اثربخشی آموزش طرح امید در میزان بهزیستی فاعلی زندانیان
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
بيش از 1/10 ميليون نفر در سراسر دنيا (والمسلي، 2011، ص 2) و 20000 نفر در ايران در زندان به سر ميبرند (آلبوکردي و همکاران، 1391) که بررسي بهزيستي فاعلي آنها از اهميت ويژهاي برخوردار است. «بهزيستي فاعلي» مفهوم گستردهاي است که شامل تجربه کردن هيجانهاي دلپذير، سطح پايين خلق منفي، و رضايت از زندگي بالاست (دينر و همكاران،2009، ص 69). بهطور خلاصه، بهزيستي فاعلي، دو مؤلفه عاطفي و شناختي دارد؛ مؤلفههاي عاطفي يا هيجاني مشتمل بر تعادل عاطفه مثبت (شادي) و عاطفه منفي است. مؤلّفه شناختي (رضايت از زندگي) نيز ارزيابي شناختي است که هر فرد از کيفيت زندگي کلي يا حيطههاي اختصاصي آن به عمل ميآورد (سپاه منصور و مظاهري، 1390).
ليوبومرسکي و توکر (1998) معتقدند: افراد شادکام وقايع زندگي و مشکلات را به صورت مطلوبتري مورد تفسير قرار ميدهند و رويارويي مؤثري دارند. از نظر آنان، اين افراد موقعيتها را به شکل مثبتتري در ميآورند و کمتر به صورت منفي واکنش نشان ميدهند و از سلامت روان بيشتري برخوردارند (صالحي و همکاران، 1390). همچنين مطالعات نشان ميدهد که استفاده از مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلي و استفاده از مواد تزريقي و استروئيد، همگي با کاهش رضايت از زندگي رابطه معنادار دارد (زوليگ و همكاران، 2001). مردم همة فرهنگها، بهزيستي فاعلي را مهمترين عنصر زندگيشان گزارش ميکنند. ازاينرو، روانشناسان ميکوشند تا عاملهاي پرورش سطوح بالاتر بهزيستي را شناسايي کنند (لوكاس و دانلان، 2007). در اين ميان، مطالعات بسياري نشاندهندة ضرورت افزايش بهزيستي تعداد بسياري از زندانيان است (هرمان و همكاران، 1991؛ ميلز و كرنر، 2005، ص 1؛ کهريزي و همکاران، 1390). اين مسئله موجب ترغيب تعدادي از روانشناسان شد تا برنامههاي توانبخشي بر اساس اصول روانشناختي، که بتواند ميزان جرايم را کاهش دهد، ارائه دهند (پوتواين و سامونز، 1386، ص 201). بدينترتيب، اقدامات مشاوره و رواندرماني در زندان موجب ميشد تا از شکلگيري مشکلات شديدتر در داخل زندان پيشگيري شود و محيط زندان را به يک محيط مؤثر تبديل کند. همچنين روشن است با انجام رواندرماني مناسب، سلامت روان زندانيان تأمين، زمينه وقوع مجدد جرم از بين رفته و زنداني پس از آزادي از زندان، به سمت زندگي سالم و بهنجار سوق داده ميشود (خادمي، 1389، ص 280).
ازآنجاکه شواهد در مورد درمانگريهاي انفرادي زندانيان معمولاً مساعد نيست، بهطوري که اغلب رواندرمانگران بر اين باورند که گروه درمانگري بهترين روش براي درمان زندانيان است (دادستان، 1389، ص 302)؛ و با توجه به جمعيت زندان و جهت رشدشناختي، عاطفي و رواني، که خود رشد ارتباطات بين فردي را به دنبال خواهد داشت، کلاسهايي با عنوان کلاسهاي آموزشي- روانشناختي بهصورت گروهي در هر بند تشکيل ميشود (خادمي، 1389، ص 290). به اعتقاد برخي، اين نوع مداخلهها، که با هدف تغيير رفتار جمعي انجام ميشود، اميد بخشتر به نظر ميرسند؛ زيرا وقتي محيط زندگي و فرايندهاي آموزشي افراد مشابه است، احتمال تعميم مهارتها هم افزايش مييابد. اين روشها با بهرهگيري از تأثير الگوهاي بهنجار (غيرمنحرف)، بهتر ميتواند شرايط محيط طبيعي زندگي زندانيان را مهار کنند (دادستان، 1389، ص 308). همچنين از طريق اين کلاسها، زندانيان متوجه مشکلات رواني خويش ميشوند و انگيزه اقدام براي درمان و رفع مشکلات در آنها به وجود ميآيد؛ زيرا موضوعات طرح شده در کلاسها، بهطور طبيعي حکم معيار را داشته و زنداني در مقايسه خود با آنها مشکلات خويش را در مييابد (خادمي، 1389، ص 290).
بر اين اساس، معاونت اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم قوه قضائيه با برگزاري دوره طرح اميد (دوره انگيزش و مهندسي فطري دانش و مهارتها) درصدد دستيابي به اهداف ذيل است:
1. ارتقاء بهداشت رواني و ايجاد و افزايش درونزاي نشاط فردي و اجتماعي؛ 2. مثبتنگري، خودباوري واعتماد به نفس، توسّل و توکّل؛ 3. دستيابي به حل مسئله و برخورد مثبت و رشدآفرين با تعارضها؛ 4. توانمندسازي به منظور مديريت ضعفها و قوّتها در راستاي تعالي فردي و اجتماعي؛ 5. تصحيح و تقويت روابط بين فردي و گروهي؛ 6. بازيابي و ارتقاي سلامت فردي و اجتماعي و بهبود کيفيت زندگي؛ 7. ايجاد احساس نياز به تحصيل و فراگيري مشتاقانه ومجدانه دانش و مهارت؛ 8. پذيرش اينکه نشاط، اشتغال و کار، امنيت و آرامش رواني و اجتماعي، رهايي از مشکلات، خلاصي از ناملايمات و رسيدن به حيات طيبه و دستيابي به رضايت از زندگي را بايد از خويش و نه از جامعه و ديگران انتظار داشت؛ 9. تقويت فطريات، از ايمان به خداوند و آموزههاي وحياني تا اقامه نماز و انجام مبرّات، حسنات و کارهاي خيرخواهانه زندانيان.
اين طرح اقتباسي از روشهاي رواندرماني و گروهدرماني در زندانها و تلفيقي از برنامههاي معنوي، تربيتي و روانشناسي است. ازآنجاکه در اين طرح، از برنامههاي معنوي فراواني بهره برده شده است، اين طرح بيشباهت به مداخلههاي معنوي نيست. معنويت، از جمله متغيرهايي است که پژوهشگران رشتههاي مختلف به رابطه آن با بهزيستي توجه نشان دادهاند (مكنايت، 2006، ص 115). کيارکي و دنکه، رابطه دين و معنويت را با شادي و رضايتمندي توسط مقياس چند وجهي دين و معنويت و مقياس عاطفه مثبت و منفي و مقياس رضايت از زندگي بررسي کردند (كياركي و دنكه، 2005، ص 209). آنان معنويت و اعمال ديني را پيشگويي کننده بهزيستي فاعلي يافتند. به گفتة مايرز: «تحقيقات مکرر در ميان مردم آمريکاي شمالي و اروپا نشان ميدهد که مردم ديندار، بيش از بي دينها احساس شادي و رضايت از زندگي را تجربه ميکنند» (مايرز، 1992، ص 183). يافتههاي آقابابايي و همکاران (1390)، نشان داد که تواناييهاي ذهني مرتبط با دينداري و معنويت، نقش مثبتي در بهزيستي فاعلي افراد دارند. کمبود شواهد پژوهشي داخلي در حيطة مداخلات آموزشي در زندان، بيانگر ضرورت انجام اين پژوهش است. بنابراين، اين مطالعه به تعيين ميزان تأثير آموزش طرح اميد زندانهاي کشور در افزايش بهزيستي فاعلي مددجويان زندان قم ميپردازد.
روش پژوهش
طرح پژوهش شبه تجربي با دو گروه آزمايش و گواه با پيشآزمون و پسآزمون بود. جامعة آماري شامل کليه مردان جوان زنداني در زندان قم در سال 1392 بودند که شرايطي كه گذشت از بين آنها، 32 نفر به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمايش و گواه بهطور تصادفی گمارش شدند.
ابزار پژوهش؛ در اين پژوهش از دو ابزار زير استفاده شده است:
1. مقياس رضايت از زندگي (SWLS): اين مقياس براي اندازهگيري رضايت از زندگي در بعد شناختي بهزيستي فاعلي بهکار گرفته شده (دينر و همكاران، 1985) و از پرکاربردترين ابزارها در زمينه رضايت از زندگي است (دينر، 2009، ص 25). مقياس داراي پنج ماده و تک عاملي است. هر ماده هفت گزينه دارد که پاسخدهندگان ميزان رضايتمندي خود از يک (کاملاً مخالفم) تا هفت (کاملاً موافقم) نشان ميدهند. ميانگين يک، بهمعني عدم رضايت از زندگي و ميانگين هفت، بيانگر رضايت کامل از زندگي است. اعتبار آزمون با روش دونيمه کردن 87/0 و با روش بازآزمايي 82/0 گزارش شده است. همچنين اعتبار قابل قبولي با بهرهگيري از مقياس خودگزارشي و ملاکهاي خارجي، مانند گزارش همسالان، مقياس حافظه و درجهبنديهاي باليني گزارش شده است (پيوت، 1991). اين مقياس در ايران، توسط بياني و همكاران (1386) اعتباريابي شده است. اين پژوهشگران، اعتبار مقياس را با روش آلفاي کرونباخ 83/0 و با روش بازآزمايي 69/0 گزارش کردهاند. غضنفري (1382) نيز با اجراي اين مقياس بر روي 147 دانشجوي پسر و دختر ايراني و 121 دانشجويي پسر و دختر کانادايي، آلفاي کرونباخ 88/0 را گزارش کرده است.
2. مقياس شادي فاعلي: اين مقياس توسط ليوبومرسکي و لپر (1999) ساخته شده و داراي 4 ماده است. دو ماده نخست آن، از پاسخدهنده ميخواهد شادي خود را به ترتيب به صورت مستقل و در مقايسه با همگنان خود درجهبندي کند. مادههاي سه و چهار، به ترتيب افراد شاد و غمگين را توصيف ميکند و از پاسخدهنده ميپرسد که اين اوصاف چقدر در مورد آنان درستاند. هولدر، کولمن و واليس، ضرايت آلفاي کرونباخ اين مقياس را از 79/0 تا 94/0 گزارش کردهاند (آقابابايي و فراهاني، 1390). نسخة فارسي مقياس در نمونههاي دانشجويي و غيردانشجويي اجرا و اعتباريابي شده است. ضريب آلفاي کرونباخ نسخه فارسي 76/0 و همبستگي آن با مقياس رضايت از زندگي 43/0 تا 47/0 گزارش شده است (آقابابايي و همکاران، 1388). آزمودنيها به يک مقياس هفت درجهاي ليکرت پاسخ ميدهند. به گفته کاشدان مقياس شادي فاعلي و رضايت از ازندگي، از مناسبترين مقياسها براي سنجش بهزيستي فاعلي هستند؛ زيرا کوتاه، مبتني بر نظريه و فارغ از فشار زمانياند و ويژگيهاي روانسنجي خوبي دارند (كاشدان، 2004).
طرح مداخلهاي: طرح مداخلهاي اين پژوهش، طرح اميد زندانهاي کشور بود. مراحل طرح اميد بدين شرح بود: 1. انتخاب و تشکيل گروههاي 16 نفره رهيار؛ 2. پرکردن برگه عضويت توسط اعضاء در اولين جلسه؛ 3. تقسيم هر گروه 16 نفره به گروههاي 8 نفره با نام هميار؛ 4. اجراي عقد اخوت بين اعضاء گروههاي هميار؛ 5. تعيين يک نفر رابط براي هر گروه هميار به عنوان هميار؛ 6. تقسيم گروه هميار به دو دسته 4 نفره؛ 7. تعيين اسم براي هر يک از دستهها و گروههاي هميار؛ 8. اجراي دوره انگيزش و مهندسي فطري دانش و مهارتها براساس کتابچه آموزشي طرح و با سرفصلهاي مندرج در جدول 1.
جدول 1: سرفصلهاي طرح اميد زندانهاي کشور
رديف عناوين
1 شناخت، مديريت و كنترل رفتار
2 شناخت خويشتن (شناخت نقاط قوّت، نقاط ضعف و هدايت رفتار)
3 شناخت خدا (ايجاد ارتباط با خدا در انجام امور)
4 مديريت رفتار (تعيين هدف براساس تواناييهاي خويشتن)
5 مديريت رفتار براساس تواناييهاي خويشتن
شيوة اجرا: براي انجام پژوهش با کمک مسئولين زندان افراد واجد شرايط، شناسايي شدند. پس از انتخاب نمونه و گمارش تصادفي در دو گروه آزمايش و گواه، آزمون رضايت از زندگي و شادي فاعلي بهعنوان پيشآزمون اجرا شد. سپس براي آزمودنيهاي گروه آزمايش جلسات آموزشي دوره اميد طي 12 جلسه 3 ساعته در 6 هفته (هر هفته دو جلسه با رعايت فاصله زماني مناسب) برگزار شد. پيش از اجراي دوره، يک جلسه سه ساعته توجيهي کامل، براي توضيح پيرامون فرمها، تشکيل گروهها و دستهها و تعيين وظيفهها و تهيه جدولها برگزار شد. در آغاز و پايان هر جلسه آموزشي، پنج دقيقه نيايش برگزار شد. همچنين مطالعه و مباحثه کتابهاي تعيين شده در دفترچه آموزشي طرح؛ شنيدن سي ديهاي اخلاقي و مباحثه آن؛ ديدن فيلمهاي مناسب و مباحثه آن؛ انجام نشستهاي آيينهاي؛ انجام بازيهاي بومي و ورزشهاي رسمي؛ حرفهآموزي؛ پرکردن فرمهاي ترازنامه، جدولهاي من کنوني و من بهتر (با حضور هميار)؛ انجام خدمت وکار عامالمنفعه و تهيه روزنوشتها و برداشتها جز برنامههاي اصلي اين طرح بود. براي گروه گواه، جلسات آموزشي تشکيل نشد. يک هفته پس از پايان جلسات، در جلسهاي جداگانه ضمن تقدير از همکاري آزمودنيهاي دو گروه، به اجراي پسآزمون پرداخته شد. طرح اميد، پس از پايان پژوهش براي گروه گواه نيز اجراء گرديد. تجزيه و تحليل يافتهها با روش تحليل کوواريانس تکمتغيري و با بهرهگيري از نرم افزار (SPSS) انجام شد.
يافتههاي پژوهش
نتايج يافتههاي توصيفي اين پژوهش شامل شاخصهاي آماري ميانگين و انحراف استاندارد پيشآزمون و پسآزمون رضايت از زندگي و شادي فاعلي در دو گروه آزمايش و گواه در جدول شماره 2 ارائه شده است.
جدول 2: ميانگين و انحراف استاندارد پيشآزمون و پسآزمون متغيرهاي پژوهش
متغير گروه M Sd
پيشآزمون رضايت از زندگي آزمايش
گواه 12/13
18/14 87/2
88/2
شادي فاعلي آزمايش
گواه 37/12
68/12 95/0
41/2
پسآزمون رضايت از زندگي آزمايش
گواه 13/18
56/13 26/5
94/2
شادي فاعلي آزمايش
گواه 19/15
00/12 00/2
44/2
ازآنجاکه محققان اين پژوهش براي بررسي نتايج از طرح نيمهآزمايشي استفاده کردهاند، از تحليل کوواريانس بهره گرفتند تا، آثار پيشآزمون را بهعنوان يک متغير تصادفي کمکي کنترل کنند. استفاده از اين روش، مستلزم کنترل مفروضههايي است که ما در بررسي فرضيهها از آنها (خطي بودن و همگني شيب رگرسيون) بهره گرفتيم. براساس رعايت اين مفروضهها، نتايج تحليل کوواريانس پرسشنامه رضايت از زندگي در جدول 3 نشان داده شده است.
جدول 3: آزمون کوواريانس براي مقايسه دو گروه
منبع واريانس SS df MS F Sig. مجذور اتا
متغير همپراش (پيشآزمون) 372.517 1 372.517 62.383 000/0 683/0
گروه 265.452 1 265.452 44.454 000/0 605/0
خطا 171/173 29 971/5
کل 000/8745 32
همانطور که در جدول 3 مشاهده ميشود، متغير پيشآزمون بهطور معناداري با متغير وابسته (پسآزمون) رابطه دارد. همچنين پس از تعديل نمرات پيشآزمون، بين دو گروه پس از مداخله، در عامل رضايت از زندگي، تفاوت معنادار (F=62/38 و P= 0/000) مشاهده ميشود. همانگونه که با مجذور اتا ارزیابی شده، عامل طرح امید، موجب 60 درصد تغییرات در افزایش رضایت از زندگی شده است. نمرات ميانگين تعديل شده پسآزمون نشان ميدهد كه گروه آزمايش در مقايسه با گروه گواه از رضايت از زندگي بيشتري برخوردارند. بنابراين، آموزش طرح اميد زندانهاي کشور، در افزايش رضايت از زندگي مددجويان زندان قم مؤثر بوده است.
پس از رعايت مفروضههاي آزمون کوواريانس، براي آزمون اثربخشي آموزش طرح اميد در شادي فاعلي، بهمنظور حذف اثر پيشآزمون از مدل آماري تحليل کوواريانس استفاده شد که نتايج آن در جدول 4 آمده است.
جدول 4: آزمون کوواريانس براي مقايسه دو گروه
منبع واريانس SS df MS F Sig. مجذور اتا
متغير همپراش (پيشآزمون) 484/52 1 484/52 539/15 000/0 349/0
گروه 451/92 1 451/92 371/27 000/0 486/0
خطا 953/97 29 378/3
کل 000/6145 32
همانطور که در جدول 4 مشاهده ميشود، متغير پيشآزمون بهطور معناداري با متغير وابسته (پسآزمون) رابطه دارد. همچنين پس از تعديل نمرات پيشآزمون، بين دو گروه پس از مداخله، در عامل شادي فاعلي، تفاوت معنادار (F= 15/53 و P= 0/000) مشاهده ميشود. همانگونه که با مجذور اتا ارزیابی شده، عامل طرح امید موجب 48 درصد تغییرات در افزایش شادی فاعلی شده است. نمرات ميانگين تعديل شده پسآزمون نشان ميدهد كه گروه آزمايش در مقايسه با گروه گواه از شادي بيشتري برخوردارند. ازاينرو، تفاوت گروههاي مورد مطالعه از نظر آماري معنيدار بوده و اين معناداري به نفع گروه آزمايش است. بنابراين، آموزش طرح اميد زندانهاي کشور موجب افزايش شادي مددجويان زندان قم شده است.
بحث و نتيجهگيري
در طول تاريخ، معنويت بخش مهمي از زندگي انسانها را تشکيل ميدهد. براساس تحقيقات، تأثير مهمي بر سلامت و بهزيستي آنها دارد (رضايي، 1389). بر اين اساس، مطالعات معنوي در روانشناسي در سطح دنيا، موضوعي جدي و اساسي است که توجه به آن در بسياري از کشورها در حال افزايش است (بوالهري و همکاران،1391). يافتههاي پژوهش نشان داد که بين آموزش طرح اميد زندانهاي کشور و افزايش بهزستي فاعلي مددجويان زندان قم رابطه وجود دارد. تفاوت نمرات پسآزمون پرسشنامههاي رضايت از زندگي و شادي فاعلي در دو گروه آزمايش و گواه افزايش معنادار داشته است. تحليل نتايج اين پژوهش، با نتايج پژوهشهاي ديويد مايرز (1992)؛ مکنايت (2006)؛ کيارکي و دنکه (2005) و آقابابايي و همکاران (1390) همخواني دارد.
نتايج يک مطالعه نشان داده است که ميزان معنا در زندگي مددجويان در مقايسه با افراد عادي کمتر است. اما افرادي که نمره بالاتري در هدف از زندگي بهدست ميآورند، رضايت بيشتري از زندگي دارند و از افزايش ثبات هيجاني برخوردارند (ملاسو، 2006، ص 1). احتمالاً علت افزايش رضايت از زندگي مددجويان در اين پژوهش نيز به دليل تأکيد طرح اميد بر ايجاد و ارتقاء اهدافي مانند موارد ذيل باشد: 1. ايجاد احساس نياز به تحصيل و فراگيري مشتاقانه ومجدانه دانش و مهارت؛ 2. انجام خدمت وکار عامالمنفعه و تهيه روزنوشتها و برداشتها از زندگي؛ 3. تقويت فطريات، از ايمان به خداوند و آموزههاي وحياني تا اقامه نماز و انجام مبرّات، حسنات و کارهاي خيرخواهانه مددجويان. پيکاک و پولوما نيز دريافتند که احساس نزديکي به خدا، بزرگترين و تنها پيشبينيکننده رضايت از زندگي در همه سنين است (پيكاك و پولوما، 1999). تجارب متعالي و احساس وجود کنترل ثانوي بر محيط ميتواند رضايت از زندگي افراد را افزايش دهد (كيم،2004).
همچنين به نظر ميرسد، که اثر مثبت دين بر شادي برخاسته از معنا و هدفي است که باورهاي ديني براي فرد فراهم ميآورد (دينر، 2009، ص 25). در نتيجه، ميتوان گفت: معنويت با برآيندهاي باارزش زندگي که مثبت و شاديبخش هستند مرتبط است و «اميد به آينده» را در فرد تقويت ميکند (استيگر، 2008). بنابراين، احساس اميدواري و احساس موفقيت، مانع از بروز افسردگي ميگردند (رادي و همکاران، 1392).
همچنين احتمالاً گروهي بودن طرح و تشابه محيط زندگي و استفاده از الگوهاي بهنجار (غيرمنحرف) نيز در اثربخشي اين طرح مؤثر بوده است. از سوي ديگر، چنانچه تحقيقات نشان داده است، شرکت مددجويان در چنين طرحي ميتواند موجب توجه آنها به مشکلات رواني و در نتيجه، ايجاد انگيزه براي درمان و رفع مشکلات شود (خادمي، 1389، 290)؛ زيرا موضوعات طرح شده در کلاسها، بهطور طبيعي حکم معيار را داشته و مددجو در مقايسه خود با آنها مشکلات خويش را در مييابد. در نتيجه، توجه به هدفها و برگزيدن روشهاي ويژه مراقبت با در نظر گرفتن ديدگاههاي معنوي مددجويان؛ حمايت از بهرهمندي از اعتقادهاي معنوي در مقابله با عوارض و مشکلات زندان؛ تشويق مددجويان به صحبت و مشاوره با بزرگان معنوي خود؛ مطالعه و مباحثه کتابهاي معنوي و مذهبي؛ محاسبه و مراقبه نفس و قبول مسئوليت زندگي فردي و اجتماعي؛ حرفهآموزي و انجام خدمت و کار عامالمنفعه، ميتواند در رسيدن به معنويت و پيامد مؤثر آنکه، حفظ و ارتقاي بهزيستي فاعلي آنها است، کمکيار باشد. نتايج اين پژوهش حاکي از توان طرح اميد زندانهاي کشور در افزايش بهزيستي فاعلي مددجويان است. احتمالاً برگزاري اين دوره، ميتواند در پيشگيري از جرائم، دعاوي و آسيبهاي اجتماعي مؤثر باشد. پذيرش اين امر منوط به انجام تحقيقات بيشتر در بررسي اثربخشي اين طرح خواهد بود.
محدودیتها: ازآنجاکه آزمودنیهای این پژوهش، جوانان زندانی 20 تا 25 سال بودند، نتایج آن قابل تعمیم به سایر زندانیان با گروههای سنی متفاوت نیست. محدودیت دیگری که محققان با آن مواجه بودند، عدم توفیق در انجام مطالعه پیگیری بود. با توجه به نتايج پژوهش، پيشنهاد ميشود علاوه بر فراهم کردن شرايط مساعد براي مطالعات پيگيري در پژوهشهاي بعدي، اين پژوهش در گروههاي ديگر مجرمان بهويژه گروه بزهکاران که نوجوانان کمتر از 18 سال هستند نيز به اجرا درآيد.
- آقابابايي، ناصر و همكاران، «هوش معنوي و بهزيستي فاعلي» (1390)، روانشناسي و دين، سال چهارم، ش 3، ص 83-96.
- آقابابايي، ناصر و حجتاله فراهاني، «نقش رگه قدرداني در پيشبيني بهزيستي روانشناختي و فاعلي» (1390)، روانشناسی تحولی: روانشناسان ايراني، سال هشتم، ش 8 (29)، ص 75-84.
- آقابابايي، ناصر و همكاران، «معنويت و احساس شخصي رواندرستي در دانشجويان و طلاب» (1388)، علوم روانشناختي، ش 31، ص 360-372.
- آلبوکردي، سجاد و همكاران، «رابطه تابآوري و اختلالات رواني در جوانان مجرم زندان مرکزي شيراز» (1391)، مجله علمي دانشگاه علومپزشکي کردستان، ش 17، ص 43-50.
- بوالهري، جعفر و همكاران، «اثربخشي رويکرد گروه درماني معنوي بر کاهش ميزان افسردگي، اضطراب واسترس در زنان مبتلا به سرطان سينه» (1391)، جامعهشناسي زنان، سال سوم، ش 1، ص 85-115.
- بياني، علياصغر وهمكاران، «اعتبار وروايي مقياس رضايت از زندگي» (1386)، روانشناسان ايراني، ش 3 (11)، ص 259ـ265.
- پوتواين، ديويد و آيدن سامونز (1386)، روانشناسي و جرم، ترجمة داود نجفي توانا، تهران، ميزان.
- خادمي، علي (1389)، رويکردهاي نوين در روانشناسي رفتارهاي جنايي، تهران، علم.
- دادستان، پريرخ، (1389)، روان شناسي جنايي، تهران، سمت.
- رادی، حسین و همكاران، «بررسی رابطه خوشبینی اسلامی، افسردگی و سبکهای مقابله با استرس در دانشجویان» (1392)، روانشناسی و دین، سال ششم، ش 1، ص 29-44.
- رضايي، جواد (1389)، تأثير آموزش سبک زندگي اسلاممحور با تأکيد بر نظام خانواده بر تعهد و صميميت زوجين اراک، پاياننامه کارشناسي ارشد، رشته مشاوره و راهنمایی، دانشگاه اصفهان.
- سپاه منصور، مژگان و محمدعلي مظاهري، «ساختار خانواده و ابعاد چندگانه رضايت از زندگي نوجوانان» (1390)، تحقيقات روانشناختي، سال سوم، ش 9، ص 51-59.
- صالحي، مهديه و همكاران، «مقايسه سلامت عمومي، سبکهاي مقابلهاي و شادکامي مادران کودکان معلول جسمي حرکتي و سالم» (1390)، تحقيقات روانشناختي، سال سوم، ش 9، ص 1-12.
- غضنفري، شهباز (1382)، همبستههاي شخصيتي شادماني ذهني براساس الگوي پنج عاملي در ميان دانشجويان دانشگاه شيراز، پاياننامه کارشناسي ارشد، رشته روانشناسی بالینی، دانشگاه شيراز.
- کهريزي، احسان و همكاران، «تأثير گروهدرماني شناختي به روش مايکلفري در کاهش افسردگي زندانيان» (1390)، انديشه و رفتار، دوره ششم، ش 22، ص 21-30.
- Ciarrocchi J W, Deneke E, (2005), Happiness and the varieties of religious experience: Religious support, practices, and spirituality as predictors of well-being, Research in the Social Scientific Study of Religion, v 15, p. 209-233.
- Diener E & et al, (2009), "Happiness", In M. R. Leary & R. H. Hoyle (eds), Handbook of Individual Differences in Social Behavior, New York, the Guilford Press.
- Diener, E, (2009), Assessing subjective well-Being: Progress and opportunities, In E. Diener (Ed), Assessing Well-Being: The Collected Works of Ed Diener (p. 25-65). New York: Springer.
- Diener, E. & et al, (1985), The Satisfaction With Life Scale, Journal of Personality Assessment, v 49, p. 71-75.
- Herman, H. & et al, (1991), Hidden severe psychiatric morbidity in sentenced prisoners: an Australian study, The American Journal of Psychiatry, v 14, p. 236-239.
- Kashdan, T. B, (2004), The assessment of subjective well-being (Issues raised by the Oxford Happiness Questionnaire), Personality and Individual Differences, v 36, p. 1225-1232.
- Kim Y, & et al, (2004), Spirituality and effect: a function of changes in religiousaffiliation, Personality and Individual Differences, v 37, p. 861-870.
- Lucas R E, Donnellan M B, (2007), "How stable is happiness? Using the STARTS model to estimate the stability of life satisfaction", Journal of Research in Personality, v 41, p. 1091-1098.
- Lyubomirsky, S. & Lepper, H. S, (1999), A measure of subjective happiness: Preliminary reliability and construct validation, Social Indicators Research, v 46 (2), p. 137-156.
- McKnight D, (2006), An investigation into the relationship between spirituality and life satisfaction, Dissertation, California, California State University.
- Mills, J.F. & Kroner, D.G, (2005), Screening for suicide risk factors in prison inmates: Evaluating the efficiency of the depression, hopelessness and suicide screening form (DHS). Legal and Criminological Psychology, v 10, p. 1-12.
- Molasso W. R, (2006), Exploring Frankl's purpose in life with college students, Journal of College and Character, v 7(1), p. 1-10.
- Myers D G, (1992), The Pursuit of Happiness, New York, Avon Books.
- Peacock J R , Poloma M M, (1999), Religiosity and life satisfaction across the life course, Social Indicators Research, v 48, p. 321-345.
- Pvot W, Diener E, & et al, (1991), Farther Validation of the satisfaction with life Scale: Evidence for the cross-method convergence of well-being measures, Journal of personality assessment, v 51, p. 149-161.
- Steger M F, & et al, (2008), The meaningful life in Japan and the United States: Levels and correlates of meaning in life, Journal of Research in Personality, v 42, p. 660–678.
- Walmsley, R, (2011), World Prison Population List, 9th ed. King’s College of London: International Centre for Prison Studies, p. 1-4.
- Zullig, Keith J. & et al, (2001), Relationship between perceived life satisfaction and adolescents’ substance abuse, Journal of Adolescent Health, v 29, Issue 4, p. 279-288.