روان‌شناسی و دین، سال هفتم، شماره چهارم، پیاپی 28، زمستان 1393، صفحات 5-22

    ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی حرص- قناعت

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ عباسعلی هراتیان / كارشناس ارشد روان‌شناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني / a.haratiyan@gmail.com
    زهرا محمدی / *کارشناس علوم تربیتی دانشگاه اراک
    فاطمه سادات شمسی‌نژاد / کارشناس روان‌شناسي باليني دانشگاه آزاد اسلامي واحد قم
    چکیده: 
    هدف این پژوهش، طراحی، ساخت و اعتباریابی مقیاس حرص- قناعت بر اساس آموزه های اسلامی،  برای سنجش رذیله اخلاقی حرص و فضیلت اخلاقی قناعت بود. پس از طی مراحل ساخت و اعتبار و روایی سنجی اولیه، پرسش نامه ای 29 گویه ای، بین 475 دانشجو و طلبه، که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده بودند، اجرا شد. در بررسی روایی مقیاس، میزان 14/91 درصدی موافقت کارشناسان و معناداری ضریب تطابق کندال، گویای قوت روایی محتوای مقیاس بود. تحلیل یافته ها بیانگر آن بود که مقیاس اسلامی حرص- قناعت دارای چهار عامل (دل مشغولی مادی/ احساس امنیت مادی، مهارگسیختگی مادی/ خودمهارگری مادی، ضعف معرفت و هیجان دینی/ قوت معرفت و هیجان دینی و احساس محرومیت و نیاز مادی/ رضامندی مادی) بوده است. ضریب بازآزمایی 887/0، آلفای کرونباخ 863/0 و ضریب دونیمه سازی 823/0 نشانگر اعتبار قوی این مقیاس است. براساس یافته های پژوهش می توان گفت: این پرسش نامه دارای اعتبار و روایی بالا بوده و عوامل منسجمی از آن به دست می آید که می توان با کاربرد آن، ویژگی های اخلاقی حرص و قناعت افراد را مورد مطالعه قرار داد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Constructing and Exploring the Reliability of the Islamic Type of Craving – Contentment Measure
    Abstract: 
    The aim of this research is constructing a craving contentment measure based on Islamic doctrines which can be used for evaluating the vice of craving and virtue of contentment. After constructing and exploring the validity of the initial assessment, a questionnaire with 29 questions was conducted and completed by 475 university students and seminary students who were chosen through random cluster-sampling. The validity of the measure was examined and, resting on the 91/14 percent of experts accommodation and significance of Kondal's coincidence coefficient the findings show that the measure has large-scale validity content. The finding analysis shows that the Islamic type of craving – contentment measure has four factors: (material preoccupation/ feeling of material safety, material arbitrary/ material self-control, weakness in religious knowledge and zeal/ excess of religious knowledge and zeal, feeling of material deprivation and need/ material satisfaction). The retest coefficient: 0/887, Cronbach's Alpha: 0/863 and coefficient of split- half: 0/823 show that this measure in strongly reliable. Given the findings of research, we can say that this questionnaire has large-scale reliability and validity and provide coherent factors which can have an effective role in studying peoples' moral characteristics of craving contentment when they taken into account.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

     
    مقدمه
    «اخلاق» جمع «خُلْق»، به معناي نيرو و سرشت باطني انسان است که تنها با ديدة بصيرت و غيرظاهر، قابل درک است (راغب اصفهاني، 1340، ص 159). «خُلق» را صفت نفساني راسخ نيز مي‌گويند که انسان، رفتارهاي متناسب با آن را بي‌درنگ، انجام مي‌دهد (همان). اين صفت راسخ دروني، ممکن است «فضيلت» و منشأ رفتار خوب و يا «رذيلت» و منشأ کردار زشت باشد (تجليل و ايرانمنش، 1390).
    ضرورت اخلاق و پرداختن به آن، و حكمت عملي و علم اخلاق، پس از علم توحيد و معرفت‌الله، از ارزشمندترين علوم است؛ زيرا موضوع آن عبارت از روح و روان و حقيقت انسان بوده، غايت و ثمره آن تحصيل سعادت و كمال آدمي است. ارزش علوم يا به عظمت و ارزش موضوع است، يا به اهميت غايت و ثمره آن مي‌باشد. در عالم طبيعت چيزي برتر از انسان نيست. از سوي ديگر، براي انسان هيچ هدفي و غايتي جز سعادت و كمال وجود ندارد و طريق سعادت بشر، پس از علم توحيد، وابسته به اين معرفت است (حسيني شريف، 1390). از‌اين‌رو، دانايان بشر از ديرباز به اين عرصه توجه شاياني داشته، هريك به نوبه خود در واكاوي و بررسي ابعاد و جوانب آن سهيم بوده‌اند. در اين ميان، انبياء و فرستادگان الهي از همه بيشتر در جهت اصلاح نفوس و تكميل اخلاق بشريت و امت‌ها كوشيده‌اند، تا آنجا كه خاتم پيامبران هدف و غايت بعثت خود را تتميم و تكميل فضايل اخلاقي اعلام فرموده است (طبرسی، 1412ق، ص 8).
    گزاره‌هاي اخلاقي، بزرگ‌ترين بخش معارف اسلامي است. انديشمندان اولية اسلامي، حركتي ارزشمند براي تبيين محتواي اخلاقي اسلام آغاز كرده‌اند. اما با گذشت زمان، در مجامع علمي جهان، اخلاق به‌منزلة يك علم از گردونة علوم، خارج و در سفارش‌ها و پندهاي بزرگان خلاصه گردد. درحالي‌كه تجربه ثابت كرده است علم و پيشرفت، بدون اخلاق و معنويت، بيش از آنكه موجب تعالي بشر باشد، تنزل او را از مقام انسانيت در پي داشته است (ولي‌زاده، 1389). امروزه با گسترش نابهنجاري‌هاي رفتاري و اخلاقي، استفاده از آموزه‌هاي ديني در فرايند مشاوره و روان‌درماني، توجه روان‌شناسان بسياري را به خود جلب كرده و مطالعات زيادي نيز در اين زمينه صورت گرفته است (ولي‌زاده و آذربايجاني، 1389، ص 46).
    مباحث اخلاقي، از مهم‌ترين خاستگاه اصلي پژوهش‌هاي روان‌شناختي در اسلام است. در اين ميان، ويژگي‌هايي كه موجب اختلال در كاركرد فردي و اجتماعي مي‌شوند و گاه حتي سلامت جسمي و رواني وي را به خطر مي‌اندازند. (رذايل اخلاقي) و ويژگي‌هايي كه موجب ارتقاء سطح سلامت رواني و جسمي شده و سازگاري اجتماعي فرد را تقويت خواهد نمود (فضائل اخلاقي)، اهميت ويژه‌اي دارند. از‌جملة آنها مي‌توان به «حرص» و «قناعت» اشاره كرد.
    در آيات و روايات، و منابع اخلاقي و تاريخي، به مفاهيم حرص و قناعت، بسيار توجه شده است. دومين صفت از صفات رذيله (پس از تكبر)، که در داستان انبياء و آغاز خلقت انسان به چشم مي‌خورد، حرص مي‌باشد (مكارم شيرازي، 1378، ص 81). در حديثى،‌ امام سجاد مي‌فرمايند: «گناهان، سرچشمه‌هايى دارند، اولين سرچشمه گناه و معصيت پروردگار، تکبر است که گناه ابليس بود و به خاطر آن از انجام فرمان خدا امتناع کرد و تکبر ورزيد و از کافران شد و سپس حرص بود که سرچشمه گناه [به معناي ترک اولى] از ناحيه آدم و حوا شد» (قمي، 1416ق، ص 400 و 401). در قرآن كريم، واژه «حرص» چند بار به‌كار رفته است كه تنها يك آيه، مصداق اين رذيله اخلاقي است. ساير آيات، در معناي مثبت به‌كار رفته است. در آية 96 سورة بقره، از ميل شديد قوم يهود به زندگى طولانى در دنيا، با تعبير توبيخ‌آميز «حريص‌ترين مردم بر زندگى دنيا» ياد شده است. در ساير آيات، اين واژه براى بيان خيرخواهى شديد پيامبر اكرم به مردم و عزم ايشان بر هدايت انسان‌ها به‌كار رفته است (توبه: 128؛ يوسف: 103؛ نحل: 37). اين صفت را خدا در انسان قرار داده است تا به كمك عقل، آن را براي رسيدن به خير و حفظ آن (حرص بر خير) و گريز از شرَ به كار برد. بنابراين، لحن توبيخ‌آميز برخي آيات [و روايات]، متوجه سوء‌تدبير برخي انسان‌ها در استفاده از اين صفت است و ناظر به اصل صفت، كه آفرينش خداوندي است، نيست (حداد عادل، 1388، ج 13، ص 19).
    اولين گام در بررسي فضيلت‌هاي اخلاقي، در روان‌شناسي شخصيت و رويكرد رگه‌ها برداشته شد. در سال‌ها اخير، روان‌شناسي اخلاق و رويكرد روان‌شناسي مثبت، عهده‌دار تحقيق در زمينه اخلاق شده‌اند و به دستاوردهايي نيز نائل گشته‌اند. اما اين تلاش‌ها صرفاً معطوف به برخي ويژگي‌هاي مثبت اخلاقي بوده و ويژگي‌هاي منفي اخلاقي (رذائل)، هنوز جايگاه مناسب خود را در روان‌شناسي نيافته‌اند. سليگمن (Seligman)، شش دسته فضيلت هسته‌اي انساني را برمي‌شمرد: حکمت و دانش، شجاعت، عشق و انسانيت، عدالت، اعتدال و معنويت و تعالي. او سخني از قناعت به ميان نياورده است (سليگمن، 2002، ص 5). اما به نظر مي‌رسد، فضيلت اعتدال و زيرشاخه آن، خودمهارگري، نزديك‌ترين مفاهيم به قناعت است كه با توجه به مفهوم اسلامي قناعت، مي‌تواند يكي از لوازم آن باشد. اعتدال به‌عنوان يك صفت اخلاقي هسته‌اي، به برقراري اعتدال ميان خواسته‌ها و اميال اشاره دارد. فرد معتدل، انگيزش‌ها را سركوب نمي‌كند، بلكه منتظر فرصت‌هاي مناسب براي ارضاي آنها مي‌ماند، به نحوي كه آسيبي متوجه او و ديگران نشود (همان، ص 54). خودمهارگري نيز به توانايي فرد در مهار اميال، نيازها و تكانه‌ها اشاره دارد. البته اين كافي نيست كه بداند چه چيزي درست است، بلكه بايد بتواند اين دانستن را به عمل درآورد (همان).
    «حرص» در لغت، به معاني متفاوتي آمده است. از‌جمله، آزوَر شدن، ولع، طمع، آزور کردن (دهخدا، 1377، ج 6، ذيل حرص)، آز، آزمندي، شره (معين، 1388، ج 1، ذيل حرص)، زياده‌خواهي، افزون‌طلبي، خشم (عميد، 1391، ج 2، ذيل حرص)، مشتاق منفعت (فراهيدي، 1405ق، ذيل حرص)، زياده‌روي در ميل (ابن‌فارس، 1390، ص 219)، اراده و خواست شديد مطلوب (ابن‌منظور، 1408ق، ج 3، ذيل حرص؛ راغب اصفهاني، 1380، ذيل حرص)، به مفهوم شدت علاقه به چيزي يا طلب چيزي با جديت و كوشش (حاج سيدجوادي و همكاران، 1376، ص 215)، خواستن و تمايل بسيار زياد به چيزي (حداد عادل، 1388، ج 13، ص 19).
    مرحوم نراقي در تبيين اصطلاح حرص مي‌گويد: «حالت و صفتى است نفسانى كه آدمى را بر گرد آوردن آنچه بدان نياز ندارد بر‌مى‏انگيزد، بى‏آنكه به حد و مقدار معينى اكتفا كند و آن نيرومندترين شاخه‏هاى دوستى دنيا و مشهورترين انواع آن است» (نراقي، 1387، ص 137). مرحوم نراقي آن را از رذايل متعلقه به قوه شهويه و صفتى نفسانيّه مي‌داند كه آدمى را وامى‏دارد بر جمع نمودن زايد از آنچه احتياج به آن دارد و اين صفت، يكى از شعب حبّ دنيا، و از جمله صفات مهلكه است (همان، ص 395). حداد عادل نيز آن را مترادف مفهوم هلوع در قرآن (معارج: 19) مي‌داند (حدادعادل، 1388، ج 13، ص 19).
    مرحوم نراقي مي‌نويسد: قناعت، ضد حرص است و امام علي مي‌فرمايند: «قناعت يافت نمي‌شود مگر اينكه حرص نابود شود» (نراقي، 1377، ص 397). «قناعت» در لغت به معناي رضايت، اكتفا به مقدار ناچيز از وسايل زندگي در حد ضرورت و نياز (راغب اصفهاني، 1380، ذيل قناعت)، اقبال به چيزي، عفاف (عده‌اي از نويسندگان، 1418ق، ذيل القناعه)، رضاي به عطاي كم (ابن‌منظور، 1408ق، ج 11، ذيل قناعت)، خرسندي، رضا به قسمت، بسنده‌کردن، بسنده کاري، راضي شدن به اندک چيز، خرسند گرديدن به قسمت خود، آسان قرار گرفتن در مآکل و مشارب و ملابس و غير آن و راضي شدن بدانچه سد خلل کند، ازهر جنس که اتفاق افتد (دهخدا، 1377، ج 11، ذيل قناعت)، خشنودي، رضا و تسليم، صرفه‌جويي (معين، 1388، ج 2، ذيل قناعت)، راضي و خرسند بودن به چيزي که فرد در اختيار دارد (عميد، 1391، ج 3، ذيل قناعت)، رضايت به سهم خويش (فراهيدي، 1405ق، ذيل قناعت).
    «قناعت» در اصطلاح، يعني بسنده کردن به آنچه زندگي را ممکن مي‌سازد و رضايت به آنچه معاش را مقدور مي‌سازد و دوري از حرص در به‌دست آوردن اموال و رسيدن به مقامات بالاتر (مادي)، در عين وجود ميل به آنها و سخت‌گيري به نفس درباره آنها (عده‌اي از نويسندگان، 1418ق، ذيل القناعه). مرحوم نراقي معتقد است: قناعت ملكه‌اي نفساني است كه به موجب آن، انسان به نياز خود از اموال رضايت مي‌دهد و خود را براي تحصيل بيشتر آن به مشقت نمي‌اندازد (نراقي، 1387، ص 138 و 139). وي در تعريف قناعت مي‌گويد: «حالتى است از براى نفس، كه باعث اكتفا كردن آدمى است به قدر حاجت و ضرورت و زحمت نكشيدن در تحصيل فضول از مال» (همان، ص 397). غزالي نيز قناعت را بسنده نمودن به مقدار ضرورت از غذا و لباس و اكتفا نمودن به مقدار و نوع پايين‌تر مي‌داند، و قانع را كسي كه آرزويش را متوجه همان روز يا همان ماه مي‌كند و دلش را مشغول ماه‌هاي ديگر نمي‌نمايد (غزالي، بي‌تا، ج 3، ص 252). آيت‌الله مشكيني، قناعت را مرادف اقتصاد مي‌داند و مي‌گويد: «اقتصاد عبارت است از اعتدال انسان در مصرف مال و خرج كردن آن براي خود و خانواده‌اش. اين حالت متوسط بين افراط و تفريط (اسراف و خسّت) مي‌باشد كه قناعت مترادف است» (مشكيني، 1376، ص 163). تعريف مرحوم نراقي، از اين جهت داراي قوت است كه قيد ملكه را بيان كرده‌اند؛ زيرا امور اخلاقي تا به حد ملكه نرسد سودي به حال انسان ندارد.
    از‌آنجا‌كه مفاهيم اخلاقي در ذهن بسياري از مردم، با ارزش‌ها و دين در ارتباط است، از حيطه علوم تجربي خارج است. از سوي ديگر، فقدان مقياس‌هاي مناسب براي اندازه‌گيري مفاهيم اخلاقي موجب شده است كه تلاش پژوهشي كمي در اين زمينه انجام شده باشد (تانگني (Tangney)، 2002، ص 411). بدون در اختيار داشتن روشي معتبر براي اندازه‌گيري، علم تقريباً متوقف مي‌شود (همان، ص 413). ازاين‌رو، روان‌شناسان تمايل دارند كه ابزارهاي سنجش، قوي‌تر و معنادارتر باشد تا بتوانند از اين مسير، به توسعه تئوري‌هاي خود بپردازند (همان).
    تنها تلاش پژوهشي در اين موضوع، توسط محمدي (1382) انجام گرفته است. منظور از قناعت را رضايت به سرنوشت و دوري از حرص و طمع و هدف از ساخت مقياس را سنجش نگرش و رفتار فرد و ارزشيابي او از خويشتن در قلمروهاي خرج و خوراك، لباس و مسكن و... مي‌داند (محمدي، 1388، ص 160). اطلاعات اوليه اين پژوهش از آيات، روايات و متون اخلاقي مربوط به قناعت به‌دست آمد (همان). پرسش‌نامه اوليه شامل 80 گويه بود كه با نظر كارشناسان به 42 گويه كاهش يافت و پس از اجرا نيز گويه‌هاي دشوار و گويه‌هايي كه با كل تست از همبستگي لازم برخوردار نبود، حذف گرديد و تعداد گويه‌ها به 16 رسيد (محمدي، 1382، ص 121و122). اين مقياس براي سنين بالا، كه از خود داراي شغل و كسب و درآمد هستند، مي‌باشد. آلفاي كرونباخ 16 سؤالي 85/0 به‌دست آمد (همان، ص 118). در مسير تأمين روايي سازه، تحليلي عاملي اكتشافي 4 عامل را نشان داد كه رفتارهاي فردي، باور و نگرش، تجمل گرايي و گستره قناعت نام گرفتند (همان، ص 137). پاسخ‌نامه به دو شكل: 1. زماني با پنج گزينه «هميشه» تا «هرگز»؛ 2. كيفي با پنج گزينه «كاملاً موافقم» تا «كاملاً مخالفم» تنظيم گرديده است (محمدي، 1388، ص 161). نتايج نشان داد ميانگين نمرات مردان و زنان، در دو عامل از عوامل چهارگانه قناعت (تجمل‌گرايي و گستره قناعت) با هم تفاوت چشم‌گيري دارند؛ به اين معنا كه مردان كمتر تجمل‌گرا هستند و در اين عامل از قناعت بيشتري برخوردارند و در گستره قناعت بعكس است (همان، ص 163).
    با توجه به فقدان آزمون مناسب، براي سنجش ميزان حرص و خلأهاي روش‌شناختي موجود در مقايس قناعت، محمدي (1382)، مانند استفاده حداقلي از ظرفيت خبرگان در مراحل ساخت آزمون، عدم اجراي تحليل تأييدي، عدم ارائه همبستگي بين عوامل و عمقي نبودن عوامل، تلاش براي ساختن ابزاري بومي و مناسب، به منظور سنجش تكبر و تواضع از منظر اسلام، ضروري به نظر مي‌رسد. اين پژوهش، مي‌تواند خلأ موجود در اين زمينه را با ارائة يك مقياس اسلامي تا حدي برطرف كرده، و زمينه‌ساز پژوهش‌هاي بعدي باشد. بنابراين، پژوهش حاضر درصدد پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي زير است: مؤلفه‌هاي حرص و قناعت از ديدگاه آيات و روايات چيست؟ مقياس اسلامي حرص- قناعت از چه ويژگي‌هاي روان‌سنجي برخوردار است؟
    روش پژوهش
    اين پژوهش، از دو روش توصيفي و پيمايشي تشکيل شده است. براي جمع‌آوري آموزه‌هاي دين درباره حرص و قناعت، با استفاده از روش توصيفي و با رجوع به قرآن كريم و متون دست اول روايي، داده‌هاي‌ مورد نياز، استخراج سپس دسته‌بندي و مورد بررسي قرار گرفت. براي ارزيابي روايي مقياس اسلامي حرص ـ قناعت نيز از روش پيمايشي استفاده شده است.
    الف. جامعه و حجم نمونه: جامعه آماري اين پژوهش، از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي خمين با حجم 1100 نفر و طلاب حوزه علميه دامغان با حجم 85 نفر، در سال تحصيلي 92ـ1391 است. با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي خوشه‌اي، حجم نمونه 475 نفري پژوهش حاضر (شامل 396 دانشجو و 79 طلبه)، اعدادي بيش از حجم نمونه پيشنهادي (285 و 70 نفر) جدول كرجسي و مورگان (Kerjcie & Morgan) (1970) است. بدين‌ترتيب، خطاي نمونه‌گيري به حداقل رسيده و براساس آزمون كفايت نمونه‌برداري، اين تعداد نمونه براي انجام تحليل عاملي معنادار مي‌باشد. ميانگين سني شركت‌كنندگان در اين پژوهش، 11/25 سال (61/5=SD) و 6/79 درصد افراد، زن و 4/20 درصد از آنها مرد بودند. همه شرکت‌کنندگان، داراي تحصيلات دانشگاهي (%6/48 فوق‌‌ديپلم، %3/46 ليسانس و %5 فوق‌ليسانس و بالاتر) بودند. 6/16 درصد از آنها، علاوه بر تحصيلات دانشگاهي، تحصيلات حوزوي هم داشتند (%6/4 سطح مقدماتي، %8/3 سطح يک، %8/7 سطح دو و %4/0 سطح سه). 7/65 درصد از شرکت‌کنندگان مجرد و 3/34 درصد از آنها متأهل بودند.
    ب. ابزار پژوهش: براي انجام اين پژوهش از مقياس پژوهشگر ساخته حرص- قناعت استفاده شد. هرچند مقياس اسلامي قناعت داراي پيشينه پژوهشي مي‌باشد (محمدي، 1388)، اما مقياس اسلامي حرص- قناعت نخستين‌بار توسط پژوهشگر جهت سنجش هردو صفت اخلاقي حرص و قناعت بر اساس منابع اسلامي، طراحي و ساخته شده است. فرايند ساخت اين مقياس، به شرح زير مي‌باشد.
    1. شناسايي و مطالعه منابع اسلامي مربوط به حرص و قناعت، دسته‌بندي و مفهوم‌شناسي آنها: در اين مرحله، آيات و رواياتي از پيامبر و اهل‌بيت كه به توصيف، علت‌شناسي و تبيين مفاهيم «حرص» و «قناعت» پرداخته‌اند، بررسي شد.
    2. بررسي تطابق مستندات با مفاهيم: در اين مرحله، ميزان تطابق گزاره‌هاي ديني با مفاهيم به معرض رأي 15 نفر از كارشناسان علوم اسلامي (سطوح عالي) و روان‌شناسي (کارشناسي ارشد و دکتري) درآمد كه نظر خود را در جدولي با ليكرت 5 درجه‌اي درج كردند.
    3. طراحي گويه‌ها بر اساس مفاهيم، مستندات و ارائه آنها به كارشناسان، براي سنجش روايي محتوا: گويه‌هاي‌ اوليه مقياس اسلامي حرص- قناعت، شامل 80 عبارت بود که براي 31 مفهوم طراحي گرديد. سپس، براي بررسي روايي محتوا، از ديدگاه 15 نفر از كارشناسان علوم اسلامي (سطوح عالي) و روان‌شناسي (کارشناسي ارشد و دکتري) استفاده شد. آنها با استفاده از يک ليکرت 5 درجه‌اي، ميزان موافقت يا مخالفت‌شان را اعلام نموده و گويه پيشنهادي خود را ثبت نمودند. 
    4. ارائه گويه‌هاي برگزيده و داراي بيشترين امتياز به كارشناسان براي سنجش روايي محتوا: در اين مرحله از ميان 80 گويه ارائه‌شده در مرحله قبل و گويه‌هاي پيشنهادي كارشناسان، 23 گويه داراي امتياز مساوي يا بالاتر از 4 (%75)، انتخاب شد و مجدداً براي دريافت روايي محتوا، با استفاده از ليكرت 4 درجه‌اي، در معرض نظر 7 نفر از كارشناسان علوم اسلامي و روان‌شناسي قرار گرفت.
    5. آزمون ـ بازآزمون: در اين مرحله، پرسش‌نامه اوليه حرص- قناعت كه شامل 23 گويه بود، با فاصله 2 هفته، بين 50 دانشجو و طلبه به صورت پيش‌پژوهش (پايلوت) اجرا شد. مقايسه اين دو آزمون، همبستگي بالاي آنها و در نتيجه اعتبار قوي آزمون را نشان داده (887/0r =، 0001/0>P). افزون بر اين به‌وسيله، برخي گويه‌ها كه از همبستگي كمتري با نمره كل آزمون برخوردار بود يا از سوي شركت‌كنندگان دشوار تشخيص داده شده بود، اصلاح شد.
    6. اجراي گسترده: در اين مرحله آزمون 23 گويه‌اي، در ميان 500 دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي شهر خمين و طلبه حوزه علميه شهر دامغان اجرا شد. پس از كنار گذاشتن پاسخ‌نامه‌هاي ناقص، 475 پاسخ‌نامه وارد مرحله تحليل شد.
    روش گردآوري اطلاعات: با استفاده از داده‌ها و مباني مربوط به حرص و قناعت، بر اساس آيات و روايات و با مطالعه كتاب‌ها و پژوهش‌هاي روان‌شناسي در اين موضوع، به‌ويژه در زمينه آزمون‌سازي، ساخت مقياس اسلامي حرص- قناعت در دستور كار قرار گرفت. در اين بخش، براي سنجش و اندازه‌گيري حرص و قناعت، با توجه به مؤلفه‌هاي به‌دست‌آمده، آزموني اوليه طراحي و ساخته شد.
    براي گردآوري اطلاعات، محقق با مراجعه به كلاس‌هاي طلاب و دانشجوياني كه پيش‌تر به‌طور تصادفي خوشه‌اي انتخاب شده بودند و با ارائه توضيحات لازم درباره اهداف پژوهش و چگونگي پاسخ‌دهي به پرسش‌هاي آزمون، پرسش‌نامه‌ به شركت‌كننده‌ها ارائه و از آنها خواسته شد، پس از خواندن شيوه‌نامة كتبي، با دقت به گزاره‌ها پاسخ دهند و مشخصات جمعيت‌شناختي همچون سن، جنس، مقطع و رشته تحصيلي و نيز وضعيت تأهل خود را درج كنند. از 500 پرسش‌نامه‌ توزيع‌شده، در نهايت تعداد 475 پرسش‌نامه‌، به كمك برنامه SPSS نمره‌گذاري و تجزيه و تحليل شد. براي انجام تحليل عاملي تأييدي نيز از نرم‌افزار AMOS استفاده شد.
    يافته‌هاي پژوهش
    در مرحله اول و دوم، 31 مفهوم به دست آمد كه همرا با مستندات، مورد بررسي كارشناسان قرار گرفت. حذف مفاهيمي با نمره‌اي كمتر از 4 (%75)، منجر به كاهش مفاهيم به 23 عدد شد. برخي از اين مفاهيم، بدين قرار است: تخريب باور ديني، فراموشي مرگ، سوء‌ظن و عدم اعتماد به خدا، مقايسه با بالا دست در امور مادي، طمع، تلاش بي‌سرانجام، هراس و اندوه، ضعف در شناخت خود، ، عدم احساس لذت از عبادت، تلاش زياد و استراحت کم، بي‌تابي، فقدان عفت و حيا و احساس محروميت و فقر و... . در مرحله سوم، براي 21 مفهوم، 80 گويه انتخاب شد. بدين‌ترتيب، اغلب مفاهيم داراي 4 گويه بودند. سپس، به معرض نظر كارشناسان گذاشته شد و از آنها خواسته شد ضمن دادن امتياز به گويه‌هاي موجود، گويه‌هاي پيشنهادي خود را نيز ثبت نمايند. حاصل اين مرحله، انتخاب 23 گويه داراي امتياز مساوي يا بالاتر از 4 (%75) بود. در مرحله چهارم، 23 گويه مذكور، براي دريافت نهايي روايي محتوا، با استفاده از ليكرت 4 درجه‌اي، در معرض نظر كارشناسان قرار گرفت. ميانگين نمرات كارشناسان 64/3 (از 4) بوده كه موافقت 14/91 درصدي آنها، با تناسب بين گويه‌ها و مستندات روايي را نشان مي‌دهد. ازاين‌رو، اين مقياس از روايي محتواي قوي برخوردار است.
    براي بررسي ميزان توافق نظرات كارشناسان دربارة روايي محتوا از شاخص آماري ضريب تطابق كندال، آزمون معناداري خي‌دو و آزمون تعقيبي ويل‌كاكسون استفاده شده است كه ضريب تطابق كندال 116/0 و مقدار خي‌دو 069/20 در سطح معناداري 003/0 در جدول 2، بيانگر توافق مناسب و معنادار كارشناسان خبره در مورد تطابق 23 گويه نهايي با مستندات اسلامي مي‌باشد. وجود مفروضه آزمون تعقيبي ويل‌كاكسون (05/0 < P) نيز يافته فوق را مورد تأييد قرار داد.
    حاصل عمليات مرحله پنجم، همبستگي ميان نمرات آزمون و بازآزمون مقياس اوليه و 23 گويه‌اي حرص-قناعت بود كه با فاصله 2 هفته، بين 50 دانشجو و طلبه به صورت پيش‌پژوهش (پايلوت) اجرا شد. پاسخ‌نامه، يك طيف 4 گزينه‌اي، بدون حد وسط «بي‌نظرم» بود تا از انباشت نمره‌ها در وسط جلوگيري شود. بدين ترتيب، نمره‌هاي بالا، بيانگر ويژگي حرص و نمره‌هاي پايين، نشانگر ويژگي قناعت است. مقايسه نتايج اين دو آزمون، همبستگي بالاي آنها و در نتيجه، اعتبار قوي آزمون را نشان مي‌دهد (887/0r =، 0001/0 > P). افزون بر اينكه به اين وسيله، برخي گويه‌هاي كه از همبستگي كمتري با نمره كل آزمون برخوردار بود، يا از سوي شركت‌كنندگان دشوار تشخيص داده شده بود، اصلاح شد.
    در مرحله ششم، پس از اجراي نهايي مقياس اسلامي حرص- قناعت در ميان 475 نفر از شركت‌كنندگان، براي سنجش روايي سازه و نيز شناسايي و تعيين عوامل تشكيل‌دهنده مقياس، از روش تحليل عاملي استفاده شد. پيش از اجراي تحليل عوامل، براي اينكه معلوم شود حجم نمونه انتخاب شده، متناسب روش تحليل عاملي مي‌باشد، از آزمون كرويت بارتلت (Bartlett's Test of Sphericity) و كفايت نمونه‌برداري به روش KMO استفاده شد. شاخص كفايت نمونه‌برداري برابر با 878/0 مي‌باشد. در نتيجه، حجم نمونه موردنظر براي تحليل عوامل مناسب است. همچنين نتايج آزمون كرويت بارتلت، با درجه آزادي 465 و مجذور كاي 068/4535 در سطح 0001/0 > P معنادار است. بنابراين، ماتريس هم‌بستگي متغيرها، ماتريس واحدي نيست و مي‌توان بر پاية اين داده‌ها، به استخراج عامل‌ها اطمينان كرد.
    نتايج تحليل اعتبار براي مشخص شدن گويه‌هاي مناسب براي ورود به تحليل عاملي نشان داد كه با حذف 5 گويه، اعتبار مقياس (آلفاي كرونباخ) به حداكثر خود خواهد رسيد. در جدول 1، ميانگين و انحراف استاندارد 18 گويه، همبستگي با نمره کل و تأثير حذف هريک از گويه‌ها در آلفاي کرونباخ ارائه شده است. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود، ميان گويه‌ها با نمره کل مقياس همبستگي‌هاي معناداري در سطح 0001/0>P در دامنه‌اي از 275/0=r (گويه شماره 6) تا 744/0=r (گويه شماره 8) وجود دارد.

    جدول 1: مشخصه‌هاي آماري گويه‌هاي مقياس حرص- قناعت؛ همبستگي گويه‌ها
    با نمره کل و تأثير حذف هريک از گويه‌ها در آلفاي کرونباخ (475n=  و 0001/0 >P)
    گويه    M    SD    همبستگي با نمره کل    آلفاي کرونباخ در صورت حذف گويه
    1    13/2    91/0    414/0**    863/0
    2    17/2    91/0    375/0**    863/0
    3    06/2    98/0    595/0**    854/0
    4    55/2    97/0    719/0**    848/0
    5    38/2    97/0    736/0**    847/0
    6    27/3    65/0    275/0**    865/0
    7    73/2    86/0    659/0**    851/0
    8    63/1    90/0    744/0**    847/0
    9    13/2    92/0    647/0**    852/0
    10    15/2    86/0    445/0**    861/0
    11    65/2    82/0    542/0**    856/0
    12    33/2    92/0    527/0**    857/0
    13    57/2    84/0    621/0**    853/0
    14    36/2    92/0    413/0**    863/0
    15    77/2    85/0    521/0**    857/0
    16    73/1    80/0    517/0**    857/0
    17    99/1    92/0    482/0**    860/0
    18    45/2    91/0    568/0**    855/0
    پس از حذف گويه‌هاي پنج‌گانه، براي بررسي اعتبار دروني مقياس، از روش دونيمه‌سازي استفاده شد. بر اساس نتايج به‌دست‌آمده از ضريب آلفاي نيمه اول (803/0)، ضريب نيمه دوم (730/0)، ضريب همبستگي بين دونيمه (707/0) و مقدار ضريب دونيمه‌سازي گاتمن (823/0)، مي‌توان گفت: مقياس اسلامي حرص- قناعت از اعتبار دروني سطح بالايي برخوردار است.
    براي تعيين و تحليل عوامل، از تحليل عاملي به روش «مؤلفه‌هاي اصلي»، «چرخش واريماكس» (Varimax Rotation) به همراه «بهنجارسازي كايزر» (Kaiser Normalization) استفاده شد. در مرحلة اول تحليل عاملي، براي تعيين تعداد عامل‌هاي اصلي از ملاك ارزش‌هاي ويژه بزرگ‌تر از يك استفاده شد. براين اساس، براي مقياس اسلامي حرص و قناعت، تعداد 4 عامل نمايان شد. پس از تعيين تعداد عامل‌هاي اصلي (4 عامل)، پيش از آنكه تفسير شوند، براي ساده‌تر و قابل‌فهم‌تر كردن ساختار عاملي، عامل‌هاي مذكور انتخاب و چرخش متعامد به شيوه واريماكس بر روي آنها اجرا شد كه جدول 2 نمايانگر گويه‌هاي هر عامل و بارعاملي آنهاست.
    جدول 2: عوامل 4 گانه مقياس اسلامي حرص- قناعت و بارعاملي آنها
    عامل اول: دل‌مشغولي مادي/ احساس امنيت مادي
    بارعاملي    عبارت    گويه    رديف
    739/0    بيشتر اوقات، نگران تأمين امکانات مادي و رفاهي آينده‌ام هستم.    11    1
    728/0    هزينه‌ها و مخارج زندگي، بر دوشم سنگيني مي‌كند.    15    2
    688/0    فکر نداشتن امکانات مادي و رفاهي‌اي که خواهان آن هستم، باعث شده لذت كافي را از زندگي نبرم.    12    3
    669/0    مانند يک ماشين حساب (چرتكه) شده‌ام که دائم مشغول ارزيابي درآمدها و مخارج زندگي‌ام هستم.    13    4
    499/0    وقتي پاي سود و زيانم درميان است، آرامشم را از دست مي‌دهم.    18    5
    عامل دوم: مهارگسيختگي مادي/ خودمهارگري مادي
    704/0    اشتياق داشتن امکانات مادي بيشتر، باعث شده گاهي اوقات، کارهايي بکنم که وقتي به آنها فکر مي‌کنم، شرمنده ‌مي‌شوم.    29    6
    695/0    گاهي اسير تمايلات نفساني خودم مي‌شوم.    26    7
    524/0    براي رسيدن به اهداف، بايد مدام و بدون استراحت تلاش كرد.    23    8
    487/0    وقتي به اندازه کافي پول ندارم، حفظ کردن عزت نفسم بيهوده است.    27    9
    عامل سوم: ضعف معرفت و هيجان ديني/ قوت معرفت و هيجان ديني
    766/0    فکر مي‌کنم فقر و مشکلات اقتصادي، دليل خوبي براي ضعف ايمان باشد.    2    10
    635/0    گاهي فکر مي‌کنم خدا من را از ياد برده است.    6    11
    637/0    گاهي در مورد دستورات و باورهاي ديني، دچار ترديد مي‌شوم.    17    12
    465/0    به اينکه روزي خواهم مرد، کمتر فكر مي‌كنم.    5    13
    318/0    دغدغه‌هاي زندگي باعث شده که به هنگام عبادت، حضور قلب لازم را نداشته‌باشم.    16    14
    عامل چهارم: احساس محروميت و نياز مادي/ رضامندي مادي
    670/0    با اينكه به طور نسبي از امکانات رفاهي برخوردارم، تلاش مي‌كنم تا به امکانات بيشتري برسم.    10    15
    519/0    من لياقت بيشتري براي برخورداري از امکانات مادي و رفاهي در مقايسه با ديگران دارم.    31    16
    399/0    اي کاش من هم از امکانات افراد ثروتمند برخوردار بودم.    7    17
    344/0    يکي از دغدغه‌هاي مهم من، داشتن آن امکانات رفاهي‌اي است که ندارم.    8    18
    همان‌گونه كه جدول 2 آمده است، بار عاملي گويه‌ها در طيفي بين 766/0 تا 318/0 قرار دارد و نمايانگر 4 عامل است. عامل اول، «دل‌مشغولي مادي» (در حرص) و «احساس امنيت مادي» (در قناعت) است كه 5 گويه را به خود اختصاص داده و بار عاملي آنها در دامنه 739/0 تا 499/0 قرار دارد. عامل دوم، «مهارگسيختگي مادي» (در حرص) و «خودمهارگري مادي» (در قناعت) است كه داراي 4 گويه است و بار عاملي‌اي بين 704/0 تا 487/0 دارد. عامل سوم، «ضعف معرفت و هيجان ديني» (در حرص) و «قوت معرفت و هيجان ديني» (در قناعت) است كه 5 گويه از مقياس را داراست. دامنه بار عاملي گويه‌هاي اين عامل، از 766/0 تا 318/0 است. آخرين عامل اكتشافي اين مقياس، «احساس محروميت و نياز مادي» (در حرص) و « رضامندي مادي» (در قناعت) است كه داراي 4 گويه و دامنه بار عاملي 670/0 تا 344/0 است.
    روش محاسبه آلفاي كرونباخ، از ديگر روش‌هاي بررسي اعتبار دروني مقياس است. نتايج اين بررسي، درمورد مقياس اسلامي حرص- قناعت و زيرمقياس‌هاي آن در جدل 3 قابل مشاهده است.
    جدول 3: نتايج بررسي همساني دروني با ضريب آلفاي كرونباخ
    آلفاي كرونباخ        عوامل
    791/0    زن    دل‌مشغولي مادي/ احساس امنيت مادي
    804/0    مرد    
    793/0    كل    
    653/0    زن    مهارگسيختگي مادي/ خودمهارگري مادي
    498/0    مرد    
    583/0    كل    
    644/0    زن    ضعف معرفت و هيجان ديني/ قوت معرفت و هيجان ديني
    611/0    مرد    
    636/0    كل    
    681/0    زن    احساس محروميت و نياز مادي/ رضامندي مادي
    735/0    مرد    
    698/0    كل    
    855/0    زن    كل مقياس
    887/0    مرد    
    863/0    كل    
    ضريب آلفاي کرونباخ کل مقياس برابر با 863/0 محاسبه شد (47/42=M و 77/8=SD) که بيانگر همساني دروني مناسب اين مقياس است. ضريب آلفاي كرونباخ براي مردان، 887/0 (80/40=M و 69/9=SD) و براي زنان، 855/0 (90/42=M و 48/8=SD) به‌دست آمد. ضريب آلفاي کرونباخ، براي چهار عامل دل‌مشغولي مادي/ احساس امنيت مادي، مهارگسيختگي مادي/ خودمهارگري مادي، ضعف معرفت و هيجان ديني/ قوت معرفت و هيجان ديني و احساس محروميت و نياز مادي/ رضامندي مادي به ترتيب 793/0، 583/0، 636/0 و 698/0 است.
    جدول 4، نشانگر رابطه بين عوامل با يكديگر و با كل مقياس است.
    جدول 4: همبستگي بين عوامل و كل مقياس (475n=  ؛01/0 > ** P)
    4    3    2    1    
                1    1. حرص- قناعت
            1    **844/0    2. دل‌مشغولي مادي/ احساس امنيت مادي
        1    **467/0    **721/0    3. مهارگسيختگي مادي/ خودمهارگري مادي
    1    **419/0    **493/0    **769/0    4. ضعف معرفت و هيجان ديني/ قوت معرفت و هيجان ديني
    **489/0    **492/0    **637/0    **822/0    5. احساس محروميت و نياز مادي/ رضامندي مادي
    نتايج جدول 4 بيانگر‌ رابطه نسبتاً قوي عوامل با كل مقياس است. همبستگي عامل‌ها با يكديگر كم است كه بيانگر استقلال عامل‌ها از يكديگر و روايي پرسش‌نامه است.
    براي بررسي روايي سازه مقياس اسلامي حرص- قناعت، تحليل عاملي تأييدي به روش بيشينه درست‌نمايي با استفاده از نسخه 20 نرم‌افزار آماري AMOS انجام شد. مدل پيشنهادي مدلي متشکل از چهار عامل است (شکل 1). همان‌گونه که در جدول 5 مشاهده مي‌شود، شاخص‌هاي برازش، بيانگر آنند که اين مدل از برازندگي خوبي برخوردار است. بررسي خروجي‌هاي AMOS نشان داد که با برقراري ارتباط ميان برخي خطاها، مي‌توان شاخص‌هاي برازندگي را بهبود بخشيد. به اعتقاد چو (Chou) (1987) و بنتلر (Bentler) (1988)، عدم همبستگي ميان کليه خطاها در يک الگو، به ندرت با داده‌هاي واقعي تناسب دارد. بنابراين، ايجاد ارتباط ميان چنين خطاهايي، نه تنها به اعتبار عاملي پرسش‌نامه لطمه نمي‌زند، بلکه بازنمايي واقعي‌تري از داده‌ها فراهم مي‌‌کند. ازاين‌رو، از اين روش براي افزايش برازش مدل استفاده شد. همان‌گونه که در جدول 5 نيز منعکس شده است، با الحاق خطاها، شاخص‌هاي برازندگي برازش مناسب مدل را نشان مي‌دهند (3>(df/2χ)، 9/0<GFI، 8/0<CFI و 08/0>RMSEA) (پاشا شريفي و همکاران، 1391 به نقل از ميرز و همكاران، 2006).
    جدول 5: شاخص‌هاي برازندگي در تحليل عاملي تأييدي
        شاخص‌ها*
    مدل    df/2χ    GFI    CFI    RMSEA
    مدل چهار عاملي    49/2    912/0    910/0    056/0
    (/df2χ)= مجذور کاي هنجار شده، GFI= شاخص نيکويي برازش، CFI= شاخص برازش تطبيقي، RMSEA= ريشه دوم ميانگين خطاي تقريب 

    شکل 1- الگوي پيشنهادي مربوط به مقياس حرص- قناعت
    بحث و نتيجه‌گيري
    هدف اين پژوهش، ساخت آزمون سنجش حرص و قناعت بر اساس شاخص‌ها و ويژگي‌‌هاي استخراج‌شده از منابع معتبر اسلامي (قرآن و روايات) و همچنين اثبات ويژگي‌هاي روان‌سنجي آن بوده است. بدين منظور، آيات و روايات ناظر به مفاهيم حرص و قناعت و مفاهيم نزديك به آنها، استخراج، دسته‌بندي و مفهوم‌سازي شده و وارد مرحله ساخت گويه شد. همراهي نظر كارشناسان در سه مرحله تطابق مفاهيم با مستندات، تطابق گويه‌هاي با مفاهيم و مستندات و تطابق 23 گويه نهايي با اهداف ساخت مقياس، روايي محتواي اين مقياس را در سطح بالايي تأييد نمود. اجراي مقياس اوليه، به صورت آزمون- بازآزمون در فاصله زماني مشخص در ميان نمونه ثابت و همبستگي بالاي اين دو مرحله، قوت اعتبار اين مقياس را مورد تأييد قرار داد. 
    پس از اجراي گسترده مقياس در نمونه 475 نفري دانشجويان و طلاب، نتايج بررسي اعتبار دروني براساس محاسبه آلفاي كرونباخ كل مقياس و هرگويه، نشان داد كه حذف 5 گويه از 23 گويه، موجب رسيدن اين ضريب اعتبار به حداكثر خود (863/0) خواهد بود. نتايج آزمون دونيمه‌سازي نيز قوت اعتبار (همساني) دروني اين مقياس را مورد تأييد قرار داد. با تحليل عاملي اكتشافي، 4 عامل به‌دست آمد كه برازش مناسب آنها، در تحليل عاملي تأييدي نيز تأييد شد. ضمن اينكه، همبستگي تمامي گويه‌ها و عوامل با نمره كل مقياس، مثبت و معنادار بوده‌است.
    دل‌مشغولي مادي (عامل اول حرص)، به معناي داشتن يك دغدغه نسبتاً دائمي درباره آينده مادي (ميزان رفاه، درآمد، هزينه‌ها، جايگاه شغلي و...) و احساس ناخرسندي نسبت به وضعيت مادي موجود است، حتي اگر از رفاه نسبي برخوردار باشد. نشخوار ذهني نسبت به اشتباهات مادي در گذشته، از ديگر ويژگي‌هاي اين دسته افراد است. در مقابل، احساس امنيت مادي (عامل اول قناعت)، بيانگر آرامش ذهني نسبت به امور مادي زندگي است، حتي اگر رفاه لازم وجود نداشته باشد. مهارگسيختگي مادي (عامل دوم حرص)، گوياي ويژگي افرادي است كه در مهار تكانه‌هاي مادي از موفقيت كمي برخوردارند و استفاده از هر وسيله‌اي را براي رسيدن به اهداف مادي، جايز مي‌دانند. ارضاء نيازهاي اين دسته، شكلي برون‌سو داشته و ارضاء نيازهاي واقعي و دروني، يا به كلي مغفول واقع مي‌شود، يا وابسته به ارضاء نيازهاي بيروني تصور مي‌شود. در مقابل، خودمهارگري مادي (عامل دوم قناعت) قرار دارد كه گوياي ويژگي افرادي است كه حفظ تعادل و تعالي رواني را داراي ارزش بالاتري نسبت به نيل به اهداف مادي مي‌دانند. اين افراد، برخلاف افراد حريص، ارضاي نيازهاي مادي را در گستره سلامت رواني و نيازهاي متعالي تعريف مي‌كنند. ضعف معرفت و هيجان ديني (عامل سوم حرص)، در افراد حريص به معناي ضعف شناختي آنها نسبت به اصول و فروع دين و فقدان هيجان لازم در انجام تكاليف و آيين‌هاي ديني است. قوت معرفت و هيجان ديني (عامل سوم قناعت) نيز ناظر به ويژگي افرادي است كه به اصول و فروع دين باور داشته و پايبندي درون‌سويي نسبت به دستورات ديني دارند. داشتن هيجان مثبت هنگام عبادات، از ويژگي ديگر اين افراد است. احساس محروميت و نياز مادي (عامل چهارم حرص)، بيانگر افرادي است كه در زمينه امكانات مادي و رفاهي، احساس محروميت دارند، حتي اگر به اندازه كافي يا حتي بيش از نياز، برخوردار از اين امكانات باشند. نوعي تكبر و خودبزرگ‌بيني در شخصيت آنها وجود دارد كه موجب به وجود آمدن احساس استحقاق مي‌گردد. اغلب فضاي تخيلي و ايده‌آل‌هاي اين افراد را آرزوهاي مادي دربرگرفته است. ابراز نارضايتي دائم از وضعيت مادي (مالي، شغلي و ...) خود و جامعه دارند. رضامندي مادي (عامل چهارم قناعت) مشخصه افرادي است كه حتي اگر از امكانات كافي برخوردار نباشند، به دليل وجود منابع دروني هيجان مثبت و توان پذيرش شرايط، احساس رضايت بيشتري دارند. وجود نوعي تواضع، خودشناسي و خوش‌بيني، موجب مي‌شود كه گرفتار مقايسه غيرمنطقي و ناكارآمد وضعيت خود با ديگرانِ صاحب رفاه و امكانات مادي نشوند.
    از محدودیت‌های اين پژوهش، عدم امكان بررسي ويژگي‌هاي روان‌سنجي آن در نمونه گسترده‌تر طلاب و دانشجويان است. اجراي اين مقياس در نمونه‌هاي ديگري موجب غناي بيشتر آن خواهد شد. 
    پيشنهاد: ازآنجايي‌كه اين پژوهش در چارچوب محتواي قرآن و روايات پيامبر و اهل‌بيت انجام شد، اضافه نمودن متون اخلاقي به اين چارچوب، به توسعه مفهومي مقياس كمك خواهد نمود.
     
     

    References: 
    • ابن‌فارس، احمد، 1390، ترتيب مقاييس اللغه، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • ابن‌منظور، محمد‌بن مكرم، 1408ق، لسان العرب، بيروت، دارالفكر.
    • تجليل، جليل و زهرا ايرانمنش، 1390، «آموزه‌هاي اخلاقي در متون روايي و غيرروايي»، ادبيات تعليمي، سال سوم، ش 11، ص 1-27.
    • حداد عادل، غلامعلي، 1388، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنياد دايرةالمعارف اسلامي.
    • حسيني‌شريف، علي، 1390، «رذايل اخلاقي و نسبت آنها با ذات آدمي»، مطالعات اسلامي (فلسفه و كلام)، ش 87، ص 33-60.
    • دهخدا، علي‌اكبر، 1377، لغت‌نامه، تهران، دانشگاه تهران.
    • راغب اصفهاني، حسين‌بن محمد، 1340، آفرينش و خوشبختي دو جهان، تبريز، كتابفروشي ابن‌سينا.
    • ـــــ ، 1380، مفردات الفاظ قرآن، تهران، حوراء.
    • صدر حاج سيد‌جوادي، احمد و همكاران، 1376، دايرةالمعارف تشيع، قم، شهيد سعيد محبي.
    • طبرسي، حسن‌بن فضل، 1412ق، مکارم الأخلاق، قم، شريف رضي.
    • عده‌اي از نويسندگان، 1418ق، موسوعة نضرة النعيم في أخلاق الرسول الكريم، جده، دار الوسيلة للنشر والتوزيع.
    • عميد، حسن، 1391، فرهنگ فارسي عميد، تهران، اميركبير.
    • غزالى، محمدبن محمد، بي‌تا، احياء علوم الدين، بيروت، دارالندوه الجديده.
    • فراهيدي، خليل‌بن احمد، 1405ق، العين، قم، دارالهجره.
    • قمي، شيخ عباس، 1416ق، سفينة‌البحار و مدينة‌الحكم والآثار، تهران، اسوه.
    • محمدي، محمدرضا، 1382، رابطه بين قناعت و حرمت خود در معلمان مقطع ابتدايي شهر قم در سال 82-1381، پايان‌نامه ارشد، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
    • محمدي، محمدرضا، 1388، قناعت و سلامت روان، قم، مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني.
    • مشكيني اردبيلي، علي، 1376، درس‌هاي اخلاق، قم، الهادي.
    • معين، محمد، 1388، فرهنگ فارسي، تهران، اميركبير.
    • مكارم شيرازي، ناصر، 1378، اخلاق در قرآن، قم، امام علي بن ابيطالب.
    • نراقي، احمد، 1377، معراج‌السعاده، تهران، دهقان.
    • ـــــ ، ۱۳۸۷، جامع‌السعادات، نجف، محمد کلانتر.
    • ولي‌زاده، ابوالقاسم، 1389، تحليل روان شناختي حسادت و ساخت آزمون اوليه آن از منظر اسلام، پايان‌نامه کارشناسي ارشد روان‌شناسي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
    • ولي‌زاده، ابوالقاسم و مسعود آذربايجاني، 1389، «آزمون اوليه سنجش حسادت با تكيه بر منابع اسلامي»، روان‌شناسي و دين، سال سوم، ش 2، ص45-60.
    • Bentler, P.M, & chou, C, 1987, Practical issues in structural modeling, Sociological Methods and Research, v. 16, p. 78-117.
    • Bentler, P.M, 1988, Comparative fit indexes in structural model, Psychological Bulletin, v. 107, p. 238- 246.
    • Emmons, R.A, 1984, Factor analysis and construct validity of Narcissistic Personality Inventory, Journal of Personality Assessment, v. 48, p. 291-300.
    • Kerjcie, R.V, & Morgan, D.W, 1970, Determining sample size for research, Activities. Educational and Psycholigical Measurments, 30.
    • Meyers, L.S, & et al, 2006, Applied Multivariate Research: Design and interpretation, Translated by: Pashasharifi, H, Farzad, V, RezaKhani, S, Hasanabadi, H.R, EiZanloo, B, Habibi, M. 1391, Tehran, Roshd Publication.
    • Seligman, M.E.P, 2002, Authentic Happiness: Using the New Positive Psychology to Realize Your Potential for Lasting Fulfillment, New York: Free Press/ Simon and Schuster.
    • Tangney, J.T, 2002, Humility. Ads in Snyder, C.R. and Lopez, S.J, The handbook of positive psychology, New York: Oxford University Press, p. 411-419.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هراتیان، عباسعلی، ، ، محمدی، زهرا، شمسی‌نژاد، فاطمه سادات.(1393) ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی حرص- قناعت. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 7(4)، 5-22

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عباسعلی هراتیان؛ ؛ زهرا محمدی؛ فاطمه سادات شمسی‌نژاد."ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی حرص- قناعت". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 7، 4، 1393، 5-22

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هراتیان، عباسعلی، ، ، محمدی، زهرا، شمسی‌نژاد، فاطمه سادات.(1393) 'ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی حرص- قناعت'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 7(4), pp. 5-22

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هراتیان، عباسعلی، ، ، محمدی، زهرا، شمسی‌نژاد، فاطمه سادات. ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی حرص- قناعت. روان‌شناسی و دین، 7, 1393؛ 7(4): 5-22