اصطلاح روانشناسی اولین بار در 1510 میلادی در ایتالیا توسط مارولیچ؛ انسانشناس دالماتیایی و سپس در آثار فریگ (1570) و گوکلنیوس (1590) نمایان شد و اخیرا نیز دو اثر تاریخی دیگر کاستلانی؛ پزشک و فیلسوف ایتالیایی و شِنل؛ الهیدان هلندی (1525) را شناسایی کرده است. همین موضوع منظر اختلاف بافت پزشکی یا الهیاتی روانشناسی شده است. در این میان آثار تاریخی به نقش ابنسینا در جریان علمی اروپا اشاره کردهاند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آثار ابنسینا در تحقق خاستگاه و بافتار روانشناسی معاصر بود. دادههای پژوهش با روش اسنادی و نمونهگیری انباشتی جمعآوری و به شیوه استنتاجی با رویکرد تاریخنگاری انتقادی مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که آثار فلسفی و طبی ابنسینا پیش یا همزمان با آثار ارسطو بر مارولیچ و 4 مؤلف دیگر قرن 16 میلادی تأثیر گذاشته و آنها با استفاده از آثار وی از یک سو؛ و استناد به کتاب نفس ارسطو از سوی دیگر به وضع یا توسعه اصطلاح روانشناسی پرداخته، و عملا آنرا را در پیوند دو دانش طبیعیاتی و الهیاتی (و نه یکی از آن دو) به عرصه علم معرفی کردند.
رفیعی هنر، حمید. (1405) بررسی انتقادی خاستگاه روانشناسی معاصر در اروپا و تدوین مدل شکلگیری آن بر اساس نقش آثار ابنسینا. فصلنامه روانشناسی و دین، ()، - https://doi.org/10.22034/ravanshenasi.2026.5002736.
حمید رفیعی هنر."بررسی انتقادی خاستگاه روانشناسی معاصر در اروپا و تدوین مدل شکلگیری آن بر اساس نقش آثار ابنسینا". فصلنامه روانشناسی و دین، ، ، 1405، -
رفیعی هنر، حمید.(1405) 'بررسی انتقادی خاستگاه روانشناسی معاصر در اروپا و تدوین مدل شکلگیری آن بر اساس نقش آثار ابنسینا'، فصلنامه روانشناسی و دین، (), pp. -