نرگس، 1385، بررسي تأثير آموزش غنيسازي زندگي زناشويي بر افزايش رضايتمندي زوجين شهر اصفهان، پاياننامه كارشناسي ارشد، مشاوره خانواده، اصفهان، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي.
- خداياريفرد، محمد و ديگران، 1386، «رابطه نگرش مذهبي با رضايتمندي زناشويي در دانشجويان متأهل»، خانوادهپژوهي، سال سوم، ش 10، ص 612-620.
- دانش، عصمت، 1385، «تأثير خودشناسي اسلامي در افزايش ميزان سازگاري زناشويي»، تازهها و پژوهشهاي مشاوره، ش 11، ص 8-30.
- رضازاده، محمد و سعيد پورنقاش تهراني، 1386، بهبودبخشي صميميت در ازدواج، تهران، دانشگاه الزهرا.
- سالاريفر، محمدرضا، 1379، مقايسة نظرية خانواده درماني مينوچين با ديدگاه اسلام در باب خانواده، پاياننامه كارشناسي ارشد، روانشناسي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- سيف، سوسن و مريم نيکويي، 1384، «بررسي رابطه دينداري با رضايتمندي زناشويي»، تازهها و پژوهشهاي مشاوره، ش 13، ص 61-79.
- فقيهي، علينقي، 1386، «آموزشهاي روانشناختي مبتني بر قرآن و حديث و بررسي تأثيرات رواني و تربيتي آن در روابط همسران»، تربيت اسلامي، سال دوم، ش 4، ص 89-130.
- كرو، مايكل و جين ريدلي، 1384، زوجدرماني كاربردي با رويكرد سيستمي- رفتاري، ترجمة اشرفالسادات موسوي، تهران، مهر كاويان.
- سعيدي، ليلا و ديگران، 1385، «بررسي اثربخشي زوجدرماني كوتاهمدت راهحلمدار بر كاهش تعارضات زوجين شهرستان خمينيشهر اصفهان»، تازهها و پژوهشهاي مشاوره، ش 20، ص 39-52.
- حسيني، سيدداود، 1387، روابط سالم در خانواده، قم، بوستان كتاب.
- هالفورد، كيم، 1384، زوجدرماني كوتاهمدت، ترجمة مصطفي تبريزي و همكاران، تهران، فراروان.