اثربخشی آموزش مثبتنگری با تأکید بر آیات قرآن بر شادکامی و اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه شهر اهواز
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
انسانها همواره در جستوجوی شادی بوده و هستند و برای رسیدن به چنین احساسی، دست به انجام فعالیتهای مختلفی ميزنند. برخی آن را در لذت جسمانی و کسب منافع مادی جستوجو و برخی در قدرت و شهرت. برخی از مسیرهایی که برای رسیدن به شادکامي رفتهاند، موجب شادی موقت و برخی موجب شادکامي با ثبات شده است. برخی پیامدهای مثبتی برای رشد، شکوفایی و رفاه را دربر داشته است و برخی، از این مسیرها موجب آسیب جدی روحی، جسمي و بحرانهای بزرگ فردی و اجتماعی شده است. کنجکاوی اندیشمندان، برای پیدا کردن راز شادکامي انسانها، آنها را به سوی مطالعة ویژگیها و خصوصیات انسانهایی که توانستهاند علیرغم تحمل مشقات زیاد، احساس شادی و نشاط خود را حفظ كنند و به موفقیتهای درخشانی دست یابند، هدایت نموده است (احتشامزاده، 1388، ص 4). شادی و آرامش روحی، زمینههای باروری خرد و اندیشه را به وجود ميآورد (مظفر، 1379). افراد شاد، دارای عزتنفس بالا، روابط دوستانه محکم و اعتقادات مذهبی معنادار هستند (مایرز (Myers)، 1996). آدمي، از دیرباز جستوجوگر شیوههای رسیدن به خوشبختی بوده است. وی، همواره با این پرسش روبرو بوده که چه چیز موجب خشنودی و شادکامي او در زندگی ميشود. روانشناسی مثبتگرا، خواهان تغییر از پرداختن از ترمیم آسیبها، به سوی بهینه کردن کیفیت زندگی است (سلیگمن (Seligman)، 2002). این جنبش در پی آن است که از نقاط قوت انسانها، بهعنوان سپری در بیماریهای روانی بهره گیرد. در یکی دو دهة اخیر، رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه روانشناسان بسیاری قرار گرفته است (سلیگمن و سیکزنت میهالی (Csikzentmihaly)، 2001). با طرح روانشناسی مثبتگرا، در حوزة روانشناسی ملاکهای سلامتی دچار تحول اساسی گردید. در این رویکرد از روانشناسی، مفهوم شادکامي از جایگاهی ویژه برخوردار است. شادکامي، موضوع اساسی زندگی انسان است. سازمان بهداشت جهانی، شادکامي را عامل اساسی در تعریف سلامتی معرفی ميکند (ترابی، 1390).
اضطراب، عموماً یک انتظار به ستوه آورنده است؛ به منزلة چیزی است که ممکن است در تنشی گسترده، محو و اغلب بینام اتفاق افتد. این حالت که به شکل احساس و تجربة کنونی مانند هر اغتشاش هیجانی در دو سطح همبسته بدنی و روانی در فرد پدید ميآید، ممکن است به یک تهدید عینی «اضطرابآور» نیز وابسته باشد (ابراهیمی، 1391). اختلال اضطراب اجتماعي، به ترس آشكار و پيوسته از موقعيتهاي اجتماعي يا عملكردي اشاره دارد و از اين باور فرد ناشي ميشود كه او در اين موقعيتها به طرز خجالتآور يا تحقيرآميزي عمل خواهد كرد. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي، بهطور معمول از موقعيتهاي ترسآور پرهيز ميكنند و به ندرت خود را مجبور به تحمل موقعيت يا عملكردي ميكنند. اگر با اين موقعيتها روبرو شوند دچار اضطراب شديدي خواهند شد (رینگلود (Rheigold) و همكاران، 2003). اضطراب اجتماعي، بهعنوان يك اختلال از طبقه اختلالهاي اضطرابي، يكي از رايجترين بيماريهاي روانشناختي (سعیداوی، 1393، ص 34)، شايعترين اختلال اضطرابي و سومين اختلال رواني از نظر شيوع بين جمعيت عمومي است (هافمن و بارلو (Hafman & Barlow)، 2002، به نقل از: سعیداوی، 1393) و اگر درمان نشود با دورهاي مزمن و پنهان همراه ميگردد (لمپ، 1995، به نقل از: سعيداوي، 1393، ص 34) و موجب كاهش كيفيت زندگي فرد ميشود (استين (Stein)، 2005، به نقل از: سعیداوی، 1393، ص 34).
توجه به ويژگيها و جنبههاي مثبت رفتارهاي كودكان و نوجوانان، به جاي تمركز بر نقاط مختلف و جنبههاي منفي رفتار آنها، داراي اهميت است. لازم است كودكان و نوجوانان، به يك نگرش مثبت و سالم مجهز شوند تا مسير مستقيم زندگي خود را بيابند. هنگامي كه نوجوانان ارزيابي مثبتي از خود، ديگران و زندگي داشته باشند، آنان احساس ارزشمندي بيشتري دارند. براي اينكه آنان به چنين ديدگاهي برسند، بايد از ويژگيهاي مثبت، تواناييها و استعدادهاي ويژة خود آگاه شده و به آنها احترام بگذارند و از داشتن اين ويژگيها، احساس رضايت كنند (برخوري و همكاران، 1388). بررسيها نشان داده است كه ميتوان مهارتهاي لازم براي برخوردار بودن از خوشبيني و روانشناسی مثبتگرا، همراه با انعطافپذيري و مبتني بر واقعيت را به كودكان و نوجوانان آموزش داد و آنها را در برابر مسائل و مشكلات، ايمنسازي رواني كرد (دهقانی ورنامخواستی، 1392، ص 3).
روانشناسي مثبتگرا، هدف نهايي خود را شناسايي سازهها و شيوههايي ميداند كه بهزيستي و شادكامي انسان را به دنبال دارند. ازاينرو، عواملي كه سبب سازگاري هر چه بيشتر آدمي با نيازها و تهديدهاي زندگي ميگردند، بنياديترين سازههاي مورد پژوهش اين رويكرد ميباشند (ساماني و همكاران، 1386). نگرش صحيح نسبت به مسائل و ناكاميها، موهبتي است كه با آن، آدمي در مواجهه با نمونههاي به ظاهر ناموزون خلقت، زيبايي و توازن در آنها ميبيند و در زشتيها، زيباييها را جستوجو ميكند. قرآن كريم با هدف كاهش فشار وارده بر انسان، در رؤيارويي با مصايب و حوادث، شيوهها و عملكردهايي آموزش ميدهد تا او توانايي دستيابي مطلوب از جمله آموزش را بيابد (مرادي، 1392، ص 3). از منظر قرآن، تنها کسانی که دارای قلب سلیم و دلی آکنده از توحید هستند، در آخرت رستگار خواهند بود. بنابراین، برای رسیدن به کمالات معنوی و دستیابی به قلب سلیم، راهی جز تمسک به حسنظن به پروردگار و پاک کردن روح و جان از سوءظن به خدا و مردم وجود ندارد؛ زیرا حسنظن به پروردگار بهمعنای رهایی از شرک و محکم کردن پایههای توحید در قلب است. سوءظن به مردم نشئتگرفته از آلودگی باطنی و بیماری روح است و زدودن آن از دل، موجب سلامت ایمان ميگردد. اهمیت مسئله حسنظن به مردم، بیشتر به دلیل تأثیر شگرف آن در رهایی از گناه و رسیدن به امنیت روانی است. حسنظن به مردم، نه تنها سادهاندیشی نیست، بلکه ناشي از دوراندیشی و تعقل است و از آثار آن در روابط اجتماعی ميتوان بهره برد. اما در مسائل سرنوشتساز و مهم مانند ازدواج، قضاوت و معاملات و... اساس عمل، تفحص و سنجش اندیشه دربارة رفتار و گفتار طرف مقابل است (حسینی، 1387، ص 11).
دین اسلام که به همة شئون حیاتی انسان ژرف نگریسته و متناسب با نیازهای واقعی او و برای تعالی هرچه بیشتر او، برنامههایی ارائه کرده است، شادی، نشاط وعوامل نشاطانگیز را که لازمة یک زندگی موفق است، به انسان معرفی و توصیه ميکند. مؤمنانی را که به خاطر برخورداری از نعمتهای الهی و لطف و رحمت خداوند و به دست آوردن «پیروزی» شادمانی ميکنند، مورد تأیید قرار داده است (مرادی، 1392، ص 4). خداوند در سورة روم ميفرماید: «کلیه امور عالم از قبل از این و بعد از این همه به امر خداست و آن روز مؤمنان شاد خواهند شد» (روم: 4). خوشبيني و مثبتانديشي، يكي از متغيرهاي مهم و مؤثر در انسجام فردي و اجتماعي است، بهگونهايكه هم پيشوايان ديني بر آن تأكيد و در روايات و احاديث از آن، بهعنوان «حسنظن» يا «خوش گماني» ياد كردهاند و هم روانشناسان با بر افراشتن پرچمي به نام روانشناسي مثبتگرا، به آن پرداختهاند (ثابتي، 1387). در قرآن، از حسنظن به خداوند کریم، با این لفظ و به تصریح یاد نشده، اما با تأمل در آیات الهی، ميتوان دریافت که حجم گستردهای از آیات به این معنا اشاره دارد؛ زیرا حسنظن به خدا، در حقیقت ایمان صادق به وعده و وعید پروردگار است که در پرتو این معنا، مفاهیم خوف و رجا به روشنی نمود ميیابد (حسینی، 1387، ص12). شناخت ریشهها و آگاهی نسبت به پیامدهای حسنظن و سوءظن به خدا و مردم، در زندگی فردی و اجتماعی و تأمین امنیت روانی و سلامت اجتماعی نقشی کاربردی و ویژه دارد.
در همین راستا، كيم و پوتنام (Kim & Putnam)، در پژوهشي نشان دادند كه افراد مذهبي، رضايت بيشتري از زندگي دارند (مرادی، 1392، ص 86). هدي (Heady) و همكاران (2010)، بر اساس مطالعاتی نشان دادند كه افراد مذهبي رضايت بيشتري از زندگي دارند و بعكس، افرادي كه از نظر مذهبي ضعيفترند، رضايت كمتري از زندگي دارند. هولدر (Holder) و همكاران (2010)، يافتند كه معنويت با شادكامي رابطة معناداري دارد. سينها و گولز (Sinha & Gulles) (2007)، بيان ميكنند كه بهطوركلي افزايش مشاهدات و رفتارهاي طبيعي، عامل خوبي براي كاهش رفتارهاي خطرناك نوجوانان هستند. البته مانند همة نوجوانان، نوجوانان مذهبي هم نيز رفتارهاي خطرناك انجام ميدهند، اما نسبت به نوجوانان با فعاليت مذهبي كمتر، احتمالاً مشاركتشان در رفتار خطرناك كمتر است.
فتاحي (1392)، در پژوهشي به بررسي اثربخشي آموزههاي مذهبي برگرفته از نهجالبلاغه بر خوشبيني دانشآموزان پسر پرداخته است. يافتههاي حاصل از اين پژوهش، نشان ميدهد كه كاربرد آموزههاي برگرفته از نهجالبلاغه بر افزايش خوشبيني دانشآموزان پسر مؤثر بوده است.
دهقاني ورنا مخواستي (1392)، با بررسي اثربخشي آموزش مثبتنگري، با تأكيد بر آيات قرآن بر سازگاري فردي ـ اجتماعي دانشآموزان، نشان داد كه آموزش مثبتنگري با تأكيد بر آيات قرآن، موجب افزايش سازگاري فردي ـ اجتماعي دانشآموزان شده است.
نتايج پژوهش براتيسده (1389)، نشان داد که مداخلات روانشناسی مثبتگرا، علاوه بر آنکه شادکامي را در زندگي افزايش ميدهد، موجب خشنودي بيشتر از زندگي شد، معنا را در زندگي افزايش داده و در نهايت به كاهش افسردگي ميانجامد. آموزش مداخلات روانشناسي مثبتگرا، موجب ميشود تا افراد به زندگي خود، تعهد بيشتري داشته و فعالانه و با انگيزة بالاتر در آن درگير شوند. معرفزاده (1389)، در پژوهش خود اين نتيجه رسید كه آموزش مهارتهاي مقابله اسلام، برگرفته از آيات قرآن بر كاهش اضطراب دختران دبيرستاني تأثير داشته است.
با توجه به اينكه روانشناسان در سالهاي اخير، تأكيد ويژهاي روي روانشناسی مثبتگرا و اثرات مطلوب آن، بر جنبههاي مختلف زندگي بشر دارند و با عنايت به توصيههاي قرآن كريم و سفارشات دين اسلام، به خوشبيني و حسنظن و اثرات آن و از طرفي، به این دلیل که هدفهاي مثبتنگري، شناسايي سازهها و شيوههايي است كه بهزيستي و شادكامي انسان را به دنبال دارند (مرادي، 1392، ص 5)، مسئلة اين پژوهش، این است آيا آموزش مثبتنگري با تأكيد بر آيات قرآن كريم بر شادكامي و اضطراب اجتماعي دانشآموزان دختر مقطع دبيرستان شهر اهواز تأثیر دارد؟
روش پژوهش
طرح اين پژوهش، يك طرح نیمهتجربی، از نوع پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل دانشآموزان دختر شاغل به تحصیل، در مقطع دبیرستان (پایة اول متوسطه دوم) شهر اهواز بود. نمونة آماری، مشتمل بر 36 نفر از دانشآموزان جامعة مذکور بود که به تصادف در گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (13 نفر گروه آزمایش و13 نفر گروه گواه). روش نمونهگیری، تصادفی خوشهای بود؛ به این صورت که از میان 4 ناحیه آموزش و پرورش اهواز، ناحیه 3 و از بین دبیرستانهای دخترانه این ناحیه، دو دبیرستان به تصادف انتخاب و دانشآموزان پایه اول، مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس، دانشآموزانی که نمره آنها در متغیر شادکامي، یک انحراف معیار پایینتر از میانگین بودند و دانشآموزانی که نمره آنها در متغیر اضطراب اجتماعي یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند، بهعنوان نمونه انتخاب شدند.
ابزارهای پژوهش
پرسشنامه رواندرمانی مثبتنگر برای سنجش شادکامی (رشید، 2008): پرسشنامه رواندرمانی مثبتنگر، برای سنجش شادکامي تدوین شده است و شبیه پرسشنامه افسردگی بک است. مواد بیستویک گانة پرسشنامه، به شکل گزارش شخصی سه مسیر به سمت شادکامي (یعنی زندگیهای لذتبخش، با اشتیاق و معنادار) است؛ آنگونه که سلیگمن (2002) مطرح ميکند. شواهد نشان ميدهد که پرسشنامة رواندرمانی مثبتگرا، پایایی و ثبات درونی خوبی دارد و آلفای کلی آن، 90/0 و آلفای خردهمقیاسها از 78/0 تا 80/0 است. روایی همگرا، بین پرسشنامه و شاخصهای بهباشی مثل رضایت از زندگی (68/0=r) و پرسشنامة هیجانهای فوردایس (56/0=r) و مقیاس عاطفهورزی مثبت از مقیاس PANAS (23/0=r) بوده است. روایی افتراقی، بین پرسشنامة رواندرمانی مثبت و شاخصهای اندازهگیری افسردگی از جمله پرسشنامة بک (62/0-=r) و مقیاس درجهبندی افسردگی زونگ (57/0-=r) هم برقرار شده است. همچنین، معلوم شد که پرسشنامة رواندرمانی مثبت، نسبت به تغییر نیز حساسیت دارد و بنابراین، به نظر ميرسد برای اندازهگیری نتایج درمان هم مفید باشد (رشید، 2008). برای به دست آوردن نمرة زندگی شاد و لذتبخش، نمرة گویههای 1، 4، 7، 10، 13، 16 و 19 با هم جمع میشوند که نمرة متوسط برای بزرگسالان غیر افسرده، 13 و برای افسردهها، 8 است. برای به دست آوردن نمرة زندگی با اشتیاق، نمرة مواد 2، 5، 8، 11، 14، 17 و 20 با هم جمع میشوند. نمرة متوسط برای بزرگسالان غیر افسرده، 14 و برای افسردهها، 10 است. برای به دست آوردن نمرة زندگی با معنا، نمرههای مادههای 3، 6، 9، 15 ،12، 18 و 21 با هم جمع میشوند. نمرة متوسط برای بزرگسالان غیر افسرده، 12 و برای افسردهها، 9 است.
برای به دست آوردن نمرة شادکامی کلی، نمرههای کلی خردهمقیاسهای زندگی لذتبخش، زندگی با اشتیاق و زندگی معنادار، با هم جمع میشوند. نمرهها ممکن است در دامنهای از صفر تا 63 قرار گیرند. نمرة متوسط برای بزرگسالان غیرافسرده، 39 و برای افسردهها، 27 است.
با توجه به اینکه برای اولینبار، از پرسشنامه رواندرمانی مثبتگرا، برای سنجش شادکامي استفاده ميشود، ضریب پایایی آن در این پژوهش، با استفاده از روش آلفای کرونباخ، برای کل شادکامي، برابر 86/0 و برای سه خردهمقیاس آن به ترتیب، زندگی شاد و لذتبخش برابر 65/0، زندگی با اشتیاق برابر 82/0، زندگی بامعنا برابر 70/0 ميباشد. همچنین، برای بررسی روایی این پرسشنامه از پرسشنامه شادکامي آکسفورد استفاده شد. ضریب روایی بهدستآمده بین این پرسشنامه و پرسشنامه شادکامي آکسفورد برای کل شادکامي برابر 69/0و برای سه خردهمقیاس آن به ترتیب، زندگی شاد و لذتبخش برابر 66/0، زندگی با اشتیاق برابر 75/0 و زندگی بامعنا برابر 58/0 به دست آمد.
پرسشنامه اضطراب اجتماعی واتسون و فرند: پرسشنامه اضطراب اجتماعی، دارای 58 ماده است که 28 ماده مربوط به اجتناب اجتماعی و 30 ماده مربوط به ترس از ارزیابی منفی است (سعیداوی، 1393، ص 50). این پرسشنامه، بر پایة طیف درست و نادرست مشخص گردیده است و نمرههای صفر و یک، به هر پاسخ اختصاص یافته است. ضریب پایایی بازآزمایی خردهمقیاس اجتناب و پریشانی اجتماعی، برابر با 79/0 و ضریب پایایی خردهمقیاس ترس از ارزیابی منفی، برابر با 94/0 است. در پژوهش سعیداوی (1393)، پایایی کل پرسشنامة اضطراب اجتماعی، با استفاده از روش آلفای کرونباخ 88/0 و پایایی خردهمقیاسهای اجتناب و پریشانی اجتماعی و ترس از ارزیای منفی، به ترتیب 74/0 و 79/0 بهدستآمده است. در اين پژوهش، ضرایب پایایی این پرسشنامه، با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 93/0، برای اجتناب و پریشانی اجتماعی 68/0 و برای ترس از ارزیابی منفی 93/0 به دست آمد. با روش تنصیف برای کل پرسشنامه، اجتناب و ترس، به ترتیب 91/0، 71/0 و 89/0 میباشد.
خلاصه جلسات آموزش
جلسة اول: شروع جلسه با تلاوت آیاتی از قرآن مجید؛
هدف: آشنایی و معارفه اعضا، تشریح اهداف و قوانین گروه، توضیح متغیرهای مثبتنگری، شادکامي و اضطراب اجتماعی، اجرای پیشآزمون؛
ابتدا اعضاي گروه خود را معرفی کردند و قوانین گروه شامل: رازداری، احترام متقابل، عدم قضاوت راجع به نظر دیگران و غیره شرح داده شد. متغیر مستقل مثبتنگری، با تأکید بر آیات قران و متغیرهای وابستة شادکامي و اضطراب اجتماعی شرح داده شد. سپس، پیشآزمون از اعضا گروه به عمل آمد.
جلسة دوم:
هدف: شناخت نقاط قوت انسان از دیدگاه قرآن؛
- حساس کردن ذهن آزمودنیها به تکیه بر ویژگیهای مثبت و پذیرش و رفع ویژگیهای منفی خود، در زمینة نقاط قوت و ضعف انسان و کرامت انسانی، آیاتی از قرآن به تفصیل بیان کردیم.
آیات مربوط به شناخت ارزشهای انسان و نقاط مثبت: تین: 4؛ بقره: 30-33؛ اسراء: 70
تین، 4: «تقویم» بهمعنی در آوردن چیزی به صورت مناسب و با نظام معتدل و کیفیت نیکوست و گستردگی مفهوم آن، اشاره به این دارد که خداوند، انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید؛ هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی و عقلی؛ زیرا تمام استعدادها را در وجود او به ودیعه نهاد و او را برای پیمودن قوس صعودی، بسیار عظیمی آماده ساخته و با اینکه انسان جرم صغیری است، عالم کبیر را در او جا داده، آن قدر شایستگیها به او بخشیده که سزاوار خلعت «و لقد کرّمنا بنی آدم» (اسراء: 70) شده است (مكارمشيرازي، 1382، ج 5، ص 542).
بقره، 30-33: در این سلسله آیات که از آیه 30 شروع میشود و به آیة 39 ختم میشود، سه مطلب اساسی مطرح شده است:
1. خبر دادن پروردگار به فرشتگان، راجع به خلافت و سرپرستی انسان در زمین و گفتوگویی که آنها با خداوند داشتهاند.
2. دستور خضوع و تعظیم فرشتگان در برابر نخستین انسان.
3. تشریح وضع آدم و زندگی او در بهشت و حوادثی که منجر به خروج او از بهشت شد. سپس، توبة آدم و زندگی او و فرزندانش در زمین.
این آیه از نخستین مرحله سخن میگوید. خواست خداوند چنین بود که در روی زمین موجودی بیافریند که نمایندة او باشد: صفاتش پرتوی از صفات پروردگار، و مقام و شخصیتش برتر از فرشتگان (همان، ج 1، ص 63).
اسراء، 70: قرآن مجید در اینجا به بیان شخصیت والای بشر و مواهب الهی نسبت به او میپردازد، تا با توجه به این ارزش فوقالعاده، به آسانی گوهر خود را نیالاید و خویش را به بهای ناچیزی نفروشد. میفرماید: «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم». سپس، به سه موهبت از مواهب الهی که به انسانها عطا فرموده است، اشاره کرده میگوید: «و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم». «و از انواع چیزهای پاکیزه به آنان روزی دادیم». «و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردیم، برتری بخشیدیم». گفتنی است واژة «کرمنّا»، به جنبههای مادی اشاره میکند و «فضّلنا»، به مواهب معنوی؛ زیرا «فضّلنا» در قرآن به همین معنی آمده است.
میدانیم تنها موجودی که از نیروهای مختلف مادی و معنوی و جسمانی و روحانی تشکیل شده و در لابهلای تضادها، میتواند پرورش مییابد و استعداد تکامل و پیشروی نامحدود دارد انسان است (همان، ج 2، ص 643).
تکلیف: پنج تجربه را در طول هفته که دچار احساس منفی یا مثبتی شدهاید، یادداشت کنید.
جلسة سوم:
امام صادق فرموده است: حسنظن به خداوند این است که تنها به خدا امید داشته باشی و جز از گناهت نترسی (مجلسي، 1403ق، ج 75، ص 116).
هدف: تأثیر امیدواری در عملکرد انسان؛
اصول مهم شادکامي عبارت است از: 1. داشتن چیزی برای انجام دادن؛ 2. چیزی برای دوست داشتن؛ 3. چیزی برای امید داشتن (مگیار – مویی، 1391، ص 173).
انعام: 160؛ یوسف: 87؛ هود: 114؛ شرح: 6؛ طلاق: 7
تکلیف: ثبت حالات هیجانی خود، پس از احساس ناامیدی.
انعام، 160: حسنه: عمل کاملاً نیکو. اعمالی که از انسان صادر میشود، سه گونه است: یا کار مباحی است که حکمی ندارد و یا کار نیک و با ارزش است و یا کار بد و زشت. انسان در مقابل کار خوب که از آن به حسنه تعبیر شده است، مستوجب پاداش میگردد. طبق این آیه، ضریب پاداش ده برابر است. درحالیکه خدا کار بد را که از آن به سیئه یاد میکند، فقط یک برابر آن کیفر میدهد، و این نشانة گذشت و لطف خدا بر بندگان است (بهرامپور، 1390، ج 8، ص 111).
یوسف، 87: تحسّس (حس) جستوجو از طریق حس است و اینکه با تجسّس چه تفاوتی دارد، میان ارباب لغت گفتوگو است. ابنعباس گفته تحسّس در امور خیر است و تجسّس در امور شر. برخی گفتهاند: تحسّس کوشش برای شنیدن سرگذشت اشخاص است، تجسّس برای جستوجوی عیبهاست و برخی هر دو را به یک معنی دانستهاند. روح، بهمعنی جان و نفس است: سپس روح بهمعنی شادی و فرح است، چون در حل مشکلات جان تازهای به آدم دمیده میشود و نفس آزاد میگردد (طبرسي، 1415ق، ج 5، ص 256؛ طباطبائي، 1390ق، ج 11، ص 257).
معناى (روح) و بيان اينكه يأس از روح و رحمت الهى گناه كبيره است. كلمه (روح) ـ به فتح راء و سكون واو ـ بهمعناى نفس و يا نفس خوش است. هر جا اين واژه استعمال شود، كنايه است از راحتى كه ضد تعب و خستگى است. وجه اين كنايه اين است كه شدت و بيچارگى و بسته شدن راه نجات در نظر انسان، نوعى اختناق و خفگى تصور مىشود. همچنانكه مقابل آن يعنى نجات يافتن به فراخناى فرج و پيروزى و عافيت، نوعى تنفس و راحتى به نظر مىرسد، و لذا مىگويند: خداوند (فرج الهم و ينفس الكرب) اندوه را به فرج، و گرفتارى را به نفس راحت مىسازد. پس روحى كه منسوب به خداست، همان فرج بعد از شدتى است كه به اذن خدا و مشيت او صورت مىگيرد.
بر هر كس كه ايمان به خدا دارد، لازم است به اين معنا معتقد شود كه خدا هر چه بخواهد انجام مىدهد و به هر چه اراده كند، حكم مينمايد. هيچ قاهرى نيست كه بر مشيت او فائق آيد و يا حكم او را به عقب اندازد، و هيچ صاحب ايمانى نمىتواند و نبايد از روح خدا مأيوس و از رحمتش نااميد شود؛ زيرا يأس از روح خدا و نوميدى از رحمتش در حقيقت محدود كردن قدرت او، در معنا كفر به احاطه و سعه رحمت اوست. همچنانكه در آنجا كه گفتار يعقوب را حكايت مىكند، مىفرمايد: «انه لا يياس من روح اللّه الا القوم الكافرون» (طباطبائي، 1390ق، ج 11، ص 320).
هود، 114: در پایان، این آیه به اهمیت نماز و عبادات اشاره کرده، میگوید: حسنات، سیئات را از بین میبرند و این موضوع (خاصیت حسنات) تذکری است برای آنان که توجه دارند (ذلک ذکری للذاکرین) (بهرامپور، 1391، ج 12، ص 218).
حضرت علی فرمود: از رسول خدا شنیدم که فرمود: امید بخشترین آیه قرآن این است: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ» (هود: ۱۱۴؛ طبرسي، 1415ق، ج 5، ص 201؛ طباطبائي، 1390ق، ج 11، ص 719).
شرح، 6: پس با هر دشواری، گشایشی همراه است. در این آیه، مهمترین بشارت به پیامبر داده شده است که به یقین با این سختی، آسانی است؛ یعنی این مشکلات همیشه باقی نمیماند. آنچه همیشه باقی است، رسالت تو و اسلام است. انسان وقتی مشکلات رسیدن به هدفی را با نتیجه آن مقایسه میکند، در مییابد که نتیجة کار، با مشکلات آن قابل قیاس نبوده و نتیجة وسیعتر بوده است. تکرار این جمله، نشان میدهد که با هر سختی دو آسانی است، به دلیل اینکه عسر معرفه به الف و لام است، و «العسر» دوم تکرار همان اولی است، ولی «یسر» نکره آمده و هر یک از آن دو مستقل و جدا از هم میباشند. این نکتة ادبی مطابق نظریه نحویون و ادبای عرب است؛ یعنی از دوبار «العسر» یک عسر مراد است، ولی دو «یسر» در این آیه تکرار یکدیگر نیست، بلکه دو «یسر» مستقل مراد است (طبرسي، 1415ق، ج 10، ص 509).
طلاق، 7: در پایان آیه، وعده میدهد که اگر شما بزرگواری و تقوا را رعایت کنید، مشمول رحمت خدا میگردید. میفرماید: خداوند به زودی بعد از سختیها وسعت و راحتی فراهم میآورد: «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا»؛ یعنی هم زنی که طلاق گرفته و هم مردی که طلاق میدهد، با مشکلاتی روبرو میشوند، نباید بیتابی کرده و رشتة تقوا و صبوری را پاره کنند، چرا که کارها به تدریج اصلاح میپذیرد (بهرامپور، 1392، ج 28، ص 300).
جلسة چهارم:
هدف: جایگاه صبر در روابط اجتماعی و احساسات فردی؛
معنای صبر، دست روی دست گذاشتن و انتظار کشیدن نیست. صبر یعنی مقاومت. در مقابل صبر، جزع، اضطراب، بیتحملی و بیظرفیتی قرار دارد. صبر از دیدگاه حضرت علی، صبر بر طاعت (عبادت)، صبر بر معصیت، صبر بر مصیبت، صبر بر خشم (کلینی، 1365، ج 2، ص 91).
(نحل: 96؛ بقره: 153؛ مریم: 65؛ یوسف: 18؛ عنکبوت: 57-59).
تکلیف: پنج ویژگی از نقاط قوت خود را بیان کنید.
نحل، 96: امیرمؤمنان فرمود: بسیار تفاوت دارد عملی که لذتش از بین میرود و مسئولیتش باقی میماند و عملی که درد و رنجش میرود و اجرش میماند (نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره 121). سپس اضافه میکند: ما کسانی را که در اطاعت ما و وفای بر عهد صبر و استقامت کردند، به بهترین اعمالشان پاداش خواهیم داد: «وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ». تعبیر به احسن نشان میدهد که اعمال نیک همه یکسان نیستند، بلکه برخی خوب و برخی خوبتر است. ولی خدا همه را از دم به حساب خوبتر قرار میدهد و این کرامت خداوند، در پاداش دادن به مؤمنان است (بهرامپور، 1388، ج 14، ص 247).
بقره، 153: بر خلاف آنچه بعضی تصور میکنند، «صبر» هرگز بهمعنای تحمل بدبختیها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه بهمعنای پایداری و استقامت در برابر هر مشکل و هر حادثه است. موضوع دیگری که در این آیه، بهعنوان یک تکیهگاه در کنار «صبر» معرفی شده است، «صلوة» (نماز) است. بنابرین، آیه فوق به دو اصل توصیه میکند: یکی اتکای به خداوند که «نماز» مظهر آن است. دیگری مسئلة خودیاری و اتکای به نفس که بهعنوان «صبر» از آن یاد شده است (مكارمشيرازي، 1382، ج 1، ص 148).
انسان در زندگی خود با مشکلات و حوادثی روبرو میشود که طبعاً غلبه بر آنها نيازمند پایداری است. بدینمنظور، قرآن میفرماید: از نیروی استقامت و نماز کمک بگیرید که خدا با صابران است. اصلاً انسان، بدون عنصر صبر و توجه کامل به خدا رشد و ترقی نمیکند. تا آنجا که میبینیم، ترک محرمات و عمل به صالحات مستلزم صبر است. ازاینرو، گفتهاند: صبر سه قسم است: صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت (بهرامپور، 1391، ص 23).
مریم، 65: سپس اضافه مىكند: اينها همه به فرمان پروردگار تو است: «پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان اين دو قرار دارد» حال كه چنين است و همه خطوط به او منتهى مىشود، «تنها او را پرستش كن» عبادتى توأم با توحيد و اخلاص، و ازآنجاكه در اين راه؛ راه بندگى، اطاعت و عبادت خالصانه خدا ـ مشكلات و سختىها فراوان است، اضافه مىكند: و در راه عبادت او صابر و شكيبا باش (مکارمشیرازی و همكاران، 1380، ج 13، ص 127).
یوسف، 18: اشاره بهمعناى صبر و اينكه صابران چه كسانى هستند. معناى صبر اين نيست كه انسان خود را آماده هر مصيبتى نموده، صورت خود را بگيرد تا هر كس خواست سيلیاش بزند. معناى صبر، كه يكى از فضايل است، اين نيست كه آدمى چون زمين مرده، زير دست و پاى ديگران بيفتد مردم او را لگدكوب كنند و بازيچه قرار گيرند؛ زيرا خداى سبحان آدمى را بهگونهاي خلق كرده است كه به حكم فطرتش، خود را موظف مىداند هر مكروهى را از خود دفع نمايد. و خدا هم او را به وسائل و ابزار دفاع مسلح نموده تا به اندازة توانايي خود از آنها استفاده كند. چيزى را كه اين غريزه را باطل سازد، نمىتوان فضيلت نام نهاد، بلكه «صبر» عبارت است از: اينكه انسان در قلب خود استقامتى داشته باشد كه بتواند كنترل نظام نفس خود را - كه استقامت امر حيات انسانى و جلوگيرى از اختلال آن بستگى به آن نظام دارد - در دست گرفته، دل خود را از تفرقه و نسيان تدبير و خبط فكر و فساد رأى جلوگيرى كند.
پس، صابران كسانى هستند كه در مصائب استقامت به خرج داده و از پا درنمىآيند، و هجوم رنجها و سختيها پايشان را نمىلغزاند، برخلاف غير صابران كه در اولين برخورد با ناملايمات قصد هزيمت مىكنند و آنچنان فرار مىكنند كه پشت سر خود را هم نگاه نمىكنند.
صبر، توأم با توكل كارساز است. از اينجا روشن مىشود كه صبر فضيلت بزرگى، و راه خوبى است براى مقاومت در برابر مصائب و شكستن سورت و شدت آن. با اين حال، به تنهايى براي برگرداندن عافيت و سلامت كه در مخاطره بوده، كافي نيست. در حقيقت، صبر مانند دژى است كه انسان از ترس دشمن بدان پناهنده شود، ولى اين دژ، نعمت امنيت و سلامتى و حريت حيات را به انسان عودت نمىدهد؛ چه بسا نيازمند عامل ديگرى است كه آن موجب رستگارى و پيروزى شود.
اين علت در آيين توحيدي عبارت است از: خدا - عز سلطانه. يك نفر موحّد، وقتى ناملايمى مىبيند و مصيبتى به او روى مىآورد، نخست خود را در پناه دژ محكم صبر قرار داده، بدينوسيله نظام عبوديت را در درون خود در دست گرفته و از اختلال آن و متلاشى شدن قوا و مشاعرش جلوگيرى مىكند. سپس، بر پروردگار خود كه فوق همه علتها است، توكل كرده، اميدوار است كه او را از شرى كه روى آورده حفظ كند، و همه اسباب را به سوى صلاح حال او سوق دهد. در اين صورت، كار او كار خود خداى متعال شده، و خدا هم كه بر كار خود مسلط است، اسباب را هر چند موجب بيچارگى او باشد، به سوى سعادت و پيروزى او جريان مىدهد.
به دليل همة اين جهات، يعقوب پس از آنكه فرمود: «فصبر جميل» دنبالش گفت: «وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلي ما تَصِفُونَ» و واژة «صبر» را با واژة «توكل» تمام كرد، نظير آنكه در آيات بعدى، همين معنا را رعايت نموده چنين گفت: «فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَي اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ...» (يوسف: 83).
براى اينكه توحيد در فعل را تكميل نموده، و اسمى از خود نبرد، نگفت: به زودى صبر خواهم كرد )و نيز نگفت): و من در آنچه شما مىگوييد: به خدا استعانت مىجويم، اين كلام بيانگر اين است كه همه امور منوط به حكم خداست كه تنها حكم او حق است. اين كمال توحيد او را مىرساند و مىفهماند كه با آنكه درباره يوسفش غرق اندوه و تأسف است، در عين حال يوسف را نمىخواهد و به وى عشق نمىورزد، و از فقدانش دچار شديدترين و جانكاهترين اندوه نمىگردد، مگر به خاطر خدا و در راه خدا (طباطبائی، 1390ق، ج 11، ص 141-142).
عنکبوت، 57-59: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً...». اين آيه اجر ايمان و عمل صالح را بيان مىكند. البته اجر پس از مرگ و بازگشت به خدا. با اين بيان، بندگان خدا و مؤمنان را تشويق به صبر در راه او، و توكل بر او مىكند. خداى تعالى در اين آيه، نخست پاداش آنهايى را كه ايمان آورده، و عمل صالح كردهاند، بيان مىكند، و سپس آنان را عامل خوانده، و مىفرمايد: «وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ»؛ چه خوب است پاداش عاملان، آنگاه همين عاملان را تفسير مى كند به: «الذين صبروا و على ربهم يتوكلوني». كسانى كه صبر مىكنند، و بر پروردگار خود توكل مىكنند، پس بر هر مؤمن است، كه تا آنجا كه راهى براى ديندارى خود مىيابد، ديندارى را از دست نداده، بر هر آزار و جفايى صبر كند. اگر هم نتوانست مراسم دينى خود را در وطن خود اقامه كند، آنگاه بايد به سرزمينى ديگر مهاجرت كند، و بر دشوارى و تعب و رنج غربت نيز صبر نمايد.
«الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلي رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»؛ اين جمله بيانگر اوصاف عاملان است. لازم به يادآوري است: هر چند صبر عمومى است، و شامل صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت خدا، و صبر بر ترك معصيت او مىشود، اما مورد آيه صبر بر مصيبت است؛ چون مناسب با حال مؤمنانى كه در مكه در چنگ مشركان قرار گرفته بودند، و به حكم اين آيات، مأمور به هجرت شده بودند، صبر بر مصيبت است (طباطبائي، 1390ق، ج 16، ص 217-218).
جلسة پنجم:
هدف: خیریابی در وقایع ناگوار؛
پیامبر: هرگاه خداوند خیر و خوبی مردم را بخواهد، آنان را با سختیها آزمایش ميکند.
نوشتن دربارة خیرها و برکتهای حاصل از تجربههای منفی یا تلخ، به مردم کمک ميکند تا به طور مؤثرتری با آن پیامد مقابله و بر آنها غلبه کنند. همچنین، نوشتن در مورد وقایع سخت موجب کاهش میزان اضطراب، افزایش سطح شادی و بهبود حالات جسمانی ميشود (مگیار – مویی، 1391، ص 190)
نساء: 149؛ حج: 58-60؛ عنکبوت: 2-7:
تکلیف: نکات مثبت یک واقعة بد و ناخواسته را یادداشت کنید.
نساء، 149: همانگونه که خداوند «ستارالعیوب» است، دوست ندارد افراد بشر عیوب مردم را فاش سازند و آبروی آنها را ببرند. در این آیه، به نقطة مقابل این حکم اشاره کرده، میفرماید: «اگر نیکیها را آشکار یا مخفی سازید، خداوند آمرزنده و تواناست» و با اینکه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت میکند (مکارمشیرازی، 1382، ج 1، ص 494).
برداشت دیگر از آیه، اینکه: در صورتی شما برای رفع ظلم از خود مجاز هستید، بدرفتاری ستمگر را مطرح کنید. در صورت عکس قضیه نیز چنین عمل کنید؛ یعنی احسان و خوبیهایی که به شما روا داشتهاند، آن را بهعنوان تشکر ابراز کنید تا بدینترتیب، اهل سخاوت و احسان تشویق شوند (بهرامپور، 1391، ص 102).
حج، 58-60: در شأن نزول این آیه آمده است: هنگامی که مهاجران به مدینه آمدند، برخی از آنها به مرگ طبیعی از دنیا رفتند و برخی به شهادت رسیدند. در اینجا مردم همة فضایل را برای شهیدان قائل شدند. آیه فوق نازل شد و هر دو را مشمول عنایت الهی معرفی کرد. ازاینرو، گفتهاند: هرکس برای خدا و در راه خدا بمیرد، مشمول ثواب شهیدان میشود. گفتهاند: عدهای عرض کردند یا رسولالله: کسانی که شهید شدند وضعشان معلوم است، ولی ما که همراه تو مجاهده میکنیم، اگر بمیریم چه میشود؟ خدا این آیه را نازل کرد (بهرامپور، 1391، ج 17، ص 240).
عنکبوت، 2-7: پس از حروف مقطعه، به یکی از مهمترین مسائل زندگی بشر که مسئله شداید و فشارها و آزمونهای الهی است، اشاره کرده میگوید: آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم، به حال خود رها میشوند و آزمایش نخواهند شد؟
بعد، قرآن به بیان این حقیقت میپردازد که آزمایش یک سنت جاوید الهی است. در مقام ادعا، هر کس میتواند خود را برترین مؤمن، بالاترین مجاهد و فداکارترین انسان معرفی کند، حال اينکه ارزش این ادعاها، باید از طریق آزمون روشن شود. روشن است که خدا همة اینها را میداند. منظور از «علم» در اینجا، ظهور آثار و شواهد عملی است؛ یعنی باید علم خدا دربارة مردم تحقق عینی یابد و هر کس آنچه در درون دارد، بیرون بریزد تا ثواب و جزا و کیفر مفهوم داشته باشد. به گفتة علامه طباطبائی در المیزان، منظور از «لقاءالله» اين است که بندگان در موقفی قرار میگیرند که حجابی میان آنها و پروردگارشان نیست؛ زیرا طبیعت روز قیامت، ظهور حقایق است.
اینکه دستور داده شده مؤمنان براي رسيدن به «لقاءالله» از آنچه در توان دارند فروگذار نکنند، به اين دليل است که «کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد میکند؛ زیرا خداوند از همة جهانیان بینیاز است».
برنامة آزمون الهی، جهاد با نفس و مبارزه با دشمنان سرسخت، برای حفظ ایمان و پاکی و تقوا، به سود خود انسان است. بنابرین، نخستین فایدة این جهاد بزرگ (ایمان و عمل صالح)، تکفیر و پوشاندن گناهان است که عاید خود انسان میشود. همانگونه که ثواب آن نیز از آنِ خود اوست. «نکفّر» از مادة تکفیر، در اصل بهمعنی پوشاندن است و منظور از پوشاندن گناهان، در اینجا عفو و بخشش الهی است (مکارمشیرازی، 1382، ص 496-497).
در این آیه، خاطر نشان میكند که هر کسی به میزانی که تلاش میکند، به آن خواهد رسید. هرگونه تلاش برای حفظ ایمان و تقوا و تحمل انواع شداید، در عمل به احکام دین، یک جهاد است. همانا خدا از جهانیان بینیاز است. هر که عمل خوب یا بد کند، به خود کند و به خدا سود و زیانی نمیرساند.
در این آیه، نمونهای از جهاد را توضیح داده و نخستین پایة این جهاد ایمان، عمل صالح، محو شدن کراهتها و اعمال و نیات زشت از وجود انسان است. در این آیه، معنای صحیح با توجه به قاعده لطف و تفضل خدا که ضریب پاداشدهی، ده یک و بالاتر است، مراد این است که همة اعمال حسن و احسن، همه را با ضریب احسن محسوب کرده و پاداش کلان میدهیم (بهرامپور، 1391، ص 396 و 397).
جلسة ششم:
هدف: گذشت در رفتار و تأکید و سفارش دین بر آن؛
حضرت علی فرمودند: «ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا» (کلینی، 1375، ج ۲، ص 362)؛ اعمال برادر دينيات را به نيكوترين وجه تفسير و توجيه كن، مگر اينكه دليلي بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخني كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، تا هنگامي كه ميتواني براي آن توجيهي مناسب و راه صحيح داشته باشي. رأی برادرت و کردار بد او در جستوجوی توجیهی باش. اگر توجیهی نیافتی، کوشش کن توجیهی پیدا کنی. کسانی که بخشش را بررسی ميکنند، آن را بهمعنای فراموش کردن، نادیده گرفتن، پوزش طلبیدن و التماس کردن به فرد خطاکار نميدانند. هدف آن هم لزوماً آشتی و مصالحه کردن نیست. بعکس بخشش را کاری ميدانند که شما برای خودتان انجام ميدهید، تا تنش و ناراحتیتان را با رها کردن عواطف منفی زهرناک کاهش دهید (مگیار - مویی، 1391، ص 191).
شوری: 40-43؛ نحل: 126؛ نور: 22؛ قصص: 54
تکلیف: چند مورد از تجربیاتی که گذشت کردهاید و احساس پس از آن را بنویسید.
شوری، 40-43: حق قصاص و کیفر برای مظلوم در برابر ظالم، هرگز مانع از گذشت و بخشش نیست. تعبیر به «عزمالامور»، اشاره به این دارد که صبر و عفو، از کارههایی است که خداوند به آن فرمان داده و هرگز نسخ نمیشود، یا از کارهایی است که انسان باید نسبت به آن عزم راسخ داشته باشد (مکارمشیرازی، 1382، ج 4، ص 342).
اين آیه، بیان میکند که در فریادرسی باید عدالت را رعایت کرد و کار به انتقامجویی و مجازات، بیش از حد جرم نکشد. کیفر بدی مجازاتی مثل همان است و اگر کسی عفو کند و اصلاح نماید، اجر و پاداش او بر عهده خداوند است. این امر، مودت و محبت را در بین مردم تقویت کرده و بزرگواری و گذشت را که از فضایل انسانی است، رواج میدهد (بهرامپور، 1391، ص 492).
نحل، 126: در بعضی از روایات، میخوانیم که این آیه در جنگ احد نازل شد. هنگامی که پیامبر وضع دردناک شهادت عمویش حمزهبنعبدالمطلب را دید که دشمن فقط به کشتن او قناعت نکرده، بلکه سینه و پهلویش را با قساوت عجیبی دریده و کبد یا قلب او را بیرون کشیده و گوش و بینی او را بریده است، سخت ناراحت شد و فرمود: «اگر من بر آنها چیره شوم آنها را مثله میکنم». در این هنگام این آیه نازل شد. پیامبر عرض کرد: «اصبر اصبر».
این لحظه، شاید دردناکترین لحظهای بود که در تمام عمر بر پیامبر گذشت. ولی باز بر خود مسلط شد و راه دوم یعنی عفو و گذشت را انتخاب کرد (مکارمشیرازی، 1382، ج 2، ص 600).
میگوید: اگر خواستید مجازات کنید، فقط به اندازهای که به شما تعدی شده کیفر دهید و نه بیشتر. البته اگر صبوری کنید و درگذرید، این کار برای صابران خیلی بهتر است (بهرامپور، 1391، ص 281).
نور، 22: كلمه «ايتلاء»، بهمعناى تقصير و ترك و سوگند است، و هر سه معنا با هم تناسب دارند، و معناى آيه اين است كه صاحبان فضل و سعه، يعنى توانگران از شما نبايد در دادن اموال خود به خويشاوندان و مساكين و مهاجرين در راه خدا كوتاهى كنند. يا معناي آن، اين است كه توانگران چنين كارى را ترك نكنند و يا اين است كه توانگران هيچگاه سوگند نخورند كه ديگر به نامبردگان چيزى نمىدهيم: «وليعفوا عنهم و ليصفحوا». اگر هم از نامبردگان عمل ناملايمى ديدند، صرفنظر كنند، و ببخشايند. آنگاه توانگران را تحريك نموده و مىفرمايد: «أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»؛ مگر دوست نمىداريد كه خدا هم بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده و مهربان است (طباطبائی، 1390ق، ج 15، ص 134).
آیه میگوید: آنها که دارای مال و وسعت زندگی هستند، نباید سوگند بخورند که انفاق خود را به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا قطع کنند. اضافه میکند که باید عفو کنند و نادیده بگیرند. آیا دوست نمیدارید که خدا شما را بیامرزد؟ معلوم میشود عفو دیگران، موجب عفو خدا و جلب عنایت الهی به انسان میشود و خدا آمرزنده و مهربان است (بهرامپور، 1391، ص 352).
قصص، 54: حقطلبان اهل کتاب به قرآن تو ایمان میآورند. آنگاه قرآن به پاداش عظیم این گروه حقطلب پرداخته، چنین میگوید: «آنان کسانی هستند که به خاطر شکیباییشان، اجر و پاداششان را دوبار دریافت میکنند».
یکبار به دليل ایمان به کتاب آسمانی خودشان که به راستی نسبت به آن پایبند بودند و یکبار هم به دليل ایمان آوردن به پیامبر اسلام که کتابهای پیشین از او خبر داده بود. آنگاه به یک رشته از اعمال صالح آنها که هر یک از دیگری ارزندهتر است، اشاره میکند. این اعمال عبارتند از: دفع سیئات به وسیلة حسنات، انفاق از نعمتهای الهی، و برخورد بزرگوارانه با جاهلان که به انضمام صبر و شکیبایی که در جملة قبل آمد، چهار صفت ممتاز میشود (مکارمشیرازی، 1382، ج 3، ص 476).
... آنگاه به چگونگی اعمال نیک آنها اشاره میکند و برخورد بزرگوارانة آنها را با جاهلان بازگو میکند: آنها به وسیلة نیکیها، بدیها را پاسخ میدهند. ویژگی دیگری که از آنها نفی میکند، این است: از آنچه روزیشان دادیم انفاق میکنند. آنها هر سخن لغو و ناسزا و بیهودهای بشنوند از آن روی بر میگردانند. آنها لغو را با لغو پاسخ نمیدهند و جهل را با جهل مقایسه نمیکنند (بهرامپور، 1391، ص 392).
جلسة هفتم:
هدف: بیان تجارب مثبت فردی و بحث گروهی در مورد این تجارب و استخراج نقاط قوت افراد (لقمان: 17-18؛ طلاق: 7؛ روم: 20؛ نحل: 125).
تکلیف: تمرین خویشتنداری و گذشت در زندگی روزمره.
لقمان، 17-18: به مسئلة صبر و استقامت که در برابر ایمان همچون سر نسبت به تن است، پرداخته و میگوید: «و در برابر مصایبی که به تو میرسد شکیبا باش، که این از کارهای مهم است».
«عزم» بهمعنای ارادة محکم است. تعبیر به «عزمالامور» در اینجا، یا بهمعنی کارهایی است که از سوی پروردگار دستور مؤکد به انجام آن داده شده و یا منظور، کارهایی است که انسان باید نسبت به عمل بدان تصمیم راسخ داشته باشد. به هر حال، هر يک از این دو معنی، اشاره به اهميت آن است. «ذلک» (این)، اشاره به صبر و شکیبایی دارد (مکارمشیرازی، 1382، ج 3، ص 570).
روم، 20: در اینجا به دو شاهکار خلقت انسان اشاره شده است: یکی اینکه خداوند انسان را از خاک آفریده است. انسان اولی را خالصاً از خاک و گل آفرید و انسانهای بعدی را از نطفه که آن هم به نوبت خود چکیدة خاک است، آفرید. دوم اینکه از همین انسان، نسل او را تکثیر نمود. قدرت اینجاست که خاکی که نه نور دارد، نه زیبایی، نه حس و حرکت و شعور. ولی همین، خمیرمایة انسان است و اوست که از خاک تیره انسان ذیشعور را آفریده است. به همین دلیل، میگوید: «فتبارکالله احسن الخالقین» (مؤمنون: 14؛ بهرامپور، 1391، ج 21، ص 85).
نحل، 125: در اینجا سه روش برای دعوت به حق بيان شده است که عبارتند از: حکمت، موعظة نیکو و مجادلة احسن. منظور از «حکمت»، بیان مطلب همراه با استدلالهای محکم، و برهانی کردن آن است. منظور از «موعظة نیکو»، بیان مطلب در قالب پند و اندرز است که عواطف شنونده، در جهت پذیرش مطلب تحریک شود. مراد از «مجادلة احسن»، گفتوگو و مناظره و استدلال با مطالب مورد قبول طرف مقابل است. در این روش باید ادب و مهربانی رعایت شود و «احسن» باشد (بهرامپور، 1391، ص 281).
جلسة هشتم:
هدف: تعامل رو در روی افراد با یکدیگر، از طریق بیان خوبیها و نقاط قوت افراد به طور مستقیم (حجرات: 9-10؛ نساء: 94؛ بقره: 286)؛
تکلیف: تمرین مبارزه با افکار منفی و تبعات آن - مرور نقاط مثبت فردی در طول شبانه روز.
حجرات، 9-10: در حدیث آمده است كه پیامبر اسلام فرمود: آیا شما را خبر دهم به چیزی که از نماز و روزه و صدقه هم بالاتر است؟ عرض کردند: بلی یا رسولالله فرمود: اصلاح میان دو نفر. قرآن کریم در این آیه، مؤمنان را برادر یکدیگر دانسته و فرموده است: همانطور که برای ایجاد صلح میان برادران نسبی تلاش میکنید، پس میان دو برادر دینی خود صلح ایجاد کنید.
امام صادق در اين زمينه فرمود: مؤمن برادر مؤمن است و به منزلة چشم راهنمای اوست و هیچگاه به او خیانت و ظلم نمیکند، بر او نیرنگ و تقلب روا نمیدارد و از وعدهاش خلاف نمیکند (همان، ص 516).
نساء، 94: در این آیه، دستور داده است کسانی که اظهار اسلام میکنند، به آنها نگویید مسلمان نیستند، بلکه از آنها استقبال کنید و هر اقدامی که میکنید، یا حرفی که میزنید، یا نسبتی که میدهید تحقیق شده باشد و تا حقیقت امری بر شما اثبات نشده است، حق ندارید کاری انجام دهید (همان، ص 93).
بقره، 286: این آیه میگوید: «خداوند هیچ کس را به اندازة تواناییش، تکلیف نمیکند».
همة احکام با همین آیه تفسیر و تقیید میشود و به مواردی که تحت قدرت انسان است، اختصاص مییابد. آیة اخیر، با این بیان، مردم را به مسئولیت خود و عواقب کار خویش متوجه میسازد و بر افسانة جبر و اقبال و طالع و موهومات دیگری از این قبیل خط بطلان میکشد و به دنبال این دو اصل اساسی (تکلیف به مقدار قدرت، و مسئولیت هر کس در مورد اعمال خویش)، از زبان مؤمنان، هفت درخواست از درگاه پروردگار میکند. اين امر، در واقع آموزشی است برای همگان که چه بگویند و چه بخواهند (مکارمشیرازی، 1382، ج 1، ص 273).
«عفو» در لغت، محو ساختن اثر چیزی است و منظور از آن، محو اثر گناه است. طبعاً با عفو، عوامل لغزش از جان مؤمنان جدا میشود تا کارشان به گناه نینجامد. غفران، صرفنظر کردن از مجازات است. در نهایت که انسان از گناه پاک شد، قابلیت شمول رحمت را پیدا میکند. ازاينرو، در اینجا مؤمنان درخواست میکنند: خدایا، رحمت خود را بر ما بگستران (بهرامپور، 1391، ص 49).
جلسة نهم:
هدف: مفهوم توکل بهمعنای تکیه کردن بر قدرت بیانتهای خداوند، پس از تلاش فردی از مصادیق مثبتنگری دینی (آلعمران: 160؛ شوری: 38؛ طلاق: 3؛ توبه: 51)؛
تکلیف: تمرین و تمرکز بر ویژگیهای مثبت فردی.
آلعمران، 160: چون خداوند پیامبر اکرم را امر به توکل فرمود، اینک معنای وجوب توکل بر خدا را بیان میدارد. «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ»؛ اگر خداوند شما را بر مبارزهدهندگان علیه شما یاری کند، «فَلا غالِبَ لَکُمْ» هیچکس قدرت بر پیروزی شما را نخواهد داشت، اگر چه عدد دشمنان و مبارزان زیاد و جمعیت شما اندک باشد. «وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ»؛ یعنی اگر یاری خود را از شما باز گیرد و شما را در برابر دشمن به حال خود گزارد، به واسطه گناهانی که کردهاید. «فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ»: مرجع ضمیرها «بعده»، اللَّه است با حذف مضاف آن (یعنی بعد خذلان اللَّه)؛ یعنی پس از خذلان خدا، دیگر یاوری نخواهید داشت. بنابراین، معنی (من) نفی است، به صورت استفهام؛ به این معنی که (کیست یاور شما؟) یعنی هیچکس نخواهد بود و اینکه حرف استفهام، معنی نفی را دربر دارد، برای این است که پاسخ آن منفی است و با ذکر آن از بيان پاسخ بینیاز شدهایم. این کار برای اقرار گرفتن از مخاطب بلیغتر است.
«وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»: مؤمنان باید به خدا توکل کنند. آیه، متضمن ترغیب مؤمنان است بر طاعت خدا که به این وسیله استحقاق نصرت الهی را پیدا میکنند. همچنين، متضمن تحذیر و دور داشتن از معصیت خداوند است که آنها را مستحق خذلان میگرداند. همچنين، توکل بر خدا را واجب مینماید که توکل مانع میشود از اینکه خداوند آنها را به خودشان واگذارد تا در نتیجه هلاک شوند (طبرسي، 1415ق، ج 4، ص 317).
شوری، 36: قابل توجه اينكه، در اين آيه تكيه بر مسئله «ایمان و توکل» شده است. این به دليل آن است كه اميد به پاداشهاى الهى، براى كسانى است كه علاوه بر ايمان، كار خود را به او تفويض كرده و تسليم اراده او هستند؛ چرا كه توكل واگذارى كار خويش و تفويض امر است. نقطه مقابل اين گروه، كسانى هستند كه بر اثر«حب دنيا» و دلبستگى به متاع زودگذر آن، به مجادله در آيات خداوند برمىخيزند، و حقايق را زير پا مىگذارند (مکارمشیرازی و همكاران، 1380، ج 20، ص 481).
یکی از نشانههای توکل بر خدا، پاک کردن زندگی فردی انسان از گناهان است؛ زیرا توکل بهمعنی تکیه کردن به احکام و حدود الهی و پیروی کردن از خطمشی خداوند است که در قرآن و سنت آمده است (بهرامپور، 1391، ج 25، ص 99).
طلاق، 3: به زنان و مردان و گواهان هشدار میدهد، از مشکلاتی که در مسیر حق وجود دارد، نهراسند. مجری عدالت باشند و گشایش کارها را از خدا بخواهند؛ زیرا خداوند تضمین کرده است مشکل پرهیز کاران را بگشاید.
دو آیة اخیر، از امیدبخشترین آیات قرآن مجید است که تلاوت آن دل را صفا و جان را روشنی میبخشد. پردههای یأس و نومیدی را میدرد و به پرهیزگاران وعدة نجات و حل مشکلات میدهد (مكارمشيرازي، 1382، ج 5، ص 207). ... و هر که از حرامخواری و خلاف خودداری کند، خدا او را از جایی که گمان نمیکند، روزی میدهد و هر که بر خدا تکیه کند و کارش را با حکم او مطابق نماید، خداوند برای او کافی است. بیتردید خداوند امر خود را به آخر میرساند (بهرامپور، 1388، ص 558).
توبه، 51: ولایت و اختیار امور ما تنها و تنها به دست خداست. این انحصار، از جمله «هو مولانا» استفاده میشود ـ و اختیار ما نه به دست خود ما است و نه به دست هیچ یک از این اسباب ظاهري، بلکه حقیقت ولایت، تنها از آن خداست و خداي تعالی سرنوشتی حتمی از خیر و شر براي همه تعیین نموده است. با اینکه میدانیم قبل از ما سرنوشتمان معلوم و معین شده، چرا اوامر او را امتثال ننموده در احیاء امر او و جهاد در راه او سعی نکنیم. خداي تعالی هم مشیت خود را اجراء میکند و ما را پیروزي و یا شکست میدهد و این به عالم ما مربوط نیست؛ زیرا وظیفة بنده، بندگی و ترك تدبیر و امتثال امر است که خلاصه، همة آن توکل است.
آرى، اگر انسان به راستى به اين حقيقت ايمان داشته و مقام پروردگار خود را بشناسد، قهراً بر پروردگار خود توكل مىجويد، و حقيقت مشيت و اختيار را به او واگذار مىكند، و ديگر به رسيدن به حسنه خوشحال و در برابر مصيبت اندوهناك نمىگردد. همچنين، نسبت به آنچه كه به دشمن انسان مىرسد، نبايد خوشحال و بدحال گردد. اين امر از نادانى و جهل به مقام پروردگار است كه وقتى دشمن انسان، موفقيتى به دست آورد، ناراحت شود. وقتى او مبتلا و گرفتار مىگردد، وى خوشحال شود؛ زيرا دشمن او هم از خود اختيارى ندارد. اين آن پاسخ اولى بود كه خداى تعالى به كفار و منافقين در برابر خوشحاليشان از شكست مسلمانان و بد حاليشان از پيروزى آنان داده است. ظاهر كلام بعضى از مفسران اين است كه كلمه «مولى» در آيه، بهمعناى «ناصر» است. همچنين، از ظاهر كلام بعضى ديگر برمىآيد كه جمله «وَ عَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»، جملهاى است مستانف و غيرمربوط بما قبل كه خداى تعالى مؤمنين را در آن، امر به توكل مىكند. اما، سياقى كه اين دو آيه دارد و بر همه مشهود است، با اين دو حرف نمىسازد (مکارمشیرازی، 1382، ج 5، ص 207).
ای پیامبر به اینان بگو هیچ حادثهای برای ما رخ نمیدهد، مگر آنچه خدا برایمان مقرر داشته است. خدایی که مولا و سرپرست ماست. حضرت زینب، قبل از ماجرای عاشورا، چنان عزت و احترامی دارد که وقتی میخواهد سوار کجاوه شود، عباس و علیاکبر زانوان خود را پله میکنند تا او سوار کجاوه شود. ایشان در این شرایط، پیوسته نماز شب و راز و نیاز با خدا را اقامه ميكرد. آن حضرت پس از عاشورا، آن زمان که عزت ظاهری را از دست داده بود، نماز شب را هرچند به صورت نشسته بجا ميآورد. به این ترتیب، پشت کردن دنیا در ارتباط وی با خدا و بندگی او، خلل ایجاد نکرد. خدا سرپرست حکیم و مهربانی است که جز آنچه صلاح ماست، مقرر نمیکند. قرآن در پایان آیه فرمود: به هر حال، مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند؛ چرا که خداوند تکیهگاه و پناهگاه آنهاست (بهرامپور، 1391، ص 195).
جلسة دهم:
هدف: جمعبندی جلسات، اجرای پسآزمون، تقدیر و تشکر از اعضا.
آیات مربوط: سورة مبارکه ضحی. همة آیات این سوره مبارکه دربارة مثبتاندیشی و برشماری نعمتهایی است که به انسان رسیده است (بهرامپور، 1391، ص 247).
يافتههاي پژوهش
جدول 1، میانگین و انحراف استاندارد متغیر شادکامي و اضطراب اجتماعی در دانشآموزان دختر گروه آزمایش و گروه گواه در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری را نشان میدهد.
جدول 1. میانگین و انحراف استاندارد نمرههای شادکامي و اضطراب اجتماعی دو گروه
مرحله متغیر گروه آزمایش گروه گواه
میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد
پیشآزمون کل شادکامی 69/29 31/13 23/31 33/8
اضطراب اجتماعی 30/30 18/6 61/29 17/7
پسآزمون کل شادکامی 92/42 75/11 92/31 24/9
اضطراب اجتماعی 23/24 03/7 07/27 33/7
پیگیری کل شادکامی 53/41 45/13 69/31 25/10
اضطراب اجتماعی 38/23 69/7 86/27 23/7
نتایج آزمون لوین، برای بررسی همگنی واریانسهای دو گروه و همچنین، نتایج آزمون کولموگروف – اسمیرنف برای آزمودن بهنجاری توزیع نمرات شادکامي و اضطراب اجتماعی، در جدول 2 نمایش داده شده است.
جدول 2. نتایج آزمون همگني واريانسها لوين برای مقایسه پیشآزمون گروهها و آزمون کولموگروف – اسمیرنف برای آزمودن فرض بهنجاری توزیع
شاخصهای آماری
متغیر آزمون لوین آزمون KS
F df1 df2 معناداري Z-KS معناداری
کل شادکامی 31/3 1 24 19/0 10/0 2/0
اضطراب اجتماعی 04/0 1 24 83/0 08/0 2/0
نتايج يافتههاي جدول 2 نشان ميدهد، آزمون لوین در متغیر شادکامي (31/3=F، 19/0=p) و در متغیر اضطراب اجتماعی (04/0=F، 83/0=p) معنادار نميباشد. بنابراین، واریانس دو گروه، در متغیرهای شادکامي و اضطراب اجتماعی، بهطور معناداری متفاوت نیستند و فرض همگنی واریانسها تأیید ميشود. همچنین، با توجه به سطح معناداری گروه آزمایش و گروه گواه، در آزمون کولموگروف ـ اسمیرنف، فرض بهنجاری توزیع نمرات متغیرها در جامعه مورد پژوهش، مورد تأیید قرار ميگیرد.
مهمترین پیشفرض مانکوا، یعنی برابری شیبهای رگرسیون محاسبه شد، نتایج حاصل در جدول 3 نشان داده شده است.
جدول 3. نتایج حاصل از همگنی برابری شیبهای رگرسیون برای متغیرهای پژوهش
تعامل پیشآزمونها در سطوح عامل با پسآزمونها نام آزمون شاخصهای آماری مقدار F فرضیه df خطا df سطح معناداري
لامبداي ويلكز شادکامی 621/0 42/2 4 36 066/0
لامبداي ويلكز اضطراب اجتماعی 604/0 56/2 4 34 056/0
نتایج مندرج در جدول 3، حاکی از برابری شیبهای رگرسیون برای متغیر شادکامي (066/0=p) و اضطراب اجتماعی (056/0=p) است. برای مقایسه گروه آزمایش و گروه گواه، بر اساس نمرات پسآزمون پس از کنترل اثر پیشآزمون، براي تعیین میزان اثربخشی آموزش مثبتنگری، با تأکید بر آیات قرآن بر شادکامي و اضطراب اجتماعی، ابتدا یک تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) انجام گرفت. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری در جدول 4 نشان داده شده است.
جدول 4. نتايج تحلیل کوواريانس چندمتغيري (مانکوا) روي نمرههاي پسآزمون شادکامي و اضطراب اجتماعی در گروه آزمايش و گروه گواه
نام آزمون مقدار F Df خطا Df فرضیه سطح معناداري
آزمون اثر پيلايي 74/0 52/30 2 21 001/0
آزمون لامبداي ويلكز 25/0 52/30 2 21 001/0
آزمون اثر هتلينگ 90/2 52/30 2 21 001/0
آزمون بزرگترين ريشهروي 90/2 52/30 2 21 001/0
همانطوركه در جدول 4 مشاهده ميشود، سطوح معناداري همه آزمونها، قابليت استفاده از مانکوا را مجاز ميشمارند. اين امر، بيانگر اين است كه بين افراد گروه آزمايش و گروه گواه حداقل، از لحاظ يكي از متغيرهاي وابسته تفاوت معنادار وجود دارد. جدول 5، نتايج تحليل کوواريانس تكمتغيري (آنکووا) بر روي نمرههاي متغیرهای شادکامي و اضطراب اجتماعی در دانشآموزان گروه آزمايش و گروه گواه را نشان میدهد.
جدول 5. نتايج تحليل کوواريانس تكمتغيري (آنکووا) روي نمرههاي پسآزمون شادکامي و اضطراب اجتماعی در گروه آزمايش و گروه گواه
متغیر مجموع مجذورات درجه آزادي ميانگين مجذورات F سطح معنيداري
شادکامی 13/984 1 13/984 33/27 001/0
اضطراب اجتماعی 75/199 1 75/199 53/42 001/0
همانگونهكه در جدول 5 مشاهده ميشود، بین گروه آزمایش و گروه گواه، از نظر شادکامي (33/27F= و 001/0>p)، و اضطراب اجتماعی (53/426F= و 008/0>p) تفاوت معناداری وجود دارد. برای مقایسه گروه آزمایش و گروه گواه، براي تعیین اثر آموزش مثبتنگری، با تأکید بر آیات قرآن بر شادکامي و اضطراب اجتماعی، در مرحله پیگیری یک تحلیل کواریانس چندمتغیری (مانکوا) انجام گرفت.
جدول 6. نتايج تحلیل کوواريانس چندمتغيري (مانکوا) روي نمرههاي پیگیری شادکامي و اضطراب اجتماعی در دو گروه
نام آزمون مقدار F خطا df فرضیه df سطح معنيداري
آزمون اثر پيلايي 613/0 61/16 2 21 001/0
آزمون لامبداي ويلكز 387/0 61/16 2 21 001/0
آزمون اثر هتلينگ 58/1 61/16 2 21 001/0
آزمون بزرگترين ريشهروي 58/1 61/16 2 21 001/0
همانطوركه در جدول 6 مشاهده ميشود، سطوح معناداري همه آزمونها، قابليت استفاده از مانکوا را مجاز ميشمارند. اين امر، بيانگر اين است كه بين افراد گروه آزمايش و گروه گواه، حداقل از لحاظ يكي از متغيرهاي وابسته تفاوت معنادار وجود دارد. جدول 7، نتايج تحليل کوواريانس تكمتغيري (آنکووا) بر روي نمرههاي متغیرهای شادکامي و اضطراب اجتماعی دو گروه را نشان میدهد.
جدول 7. نتايج تحليل کوواريانس تكمتغيري (آنکووا) روي نمرههاي پیگیری شادکامي و اضطراب اجتماعی در دو گروه
متغیر مجموع مجذورات درجه آزادي ميانگين مجذورات F سطح معناداري
شادکامی 97/834 1 97/834 35/18 001/0
اضطراب اجتماعی 11/238 1 11/238 44/21 001/0
همانگونهكه در جدول 7 مشاهده ميشود، بین میانگینهای نمرههای شادکامي، درگروه آزمايش و گروه گواه، در مرحله پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (35/18=F و 001/0>P). همچنین، بین میانگینهای نمرههای اضطراب اجتماعی دو گروه، در مرحله پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (44/21=F و 001/0>P). برایناساس، ميتوان گفت: آموزش مثبتنگری با تأکید بر آیات قرآن نیز اثربخش بوده است.
بحث و نتيجهگيري
هدف پژوهش، تعیین تأثیر برنامه آموزش مثبتنگري، با تأكيد بر آيات قرآن كريم بر شادکامي و اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر مقطع دبيرستان شهر اهواز بود. نتایج نشان داد، بین میانگین نمرههای شادکامي گروه آزمايش و گروه گواه، در مرحله پسآزمون و پیگیری، تفاوت معناداری وجود دارد. برایناساس، ميتوان گفت: آموزش مثبتنگری با تأکید بر آیات قرآن موجب افزایش شادکامي دانشآموزان دختر گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل شده است. این یافته با پژوهشهای كيم و پوتنام (2010، به نقل از مرادی 1392)، هدي و همکاران (2010)، هولدر و همكاران (2010)، فتاحي (1392)، دهقاني ورنا مخواستي (1392)، رحيمزاده چهارلنگ (1392) و مرادي (1392) همخوان است. دین اسلام که به همة شئون حیاتی انسان ژرف نگریسته و متناسب با نیازهای واقعی او و برای تعالی هرچه بیشتر او برنامههایی ارائه کرده است، شادی، نشاط و عوامل نشاطانگیز را که لازمة یک زندگی موفق است، به انسان معرفی و توصیه ميکند. مؤمنانی را که به خاطر برخورداری از نعمتهای الهی و لطف و رحمت خداوند و به دست آوردن «پیروزی» شادمانی ميکنند، مورد تأیید قرار داده است (مرادی، 1392، ص 4). خداوند در سورة روم ميفرماید: «کلیه امور عالم از قبل از این و بعد از این همه به امر خداست و آن روز مؤمنان شاد خواهند شد» (روم: 4).
تبیینی که در این رابطه ميتوان ارائه داد، این است که خوشبيني و مثبتانديشي، يكي از متغيرهاي مهم و مؤثر در انسجام فردي و اجتماعي است، به گونهاي كه پيشوايان ديني بر آن تأكيد ورزيده و در روايات و احاديث از آن، بهعنوان «حسنظن» يا «خوشگماني» ياد كردهاند. شادی و آرامش روحی، زمینههای باروری خرد و اندیشه را به وجود ميآورد (مظفر، 1379). روابط دوستانه محکم و اعتقادات مذهبی معنادار، يكي از عوامل مؤثر در شادكامي است. امام علی میفرماید: «شادی، موجب انبساط روح و ایجاد وجد و نشاط میشود» (ابنعاشور، 1420ق، ج 20، ص 180). سرگرمیهای لذتبخش و هدفدار، در کلام امام رضا اینگونه وصف شده است: «از لذائذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و خواهشهای دل را از راههای مشروع بر آورید. مراقبت کنید که در این کار، به مردانگی و شرافت شما آسیب نرسد و دچار اسراف و تندروی نشوید. تفریح و سرگرمیهای لذتبخش، شما را در اداره زندگی یاری میکند و با کمک آن، بهتر در امور دنیوی خویش موفق خواهید شد» (مجلسي، 1403ق، ج 75، ص 321).
در قرآن میخوانیم: «(ای رسول خدا!) به خلق بگو که شما باید منحصراً به فضل و رحمت خدا شادمان شوید (و به نزول قرآن مسرور باشید) که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که برای خود اندوخته میکنید» (یونس: 58). از پیامبر اكرم سؤال شد كه بهترین بندگان خدا چه کسانی هستند؟ فرمود: «آنهایی که وقتی نیکی میکنند، خوشحال میشوند و زمانی که بدی کردند، طلب استغفار میکنند» (مجلسي، 1384، ج 2، ص 439). اثر آموزش مثبتنگری، با تأکید بر آیات قرآن بر شادکامي دانشآموزان دختر در دوره پیگیری یک ماهه نیز تأثیر داشته است.
همچنین، نتایج پژوهش نشان داد كه بین میانگین نمرههای اضطراب اجتماعی گروه آزمايش و گروه گواه، در مرحله پسآزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد. برایناساس، ميتوان گفت: آموزش مثبتنگری با تأکید بر آیات قرآن موجب کاهش اضطراب اجتماعی دانشآموزان دختر گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل شده است. این یافته، با پژوهشهای ميكولينر و شيور (Mikuliner & Shaver) (2007)، مخيجا و سانگ (Makhija & Singh) (2010)، وگیلز و هیمن (Vgiles & Heyman) (2004)، احمديتبار (1393)، مقتدا (1392)، دهقاني ورنا مخواستي (1392) و محبوبی و همکاران (1391) همسو است. فردی که دچار اضطراب اجتماعی است، هیچگونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساس ترس پایدار غیرمعمول از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب ميورزد. همة انسانها دوست ندارند بخشی از رفتار یا جنبههای مختلف شخصیتشان، توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد. افراد مضطرب، از اظهار نظر دیگران، بخصوص از ارزیابی منفی ميترسند. موقعیتهایی که سبب ارزیابی آنها توسط دیگران ميشود، به موقعیتهای اضطرابزا معروف هستند. ترس از ارزیابی منفی، فرد مضطرب را وادار ميکند که از برخورد با دیگران پرهیز کند. بدینطریق، ترس خود را کاهش دهد. برخی افراد ممکن است انتظار زیادی از خود داشته باشند و این انتظارها موجب این باور ميشود که آنها قابل توجه نیستند و آنگونه که مایلند، مورد قبول دیگران واقع نميشوند. این وضعیت، معمولاً به اضطراب اجتماعی و در نتیجه، کاهش اعتماد به نفس ميانجامد. در تبیین یافته فوق ميتوان گفت: یکی از روشهای درمان اضطراب اجتماعی، مثبتنگری است. در مورد مثبتنگری، دین اسلام دارای منابع و احادیث فراوانی است. «حسنظن» در لغت بهمعناي «گمان نيك و خوشبيني»، در مقابل سوءظن بهمعناي «بدگماني و بدبيني» ميباشد. در تعريف اصطلاحي «نيكانگاري» درباره خداوند، فعل و انفعالات جهان و نيز پندار، گفتار و كردار انسانها، خوشبيني، مثبتنگري يا به تعبير روايات اسلامي «حسنظن» نام دارد (قرشی، 1371، ص 134). امام صادق ميفرمايد: «ان حسن الظن من الايمان» (مجلسي، 1403ق، ج 75، ص 196)؛ خاستگاه گمان نيك، ايمان است. بنابراین، اسلام با ايجاد نيروي ايمان در قلوب پيروان خود، اصل خوشبيني و اعتماد را در ميان آنها گسترش داده و مسير اجتماع را به محيط مطلوبي كه سرشار از اطمينان و آرامش است، سوق ميدهد. اگر افراد معتقد باشند که عالم محضر خداست و کسی که دایم ناظر و شاهد اعمال اوست، از همه افراد و مخلوقات بالاتر است، دیگر نگران قضاوتهای دیگران نیستند و ترس ندارند که دیگران درباره آنها ارزیابی مثبت یا منفی داشته باشند، بلکه ميخواهند رفتارشان با ارزشها و اعتقاداتشان هماهنگ باشد. از سوي ديگر، ميدانند اگر از همه جا رانده شوند، باز پناهگاه امنی خواهند داشت که به او تکیه کنند. این موضوع، عزتنفس آنها را افزایش داده و اضطرابشان را کاهش ميدهد.
- نهجالبلاغه، 1369، ترجمة محمد دشتی، چ دوم، قم، امام علی.
- ابراهیمی، الهام، 1391، مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر بخشش و امید بر اضطراب عمومي دانشآموزان دختر مقطع متوسطة شهر تهران در سال تحصیلی 91-1390، پایاننامة کارشناسی ارشد مشاوره، اهواز، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقیقات.
- ابنعاشور، محمدطاهر، 1420ق، تفسیر التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسه التاریخ.
- احتشامزاده، پروين، 1388، بررسی رابطه برونگرایی و درونگرایی با سلامت عمومي و شادکامي با توجه به متغیرهای میانجی بخشودگی و راهبردهای مقابله اسلامي در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه شهید چمران، پایاننامه دکتری روانشناسی، اهواز، دانشگاه آزاد اسلامي.
- احمديتبار، مرتضي، 1393، اثربخشي آموزش مثبتانديشي با رويكرد ديني – مذهبي مبتني بر آيات كريم بر كاهش تعارضات زناشويي، زوجهاي مراجعهكننده به مراكز مشاوره شهر اهواز، پاياننامه كارشناسي ارشد مشاوره و راهنمايي، خوزستان، دانشگاه علوم و تحقيقات.
- براتيسده، فريد، 1389، اثربخشي مداخلات روانشناسي مثبتنگر در افزايش نشاط، شادي، خشنودي زندگي و معناداري از زندگي و كاهش افسردگي مددجويان و مراجعان به سازمان بهزيستي اصفهان، ايلام، بوشهر و تهران، پاياننامه دكتري روانشناسی، تهران، دانشگاه علامه طباطبائي.
- برخوری، حميد و همكاران، 1388، «اثربخشی مهارتهای مثبتاندیشی به شیوة گروهی بر انگیزة پیشرفت، عزتنفس و شادکامي دانشآموزان پایه اول دبیرستان شهر جیرفت»، رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، سال دوم، ش 5، ص 131-144.
- بهرامپور، ابوالفضل، 1391، تفسیر نسیم حیات، چ هفدهم، قم، آوای قرآن.
- ـــــ ، 1388، نسیم حیات، چ ششم، قم، آوای قرآن.
- ـــــ ، 1390، نسیم حیات، چ نهم، قم، آوای قرآن.
- ـــــ ، 1392، نسیم حیات، چ ششم، قم، آوای قرآن.
- ترابي، عطا، 1390، «بررسي شادكامي در گونههاي مختلف خانواده بر اساس مدل فرايند و محتوايي خانواده در دانشآموزان دوره متوسطه شهر شيراز»، مشاوره كاربردي، دوره اول، سال اول، ش 1، ص 3-20.
- ثابتي، محمدرضا، 1387، «راه و رسم زندگي مثبتنگري»، دلتاي مثبت، ش 1، ص 51-61.
- حسيني، اعظم السادات، 1387، سوءظن و حسنظن به خدا و خلق در آيات و روايات، قم، جامعةالقرآن الكريم.
- دهقاني ورنامخواستي، مسعود، 1392، بررسي اثربخشي آموزش مثبتنگري با تأكيد بر آيات قرآن بر سازگاري فردي- اجتماعي دانشآموزان سال دوم دبيرستانهاي پسرانه ناحيه3 اهواز، پاياننامه كارشناسي ارشد مشاوره، خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات.
- رحيمزاده چهارلنگ، روسانا، 1392، اثربخشي آموزش مثبتنگري به شيوة خودتنظيمي بر رضايت زندگي زنان داراي همسر معتاد شهر رامهرمز، پاياننامه كارشناسي ارشد رشته مشاوره، خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات.
- ساماني، سيامك و همكاران، 1386، «تابآوري سلامت رواني و رضايتمندي از زندگي»، روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، سال سيزدهم، ش 3، ص 290-295.
- سعيداوي، جاسم، 1393، اثربخشي آموزش ابراز وجود بر كاهش اضطراب اجتماعي و افزايش سلامت عمومي در دانشآموزان نابيناي مقطع متوسطه شهر اهواز، پاياننامه كارشناسي ارشد، خوزستان، دانشگاه علوم و تحقيقات.
- فتاحي، داراب، 1392، اثربخشي آموزههاي مذهبي برگرفته از نهجالبلاغه بر خوشبيني دانشآموزان پسر دوره متوسطه شهرستان گتوند، پاياننامه كارشناسي ارشد رشته مشاوره، خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقیقات.
- طباطبائى، سيدمحمدحسين،1390ق، الميزان في تفسير القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.
- طبرسي، محمدبنحسن، 1415ق، مجمعالبيان، بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
- قرشي، سيدعلي اكبر، 1371، قاموس قرآن، چ ششم، تهران، دارالكتب الاسلاميه.
- کلینی، محمدبن یعقوب، 1390، اصول کافی، ترجمة حسین استادولی، قم، دارالثقلین.
- ـــــ ، 1375، اصول کافی، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دارالمکتب اسلامی.
- مجلسی، محمدباقر، 1403ق، بحارالأنوار، چ سوم، تهران، المکتبة الاسلامیه.
- محبوبی، محمد و همكاران، 1391، «رابطه سلامت معنوی و اضطراب اجتماعی در جانبازان شیمیایی»، طب نظامی، دوره چهاردهم، ش 3، ص 186-191.
- محمدی ری شهری، محمد، 1384، میزانالحکمة، ترجمة حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث.
- مرادي، فاطمه، 1392، بررسي اثربخشي آموزش مثبتنگري با تأكيد بر آيات بر افزايش تابآوري و شادكامي زنان مطلقة مددجوي اداره بهزيستي شهرستان ايذه در سال 1391، پاياننامه كارشناسي ارشد رشته مشاوره، خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات.
- مظفر، حسين، 1379، «اثر نشاط روحي بر شكوفايي خرد»، تربيت، ش 7، ص 12-15.
- معرفزاده، صديقه، 1389، اثربخشي آموزش مهارتهاي مقابله اسلام برگرفته از آيات قرآن بر كاهش اضطراب دختران ناحيه چهار اهواز، پاياننامه كارشناسي ارشد رشته مشاوره، خوزستان، دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات.
- مقتدا، محمدامين، 1392، بررسي اثربخشي واگويي حماسهسازان10 تا20 ساله حادثه كربلا بر جرأتورزي دانشآموزان پسر سال اول شهر اهواز، پاياننامه كارشناسي ارشد رشته مشاوره، خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات.
- مکارمشیرازی، ناصر و همكاران، 1380، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه.
- مکارمشیرازی، ناصر، 1382، برگزیده تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه
- مگیار – موئی، جینا. ال، 1391، فنون روانشناسی مثبتگرا، ترجمة فرید براتیسده، تهران، رشد.
- Heady, B, et al, 2010, Authentic happiness theory supported by impact of religion on life satisfaction: A longitudinal analysis with data for Germany, The Journal of Positive Psychology, v. 1, p. 73.
- Holder, M. D, et al, 2010, Spirituality, Religiousness, and Happiness Studies, (11, 12), 131-150.
- Makhija, M, & Singh, P, 2010, Effectiveness of assertiveness training program on self steem and academic achievement in adolescents, International Research Journal, v. 1(11).
- Mikuliner, M, & Shaver, P. R, 2007, Attachment in adulthood Structure, dynamics and change, New York: Guil Ford press.
- Myers, D. G, 1996, Close relationships and quality of life, In D. kahneman. E. Diener & N. Schwrar (Ed).
- Rashid, T, 2008, Positive psychotherapy. In, S. J. Lopes(Ed), Positive psychology: Exploring the best in people, CT: Prager Publishers.
- Rheingold, A. A, et al, 2003, Cognitive bias in adolescents with social anxiety, Journal of Counseling and Clinical Psychology, v. 33(4), p. 448-457.
- Seligman, M. E. P, 2002, Positive psychology, positivie prevention, and positive therapy, In C. R. Snyder & S. J. New York Times.
- Seligman, M. E. P, 2002, Authentic happiness. Using the new positive psychology to realize you’re potential for lasting full filament, New York, Free Press.
- Seligman, M, & Scikzentimihaly, M, 2001, Positive psychology, American Psychligy, v. 55, p. 5-14.
- Sinha, J, & Gulles, R, 2007, Adolesent risk behaviors and religion: Finding from national study, Jornal of Adulescence, v. 30, p. 231-249.
- Vgiles, J, W, & Heyman, G. D, 2004, Conceptions of aggressions and withdrawal in early childhood, Infant and Child Development INF, v. 13, p. 407-421.