مؤلفههای ارتباط سعادتمحور در خانواده بر اساس منابع اسلامی: تدوین یک مدل مفهومی
/ دانشجوی دکتری روانشناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / hoseyni8865@yahoo.com
/ دانشیار گروه روانشناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / m.r.ahmadi@iki.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Argyle, M. (2001). The psychology of happiness. London: Rutledge.
- Brog, C., Fagerström, C., Balducci, C. , Burholt, V., Ferring, D. & Werber, G. (2008). Life satisfaction in 6 european contries:the relationship to health, self-steem, and social and financial resources among people (Aged 65-89) with reducedfunctional copacity. Geriatric nurs, 29, 48-57.
- Carr, A. (2012). Family Therapy: Concepts and Processand Practice.Malden:John wily&sons.
- Dai, L.Wang, L. (2015). Review of family functioning. Open Journal Of Scocial Sciences, 3(12),134-141.
- DePaul, N. (2006). Healthy family functioning relationship advice & relationship tips. J Council for Relationships, 215, 382-680.
- Dickstein, S. (2007). Family mealtime functioning, maternal depression, and earlychildhood outcomes. Journal of Family Psychology, 12, 23-40
- Dong, Q. (2005). The impact of family communication patterns and perception of risky behavior: A social cognitiveperspective. Journal of the Northwest Communication Association, 34, 93-106.
- Fredrickson, B. L. (2001). The role of positive emotions in positive psychology: The broaden-and-build theory of positive emotions. American Psychologist, 56(3), 218-226.
- Gill, T. (1994). A critical appraisal of the quality-of-life measurements. JAMA, 272(8), 6. 24-37
- Glaser, Barney G. & Strauss, Anselm L. (1967). The discovery ofgrounded theory: Strategiesfor qualitative research, Chicago, Aldire.
- Gottman, J. M. (1994). Why Marriages Succeed or Fail: And How You Can Make Yours Last. New York: Simon & Schuster.
- Hefferon, k. & Boniwell, l. (2011). positive psychology, theory, Research and Application. London: Open University Press.
- J. Vitte (2016). “The Most Importan Idea in the World: An Introduction”,In : J. Ed .(Handbook of) Vittersø Eudemonic Well-Being (p.1-26).
- Koesten, J., Anderson, K. (2004). Exploring the in flounce of family communication patterns, cognitive complexity, and interpersonal competence on adolescentrisk behavior. Journal of Family Communication, 4, 99-121.
- Peterson, C. & Seligman, M. E. (2004). Character strengths and virtues: A handbook and classification. Washington: American Psychological Association.
- Ryan, R. M. & Deci, E. L. (2001). On happiness and human potentials: A review of research on hedonic and eudaimonic well-being. Annual Review of Psychology, 52(1), 141-166.
- Seligman, M. E. (2011). Flowrish: A visionary new understanding for happiness and well-being, Simon and Schuster
- Spannagel, C. & Glsser-Zikuda, M. (2005). Schroeder U. Application of qualitative content analysis in user-program interaction research. Forum Qual Soc Res, 6(2), 29.
- Strauss, A. & Corbin, J. (1998). Basics of Qualitative Research: Techniques and Procedures for Developing Grounded Theory. Thousand Oaks, CA: Sage Publications, Inc.
مقدمه
خانواده یکی از مهمترین نهادهای جامعه و شکلدهندۀ شخصیت آدمی است. به این دلیل که اولین نهادی است که افراد در آن احساس، فکر و رفتار میکنند، یاد میگیرند و رشد مییابند (carr, 2012). خانواده از افرادي تشکیل شده است كه با پيوند زناشويي، همخوني يا فرزندخواندگی با يكديگر بهعنوان زن، شوهر، مادر، پدر، برادر، خواهر و فرزند ارتباط دارند، از فرهنگ مشترك برخوردارند و در واحد خاصي زندگي ميكنند (قنادان، 1375). مطلوبیت، رضایت، خشنودی، کیفیت و عملکرد مناسب خانواده عامل بسیار تأثیرگذاری در شکوفایی رشد و پیشرفت اعضای خانواده و در دید وسیعتر، شکوفایی جامعه است (چاوشی و ديگران، 1398). دﻳﻜﺴﺘﻴﻦ (2007) ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ و ﺗﻮازن، رﻫﺒﺮي و رابطة ﻣﺆﺛﺮ اعضای خانواده، در ﻋﻤﻠﻜﺮد بهینة خانواده، نقش مؤثری دارند. از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ دﭘﺎول (2006) ﺑﻌﻀﻲ از وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺧﺎﻧﻮادۀ داراي ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﻄﻠﻮب را اﻳﻦﮔﻮﻧﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻲﻛﻨﺪ: «ﺗﻌﺎﻣﻞ ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺎز، ﻛﻨﺘﺮل و ﻣﻬﺎر ﻓﺸﺎرﻫﺎي روﺣﻲ و رواﻧﻲ ﺑﻪﻃﻮر ﻣﺆﺛﺮ، ﻫﻤﺪﻟﻲ، رﻫﺒﺮي، اﺑﺮاز ﻣﺤﺒﺖ و ﻋﻼﻗﻪ، ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖﭘﺬﻳﺮي ﺷﺨﺼﻲ». اﺻﻮﻻً ﻛﺎرآﻳﻲ ﻳﻚ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ آن در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻓﺸﺎرﻫﺎي رواﻧﻲ، ﺗﻌﺎرﺿﺎت و ﻣﺸﻜﻼت اﺷﺎره دارد (ﻣﻴﻨﻮﭼﻴﻦ، 1373).
سعادت بهعنوان یک هدف انسانی و اجتماعی، نهتنها به احساس خوشبختی فردی مرتبط است، بلکه در تعاملات و روابط خانوادگی نیز تجلی مییابد (Seligman, 2011). سعادت در نگاه سلیگمن برگرفته از واژۀ ایدایمونیا در فلسفۀ ارسطو است. فلسفۀ اخلاق ارسطو، غايتانگارانه و سعادتمحور است و تعريف وي از سعادت، وامدار مفهوم كليدي فضيلت است. در واقع ارسطو براي توضيح مفهوم فضيلت، از سعادت آغاز كرده است (طباطبایی، 1390).
در این زمینه، مفهوم «سعادتمحور» به معنای تلاش برای ایجاد و تقویت روابطی است که بر مبنای عشق، احترام و همدلی بنا شدهاند. این نوع ارتباطات نهتنها به تقویت احساس تعلق و امنیت در خانواده کمک میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک منبع اصلی برای توسعۀ توانمندیهای فردی و اجتماعی اعضای خانواده عمل کند (Fredrickson, 2001). بر اساس نظریههای روانشناسی مثبتگرا، ارتباطات مثبت و حمایتگرانه در خانواده میتواند به افزایش سلامت روان، افزایش رضایت از زندگی و بهبود کیفیت روابط بینفردی کمک کند (Ryan and Deci, 2001). از سوی دیگر، در دنیای مدرن امروز که با چالشهای متعددی نظیر استرسهای شغلی، مشکلات اقتصادی و تغییرات اجتماعی همراه است، توجه به روابط خانوادگی بهعنوان یک منبع حمایت و تقویتکنندۀ سعادت اهمیت بیشتری یافته است. خانوادهها بهعنوان حامیان اولیه افراد، میتوانند با ایجاد فضایی مثبت و حمایتگر، به تقویت احساس رضایت و خوشبختی در زندگی افراد کمک کنند (Gottman, 1994). ارزش اصلي خانواده، حاصل شبكۀ روابطي است كه توسط اعضاي آن به وجود آمده است (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1385). خانوادههاي بالنده، نحوۀ برقراري ارتباط و ارسال پيام را بهخوبي ياد گرفتهاند و بنابراين الگوهاي سالمي دارند. پژوهشها نشان ميدهد كه زوجهاي راضي ارتباط بيشتري با يكديگر دارند. همچنین خانوادههایی که ارتباط میان اعضا و تعاملات خانواده بر اساس نزدیکی و صمیمیت و تفاهم بین افراد استوار است، در برابر فشارهای زندگی، مقاومت و مصونیت بیشتری از خود نشان میدهند (قمری و خوشنام، 1390). بنابراين شناخت و تبیین الگوهاي ارتباطي خانواده، يعني راههایی كه از طريق آن زن و شوهرها و فرزندان با يكديگر به تعامل ميپردازند، ميتواند نقش مؤثري را در پيشبيني رضايتمندي زندگي زوجين داشته و سرمشقها و تجويزهایي مربوط به آنها داشته باشد. پژوهشگران سعي كردهاند كه ارتباطات درون خانوادگي را تعريف کرده و ارتباطات اعضای خانواده را به سبكها و الگوهايي طبقهبندي نمایند (Brog & et al, 2008). کاستن و اندرسون (2004) از اصطلاح جهتگيري اجتماعی و جهتگيري مفهومی بهعنوان دو الگوي ارتباطي خانواده استفاده كردند. در جهتگيري اجتماعي بر قدرت والدين تأكيد ميشود؛ درحاليكه در جهتگيري مفهومي اعضا تشويق ميشوند كه عقايدشان را مطرح كنند و با همديگر به بحث و تبادل نظر بپردازند (Dong, 2005). ارتباط دارای انواعی است که در مورد خانواده نیز مصداق دارد که عبارتاند از:
الف) ارتباطات عاطفی: عبارت است از ارتباطی که پیـام در آن بیان میگردد. این بیان بیشتر جنبۀ عاطفی دارد تا جنبۀ عقلانی؛
ب) ارتباطات عملی: نوعی ارتباط است که در آن پیام منتقل میگردد و محتوا و طبیعت این پیام عملی و عقلانی است. این پیام بیشتر به اجرای امور روزمره و خانوادگی مربوط میشود؛
ج) دستۀ سوم ارتباط انتقال اطلاعات را دربر میگیرد، آنها اطلاعات بادوامی هستند که دارای یک نفع عمومی هستـــند (اقلیما، 1383). آرگيل (2001) بر اين باور است كه خانواده يكي از قويترين پيوندهاي ارتباط اجتماعي است و ابعاد گوناگون آن مانند شمار اعضاي خانواده، تحصيلات، درآمد، ساختار قدرت و همبستگي اعضاي خانواده از تعيينكنندههاي شادي و بهباشی هستند. بنابراین بهطورکلی، دربارۀ آنچه برای انسان بهباشی «زندگی خوب» میآورد، دو نحلۀ فکری در روانشناسی مثبتنگر شکل گرفته است. نحلهای که از لذتنگری و نحلۀ دوم که از سعادتنگری حمایت میکند (Hefferon and Boniwell, 2011). پژوهشگران در موضوع سعادتمحوری معتقدند که «زندگی خوب»، فقط احساس خوب داشتن برای فرد نیست، بلکه بهباشی در ابراز فضیلت و انجام دادن آنچه که شایسته انجام است، یافت میشود (Hefferon and Boniwell, 2011). بنابراین میتوان جهتگیریهای کلی فلسفۀ زندگی سعادتگرا را فضیلت، ترجیح خردورزی بر دیگر شیوههای بودن، معناداری و شکوفایی دانست (کرد و ديگران، 1399). سعادتنگری معادل فارسی برای اصطلاح eudaimonia است. این اصطلاح به معنای حالتی مبتنیبر «داشتن درونمایۀ معنوی خوب و عوامل رستگاری در فرد» است (Vitterso, 2016). از دیدگاه روانشناسی معاصر، در مفهوم سعادتنگری به لحاظ نظری، مجموعه متمایزی از تجربههای درونی و کارکردی همراه با طلب کردن و خواستن ارزشها وجود دارد؛ ضمن اینکه تجربههای مثبت و لذتبخش، محصولی فرعی برای طلب و پیگیری فضیلت، تعالی و بهترین چیزها محسوب میشوند (عباسی، 1397). ارتباط سعادتمحور با دیگران، یکی از مؤلفههای مفهوم eudaimonia است. پترسون و سلیگمن (2004) شش دسته از فضیلتهاي اصلی را برشمردهاند که در آنها 24 توانمندي و قابلیتهای شخصیت را میتوان اندازهگیري کرد که در برخی فضیلتها به نوعی به علاقه و ارتباط و درک متقابل نسبت به دیگران، نزدیکان یا خانواده اشاره شده است؛ مانند فضیلت صداقت (بیان حقیقت و نمایاندن خود، همانگونه که هست). همچنین فضیلت انسانیت بهصورت مستقیم شامل توانایی برقراری ارتباط بینفردي چون عشق (ارزشگذاری به روابط نزدیک با دیگران ازجمله خانواده) و محبت (نیکی کردن و انجام کارهاي پسندیده براي دیگران) است. از طرفی توانمندی و فضیلت عدالت که زیربناي زندگی اجتماعی سالم و ارتباط بینفردی است، انصاف (بر اساس مفاهیم انصاف و عدالت با همۀ افراد یکسان رفتار میکند) است. فضیلت اعتدال که مانعی برای افراط و تفریط است و شامل توانمنديهاي بخشش (بخشش افرادی که در ارتباطات خود اشتباهاتی انجام دادهاند)، فروتنی (تواضع داشتن در ابراز خود و برجستهسازی فعالیت دیگران در ارتباطات خود) و... است. علاوه بر این، فضیلت تعالی که به معنای ارتباط با جهان بزرگتر بوده و باعث معنابخشی میگردد و شامل توانمنديهاي قدردانی از زیبایی و برتري (توجه داشتن و قدردانی کردن، برتري یا عملکرد مطلوب در حوزههاي مختلف زندگی)، شوخطبعی (دوست داشتن مسرت و مزاح کردن و لبخند زدن به دیگران) و معنویت (داشتن باورهاي انسجامیافته در مورد هدف متعالی و معناي بالاتر زندگی) است (عباسی، 1397).
آموزههای اسلامی هم اهمیت ویژهای به تشکیل، رشد و پویایی نهاد خانواده دارند. پیامبر اکرم ؟ص؟ میفرمایند: «در اسلام، بنیادی محبوبتر از ازدواج (تشکیل خانواده) در نزد خدا نهاده نشده است» (مجلسی، 1404ق، ج103، ص222). اسلام بهعنوان مکتبی که به انسانسازی اهمیت میدهد، بيشترين عنايت را به تكريم و تعالي خانواده دارد و اين نهاد را مقدس و كانون تربيت، مؤدت و محبت برميشمارد و سعادت جامعۀ انساني را مشروط به سعادت و سلامت اين نهاد ميداند، و از طرفی هدف از تشكيل این نهاد را تأمين نيازهاي مادي و معنوي انسان ازجمله دستيابي به سكون و آرامش برمیشمارد (بهشتی، 1382). مهدویکنی (1392) یکی از عوامل مهم دوام و رشد خانواده را، روابط عاطفی و محبت بین اعضای آن قلمداد میکند. آفرینش انسان توسط خداوند بهگونهای است که هرچه تأمین نیازهای یکدیگر بهتر انجام گیرد، رابطۀ عاطفی بین آنها قویتر خواهد بود. رعایت این روابط در خانواده و زندگی کردن بر اساس محبت و عشق بهویژه در روابط متقابل زوجین از رهنمودهای اساسی اسلام است؛ بدین معنا که عامل اصلی حفظ خانواده عقد قرارداد زناشویی صرف نیست، بلکه عشق است که بخشی از اهداف ازدواج را تشکیل میدهد (مهدویکنی، 1392). خداوند در قرآن میفرماید: «و از نشانههای او این است که از نوع خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این نعمت برای مردمی که میاندیشند، قطعاً نشانههایی است». این آیه تنها به جعل تکوینی مؤدت و رحمت اشاره ندارد، بلکه به جعل تشریعی آن نیز میپردازد. خالقی که در طبیعت و ذات انسان ویژگیای را شکل میدهد، احکام شریعت خود را با آن مطابق میکند. پس با عمل به آن احکام باید این طبیعت را حفظ کرد (مهدویکنی، 1392). مفهوم دیگری که قرآن دربارۀ روابط اعضای خانواده معرفی میکند تا سعادت را درک کنند، شفقت است: «و برخی از آنها، به برخی دیگر رو میکنند و از هم پرسند ما پیشتر دربارۀ خانوادة خود بیمناک بودیم» (ابنمنظور، 1405ق، ج۱۰، ص۱۸۰). شفقت از نظر لغوی به معنای ترس آميخته به توجه است؛ زیرا مشفق در مورد کسی که دوستش میدارد، نگران است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص458)، آیۀ مذکور بیان سخنان اهل بهشت است که عامل خوشبختی یکدیگر را جويا میشوند و درنتیجه شفقت و مهربانی در خانواده را علت خوشبختی برمیشمارند. آنها میگویند «ما در دنیا نسبت به خانوادة خود مشفق بودیم، به سعادت خانوادة خود اهمیت میدادیم، به نجات خانواده از گمراهی میاندیشیدیم، با ایشان به نیکی رفتار کرده و آنها را به حق دعوت و نصيحت میکردیم» (طباطبائی، 1417ق، ج۱۹، ص۱۵).
یکی از موضوعات مهم در زندگی خانوادگی از منظر قرآن و سنت، این است که اعضای خانواده در راستای ارتباط با یکدیگر احساس مسئولیت کنند. بنابراین از وظایف و مسئولیتهای مهم یک فرد مسلمان در ارتباط با خانوادهاش، مراقبت و مواظبت بر ایمان یکایک اعضای خانواده است (شریفی و لطفی، 1392). خداوند در قرآن اهمیت این مسئله را اینگونه بیان میکند که:
اى کسانى که ایمان آوردهاید! خود و خانوادۀ خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست، نگه دارید؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىکنند و آنچه را فرمان داده شدهاند، اجرا مىنمایند (تحریم: 6).
سعادتمندی خانواده در فرامین ائمۀ معصوم ؟عهم؟ نیز مورد تأکید واقع شده است. امام صادق ؟ع؟ میفرمایند: «بسیار سعادتمند است زنی که به همسرش احترام گذارد، او را آزار ندهد و همواره از او اطاعت کند» (نوری، 1369، ج14، ص247). پیامبر اکرم ؟ص؟ میفرمایند: «چهار چیز از سعادتمندی و چهار چیز از بخت بد است؛ چهار چیز که از سعادت است: همسر خوب، خانۀ بزرگ، همسايۀ خوب و سوارى نيكو است و چهار چيز بدبختى: همسايۀ بد، همسر بد، خانۀ كوچك و سوارى بد است» (طبرسی، 1386، ص126).
حال با توجه به: الف) نقش ارتباط مطلوب اعضای خانواده در عملکرد بهینۀ خانواده با نگاه معنوی و سعادتمحور اعضای خانواده؛ ب) نقش سعادتمحوری و دوری از لذتجویی در همگرایی اعضای خانواده و ارزشگذاریهای مشابه اعضای خانواده؛ ج) نقش دین در سلامت خانواده؛ د) نقش آموزههای دینی در ارتباط محترمانه و سعادتمدار اعضای خانواده؛ هـ.) هدایتگری اسلام برای داشتن محیطی سالم در خانواده؛ و) نقش میانجی جهتگیری سعادتمحورانه در تأثیر دینداری بر کمال و رشد معنوی خانواده، این فرض قابل طرح است که میتوان با نگرش به منابع اسلامی، مدلی مفهومی از «ارتباط سعادتمحور خانواده» تدوین نمود و مبتنیبر آن مقیاس جامعی از آن را تهیه و ساختار عاملی آن را مورد ارزیابی قرار داد. طبعاً تدوین مقیاس و ارزیابی اعتبار و ساختار عاملی آن، در یک طرح آزمایشی مورد انتظار خواهد بود. پژوهش حاضر درصدد است بر اساس منابع اسلامی، مدل مفهومی ارتباط سعادتمحور در خانواده را تدوین نموده و در مرحلۀ بعد مقیاس آن تهیه و ساختار عاملی این مقیاس را مورد ارزیابی قرار دهد.
امروزه در تمام دنیا ابزارسازي بهعنوان پایۀ علمی مناسب براي انجام تحقیقات منظور میشود؛ بدین معنا که در وجوب ساخت ابزار اندازهگیري رفتارها یا باورهایی که قرار است گزارش شوند یا مورد تغییر و تعدیل قرار گیرند، هیچ تردیدي وجود ندارد. پژوهشگران بدون اتکا به ابزاری مناسب و علمی، ناتوان در انجام تحقیقی مناسب و علمی خواهند بود و یافتههای منتج از ابزارهای غیرمعتبر محل تردید قرار خواهد گرفت. ازاینروست که امروزه براي تعیین کفایت یک پژوهش در وهلۀ اول کفایت ابزار اندازهگیري را مورد بررسی قرار خواهند داد و در صورت معتبر بودن ابزار، حکم به اعتبار تحقیق خواهند داد (Gill, 1994) محتوای یک ابزار باید با فرهنگ و شیوۀ زندگی کشورها و جوامعی که قرار است ابزار براي آنها بهکار گرفته شود، متناسب باشد. ابزاري که در یک کشور خاصی تنها منعکسکنندۀ زبان و فرهنگ آن جامعه است، در چنین وضعیت هنگام استفاده در جامعة دیگري حتی در صورت ترجمۀ دقیق به علت عدم تناسب محتوایی مشکلات عدیدهای را موجب خواهد شد. ارزشها و معانی که اجزای یک سازه را منعکس میسازند، ممکن است از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد (پشندی و ديگران، 1388).
در زمینۀ ارتباط خانوادگی مدلی که بهصورت پژوهش حاضر و با استفاده از سه روش کدگذاری، مدلی طراحی کند، یافت نشد. در این زمینه میتوان به پژوهش خبازیان (1401) اشاره کرد که درصدد طراحی پرسشنامۀ روابط خانوادگی، اقدام به استخراج مؤلفههای این پرسشنامه کرده (رابطۀ خانوادگی درون خانواده، رابطه با همسر، رابطه با خانوادۀ همسر) که اولاً منبعی برای گردآوری و تدوین این مؤلفهها ارائه نشده و ثانیاً اشارهای به مؤلفههای اثرگذار نشده؛ ثالثاً با روش کدگذاری همراه نبوده و اشکالات اساسی دیگری که این مؤلفهها را دچار چالش میکند.
روش پژوهش
پژوهش حاضر به لحاظ هدف، در قالب پژوهش بنیادی و تحقیق و توسعه قرار دارد. به لحاظ رویکرد روشی پژوهشی کیفی و مشتمل بر روشهای معناشناسی زبانی در مرحلۀ جمعآوری مفاهیم ناظر بر ارتباط سعادتمحور در خانواده در منابع اسلامی، روش تحلیل محتوای کیفی برای تجزیهوتحلیل دادهها، روش توصیفی زمینهیابی بهمنظور بررسی روایی محتوایی مدل مفهومی است. تحلیل محتوای کیفی، رویکردی است برای تفسیر ذهنی محتوایی دادههای متنی از طریق فرایندهای طبقهبندی نظاممند، کدبندی و درونمایهسازی یا طراحی الگوهای شناختهشده میباشد (بستانی خالصی و ديگران، 1395، به نقل از: دنزین، 2017). در روش تحلیل محتوا، طبقات مستقیماً از اطلاعات متنی استخراج میشود و پژوهشگر درک عمیقی از یک پدیده بهدست میآورد (Spangl, 2005). در این پژوهش نیز علت انتخاب رویکرد تحلیل محتوا، دستیابی به متغیرهایی است که با بررسی آیات و روایات متعدد میتوان به آنها دست یافت. محقق در این پژوهش با این سؤال که مؤلفههای ارتباط سعادتمحور بر اساس منابع اسلامی (آیات و روایات) چیست؟ به جمعبندی آیات و روایاتی پرداخت که در حیطۀ روابط اعضای خانواده به مفاهیمی پرداختهاند که میتوان با مد نظر قرار دادن آنها به متغیرهای لازم برای دستیابی به این مؤلفهها دست یافت، تا با اولویتبندی مؤلفهها، بتوان مدل مفهومی ارتباط سعادتمحور در خانواده را طراحی کرد. بنابراین ابتدا با استفاده از کتاب قرآن و منابع روایی، بیش از 500 آیه و 9 هزار روایت مورد بررسی قرار گرفت که جمعبندی آنها برای شکلگیری کدهای باز، کدهای محور و کدهای هستهای کمک میکرد.
بعد از جستوجوی مفصل در قرآن و روایات، محقق با استفاده از آیات و روایات بهدستآمده، ابتدا به کدگذاری تکتک آنها پرداخته؛ سپس کدهای که دارای مفهوم شبیه به هم بودند، در یک گروه به نام کدهای محوری قرار گرفته و کدهای محوری متجانس نیز با در کنار هم قرار گرفتن، کدهای هستهای را شکل دادند. این کار برای اینکه کدهای محوری و کدهای هستهای دارای ساختار مطلوب باشند، با دقت خاصی توسط محقق و زیر نظر استاد راهنما و مشاور انجام گرفت؛ همچنین به منظور تأییدپذیری، محقق سعی کرد که پیشفرضهای خود را تا حد امکان در روند جمعآوری دادهها و تجزیهوتحلیل آنها دخالت ندهد.
روش جمعآوری دادهها: در پژوهش حاضر، دادههای مربوط به مفهومشناسی ارتباط سعادتمحور در خانواده بر اساس منابع اسلامی بود. رویکرد پژوهش در استخراج دادههای قرآنی و روایی بر اساس معیار و رتبهبندی طباطبایی (1390) است. در معیار یادآوریشده کتب حدیثی شیعه و سنی در سه گروه درجهبندی شدهاند:
ـ کتابهای درجۀ «الف»، کتابهای مورد قبول و معتبر تشیع یا اهلسنت است.
ـ کتابهای درجۀ «ب» مابین دو گروه «الف» و «ج» است که برای ارجاع صلاحیت متوسط و نسبی دارند (طباطبایی، 1390، ص265ـ286).
ـ کتابهای درجۀ «ج» از جهت استناد کتابهای ضعیف هستند که نمیتوان اعتماد محض به متون آنها داشت؛ بنابراین بهتر است بهعنوان مؤید از آنها بهره برد.
در جمعآوری دادههای مربوط به مؤلفهها، ابتدا معانی مفهوم «ارتباط» در روانشناسی امروزی، بسته به نظر روانشناسان غربی استخراج شد؛ همچنین به دیکشنری و دائرۀالمعارف روانشناسی خانواده مراجعه و تعریف ارتباط استخراج شد؛ سپس تعاریف جمع شد و معنای ارتباط (وجود حداقل دو نفر، وجود کلام و رفتار) شکل گرفت؛ سپس با استفاده از لغتنامههای عربی و سایت المعانی، هستههای متداول با استفاده از کتابهای مثل مصباح المنیر به عربی معاصر و اصیل ترجمه شد و در ادامه به کتابهای مانند قاموس قرآن، مجمع البحرین و... ارجاع شد و هستهها به کلمات عربی تبدیل شد و کلمات بهدستآمده که یک فهم دینی از ارتباط در خانواده را شامل میشد، در آیات و روایات جستوجو شد؛ در ادامه تمام مشتقات فعلی (ماضی، مضارع و امر) و اسمی مفاهیمی مثل عاشروا، درک، ارتباط، حب، مکالمه، فهم و... (اسم مفعول، صفت مشبهه، اسم مبالغه، اسم تفضیل و...) با الف و لام و بدون آن و همچنین کلماتی که شامل اعضای خانواده میشد مانند أب، أّم، زوج، نساء، إمراۀ، بعل، والد، ولد، ابن و بنت استخراج شد؛ بعد از استخراج آیات و روایات، دادههایی که با موضوع پژوهش ارتباط داشت، گزینش شد و برای استخراج مفهوم و مؤلفهها، توصیف و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. در این پژوهش با استفاده از احادیث موجود در کتابهای منابع «الف و ب» ارتباط سعادتمحور در خانواده مفهومشناسی و مؤلفهشناسی شد.
شیوۀ اجرا: مراحل تدوین مدل مفهومی ارتباط سعادتمحور در خانواده بر اساس منابع اسلامی و روش انجام مراحل در ادامه بیان میشود:
بخش اول: تدوین مفهوم ارتباط سعادتمحور در خانواده بر اساس منابع اسلامی بوده است که شامل آیات و روایات موجود در منابع اسلامی میباشد. این مرحله در طی چند گام انجام گردید: در گام نخست، آیات قرآن و روایات معصومین با توجه به کتابهای روایی درجۀ الف و ب جمعآوری شد؛ در گام دوم، آیات قرآن و گزارههای روایی جهت استخراج مؤلفهها بررسی شد؛ در گام سوم، مفاهیم استخراجشده از گزارههای دینی در مورد ارتباط سعادتمحور در خانواده مشخص، توصیف و تبیین شد؛ در گام چهارم، این مفاهیم بهعنوان مؤلفههای مفهومی ارتباط سعادتمحور در خانواده مقولهبندی شد؛ در گام پنجم، با استفاده از این مؤلفهها تعریفی جدید از مفهوم ارتباط سعادتمحور در خانواده در منابع اسلامی مطرح شد.
مراحل پنجگانه بهصورت جزئیتر به این صورت عملیاتی شد. در این پژوهش پس از انتخاب منابع نهایی و جمعآوري دادههاي مرتبط با هدف پژوهش، تجزیهوتحلیل اطلاعات با استفاده از سه مرحلة رمزگذاري باز (Open Coding)، رمزگذاري محوري (Axial Coding) و رمزگذاري انتخابی (Selective Coding) انجام شده است (Glaser and Strauss, 1967). رمزهاي باز برچسبهاي ذهنی جداگانه به وقایع و پدیدهها نسبت میدهند (Strauss and Corbin, 1998). واحد تحلیل (Unit Of Analysis) مورد استفاده در رمزگذاري این پژوهش، «مضمون» (Theme) است. «واحد تحلیل» در تحلیل محتوا به بخشهایی از متن گفته میشود که جدا رمزگذاري میشود (حافظی و ديگران، ١٣٩٩).
در پژوهش حاضر نیز ملاك تفکیک هر شماره در جدول رمزگذاري باز، رساندن یک رمز معنایی مرتبط با موضوع بوده؛ بهگونهايکه ممکن است یک جمله با چندین رمز معنایی در چندجا تکرار شده باشد.
رمزگذاري باز در دو مرحله انجام شد: ابتدا دادهها مرتب شد و رمزگذاري باز اولیه انجام گرفت. در این مرحله، بیش از 1000 رمز حاصل شد؛ در مرحلۀ دوم، رمزهاي باز با همدیگر مقایسه گردید و در پالایشی مجدد، تعداد رمزها به 437 رمز تقلیل یافت؛ و در مرحلۀ سوم به 317 رمز رسید.
مرحلۀ بعد رمزگذاري محوري بود. پژوهشگر در این مرحله به دنبال نظم بخشیدن به عناوین و مقولات در شناسهگذاري باز است؛ به این معنا که او در این مرحله به هر دسته از عناوین که داراي شباهتهاي مفهومی با یکدیگر باشند، عنوان کلی و عامتري میدهد که این عنوان کلی هم میتواند بر اساس دریافت پژوهشگر و هم مراجعه به دانش پیشین باشد (Strauss and Corbin, 1998). در رمزگذاري محوري این پژوهش، رمزهاي مرحلۀ قبل با یکدیگر مقایسه، موارد مشابه و مرتبط با یکدیگر ادغام و سپس به هریک عنوان مناسبی داده شد. 23 رمز محوري در این مرحله شکل گرفت.
سرانجام پژوهشگر در آخرین مراحل، یعنی رمزگذاري انتخابی (هستهای) براي مقولات و دستهبنديهاي گوناگون، یک هستة اصلی و مرکزي انتخاب میکند که همة دستههاي دیگر را با هم پیوند دهد تا خط اصلی موضوع مشخص شود (Strauss and Corbin, 1998). در پژوهش حاضر این فرایند در دو مرحله صورت گرفت: در مرحلۀ اول 7 مقولۀ عمده استخراج گردید و در مرحلۀ آخر یک مقولۀ هستهاي به نام «ارتباط سعادتمحور در خانواده» انتخاب شد که به همۀ این دادهها و مراحل در بخش یافتهها اشاره خواهد شد.
بخش دوم: راویی محتوایی مؤلفهها (CVR, CVI) بررسی شد. در این مرحله از نظر 15 نفر از کارشناسان علوم اسلامی و روانشناسی استفاده شد. در این بخش جدولی برای مؤلفهها بر اساس لیکرت چهاردرجهای در بخش مطابقت و بر اساس لیکرت سهدرجهای در بخش ضروت طراحی شد و در اختیار کارشناسان قرار گرفت و 7 کد هستهای و 23 کد محوری تأیید شد.
یافتههای پژوهش
بررسی دقیق آیات و روایات اسلامی در زمینۀ ارتباط خانوادگی ما را با گسترۀ وسیعی از دادهها مواجه میسازد که نیازمند تتبع و بررسی دقیق این دادهها برای رسیدن به یک مدل مفهومی دقیق است. نتایج بررسی دقیق آیات و روایات در موضوع مذکور، در جدول ذیل قابل مشاهده است. البته به دلیل میزان بالای مستندات و کدهای اولیه، بخشی از این دو بخش و در ادامة جدول، 23 کد محوری و 7 کد انتخابی و نیز کد هستهای بیان شده است.
جدول 1: جدول مستندات، کدهای محوری 1، کدهای محوری 2، کدهای انتخابی و کد هستهای
مستندات کد محوری 1
(کدهای غیرمشترک) کد محوری 2
(زیرمقولهها) کدگذاری انتخابی (مقولههای اصلی) کد هستهای
روابط زوجین
«وَمِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (روم:21) دوست داشتن و ابراز آن (G1)
خودداری از بدخلقی و بدزبانی و منتگذاری. (A1-A39)
«وَنَرْوِي كِبَرُ الدَّارِ مِنَ السَّعَادَةِ وَكَثْرَةُ الْمُحِبِّينَ مِنَ السَّعَادَةِ وَمُوَافِقَةُ الزَّوْجَةِ كَمَالُ السُّرُورِ»
(علی بن موسی الرضا ؟ع؟، 1406ق، ص354) دوستی و محبت در بیان و عمل (G2)
الإمام الصادق ؟ع؟: «مِن أخلاقِ الأَنبِياءِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِم حُبُّ النِّساء»
(کلینی، 1407ق، ج5، ص320، ح1؛ طوسی، 1407ق، ج7، ص403؛ طبرسی، 1386، ج1، ص432، ح1475) اهمیت بیان محبت و دوست داشتن نسبت به زن (G3)
رسول الله ؟ص؟: «قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأَةِ إنّي احِبُّكِ لا يَذهَبُ مِن قَلبِها أبَدا» (کلینی، 1407ق، ج5، ص569، ح59) اهمیت ابراز زبانی دوستداری زن (G4) توجه به رفاه خانواده و گشادهدستی
(B1-B5)
رسول الله ؟ص؟: «كُلَّمَا ازدادَ العَبدُ إيمانا، ازدادَ حُبّا لِلنِّساءِ»
(جعفر بن محمد ؟ص؟، 1404ق، ص90؛ ج2، ص192، ح693) بیان کردن و اثبات دوستی نسبت به زن (G5)
الإمام الصادق ؟ع؟: «العَبدُ كُلَّمَا ازدادَ لِلنِّساءِ حُبّا، ازدادَ فِي الإيمانِ فَضلاً» (شیخ صدوق، 1413ق، ج3، ص384، ح4350؛ طبرسی، 1386، ج1، ص432، ح1470؛ حر عاملی، 1409ق، ج14، ص11، ح24931) محبت و دوستی زبانی و عملی (G6)
عن الإمام الصادق ؟ع؟: «ما أظُنُّ رَجُلاً يَزدادُ فِي الإيمانِ خَيرا، إلا أزدادَ حُبّا لِلنِّساءِ» (کلینی، 1407ق ، ج5، ص320، ح2؛ صدوق، 1413ق، ج3، ص284، ح4351؛ حر عاملی، 1409ق، ج14، ص9، ح24922) تأثیر محبت کلامی و غیرکلامی در ایمان فرد (G7)
عن رسول الله ؟ص؟ في قِصَّةِ الحَولاءِ: «يا حَولاءُ، لِلرَّجُلِ عَلَى المَرأَةِ أن تَلزَمَ بَيتَهُ، وتَوَدَّدَهُ وتُحِبَّهُ وتُشفِقَهُ»
(نوری، 1369، ج14، ص244) اظهار و آشکاریسازی عشق و محبت به مرد (G8)
رسول الله ؟ص؟: «يُؤتى بِالرَّجُلِ مِن امَّتي يَومَ القِيامَةِ وما لَهُ مِن حَسَنَةٍ تُرجى لَهُ الجَنَّةُ، فَيَقولُ الرَّبُّ تَعالى: أدخِلوهُ الجَنَّةَ، فَإِنَّهُ كانَ يَرحَمُ عِيالَهُ» (دیلمی، 1356ق، ج5، ص460، ح8752) اهمیت مهرورزى به همدیگر
(L1)
مسند الطيالسي عن أنس: «كانَ رَسولُ اللهِ ؟ص؟ رَحيما بِالعِيالِ» (متقی هندي، 1419ق، ج7، ص129، ح18334) اهمیت مهر و محبت (L2)
تاريخ دمشق عن أنس: «كانَ رَسولُ اللهِ ؟ص؟ مِن أرحَمِ النّاسِ بِالصِّبيانِ وَالعِيالِ» (ابنعساکر، 1415ق، ج4، ص88؛، ج7، ص155، ح18490) مهربانی کردن (L3)
الإمام عليّ ؟ع؟: «ارحَم مِن أهلِكَ الصَّغيرَ، ووَقِّر مِنهُمُ الكَبيرَ» (مفید، 1414ق، ص222، ح1؛ طوسی، 1414ق، ص8، ح8، ج2، ص162) ضرورت محبت به فرزندان (L4) نافرمانی و ناسپاسی نکردن / فرمانبرداری
(C1-C6)
در ادامة این جدول همۀ مستندات، کدهای اولیه، کدهای محوری، کدهای انتخابی و کد هستهای آورده شده که به علت محدودیت پژوهش حاضر، در جدول جداگانه به معرفی 23 کد محوری، 7 کد انتخابی و کد هستهای میپردازیم.
جدول 2: معرفی مجموع کدهای محوری 2، کدهای انتخابی و کد هستهای
کدهای محوری 2 (زیرمقولهها) کدهای انتخابی (مقولههای اصلی) کد هستهای
خلق پسندیده و کنش مطلوب نسبت به همدیگر حسن خلق ارتباط سعادتمحور در خانواده
خودداری از بدخلقی و بدزبانی و منتگذاری
بیتوجهی نکردن/ توجه نسبت به همدیگر
سعی در برقراری نشاط در خانواده
مهرورزى و نگاه محبتآمیز به همدیگر
مدارا و ملایمت داشتن
فرق ننهادن بین فرزندان
ترجیح همنشینی با خانواده و تقدیم هدیه برای آنها
عدم افراط و تفریط در دوست داشتن و محبت ورزیدن در خانواده (تعادل در مهرورزی)
سلام کردن، دعا و طلب خیر و عدم نفرین همدیگر ارتباط کلامی مطلوب
عدم اعمال رأی والدین در تصمیمگیری (مخصوصاً در ازدواج)
دوست داشتن و بیان کردن آن
صداقت
تواضع و بزرگداشت همدیگر احترام
لزوم ادب و جلب رضایت هم
تلاش در رفع نیازها و خدمت به هم تأمین نیازهای اصیل
تلاش بر علمآموزی و کسب دانش
تلاش در جهت آسایش خانواده وگشادهدستی نسبت به آنها تعهد برخاسته از دین
رعایت حقوق همدیگر
اهتمام به حفظ دین و اعتقادات خانواده (اعتقادات) دغدغه دینمداری اعضا
تأکید بر انجام واجبات، خصوصاً نماز در خانواده (احکام)
سپاسگزاری به جای ناسپاسی کردن از هم تابآوری در مشکلات و حل تعارض با انگیزة معنوی
تحمل و صبر بر ناملایمات رفتاری و کمک در مشکلات هم
بر اساس آنچه در جدول (2) قابل مشاهده است و با ارزشگذاری هریک از کدهای انتخابی و نیز با توجه به جایگاهی که در مفهوم کلی کد هستهای (ارتباط سعادتمحور در خانواده) دارند، مدل مفهومی ارتباط سعادتمحور به شکل ذیل ارائه شد.
شکل 1: مدل مفهومی ارتباط سعادتمحور در خانواده
در ادامه به توضیح هرکدام از مؤلفهها (کدهای انتخابی) استخراجشده میپردازیم.
تعهد برخاسته از دین
دین برای انسان موهبتی الهی است که او را به یک فلسفۀ حیات مسلح میکند و انسان را در برابر خطر انحرافات، ایمن میکند. در تبیین این امر میتوان به اثر دینداری بر تعهد خانواده اشاره کرد (محمدی و ديگران، 1393)؛ تعهدی که با ارتباط بهتر، شاد بودن و رفتار سازندهتر در طی مشکلات در ارتباط است. تعهد به رابطه را میتوان واسطهای برای بخشش، تفاهم، آمادگی برای ایثار در زندگی مشترک دانست که همۀ اینها از مؤلفههای اساسی در حفظ و ثبات سلامتی اجتماعی است. آموزههای دینی که این تقدسبخشی را در افراد نهادینه میکند، پیامها و توصیههایی دربارۀ نحوۀ توجه به همدیگر در خانواده دارد که رابطه را به محیطی امن برای آسایش و حل مسائل پیشروی خانواده تبدیل میکند (غفاری، 1399).
تأمین نیازهای اصیل
تأمین نیازهای مادی و روانی انسان که نیازهایی اصیلاند در حوزۀ خانواده رخ میدهد؛ بنابراین خانواده بهترین بستر جهت تأمین امنیت و آرامش روانی برای اعضا، تربیت و پرورش نسل جدید، توانمندسازی روابط اجتماعی آنان و پاسخدهی به نیازهای روانی افراد است (سالاریفر، 1391، ص1). رسول اکرم ؟ص؟ میفرمایند: «هرگاه بندهاى براى [تأمينِ] نياز خانوادهاش بيرون برود، خداوند عز و جل براى هر قدمى كه برمىدارد، يك درجه [در بهشت] برايش مىنويسد، و اگر نياز آنها را تأمين كند، او را مىآمرزد» (متقی هندي، 1419ق، ج۱۶، ص ۲۸۲).
تابآوری در مشکلات و حل تعارض
دستیابی به جامعۀ سالم، در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانوادة سالم، مشروط به برخورداري افراد آن از سلامت روانی و داشتن رابطههاي مطلوب با یکدیگر، خوددرمانبخشی یا حل تعارض است؛ ازاینرو سالمسازي اعضاي خانواده در بروز مشکلات مربوط به اعضا و رابطههایشان، اثرهاي مثبتی را در جامعه به دنبال خواهد داشت (کاظمیان و ديگران، 1392). رسول اکرم ؟ص؟ میفرمایند: «در بهشت درجهای وجود دارد که هیچکس به آن نمیرسد، مگر امام عادلی، یا کسی که به خویشاوندان خود ارتباط و رسیدگی داشته باشد، یا کسی که در برابر خانوادهاش صبر کند» (صدوق، 1381، ص93، ح39).
دغدغة دینمداری اعضا
برخورداری از سلامت معنوی، فضایی را در خانواده ایجاد میکند که پدر، مادر و سایرین میتوانند احساسات و باورهای دینیشان را در آن رشد و پرورش دهند و این امر موجب پایداری و توانمندسازی بیشتر خانواده میشود. به همین دلیل برای ارتقای هرچه بیشتر فرهنگ خانواده باید بر روابط، ساختار و فرایند حاکم بر خانواده تأکید داشت و راهکارهای دینی برای پیشرفت آنان تدوین نمود (بختیاری و ديگران، 1398). دینداری یا دینمداری به این معناست که شخص دین را بهعنوان محور و اصل قرار دهد و حول آن رفتار، کردار و گفتار خویش را تنظیم کند (دیبند خسروی، 1394). امام صادق ؟ع؟ در پاسخ شخصی به سؤالی دربارۀ تفسیر آیۀ «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا»، وقتی از ایشان پرسش شد که چگونه میتواند خانوادهاش را از آتش جهنم نجات دهد؟ امام صادق پاسخ دادند: «به آنان آنچه که خداوند دستور داده است، بیاموزید و از آنچه که خداوند نهی کرده است، بازدارید. اگر آنان از شما اطاعت کنند، شما مسئولیت خود را انجام دادهاید و اگر عصیان کنند، شما وظیفهتان را به انجام رساندهاید» (کلینی، 1407ق، ج5، ص62).
احترام
انسان جهت حفظ حرمت، عزت و شخصیت خود باید در برخوردهای خود با دیگران، مخصوصاً در خانواده حافظ حرمت و عزت اعضا هم باشد. حفظ حرمت مخصوصاً با افرادی که نزدیکی عاطفی، اُنس و الفتی با آنها وجود دارد، سبب تقویت و رشد روابط عاطفی و مهر و مؤدت خواهد شد که بارزترین این روابط در خانواده است. در قرآن، دستور احترام به پدر و مادر بعد از مسئلة توحید بیان شده است و این نشاندهندة اهمیت این حکم است (حسنزاده، 1393). خداوند در قرآن کریم در پاسداشت و احترم به والدین میفرماید: «و هرگاه آنان تلاش کنند که موجودی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری، از آنها اطاعت مکن، ولی با آنها در دنیا به طرز محترمانه و شایستهای رفتار کن» (لقمان: 15).
حسن خلق
حسن خلق دارای معنایی وسیعی است که همۀ حوزههای رفتاری و شناختی و عاطفی انسانها را شامل بوده و در ضمن اکتسابی بودن، جزئی از مکارم اخلاق بهشمار میرود. حسن خلق دارای مصادیقی در کلام، عاطفه و روابط غیرکلامی است. این مفهوم فضیلت زیادی در منابع روایی داشته و بهعنوان یکی از مهارتها و شاخصهای اصلی خانوادة متعالی است که میتواند در بین اقسام روابط اعضای خانواده تأثیر مثبتی داشته باشد، و با تکیه بر مبانی انسانشناختی، اعتقادی، حقوقی و اخلاقی در راستای استحکامبخشی به خانواده به لحاظ تأثیر در روابط بین زوجین از جهت کلامی و غیرکلامی؛ همچنین به لحاظ تأثیر آن در روابط بین والدین و فرزندان و بالعکس، زمینۀ رشد و تعالی و درنتیجه استحکام خانوادهها را فراهم کند و سبب پایهگذاری یک جامعۀ آرمانی شود (عزیزی، 1399). پيامبر خدا ؟ص؟ در توصيهاش به امير مؤمنان ؟ع؟ میفرمایند: «اى على! با خانواده و همسايگانت و كسانى كه با آنان معاشرت و همنشينى دارى، خوشاخلاق باش تا نزد خداوند در درجات بلند نوشته شوى» (ابنشعبه حرانی، 1393، ص14).
ارتباط کلامی مطلوب
زبان مهمترین عامل ارتباطی انسان و کلام سادهترین و کاربردیترین تبادل و تفاهم انسانها بهشمار میرود. کلمه و کلام بار ارزشی و مفهومی ویژه را در ذهن و روان شنونده ایجاد میکند (رهنمایی، 1386). مهارتهای چهارگانة گفتن، شنیدن، خواندن و نوشتن برآمده از ارتباطات کلامی است. در این نوع ارتباط خودِ کلام مورد توجه است و لحن کلام، تندی و نازکی صدا در ارتباطات غیرکلامی مورد توجه قرار میگیرد. سخن و کلام برای فرستندۀ پیام در گفتار و نوشتار و برای گیرندۀ پیام در شنیدن و خواندن منعکس میشود (برکو و ديگران، 1386). امروزه یکی از عوامل مهم در نابسامانی و نابهنجاری در خانودهها، فقدان گفتوگوی صميمانه است. به همين دليل فراگيری مهارت و هنر گفتوگو از ضرورتهای انکارناپذیر جامعۀ امروزی است. بسياری از آسيبها در خانواده به دليل عدم رسيدن به نقطۀ تفاهم است که از گفتوگو بين اعضای خانواده شکل میگيرد (نوری و مهدوی، 1401).
بحث و نتیجهگیری
یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که بر اساس ساختار مفهومی بهدستآمده از منابع اسلامی، ارتباط سعادتمحور در خانواده برگرفته از تعهدی برخاسته از دین است که منجر به تأمین نیازهای اصیل، تابآوری در مشکلات و حل تعارض و دغدغۀ دینمداری اعضا میگردد و دارای ویژگیهای حسن خلق، ارتباط کلامی مطلوب و احترام است.
جدول3: کدهای انتخابی و محوری ارتباط سعادتمحور در خانواده
کد هستهای ارتباط سعادتمحور در خانواده
کدهای انتخابی حسن خلق ارتباط کلامی مطلوب احترام تأمین نیازهای اصیل تعهد برخاسته از دین دغدغۀ دینمداری اعضا
تابآوری در مشکلات و حل تعارض با انگیزۀ معنوی
کدهای محوری خلق پسندیده و کنش مطلوب نسبت به همدیگر سلام کردن، دعا و طلب خیر و عدم نفرین همدیگر تواضع و بزرگداشت همدیگر تلاش در رفع نیازها و خدمت به هم تلاش در جهت آسایش خانواده وگشادهدستی نسبت به آنها اهتمام به حفظ دین و اعتقادات خانواده (اعتقادات) سپاسگزاری بهجای ناسپاسی کردن از هم
خودداری از بدخلقی و بدزبانی و منتگذاری عدم اعمال رأی والدین در تصمیمگیری (مخصوصاً در ازدواج) لزوم ادب و جلب رضایت هم تلاش بر علمآموزی و کسب دانش رعایت حقوق همدیگر تأکید بر انجام واجبات، خصوصاً نماز در خانواده (احکام) تحمل و صبر بر ناملایمات رفتاری و کمک در مشکلات هم
بیتوجهی نکردن و توجه نسبت به همدیگر دوست داشتن و بیان کردن آن
سعی در برقراری نشاط در خانواده صداقت
مهرورزى و نگاه محبتآمیز به همدیگر
مدارا و ملایمت داشتن
فرق ننهادن بین فرزندان
ترجیح همنشینی با خانواده و تقدیم هدیه برای آنها
عدم افراط و تفریط در دوست داشتن و محبت ورزیدن در خانواده (تعادل در مهرورزی)
فرایندهای مهارت ارتباطی و مراقبتی برای حل مسئلۀ حل تعارض و توانایی برای برقراری ارتباط عاطفی مؤثر لازم است. به این دلیل که آموزش مهارتهای ارتباطی باعث افزایش کارایی خانوادگی است (اصلانی، 1383). سفیری و جزایری (1384) در تحقیق خود که درصدد سنجش تأثیر روابط خانوادگی بر دلبستگی عاطفی تعمیمیافته بودند، عنوان میکنند که گرمی روابط خانواده بر تعهد تعمیمیافته و دلبستگی عاطفی تأثیر میگذارد و احترام در خانواده نیز بر این تعهد مؤثر است. اصلانی (1383) درنتیجه پژوهش خود شش فرضیه را بیان میکند؛ با این بیان که در فرض اول یک فرض نظری از مهارتهای ارتباطی بهکار میرود (اصلانی، 1383، به نقل از: مینوچین 1974). خانوادهای مؤثر معنا میشود که در آن زوجین بارها با همدیگر بحث و مذاکره و تبادل نظر کنند و الگوهای ارتباطیشان از این بحثها و مذاکرهها شکل گیرد. در این صورت الگوهای کارآمد و مؤثر میتوانند یکی از عوامل مهم در ارتقای کارآیی خانوادگی یک زوج باشد. در فرض دوم مینویسد: «زوجهایی که آگاهی بیشتری در نحوۀ برقراری ارتباط مؤثرتر دارند، در آینده بهطور مؤثرتری میتوانند در اعتلای ارتباطشان عمل کنند». در فرض سوم بیان میکند که وجود مهارتهای ارتباطی به همسران کمک میکند تا ایفای نقشهای خانوادگی را بهنحو مؤثری انجام دهند. در توجیه نتایج بهدستآمده از فرضیۀ چهارم این نظریه مطرح میشود که برقراری ارتباط درست و صحیح، صمیمیت عاطفی و هیجانی زوجها را افزایش میدهد. نکتهای که در فرضیۀ پنجم مطرح شده یکی از پایههای نظری این تحقیق است که صمیمت باعث افزایش ارتباط مؤثر و ارتباط مؤثر بهنوبۀ خود صمیمیت را افزایش میدهد. اگر زوجین بتوانند این ایدۀ نظری را پیاده کنند که بررسی و حل مشکلات را بهعنوان راهی برای در کنار هم بودن و صمیمیت تلقی کنند، مسلماً هم در حوزۀ حل مشکل و هم کارآیی مؤثرتری خواهند داشت. در توجیه نتایج بهدستآمده از فرضیۀ ششم ـ خردهمقیاس کنترل رفتار ـ نیز همسرانی که مهارتهای ارتباطی بهتری داشته باشند، میتوانند با استفاده از همین مهارتهای ارتباطی برای کنترل رفتارهای خود و همسرشان قدمهای مؤثری بردارند. اینکه زوجها تا چه حد بتوانند انتظارات خودشان را از همسرشان بیان کنند، به همان میزان هم میتوانند در کنترل رفتارهای نامطلوب همسرشان و بهبودی رفتارهای آنها موفق عمل کنند (اصلانی، 1383). مؤلفههای مفروض در این شش فرضیه با برخی کدهای انتخابی و برخی کدهای محوری پژوهش حاضر کاملاً منطبق است. همچنین فیاض حسین (1397) در پژوهش خود با عنوان ویژگیهای خانوادۀ سالم در قرآن و دلالتهای تربیتی آن، خداباوری، معادباوری، مؤدت و رحمت، آرامشبخشی، حسن معاشرت، عیبپوشی، پایبندی به ارزشهای دینی، همکاری و تعاون، صبر در تعارضات و مشکلات، تکریم و احترام، عفو و گذشت و کسب حلال را از ویژگیهای خانوادۀ سالم در قرآن برمیشمارد. با رجوع به جدول (3) میتوان ارتباط مؤلفههای یافتشدۀ پژوهش حاضر را با ویژگیهای برشمرده در پژوهش فیاض حسین را تأیید کرد.
- قرآن کریم.
- ابنعساکر، علی بن الحسن (1415ق). تاریخ مدینة دمشق. بیروت: دار الفکر.
- ابنشعبه حرانی، حسن بن علی (1393). تحف العقول. قم: دارالحدیث.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم (1405ق). لسان العرب. قم: ادب حوزه.
- اصلانی، خالد (1383). نقش مهارتهای ارتباطی بر کارآیی خانوادگی دانشجویان متأهل. رفاه اجتماعی، 4(14)، 103ـ124.
- اقلیما، مصطفی (1383). تکنیکهای ارتباط با فرد و خانواده. تهران: دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
- بختیاری، افسانه و دیگران (1398). نقش معنویت بر نظام سلامت خانواده از دیدگاه اسلام. اسلام و سلامت، 4(1)، 28ـ38.
- برکو، ری ام و دیگران (1386). مدیریت ارتباطات. ترجمۀ سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
- بستانی خالصی، زهرا و دیگران (1396). تبیین راهبردهای آموزش سلامت جنسی مبتنیبر توانمندسازی. تحقیقات کیفی در علوم سلامت، ۶، 253ـ265.
- بهشتی، احمد (1382). خانواده در قرآن. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
- پشندی، شادی و دیگران (1388). مروری بر فرایند ترجمه و تطابق فرهنگی پرسشنامهها. راهبردهای آموزش، 2، 117ـ120.
- جعفر بن محمد ؟ص؟ (1404ق). الجعفریات. قم: دار الحدیث.
- چاوشی، منصورهسادات و دیگران (1398). اثربخشی آموزش مبتنیبر مدل بومی خانواده شادیمحور بر عملکرد خانواده. مطالعات زن و خانواده، 1، 97ـ115.
- حافظی، مجتبی و دیگران (1401). تدوین مدل مفهومی مرکزیت بخش نابهنجار به خود در منابع اسلامی، فرهنگ مشاوره و رواندرمانی، 11(42)، 37ـ72.
- حر عاملی، محمد بن حسن (1409ق). وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة. قم: مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث.
- حسنزاده، صالح (1393). عوامل تحکیم خانواده در فرهنگ اسلامی. تهران: دانشگاه علامه طباطبائی.
- حسین، فیاض (1397). ویژگیهای خانوادۀ سالم در قرآن و دلالتهای تربیتی آن. رسالۀ دکتری قرآن و علوم ـ گرایش علوم تربیتی. قم: جامعة المصطفی العالمیه.
- خبازیان، مهسا (1401). پیشبینی عملکرد اجرایی دختران دبستانی بر اساس متغیرهای مادرانه (نشخوارهای فکری زناشویی؛ تجربۀ هیجانی نسبت به همسر، روابط خانوادگی) در شهر اصفهان. پایاننامۀ کارشناسی ارشد مشاورۀ مدرسه. دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان).
- دیبند خسروی، مطهره (1394). خانوادۀ آرمانی از دیدگاه امام علی (ع). پایاننامۀ کارشناسی ارشد روانشناسی. دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه یزد.
- دیلمی، شهابالدین احمد بن محمد (1356ق). الفردوس بما أثر عن رسول الله من الحدیث. حیدرآباد دکن: دائرة المعارف العثمانیة.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق). المفردات فی غریب القرآن. بیروت: دار العلم.
- رهنمایی، سیداحمد (1386). آشنایی با اصول و فنون مشاوره. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
- سالاریفر، محمدرضا (1391). درآمدی بر نظام خانواده در اسلام. تهران: هاجر.
- سفیری، خدیجه و جزایری، مهناز (1384). روابط خانوادگی و کنش مبتنیبر دلبستگی عاطفی تعمیمیافته در جوانان. جامعهشناسی ایران، 6(4)، 166ـ184.
- شریفی، عنایتالله و لطفی، مهرعلی (1392). سبک زندگی خانوادگی در قرآن و سنت پیشوایان معصوم‰. پژوهشنامۀ معارف قرآنی، 4(14)، 81ـ100.
- صدوق، محمد بن علی (1381). الخصال. ترجمۀ محمدباقر کمرهای. قم: کتابچی.
- صدوق، محمد بن علی (1413ق). من لا یحضره الفقیه. قم: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة.
- طباطبایی، سیدمحمدکاظم (1390). منطق فهم حدیث. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمۀ سیدمحمدباقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- طبرسی، فضل بن حسن (1386). مکارم الاخلاق. قم: حبیب.
- طوسی، محمد بن حسن (1414ق). الأمالی. تحقیق: قسم الدراسات الإسلامیه. قم: مؤسسة البعثة.
- طوسی، محمد بن حسن (1407ق). تهذیب الأحکام. تحقیق: حسن الموسوی خرسان. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
- عباسی، مهدی (1397). تدوین مدل مفهومی و طرحنمای درمانی لذتبری سعادتنگر بر اساس منابع اسلامی در نشانگان افسردگی. رسالۀ دکتری روانشناسی. مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
- عزیزی جابر (1399). بررسی تأثیر حسن خلق بر استحکام خانواده. نهمین کنفرانس ملی توسعۀ پایدار در علوم تربیتی و روانشناسی، مطالعات اجتماعی و فرهنگی.
- علی بن موسی الرضا ؟ع؟ (1406ق). الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا (ع) (المشهور بفقه الرضا (ع)). تحقیق: مؤسسۀ آل البیت (ع). مشهد: المؤتمر العالمی للإمام الرضا (ع).
- غفاری، داریوش (1399). معنایابی سلامت اجتماعی سالمندان. پژوهشنامۀ اسلامی زنان و خانواده، 8(18)، 159ـ186.
- قمری، محمد و خوشنام، امیرحسین (1390). بررسی رابطۀ عملکرد خانوادۀ اصلی و کیفیت زندگی در بین دانشجویان. خانوادهپژوهی، 7(27)، 343ـ354.
- قنادان، منصور (1375). جامعهشناسی مفاهیم کلیدی. تهران: آوای نور.
- کاظمیان، سمیه و دیگران (1392). طراحی الگوی آموزشی حل تعارض خانواده :بر مبنای دیدگاه انسانشناسانۀ آیتالله جوادی آملی. فرهنگ مشاوره و رواندرمانی؛ ویژهنامه (سبک زندگی)، 4(13)، 33ـ52.
- کرد، مژگان و دیگران (1399). تحلیل مفهوم «زندگی خوب» در رویکرد «سعادتگرا» بهمنظور تدوین هدفهای تربیت. پژوهشنامۀ مبانی تعلیموتربیت، 10، 96ـ115.
- کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی. تصحیح: علیاکبر غفاری. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
- گلدنبرگ، ایرنه و گلدنبرگ، هربرت (1385). خانوادهدرمانی. ترجمۀ حمیدرضا حسینشاهی برواتی، سیامک نقشبندی و الهام ارجمند. تهران: روان.
- متقی هندی، علی بن حسامالدین (1414ق). کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال. بیروت: مؤسسة الرسالة.
- متقی هندی، علی بن حسامالدین (1419ق). کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال. بیروت: دار الکتب العلمیه.
- مجلسی، محمدباقر (1404ق). بحارالانوار. بیروت: مؤسسۀ الوفاء.
- محمدی، بهناز و دیگران (1393). بررسی نقش دینداری و ابعاد آن در پیشبینی تعهد زناشویی کارکنان سازمان بهزیستی خراسان شمالی. دین و سلامت، 1(2)، 15ـ24.
- مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1414ق). الأمالی. تحقیق: مؤسسۀ النشر الإسلامی. قم: مؤسسۀ النشر الإسلامی.
- مهدویکنی، صدیقه (1392). اصول حاکم بر روابط اعضای خانواده در نظام معرفتی اسلام. فقه و حقوق خانواده، 18، 1ـ28.
- ﻣﻴﻨﻮﭼﻴﻦ، س. (1373). ﺧﺎﻧﻮاده و ﺧﺎﻧﻮادهدرﻣﺎﻧﻲ. ﺗﺮجمة باقر ﺛﻨﺎﻳﻲ. ﺗﻬﺮان: اﻣﻴﺮﻛﺒﻴﺮ.
- نوری، میرزاحسین (1369). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. تهران: آل البیت (ع).
- نوری، نجیبالله و مهدوی، محدثه (1401). بایستههای ارتباط کلامی در خانواده بر پایۀ منابع اسلامی. مطالعات روانشناسی با رویکرد اسلامی، 3(6)، 9ـ20.




