ساخت و اعتباریابی پرسشنامة خودفریبی بر اساس منابع اسلامی
Article data in English (انگلیسی)
- Alston, W. P. (1985). Concepts of epistemic justification. The Monist, 68, 57-89.
- Bagnoli, C. (2012). Self-Deception and Agential Authority A Constitutivist Account. Humana. Mente, 20, 93-116.
- Blanco, P., López, B. & Sirvent, C. (2007). Psicopatología del autoengaño en adictos. In 8º Congreso Virtual de Psiquiatría Interpsiquis.
- Boyd, K. (2012). Self-deception. In The Stanford Encyclopedia of Philosophy.
- Carr, A. (2005). Positive psychology. Clinical Psychology Forum, 45, 94-97.
- Collins, K. A. (2000). Interpreting the MMPI-2 K scale: Self-deception and impression management revisited. University of Windsor, Canada. [Unpublished thesis].
- Cowen, T. (2003). Self-deception as the root of political failure. Department of Economics, George Mason University. [Working paper].
- Elster, J. (1999). Alchemies of the mind: Rationality and the emotions. Cambridge University Press.
- Fingarette, H. (2000). Self-deception. University of California Press.
- Freud, S. (1936). The ego and the mechanisms of defense. International Universities Press.
- Goleman, D. (1996). Vital lies, simple truths: The psychology of self-deception. Simon & Schuster.
- Gur, R. C. & Sackeim, H. A. (1979). Self-Deception Questionnaire. Self-deception: A concept in search of a phenomenon. Journal of Personality and Social Psychology, 37, 147-169.
- Hart, C. M., Ritchie, T. D., Hepper, E. G. & Gebauer, J. E. (2015). The Balanced Inventory of Desirable Responding short form (BIDR-16). SAGE Open, 5(4).
- Jiménez, M. de la V. M. & Ruiz, C. S. (2014). Evaluation of self-deception: Validation of the IAM-40 inventory. International Journal of Psychology and Psychological Therapy, 14(2), 203-216.
- Krejcie, R.V. and Morgan, D.W. (1970). Determining Sample Size for Research Activities. Educational and Psychological Measurement, 30, 607-610.
- Kruger, J. & Dunning, D. (1999). Unskilled and unaware of it: How difficulties in recognizing one’s own incompetence lead to inflated self-assessments. Journal of Personality and Social Psychology, 77(6), 1121-1134.
- Messick, D. M. & Bazerman, M. H. (1996). Ethical leadership and the psychology of decision making. Sloan Management Review, 37(2), 9-22.
- Mijović-Prelec, D. & Prelec, D. (2010). Self-deception as self-signaling: A model and experimental evidence. Philosophical Transactions of the Royal Society B: Biological Sciences, 365(1538), 227-240.
- Mitchell, J. (2000). Living a lie: Self-deception, habit, and social roles. Human Studies, 23, 145-156.
- Paulhus, D. L. (1994). Balanced inventory of desirable responding (BIDR): Reference manual for version 6. Unpublished manuscript, University of British Columbia.
- Rosenberg, M. (1989). Self-concept research: A historical overview. Social Forces, 68(1), 34-44.
- Sirvent, C., Herrero, J., de la Villa Moral, M. & Rodríguez, F. J. (2019). Evaluation of self-deception: Factorial structure, reliability and validity of the SDQ-12. (self-deception questionnaire). PloS one, 14(1), 1-10.
- Taylor, S. E. & Brown, J. D. (1988). Illusion and well-being: A social psychological perspective on mental health. Psychological Bulletin, 103(2), 193-210.
- Trivers, R. (2011). The folly of fools: The logic of deceit and self-deception in human life. Basic Books.
- Vizgina, A. (2013). Self-deception as inner dialogue. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 86, 242-247.
- Weiner, I. B. & Greene, R. L. (2008). Handbook of personality assessment. Wiley.
مقدمه
مفهوم «خود» در روانشناسی از جمله مباحث بنیادینی است که پس از یک دوره کمتوجهی نسبی، در دهههای اخیر مجدداً جایگاه ویژهای در ادبیات روانشناسی یافته است. بسیاری از اختلالات رفتاری شایع، با ساختار «خود» مرتبط دانسته میشوند و پژوهشگران در حوزههای نظری، بالینی و تربیتی به بررسی و تبیین ابعاد گوناگون آن پرداختهاند (Rosenberg, 1989). یکی از مفاهیم برجسته و قابل توجه در این زمینه، خودفریبی (Self deception) است که امروزه بهویژه در حوزة روانشناسی شخصیت، مورد اهتمام ویژه قرار گرفته است.
مسئلۀ خودفریبی از جمله مفاهیم پیچیده و چالشبرانگیز در حوزۀ علوم انسانی است که با ابعاد اساسی وجود انسان، همچون آگاهی، انگیزش، اختیار، سعادت و ارزشهای اخلاقی پیوند دارد (Alston, 1985). این مفهوم در دهههای اخیر توجه فزایندۀ روانشناسی تجربی را به خود معطوف ساخته است (Vizgina, 2013)؛ بهگونهایکه امروزه بهعنوان یکی از موضوعات مهم و قابل تأمل در روانشناسی تجربی مطرح میشود (Kruger & Dunning, 1999).
خودفریبی مفهومی ریشهدار و کهن است که پیشینهای دیرینه در فلسفۀ کلاسیک دارد و از دوران تفکر یونانی هومر و افلاطون مطرح بوده است (Elster, 1999; Cowen, 2003). این موضوع همواره مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته و محور بسیاری از تأملات فلسفی و آثار تأثیرگذار در تاریخ اندیشه بوده است (لگنهاوزن، 1374). در ادبیات فلسفی غرب، اصطلاح Self-Deception بهصورت گسترده تحلیل شده و دیدگاههای متعددی پیرامون چیستی، امکان و ابعاد آن ارائه شده است. بااینحال، در میان رویکردهای مختلف، تفاوتها و تنوع نظری محسوسی مشاهده میشود. افزون بر این، در تبیین ابعاد این مفهوم، به مباحث و یافتههای روانشناسی نیز ارجاع داده شده و پیوندهای میانمضمونی آن با حوزههای روانشناختی مورد توجه قرار گرفته است (Fingarette, 2000).
نخستین گامها در مطالعة علمی خودفریبی در قالب نظریههای زیربنایی مکانیزمهای دفاعی روانی، در آثار فروید (1936) برداشته شد. وی خودفریبی را در چارچوب ناهشیار و سازوکارهای دفاعی روان تبیین کرد. با وجود این، پس از فروید، بررسی این پدیده تا مدتی نسبتاً طولانی بهصورت محدود ادامه یافت. با گذشت زمان، رویکردهای جدیدی برای تبیین علمی خودفریبی پدید آمد که یکی از برجستهترین آنها را رابرت تریورز، زیستشناس تکاملی، ارائه کرد. وی پس از حدود سه دهه تحقیق، یافتههای خود را دربارۀ خودفریبی منتشر ساخت و آن را یکی از اجزای بنیادین در ارتباطات زیستی دانست. به باور او، پنهانسازی حقیقت از خود، امری بنیادیتر از پنهانسازی آن از دیگران است و نقشی انطباقی در بقا و تعاملات اجتماعی ایفا میکند (Trivers, 2011).
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که خودفریبی ارتباط نزدیکی با حوزة شناخت و آگاهی دارد و آن را بهعنوان نوعی توهم مثبت در نظر میگیرند (Taylor & Brown, 1988). کار (2005) خودفریبی را مجموعهای از باورهای سازمانیافته و منسجم تعریف میکند که به فرد امکان میدهد موقعیتهایی را که ممکن است در آنها با اطلاعات منفی دربارة خود مواجه شود، پیشبینی کرده و راهبردهایی برای مواجهه با آنها طراحی نماید. میچل (2000) خودفریبی را پذیرش بدون بازبینی و کورکورانة اعتقادی میداند که جعلی بودن آن برای فرد روشن است. از دیدگاه مسیک و بازرمن (1996)، فریب خود عبارت است از ناآگاهی نسبت به فرایندهایی که منجر به شکلگیری اندیشههای انسانها میشود.
در مقابل دیدگاههای شناختمحور، برخی پژوهشگران خودفریبی را با مقولۀ رفتار مرتبط میدانند و آن را نه صرفاً یک فرایند ذهنی، بلکه کنشی عملی و راهبردی در راستای حفظ ثبات «خود» و کسب یا نگهداشت یک باور، علیرغم وجود شواهد متضاد تلقی میکنند (Bagnoli, 2012). همچنین خیمنز و رویز (2014) خودفریبی را در قلمرو تمایلات و انگیزشها طبقهبندی کردهاند. به باور آنها، خودفریبی نوعی تمایل غیرعمدی برای ارائۀ تصویری مطلوب از خویشتن است؛ تلاشی ناهشیار برای حفظ دیدگاهی دلخواه دربارة خود، حتی در مواجهه با واقعیتهای ناسازگار.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد که اغلب پژوهشهای روانشناسی در زمینة خودفریبی، تنها به برخی از ابعاد شناختی یا انگیزشی آن پرداخته و از ارائة تصویری جامع، منسجم و چندبعدی بازماندهاند. در مقابل، آموزههای اسلامی با برخورداری از پشتوانة غنی قرآنی و روایی، ظرفیت ویژهای در تبیین این سازه دارند. در متون اسلامی، مفاهیمی همچون «تسویل»، «خداع»، «غرور»، «مکر» و «غش» بیانگر مفهوم خودفریبی میباشند. برای نمونه امام علی ؟ع؟ در روایتی در تعریف خداع میفرمایند: «الْخِدَاعُ إِنْزَالُ الْغَيْرِ عَمَّا هُوَ بِصَدَدِهِ بِأَمْرٍ يُبْدِيهِ عَلَى خِلافِ مَا يُخْفِيهِ» (مجلسی، 1403ق)؛ خداع، خواستۀ كسي را وارونه نشان دادن است، به اينكه حقيقت را از او پنهان نمايد و غیرواقع را بهجای واقع به او معرفي كند. همچنین وقتی سخن از صفات منافقان به میان میآید، یکی از صفات برجستة آنان، خودفریبی معرفی میشود. خدا در قرآن بهصراحت میفرماید: «یُخادِعُونَ اللهَ وَالَّذینَ آمَنُوا وَما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَما یَشْعُرُون» (بقره: 9)؛ (منافقین) مىخواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ درحالىکه جز خودشان را فریب نمىدهند (اما) نمىفهمند». همچنین کسانی که دچار انکار آیات الهی شده و کفر ورزیدهاند نیز، گرفتار خودفریبی شده و میپندارند که در حال انجام اعمال خوب و پسندیده هستند (کهف: 104)؛ چنانچه خاستگاه تمام انواع فریبها، خودفریبی است و هرکس خدا یا مؤمنین را فریب دهد بازهم دچار خودفریبی شده است (انعام: 123). متون اسلامی، برخلاف رویکردهای تکبُعدی روانشناسی تجربی، به مسئلة خودفریبی در ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری پرداخته و آن را یکی از موانع اصلی رشد و کمال انسان دانستهاند.
با وجود این ظرفیت، تا کنون پژوهشهای اندکی بهصورت نظاممند از این منابع برای مفهومسازی یا سنجش خودفریبی بهره گرفتهاند. هرچند برخی اندیشمندان اسلامی در ضمن آثار خود به این مفاهیم اشاره کردهاند، اما بررسیها بیشتر در قالب مباحث اخلاقی یا کلامی مطرح شده است. در اندیشة محققان اسلامی نیز، توجه به اهمیت این مسئله به چشم میخورد. مطهری (1393) با تأکید بر آیات و روایات در باب خودفریبی، آن را از آفات نفس آدمی برشمرده که بر اساس آن و با دخالت عامل درونی، حقایق بر انسان پوشیده میماند و باطل در چهرة حق جلوه میکند و به این ترتیب گاهی انسان از درون خویش فریب میخورد. همچنین جعفری (1396) خودفریبی را نوعی تخدیر روانی برای رهایی از اضطراب گناه دانسته و آن را زمینة تحقیر و زیرپا گذاشتن حدود و قوانین الهی قلمداد میکند. علامه طباطبائی (1417ق) نیز، خودفریبی را ناشی از گناه دانسته که در مرحلة بعد منشأ گناهان دیگر میگردد. کلایی (1389) در بررسیهای خود، مفهوم انکار حقیقت و غفلت نفس را نزدیک به خودفریبی تبیین نموده است. بااینحال، این آثار غالباً بهصورت محدود و بدون چارچوب روانشناختی و روانسنجی ارائه شدهاند و از ارائة مدلی یکپارچه و عملیاتی برای سنجش خودفریبی بر اساس آموزههای اسلامی بازماندهاند.
در سالهای اخیر، برخی پژوهشگران اسلامی کوشیدهاند تا مفهوم خودفریبی را با بهرهگیری از ظرفیتها و آموزههای غنی اسلامی، در چارچوب رویکردهای روانشناختی مورد واکاوی قرار دهند. بهعنوان نمونه، عزتطلب مقدم و همکاران (1397) در یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل روانشناختی خودفریبی بر اساس منابع اسلامی، تلاش کردهاند مؤلفههای این پدیده را از منظر اسلامی شناسایی و تبیین نمایند. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که خودفریبی بر اساس منابع اسلامی شامل پنج مؤلفۀ اصلی است: جهلورزی، تمایل به خوشایندها، انحراف فردی، خودبینی و پنهانکاری. همچنین بر اساس تحلیل روایی انجامشده این پژوهشگران خودفریبی را چنین تعریف میکنند: «نوعی نقص شناختی در فرد که موجب پنهان شدن حقیقت، ادراک اشتباه، تمایلات انحرافی و یا رفتارهایی میشود که حاصل آن، درستپنداری نادرست است».
از سوی دیگر، در حوزة روانشناسی تجربی نیز تلاشهایی در راستای مفهومسازی و سنجش خودفریبی صورت گرفته است. این تلاشها عمدتاً بر طراحی ابزارهای روانسنجی متمرکز بوده و به سنجش این پدیده بهعنوان یک سازة مستقل یا در قالب خردهمقیاس در ابزارهای موجود پرداختهاند. بر اساس جستوجوهای انجامشده توسط پژوهشگر، تا کنون پنج پرسشنامه برای سنجش مستقیم خودفریبی در روانشناسی شناسایی شده است. پرسشنامهها عبارتاند از: پرسشنامة 20 سؤالی SDQ توسط گور و ساکیم (1979)، پرسشنامة متوازن 40 گویهای گرایش به دادن پاسخهای اجتماعی مطلوب (BIDR) پولهاس (1994)، مقیاس خودفریبی SIRVENT (بلانکو، لوپز و سیرونت، 2007)، پرسشنامة خودفریبی و پیچیدهسازی IAM-40 (Jiménez & Ruiz, 2014) و پرسشنامة خودفریبی BIDR-16 (Hart & et al., 2015).
برای نخستین بار، پرسشنامة ۲۰ سؤالی SDQ توسط گور و ساکیم (1979) با هدف سنجش میزان تمایل فرد به مشارکت در رفتارهای خودفریبانه و بهصورت مستقل از سازوکارهای مدیریت برداشت اجتماعی طراحی شد. پرسشنامة ۴۰ گویهای «پاسخدهی اجتماعی مطلوب» که توسط پولهاس (1994) با عنوان Balanced Inventory of Desirable Responding (BIDR) تدوین شده، یکی از شناختهشدهترین و پرکاربردترین ابزارها برای سنجش گرایش به خودفریبی با هدف ارزیابی ساختارهای شخصیتی و انگیزشی محسوب میشود (ویزگینا، ۱۳۹۲). این مقیاس بر پایة دو سازة اصلی شکل گرفته است: مدیریت برداشت (Impression Management) و خودفریبی. مدیریت برداشت به تلاش آگاهانة فرد برای ارائة تصویری اجتماعی از خود اطلاق میشود که بیشترین مقبولیت را نزد دیگران دارد؛ درحالیکه مؤلفة خودفریبی، بازنمایی درونی نادقیق اما صادقانه از خود است که با هدف حفظ خودپندارة مثبت و تقویت عزتنفس رخ میدهد (Jiménez & Ruiz, 2014).
سیرونت و همکاران (2019) نیز پرسشنامة ۱۲سؤالی خودفریبی (SDQ-12) را معرفی کردهاند که از اعتبار و ساختار عاملی مطلوب برخوردار بوده است. این مقیاس سه عامل اصلی را مورد ارزیابی قرار میدهد: دستکاری (یعنی تلاش برای تأثیرگذاری بر احساسات و نگرشهای دیگران بهمنظور کسب منافع شخصی)، تکرار (یعنی تکرار اشتباهات ناشی از الگوهای خودفریبانه)، و اجتناب (پرهیز از مواجهه با واقعیات ناخوشایند) (Blanco, López & Sirvent, 2007).
پرسشنامة IAM-40، بهعنوان یکی از ابزارهای معتبر سنجش خودفریبی پاتولوژیک، بهطور خاص به ارزیابی دو جنبة آسیبشناختی این سازه میپردازد: نخست، ناتوانی فرد در تشخیص پیامدهای منفی رفتار خویش؛ و دوم، گرفتار شدن در تخیلات تحریفشدهای که بهگونهای افراطی بر زندگی روزمره تأثیر میگذارند. در نهایت، پرسشنامة خودفریبی 16 سؤالی (BIDR-16)، نسخة کوتاهشده و نهایی پرسشنامة متوازن گرایش به پاسخهای اجتماعی مطلوب پولهاس، با حفظ ساختار دو عاملی (خودفریبی بهعنوان ابزاری برای بهبود عملکرد و مدیریت تصور) و اعتبار و روایی مناسب، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ توسعه یافته است (Hart & et al., 2015). علاوه بر این، خودفریبی بهعنوان خردهمقیاسی در برخی آزمونهای شخصیت نیز اندازهگیری شده است؛ برای مثال در آزمون شخصیتی چندوجهی مینهسوتا (MMPI و MMPI2)، مقیاس K و S جهت سنجش خودفریبی بهکار گرفته میشود (Weiner & Greene, 2008).
یکی از محدودیتهای مهم این ابزارهای سنجش، مبتنی بودن آنها بر زمینههای فرهنگی خاص، بهویژه فرهنگ غربی است؛ بنابراین این پرسشنامهها ممکن است فاقد اعتبار و روایی کافی در فرهنگهای دینی و غیرغربی بوده و نتوانند بهدرستی ابعاد خودفریبی را در این جوامع اندازهگیری کنند.
بر اساس بررسیهای انجامشده، تا کنون در ایران مقیاس مستقلی برای سنجش خودفریبی مبتنیبر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی طراحی و تدوین نشده است. با توجه به ضرورت طراحی ابزارهای روانشناختی متناسب با بافت فرهنگی و ارزشهای دینی جامعة اسلامی، و نیز با در نظر گرفتن نگرش متمایز اسلام به ساختار روان و نظام معرفتی انسان، ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش خودفریبی از منظر آموزههای دینی امری ضروری و انکارناپذیر است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین و ارزیابی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامة «خودفریبی» با اتکا بر مفاهیم برگرفته از منابع اسلامی است.
روش پژوهش
روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی است. بهمنظور ارزیابی ویژگیهای روانسنجی مقیاس طراحیشده، از روش پیمایشی بهره گرفته شد. این مرحله شامل بررسی روایی صوری و محتوایی با مشارکت خبرگان و تحلیل آماری دادههای حاصل از اجرای پرسشنامه در نمونهای از دانشجویان بود.
در مرحلة نخست، جامعة خبرگانی پژوهش را متخصصان آشنا با روانشناسی و علوم اسلامی تشکیل دادند. از میان آنان، یازده نفر از کارشناسان واجد صلاحیت بهصورت هدفمند انتخاب شدند و جداول گویهها به همراه مستندات دینی در اختیار ایشان قرار گرفت. این گروه، میزان انطباق، ضرورت و وضوح هر گویه را بر اساس مقیاسهای CVR و CVI ارزیابی کردند.
در مرحلة دوم، جامعة آماری پژوهش کلیة دانشجویان شرکتکننده در طرح ولایت مرکز آموزشهای آزاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ؟رح؟ در سال ۱۳۹۷ بودند که تعداد تقریبی آنان حدود ۶۰۰ نفر برآورد شد. اجرای میدانی پرسشنامه در این جامعه، مبنای تحلیلهای آماری برای بررسی ویژگیهای روانسنجی ابزار قرار گرفت.
حجم نمونه با استفاده از جدول تعیین حجم نمونة کرجسی و مورگان (1970) و متناسب با جامعهای با حجم 600 نفر، برابر با 234 نفر تعیین گردید. بااینحال، با توجه به اینکه افزایش حجم نمونه موجب کاهش میزان خطای نمونهگیری میشود (بیابانگرد، 1390)، در این پژوهش حجم نمونة نهایی برابر با 240 نفر در نظر گرفته شد تا دقت تحلیلها افزایش یابد.
ابزار پژوهش
پرسشنامة سنجش خودفریبی برای نخستینبار در این پژوهش، با استناد به منابع اسلامی، توسط پژوهشگر طراحی و تدوین گردیده است. این ابزار با هدف ارزیابی میزان خودفریبی بر مبنای مؤلفههای استخراجشده از متون دینی ساخته شده و فرایند طراحی، ساخت و اعتباریابی پرسشنامة خودفریبی بر اساس منابع اسلامی، در شش مرحلة نظاممند به شرح ذیل انجام پذیرفت.
مرحلة اول: طراحی گویههای پرسشنامه بر اساس منابع اسلامی
در این مرحله، بهمنظور سنجش و اندازهگیری میزان خودفریبی بر اساس مؤلفههای استخراجشده از منابع اسلامی، نسخة اولیة پرسشنامه طراحی و تدوین شد. نسخة اولیة مقیاس خودفریبی از منظر اسلام مشتمل بر ۱۱۵ گویه بود که با استفاده از مقیاس لیکرت پنجدرجهای (کاملاً موافقم، موافقم، نظری ندارم، مخالفم، کاملاً مخالفم) تنظیم گردید.
مرحلة دوم: ارائة پرسشنامه همراه با مستندات دینی به کارشناسان حوزة روانشناسی و علوم اسلامی برای ارزیابی روایی صوری و محتوایی
برای بررسی نسبت روایی محتوایی (Content validity ratio) و شاخص روایی محتوا (Content validity index) پرسشنامه، جداول مربوط به گویهها به همراه مستندات دینی آنها در اختیار یازده نفر از صاحبنظران دارای تخصص همزمان در دو حوزة روانشناسی و علوم اسلامی قرار گرفت. هدف از این مرحله، ارزیابی میزان انطباق هر گویه با مستند دینی مربوطه و نیز میزان پوششدهی مفهومی هر گویه نسبت به مؤلفة مورد نظر بود.
برای سنجش روایی محتوایی گویههای پرسشنامه، نظرات کارشناسان متخصص جمعآوری شد. از ارزیابان خواسته شد میزان تطابق هر گویه با مستند دینی مربوط و مؤلفة نظری متناظر آن را، با توجه به نوع و سطح دلالت مستندات، در قالب یک مقیاس لیکرت چهاردرجهای ارزیابی کنند. این مقیاس شامل گزینههای «خیلی زیاد = ۴»، «زیاد = ۳»، «کم = ۲» و «خیلی کم = ۱» بود.
در فرآیند سنجش روایی صوری، بهمنظور شناسایی، اصلاح یا حذف گویههای نامناسب و نیز تعیین میزان اهمیت و وضوح هریک از آیتمها، از شاخصهای «ضروری بودن» و «شفافیت و وضوح مفهومی» استفاده شد. برای این منظور، برای هر گویه، مقیاس لیکرت سهدرجهای در نظر گرفته شد که شامل گزینههای «کاملاً» (نمرة ۳)، «تا حدودی» (نمرة ۲) و «اصلاً» (نمرة ۱) بود.
دادههای حاصل از این ارزیابی، بهمنظور تحلیل روایی محتوایی و صوری مورد استفاده قرار گرفت و شاخصهای کمی مربوط به روایی نظیر نسبت روایی محتوایی (CVR) و شاخص روایی صوری (CVI) برای هر گویه محاسبه شد. نتایج حاصل، مبنای تصمیمگیری دربارة نگه داشتن، اصلاح یا حذف گویهها در نسخة نهایی پرسشنامه قرار گرفت.
مرحلة سوم: انتخاب گویههای مناسب بر اساس شاخصهای روایی
نتایج بررسی روایی محتوایی و صوری گویههای پرسشنامة خودفریبی با مشارکت کارشناسان روانشناس آشنا با منابع اسلامی، نشان داد که ۱۴ گویه به دلیل پایین بودن شاخصهای CVR و CVI، و ۹ گویه صرفاً به دلیل پایین بودن CVR، فاقد روایی لازم بوده و حذف شدند. در نهایت، نسخة ۹۲ سؤالی پرسشنامه برای اجرای مرحلة آزمایشی آماده شد.
مرحلة چهارم: اجرای آزمایشی و بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه
پس از بررسی و اعمال نظرات صاحبنظران، پرسشنامة نهایی جهت اجرای آزمایشی و ارزیابی مشخصات روانسنجی شامل اعتبار و روایی آماده گردید. محقق پس از ارزیابی روایی محتوایی و صوری پرسشنامة اولیة ۱۱۵ سؤالی و انتخاب ۹۲ سؤال، فرم پرسشنامة ۹۲ سؤالی را بر روی نمونهای شامل ۳۰ نفر از طلاب حوزة علمیة قم بهصورت آزمایشی اجرا نمود. پس از انجام تحلیلهای آماری و بررسی نتایج، هفت گویه با شمارههای ۱۹، ۳۵، ۵۵، ۶۳، ۷۹، ۸۸ و ۱۰۰ به دلیل افزایش ضریب آلفای کرونباخ و ارتقای اعتبار ابزار، حذف شدند. در نهایت، فرم نهایی پرسشنامة خودفریبی شامل ۸۵ سؤال گردید.
مرحلة پنجم: شیوة نمرهگذاري پرسشنامه
این ابزار پژوهشی مبتنیبر منابع دینی و اسلامی تدوین شده و بهصورت مقیاس لیکرت پنجگزینهای طراحی گردیده است. دامنة پاسخها شامل گزینههای «کاملاً موافق» (4)، «موافق» (3)، «بینظر» (2)، «مخالف» (1) و «کاملاً مخالف» (0) میباشد. در این پرسشنامه، برای آیتمهای شمارة 2، 7، 10، 13، 16، 17، 20، 23، 27، 31، 34، 39، 43، 46، 50، 52، 55، 59، 61، 64، 66، 69، 71، 73، 75، 77، 79، 81، 83 و 85 نمرهگذاری بهصورت معکوس صورت میپذیرد.
حداقل نمره در این ابزار صفر و نشاندهندة میزان پایین خودفریبی و حداکثر نمره 340 بوده که بیانگر سطح بالای خودفریبی است. بهعبارتدیگر، این پرسشنامه دارای پیوستاری گسترده است که نمرات افراد روی آن در بازة صفر تا 340 قرار میگیرد و موقعیت عددی هر فرد روی این پیوستار نمایانگر میزان خودفریبی وی است.
مرحلة ششم: اجرای نهایی پرسشنامه
پس از تعیین روایی و اعتبار ابزار و انجام اصلاحات لازم بر اساس نظرات خبرگان و تحلیلهای آماری، نسخة نهایی پرسشنامه تدوین گردید. در این مرحله، پرسشنامه در جامعة آماری مورد نظر اجرا شد و دادههای حاصل، مبنای تحلیلهای نهایی برای ارزیابی ویژگیهای روانسنجی ابزار قرار گرفت.
روشهای تحلیل دادهها
در این مطالعه، دادهها با بهرهگیری از شاخصهای آماری توصیفی و استنباطی مورد پردازش قرار گرفتند. در بخش توصیفی، از جداول توزیع فراوانی به همراه شاخصهای مرکزی (میانگین، میانه) و شاخصهای پراکندگی (انحراف معیار، دامنة تغییرات) برای تلخیص و نمایش دادهها استفاده شد. همچنین بهمنظور ارزیابی میزان توافق نظر متخصصین در خصوص روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، از ضریب روایی نسبی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) بهره گرفته شده است. همچنین اعتبار مقیاس با استفاده از سه روش بهصورت پیوسته ارزیابی گردید: همسانی درونی با ضریب آلفای کرونباخ، دونیمهسازی با ضریب اسپیرمن ـ براون، و ضریب دونیمهسازی گاتمن.
روش گردآوري اطلاعات
در این پژوهش، با استناد به آیات قرآن کریم، روایات معصومان ؟عهم؟ و منابع روانشناختی مرتبط ـ بهویژه ادبیات آزمونسازی ـ و بر اساس مؤلفههای استخراجشده از منابع اسلامی، ابزار اولیة سنجش خودفریبی طراحی و تدوین گردید. بهمنظور گردآوری دادهها، پژوهشگر با مراجعه به کلاسهای طرح ولایت در مرکز آموزشهای آزاد مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ؟رح؟ و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای، نمونة آماری پژوهش را انتخاب نمود. پیش از توزیع پرسشنامه، هدف پژوهش و شیوة پاسخدهی برای شرکتکنندگان تشریح شد و نسخة مکتوب راهنمای تکمیل پرسشنامه نیز در اختیار آنان قرار گرفت. از آزمودنیها خواسته شد پس از مطالعة دقیق دستورالعمل، به گویهها پاسخ داده و اطلاعات جمعیتشناختی شامل سن، جنسیت، مقطع و رشتة تحصیلی و وضعیت تأهل را در فرم مربوطه درج نمایند. در مجموع، تعداد ۲۴۰ پرسشنامة تکمیلشده جمعآوری گردید و دادههای بهدستآمده با استفاده از نرمافزار SPSS نمرهگذاری و تحلیل شدند.
یافتههای پژوهش
جهت سنجش روایی پرسشنامه، دو رویکرد روایی محتوایی و روایی صوری مورد استفاده قرار گرفت که نتایج آن به شرح ذیل ارائه میشود.
الف) تحلیل دادههای مربوط به روایی محتوایی و صوری پرسشنامة خودفریبی
نتایج مربوط به بررسی روایی محتوایی و روایی صوری گویههای پرسشنامة خودفریبی بر اساس منابع اسلامی، با استفاده از ارزیابی صاحبنظران روانشناس آگاه به منابع اسلامی، در جدول (1) ارائه شده است.
جدول 1: گویههای حذفشده در روایی محتوایی و صوری
گویههای حذفشده علت حذف گویه
2ـ5ـ11ـ34ـ41ـ49ـ54ـ56ـ61ـ72ـ87ـ95ـ103ـ104 پایین بودن
CVI و CVR
14ـ33ـ39ـ47ـ51ـ59ـ62ـ96ـ102 پایین بودن CVR
جدول (1) نشان میدهد که ۱۴ گویه به دلیل پایین بودن همزمان شاخصهای CVR و CVI، و ۹ گویه صرفاً به دلیل پایین بودن مقدار CVR بر اساس انطباق با جدول لاوشه (Lawshe)، فاقد روایی لازم تشخیص داده شدند و از نسخة اولیة پرسشنامه حذف گردیدند.
برای اعتباریابی اولیة مقیاس، از روش محاسبة آلفای کرونباخ (ضريب همساني دروني)، ضریب همبستگی اسپیرمن ـ براون و ضریب دونیمهسازی گاتمن استفاده شد. نتایج ضریب همسانی درونی و دونیمهسازی ارائه میشود.
جدول 2: بررسی آلفای کرونباخ در اعتبار اولیه
جمع گویهها آلفای کرونباخ
92 813/0
نتایج حاصل از تحلیل اولیة اعتبار پرسشنامه (جدول ۲) نشان داد که مقدار آلفای کرونباخ برابر با 813/0 بهدست آمد. این مقدار نشاندهندة همسانی درونی مطلوب گویهها و برخورداری ابزار از سطح مناسبی از اعتبار است.
جدول 3: آمارههای اعتبار پرسشنامة خودفریبی بر اساس منابع اسلامی در مرحلة آزمایشی
آلفای کرونباخ نیمة اول مقدار آلفا 714/0
تعداد گویهها 46
نیمة دوم مقدار آلفا 653/0
تعداد گویهها 46
دونیمهسازی اسپیرمن ـ براون در صورت تساوی تعداد گویهها 856/0
در صورت عدمتساوی تعداد گویهها 856/0
ضریب دونیمهسازی گاتمن 842/0
همبستگی بین دو فرم 796/0
تعداد گویهها 92
همانطور که در جدول (۳) نشان داده شده است، ضریب آلفای کرونباخ برای نیمة اول پرسشنامه 714/0 و برای نیمة دوم 653/0 بهدست آمد. ضریب دونیمهسازی اسپیرمن ـ براون برابر با 856/0 و ضریب گاتمن معادل 842/0 محاسبه شد. همچنین ضریب همبستگی بین دو فرم در اجرای آزمایشی 796/0 گزارش گردید. این نتایج حاکی از آن است که مقیاس خودفریبی مبتنیبر منابع اسلامی در مرحلة آزمایشی، از همسانی درونی و اعتبار قابل قبولی برخوردار است.
همچنین بررسی گویههای پرسشنامه نشان داد که اغلب آنها دارای همبستگی مطلوبی با نمرة کل آزمون بوده و حذف آنها منجر به کاهش یا عدم تغییر معنادار در ضریب آلفای کرونباخ میشود. بااینحال، ۷ گویه به دلیل برخورداری از همبستگی پایین با نمرة کل و نیز افزایش ضریب آلفای کرونباخ در صورت حذف، از نسخة اولیه کنار گذاشته شدند (بهمنظور رعایت اختصار، جدول مربوط ارائه نمیشود). بنابراین نسخة نهایی پرسشنامه با حذف این گویهها، از همسانی درونی بالاتری برخوردار شد.
ب) ارزیابی اعتبار مقیاس در مرحلة نهایی
پس از محاسبة اعتبار اولیة آزمون، 85 سؤال در قالب نسخة نهایی پرسشنامه تدوین گردید و جهت بررسی اعتبار نهایی بر روی نمونهای متشکل از 240 نفر اجرا شد. برای سنجش اعتبار نهایی ابزار، از روش همسانی درونی استفاده گردید. به همین منظور، ضرایب آلفای کرونباخ (ضریب همسانی درونی)، ضریب همبستگی اسپیرمن ـ براون، و ضریب دونیمهسازی گاتمن محاسبه شد. نتایج این تحلیلها در جدول (4) ارائه شده است.
جدول 4: آلفای کرونباخ در اعتبار سنجی نهایی
آلفای کرونباخ تعداد گویهها
865/0 85
نتایج جدول (4) نشان میدهد که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامة خودفریبی در مرحلة اعتبارسنجی نهایی برابر با 865/0 است. این مقدار بیانگر سطح مطلوب همسانی درونی پرسشنامه و نشاندهندة اعتبار مناسب آن در سنجش سازة مورد نظر میباشد.
جدول 5: ضریبهای همسانی درونی و دونیمهسازی در مرحلة نهایی
آلفای کرونباخ نیمة اول مقدار آلفا 736/0
تعداد گویهها 43
نیمة دوم مقدار آلفا 691/0
تعداد گویهها 42
ضریب دونیمهسازی اسپیرمن ـ براون درصورت تساوی تعداد گویهها 901/0
درصورت عدم تساوی تعداد گویهها 901/0
ضریب دونیمهسازی گاتمن 893/0
همبستگی بین دو فرم 815/0
تعداد گویهها 85
همانطور که در جدول (5) آمده است، ضریب آلفای کرونباخ برای نیمة اول پرسشنامه برابر با 736/0 و برای نیمة دوم برابر با 691/0 میباشد. ضریب دونیمهسازی اسپیرمن ـ براون نیز در مرحلة نهایی معادل 901/0، و ضریب گاتمن برابر با 893/0 گزارش شده است. همچنین ضریب همبستگی بین دو فرم پرسشنامه در اجرای نهایی 815/0 بهدست آمده است. این نتایج، همانند مرحلة آزمایشی، نشاندهندة همسانی درونی مطلوب و اعتبار مناسب پرسشنامة خودفریبی بر اساس منابع اسلامی در مرحلة نهایی میباشند. همچنین تمام مواد 85 گانة پرسشنامه با نمرة کل، همبستگی بالایی داشته و هیچکدام از گویهها قابلحذف نیست.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی مقیاس خودفریبی مبتنیبر آموزههای اسلامی انجام گرفت. این مقیاس تلاش دارد یکی از مفاهیم پیچیدة روانشناختی، یعنی خودفریبی را با استناد به منابع دینی ـ بهویژه قرآن و روایات ـ بهگونهای سنجشپذیر بازتعریف کند. بررسیهای آماری نشان داد که ابزار طراحیشده دارای ویژگیهای روانسنجی مناسب، از جمله اعتبار بالا و روایی محتوایی و صوری مطلوب است و میتواند بهعنوان ابزاری معتبر برای سنجش این سازه در پژوهشهای روانشناختی مورد استفاده قرار گیرد.
از منظر ساختاری، پرسشنامة حاضر پنج مؤلفة اصلی خودفریبی را شامل میشود: جهلورزی، تمایل به خوشایندها، انحراف فردی، خودبینی و پنهانکاری. این مؤلفهها با تحلیل کیفی آیات و روایات و با مشارکت متخصصان روانشناسی و علوم اسلامی استخراج شدهاند. این مقیاس، برخلاف مقیاسهای غربی که عموماً بر ابعاد شناختی (مانند مدیریت برداشت درBIDR ) تأکید دارند، نشاندهندة رویکردی چندبُعدی هستند که هم جنبههای معرفتی (جهلورزی) و هم جنبههای هیجانی ـ انگیزشی (تمایل به خوشایندها و خودبینی) و رفتاری (پنهانکاری و انحراف فردی)را دربر میگیرند. برتری این رویکرد در مقایسه با سایر ابزارهای موجود، در جامعیت و عمق مفهومی آن است که تلاش کرده از برداشتهای صرفاً شناختی یا رفتاری از خودفریبی فراتر رود و لایههای انگیزشی و هیجانی این پدیده را نیز در نظر بگیرد.
در بررسی تطبیقی با ابزارهای پیشین نیز، میتوان گفت که پرسشنامة SDQ (Gur & Sackeim, 1979) یکی از نخستین تلاشها برای سنجش خودفریبی بوده که صرفاً میزان تمایل فرد به پذیرش باورهای غیرواقعی را میسنجد. این مقیاس، هرچند نقطة آغاز مطالعات تجربی در این زمینه است، اما ابعاد انگیزشی و رفتاری خودفریبی را نادیده گرفته است؛ درحالیکه مقیاس حاضر با افزودن مؤلفههایی مانند «جهلورزی»، «انحراف فردی» و «پنهانکاری»، ساختاری عمیقتر ارائه میدهد.
مقیاس BIDR (Paulhus, 1994) نیز اگرچه از نظر روانسنجی بسیار پرکاربرد است، اما بیشتر به سنجش مدیریت برداشت اجتماعی و خودفریبی افزایشی میپردازد و در عمل با تمایل به پاسخدهی اجتماعی مطلوب همبستگی بیشتری دارد تا با تحلیل دقیق از خودفریبی. در مقابل، مقیاس اسلامی حاضر، مؤلفههایی را لحاظ کرده که بازتابی از نگرش دینی به خطاهای شناختی و رفتاری است و فراتر از سنجش صرف «پاسخ اجتماعی مطلوب» عمل میکند.
در همین راستا، IAM-40 (Jiménez & Ruiz, 2014) به جنبههای بالینی خودفریبی همچون دستکاری، اجتناب و تخیلات واهی توجه دارد، اما محدود به جمعیت معتادان طراحی شده و قابلیت تعمیم به جمعیت عمومی یا فرهنگهای متفاوت را ندارد. نقطة قوت IAM-40پرداختن به جنبههای بالینی خودفریبی است، اما محدودیت آن در کاربرد عمومی و بینفرهنگی است. در مقایسه، ابزار طراحیشده در این پژوهش نهتنها توانایی کاربرد در جمعیتهای عمومی و پژوهشی را دارد، بلکه با توجه به زمینههای فرهنگی و ارزشی جامعة ایرانی نیز همخوانی دارد.
مقیاس SIRVENT (1991) نیز عمدتاً در فضای بالینی و در زمینة سوءمصرف مواد بهکار رفته و بر الگوهای فریبکارانه و توجیهگری بیماران تمرکز دارد. در مقابل، مقیاس اسلامی خودفریبی، بهجای محدود شدن به جمعیتهای بالینی، رویکردی عمومیتر دارد و درعینحال، با اتکا به منابع دینی، عمق بیشتری از خودفریبی ارائه میدهد. در مجموع، مرور مقیاسهای غربی نشان میدهد که بیشتر آنها یا تکبعدیاند یا به زمینههای خاص جمعیتی محدود میشوند.
همچنین این مقیاس از لحاظ ساختار اجرا (85 گویه در طیف لیکرت پنجدرجهای) ساده، زمانمند و برای موقعیتهای مختلف قابل استفاده است. برخلاف برخی مقیاسهای خارجی که به ترجمه وابستهاند و ممکن است با ابهامهای معنایی مواجه باشند، اما این ابزار از ابتدا به زبان فارسی طراحی شده و مبتنیبر مفاهیم بومی استخراجشده است.
یافتههای پژوهش حاضر همچنین نشان داد که همسانی درونی و ثبات پرسشنامه از مرحلة آزمایشی تا مرحلة نهایی تقریباً پایدار بوده است. این امر میتواند بیانگر آن باشد که مؤلفههای استخراجشده از متون اسلامی از همان ابتدا دارای انسجام مفهومی بالایی بوده و بازتابدهندة یک ساختار نظری قوی هستند. به بیان دیگر، پایداری شاخصهای روانسنجی بین دو مرحله را میتوان به غنای مبانی نظری اسلامی در تبیین خودفریبی نسبت داد.
نکتة مهم دیگر این است که هرچند نمونة مورد بررسی در این پژوهش از میان دانشجویان انتخاب شده، اما محتوای مفهومی پرسشنامه بهگونهای طراحی شده که قابلیت اجرا و تفسیر در میان سایر اقشار جامعه را نیز دارد. بااینحال، پیشنهاد میشود برای افزایش اعتبار بیرونی و فراهم شدن امکان تحلیل عاملی تأییدی، اجرای این مقیاس در جمعیتهای متنوعتر نیز در پژوهشهای آتی دنبال شود.
از دیگر محدودیتهای پژوهش، عدم امکان اجرای همزمان این پرسشنامه با ابزارهای موجود روانشناسی مانند BIDR یا IAM-40 بود. به علت مشکلات دسترسی، امکان تحلیل همبستگی همزمان این ابزار با سایر مقیاسها فراهم نشد. بااینحال، یکی از پیشنهادهای اصلی برای تحقیقات آینده، بررسی همبستگی بین این مقیاس و ابزارهای روانشناختی استاندارد در حوزههای مرتبط است.
از نظر کاربردی، مقیاس حاضر میتواند در حوزههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد. در روانشناسی بالینی، امکان سنجش خودفریبی بهعنوان یک عامل زمینهساز اختلالات شناختی، هیجانی و رفتاری فراهم میشود. در روانشناسی تربیتی، میتوان از آن برای شناسایی گرایشهای خودفریبانه در میان دانشآموزان و دانشجویان بهره گرفت و بر اساس آن مداخلات آموزشی و تربیتی طراحی کرد. همچنین در مطالعات اخلاق اسلامی، این مقیاس میتواند ابزار مهمی برای بررسی پیوند میان مفاهیم اخلاقی و روانشناختی باشد.
در مجموع میتوان نتیجه گرفت که مقیاس خودفریبی مبتنیبر آموزههای اسلامی، گامی مهم در مسیر بومیسازی ابزارهای روانسنجی است. این ابزار توانسته است تصویری چندبعدی و عمیق از خودفریبی ارائه کند که هم به جنبههای شناختی و هم به ابعاد انگیزشی و رفتاری آن توجه دارد. چنین رویکردی میتواند در توسعة روانشناسی اسلامی نقش کلیدی ایفا کند و در کنار ابزارهای موجود، جایگاه مستقلی برای مطالعه و مداخله در حوزههای مرتبط با خودفریبی بیابد.
- قرآن کریم.
- بیابانگرد، اسماعیل (1390). روشهای تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. تهران: دوران.
- پژوهنده، محمدحسین (1383). فرهنگسازی و دستاوردهای فرهنگی در پاسخگویی نظاممند. پژوهشهای اجتماعی ـ اسلامی، 10(49 و 50)، 275ـ302.
- جعفری، محمدتقی (1396). انسانشناسی از منظر نو. پایگاه اینترنتی تنظیم و نشر آثار علامه جعفری.
- .www.ostad-jafari.com
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- عزتطلب مقدم، رامین، پسندیده، عباس و رفیعیهنر، حمیدرضا (1397). مفهومشناسی خودفریبی از دیدگاه اسلام و روانشناسی. اسلام و پژوهشهای روانشناختی، 2(10)، 39ـ65.
- کلایی، مرضیه (1389). بررسی تطبیقی خودفریبی در فلسفة اخلاق غرب و آموزههای دینی اسلام. پایاننامة کارشناسی ارشد فلسفه. دانشگاه قم.
- لگنهاوزن، محمد (1374). دروغگویی و راستگویی در فلسفة اخلاق. معرفت، 4(15)، 35ـ39.
- مجلسى، محمدباقر (1403ق). بحار الأنوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
- مطهری، مرتضی (1393). انسان کامل. تهران: صدرا.





