اثربخشی آموزش صمیمیت با رویکرد اسلامی بر بهبود عملکرد خانواده
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
خانواده، کانوني شکل گرفته بر پاية پيمان مقدس ازدواج است و از مهمترين عوامل مؤثر بر روابط و محيطي امن براي دستيابي به اهداف عالي انساني است (حسيني، 1389، ص 38). جامعة سالم، وابسته به ساختار خانوادة سالم است؛ چرا که واحدهاي خانواده هستة جامعه را تشکيل ميدهند. جداي از همه ازدواجهايي که به طلاق ختم ميشود، ازدواجهاي ناراضي بسياري نيز وجود دارد که زوجين به دلايل مختلف، طلاق نميگيرند (گريف و مالهرب (Greeff & Malherbe)، 2001). متأسفانه امروزه، نظام خانواده دچار مشکلات و چالشهاي اساسي شده است. حتي گاه اساس و تماميت آن نيز زير سؤال رفته است. تحولات اجتماعي، صنعتي و علمي مشکلات متعددي را براي خانواده در اکثر جوامع، از جمله جامعة ايران پديد آورده است. اختلافات خانوادگي، طلاق، فرزندان بيسرپرست و بزهکاري نوجوانان و جوانان، بيانگر مشکلات اساسي در خانوادههاي ماست (سالاريفر، 1390، ص 33).
عملکرد خانواده، تلاش مشترکي است براي برقراري و حفظ تعادل در خانواده؛ خانواده داراي عملکرد مطلوب، منظومه بازي است که اعضاي خانواده بهطور عاطفي به هم پيوستهاند، با اين وجود، براي گسترش هويت فردي خود تشويق شدهاند (زارعي و يونسي، 2009، ص 44). تکستور (Textor)، خانوادة سالم را از ابعاد مختلف اينگونه توصيف ميکند: از نظر شخصيتي در خانوادههاي سالم، بزرگسالان آشکارا فرديت، عشق و تمايلات جنسي خود را نشان ميدهند. از بعد شناختي واقعبينانه، انعطافپذير، خلاق و قادر به حل مشکلات به طور منطقي هستند. به لحاظ رفتاري، انعطافپذير ميباشند. از نظر ارتباطي، اعضاي خانواده سالم ميدانند چگونه پيامها را به روشني و به طور کامل ارسال کنند. سرانجام، نقشها در خانوادههاي سالم، مجزا و بهطور واضح تعريف شده است (تکستور، 1989).
چنانچه روابط زناشويي رابطهاي سست باشد، پايههاي لازم براي موفقيتآميز بودن و مطلوب بودن عملکرد واحد خانواده، لرزان و يا حداقل ضعيف خواهد بود. رابطة زناشويي بايد بر اساس اطمينان و احترام متقابل باشد. در اين امر، عوامل عاشقانه و صميميت نيز دخالت دارند (بارکر، 1375، ص 84). به عبارت ديگر، صميميت عاشقانه به عنوان يکي از بالاترين ارزشهاي وجودي انسان و بهعنوان امري ضروري، براي عملکرد سالم در نظر گرفته شده است. بهطورکلي، دستيابي به صميميت را ميتوان به عنوان يک ابزار ضروري براي ايجاد رابطة معنيدار و رضايتبخش بين افراد در نظر گرفت (دندوراند و لفنتاين (Dandurand & Lafontaine)، 2013). صميميت، به عنوان سطح نزديکي زوجين، اشتراک عقايد و ارزشها، فعاليتهاي مشترک، تمايلات جنسي، آگاهي در مورد يکديگر، و فعاليتهاي احساسي نظير گرفتن دست يکديگر تعريف ميشود (پاتريک (Patrick) و همكاران، 2007). بچن (Betchen) صميميت را بهعنوان يک فرايند مستمر بين دو همسر، که به ميزان سالمي از خانوادة اصلي خود متمايز شدهاند، تعريف ميکند. اين امر به نوبة خود، به تواناييهاي آنان در تماس با احساسات خود و بيان آنها به صورت آزادانه، به روشني، و منطقي بدون ترس از پيامد واقعي از سوي شريک زندگي کمک ميکند (بچن، 2003).
نکتة جالب توجه اينکه ما بهرهمند از پيشينة فرهنگي و علمي غني و کارآمدي براي مواجهه با مسائل خانواده هستيم. کلمات معصومان و سيرة خانوادگي آنان، ظرايف رفتاري جالب توجهي دارند که هر چند جزئي به نظر ميرسد، ولي گاه در تحکيم پايههاي خانواده، نقش اساسي دارد (سالاريفر، 1390، ص 22). آموزشهاي روانشناختي مبتني بر وحي به زوجين، به دليل توجه ويژه به فطرت و گرايشهاي طبيعي زن و مرد و هماهنگي آنها با اهداف آفرينش، ميتوانند در سلامت زندگي مشترک و آرامش رواني و بهبود روابط همسران مؤثر باشند (فقيهي و رفيعيمقدم، 1388). ازاينرو، محقق در اين پژوهش تأثير آموزش صميميت بر کارايي خانواده زنان متأهل را با رويکرد اسلامي مورد بررسي قرار ميدهد.
روابط صميمانة بلندمدت، نيازمند ارزشنهادن به شريک زندگي است که ميتوان آن را با رويکرد اسلامي و در قالب مهارتهاي ارتباطي زير بيان کرد. اين تلفيق از منابع متعدد ديني و روانشناسي شکل گرفته است:
1. احترام متقابل
احترام متقابل ميزان ارزشي است که زوجين نسبت به هم، در زندگي در همه زمينهها قائل هستند (فاريابي و زارعيمحمودآبادي، 1394، ص 85). احترام به اين معنا نيست که زن و شوهر، عواطف و احساسات خود، مانند خشم، سرسختي، ناراحتي روحي و غيره را از يکديگر پنهان کنند (حسيني، 1389، ص 39). حضرت رضا ميفرمايد: «بعضي زنها براي شوهرشان بهترين غنيمت هستند: زناني که به شوهرشان اظهار عشق و محبت ميکنند» (نوري، 1320ق، ج 2، ص 522). يا از پيامبر اكرم روايت شده است: «بهترين زنان شما زناني هستند که داراي عشق و محبت باشند» (همان، ص 532). در روايات متعدد ديگر، به رعايت نکاتي چون استقبال و بدرقه همسر، سلام کردن به يکديگر، توجه به ظاهر آراسته، ابراز محبت به صورت کلامي و غيرکلامي و هديه دادن، تکريم شخصيت همسر، گفتوگو با احترام و آهنگ ملايم و... اشاره شده است.
2. چشمپوشي از خطاها
از نبي مکرم اسلام روايت شده است که فرمود:
هر زني که کجخلقي همسرش را تحمل کند، خداوند به او ثواب آسيه همسر فرعون را
عطا فرمايد. يا «بهترين زن، زني است که شئون همسرش را در وقتي که او نيست حفظ کند
و يکي از شئون شوهر، آبروي اوست. زن خوب کسي است که اگر شوهرش عيبي دارد،
در غيبت او عيبش را به کسي نگويد و آبروي شوهرش را حفظ کند» (مجلسي، 1404ق،
ج 103، ص 247).
3. رعايت عفاف در روابط با ديگران
ويژگي عفت و حيا، عاملي بسيار مؤثر در حفظ و ارتقاي موقعيت و شخصيت زن و نيز گرايش مرد به زن دارد. امام صادق ميفرمايند: «بهترين زنان شما کسي است که چون با همسرش خلوت کند، جامة حيا از تن به در کند و چون بپوشد و همراه او شود، زره حيا را بر تن کند» (مجلسي، 1404ق، ج 110، ص 245). در اين زمينه، رواياتي در مورد عفت در روابط جنسي، پوشش، خودنمايي، نگاه کردن و راه رفتن، اختلاط با نامحرم و... وارد شده و آراستگي و غيرت، از جمله موارد ايجاد و تثبيت حياي همسر بيان شده است (حسينزاده، 1388، ص 28). در حقيقت، مرد يا زني که در ارتباط با ديگران عفت پيشه ميکند، نه تنهابه تحکيم بنياد خانوادهاش کمک ميکند، بلکه صميميت در روابط زوجين را افزايش ميدهد.
4. توجه به نياز جنسي يکديگر
از نظر اسلام، علاقة جنسي نه تنها با معنويت و روحانيت منافات ندارد، بلکه جزء خلقوخوي انبياء است. در حديثي ميخوانيم: «من اخلاق الانبياء حب النساء» (كليني، 1386، ج 5، ص 320). با توجه به روايات، براي داشتن رابطة جنسي خوب و سالم، بايد موارد زير توسط همسران رعايت شود: توجه به زيبايي و آراستگي ظاهر، رعايت نظافت شخصي، استفاده از عطر و زينت در حضور همسر، توجه به اختلافات غريزي زن و مرد، معاشقه و... (مصطفوي، 1390، ص 49).
5. شناخت نيازهاي متفاوت زنان و مردان در زندگي مشترک
زن و مرد در گوهر انساني خويش، داراي هويتي مشترک هستند. اما از نظر رواني، جسمي و جنسي با يکديگر تفاوتهاي بسيار دارند. آگاهي از تفاوتها و توجه به آنها موجب ميشود زن و مرد، نه تنها در تأمين خواستههاي ديگري موفقتر باشند، بلکه در تأمين خواستههاي خود نيز توفيق بيشتري يابند. پيامد پذيرش تفاوتها توسط زن و شوهر را بدينصورت ميتوان بيان كرد: ايجاد رابطة محبتآميز و عاشقانه ميان همسران، قضاوت عادلانه و به دور از هرگونه تنگنظري و خودبيني در مورد رفتار يکديگر، ايجاد شور و شادي و نشاط در زندگي مشترک و پرهيز از افراط و تفريط در روابط زناشويي (حسينزاده، 1388، ص 29).
رضايي (1389)، در پژوهش «تأثير آموزش سبک زندگي اسلاممحور با تأکيد بر نظام خانواده بر تعهد و صميميت زوجين»، نشان داد اين آموزش، تعهد زناشويي زوجين و ابعاد آن و نيز صميميت زوجين و ابعاد آن را افزايش داده است. روحاني و معنويپور (1387)، در پژوهش خود که نمونة آن شامل 269 آزمودني بود، به اين نتيجه رسيدند که بين دينداري با شادکامي و رضايت زناشويي، همبستگي مثبت معناداري وجود دارد. فقيهي و رفيعيمقدم (1388)، ميزان اثربخشي آموزشهاي روانشناختي مبتني بر روايات اسلامي در رضايت زناشويي زوجين را بررسي کردند. گروه آزمايش، متشکل از 20 زوج داراي مشکلات زناشويي بود که آموزشهاي روانشناختي مبتني بر آيات و روايات اسلامي را دريافت کردند. گروه گواه نيز متشکل از 20 زوج داراي مشکلات زناشويي بودند که هيچ آموزشي دريافت نکردند. مقايسه يافتههاي دو گروه نشان داد که آموزشهاي روانشناختي ياد شده، در بهبود روابط همسران و در نتيجه، رضايتمندي زناشويي آنها مؤثر بود.
دورانا (1997)، در مطالعهاي افزايش صميميت، به عنوان يک بخش ضروري در رشد روابط سالم، را از طريق برنامه آموزش صميميت زوجين بررسي کرد. در اين برنامه، با استفاده از پيشآزمون، پسآزمون و طرح پيگيري، 137 نفر مورد بررسي قرار گرفتند. بيشتر شرکتکنندگان (76 درصد) صميميتي را که به دست آورده بودند، در دورة پيگيري نيز حفظ کردند. به نظر ميرسد صميميت مهارتي است که بايد ياد گرفته شود. راسا و تارليکا (Rusu & Turliuca) (2011)، به بررسي رابطه مذهب و عملکرد خانواده در ميان مسيحيان ارتدوکس پرداختند. نمونة پژوهش، شامل140 نفر متأهل با بچههايشان بود. نتايج نشان داد که مذهبي بودن خانواده، نسبت به دينداري شخصي پيشبينيکنندة بهتري براي عملکرد خانواده است. بهترين پيشبيني براي عملکرد خانواده، رفتار مذهبي خانواده است.
براي تحقق هدف اين پژوهش، دو فرضيه زير آزمون شد:
1. آموزش صميميت با رويکرد اسلامي، بر عملکرد کلي خانواده زنان متأهل تأثير دارد.
2. آموزش صميميت با رويکرد اسلامي، بر ابعاد عملکرد خانواده (حل مسئله، ارتباطات، نقشها، پاسخگويي عاطفي، درگيري عاطفي، کنترل رفتار و کارکرد کلي) زنان متأهل تأثير دارد.
روش پژوهش
اين تحقيق شبهتجربي است و جامعة آماري آن شامل کلية زنان متأهلي است که از فروردين الي شهريور ماه 1392 به مرکز مشاوره ضيائي شهرستان ميبد مراجعه کردهاند. از بين داوطلبان شرکت در برنامه آموزشي و با استفاده از مصاحبه نيمهساختاري، افرادي که شرايط ورود به طرح را داشتند، بر اساس روش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند. برخي ملاکهاي ورود، شامل نمره پايين در آزمون صميميت، بد عملکردي خانواده مبتني بر آزمون بود. نمونه مورد مطالعه در اين پژوهش شامل 28 نفر بود. پس از گمارش تصادفي در دوگروه آزمايش و کنترل، جلسات آموزشي براي آزمودنيهاي گروه آزمايش برگزار گرديد (براي گروه کنترل نيز پس از پايان جلسات آموزشهاي لازم ارائه گرديد). لازم به يادآوري است که در ابتدا پيشآزمون (FAD)، از تمام افراد نمونه گرفته شد. افراد گروه آزمايش در 8 جلسه آموزشي شرکت کردند. پس از اتمام جلسات، از دو گروه آزمايش و کنترل، آزمون (FAD)، بهعنوان پسآزمون اجرا شد. در اين پژوهش، براي جمعآوري اطلاعات از ابزار سنجش خانواده (FAD) استفاده شده است. FAD يک پرسشنامه 60 گزينهاي است که براي ارزيابي عملکرد خانواده، بر طبق الگوي مکمستر طراحي شده است. در اين الگو، ويژگيهاي ساختاري، شغلي و تبادلي خانوادهها شرح داده شده و شش بعد کارکرد خانوادگي، به ترتيب زير شناسايي شده است: حل مسئله، ارتباطات، نقشها، پاسخگويي عاطفي، درگيري عاطفي و کنترل رفتاري. به همين ترتيب، FAD از 6 خردهمقياس براي سنجش هر يک از اين ابعاد، و به علاوه از يک خردهمقياس هفتم در رابطه با کارکرد کلي تشکيل شده است (ر.ك: كوركوران و فيشر، 1391).
شيوة نمرهگذاري: هر گزينه بر اساس يک مبناي 1 تا 4 نمرهگذاري ميشود. مادههاي مربوط به کارکرد ناسالم به طور معکوس نمرهگذاري ميشوند. نمرات پايينتر، نشاندهندة عملکرد سالمتر هستند (زارعي محمودآبادي و همكاران، 2012). براي مقياس FAD، نقطه برش 24 است که تفکيکي ميان جمعيت باليني و غيرباليني را ممکن ميسازد؛ به اين معني که نمره بالاتر از آن نياز به مداخله را متذکر ميشود (زارعيمحمودآبادي، 1385، ص 74). FAD، با داشتن ضرايب آلفاي 72/0 تا 92/0 براي خردهمقياسها، همساني دروني نسبتاً مطلوبي را نشان داده است. همچنين از درجهاي از روايي همزمان و پيشبين برخوردار است. علاوه بر اين، FAD از روايي گروههاي شناخته شده خوبي برخوردار بوده و ميتواند به طور معنادار بين افراد خانوادههاي باليني و افراد خانوادههاي غيرباليني تمايز بگذارد (همان، ص 104).
خلاصه جلسات آموزش بدين شرح ميباشد:
جلسة اول: بررسي عوامل مؤثر بر عملکرد خانواده و تببين اهداف برنامه آموزش صميميت؛
جلسة دوم: بررسي عوامل مؤثر بر صميميت: خودافشايي و پاسخده بودن، تعريف صميميت و بيان ابعاد آن؛
جلسة سوم: آموزش صميميت عاطفي با رويکرد اسلامي؛
جلسة چهارم:آموزش صميميت روانشناختي با رويکرد اسلامي؛
جلسة پنجم: آموزش صميميت عقلاني و صميميت معنوي با رويکرد اسلامي؛
جلسة ششم: آموزش صميميت فيزيکي و صميميت جنسي با رويکرد اسلامي؛
جلسة هفتم: آموزش صميميت زيباييشناختي و صميميت اجتماعي – تفريحي و صميميت زماني با رويکرد اسلامي؛
جلسة هشتم: خلاصه کردن مباحث جلسات قبل، آماده کردن زوجين براي ختم جلسات، ارائه پسآزمون.
براي تجزيه و تحليل دادهها در سطح آمار توصيفي، از شاخصهاي ميانگين و انحراف معيار و در سطح آمار استنباطي، از آزمونهاي تحليل کوواريانس يکمتغيره و چندمتغيره استفاده گرديد.
يافتههاي پژوهش
جدول 1، ميانگين و انحراف استاندارد نمرههاي آزمودنيهاي گروه آزمايش و کنترل متغير عملکرد خانواده و مؤلفههاي آن، در مراحل پيشآزمون و پسآزمون را نشان ميدهد.
جدول 1. ميانگين و انحراف معيار نمرات زنان متأهل دو گروه آزمايش و کنترل در مقياس عملکرد خانواده و ابعاد آن
شاخصهاي آماري
متغيرها آزمايش کنترل
پيشآزمون پسآزمون پيشآزمون پسآزمون
ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار
عملکرد کلي خانواده 96/159 43/16 80/146 09/29 20/145 29/31 27/143 38
حل مسئله 73/21 24/5 95/21 58/5 66/19 68/5 90/18 99/5
ارتباطات 5/21 12/3 1/19 73/4 82/19 31/4 75/19 10/6
نقشها 82/24 82/2 24/22 00/4 33/22 69/4 29/22 63/5
پاسخگويي عاطفي 89/23 15/4 50/21 01/4 51/21 83/4 40/21 10/5
درگيري عاطفي 65/22 28/5 93/21 74/4 34/20 44/5 73/20 42/6
کنترل رفتار 5/23 36/3 21/21 77/4 42/21 50/3 92/20 71/5
کارکرد کلي 85/21 57/3 15/19 16/6 17/20 09/7 25/19 55/6
براي آزمون فرضيه اول، از روش تحليل کوواريانس تکمتغيره (آنکوا) استفاده شد. ابتدا آزمون لوين براي بررسي مفروضه يکساني واريانسها و آزمون کولموگروف - اسميرنف، براي بررسي فرض نرمال بودن توزيع نمرات، که پيشفرضهاي لازم براي تحليل کوواريانس ميباشند، محاسبه شد. نتايج نشان ميدهد سطح معناداري آزمون لوين و کولموگروف- اسمرينف، بيش از خطاي مفروض در پژوهش ميباشد (05/0<P). به عبارت ديگر، واريانس دو گروه يکسان بوده و توزيع نمرات پيشآزمون و پسآزمون نرمال است.
جدول 2. تحليل کوواريانس تکمتغيري بر روي نمرههاي پسآزمون عملکرد خانواده زنان متأهل گروه آزمايش و کنترل
متغير مجموع مجذورات درجه آزادي ميانگين مجذورات F سطح معناداري
عملکرد خانواده 583/1289 1 583/1289 078/5 033/0
بر اساس جدول 2، مقدار F بهدستآمده (033/0=P) در سطح 05/0 معنادار است. معناداري F، بيانگر اين است که بين زنان دو گروه تفاوت معناداري از لحاظ ميانگين نمرههاي عملکرد کلي خانواده، در پسآزمون وجود دارد. بنابراين، فرضيه اول تأييد ميشود.
نتايج حاصل از بررسي فرضيه 2، در جدول 3 و 4 نشان داده شده است.
جدول 3. نتايج حاصل از تحليل کوواريانس چندمتغيري بر روي نمرههاي پسآزمون ابعاد عملکرد خانواده زنان متأهل دو گروه
نام آزمون F سطح معناداري
اثر پيلايي 698/2 05/0
لامبداي ويلکز 698/2 05/0
با توجه به نتايج جدول 3، سطوح معناداري همة آزمونها بيانگر اين هستند که بين آزمودنيهاي گروه آزمايش و گروه کنترل، دستکم از لحاظ يکي از متغيرهاي وابسته (ابعاد هفتگانة عملکرد خانواده) تفاوت معنيداري وجود دارد. بنابراين، براي پيبردن به اين تفاوت هفت تحليل کوواريانس يکراهه در متن کوواريانس چندمتغيري انجام شد. نتايج حاصل در جدول 4 گزارش شده است.
جدول 4. نتايج تحليل کوواريانس تکمتغيري در متن کوواريانس چندمتغيري بر روي نمرههاي ابعاد پسآزمون عملکرد خانواده
شاخص آماري
ابعاد مجموع مجذورات درجه آزادي ميانگين مجذورات F سطح معناداري
حل مسئله 799/0 1 799/0 070/0 795/0
ارتباطات 302/82 1 302/82 488/9 006/0**
نقشها 635/65 1 635/65 592/10 004/0
پاسخگويي عاطفي 583/18 1 583/18 531/2 128/0
درگيري عاطفي 120/13 1 120/13 685/0 418/0
کنترل رفتار 182/25 1 182/25 896/1 184/0
کارکرد کلي 080/83 1 080/83 619/5 028/0**
آموزش صميميت با رويکرد اسلامي بر ابعاد ارتباطات، نقشها و کارکرد کلي تأثير داشته است (05/0>P). ولي در مورد ابعاد حل مسئله، پاسخگويي عاطفي، درگيري عاطفي و کنترل رفتار، تفاوت دو گروه معنادار نميباشد (05/0<P).
بحث و نتيجهگيري
اين مطالعه نشان داد آموزش صميميت با رويکرد اسلامي، بر عملکرد کلي خانواده زنان متأهل و برخي از ابعاد آن (ارتباطات، نقشها و کارکرد کلي) تأثير دارد. اين نتيجه، همسو با پژوهشهاي پاتريک و همکاران (2007)، ريس و شاور (1988؛ به نقل از لورنسيو و بارت، 2005)، دندوراند و لفنتاين (2013) و گاتمن (1981؛ به نقل از زارعيمحمودآبادي، 1393) ميباشد.
صميميت يکي از پيشنيازهاي مهم ازدواج ماندگار است. مشکلات صميميت، اغلب دليل تصميمگيري براي مراجعه به مشاوره مشکلات زناشويي است و افزايش و يا بهبود صميميت، اغلب يکي از اهداف درمان زناشويي يا مبتني بر زوج است (لورنسيو و بارت، 2005). تبادلهاي مناسب درون خانواده سالم، به سازگاري باثباتتر اجتماعي و فردي اعضاي خانواده کمک ميکند (اوليا و همکاران، 1390، ص 34). در برنامه آموزش صميميت، تعاملهاي منفي بين زوجين شناسايي شده و براي اصلاح آنها برنامههاي عملي به آنان آموزش داده ميشود. اين برنامه با توجه به ابعاد مختلف آن و به دليل تأکيد بر دو جنبه مهم خودافشايي و پاسخگو بودن، در افزايش ميزان رضايت فرد از زندگي و ايجاد محيطي مناسب، براي انجام کارکردهاي خانواده مؤثر ميباشد. با شرکت در برنامه آموزش صميميت، زنان متأهل ميآموزند که ناراحتي و دلخور شدن از همسر امري طبيعي است. آنچه اهميت دارد اين است که چگونه احساسات، ناراحتيها و توقعات منطقي خود در مورد نقش همسري را براي زوج خود بيان نمايند، به گونهاي که کمترين تنش در بين آنان ايجاد شود. اين افشاگري موجب ميشود همسر از مسائل و انتظارات شريک زندگياش، به تا به حال خبر نداشته، اطلاع يابد و در جهت برآورده کردن آنها قدم بردارد. اين برنامه آموزشي، يکي از اجزاي آموزش مهارتهاي ارتباطي بوده و اساس آن تغيير روابط نادرست و مشکلساز در محيط خانواده ميباشد. با توجه به اينکه ايجاد تغيير در الگوهاي رابطهاي براي زنان قابل پذيرش بوده و ارتباط اساس داشتن خانوادة سالم است، ميتوان انتظار داشت در اثر شرکت در اين برنامة آموزشي، افراد به تغييراتي در کارکرد کلي خانواده خود دست يابند. علاوه بر اين، محتواي ديني موجب ميشود اين آموزش براي شرکتکنندگان پذيرفتنيتر و ملموستر باشد. زنان ميبدي، به دليل داشتن حجب و حياي بيش از حد، که ناشي از فرهنگ بومي ميباشد، در بسياري از موارد توانايي برقراري ارتباط مناسب با همسر را ندارند. ولي زماني که آموزش صميميت، با استفاده از سيرة زندگي پيشوايان ديني ارائه ميگردد، موجب از بين رفتن بعضي باورها و عقايد نادرست در ارتباط با همسر ميباشد که از گذشتگان به ما رسيده است، ميشود.
ولي در مورد ابعاد حل مسئله، پاسخگويي عاطفي، درگيري عاطفي و کنترل رفتار، مداخله آموزشي معنادار نبود. يکي از دلايل معنادار نبودن، اين است که شرکتکنندگان در اين جلسات را فقط زنان تشکيل ميدادند. به گفته آنان، بسياري از همسران از همکاري در انجام تکاليف مربوط به خودافشايي و پاسخده بودن امتناع ميکردند. همچنين براي ايجاد اين مهارتها در زوجين، بايد تفکرات سنتي و غيرمنطقي در مورد کنترل رفتار تغيير يابند. روشن است اين تغييرات با مقاومت روبرو ميشوند و بايد زمان بيشتري در نظر گرفته شود. بنابراين، با جلسات محدود آموزشي نميتوان به اين هدف دسترسي پيدا کرد.
بر اساس يافتههاي اين تحقيق، گنجاندن برنامة آموزش صميميت در برنامههاي مشاورة زناشويي، برگزاري کارگاههاي مشاوره گروهي، در مراکز مشاوره ازدواج و خانواده، مراکز بهداشتي- درماني، ادارات بهزيستي و کارگاههاي آموزشي، پيش از ازدواج ميتواند مفيد باشد. همچنين، تهيه برنامه استاندارد شده ميتواند به زوجهاي جوان در حل مسائلشان کمک نمايد. پيشنهاد ميشود در بررسيهاي ديگر، به مقايسة تأثير اين برنامه آموزشي با رويکردهاي ديگر پرداخته شود. يا اينکه از نمونه شامل زوجين در طرح پژوهش استفاده شود. همچنين پيشنهاد ميشود در بررسيهاي ديگر، به مقايسة تأثير اين برنامه آموزشي با توجه به متغيرهاي مدت ازدواج و سن آزمودنيها پرداخته شود. از محدوديتهاي تحقيق نيز عدم پيگيري نتايج جلسات در طولاني مدت بود. همچنين، با توجه به انجام مداخله توسط پژوهشگر، با اينکه برنامه آموزش از قبل تدوين شده بود، احتمال سوگيري وجود داشت.
- اميني، ابراهيم، 1387، آيين همسرداري، چ چهل و هفتم، تهران، اسلامي.
- اوليا، نرگس و همكاران، 1390، آموزش غنيسازي زندگي زناشويي، چ دوم، تهران، دانژه.
- بارکر، فيليپ، 1375، خانوادهدرماني پايه، ترجمة محسن دهقاني و زهزه دهقاني، چ دوم، تهران، رشد.
- حسينزاده، علي، 1388، همسران سازگار، چ هفتم، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
- حسيني، داود، 1389، روابط سالم در خانواده، چ شانزدهم، قم بوستان کتاب.
- رضايي، جواد، 1389، تأثير آموزش سبک زندگي اسلاممحور با تأکيد بر نظام خانواده بر تعهد و صميميت زوجين اراک، پاياننامه کارشناسي ارشد مشاوره خانواده، اصفهان، دانشگاه اصفهان.
- روحاني، عباس و داود معنويپور،1387، «رابطه عمل به باورهاي ديني و رضايت زناشويي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد مبارکه»، دانش و پژوهش در روانشناسي، ش 35 و 36، ص 32-39.
- زارعي محمودآبادي، حسن، 1393، «اثر بخشي باز آموزي سبکهاي اسنادي بر بهبود عملکرد خانواده زوجين متقاضي طلاق شهر يزد»، مشاوره و رواندرماني خانواده کردستان ،سال چهارم، ش 3، ص 367-385.
- سالاريفر، محمدرضا، 1390، درآمدي بر نظام خانواده در اسلام، چ ششم، قم، هاجر.
- فاريابي، ظهيرالدين و حسن زارعي محمودآبادي، 1394، «بررسي و مقايسه سازگاري زناشويي، شادکامي و ميل به طلاق در ازدواجهاي سنتي و غيرسنتي شهر يزد»، طلوع بهداشت، سال چهردهم، ش 3، ص 83-94.
- فقيهي، علينقي و فاطمه رفيعيمقدم، 1388، «بررسي ميزان اثربخشي آموزشهاي روانشناختي مبتني بر روايات اسلامي در رضايت زناشويي زوجين»، روانشناسي دين، سال دوم، ش 3، ص 43-51.
- کليني، محمدبن يعقوب، 1386، اصول کافي، ترجمه و توضيح سيدمهدي آيتاللهي، تهران، جهانآرا.
- کورکوران، کوين و جوئيل فيشر، 1391، ابزارهاي سنجش زوجين، خانواده و کودکان، ترجمة رضوانالسادات جزايري و همكاران، يزد، گلبانگ تربيت.
- مجلسي، محمدباقر، 1403ق، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه وفا.
- مصطفوي، جواد، 1390، بهشت خانواده، قم، داارلفکر.
- نوري طبري، ميرزاحسين،1320ق، مستدرک الوسايل، بيروت، مؤسسة آلالبيت.
- Betchen, S.J, 2003, Suggestions for Improving Intimacy in Couples in Which One Partner Has Attention-Deficit/ Hyperactivity Disorder, Journal Of Sex & Marital Therapy, v. 29(2), p. 103–124.
- Dandurand, C, & Lafontaine, M.F, 2013, Intimacy and Couple Satisfaction: The oderating Role of Romantic Attachment, International Journal of Psychological Studies, v. 5(1), p. 74-90.
- Durana, C, 1997, Enhancing Marital Intimacy Through Psychoeducation: The PAIRS Program, The Famly Journal: Counseling And Therapy For Couples And Families, v. 5(3), p. 204–215.
- Greeff, A.P, & Malherbe, H.L, 2001, Intimacy and Marital Satisfaction in Spouses, Journal Of Sex & Marital Therapy, v. 27(3), p. 247–257.
- Laurenceau, J.PH, & Barrett, L.F, 2005, The Interpersonal Process Model of Intimacy in Marriage: A Daily-Diary and Multilevel Modeling Approach, Journal Of Family Psychology, v. 19 (2), p. 314–323.
- Patrick, SH, et al, 2007, Intimacy, Differentiation, and Personality Variables as Predictors of Marital Satisfaction, The Family Journal: Counseling And Therapy For Couples And Families, v. 15(4), p. 359-367.
- Rusu, P.P, & Turliuca, M.N, 2011, Religiosity and family functionality in romanian rthodox religion, Procedia. Social And Behavioral Sciences, v. 30, p. 542–546.
- Textor, M.R, 1989, The ‘healthy’ family, Journal Of Family Therapy, v. 11, p. 59-75.
- Zareei Mahmoodabadi, ET AL, 2012, The effectiveness of retraining attribution styles (cognitive therapy) on dimensions of family functioning in divorce applicant couples, International Journal of Psychological Studies, v. 4(2), p. 257-262.
- Zareei, H, &YounesI,J, 2009, The effectiveness of cognitive techniques on improvement of family function in maladjustd couples, Journal of Daneshvar Raftar,v. 29, p. 35-52.