روان‌شناسی و دین، سال دهم، شماره اول، پیاپی 37، بهار 1396، صفحات 85-104

    شخصیت ضد اجتماعی؛ نقش خلق و خو، سبک های فرزندپروری و طرح واره های ناسازگار اولیه

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ علی عسگری(تهران) / کارشناسي ارشد روان‌شناسي خانواده مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني
    نادر منیرپور / استاديار روان‌شناسي سلامت دانشگاه آزاد اسلامي واحد قم / monirpoor1357@yahoo.com
    حمیدرضا حسن آبادی / استاديار روان‌شناسي تربيتي گرايش آمار و روش‌شناسي تحقيق دانشگاه خوارزمي / hrhassanabadi@gmail.com
    چکیده: 
    هدف  اصلی این پژوهش، بررسی برازش مدل تبیین اختلال شخصیت ضداجتماعی بر اساس طرح واره ناسازگار اولیه، سبک های فرزندپروری و خلق و خو بود. در این پژوهش، 412 دانشجو (244 پسر و 168 دختر) از دانشگاه های شهر قم به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسش نامه های چند محوری میلون3 (MCMI_III)، طرح واره ناسازگاراولیه  یانگ (YSQ-SF)، فرزند پروری  یانگ (YPI) و خلق و خوی  کلونینجر (TCI) را تکمیل کردند. داده ها با روش  تحلیل عامل اکتشافی، تأییدی و معادلات ساختاری بررسی شد. اعتبار و روایی ابزارها، تأیید و مدل ساختاری، از شاخص های برازندگی مطلوب و رضایت بخشی در نمونه پژوهش برخوردار بود. نتایج نشان داد که ضرایب مسیر مستقیم سبک های  فرزندپروری و خلق وخو، به اختلال شخصیت ضداجتماعی معنا دارند. اما ضرایب مسیر معرف نقش واسطه ای طرح واره های ناسازگاراولیه معنادار نبودند. علی رغم توان بالای سبک های  فرزندپروری و ابعاد خلق وخو در تبیین شخصیت ضداجتماعی، نقش واسطه ای  طرح واره های  ناسازگار اولیه بین سبک های  فرزندپروری و خلق و خو، با شخصیت ضداجتماعی معنادار نبودند. معنادار نبودن نقش واسطه ای طرح واره ها، احتمالاً ناشی از متناظر بودن سبک های فرزندپروری و طر ح واره ها و همبستگی بالای آنهاست.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Antisocial Personality; Temperament, Styles of Parenting and Early Maladaptive Schemas
    Abstract: 
    The aim of this study is to evaluate the model explanation of antisocial personality disorder based on early maladaptive schemas, styles of parenting and temperament. A total of 412 University students (244 male and 168 female) from the Universities of Qom were chosen through multistage cluster sampling. They completed the (MCMI-III) inventory, Young Schema Questionnaire (YSQ-SF), Young parenting style inventory (YPI), Temperament Cloninger inventory (TCI). Then the findings examined by using LISREL software and SPSS to the exploratory factor analysis, confirmatory and structural equation. Reliability and validity confirmation and the general structure of the proposed model, the sample was appropriate and satisfactory fit indices. Among the models that model proposed to determine the direct effect of parenting styles and dimensions of temperament and schema was approved and mediation schema model explaining the effect of parenting styles and temperament was not confirmed. The mediation of early maladaptive schemas was not fixed in explaining antisocial personality disorder through the temperament, parenting styles. But the explanation of antisocial personality disorder was directly demonstrated by temperament, parenting styles and schemas.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

     
    مقدمه
    از منظر قرآن كريم، انسان بر اساس شاكلة خويش عمل مي‌كند؛ يعني انتخاب‌ها، رفتارها، واكنش‌ها، دوستي‌ها و دشمني‌ها و چگونگي ابراز عواطف، ريشه در شخصيت و هويت وي دارد. شخصيت سالم، منشأ رفتارها و عواطف مثبت و سازنده است. شخصيتي كه از سلامت برخوردار نيست، منشأ رفتارهاي غيرمنطقي و ناشايسته است (موسوي و متقي‌فر، 1390). برخي نيز با توجه به آية: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي شَاكِلَتِه» (اسراء: 84)، شاكله را معادل «شخصيت» در روان‌شناسي مي‌دانند و در تعريف آن مي‌نويسند: «شاكله به مجموعه‌اي از نيات، خلق‌و‌خوي، حاجات، طرق و هيئت رواني انسان گفته مي‌شود» (احمدي، 1387، ص 12). «شخصيت» حوزه بسيار گسترده‌اي است؛ زيرا شخصيت خود موضوعي است پيچيده و داراي ابعاد و جنبه‌هاي گوناگوني است. روان‌شناسان براي شناخت شخصيت انسان، از ديرباز کوشش‌هاي فراواني به ‌عمل آورده‌اند. در تعريف شخصيت، مي‌توان به الگوهاي معيني از رفتار و شيوه‌هاي تفکر، که چگونگي سازگاري شخص را با محيط تعيين مي‌کنند اشاره نمود (اتکينسون و همکاران، ١۳٧8، ص 73).
    با توجه اين تعريف، شخصيت ممکن است سازگار و ياناسازگارانه باشد؛ ناسازگاري زماني است که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محيط و تغييرات آن تطبيق دهند. سازگاري يا عدم سازگاري، ارتباط نزديکي با انعطاف‌پذيري دارد. يک شخصيت سالم، با وجود ثبات و پايداري به ميزاني از انعطاف‌پذيري بهره مي‌برد. اما افراد ناسازگار، در برخورد با موقعيت‌هايي که واکنش به آنها مستلزم تغييرات و تصميمات جديد است، تفکر و رفتار انعطاف‌ناپذيري از خود بروز مي‌دهند. بنابراين، اختلال شخصيت، يعني رفتارهاي ناسازگار و انعطاف‌ناپذير در برخورد با محيط و موقعيت‌ها (اسکودل (Skodol) و همکاران، 2011).
    اختلال شخصيت، يک بيماري شايع و مزمن است که شيوع آن بين جمعيت عمومي 10- 15 درصد تخمين زده مي‌شود (شوراکيک (Svrakic) و همکاران، 2002). در اين ميان، اختلال شخصيت ضداجتماعي، بيشتر از ساير اختلالات شخصيت مورد مطالعه قرار گرفته است. اختلال شخصيت ضد‌اجتماعي، يک الگوي مکرر و مداوم رفتارهاي مجرمانه يا جنايي است که در کودکي يا اوايل نوجواني شروع مي‌شود و همة جنبه‌هاي زندگي فرد را دربر مي‌گيرد (کلونينجر (Cloninger)، 2005، ص 2064). راهنماي آماري و تشخيصي بيماري‌هاي رواني (DSM IV-TR)، اختلال شخصيت را به ‌عنوان الگوهاي رفتاري نابهنجاري تعريف مي‌کند که خود را حداقل در دو زمينه، از چهار زمينة شناختي، عاطفي، عملکرد ميان‌فردي و کنترل تکانه بروز مي‌دهد. برطبق ملاک‌هاي (DSM-IV-TR)، هنگامي که الگوي بي‌اعتنايي و زير پا نهادن حقوق ديگران که از 15 سالگي شروع شده و با دست‌كم سه مورد از خصوصيات ناسازگاري با موازين اجتماعي، فريب‌کاري، رفتار تکانشي، تحريک‌پذيري و پرخاشگري، بي‌احتياطي نسبت به ايمني خود و ديگران، عدم احساس مسئوليت، فقدان پشيماني همراه باشد، اختلال ضد‌اجتماعي تشخيص داده مي‌شود.
    مدل‌هاي سبب‌شناسي اختلال شخصيت ‌ضداجتماعي، به درجات مختلف بر نقش صرف وراثت يا محيط و يا تعامل آنها تأکيد نموده‌اند. براي نمونه، برخي پژوهش‌ها ادعا کرده‌اند که عوامل ژنتيکي، 40 تا 50 درصد از رﻓﺘﺎر ضداﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را تبيين مي‌کنند (مفيت (Moffitt)، 2005). در مقابل، برخي مطالعات، بر نقش خانواده و والدين و سبک‌هاي فرزندپروري صحه گذاشته‌اند (استينبرگ (Steinberg) و همکاران، 1994؛ ساندرز، 2002؛ ﭼﻠﭙﻲ و روزﺑﻬﻨﻲ، 1380). در اين ميان، اغلب پژوهشگران بر تعامل وراثت و محيط تأکيد مي‌كنند.
    در پژوهش‌ها، متغيرهاي مختلفي مورد توجه بوده‌اند. از مهم‌ترين آنها، متغيرهاي شناختي هستند (وارد و همکاران، 2006؛ گنون و همكاران، 2006). قديمي‌ترين ساختارهاي شناختي، طرح‌واره‌ها هستند (بك (Beck) و همكاران، 1990، نقل از اسويتز (Switzer)، 2006؛ يانگ، 1384، ص 10). طرح‌واره‌ها، که الگوهاي شناختي و هيجاني خودآسيب‌رساني هستند، و از جريان اوليه رشد آغاز شده و در طول زندگي تداوم مي‌يابند، در رؤيارويي با محرك‌هاي جديد، بر پايه ساختار پيشين خود، اطلاعات به‌دست آمده را سرند، رمزگرداني و ارزيابي مي‌كنند (جكويين (Jacquin)،1997، ص 499؛ يانگ و همكاران، 2003؛ نورداهل (Nordahl) و همکاران، 2005).
    با توجه به تنوع متغير‌هايي که در علوم مختلف، در رابطه با اختلال شخصيت ضداجتماعي مورد بررسي گرفته‌اند، اين متغيرها با مدل‌هاي مختلفي قابل تببين هستند؛ يکي از مدل‌هاي يکپارچه‌نگر پويشي و روان‌شناختي که اخيراً براي تبيين اختلالات و مشکلات رواني اجتماعي تدوين شده، مدل طرح‌واره‌درماني يانگ است. يانگ، اصول و مباني مكتب‌هاي شناختي - رفتاري، دلبستگي گشتالت (Gestalt)، روابط موضوعي، سازنده‌گرايي و روان‌تحليل‌گري را در قالب يك مدل درماني و مفهومي ارزشمند تلفيق كرده است (يانگ و همکاران، 2003، ص 23). بر اساس اين مدل، طرح‌واره‌هاي شكل‌گيري، تداوم و عود مشكلات و اختلالات رواني را تبيين مي‌كنند (يانگ و همکاران، 1391، ص 7).
    بر اساس نظريه يانگ، ريشة تحولي طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه در تجارب ناگوار دوران كودكي نهفته است. به دليل ارضا نشدن، نيازهاي هيجاني اساسي به ‌وجود مي‌آيند (همان، ص 32). طرح‌واره‌هايي كه زودتر شكل مي‌گيرند و معمولاً قوي‌تر هستند، از خانواده‌هاي هسته‌اي نشأت مي‌گيرند (همان). از‌اين‌رو، به دنبال مطالعات انجام شده بر روي نظريه يانگ، پژوهش‌ها ارتباط معناداري بين سبک فرزندپروري والدين و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه به ‌دست آورده‌اند. سبک‌هاي فرزند‌پروري، ترکيب‌هايي از رفتارهاي والدين با کودک هستند که در موقعيت‌هاي گسترده‌اي روي مي‌دهند و جو فرزندپروري بادوامي را پديد مي‌آورند (برک لورا (Berk Laura)، 1387، ص 480). در مطالعه شهامت و همکاران (1389)، اکثر طرح‌واره‌هاي ناسازگار با طرد از سوي پدر و مادر ارتباط معناداري داشتند. سبک‌هاي فرزندپروري مقتدرانه، پيش‌بيني‌کننده معناداري براي سطوح پايين طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه بودند. رايت (Wright) و همکاران نيز نشان داده‌اند که سبک والديني بر طريقه شکل‌گيري طرح‌واره‌ها و در آسيب‌شناسي رواني بعدي افراد، از جمله اختلال شخصيت اثر دارد (شهامت و همکاران، 1389).
    از عوامل ديگر شکل‌گيري طرح‌واره‌ها، خلق‌و‌خوي کودک است؛ خلق‌و‌خو جنبه‌اي از ساختار کلي فرد است که با گرايش به الگوهاي خاص واکنش‌هاي هيجاني، تغييرات خلق و سطوح حساسيت حاصل از تحريک مشخص مي‌شود. بسياري آن‌ را يک گرايش ژنتيکي تصور مي‌کنند (ربر (Reber)، 1390، ص 952). خلق‌وخوي کودک، در تعامل با وقايع دردناک دوران کودکي، منجر به شکل‌گيري طرح‌واره‌ها مي‌شود. خلق‌و‌خوهاي متفاوت، کودکان را در معرض شرايط گوناگوني قرار مي‌دهد؛ چرا که کودکان ممکن است به دليل خلق‌وخوهاي متفاوت، در مقابل رفتار مشابه والدين خود، واکنش‌هاي کاملاً متفاوتي نشان دهند. در مقابل شرايط زندگي يکسان، به ‌طور متفاوتي آسيب‌پذير گردند (رضاييان، 1394، ص 54). از اين نظر، اكثر خلق‌و‌خوها مادرزادي‌اند و نسبتاً غيرقابل تغيير (يانگ و همکاران، 1391، ص 36).
    علاوه بر ارتباط ابعاد خلق‌و‌خو با طرح‌‌واره‌هاي ناسازگار اوليه، پژوهش‌ها بر رابطة مستقيم رفتارهاي ضداجتماعي و ابعاد خلق‌و‌خو نيز تأکيد دارند (ر.ك: پومرلايو (Pomerleau) و همکاران، 1992؛ اتر (Etter) و همکاران، 2003؛ اورن و همکاران، 2007).
    مدل‌ مفهومي
    با توجه به پژوهش‌هاي انجام شده، به نظر مي‌رسد بتوان با توجه به تعامل بين ويژگي‌هاي سرشتي و سبک‌هاي فرزند‌پروري و نقش اين دو در شکل‌گيري طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه از يک‌سو، و تأثير طرح‌واره‌هاي ناساگار اوليه در ايجاد و تداوم برخي اختلالات شخصيتي، از جمله اختلال شخصيت ‌ضد‌اجتماعي، مدل مفهومي (نقش تعاملي سبک‌هاي فرزندپروري و ابعاد خلق‌وخو با اعمال نقش ميانجي طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه، در تبيين اختلال شخصيت ‌ضد‌اجتماعي)، ‌زير را مورد بررسي قرار داد.

    شکل 1. مدل مفهومي تبيين اختلال شخصيت ضداجتماعي بر اساس طرح‌واره، سبک ‌فرزندپروري و ابعاد خلق‌و‌خوي
    با وجود اهميت موضوع اختلال‌ شخصيت ضداجتماعي، بخصوص ارتباط آن با جرم و پيامد آن بر فرد، خانواده و جامعه، اين مفهوم در پژوهش‌هاي روان‌شناختي، داراي جايگاه ويژه و شامل جنبه‌هاي ناشناخته‌اي است كه عرصه‌اي باز براي تحقيقات بيشتر است. در بررسي مطالعات بومي و خارج از کشور، پژوهشي که به بررسي روابط ساختاري متغيرهاي پيش‌بيني‌کننده اختلال‌ شخصيت ضداجتماعي پرداخته باشد، به ‌دست نيامد. مطالعات انجام شده، صرفاً منحصر به بررسي روابط برخي از متغيرهاي ديگر است. در‌حالي‌که جنبة پيش‌بيني و ارائه مدلي براي استفاده در پيشگيري و درمان اين معضل در آنها، کمتر مورد توجه بوده است. همچنين در بررسي‌ها، پژوهشي که مدل مفهومي يانگ و ميانجي‌بودن طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه دربارة مفهوم‌ شخصيت ضداجتماعي مورد پژوهش ميداني قرار دهد، مشاهده نشد. بنابراين، در اين پژوهش با توجه به پيشينه موجود و در چارچوب نظريه يانگ، مدل‌ مفهومي پيشنهاد مي‌شود که مورد آزمون قرار گيرد. در واقع، اين پژوهش به دنبال پاسخ اين سؤال است که مدل‌ ارائه شده از نکويي‌برازش براي تبيين اختلال‌ شخصيت ضداجتماعي برخوردار است يا خير؟
    روش پژوهش
    اين پژوهش از نوع غيرآزمايشي و با روش ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ است. داده‌هاي اين مطالعه از نظر روش‌شناختي، با استفاده از مدل‌يابي معادله‌ساختاري مورد بررسي قرار گرفته و نکويي برازش مدل‌ ارائه شده است. در روش مدل‌يابي، معادله ساختاري، علاوه بر بررسي وجود همبستگي بحث عليت و جهت اين همبستگي را هم تعيين مي‌کند (سرمد و همكاران، 1393، ص 277).
    جامعة آماري اين پژوهش، دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسري و آزاد شهر قم، در سال تحصيلي 1392-1393بودند. بر اساس بررسي‌ها از طريق سامانه اينترنتي دانشگاه قم و استعلام از معاونت پژوهش دانشگاه آزاد واحد قم، حدود 14500 دانشجو در اين سال در اين دو دانشگاه در حال تحصيل بودند.
    حجم نمونه:‌ با توجه به استفاده از روش مدل‌يابي معادله ساختاري در اين پژوهش، برخي منابع پيشنهاد مي‌کنند به ‌ازاي هر پارامتر، که وارد تحليل مي‌شود، 10 مورد انتخاب شود. ضمن اينکه، تعداد نمونه کمتر از 200 نمونه نباشد (ميرز و همکاران، 1391، ص 550). با توجه به تعداد پارامترهاي وارد تحليل شده (شامل ضرايب رگرسيون، واريانس‌ها و کواريانس‌هاي متغير‌هاي نشانگر، مکنون و روابط بين اين متغيرها و ضرايب خطاي آنها) و پس از حذف پرسش‌نامه‌هاي ناقص، اطلاعات 412 شرکت‌کننده (244 پسر و 168 دختر) وارد مرحله تحليل شد.
    نمونه آماري مورد پژوهش، از ميان جامعة مذكور با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي چندمرحله‌اي گردآوري شد. ضمن اينکه، پس از خوشه‌بندي چندمرحله‌اي بر اساس مقطع و رشته تحصيلي نمونه‌گيري شد. در جدول 1 مقطع و جدول 2 رشته ‌تحصيلي ذکر شده است.
     
    جدول 1. ويژگي‌هاي توصيفي سطح تحصيلات شركت‌كنندگان
    سطح تحصيلات
    گروه    فوق‌ديپلم    ليسانس    فوق‌ليسانس    دكتري
    تعداد    37    288    83    4
    درصد    9    9/69    1/20    1
     
    جدول 2. شرکت‌کننده‌ها به تفکيک رشته تحصيلي
    رشته تحصيلي    تعداد    درصد
    علوم انساني    191    4/46
    فني- مهندسي    136    33
    تجربي    84    4/20
    هنر    1    2/0
    كل    412    100

     
    در اين پژوهش، چهار پرسش‌نامه مورد استفاده قرار گرفت که عبارتند از:
    مقياس شخصيت ضد‌اجتماعي آزمون باليني چندمحوري ميلون3: اين پرسش‌نامه، اولين‌بار در آگوست 1994 در گردهمايي انجمن روان‌شناسي امريکا معرفي شده است (شريفي، 1391، ص 28) و يک مقياس خودسنجي است و براي تصميم‌گيري باليني و تشخيص ابتلاي آزمودني، به يك اختلال ويژه يا حضور ويژگي روان‌شناختي ويژه‌اي در آزمودني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين آزمون، داراي 175 گويه بلي/ خير است. اجراي آن حدود 20 تا 30 دقيقه زمان مي‌برد. يازده الگوي باليني شخصيت و نشانگان باليني را مي‌سنجد و براي بزرگسالان 18 سال به بالا استفاده مي‌شود. الگوهاي باليني شخصيت در آزمون باليني، چندمحوري ميلون سه شامل يازده زيرمقياس است (همان، ص 13). اين آزمون در شهر اصفهان، توسط شريفي در سال 1381 هنجاريابي شده است. در مطالعة شريفي در شهر اصفهان همبستگي نمره‌هاي خام نخستين اجرا و بازآزمايي در دامنه‌ي 82/0 (اختلال هذياني) تا 98/0 (اختلال شخصيت اسكيزوئيد) گزارش شده است (فتحي‌آشتياني، 1389، ص 201). همچنين، در مطالعة بالا پايايي آزمون از راه روش همساني دروني محاسبه شده است. ضريب آلفاي مقياس‌ها در دامنة 85/0 (اختلال وابستگي به الكل)، تا 97/0 (اختلال استرس پس از ضربه) به دست آمده است.
    در اين پژوهش، از خرده‌مقياس ضداجتماعي اين آزمون که شامل 17گويه است، استفاده شد. ضريب آلفاي اين مقياس در مطالعة شريفي 96/0 به دست آمده است (همان).
    پرسش‌نامه طرح‌واره يانگ - فرم کوتاه (YSQ-SF): اين پرسش‌نامه، داراي 75 ماده است که توسط يانگ و براون (Brown) (1994) براي ارزيابي پانزده طرح‌واره ناسازگار اوليه طراحي شد. هر متغير بر روي يك مقياس 6 درجه‌اي نمره‌گذاري مي‌شود و هر 5 سؤال يك طرح‌واره را مي‌سنجد. بررسي‌هاي متعددي از جمله بارانف (Baranoff) و همکاران (2006)، سسرو و همکاران (2004)، ريج‌كبور (Rijkeboer) و همکاران (2006) و ولبرن (Welburn) و همکاران (2002)، درباره ويژگي‌هاي روان‌سنجي اين پرسش‌نامه انجام شده است. اولين پژوهش جامع دربارة ويژگي‌هاي روان‌سنجي اين پرسش‌نامه توسط اشميت (Schmidt) و همکاران (1995) در نمونه‌اي 1564 نفري انجام شد. در اين پژوهش، براي هر طرح‌واره ناسازگار اوليه ضريب آلفايي از 83/0 (براي طرح‌واره خود تحول نايافته/ گرفتار) تا 96/0 (براي طرح‌واره نقص/ شرم) به دست آمد. ضريب بازآزمايي در جمعيت غيرباليني بين 50/0 تا 82/0 بود.
    در ايران، در پژوهشي كه توسط آهي و همکاران (1386) براي بررسي روايي و اعتبار فرم كوتاه مقياس يانگ (فرم 75 سؤالي) بر روي دانشجويان انجام شد، نشان مي‌دهد كه اعتبار پرسش‌نامه به دو شيوه همساني دروني آلفاي كرونباخ و بازآزمايي به ترتيب، 85/0 و 76/0 بود. صدوقي و همکاران (1387) و آهي و همکاران (1386) ساختار عاملي و روايي سازه آن را تأييد كرده‌اند. ذوالفقاري و همکاران (1387) فرم كوتاه پرسش‌نامه طرح‌واره يانگ را روي 70 نفر از زوجين اجرا كردند. در پژوهش آنها، ضريب همساني دروني پرسش‌نامه از طريق محاسبه ضريب آلفاي كرونباخ براي كل پرسش‌نامه 94/0 و براي پنج حوزه آن، به اين شرح به دست آمد: بريدگي و طرد: 91/0، خودگرداني و عملكرد مختل: 90/0، محدوديت‌هاي مختل: 73/0، جهت‌مندي ديگرسو: 67/0 و بازداري و فزون گوش‌به‌زنگي: 78/0.
    پرسش‌نامه سبک‌هاي فرزندپروري يانگ (YPI): يانگ (1994) اين مقياس را که يک ابزار خودگزارشي با 72 گويه است، براي شناسايي ريشه‌هاي دوران کودکي طرح‌واره‌ها طراحي کرده است. در اين پرسش‌نامه، پاسخ‌دهندگان والدين خود را، بر اساس نوع رفتاري که با وي داشته‌اند، در يک مقياس شش درجه‌اي رتبه‌بندي مي‌کنند. در ايران، فرم اصلي YPI را يزدان دوست، عاطف وحيد و صلواتي ترجمه و ترجمه مجدد کرده، سپس بر روي 60 دانشجو اجرا نموده‌اند. با استفاده از روش دو‌نيمه‌سازي، براي فرم مادر ضريب پايايي 69/0 و براي فرم پدر ضريب پايايي 80/0 به دست آمد (بيرامي و همکاران، 1391، ص 77). براي بررسي روايي سازه پرسش‌نامه فرزندپروري يانگ، همبستگي ميان نمرات اين ابزار و پرسش‌نامه طرح‌واره يانگ مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد که بين نمرات اين دو مقياس، همبستگي معناداري وجود دارد. به عبارت ديگر، پرسش‌نامه فرزندپروري يانگ ريشه‌هاي والديني طرح‌واره‌ها را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد (شفيلد (Sheffield) و همکاران، 2005). هدف اين پرسش‌نامه، ارزيابي سبک‌هاي فرزندپروري والدين (محروميت هيجاني، رها شدگي/ بي‌ثباتي، بي‌اعتمادي/ بدرفتاري، آسيب‌پذيري به ضرر يا بيماري، وابستگي/ بي‌کفايتي، نقص/ شرم، شکست، اطاعت، ايثارگري، معيارهاي سرسختانه، استحقاق/ بزرگ‌منشي، خويشتن‌داري/ خود انضباطي‌ناکافي، گرفتار، منفي‌گرايي، بدبيني، بازداري هيجاني، تنبيه، پذيرش‌جويي/ جلب توجه) است.
    منجم و همکاران (١٣٩٢)، خصيصه‌هاي روان‌سنجي اين مقياس را پس از تحليل عاملي اين‌گونه نشان دادند که آلفاي کرونباخ، با دامنة 70/0 الي90/0 نشان داده شد.
    پرسش‌نامه شخصيت خلق‌و‌خو (TCI): اين پرسش‌نامه، يک مقياس خودگزارشي است كه توسط كلونينجر و همكاران (1993) تدوين گرديده و داراي 125 ماده است و به صورت بلي و خير پاسخ داده مي‌شود. اين مقياس، شامل چهار بُعد خلق‌و‌خوي و سه بُعد منش مطرح شده در نظريه كلونينجر است. ضرايب همساني دروني، در نمونه اصلي پرسش‌نامه براي ابعاد خلق‌و‌خوي نوجويي، آسيب پرهيزي، وابستگي به پاداش و پافشاري به ترتيب، 78/0، 87/0، 76/0و 65/0 گزارش شده است. براي ابعاد منشي خودراهبري، همكاري و خودفراروي نيز به ترتيب، 86/0، 89/0 و 84/0 گزارش شده است (كلونينجر و همكاران، 1993). در ايران نيز كاوياني و پورصالح (1384)، ضمن تأييد ساختار پرسش‌نامه ضرايب آلفا براي عوامل خلق‌و‌خوي به ترتيب، 72/0، 80/0، 73/0 و 50/0 و براي ابعاد منشي به ترتيب، 77/0، 84/0 و 72/0 گزارش نموده‌اند. همچنين ضرايب بازآزمايي نيز براي عوامل خلق‌و‌خوي به ترتيب، 86/0، 88/0، 73/0 و 79/0 و براي ابعاد منش به ترتيب، 86/0، 90/0 و 86/0 گزارش شده است.
    يافته‌هاي پژوهش
    همان‌طور که اشاره شد، چهار پرسش‌نامة به ‌کار رفته در پژوهش از روايي و پايايي قابل قبولي برخوردار بودند. بنابراين امکان بررسي متغيرهاي مورد سنجش پرسش‌نامه‌ها وجود داشت. سپس، براي تجزيه تحليل داده‌ها ابتدا همبستگي ميان متغيرهاي پژوهش محاسبه شد. جدول پيوست 1، ماتريس همبستگي دو به ‌دوي اين متغيرها را نشان مي‌دهد.
    در گام دوم تحليل، براي آزمون مدل مفهومي از روش معادلات ساختاري (SEM) استفاده شد. شکل 1، روابط ساختاري متغيرهاي اختلال شخصيت ضداجتماعي، طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه، سبک‌هاي فرزندپروري و خلق‌و‌خو را نشان مي‌دهند. در اين بخش، برازش مدل‌‌ها مورد بررسي قرار گرفته است. در اين پژوهش، چهار بعد از ويژگي‌هاي سرشتي خلق‌و‌خو، سه زيرمقياس شخصيت ضداجتماعي و پنج حوزه طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و فرزندپروري به عنوان نشان‌گر متغيرهاي مکنون وارد تحليل شده‌اند.
    يافته‌هاي مربوط به پرسش‌نامه اختلال شخصيت‌ ضداجتماعي
    در جدول 3، ميانگين و انحراف استاندارد نمرات دانشجويان شركت‌كننده در سه زيرمقياس ضداجتماعي پرسش‌نامه MCMI_III و نمره كل ارائه شده است.
    جدول 3. ويژگي‌هاي توصيفي نمره كل مقياس ضداجتماعي و زيرمقياس‌هاي آن
    زيرمقياس    M    SD    كمينه    بيشينه
    تکانش‌گري    08/7    02/1    4    16
                    
    مکانيزم‌هاي دفاعي    56/7    16/1    5    11
                    
    بي‌مسئوليتي بين‌فردي(اجتماعي)    98/11    37/1    8    19
                    
    نمره كل مقياس ضداجتماعي    62/26    55/3    17    46
    يافته‌هاي مربوط به پرسش‌نامه طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه
    براي آگاهي از ميانگين عملکرد و پراکندگي نمرات آزمودني‌ها در هر يک از متغيرها، شاخص‌هاي ميانگــين، انحراف استاندارد شركت‌كننده در پنج حوزه طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و نمره كل در جدول 4 ارائه شده است.
    جدول 4. ويژگي‌هاي توصيفي نمره كل طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و حوزه‌هاي طرح‌واره‌اي
    حوزه    M    SD    كمينه    بيشينه
    محدوده بريدگي و طرد    275/61    325/20    25    136
    خودگرداني و عملكرد مختل    39/23    15/37    20    98
    محدوديت‌هاي مختل    65/31    475/8    10    56
    بازداري و فزون گوش‌به‌زنگي    38/33    23/9    10    88
    ديگر جهت‌مندي    185/28    55/7    10    54
    نمره كل طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه    88/177    73/82    80    374
    يافته‌هاي مربوط به سبک‌هاي فرزندپروري
    در جدول 5، ميانگين و انحراف استاندارد نمرات دانشجويان شركت‌كننده در پنج حوزه طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و نمره كل ارائه شده است.
    جدول 5. ويژگي‌هاي توصيفي نمره كل سبک‌هاي فرزندپروري و حوزه‌هاي طرح‌واره‌اي آن
    حوزه    M    SD    كمينه    بيشينه
    محدوده بريدگي و طرد    082/40    05/7    17    79
    خودگرداني و عملكرد مختل    495/39    75/9    15    75
    محدوديت‌هاي مختل    8/18    4/6    8    45
    بازداري و فزون گوش‌به‌زنگي    07/60    925/14    20    114
    ديگر جهت‌مندي    102/32    22/8    12    82
    نمره كل سبک‌هاي فرزندپروري    549/190    345/46    72    395
    يافته‌هاي مربوط به پرسش‌نامه خلق‌و‌خو
    در جدول 6، ميانگين و انحراف استاندارد نمرات دانشجويان شركت‌كننده در چهار زيرمقياس ويژگي‌هاي سرشتي پرسش‌نامه خلق‌و‌خو و نمره كل ارائه شده است.
    جدول 6. ويژگي‌هاي توصيفي نمره كل خلق‌و‌خو و زيرمقياس‌هاي آن
    زيرمقياس    M    SD    كمينه    بيشينه
    نوجوئي    89/27    75/2    21    39
    آسيب‌پذيري    4/27    52/2    20    44
    پاداش- وابستگي    7/21    02/2    17    28
    پشتکار (سماجت)    18/7    46/1    5    10
    نمره كل پرسش‌نامه خلق‌و‌خو    2/84    95/5    69    104

    شکل 1. مدل استخراج شده (با نمرات مسير استاندارد)

    جدول 7. شاخص‌هاي برازش مدل ساختاري
    P    2χ    DF    Chi/df    CFI    NFI    IFI    GFI    AGFI    RMSEA    SRMR
    1000/0>    01/246    103    388/2    95/0    92/0    95/0    93/0    90/0    06/0    053/0
    نمرات برازش مدل مطلوب و قابل قبول هستند (93/GFI=0،90/0 AGFI=، 95/0CFI= و 06/0RMSEA=)، اما با توجه به معنا‌دارنبودن نمره (68/0- =β و 40/1- t=)، قادر به تبيين اختلال شخصيت ضداجتماعي از طريق ميانجي‌گري طرح‌واره‌هاي‌ناسازگاراوليه نيست. بنابراين، مدل پيشنهادي که بر اساس نظريه يانگ در بخش تبيين‌ اختلال شخصيت ضداجتماعي از طريق ميانجي‌گري طرح‌واره‌هاي‌ ناسازگاراوليه رد شد. مدل در بخش تبيين مستقيم اختلال شخصيت ضداجتماعي، توسط سبک‌هاي فرزندپروري و ابعاد خلق‌و‌خو تأييد شد.
    اثرات متغير‌هاي پژوهش بر يکديگر
    اثرات مستقيم (ضرايب بتا و گاما)، غيرمستقيم، اثر کل و ميزان نمرات t، متغيرهاي پژوهش بر يکديگر در جدول 8 ارائه شده است.
    جدول 8. اثرات مستقيم، غيرمستقيم، اثر کل و ميزان نمرات t متغيرهاي پژوهش
    از    به    مقدارt    اثر مستقيم    اثر غيرمستقيم    اثرکل
    سبک‌هاي فرزندپروري    اختلال شخصيت ضداجتماعي    31/2    28/0    16/0-    12/0
    خلق‌و‌خو    اختلال شخصيت ضداجتماعي    32/2    23/1    50/0-    73/0
    طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه    اختلال شخصيت ضداجتماعي    40/1-    68/0-    -    68/0
    سبک‌هاي فرزندپروري    طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه    78/2    24/0    -    24/0
    خلق‌و‌خو    طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه    04/5    73/0    -    73/0
    در اولين قسمت از مدل، متغير برون‌زاي اول؛ يعني سبک‌هاي فرزندپروري، طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه را تحت تأثير خود قرار داده است و با آن رابطة مثبت و معنادار داشت (24/0=γ و 78/2t=). مجذور همبستگي چندگانة آن، 26/0 بود که نشانگر تبيين 26 درصدي متغير طرح‌واره توسط متغير برون‌زاد سبک‌هاي فرزندپروري است. متغير برون‌زاي ديگر، ويژگي‌هاي سرشتي ابعاد خلق‌و‌خو بود که که آن متغير هم طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه را تحت تأثير خود قرار داده است و با آن رابطة مثبت و معنادار داشت (73/0=γ و 04/5t=). مجذور همبستگي چندگانة آن، 70/0 بود که نشانگر تبيين 70 درصدي متغير طرح‌واره توسط متغير برون‌زاد خلق‌و‌خو است.
    در بخش بعدي مدل، متغير برون‌زاد سبک‌هاي فرزندپروري به ‌طور مستقيم و معنادار اختلال شخصيت ضداجتماعي را تبيين مي‌کرد (28/0 =γ و 31/2 t=). مجذور همبستگي چندگانة آن، 15/0 بود که نشانگر تبيين 15 درصدي متغير اختلال شخصيت ضداجتماعي توسط متغير برون‌زاد سبک‌هاي فرزندپروري است. با وجود اينکه، رابطة مستقيم سبک‌هاي فرزندپروري و اختلال شخصيت ضداجتماعي و سبک‌هاي فرزندپروري و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه معنادار بود، اما براي تبيين سبک‌هاي فرزندپروري با ميانجي‌گري طرح‌واره اختلال ضداجتماعي نمرات معناداري به ‌دست نيامد. متغير برون‌زاد ديگر، يعني خلق‌و‌خو هم به ‌طور مستقيم اختلال شخصيت را تبيين کرد و نمرات معناداري به ‌دست آمد (23/1 =γ و 32/2 t=). افزون بر اينکه مجذور همبستگي چندگانة آن 72/0 بود. اين نمره نشانگر تبيين 72 درصدي متغير اختلال شخصيت ضداجتماعي توسط متغير برون‌زاد خلق‌و‌خو است.
    در مدل پيشنهادي اختلال شخصيت ضداجتماعي، متغير وابسته اصلي و اتاي (ETA) نهايي است. علي‌رغم اينکه در مدل نظري انتظار مي‌رفت طرح‌واره بتواند اين اختلال را تبيين کند، اما آزمون مدل اين امر را اثبات نکرد و برخلاف آن قدرت تبيين طرح‌واره تأييد نشد و نمرات به ‌دست آمده معنادار نبود(68/0- =β و 40/1- t=).
    بنابراين، با توجه به معناداري نمرات به ‌دست آمده در تبيين اختلال شخصيت توسط سبک‌هاي فرزندپروري و خلق‌و‌خو، به طور مستقيم و معنادار نبودن نمرات متغيرميانجي (طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه)، مدل مورد نظر فقط در بخش تبيين اختلال شخصيت ضداجتماعي، به ‌وسيله سبک‌هاي فرزند‌پروري و خلق‌و‌خو به طور مستقيم تأييد شد.
    بحث و نتيجه‌گيري
    با توجه به يافته‌هاي پژوهش، نقش تبييني سبک‌هاي فرزندپروري و خلق‌و‌خو مشخص گرديد. بر اساس يافته‌ها، سبک‌هاي فرزندپروري و ابعاد خلق‌و‌خو اختلال شخصيت ‌ضد‌اجتماعي را تبيين مي‌کنند. ابعاد خلق‌و‌خو و سبک‌هاي فرزندپروري، با توجه به معناداري نمرات مسير، با اختلال شخصيت ضداجتماعي، هر دو به طور مستقم قادر به تبيين اختلال شخصيت ضداجتماعي هستند. در‌حالي‌که مدل، با توجه به معنا‌دارنبودن نمرة مسير به ‌دست آمده، قادر به تبيين اختلال شخصيت ضداجتماعي از طريق ميانجي‌گري طرح‌واره‌هاي‌ ناسازگاراوليه نيست. اين يافته، در بخش ميانجي‌گري طرح‌واره‌ها، با برخي پژوهش‌ها بخصوص پژوهش رضاييان (1394)، غلامي زارچ (1392) و نظريه يانگ همسو نيست؛ هر چند در بخش‌هاي مختلف همان‌طور که در فرضيه‌هاي قبلي اشاره شد، با پژوهش‌‌هاي قبلي همسوست. اين موضوع مي‌تواند به چند علت باشد:
    - ممکن است اين عدم معناداري مسير، به جهت تناظر پرسش‌نامة سبک‌هاي فرزندپروري يانگ و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و همبستگي بالاي اين دو متغير با هم باشد.
    - ممکن است اين مسئله، به جهت عدم روايي پرسش‌نامه طرح‌واره يانگ باشد. با توجه به تحليل عامل اکتشافي، که محقق در مورد پرسش‌نامه طرح‌واره يانگ و روشن شدن اين نکته که حوزه‌هاي اکتشافي متفاوت با حوزه‌هاي مورد ادعاي پرسش‌نامه است، مي‌تواند روايي پرسش‌نامة طرح‌واره يانگ را زير سؤال ببرد؛ اين موضوع در پژوهش رضاييان (1394) و غلامي زارچ (1392) نيز به ‌چشم مي‌خورد. به‌طوري‌که هر دو پژوهشگر، به دليل عدم تطبيق عوامل اکتشافي با عوامل ادعايي مواجه شده و در نتيجه فقط دو يا سه حوزة طرح‌واره‌ها را وارد تحليل نموده‌اند.
    - ممکن است اين مسئله، به ‌دليل هنجاريابي نامناسب و يا نادرست پرسش‌نامه در ايران باشد. يا ممکن است ادعاي يانگ در مورد سنجش طرح‌واره‌ها و حوزه‌ها، در نمونه‌هاي مورد آزمون صادق نبوده است.
    در تبيين يافته فوق، كاستيل (Castille) و همکاران معتقدند: افرادي كه طرح‌واره‌هايشان در حوزه اول (بريدگي و طرد) قرار دارد، نمي‌توانند دلبستگي‌هاي ايمن و رضايت‌بخشي با ديگران برقرار كنند (حقيقت‌منش و همکاران، 1389). چنين افرادي معتقدند: نياز آنها به ثبات، امنيت، محبت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد. حتي گاه با استفاده ناهوشيار از سبك مقابله‌اي ناسازگار تسليم، اقدام به رفتارهاي ناسازگارانه مي‌كنند و مسير رابطه را به شكلي پيش مي‌برند كه اين اعتقاد مورد تأييد قرار بگيرد؛‌ يعني اين افراد انتظار دارند كه نيازهاي آنان به مهرورزي، همدلي و در ميان گذاشتن احساس‌ها، به شيوه‌اي قابل پيش‌بيني برآورده نشود (دائمي و جان‌بزرگي، 1390، ص 170). آنها تمايل دارند به گونه‌اي نسنجيده و شتاب‌زده از يك رابطه خودآسيب‌رسان، به رابطه‌اي ديگر پناه ببرند، يا در سبك مقابله‌اي ناسازگار اجتناب، از برقراري روابط بين‌فردي نزديك، دوري كنند (يانگ و همکاران، 1391، ص 37). افرادي كه طرح‌واره‌هاي آنها در حوزه دوم (خودگرداني و عملكرد مختل) قرار دارد، از خود و محيط اطراف‌شان، انتظارهايي دارند كه در توانايي آنها براي تفكيك خود،‌ از نماد والدين و دستيابي به عملكرد مستقل مانع ايجاد مي‌كند. ازاين‌رو، اين افراد نمي‌توانند هويت مستقلي در مورد خودشان به دست بياورند و زندگي خود را بدون دريافت كمك‌هاي بي‌شائبه ديگران اداره كنند. آنها نمي‌توانند براي خودشان اهداف مشخصي در نظر بگيرند و در مهارت‌هاي مورد نياز تبحر پيدا كنند. لذا از نظر كارايي و كفايت در دوران بزرگسالي، مثل يك كودك كم‌سن و سال عمل مي‌كنند چسبندگي افراطي اين افراد، اغلب طرف رابطه را را منزجر مي‌كند و الگوي اجتناب را ايجاد مي‌كند. در نتيجه، فرد داراي طرح‌واره، موضوعات يا افرادي خارج از چارچوب تعريف شده و قانوني را براي ارضاء نيازهاي طرح‌واره‌اي خود خواهد يافت كه بر ميزان تعارض‌ها خواهد افزود. حوزة سوم طرح‌واره‌اي (محدوديت‌هاي مختل)، مشخصه افرادي است كه محدوديت‌هاي دروني آنها در خصوص احترام متقابل و خويشتن‌داري، به اندازه كافي رشد نكرده است. آنها ممكن است در خصوص احترام به حقوق ديگران، همكاري كردن، متعهد بودن يا دستيابي به اهداف بلندمدت، در زندگي مشكل داشته باشند. افزون بر اين، چنين افرادي اغلب خودخواه، لوس، بي‌مسئوليت يا خودشيفته به نظر مي‌رسند و توانايي مهار تكانه‌هاي خود را ندارند و نمي‌توانند ارضاعي نياز‌هاي آني خود را براي دستيابي به منافع آتي به تأخير بيندازند (همان، ص 42).
    در تبييني ديگر مي‌توان گفت: طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه به دليل قدمت و عمق‌شان، مانند يك فيلتر عظيم و پيچيده بر سر راه اطلاعات ورودي و همچنين، اطلاعات موجود عمل مي‌كند و با سرند، دسته‌بندي و سازمان‌دهي، شكل‌گيري معاني جديد را در ذهن شدني مي‌سازد. بدين‌ترتيب، يادگيري نيز گزينشي و همنوا با طرح‌واره‌ها رخ خواهد داد. از جمله اين اطلاعات، چارچوب‌هاي قانوني و اجتماعي است. براي‌ نمونه، فردي كه طرح‌واره‌هايي در حوزه بريدگي و طرد دارد، چارچوب‌هاي قانوني و اجتماعي را نيز از دريچه طرح‌واره‌ها مي‌بيند. او ضمن بازخورد منفي‌اي كه از خود و محيط مي‌گيرد، هرگونه ناملايمتي را نشانة طرد شدگي توسط افراد ديگر تلقي خواهد نمود. ازاين‌رو، كاركرد اجتماع در مورد چنين فردي مختل شده، هيجان منفي بيشتري نسبت به فرد مسائل قانوني و اجتماعي تجربه خواهد نمود. اين هيجان، در رفتارهاي فردي و بين‌فردي (از جمله رعايت چارچوب‌هاي اجتماعي و قانوني) بروز بيشتري خواهد داشت. ضمن اينکه، اين افراد چون اعتمادي به ديگران، اجتماع و قانون ندارد، همواره به ‌دنبال دور زدن قانون، تحميل نظر خود بدون هيچ احساس ندامت و پشيماني، در صدد برآوردن نيازهاي خود هستند.
    همچنين، هنگامي كه طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه فعال مي‌شوند، سطوحي از هيجان منتشرشده و مستقيم يا غيرمستقيم، منجر به اشكال مختلفي از آشفتگي‌ها نظير افسردگي، اضطراب و تعارض‌هاي بين‌فردي مي‌شوند (يوسف‌نژاد و پيوسته‌گر، 1390). آنها به واسطة ارتباط و تأثيري كه بر سبك دلبستگي مي‌گذارند، مي‌توانند منجر به اختلال‌هاي شخصيت و اختلال‌هاي خلق گردند (يوسفي و همکاران، 1389).
    در تبيين يافته بخش طرح‌واره، سبک‌هاي فرزندپروري و اختلال شخصيت ضداجتماعي، يانگ و همکاران (2003) معتقدند: افرادي که در حوزة خودگرداني و عملکرد مختل قرار مي‌گيرند،‌ طرح‌واره‌هايي با مضامين وابستگي، آسيب‌پذيري نسبت به ضرر يا بيماري، خود تحول نيافتگي و شکست دارند. طرح‌واره‌هاي اين حوزه، معمولاً در خانواده‌هايي به ‌وجود مي‌آيند که اعتماد به‌نفس کودک را کاهش مي‌دهند، گرفتارند، بيش از حد محافظت مي‌کنند و يا نمي‌توانند کودک را به کارهاي بيرون از خانه تشويق کنند.
    اين ويژگي‌ها، با دو عامل مراقبت و بيش مراقبت‌گري والدين قابل تبيين است. بالبي در تئوري دلبستگي معتقد است: والدين بايد: حس امنيت در کودک به‌وجود آورند؛ با تکيه بر اين حس ايمني، کودک را به رفتار اکتشافي تشويق کنند. اما کودکان والدين بيش کنترل‌گر اين احساس امنيت را نمي‌کنند؛ چرا که توجه کافي، واقعي و اصيل را دريافت نکرده‌اند و توجه والدين بدون توجه به نياز کودک است. اين بيش‌کنترل‌گري والدين، مانعي بر سر راه رفتارهاي اکتشافي کودک است (الفسفوس، 2009، ص 15). در نتيجه، تحول سالم در کودک با مشکل مواجه مي‌شود. در خانواده‌هايي که به ‌جاي انضباط و محدوديت منطقي، سهل‌انگار هستند، کودک در معرض شکل‌گيري طرح‌واره‌هاي حوزه عملکرد محدوديت مختل قرار مي‌گيرد. همچنين خانواده‌هايي که در آنها عصبانيت، توقع و گاهي اوقات تنبيه مشاهده مي‌شود و به آرامش اهميت داده نمي‌شود، کودک مستعد قرار گرفتن در طرح‌وارة حوزة فزون گوش‌به‌زنگي مي‌شوند (يانگ و همکاران، 2003، ص 33).
    در حوزة طرد و بريدگي، طرح‌واره‌هايي با مضامين رها شدگي، بي‌اعتمادي، محروميت هيجاني، نقص و شرم و انزواي اجتماعي قرار دارد. افرادي که در اين حوزه قرار مي‌گيرند، احساس مي‌کنند افراد مهم زندگي آنها حمايت عاطفي لازم را به ‌آنها نمي‌دهند و نوعي، بي‌ثباتي و بي‌اعتمادي نسبت به محبت و برقراري ارتباط با ديگران در آنها شکل مي‌گيرد. در نتيجه، از لحاظ هيجاني، بي‌ثبات و غيرقابل پيش‌بيني هستند. خانواده اين افراد، معمولاً داراي والديني بي‌عاطفه، سرد، مضايقه‌گر، منزوي، تندخو و غيرقابل پيش‌بيني است. در اين شرايط، نيازهاي فرد به امنيت، ثبات، همدلي، محبت، در ميان گذاشتن احساسات، پذيرش و احترام به شيوه‌اي قابل پيش‌بيني ارضاء نمي‌شود (يانگ و همکاران، 2003). بي‌ثبات و غيرقابل پيش‌بيني بودن فرد، از لحاظ هيجاني و مواردي مانند احساس نقص و بي‌ارزشي، حساسيت به انتقاد و سرزنش، نياز به اثبات خود، امنيت، ثبات و همدلي، همگي از مشخصه‌هاي اختلالت شخصيت خوشه B، بخصوص اختلال ضداجتماعي است که در اين حوزه طرح‌واره قرار مي‌گيرد.
    کلونينجر (2006) در مورد تبيين يافته‌هاي بخش ابعاد خلق‌وخو، اختلال شخصيت ضداجتماعي معتقد است: تعامل سه نظام مستقل ژنتيکي، عصبي و زيست‌شناختي در سلسله اعصاب مرکزي، شامل نظام‌هاي فعال‌ساز، بازداري و نگهداري رفتاري، الگوهاي منحصر به فردي از پاسخ رفتاري به تجارب نو را پديد مي‌آورند. اين الگوهاي پاسخ، موجب ابتلاي به اختلال شخصيت و اختلالات ديگر نظير الکليسم و اعتياد جنسي مي‌شود (آدامز و همکاران، 2003). در همين زمينه، نوجويي به عنوان يکي از اين الگوهاي پاسخ سرشتي، با تحريك‌جويي، افراط، تكانش‌گري و بي‌نظمي مرتبط است. افراد با نوجويي بالا، تمايل به تغييرات خلقي سريع، رفتارهاي هيجاني، كاوشگري و كنجكاوي دارند. چنين افرادي، مشتاق تغييرات هستند، به آساني حوصله‌شان سر مي‌رود، در كنترل خود ناتوان بوده و در تصميم‌گيري‌ها تكانشي و غيرمنطقي عمل كرده و در نتيجه، گرايش به سوي رفتارهاي پرخطر جنسي پيدا مي‌کنند (بيرامي و اسمعلي کورانه، 1391؛ ابوالقاسمي و همکاران، 1392).
    به اعتقاد زاکرمن (1979)، کلارک و همکاران (1999) نيز نياز به برانگيختگي يا هيجان‌خواهي سرشتي، همان تمايل ذاتي براي جست‌وجوي تجارب جديد و اشتياق زياد براي خطر کردن است که افراد داراي آن بيشتر الکل مي‌نوشند و رفتارهاي ضداجتماعي دارند. از‌اين‌رو، آپتر (1994)، رفتارهاي پرخطر را ناشي از نياز به برانگيختگي و به تبع آن، متأثر از ابعاد خلق‌و‌خو هيجان‌خواهي مي‌داند. سيدرز و همکاران (2009) نيز با بررسي نقش مزاج شخصيتي در گرايش به رفتارهاي پرخطر دانشجويان، تأييد کردند که هيجان‌خواهي سرشتي بالا، موجب افزايش گرايش به مصرف مشروب و مواد مي‌شود. همچنين، هويل و همکاران (2000) در فراتحليل 53 مطالعه دريافتند که رفتارهاي پر‌خطر، با ويژگي‌هاي سرشتي شخصيتي نظير تکانش‌گري و هيجان‌خواهي رابطه دارد.
    با توجه به اينکه، آزمودني‌هاي اين مطالعه از جمعيت غيرباليني انتخاب شده بودند، در‌حالي‌‌که مدل‌هاي علّي (ساختاري) با هدف ارائه مدل جهت مداخلات باليني صورت مي‌پذيرد و علي‌رغم اينکه، يافته‌هاي اين پژوهش از مدل مفهومي ارائه شده از يانگ، در تبيين اختلال شخصيت ضداجتماعي از طريق ميانجي‌گري طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و بر اساس سبک‌هاي فرزندپروري و ابعاد خلق‌وخو حمايت نکرد، اما از تبيين اين اختلال به‌طور مستقيم از طريق سبک‌هاي فرزند‌پروري، خلق‌و‌خو و ابعاد خلق‌و‌خو حمايت کرد. اين به اين معناست که در مداخلات باليني، از طريق هر يک از اين سه متغير، مي‌توان مداخله کرد.
    يافته‌هاي اين پژوهش مي‌تواند در پيشگيري و مداخلات درماني در جامعه دانشجويان قم ارزشمند باشد. اين پژوهش، مي‌تواند مبناي پژوهش‌هاي ديگر در حوزه اختلال شخصيت، طرح‌واره، فرزندپروري، ابعاد خلق‌و‌خو باشد. علاوه بر اين، اين پژوهش با توجه به اينکه يک مدل علّي است، توان قرار گرفتن در مبناي نظريه‌پردازي روان‌شناختي و پژوهش در حيطه منابع ديني مرتبط را داراست. انجام پژوهش در جوامع و نمونه‌هاي ديگر، بر تعميم‌پذيري مدل ارائه شده خواهد افزود. اين پژوهش، در جامعه دانشجويان صورت پذيرفته و از نظر تعميم محدويت دارد.
    پيوست‌ها

     
     

    References: 
    • ابوالقاسمي، عباس و همكاران، 1392، «مقايسه سرشت و منش در افراد معتاد به مواد ‏مخدر و غيرمعتاد»، اعتياد پژوهي، دوره هفتم، ش 27، ص 125-136.
    • اتکينسون، ريتا و همكاران، 1378، زمينه روان‌شناسي هيلگارد، ترجمة محمدنقي براهني و همکاران، تهران، رشد.
    • احمدي، علي‌اصغر، 1387، روان‌شناسي شخصيت از ديدگاه اسلامي، چ ششم، تهران، اميركبير.
    • آهي، قاسم و همكاران، 1386، «پايايي و اعتبار فرم کوتاه پرسش‌نامه طرح‌واره‌هاي يانگ»، روان‌شناسي و علوم تربيتي، سال سي و هفتم، ش 3، ص 5-20.
    • برك، لورا، 1387، روان‌شناسي رشد (از لقاح تا کودکي)، ترجمة يحيي سيدمحمدي، تهران، ارسباران.
    • بيرامي، منصور و احمد اسمعلي کورانه، 1391، «بررسي رابطه بين ريشه‌هاي تحولي (شيوه‌هاي فرزندپروري) و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه در حوزه بريدگي- طرد، خودگرداني و عملکرد مختلدر مدل طرح‌واره يانگ»، پژوهش‌هاي نوين روان‌شناختي، سال هفتم، ش 28، ص71-88.
    • بيرامي، منصور و آيدا عبدالله‌زاده جدي، 1391، «مطالعة مبتني بر مدل کلونينجر: مقايسة عامل‌هاي سرشت و منش اقدام‌کنندگان به خودکشي با افراد بهنجار»، اصول بهداشت روان، دوره چهاردهم، ش 56، ص 43-336.
    • ﭼﻠﭙﻲ، ﻣﺴﻌﻮد و توران روزﺑﻬﻨـﻲ، 1380، «ﻧﻘﺶ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﺎﻣﻞ و ﻣﺎﻧﻊ ﺑﺰﻫﻜﺎري ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن»، ﭘﮋوﻫﺶنامه ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎني، ش 29، ص 95-132.
    • حقيقت‌منش، الهه و همكاران، 1389، «طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و ابعاد طرح‌واره تجاوزگران جنسي»، روان‌پزشکي و روان‌شناسي باليني ايران، ش 61، ص 145-153.
    • دائمي، فاطمه و مسعود جان‌بزرگي، 1390، «تأثير سبك والديني و روان‌بنه‌هاي ناسازگار اوليه مادران بر حرمت ‌خود كودكان»، علوم رفتاري، سال پنجم، ش 2، ص 165-172.
    • ذوالفقاري،‌ مريم و همكاران، 1387، «تعيين رابطه بين طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه با ابعاد صميميت زناشويي زوجين»، خانواده‌پژوهي، سال چهارم، ش 3، ص 247-261.
    • ربر، آرتور اس، 1390، فرهنگ روان‌شناسي توصيفي، ترجمة يوسف کريمي و همكاران، تهران، رشد.
    • رضائيان، حسين، 1394، مدل معادلات ساختاري براي تبيين تنوع‌طلبي جنسي بر اساس طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه، سبک‌هاي فرزندپروري و سرشت و منش، پايان‌نامه کارشناسي ارشد روان‌شناسي خانواده، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
    • سرمد، زهره و همكاران، 1393، روش‌هاي تحقيق در علوم رفتاري، تهران، آگه.
    • شاملو، سعيد، 1382، مکتب‌ها و نظريه‌ها در روان‌شناسي شخصيت، چ هفتم، تهران، مرکز نشر و پخش کتاب‌هاي روان‌شناسي و تربيتي.
    • شريفي، علي‌اکبر، 1391، راهنماي ام سي ام آي (ميلون3)، چ سوم، تهران، روان‌سنجي.
    • شهامت، فاطمه و همكاران، 1389، «بررسي رابطه سبک‌هاي فرزندپروري و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه»، مطالعات تربيتي و روان‌شناسي، دوره يازدهم، ش 2، ص 239-254.
    • صدوقي، زهره و همكاران، 1387، «تحليل عاملي نسخه كوتاه پرسش‌نامه طرح‌واره يانگ در نمونه غيرباليني ايراني»، روان‌پزشكي و روان‌شناسي باليني ايران، سال چهاردهم، ش 2، ص 214-219.
    • غلامي‌زارچ، مرتضي، 1392، مدل ساختاري تبيين اختلال شخصيت مرزي بر اساس سبک‌هاي فرزندپروري، ويژگي‌هاي سرشتي و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه، پايان‌نامه كارشناسي ارشد روان‌شناسي باليني، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن.
    • فتحي آشتياني، علي، 1389، آزمون‌هاي روان‌شناختي (ارزيابي شخصيت و سلامت روان)، چ چهارم، تهران، روان.
    • کاوياني، حسين و مهرانگيز پورناصح، 1384، «اعتباريابي و هنجارسنجي پرسش‌نامة سرشت و منش کلونينجرTCI در جمعيت ايراني»، مجله دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تهران، سال شصت ‌و سوم ، ش 2، ص 89- 98.
    • منجم، عارفه و همكاران، ١٣٩٢، «مقايسه حوزه‌هاي طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه و سبک فرزندپروري و تله‌هاي زندگي زنان مطلقه با عادي»، علوم رفتاري، سال هفتم، ش 2، ص ٩٣٣-٩۴٢.
    • موسوي، سيدرضا و غلامرضا متقي‌فر، 1390، «شخصيت سالم در انديشة اسلامي، نگاهي به رابطة آن با نماز در دوران جواني»، پژوهش‌هاي تربيتي، سال سوم، ش 2، ص 99-123.
    • ميرز، لاورنس.اس و همكاران، 1391، پژوهش چندمتغيري کاربردي (طرح و تفسير)، ترجمة حسن ‌پاشا‌شريفي و همكاران، تهران، رشد.
    • يانگ، جفري و همكاران، 1391، طرح‌واره درماني (راهنماي کاربردي براي متخصصين باليني)، ترجمة حسن حميدپور و زهرا اندوز، تهران، ارجمند.
    • يانگ، جفري، 1384، شناخت درماني اختلالات شخصيت، رويكرد طرح‌واره محور، ترجمة علي صاحبي و حسن حميدپور، تهران، آگاه.
    • يوسف‌نژاد شيرواني، مائده و مهرانگيز پيوسته‌گر، 1390، «رابطه رضايت از زندگي و طرح‌واره‌هاي ناسازگار اوليه در دانشجويان»، دانش و پژوهش در روان‌شناسي كاربردي، سال دوازدهم، ش 2، ص 55-65.
    • يوسفي، رحيم و همكاران، 1389، «اثربخشي مداخله آموزشي مبتني بر مدل طرح‌واره‌ها در ارتقا رضايت زناشويي»، روان‌شناسي باليني، سال دوم، ش 7، ص 25-37.
    • Adams, J. B, et al, 2003, Relationships between personality and preferred substance and motivations for use among adolescent substance abusers, The American Journal of Drug and Alcohol Abuse, v. 29, p. 691-712.
    • Alfasfos, L, 2009, The Early Maladaptive Schemas and their Correlations with the Psychiatric Symptoms and the Personality Accentuations for Palestinian Students, Submitted to the Psychology Faculty of Hamburg University in Partial Fulfillment of the Requirement for the Degree of Doctor of Philosophy.
    • Apter, D, 1994, From dream to reality: A participant's view of the implementation of Part H of P.L. 99-457, Journal of Early Intervention, v. 18(2), p. 131-140.
    • Baranoff, J, et al, 2006, Factor Structure and Internal Consistency of the Young Schema Questionnaire (Short Form) in Korean and Australian Samples, Journal of Affective Disorders, v.93, p. 133-140.
    • Cecero, J, et al, 2004, Tools and Tenets of schema Therapy: Toward the construct validity of Early maladaptive schema Questionnaire – Research Version (EMSQ – RV), Clinical psychology and psychotherapy, v. 11, p. 344-357.
    • Cyders MA, et al, 2009, The role of personality dispositions to risky behavior in predicting first-year college drinking, Addiction, v. 104 (2), p. 193-202.
    • Clark, L. A, et al, 1999, Temperament: A new paradigm for trait psychology, In L. A. Pervin & O. P. John (Eds.), Handbook of personality (2nd. ed., pp. 399-423), New York, Guilford Press.
    • Cloninger, C.R, 2006, The science of well-being: an integrated approach to mental health and its disorders, World Psychiatry, v. 5(2), p. 71–76.
    • Cloninger, C. R, 2005, Personality disorders. In B. J. Sadock. V. A. Sadock (Eds.), Comprehensive textbook of psychiatry (Eight Edition, pp. 2063-2105). Philadelphia, Lippincott Williams & Wilkins.
    • Cloninger CR, et al, 1993, A psychobiological model of temperament and character, Arch Gen Psychiatry, v. 50 (12), p. 975-990.
    • Cyders MA, et al, 2009, The role of personality dispositions to risky behavior in predicting first-year college drinking, Addiction, v. 104(2), p. 193-202.
    • Etter, J. F, et al, 2003, Association between smoking and heritable temperament traits, Nicotine &Tobacco Research, v. 5 (3), p. 401-409.
    • Evren, C, et al, 2007, Temperament and character model of personality profile of alcohol- and drug dependent inpatients, Comprehensive Psychiatry, v. 48, p. 283-288.
    • Fazel, S, & Danesh, J, 2002, Serious mental disorder in 23000 prisoners: A system review of 62 Surveys, Oxford: Lon cent.
    • Gannon, T. A, et al, 2006, Do child molesters hold distorted beliefs? What does their memory recall tell us? Journal of Sexual Aggression, v. 12, p. 5-18.
    • Hoyle RH, et al, 2000, Personality and sexual risk taking: a quantitative review, Journal of Personality Dec, v. 68, p. 1203-1231.
    • Jacquin, K. M, 1997, The effects of maladaptive schemata on information processing, Unpublished doctoral dissertation, The University of Texas at Austin.
    • Moffitt, T.E, 2005, The new lock of behavioral genetics in developmental psychopathology: Gene-environment interplay in antisocial behavior, Psychological Bulletin, v. 131, p. 533-554.
    • Nee, C, & Farman, S, 2005, Female prisoners with borderline personality disorder: Some promising treatment developments, Criminal Behavior and Mental Health, v. 15 (1), p. 2-16.
    • Nordahl, H.M, et al, 2005, Early Maladaptive Schemas in Patients with or without Personality Disorders: Dose Schema Modification Predict Symptomatic Relief? Clinical Psychology & Psychotherapy, v. 12, p. 142-149.
    • Pomerleau, C. S, et al, 1992, Relationship of Tridimensional Personality Questionnaire scores and smoking variables in female and male smokers, Journal of Substance Abuse, v. 4(2), p. 143-154.
    • Rijkeboer, M.M, & Van Den Bergh, H, 2006, Multiple Groups Confirmatory Factor Analysis of the Young Schema-Questionnaire in a Dutch Clinical Versus Non-clinical Population, Journal of Cognitive Therapy and Research, v. 30(3), p. 263-278.
    • Sanders, M. R, 2002, Parenting interventions and the prevention of serious mental health problems in children, The Medical Journal of Australia (MJA), v. 177, p. 87-92.
    • Schmidt, N.B, et al, 1995, The Schema Questionnaire: Investigation of Psychometric Properties and the Hierarchical Structure of a Measure of Maladaptive Schemas, Journal of Cognitive Research and Therapy, v. 19, p. 295-321.
    • Sheffield, A, et al, 2005, Links between parenting and core beliefs: Preliminary psychometric validation of the Young Parenting Inventory, Cognitive Therapy and Research, v. 29, p. 787-802.
    • Skodol A, et al, 2011, Proposed changes in personality and personality disorder assessment and diagnosis for DSM-5part I: description and rationale J Abnormal Psychol, v. 2(1), p. 4-22.
    • Steinberg, L, et al, 1994, Over-time changes in adjustment and competence among adolescents from authoritative, authoritarian, indulgent, and neglectful families, Child Development, v. 65, p. 754-770.
    • Svrakik, D. M, et al, 2002, Temperament, character and personality disorders: Etiologic, diagnostic, treatment issues, Acta Psychiatrica Scandiavia, v. 106, p. 189-195.
    • Switzer, I, 2006, Early maladaptive schemas predict risky sexual behaviors, Unpublished thesis masters. Mississippi State University.
    • Timmerman, I. G. H, & Emmelkamp, P. M. G, 2006, The relationship between attachment styles and cluster B personality disorders in prisoners and forensic inpatients, International Journal of Law and Psychiatry, v. 29, p. 48-56.
    • Ward, T, et al, 2006, An integrated theory of sexual offending, Aggression and Violent Behavior, v. 11, p. 44-63.
    • Welburn, K, et al, 2002, The schema questionnaire-short form: factor analysis and relationship between schemas and symptoms, Cognitive Therapy and Research, v. 26(4), p. 519-530.
    • Wright MO, et al, 2009, Childhood emotional maltreatment and later psychological distress among college students: the mediating role of maladaptive schemas, Child Abuse Neglect. International Journal, v. 33, p. 246-282.
    • Young, J. E, & Brown, G, 1994, Young schema questionnaire: A schema-focused approach, Cognitive Therapy for Personality Disorders, Sarasota, LF, professional resource press, p. 63-76.
    • Young, J. E, et al, 2003, Schema Therapy: A Practitioners Guide, Journal of Psychosomatic, v. 57, p. 113-116.
    • Young, J. E, et al, 2003, Schema therapy: Practitioners guide, New Yourk.
    • Zuckerman, M, 1979, Sensation seeking: Beyond the optimal level of arousal, Hillsdale, NJ: Erlbaum.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عسگری(تهران)، علی، منیرپور، نادر، حسن آبادی، حمیدرضا.(1396) شخصیت ضد اجتماعی؛ نقش خلق و خو، سبک های فرزندپروری و طرح واره های ناسازگار اولیه. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 10(1)، 85-104

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    علی عسگری(تهران)؛ نادر منیرپور؛ حمیدرضا حسن آبادی."شخصیت ضد اجتماعی؛ نقش خلق و خو، سبک های فرزندپروری و طرح واره های ناسازگار اولیه". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 10، 1، 1396، 85-104

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عسگری(تهران)، علی، منیرپور، نادر، حسن آبادی، حمیدرضا.(1396) 'شخصیت ضد اجتماعی؛ نقش خلق و خو، سبک های فرزندپروری و طرح واره های ناسازگار اولیه'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 10(1), pp. 85-104

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عسگری(تهران)، علی، منیرپور، نادر، حسن آبادی، حمیدرضا. شخصیت ضد اجتماعی؛ نقش خلق و خو، سبک های فرزندپروری و طرح واره های ناسازگار اولیه. روان‌شناسی و دین، 10, 1396؛ 10(1): 85-104