چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل تردید: ارائۀ مدلی مفهومی با رویکرد اسلامی
Article data in English (انگلیسی)
- Beck, J. (2015). How Uncertainty Fuels Anxiety. The Atlantic.
- Budner, Stanley (1962). Intolerance of ambiguity as a personality variable. Journal of Personality, 30(1), 29-50. doi. org/10. 1111/j. 1467-6494. 1962. tb02303. x
- Buhr, K. & Michel, J Dugas (2006). Investigating the construct validity of intolerance of uncertainty and its unique relationship with worry. Journal of Anxiety Disorders, 20, (2), 222-236. doi: 10. 1016/j. janxdis. 2004. 12. 004.
- Captari, L. E., Hook, J. N., Hoyt, W. T., Davis, D. E., McElroy-Heltzel, S. E., Worthington, E. L. J. r. (2018). Integrating clients’ religion and spirituality within psychotherapy: A comprehensive meta-analysis. J Clin Psychol, 74(11), 1938-1951. Doi: 10. 1002/jclp. 22681.
- Dugas, M. J., Gosselin, P. & Ladouceur, R. (2001). Intolerance of uncertainty and worry: Investigating specificity in a nonclinical sample. Cognitive Therapy and Research, 25(5), 551-558. DOI: 10. 1023/A: 1005553414688.
- Dugas, M. J. & et al (2005). Further validation of a cognitive-behavioral model of generalized anxiety disorder: Diagnostic and symptom specificity. Journal of Anxiety Disorders, 19(3), 329-343. doi: 10. 1016/j. janxdis. 2004. 02. 002.
- Freeston, M. H., Rhéaume, J., Letarte, H., Dugas, M. J. & Ladouceur, R. (1994). Why do people worry?. Personality and Individual Differences, 17(6). doi. org/10. 1016/0191-8869(94)90048-5.
- Grenier, S. & et al (2005). Intolerance of uncertainly and intolerance of ambiguity: similarities and differences. Personality and Individual Differences, 39, 593-600. doi. org/10. 1016/j. paid. 2005. 02. 014.
- Howell, A. N., Carleton, R. N., Horswill, S. C., Parkerson, H. A., Weeks, J. W., Asmundson, G. J.G. (2019). Intolerance of uncertainty moderates the relations among religiosity and motives for religion, depression, and social evaluation fears. Journal of Clinical Psychology, 75(1), 95-115. Doi: 10. 1002/jclp. 22691.
- Ladouceur, R. & et al (2000). Experimental manipulation of intolerance of uncertainty: A study of a theoretical model of worry. Behaviour Research and Therapy, 38(9), 933-941. doi: 10. 1016/s0005-7967(99) 00133-3.
- McLain, D. L. & et al (2015). Ambiguity tolerance in organizations: Definitional clarification and perspectives on future research. Frontiers in Psychology, 6, 1-7. doi. org/10. 3389/fpsyg. 2015. 00344.
چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل تردید: ارائۀ مدلی مفهومی با رویکرد اسلامی
محمدجواد نيکزاد / کارشناسی ارشد گرايش مشاوره دانشگاه معارف اسلامی قم nameresan2014@yahoo.com
مسعود نورعليزاده ميانجی / استاديار گروه روانشناسي دانشگاه شاهد mnour@shahed.ac.ir
جعفر جديري/ استاديار گروه مشاوره دانشگاه معارف اسلامی قم jjafar138@gmail.com
دريافت: 20/08/1404 ـ پذيرش: 04/12/1404
چکيده
عدم تحمل بلاتکلیفی، سازهای روانشناختی است که در شکلگیری و ماندگاری اختلال اضطراب فراگیر، نقشی بنیادین دارد. در پژوهش بنیادی حاضر، با کاربست رویکرد کیفی در چارچوب مدلیابی مفهومی بر اساس متون اسلامی، چرخۀ مفهومی آسیبشناسی عدم تحمل بلاتکلیفی بر پایۀ آموزههای دینی تدوین شد. دادهها به شیوۀ اسنادی گردآوری شد. مدل پیشنهادی که توسط هفت کارشناس علوم اسلامی و روانشناسی با شاخص (CVI) اعتبارسنجی شد، نشان میدهد «خدا ناآگاهی» و «نبود ادراک از واقعیتهای توحیدی»، مؤلفههای بنیادین در شکلگیری باورهای منفی دربارۀ موقعیتهای بلاتکلیفی (نبود خیرباوری) هستند؛ باورهایی که زمینهساز تفسیرهای تهدیدآمیز از موقعیتهای مبهم بوده و به بروز نشانههای عدم تحمل بلاتکلیفی میانجامند. این سازه در بُعد شناختی با تردید، نارضایتی از قضای الهی، نبود توکل و ضیق صدر همراه است. افراد برای مدیریت نگرانی، به راهبردهای ناسازگار و افراطی روی میآورند که ناکارآمدی آنها، چرخهای از نگرانی را شکل میدهد که پیامدهایی مانند افکار منفی، کاهش عملکرد و علائم فیزیولوژیک اضطراب را در پی دارد. تبیین چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی، نیازمند توجه به نقش مؤلفههای دینی و بهرهگیری از مدلی مفهومی است که ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری این سازه را بر پایۀ آموزههای اسلامی تحلیل کند.
کليدواژهها: عدم تحمل تردید، چرخۀ آسیبشناختی، اضطراب فراگیر، مدل مفهومی، رویکرد اسلامی.
مقدمه
عدم تحمل بلاتکلیفی (Intolerance of Uncertainty) به ویژگیای سرشتی اشاره دارد که از باورهای منفی دربارۀ بلاتکلیفی و معانی همراه آن ناشی میشود که به بروز و تداوم اضطراب فراگیر میانجامد (داگاس و رابیچاود، 1403، ص38). این سازۀ روانشناختی، به ابهام آیندهگرا اشاره دارد که همچون تهدیدی بالقوه درک شده و از آن پرهیز میشود، و با نبود اطمینان در موقعیتهای مبهم آشکار میشود (Grenier & et al, 2005 McLain & et al, 2015;) موقعیتهای مبهم، سه وضعیت را شامل میشود: 1. ابهام تازه؛ فقدان یا کمبود اطلاعات؛ 2. ابهام پیچیده؛ فراوانی اطلاعات؛ 3. ابهام غیر قابل حل؛ اطلاعات متناقض (رابیچاد و داگاس، 1400، ص37؛ Budner, 1962). اگر موضوع نگرانی کاملاً پیشبینیپذیر یا در حال رخ دادن باشد و ابهام نداشته باشد، فرد بهجای اضطراب، ترس را تجربه میکند. اینکه ندانیم چه کنیم یا ندانیم چه اتفاقی میافتد، زمینۀ اضطراب را فراهم میکند که با توانایی تحمل بلاتکلیفی افراد در پیوند است (Beck, 2015) و به توانایی عملکرد و ادامۀ زندگی با دانش ناقص بستگی دارد (Buhr & Dugas, 2006؛ حسینی و همکاران، 1392، ص17ـ26). افرادی که بلاتکلیفی را نگرانکننده و فشارآور میدانند و در کارکردشان اثر منفی دارد، باید مطمئن شوند یا حادثۀ مشخصی روی نمیدهد یا توانایی مواجهه با پیامدهای ناگوار ممکن را دارند (لیهی و همکاران، 1403، ص 247؛ رشتبری و همکاران، 1401).
از جمله نظریههای مطرح دربارۀ عدم تحمل بلاتکلیفی، به داگاس و همکارانش تعلق دارد و آنها از پیشگامان و توسعهدهندگان این موضوع بهشمار میروند. ناکارآمدی درمانهای رایج اختلالهای اضطرابی، بهویژه اضطراب فراگیر که مشخصۀ آن نگرانی مفرط ـ انتظار توأم با تشویش ـ دربارۀ رویدادهای مختلف است (انجمن روانپزشکی امریکا، 1400، ص263)، این پژوهشگران را به عدم تحمل بلاتکلیفی بهعنوان عامل کلیدی این اختلال رساند؛ رویکردی که نشان میدهد با تغییر در مؤلفۀ عدم تحمل بلاتکلیفی، میتوان سطح نگرانی را در افراد مبتلا به این اختلال کاهش داد (Buhr & Dugas, 2006). مدل درمان اختلال اضطراب فراگیر داگاس و همکارانش برای تبیین این موارد طراحی شد: 1. شیوۀ ادراک اطلاعات در وضعیت مبهم و مجموعهای از واکنشهای شناختی، عاطفی و رفتاری به آن (Freeston & et al, 1994)؛ 2. تمایل به واکنش منفی به رویدادی نامشخص، بدون توجه به میزان احتمال رخ دادن آن (Ladouceur & et al, 2000)؛ 3. گرایش شدید به پذیرش پیش آمدن رویدادی منفی؛ هرچند احتمال رخ دادن آن ناچیز باشد (Dugas & et al, 2001)؛ 4. تمایل افراطی به درک موقعیتهای نامطمئن، بهعنوان منابع استرسزا که باید از آنها پرهیز کرد (Dugas & et al, 2005).
در میان تحقیقات داخلی، پژوهش موسوینیا و همکاران (1393) نشان داد که آموزش تحمل بلاتکلیفی با درمان شناختی ـ رفتاری داگاس، شدت نگرانی در مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر را پس از تست و در پایان پیگیری دو ماهه بهطور معنیداری کاهش داد. این نتایج با یافتههای گوزلین، داگاس و همکارانشان دربارۀ کارآمدی درمان شناختی ـ رفتاری داگاس برای کاهش اضطراب همخوانی دارد. یافتههای ارفعی و همکاران (1390) نشان داد افراد وسواسی در شرایط ابهام، بلاتکلیفی بیشتری را نسبت به بیماران افسرده احساس میکنند؛ یافتهای که با بروز بیشتر عدم تحمل بلاتکیفی در بیماران اضطرابی همسو است.
افزون بر این، تحقیقات نشان میدهد که باورهای مذهبی، بهعنوان متغیری مرتبط با عدم تحمل بلاتکلیفی شناخته شده است و افرادی که اعتقادات مذهبی و متافیزیکی دارند، ظرفیت بیشتری برای تحمل مسائل مبهم دارند (Howell & et al, 2019). پژوهشهای پر شمار بر پایۀ آموزههای اسلامی نیز نشان ميدهند كه دينداري نهتنها با اختلالات روانشناختي رابطۀ منفي دارد (صنعتنگار و همکاران، 1396)، بلكه مداخلات رواندرمانگرانۀ مبتنيبر مذهب، اثربخشی بالایی داشته (جانبزرگی و غروی، 1400، ص383) و در مواردی اثرگذاري آن نسبت به روشهای رایج درمانی بیشتر بوده است (جانبزرگی، 1394). ازاینرو روزبهروز بر شمار افرادی که مذهب و معنویت را روشی کارآمد برای التیام رنجهای روانی خود میدانند، افزوده میشود و نیز شمار متخصصانی که در فرآیند درمان بیماریهای روانی و ارتقای سلامت روان، به نقش باورها و رفتارهای معنوی توجه میکنند، روبه افزایش است (Captari & et al, 2018).
بر پایۀ کاوشهای محقق، پژوهشی با هدف تبیین چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی و ارائۀ مدل آن با رویکرد دینی انجام نشده است، اما مدلی مفهومی دربارۀ ارتباط تحمل ابهام و توکل با کارآفرینی تدوین شده است که بر پایۀ آن، کارآفرینان در شرایط ابهام، با قطع امید از اسباب متعارف و با تجمیع دو عامل باور قلبی و شناخت اعتقادی، به رفتار متوکلانه ـ مانند توسل، نماز، استخاره ـ روی میآورند. با توکل، انسان آرامش و جسارت یافته و تصمیمگیری و مدیریت ابهام آسان میشود (بابایی طلاتپه و شعبانی، 1394). این تحقیق با اینکه ارزشمند است، اما اولاً عدم تحمل بلاتکلیفی را بررسی نکرده؛ ثانیاً تنها یک بُعد از ابعاد مختلف تحمل ابهام را از منظر اسلامی تحلیل کرده و به ساختار و مؤلفههای آن نپرداخته است.
با اینکه بررسی عدم تحمل بلاتکیفی بهصورت نوین آن، در پژوهشها و متون اسلامی به چشم نمیخورد، اما به نظر ميرسد مفهوم بلاتکلیفی و معانی ضمنی آن، تلویحاً و بهصورت متعدد در آيات قرآن كريم و روايات اشاره شده است. از جمله مواردی که از مصادیق احتمالی و مهم عدم تحمل بلاتکلیفی در اندیشۀ اسلامی است، عبارتاند از: شکافته شدن دریا برای حضرت موسی (شعراء: 61ـ62)؛ نگرانی براي رزق و ترس از فقر (اسراء: 31)؛ مبهم بودن سرنوشت و قرار داشتن در وضعیت بیم و امید (کلینی، 1407ق، ج2، ص314)؛ مشخص نبودن زمان مرگ (مفضل، بیتا، ص82)؛ نتیجهگرا نبودن (شوری: 48) و وضعیت فردی که با بلایی مواجه شده، اما نمیداند که این رخداد آزمونی الهی برای ارتقای معنوی اوست یا کیفر گناهان گذشتهاش (کلینی، 1407ق، ج2، ص444؛ ج2، ص255).
با توجه به آثار مخرب عدم تحمل بلاتكليفي (Dugas & et al, 2001) و نقش آموزههاي ديني در سلامت روانشناختي افراد (Howell & et al, 2019)، و نبود پژوهشی دربارۀ چرخة آسیبشناختی آن با رویکرد اسلامي، ارائۀ مدل مفهومی این چرخه ضروری است. بنابراین هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفههاي عدم تحمل بلاتکلیفی با رویکرد اسلامی و تدوین مدل مفهومی چرخۀ آسیبشناختی آن است.
روش پژوهش
این پژوهش بنیادي با رویکرد کیفی، از روش اسنادی برای گردآوری اطلاعات بهره گرفت و تحلیل مفاهیم مؤلفهها بر پایۀ روش تحلیل محتوای کیفی در چارچوب روش مدلیابی مفهومی از متون اسلامی (نورعلیزاده میانجی، ۱۴۰۲) انجام شد. جامعۀ اسنادی پژوهش دربرگیرندۀ آیات قرآن، روایات ائمه و نیز منابع معتبر علوم اسلامی و روانشناختی بود. معیار ورود، دلالت معنایی مستقیم یا غیرمستقیم بر حالتهای روانی و باورهای شناختی انسان در مواجهه با ابهام و بلاتکلیفی، تهدید ادراکشده و اضطراب بود.
دادههای اصلی از کتابهای ردۀ «الف» و «ب» مانند الکافی و الخصال، و مآخذ تأییدی از ردۀ «ج» مانند غررالحکم انتخاب شدند (طباطبایی، 1390، ص276). منابع تفسیری قرآن کریم و نیز آثار روانشناسی در چارچوب منابع تحلیلی و پشتیبان نظری بهکار گرفته شدند.
فرایند پژوهش در چند مرحله انجام شد: 1. شناسایی کدهای اولیه؛ واژهها و مفاهیم مرتبط با عدم تحمل بلاتکلیفی، از جمله نفس مطمئنه، سکینه، اطمینان، لقاء، قنوط، اعراض، ربط، شک، ریبه، خیر، بشارت، علم، خوف، وجل، فزع، رهب، رجز، شفق، قلق، ضیق صدر، رضا و توکل شناسایی شدند و به کدهای اولیه تبدیل گردیدند؛
2. گردآوری و تحلیل متون اسلامی؛ خانوادۀ قرآنی ـ حدیثی پیرامون موضوع تشکیل شد و آیات و روایات مرتبط جمعآوری، طبقهبندی و تحلیل شدند تا ارتباط واژهها با مفاهیم روانشناختی مشخص گردد؛
3. تدوین کدهای فراگیر و سازهها؛ کدهای اولیه بر اساس کارکرد روانی ـ شناختی تجمیع شدند و کدهای فراگیر شکل گرفتند؛ سپس این کدها سازماندهی شده و سازههای اصلی مدل را شکل دادند. چارچوب سه سطحی رایج در مدلهای روانشناختی شامل بخش شناختی ـ باوری، فرایندهای روانشناختی و پیامدهای هیجانی و رفتاری، مبنای این سازماندهی بود. جزئیات جایگاه هر واژه و روابط آنها در مدل، همراه با مستندات قرآنی و حدیثی در بخش یافتهها ارائه شده است.
در گام بعد، پرسشنامهای شامل تعریف روانشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی، شرح مؤلفههای اسلامی و مدل پیشنهادی در اختیار هفت نفر از خبرگان ـ دارای دکتری روانشناسی و سطوح عالی حوزوی ـ قرار گرفت. میزان ارتباط مفاهیم و مؤلفههای بهدستآمده با استفاده از شاخص روایی محتوایی (CVI) ارزیابی شد. شاخص CVI برای هر گویه محاسبه شد و مواردی با مقدار بالاتر از 79/0 تأیید شد (حاجیزاده و اصغری، 1390، ص395ـ450).
یافتهها پژوهش
بخش اول: مؤلفههاي عاملی
الف) خدا ناآگاهی: یعنی انسان به اصل ارتباط با خداوند و کیفیت آن توجه نداشته باشد. در مقابل، فرد خداآگاه در اعماق درون خود، وجود خدایی و ملکوتیاش را درمییابد و با خداوند پیوندی عمیق دارد؛
ب) نبود ادراک از واقعیتهای توحیدی: درک تضعیفشده از نقش خدا در زندگی، پروردگار نقش کمرنگی دارد و یا هیچ نقشی ندارد؛
ج) نبود خیرباوری: فقدان باور به خیر؛ یعنی آنچه خداوند برای او در نظر گرفته و روی میدهد، خیر نیست. این باور منفی، ورودی چرخۀ اصلی عدم تحمل بلاتکلیفی است.
این سه مفهوم، علیرغم تمایز مفهومی، همگی ناظر به چگونگی سازمانیافتگی شناخت و باور فرد دربارة خدا، ساختار واقعیت و ارزیابی موقعیتهای مبهم بودند؛ ازاینرو در سطحی کلانتر ذیل مؤلفههای «عاملی» قرار گرفتند. در این میان، «نبود خیرباوری» نتیجة آن دو مورد بهشمار میرود. جدول (1) نشان میدهد که این سه مؤلفه در یک سطح قرار ندارند و سطوح متفاوتی از سازمانیافتگی دینی را نمایندگی میکنند. خدا ناآگاهی مبنای توجهی نظام شناختی است، نبود ادراک واقعیتهای توحیدی چارچوب تبیینی آن را شکل میدهد، و نبود خیرباوری پیامد ارزیابانة این دو در مواجهه با موقعیتهای مبهم است. در جدول (1) چگونگی این رابطه نشان ارائه شده است.
جدول 1: چگونگی ارتباط میان این مؤلفة خدا ناآگاهی، نبود ادراک واقعیتهای توحیدی و نبود خیرباوری
سطح سازمانیافتگی شناخت جهتگیری مؤلفه تعریف کارکردی در مدل نوع رابطه
سطح مبنایی جهتگیریهای توحیدی خدا ناآگاهی نبود توجه پایدارشناختی به حضور، همراهی و نظارت الهی مؤلفة پایه
سطح تبیینی جهتگیریهای توحیدی نبود ادراک واقعیتهای توحیدی نبود درک از ساختار حکیمانة واقعیت (تدبیر الهی، قضا و قدر، هدفمندی رخدادها) مؤلفة پایه
سطح ارزیابانه جهتگیریهای توحیدی نبود خیرباوری ارزیابی منفی از موقعیت مبهم بهعنوان دارای پیامد بالقوه ناخوشایند مؤلفة برآمده (نتیجة دو سطح قبل)
جدول (2) خلاصهای از دادههای استخراجشده از منابع اسلامی برای سه مؤلفة مذکور و شیوة استنباط آنها را ارائه میدهد.
جدول 2: تلخيص مستندات مرتبط با مؤلفههای خدا ناآگاهی، نبود ادراک واقعیتهای توحیدی و نبود خیرباوری
خدا ناآگاهی
مستند قرآنی/روایی عبارت کلیدی مفهوم استخراجشده مؤلفه
«الَّذينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ الله ألا بِذكرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (رعد: 28) «تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» آرامش درونی در پرتو ارتباط با خداست خدا ناآگاهی
«وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (لقمان: 4ـ5) «بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» آینده برای مؤمنین به دلیل ایمان به خداوند برایشان روشن است خدا ناآگاهی
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا لَقيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (انفال: ۴۵) «اذْكُرُوا اللهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» یاد خدا بودن، عاملی برای پیروزی است خدا ناآگاهی
«وَأَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (قصص: 10) «رَبَطْنا عَلى قَلْبِها» آرامش دلها بهدست خداوند است خدا ناآگاهی
«إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَرَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَاطْمَأَنُّوا بِها» (یونس: 7) «رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا» دلبستگی به دنیا و اطمینان به غیرخداوند خدا ناآگاهی
«وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاّ الضَّالُّونَ» (حجر: 56) «مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ» ناامیدی برای کسانی که به خداوند باور ندارند خدا ناآگاهی
«وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (حشر: 19). «كَالَّذِينَ نَسُوا اللهَ» فراموش کردن خداوند برابر است با خودفراموشی خدا ناآگاهی
«مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً» (طه: 124)؛ «أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري» دوری از یاد خدا سبب تنگ شدن زندگی است خدا ناآگاهی
استدلال برای ارتباط خدا ناآگاهی با عدم تحمل بلاتکلیفی
مفاهیم بهدستآمده از مستندات بالا، علیرغم تفاوت در بیان لفظی و مفهوم موافق و مخالف، همگی بر جهتگیری باور به خداوند و ارتباط منبع اطمینانبخش دلالت دارند. این اشتراک، سبب شد که مفاهیم بهدستآمده ذیل عنوان «خدا ناآگاهی» بهعنوان مؤلفة «عاملی» تجمیع شوند که ناظر به بُعد شناختی فرد در مواجهه با شرایط بلاتکلیفی است.
احساس ایمنی، با ایمان و تکیه بر پایگاه امن الهی، همواره تداوم مییابد. اگر یاد خدا آرامبخش است، به این جهت است که فرد خداآگاه در روانش با خدا پیوندی عمیق دارد؛ ازاینرو کمبودی احساس نمیکند تا نگران شود، خود را تنها و بدون تکیهگاه نمییابد که احساس ناامنی کند، و تعارضی در خود نمییابد تا مضطرب شود، بلکه هرچه هست قلبی آرام و مطمئن است (نورعلیزاده، 1395). با این بیان، فرد خدا ناآگاه در برابر ابهامات، بلاتکلیفی و تنیدگیهای زندگی، احساس كهتري، نگرانی، کمتوانی و اضطراب داشته و مشکلات زندگی و ابهامات را قابل حل نمیداند. بهمثل، ناامیدی از لقای خدا و رضایت به زندگی دنیا، از غفلت برمیخیزد (جوادی آملی، 1386، ج36، ذیل آیة 7 سورة یونس). این ناامیدی، چه در مسائل معنوی و چه مادی، سبب میشود که فرد از پیش خود را در برابر نگرانیها بازنده بداند و دچار دنیاگرایی شود، و جسم و روانش به رنج بیفتد (دیلمی، 1371، ج1، ص248) و به آرزوهايش نرسد (ورام، 1410ق، ج1، ص130). پس غفلت از یاد خدا و خدا ناآگاهی با ایجاد باور منفی دربارة موقعیتهای مبهم، فرد را به دام اضطراب میکشاند.
بنابراین ازآنجاکه خدا ناآگاهی با باور نداشتن به خداوند حکیم همراه است، ارزیابی تهدید در موقعیتهای مبهم بالا میرود و درنتیجه، فرد عدم قطعیت را خطرناک تفسیر میکند و سطح تحمل بلاتکلیفی پایین میآید.
نبود ادارک واقعیتهای توحیدی
مستند قرآنی/روایی عبارت کلیدی مفهوم استخراجشده مؤلفه
«وَما جَعَلَهُ اللهُ إِلاّ بُشْرى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (انفال: 10)
«وَمَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» (آلعمران: 126) «بُشْرى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ» درک بشارت، امدادهای الهی و یاری رساندن مؤمنان از سوی خداوند ادراک واقعیتهای توحیدی
«إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها» (توبه: 40) «فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ» آرامش و اطمینان، هدیة الهی است و با ابزار مادی فراهم نمیشود ادراک واقعیتهای توحیدی
«وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي» (بقره: 260) «أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» زنده کردن مردگان، از شئون ربوبیت خداوند است ادراک واقعیتهای توحیدی
«لَوْ أَنَّ جَمِيعَ اَلْخَلاَئِقِ اِجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَصْرِفُوا إِلَيْكَ شَيْئاً لَمْ يُقَدَّرْ لَكَ لَمْ يَسْتَطِيعُوا» (طوسی، 1414ق، ج1، ص675، ح1424) «لَوْ أَنَّ جَمِيعَ اَلْخَلاَئِقِ» «اِجْتَمَعُوا» درک به قادر بودن خداوند ادراک واقعیتهای توحیدی
«أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى الأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» (غاشیه: 17ـ20) «أَ فَلا يَنْظُرُونَ» دیدن نمادهای الهی، برابر است با احراز وجود خالقی حکیم که تحمل بلاتکلیفی را بالا میبرد ادراک واقعیتهای توحیدی
«إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاّ تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا» (فصلت: 30)؛ «قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللهِ وَاللهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره: 249) «أَلا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا» ادراک کفایت و اتکاپذیری خداوند ادراک واقعیتهای توحیدی
استدلال برای ارتباط ادراک واقعیتهای توحیدی با عدم تحمل بلاتکلیفی
مفاهیم بهدستآمده از مستندات بالا، علیرغم تفاوت در بیان لفظی و مفهوم موافق و مخالف، بر این دلالت دارند که کیفیت و پيچیده بودن آفريدهها دال بر قدرت، علم و حكمت آفریننده است (قرائتی، 1388، ج10، ص466). این اشتراک، سبب شد که مفاهیم بهدستآمده ذیل عنوان «ادراک واقعیتهای توحیدی» بهعنوان مؤلفة «عاملی» تجمیع شوند که ناظر به بُعد شناختی فرد در مواجهه با شرایط بلاتکلیفی است.
کسی گمان نکند که در تمام مسیر زندگی همواره یکسویه و بسته است، بلکه تا زمانی که انسان زنده است، راهی دوسویه پیش روی او گشوده است. کنار شب و روز قَدر، سخن از بداء و تغییر و تحول در تقدیر الهی است؛ به این معنا که سرنوشت، همواره ظرفیت بازگشت، دگرگونی و بازشدگی دارد (جوادی آملی، 1386، ج32، ص150).
فردی که به دلیل نبود شناخت کافی و عدم ادراک واقعیتهای توحیدی، زندگی خود را با آنها هماهنگ نمیکند (ناهماهنگسازی با واقعیتهای توحیدی)، زندگیاش معنای الهی پیدا نکرده و به خداوند اطمینان نخواهد داشت و درنتیجه، سطح تحمل بلاتکلیفی او پایین آمده و نمیتواند در جهانی که آکنده از تشویش و اضطراب است، آرامش داشته باشد.
نبود خیر باوری
مستند قرآنی/روایی عبارت کلیدی مفهوم استخراجشده مؤلفه
«وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاّ عَلَى اللهِ رِزْقُها وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَمُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ» (هود: 6)؛
«يَا عَلِيُّ لاَ تَهْتَمَّ لِرِزْقِ غَدٍ فَإِنَّ كُلَّ غَدٍ يَأْتِي رِزْقُهُ» (ابنشعبه حرانی، 1404ق، ص13) «عَلَى اللهِ رِزْقُها
لاَ تَهْتَمَّ لِرِزْقِ» خداوند رزق بندگانش را میدهد نبود خیرباوری
«مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذَلِكَ حُسْنُ نَظَرٍ مِنَ اَللهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً» (ابنشعبه حرانی، 1404ق، ص206) «حُسْنُ نَظَرٍ مِنَ اَللهِ» کسی که حالت سختی را لطف خداوند نداند، آرزوهایش را ضايع كرده است نبود خیرباوری
«يَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ فَإِنِّي إِنَّمَا أَبْتَلِيهِ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأُعَافِيهِ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَزْوِي عَنْهُ مَا هُوَ شَرٌّ لَهُ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ عَبْدِي» (کلینی، 1407ق، ج2، ص61، ح7) «فَإِنِّي إِنَّمَا أَبْتَلِيهِ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ» ابتلائات دنیوی برای انسان خیر است و نشانهای از محبت خداوند به بنده نبود خیرباروی
«وَأَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ» (فجر: 16) «فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ» کسی که به خداوند خیرباوری ندارد، گرفتاریها را نشانة بیاعتنایی از سوی خدا میداند نبود خیرباروی
«وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (بقره: 216)؛ «فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا» (نساء: 19). «وَيَجْعَلَ اللهُ فِيهِ خَيْرًا» بودن خیر پنهان در چیزهایی که به گمان انسان خوشایند نیست نبود خیرباوری
استدلال برای ارتباط نبود خیرباوری با عدم تحمل بلاتکلیفی
مفاهیم بهدستآمده از مستندات بالا، علیرغم تفاوت در بیان لفظی و مفهوم موافق و مخالف، همگی بر «باور خیر داشتن به خداوند» دلالت دارند. این اشتراک، سبب شد که مفاهیم بهدستآمده ذیل عنوان «نبود خیرباوری» بهعنوان مؤلفة «عاملی» تجمیع شوند.
به دلیل خدا ناآگاهی و نبود ادراک واقعیتهای توحیدی، خیرباوری به خداوند آسیب میبیند. به سبب این آسیب، فرد از رخدادها و موقعیتهای مبهم و نامطمئن، تعبیر و تفسیر تهدیدآمیز دارد، نسبت به آینده بدبین است و توانایی مقابله با شرایط بلاتکلیفی را ندارد و درنتیجه، در سطح احساسی، شناختی و رفتاری علائم اضطراب بروز مییابد؛ درحالیکه مؤمن تنها خداوند را مبدأ فاعلی تمامی کارهای خیر میداند و سایر اشخاص و اشیا را صرفاً ابزارهایی در خدمت ارادۀ او میپندارد (جوادی آملی، 1386، ج57، ص414ـ421).
بخش دوم: مؤلفههاي فرآیندی
تحلیل دادههای استخراجشده از آموزههای اسلامی نشان داد مفاهیم فرایندی بهصورت چرخهای کارکردی و بههمپیوسته عمل میکنند و نحوة شکلگیری و تداوم وضعیت روانی فرد در مواجهه با بلاتکلیفی را توضیح میدهند. چهار مرحله فرایندی شناسایی شد که در یک رابطة علّی ـ بازگشتی قرار دارند.
1. اختلال در پذیرش واقعیت (نبود رضا)
«رضا» به معنای پذیرش قضا و قدر الهی است (کلینی، 1407ق، ج5، ص262). نبود پذیرش برای قضا و قدر الهی باعث افزایش تنش و اضطراب در موقعیتهای نامعلوم میشود و فرد به دنبال کنترل کامل شرایط، حتی فراتر از توان خود است.
2. اختلال در پردازش اطلاعات (ضیق صدر)
در این مرحله، ظرفیت پردازش شناختی کاهش یافته و وقایع ناشناخته به شکل تهدید جدی تلقی میشوند. فرد اطلاعات را ناقص و اغراقآمیز تحلیل میکند و این امر موجب نگرانی و اختلال در تصمیمگیری میشود.
3. اختلال در تصمیمگیری (نبود توکل)
نبود اتکای شناختی پایدار و فقدان توکل به خداوند باعث تعویق یا تردید شدید در تصمیمگیری میشود. این اختلال، فضای عدم قطعیت را گسترش داده و زمینهساز افزایش نگرانی میگردد.
4. تولید نگرانی (خوف)
فعال شدن حالتهای هیجانی منفی و افزایش سطوح اضطراب، تحمل فرد در برابر بلاتکلیفی را کاهش داده و آسیبپذیری او را افزایش میدهد. این مرحله چرخه را مجدداً تقویت میکند.
مؤلفههای فرایندی در سطح میانی مدل عمل کرده و نقش واسط میان عوامل زمینهای (خدا ناآگاهی، نبود ادراک واقعیتهای توحیدی و نبود خیرباوری) و پیامدهای روانشناختی (اضطراب، کاهش عملکرد، نشانههای هیجانی) را ایفا میکنند. جزئیات مستندات و مسیر استنباط برای مؤلفههای فرایندی در جدول (3) ارائه شده است.
جدول 3: تلخيص مستندات تعاملات روانی و استدلال آن
مستندات فقدان پذیرش (نبود رضا)
مستندات مفهوم استخراجشده کارکرد روانشناختی در شرایط بلاتکلیفی مرحلة فرایندی مدل
«يَا دَاوُدُ تُرِيدُ وَأُرِيدُ فَإِنِ اِكْتَفَيْتَ بِمَا أُرِيدُ مِمَّا تُرِيدُ كَفَيْتُكَ مَا تُرِيدُ وَإِنْ أَبَيْتَ إِلاَّ مَا تُرِيدُ أَتْعَبْتُكَ فِيمَا تُرِيدُ وَكَانَ مَا أُرِيدُ» (ابنشعبه حرانی، 1404ق، ص374) رویدادها خارج از کنترل انساناند کاهش مقاومت در برابر امور غیر قابل پیشبینی پذیرش نداشتن (نبود رضا)
«مَنْ رَضِيَ بِالْقَدَرِ لَمْ يَكْتَرِثْهُ اَلْحَذَرُ» (تمیمی آمدی، 1410ق، ص 649) راضی شدن به قدر ناتوانی در تفسیر درست رویدادهای مبهم پذیرش نداشتن (نبود رضا)
«لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَاللهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» (حدید: 23) علم و حكمت خدا غصه خوردن و تمرکز بر پیامد منفی بهجای ارزیابی متعادل پذیرش نداشتن (نبود رضا)
«مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» (بقره: 112) تسلیم فرمان خدا بودن تلاش بیش از حد برای کنترل داشتن در موقعیتهای نامعلوم پذیرش نداشتن (نبود رضا)
«يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً» (فجر: 27ـ28) اطمینان نفس ناتوانی در احساس امنیت در برابر آیندة نامطمئن پذیرش نداشتن (نبود رضا)
«اِخْتِيَارُ اَللهِ لِلْعَبْدِ مَا يَسُوؤُهُ خَيْرٌ مِنِ اِخْتِيَارِهِ لِنَفْسِهِ مَا يَسُرُّهُ» (ورام، 1410ق، ج2، ص118) امکان خیر در امر ناخوشایند تمرکز بر پیشبینی پیامد منفی پذیرش نداشتن (نبود رضا)
«... قَالَ [موسی] سَأَلُونِي أَنْ أَسْأَلَكَ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءَ... ثُمَّ صَيَّرْتَهَا عَلَيْهِمْ ضَرَراً فَقَالَ يَا مُوسَى أَنَا كُنْتُ الْمُقَدِّرَ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ فَلَمْ يَرْضَوْا بِتَقْدِيرِي فَأَجَبْتُهُمْ إِلَى إِرَادَتِهِمْ فَكَانَ مَا رَأَيْتَ» (کلینی، 1407ق، ج5، ص262). مقدرات الهی مقاومت در برابر پذیرش واقعیتهای خارج از کنترل پذیرش نداشتن (نبود رضا)
استدلال برای ارتباط نبود رضا با عدم تحمل بلاتکلیفی
مفاهیم بهدستآمده از مستندات بالا، علیرغم تفاوت در بیان لفظی و مفهوم موافق و مخالف، ناظر به پذیرش رویدادهای خارج از کنترل انسان بودند. تحلیل مفاهیم نشان داد اعتماد به تقدیر الهی با کاهش ارزیابی تهدید و تعدیل نگرانی همراه است. در مقابل، فقدان این پذیرش سبب برجسته شدن ارزیابیهای تهدیدمحور در موقعیتهای مبهم و دشواری در ادغام رویدادهای نامعین در نظام معنایی فرد همراه خواهد بود. در این شرایط، ذهن برای پیشبینی همة نتایج ممکن تلاش میکند و اضطراب افزایش مییابد. تحلیل دادهها نشان داد که این وضعیت زمینة فعال شدن اختلال در پردازش اطلاعات (ضیق صدر) را فراهم میکند و آغازگر چرخة فرایندی عدم تحمل بلاتکلیفی است.
مستندات پردازش نادرست اطلاعات (ضیق صدر)
مستندات مفهوم استخراجشده کارکرد روانشناختی در شرایط بلاتکلیفی مرحلة فرایندی مدل
«وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلا تَكُنْ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ» (نمل: 70) تنگی درونی در مواجهه با فشار بیرونی کاهش ظرفیت تحمل موقعیت مبهم ضیق صدر
«وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُون» (حجر: 97) تنگدلی نسبت به ارزیابی منفی دیگران حساسیت به نشانههای تهدید ضیق صدر
«وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ عَنْ جَنَّتِهِ وَدَارِ كَرَامَتِهِ فِي الآخِرَةِ لِكُفْرِهِ بِهِ وَعِصْيَانِهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً حَتَّى يَشُكَّ فِي كُفْرِهِ وَيَضْطَرِبَ مِنِ اعْتِقَادِ قَلْبِهِ» (شیخ صدوق، 1403ق، ج1، ص145) فشار روانی درونی به دلیل دوری از منبع ایمنیبخش دشواری در پردازش درست اطلاعات و ارزیابی متعادل ضیق صدر
«سَأَلْتُ الرِّضَا عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَ "فَمَنْ يُرِدِ اللهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً" قَالَ: مَنْ يُرِدِ اللهُ أَنْ يَهْدِيَهُ بِإِيمَانِهِ فِي الدُّنْيَا إِلَى جَنَّتِهِ وَدَارِ كَرَامَتِهِ فِي الآخِرَةِ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلتَّسْلِيمِ لِلَّهِ وَالثِّقَةِ بِهِ وَالسُّكُونِ إِلَى مَا وَعَدَهُ مِنْ ثَوَابِهِ حَتَّى يَطْمَئِنَّ إِلَيْهِ» (شیخ صدوق، 1403ق، ص131) گشودگی شناختی در برابر تسلیم و اعتماد به خداوند اختلال در پردازش اطلاعات و تمرکز بر تهدید در موقعیتهای مبهم ضیق صدر
استدلال برای ارتباط ضیق صدر با عدم تحمل بلاتکلیفی
ضیق صدر حالتی از محدودیت است که در تصمیم آشکار میشود. در مضیقه بودن، یعنی احساس اضطراب داشتن. انسان به دلیل فشار روانی از جهات مختلف، سرگردان میشود؛ بهگونهایکه کارایی فکری را از دست میدهد (مصطفوی، 1368، ج7، ص57ـ58). در چنین وضعیتی، فرد در مواجهه با موقعیتهای مبهم، در پردازش اطلاعات دچار مشکل شده و بر تهدید تمرکز دارد. تحلیل دادهها حاکی است که این وضعیت پس از مرحلة «نبود رضا» فعال شده و زمینهساز اختلال در تصمیمگیری (نبود توکل) و افزایش نگرانی (خوف) در چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی است.
مستندات نبود توکل
مستندات مفهوم استخراجشده کارکرد روانشناختی در شرایط بلاتکلیفی مرحلة فرایندی مدل
«فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آلعمران: 159) توکل پس از مرحلة تصمیم تزلزل در تصمیمگیری و تردید در شرایط عدم قطعیت نبود توکل
«وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: 3) وجود پشتوانة نهایی تعویق تصمیم تا حصول قطعیت مطلق نبود توکل
«سَأَلْتُ ِّالرضَا فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَدُّ التَّوَّكلِ فَقَالَ لِي أَنْ لا تَخَافَ مَعَ اللهِ أَحَداً» (شیخ صدوق، 1362، ج٢، ص٥٠) حذف ترس بازدارنده در کنش اجتناب از تصمیمگیری به دلیل ترس پیامدها نبود توکل
«مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اَللهِ سُبْحَانَهُ أَضَاءَتْ لَهُ اَلشُّبُهَاتُ وَكُفِيَ اَلْمَؤُنَاتُ وَأَمِنَ اَلتَّبِعَاتُ (تميمي آمدي، 1410ق، ص٦٥٢) روشن شدن مسیر در ابهام ناتوانی در انتخاب نبود توکل
«فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ َوَكَّلْ عَلَى اللهِ وَكَفى بِاللهِ وَكِيلاً» (نساء: 81) کفایت پشتیبان بیرونی تلاش افراطی برای کنترل اوضاع و فشار روانی نبود توکل
استدلال برای ارتباط نبود توکل با عدم تحمل بلاتکلیفی
تحلیل مستندات نشان میدهد «توکل» در آموزههای اسلامی، تنها فضیلتی اخلاقی نیست، بلکه سازوکاری تنظیمکننده در مرحلة تصمیمگیری در شرایط بلاتکلیفی است. دادهها حاکی از آن است که توکل پس از شکلگیری عزم، نقش تثبیتکنندة تصمیم را ایفا کرده و وابستگی فرد به قطعیت کامل را کاهش میدهد. در مقابل، نبود توکل موجب باقی ماندن فرد در وضعیت تردید (جوادی آملی، 1386، ج42، ص430ـ431)، تعویق تصمیم و تلاش افراطی برای کنترل پیامدهای غیر قابل پیشبینی میشود. این وضعیت بهصورت کارکردی، یک اختلال در مرحلة تصمیمگیری چرخة تحمل بلاتکلیفی محسوب شده و زمینه را برای فعال شدن بخش دیگر چرخه (افزایش نگرانی/خوف) فراهم میسازد.
مستندات خوف (نگرانی)
مستندات مفهوم استخراجشده کارکرد روانشناختی در شرایط بلاتکلیفی مرحلة فرایندی مدل
الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (قریش، 4) تجربه ناایمنی در مواجهه با آینده نامطمئن انتظار خطر در موقعیتهای مبهم خوف/ نگرانی
إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آلعمران، 175) القای تهدید از سوی شیطان نسبت به آینده بزرگنمایی احتمال خطر و تفسیر تهدیدآمیز خوف/ نگرانی
«أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُون» (یونس: 62) نبود پیشبینی تهدید در مؤمنان افزایش تحمل بلاتکلیفی خوف/ نگرانی
«وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» (نور: 55) تشویش ناشی از انتظار خطر در غیرمؤمن اضطراب مداوم و کاهش احساس کنترل در شرایط بلاتکلیفی خوف/ نگرانی
استدلال برای ارتباط نگرانی/خوف با عدم تحمل بلاتکلیفی
خوف، به معنای تشویش باطنی دربارۀ به وقوع پیوستن امری ناگوار است که پیش آمدن آن حتمی نیست و نیز به معنای ترس دربارۀ از دست رفتن امری مطلوب (طوسی، بیتا، ص٦٩)، حالت تأثر و اضطرابی که به سبب پیشبینی آسیب یا ضرری در آینده یا اکنون به وجود میآید و امنیت و آرامش را از بین میبرد (مصطفوی، 1368، ج۳، ص١٦١). ازاینرو خوف/نگرانی نشاندهندة سازوکاری شناختی ـ هیجانی در شرایط عدم قطعیت است. خوف/نگرانی ناظر به حالتی است که ذهن، آیندة نامعلوم را بهصورت تهدید محتمل و نزدیک پردازش میکند. این پردازش موجب فعال شدن نظام پیشبینی خطر، افزایش حساسیت به نشانههای تهدید و کاهش آستانة تحمل ابهام میشود؛ درنتیجه، فرد برای رهایی از این تنش، به کنترلگری یا اجتناب متوسل شده و در صورت ناکامی، نارضایتی از وضعیت موجود تشدید میشود؛ بنابراین خوف/نگرانی در این مدل، کارکرد «تشدیدکنندة چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی» را دارد و حلقة بازگشتی فرایند محسوب میشود.
بخش سوم: پیامدهای عدم تحمل بلاتکلیفی
خروجی تعاملات در چرخه، بهصورت پیامدهای روانشناختی و رفتاری بروز مییابد. در جدول (4) مستندات این بخش آمده است.
جدول 4: تلخيص مستندات مرتبط با پیامدهای عدم تحمل بلاتکلیفی و توضیح آن
مستندات مفهوم استخراجشده کارکرد روانشناختی در شرایط بلاتکلیفی جایگاه در مدل
«بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ» (دخان: 9)؛ «وَارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ (توبه: 45)؛ لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ (توبه: 110)؛ قالَ إِنَّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ (حجر: 52) بیم، خوف و تردید؛ پریشانی و نگرانی نسبت به آیندة نامطمئن افکار منفی، تردید در تصمیمگیری، بیثباتی شناختی پیامد چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی
«فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ... وَعَلَزِ الْقَلَقِ وَأَلَمِ الْمَضَضِ غُصَصِ الْجَرَضِ» (شریف الرضی، 1385، خطبة 83)؛ «وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» (نمل: 89) اضطراب، پریشانی، بیقراری و کاهش ثبات افزایش نگرانی، اختلال در تمرکز و کاهش توانایی مواجهه با ابهام پیامد چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی
«إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ... يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ» (منافقون: 4) حساسیت و برداشت تهدید از هر صدای محیطی، بیاعتمادی رفتارهای اجتنابی، پرهیز از اقدام، کاهش اعتماد به نفس پیامد چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی
«كُلَّ خائِفٍ هَارِبٌ» (مفيد، 1413ق، ص٢٠٧)؛ «منْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْهُ» (كليني، 1407ق، ج٢، ص٦٨)؛ «لأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فيِ صُدُورهِم مِّنَ اللهِ ذَالكِ بِأَنهُّمْ قَومْ لا يَفْقَهُونَ» (حشر: 13)؛ «مَنْ خَافَ شَيئاً حَذرِهُ وَمَنْ حَذِرَ شَيْئاً تَرَكَهُ» (ابنشعبه حراني، 1404ق، ص٢٥٠) ترس و اجتناب ریشهدار رفتارهای اجتنابی، فرار از مواجهه با موقعیتهای مبهم پیامد چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی
«أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ» (مجادله: 13) پیشبینی تهدید یا آسیب در مسیر اهداف اجتناب از تصمیم، کاهش مشارکت در کارهای اجتماعی، کاهش انعطاف در تصمیمگیری پیامد چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی
«لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ... فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ» (اعراف: 134؛ سباء: 5؛ بقره: 59) اضطراب و تزلزل ناشی از گناه، وسوسة شیطانی یا تهدید الهی کاهش عملکرد، تصویر مبهم از آینده، افزایش نگرانی پیامد چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی
استدلال برای ارتباط پیامدها با عدم تحمل بلاتکلیفی
هریک از پیامدهای جدول، مستقیماً از مستندات دینی و لغات کلیدی استخراج شده است: وجِل، قلق، رجز، خوف، هرب، شفق، فزع، شک، ریبه.
بهمثل، «وجل» به معناى بیم، خوف و احساس نگرانی است (طباطبائی، 1374، ج2، ص180). یا آنکه امیرالمؤمنین برای شرح حالت فردی که در حال ترک دنیا و نزدیک شدن به مرگ است، کلمۀ «قلق» را بهکار برده است. این واژه، به معناي اضطراب، بیقراری، پریشانی و کاهش ثبات در یک مکان است (ابنفارس، 1404ق، ج5، ص23؛ فراهیدی، 1409ق، ج5، ص26؛ ابنمنظور، 1414ق، ج10، ص323). همچنین «رجز» در اصل به معنى اضطراب و تزلزل است؛ سپس به هرگونه گناه شرك، بتپرستى، وسوسههاى شيطانى، اخلاق ذميمه و عذاب الهى كه ماية اضطراب انسان مىگردد و او را از مسير صحيح منحرف مىكند، اطلاق شده است (مکارم شیرازی، 1374، ج25، ص217). یا «رهب» به معناى هراسی است كه با نگرانی و پرهيز توأم باشد. هراسی ريشهدار و عميق كه نشانههای آن در عمل و رفتار نمایان میشود (مکارم شیرازی، 1374، ج23، ص531).
این پیامدها نشاندهندة ناتوانی فرد در پردازش موقعیتهای نامطمئن و ابهامآمیز هستند؛ یعنی فرد نمیتواند وضعیت مبهم را به شکل منطقی تحلیل کند و ذهن او تهدیدمحور عمل میکند. پیامدها شامل افکار منفی، تردید و سرگردانی شناختی، کاهش اعتمادبهنفس، رفتارهای اجتنابی، اختلال در تصمیمگیری و اضطراب جسمی و روانی هستند.
بنابراین این خروجیها حلقة نهایی چرخة عدم تحمل بلاتکلیفی محسوب میشوند و نشان میدهند که فقدان پذیرش، ضیق صدر، نبود توکل و خوف/نگرانی، چگونه فرد را در مواجهه با شرایط بلاتکلیفی و عدم قطعیت ناتوان و پریشان میسازد.
بخش چهارم: تدوین چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی
بر اساس تحلیل متون اسلامی، مدل مفهومی چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی با رویکرد اسلامی تدوین شد. شکل (1) نمای کلی این مدل مفهومی را نشان میدهد.
شکل 1: چرخۀ عدم تحمل بلاتکلیفی در رویکرد اسلامی
دایرۀ بزرگ، بازنمایی از روان انسان است که تمام فرایندها و پیامدها در آن رخ میدهد. برای نمایش دقیق چرخه و نشان دادن تأثیرپذیری از دو منبع اصلی و ریشۀ شکلگیری چرخه، مؤلفههای فرایندی درون دایرۀ کوچک قرار گرفتند. این دایره نشان میدهد که مؤلفهها چگونه بهصورت چرخهای و تقویتشونده با یکدیگر تعامل دارند.
پیامدها نیز بهعنوان رویدادهایی که در سطح روانشناختی شکل میگیرند، درون یک مستطیل نمایش داده شدهاند، با این تفاوت که برخلاف چرخة فرایندی، ساختار بازگشتی ندارند و نشاندهندۀ نتایج روانشناختی مستقیم این فرآیندها هستند.
در این مدل:
۱. منابع اصلی چرخه: «خدا ناآگاهی» و «نبود ادراک واقعیتهای توحیدی» با پیکان دوطرفه به یکدیگر متصل شدهاند و همدیگر را تقویت میکنند. مستندات دینی (حجر: 55ـ56؛ طه: 124؛ توبه: 40؛ ابن شعبه حرانی، 1363، ص206؛ کلینی، 1407ق، ج2، ص61) نشان میدهند که فقدان آگاهی و ادراک از واقعیتهای توحیدی، سبب شکلگیری باور منفی نسبت به موقعیتهای مبهم میشود.
۲. باور منفی نسبت به موقعیتهای مبهم (نبود خیرباوری): نقطة مرکزی چرخه است که منطق روانشناختی و مستندات اسلامی هر دو آن را بهعنوان سرچشمة نگرانیها و اضطرابها توجیه میکنند. نبود خیرباوری موجب میشود که فرد در برابر ابهام، رویدادها را تهدیدآمیز تفسیر کند و واکنشهای هیجانی منفی نشان دهد (فجر: 16؛ توبه: 45؛ ابنشعبه حرانی، 1404ق، ص206؛ کلینی، 1407ق، ج2، ص61، ح7).
۳. چرخة فرایندی (دایرۀ سمت چپ): چهار مؤلفۀ «فقدان پذیرش (نبود رضا)»، «اختلال در پردازش اطلاعات (ضیق صدر)»، «اختلال در تصمیمگیری (نبود توکل)» و «تولید نگرانی (خوف)» بهصورت چرخهای به هم متصل شدهاند. هر رابطة چرخهای با مستندات اسلامی و منطق روانشناختی توضیح داده شده است:
نبود رضا و ضیق صدر: نپذیرفتن تقدیر الهی سبب محدودیت پردازش اطلاعات و تمرکز بر جنبههای تهدیدآمیز موقعیتهای مبهم میشود (شیخ صدوق، 1403ق، ج1، ص131 و 145؛ مصطفوی، 1368 ج7، ص57ـ58). افزون بر این، میان ضیق صدر و نگرانی نیز رابطة دو سویه برقرار است (فجر: 27ـ28؛ کلینی، 1407ق، ج5، ص262)؛ یعنی اختلال در پردازش اطلاعات باعث افزایش نگرانی و تمایل به تفسیر تهدیدآمیز موقعیتها میگردد، و این تفسیرهای مکرر خود باعث ناکارآمدی بیشتر سیستم پردازش اطلاعات میشود و چرخة بازخوردی تقویت میگردد.
ضیق صدر و نبود توکل: کاهش ظرفیت شناختی موجب تردید و تعویق تصمیمگیری میشود (شیخ صدوق، 1362، ج٢، ص٥٠؛ تميمي آمدي، 1410ق، ص٦٥٢؛ نساء: 81).
نبود توکل و خوف / نگرانی (رابطة دوسویه): فقدان توکل سبب تردید، ناکامی در تصمیمگیری و تلاش برای کنترل پیامدهای ناشناخته میشود که اضطراب و نگرانی فرد را افزایش میدهد. بهطور همزمان، اضطراب و نگرانی موجود، توان فرد را برای توکل و اعتماد به روند امور کاهش میدهد و چرخهای بازخوردی ایجاد میکند که هر دو مؤلفه را تقویت میکند (جوادی آملی، 1386، ج42، ص430ـ431).
نگرانی و نبود رضا (رابطة دوسویه): تجربة مداوم اضطراب و تفسیر تهدیدآمیز از موقعیتهای مبهم، پذیرش تقدیر الهی را کاهش میدهد و فقدان پذیرش، خود موجب تمرکز بر تهدید و افزایش نگرانی میشود. این تعامل بازخوردی چرخهای ایجاد میکند که هر دو مؤلفه را تقویت و تثبیت میکند (آلعمران: 175؛ یونس: 62؛ قرائتی، 1388، ج1، ص655).
۴. پیامد چرخه (مستطیل سمت راست): مستطیل خروجی شامل افکار منفی، کاهش عملکرد، تصویر مبهم از آینده، رفتارهای اجتنابی، خلق افسرده و علائم فیزیولوژیکی اضطراب است. مستندات دینی (ابنفارس، 1404ق، ج5، ص23؛ فراهیدی، 1409ق، ج5، ص26؛ طباطبائی، 1374، ج2، ص180؛ مکارم شیرازی، 1374، ج23، ص531) نشان میدهند که مؤلفههای فرایندی که ناشی از مؤلفههای عاملی هستند، سبب آشفتگی روانی و اجتناب عملی میشوند. از منظر روانشناسی، این پیامدها بازتاب کاهش تحمل بلاتکلیفی و افزایش واکنشهای هیجانی منفی هستند و ارتباط مستقیم با چرخة فرآیندی دارند.
بخش پنجم: بررسي روايي محتوايي
بهمنظور بررسی میزان انطباق مؤلفههای استخراجشده با مفهوم این پژوهش، مدل نهایی در اختیار 7 نفر از خبرگان قرار گرفت و شاخص روایی محتوایی (CVI) محاسبه شد. نتایج نشان داد تمامی مؤلفههای عاملی، فرایندی و پیامدی چرخة آسیبشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی از سطح قابل قبول روایی محتوایی (بالای 79/0) برخوردارند که بیانگر همراستایی ساختار مدل با داوری تخصصی خبرگان است. جزئیات نتایج در جدول (5) ارائه شده است.
جدول 5: نتیجة ارزیابی روایی محتوایی ـ محاسبه CVI
مؤلفهها CVI میانگین نمرات کارشناسان
تعداد کارشناس نمره وضعیت
1 7 %86 تأیید 72/3
2 7 1 تأیید 86/3
3 7 1 تأیید 86/3
4 7 1 تأیید 29/3
5 7 %86 تأیید 29/3
6 7 %86 تأیید 58/3
7 7 1 تأیید 72/3
8 7 %86 تأیید 29/3
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش، به شناسایی چرخۀ آسیبشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی پرداخته و مدلی مفهومی آن را با بهرهگیری از آموزههای اسلامی تدوین کرده است. این مدل، شامل دو مؤلفۀ پیشایندی با عنوانهای «خدا ناآگاهی» و «نبود ادراک از واقعیتهای توحیدی» است. بر پایۀ آموزههای قرآنی، غفلت از یاد خداوند (خدا ناآگاهی) با نوعی گسست معنوی همراه است که پیامدهای روانشناختی منفی همچون نگرانی و تنیدگی را در پی دارد؛ وضعیتی که در آن، احساس آرامش و رضایت در زندگی کاهش یافته و جای خود را به اضطراب و تنگزیستی میدهد (نورعلیزاده میانجی، 1395، ص143). نبود اداراک واقعیت از توحیدی ـ یا درک تضعیفشده از نقش خدا در زندگی ـ، ناظر بر نبود درکی درست از اصول توحیدی و کمرنگ شدن یا انکار وجود آفرینندهای حکیم است؛ خالقی که همه چیز را به شکلی هدفمند و در جهت «خیر» برای انسان مقدر ساخته (کلینی، 1407ق، ج2، ص61) و از راههای گوناگون به بندگانش کمک میکند (جوادی آملی، 1386، ج15، ص501). این دو مؤلفه، زمینهساز شکلگیری «نبود خیرباوری» در فرد میشوند، ریشۀ روانشناختی عدم تحمل بلاتکلیفی بهشمار میروند، و سرآغاز پیدایش مؤلفههای فرآیندی با عنوانهای «نبود رضا»، «ضیق صدر»، «نبود توکل» و «خوف» هستند که میان آنها چرخهای شناختی ـ هیجانی برقرار است.
نقطۀ آغازین این چرخه، پذیرش نداشتن (نبود رضا) است که در آن، نگرانی (خوف) در فرد شکل میگیرد. مؤلفههای نبود رضا و خوف، رابطهای دو سویه با یکدیگر دارند. نیز، ارزیابی منفی از وضعیت مبهم بهعنوان رویدادی خوفناک (ضیق صدر)، میتواند غافلگیری، اختلال در تصمیمگیری و تردید دربارۀ درست بودن تصمیم گرفتهشده (نبود توکل) را در پی داشته باشد. این فرایند، به تولید بیشتر نگرانی میانجامد و چرخۀ عدم تحمل بلاتکلیفی فعال میشود. با شکلگیری این چرخه، فرد با پیامدهای روانشناختی حاصل از آن مواجه میشود. این پیامدها با عنوانهای «علائم فیزیولوژیکی اضطراب»، «افکار منفی»، «کاهش عملکرد»، «خلق افسرده»، «تصویر مبهم از آینده» و «رفتارهای اجتنابی» شناخته میشوند.
در مدل ارائهشده دو مسیر اصلی منجر به اضطراب فراگیر میشوند. این دو مسیر، بیان توصیفی همان روابط درونی چرخة فرایندی مدل هستند و برای توضیح سازوکار عملکرد مدل در گذار از «عدم تحمل بلاتکلیفی» به «اضطراب» تفکیک میشوند. مسیر نخست، مسیر پردازش اطلاعات است که از فقدان پذیرش (نبود رضا) آغاز شده و با اختلال در پردازش شناختی (ضیق صدر) و تولید نگرانی / خوف ادامه مییابد؛ مسیر دوم، مسیر تصمیمگیری است که با نبود توکل مشخص میشود و از طریق تردید و تلاش برای کنترل پیامدهای ناشناخته به نگرانی و اضطراب منتهی میشود. این دو مسیر، در واقع دو خط کارکردی درون همان چرخة فرایندی مدلاند که نشان میدهند چگونه عدم تحمل بلاتکلیفی در سطح روانشناختی به پیامدهای اضطرابی و اختلال عملکرد منجر میشود. توضیح تفصیلی هر مسیر در ادامه ارائه میشود.
مسیر اول: پردازش اطلاعات
افرادی که به دلیل خدا ناآگاهی و عدم ادراک واقعیتهای توحیدی سطح پایینی از تحمل بلاتکلیفی / اطمینان نفس را دارند، خداوند را در ارزیابی خود از موقعیتهای مبهم وارد نمیکنند. این افراد، با گرایش زیاد به تفسیرهای تهدیدآمیز از اطلاعات مبهم، در برابر ابهام مقاومت نشان داده و با تقدیر الهی میجنگند؛ درحالیکه ممکن است آنچه انسان ناخوشایند میپندارد، درحقیقت خیر او در آن نهفته باشد (بقره: 216). فقدان باور به لطف خداوند در رنجهای زندگی، فرد را در آستانۀ فروپاشی امید و فرسایشی شدن دستیابی به اهداف بلندمدت قرار میدهد (ابنشعبه حرانی، 1404ق، ص206).
بر این اساس، نخستین مسیر احتمالی از «عدم اطمینان» به «اضطراب فراگیر» از اینجا آغاز میشود: افراد با سطح پایین اطمینان، به دلیل فقدان باور خیر به خداوند و ناتوانی در دیدن جلوههای قدرت الهی، دچار سوگیری شناختی به سمت تهدید میشوند. ارزیابی منفی از شرایط مبهم، با اضطراب فراگیر پیوند دارد؛ به این معنا که تا زمانی که فشار روانی ناشی از ابهام ادامه داشته باشد، ارزیابی دقیق و واقعبینانه شکل نمیگیرد. در چنین وضعیتی، نگرانی همچنان پابرجا میماند و ممکن است به سطوح فزایندهای از اضطراب و تنیدگی منجر شود، تا جایی که برخی انسانها به دلیل فقدان بینش ایمانی، بلاها و ابتلائات دنیوی را منفی و تهدیدآمیز تفسیر میکنند (فجر: 16). این فشار روانی و ضیق صدر در مواجهه با ابهام، موجب میشود که فرد آینده را با معیارها و احساسات منفی ناشی از زمان حال بسنجد؛ درنتیجه، در موقعیتهایی که احتمال وقوع چند پیامد وجود دارد، فرد به وعدههای الهی اعتماد نداشته و چشماندازی مثبت و خیرباورانه از آینده ندارد و پیشاپیش خود را شکستخورده میبیند. نمونهای از این الگو را میتوان در واکنش برخی پیروان حضرت موسی مشاهده کرد که در مواجهه با دریای بزرگ و عمیق در مقابل و تهدید تعقیب فرعونیان از پشت سر، احتمال عبور موفق از بحران را بهکلی منتفی دانستند (قمی، 1404ق، ج1، ص315). شکل (۲) مسیر اول منتهی به اضطراب از دل عدم اطمینان را به تصویر میکشد.
شکل 2: مسیر پردازش اطلاعات منتهی به اضطراب از عدم اطمینان
مسیر دوم: تصمیمگیری
دومین مسیر منتهی به اضطراب، با حوزۀ تصمیمگیری در پیوند است و میتوان آن را در دو چشمانداز ارزیابی کرد: یکی، ناتوانی در تصمیمگیری؛ و دوم، تردید دربارۀ درست بودن تصمیمهایی که در وضعیت مبهم گرفته شد.
غفلت از یاد خداوند میتواند به بیگانگی فرد از خود بینجامد و زمینهساز نوعی گسست در خودآگاهی معنوی باشد. چنین فردی، در رویارویی با مسائل علمی، گرفتار تپش اندیشه و در پیشآمدهای عملی، دچار اضطراب و بلاتکلیفی است (جوادی آملی، 1386، ج42، ص430ـ431)، و در فرایند تصمیمگیری، سرگردان و میان نفی و اثبات در نوسان است (دخان: 9؛ توبه: 45)، و این تردید، ذهن او را رها نمیکند، مگر اینکه با چندپارگی شناختی و فشار روانی روبهرو شود (توبه: 110)؛ ازاینرو برای رهایی از بلاتکلیفی به شکلی افراطی در پی قطعیت میرود. این قطعیتجویی افراطی که ناشی از سوگیری در پردازش اطلاعات است، کنترل نگرانی را برای فرد دشوار کرده و فرایند تصمیمگیری او مختل میشود؛ حالتی که در فرهنگ اسلامی به «ضیق صدر» ـ حالتی از محدودیت در تصمیم و اراده ـ تعبیر میشود (مصطفوی، 1368، ج7، ص57ـ58). افزون بر این، ازآنجاکه مرکز ادراک و تصمیمگیری را از دست دادهاند، افکار تردیدزا آنها را نسبت به تصمیمات گرفتهشده نیز دودل کرده و به درون گرداب نگرانی و اضطراب مداوم میکشاند. شکل (۳) این مسیر دوم از عدم اطمینان به اضطراب را به تصویر میکشد.
شکل 3: مسیر تصمیمگیری منتهی به اضطراب از عدم اطمینان
بر پایۀ آنچه نگاشته شد، افراد دارای سطح پایین اطمینان (عدم تحمل بلاتکلیفی)، قادر به ارزیابی خیرباورانه از اطلاعات موجود در شرایط بلاتکلیفی نیستند. ازآنجاکه این افراد در مواجهه با ابهام، خواهان تفسیرهای قطعی و روشن هستند، نرسیدن به چنین قطعیتی سبب اضطرابشان میشود؛ درنتیجه، فقدان گزارههای عقلی، پایداری جستن در امور ناپایدار و میل به عجله در تصمیمگیری و توکل نداشتن، به اختلال در فرآیند تصمیمگیری و افزایش سطح نگرانی میانجامد. با توجه به ماهیت تکرارشوندۀ نگرانی، وضعیت ذهنی از آنچه که هست مبهمتر و تهدیدآمیزتر شده و تلاشها برای رسیدن به اطمینان، به جایی نمیرسد و چرخهای از اضطراب شکل میگیرد. در این حالت، تردید حتی در درستی تصمیمهای گرفتهشده نیز گریبانگیر فرد میشود. این فرایند در نهایت با بروز نشانههای فیزیولوژیکی اضطراب همراه میشود، از جمله احساس تشویش یا بیتابی، خستگی زودرس، دلهره، تحریکپذیری مشکلات تمرکز یا خالی شدن ذهنی و تنش عضلانی (انجمن روانپزشکی امریکا، 1400، ص230؛ طباطبائی، 1374، ج2، ص180).
وجه تمایز مدل پیشنهادی این پژوهش در مقایسۀ با روانشناسی معاصر که بر نقش فرایندهای شناختی و تنظیم هیجان در تحمل بلاتکلیفی تأکید دارند، در آن است که مدل حاضر، «بُعد معنوی و توحیدی» را در مرکز سیستم روانشناختی انسان در نظر میگیرد؛ درحالیکه روانشناسی معاصر بیشتر با رویکردی تکساحتی و تقلیلگرایانه به انسان مینگرد و تمرکز خود را بر عوامل میانی و فرعی (مانند سبکهای شناختی، تنظیم هیجان یا انعطافپذیری شناختی) بازگردانده است، و ابعاد هستیشناختی و معنوی انسان (مرکزیت توحید) را از یاد میبرد؛ ازاینرو با اینکه تلاشهای نظری و مداخلهای برای مدیریت عدم تحمل بلاتکلیفی انجام گرفته است، اما در برخی موارد، این مداخلات با محدودیتهای نظری و عملی روبهرو میشوند. لیهی با تأکید این محدودیت شناختی انسان، بر پذیرش ناتوانی در کنترل کامل شرایط و آگاهی بر همه چیز را راهی برای افزایش احساس قدرت بیشتر معرفی میکند (لیهی و همکاران، 1403، ص300)؛ پذیرشی که نوعی سازگاری منفعلانه در برابر ابهام قلمداد میشود؛ درحالیکه در جهانبینی توحیدی، قرارگیری در وضعیت ابهام و بلاتکلیفی، میتواند بخشی از ساختار رشد روانی در پیوند با یک نظام هستیشناختی منسجم فهمیده میشود؛ جایی که انسان با آنکه همۀ ابهامها را نمیداند، اما با قدرتی (نحل: 70) در پیوند است که همه چیز را میداند (انعام: 59). پرودگار حکیم (تغابن: 18) و خیرخواهی (نساء: 19) که بهترینها را برای انسان رقم میزند، و اگر در نگاه نخست آنچه در تجربة بلاتکلیفی رخ داده خوشایند باشد، باز هم خیر است (بقره: 216).
بااينحال، شباهتهايي میان این دو رویکرد وجود دارد، از جمله آنکه داگاس و همکارانش بر این باورند که تفسیرهای تهدیدآمیز از اطلاعات مبهم و کاهش عملکرد در تصمیمگیری و تردید پیاپی در درستی تصمیم گرفتهشده، مسیرهای اصلی منتهی به اضطراب از عدم تحمل بلاتکلیفی هستند. همچنین به دلیل نقش بنیادین این سازه در اختلال اضطراب فراگیر (Buhr & Dugas, 2006 Ladouceur & et al, 2000;)، علائم شناختی، رفتاری و جسمی اضطراب در مبتلایان به این اختلال آشکار میشود. برخی نشانههای اختصاصی در افراد با تحمل بلاتکلیفی پایین شامل درک تهديدآميز از موقعیتهای مبهم، اجتناب از مواجهه یا گرایش افراطی برای رسیدن به اطمینان در موقعیتهای مبهم (قطعیتجویی افراطی) است. در مدل مفهومی حاضر نیز، فقدان ایمان و یا سستی در توجه به خداوند متعال، موجب سرگردانی و احساس پوچی درونی میشود (توبه: 45؛ دخان: 9). افرادی كه ایمان ندارند یا ایمانشان ضعیف است، برای رهایی از بلاتکلیفی ناشی از موقعیتهای مبهم، بیشتر به راهکارهایی گذرا و سطحی روی میآورند که هدف اصلی آن، حذف نشانههای تردید است، نه حل مسئله. اما این نوع رهایی از بلاتکلیفی، نهتنها مشکل را از بین نمیبرد، بلکه با افزایش نگراني و شکلگیری ارزیابی منفی از آينده، پیامدهای روانشناختی بعدی را در پی دارد؛ ازاینرو احتمال دارد افراد با اطمینان پایین، نشانگانی مانند پرسش پیاپی از دیگران برای تأیید آنها، جمعآوری افراطی اطلاعات دربارۀ یک موضوع ویژه، مشورتهای افراطی و غیرضروری با دیگران برای تصمیمگیری، انجام دادن تمام کارهای خود به تنهایی و کمک نگرفتن از دیگران، و اهمالکاری را بروز دهند (نیکزاد، 1401).
این پژوهش، با محدودیتهایی روبهرو بوده است، از جمله آنکه تنها از منابع روایی شیعه بهره جسته است. بهرهگیری از منابع اهلسنت میتواند افقهای تحلیلهای بینامذهبی و تطبیقی در این زمینه را گسترش دهد.
با توجه به نبود پژوهشی با رویکرد اسلامی دربارۀ عدم تحمل بلاتکلیفی، يافتههاي اين پژوهش گامي ابتدایی و کارآمد برای تبیین بهتر این سازه و سازوکارهای در پیوند با اضطراب در روانشناسي است و نیز زمينۀ نظري لازم را براي پژوهشهاي كاربردي آینده در حوزۀ مداخلات دینی ـ روانشناختی فراهم میآورد. پیشنهاد میشود از مؤلفههای بهدستآمده برای طراحی «پرسشنامۀ عدم تحمل بلاتکلیفی بر اساس منابع اسلامی» استفاده شود.
بنابراین مشخص شد که در تدوین مدل عدم تحمل بلاتکلیفی و تبیین چرخۀ آسیبشناختی آن، باید به ابعاد معنوی و توحیدی نیز توجه داشت. در این چارچوب، مؤلفههای دینی دارای نقشهای پیشایندی (مانند خدا ناآگاهی)، میانجی (مانند نبود خیرباوری) و تعدیلگر (مانند توکل) بوده و در شیوۀ درک و پردازش وضعیتهای مبهم اثرگذارند. پس برای تدوین مدلهای مفهومی یا درمانی مرتبط با اضطراب فراگیر، افزون بر توجه به سازوکارهای روانشناختی، رویآوری به نظام توحیدی فرد برای ادراک و رویارویی با شرایط بلاتکلیفی ضروری است. با این رویکرد، دریافت جامعتری از سازوکارهای زیربنایی عدم تحمل بلاتکلیفی و طرحریزی مداخلات کارآمدتر برای بازسازی الگوهای فکری پیوسته با اضطراب فراگیر بهدست میآید.
- قرآن کریم. ترجمۀ ناصر مکارم شیرازی.
- ابنشعبه حرانی، حسن بن على (۱404ق). تحف العقول. قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
- ابنفارس، احمد بن فارس (1404ق). معجم مقاییس اللغة. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم (1414ق). لسان العرب. بیروت: دار الصادر.
- ارفعی، اصغر، بشارت قراملکی، رباب، قلیزاده، حسین و حکمتی، عیسی (1390). عدم تحمل بلاتکلیفی: مقایسۀ بیماران افسرده اساسی با بیماران وسواسی ـ اجباری. دانشگاه علوم پزشکی تبریز، 33(5)، 17ـ22.
- انجمن روانپزشکی امریکا (1400). راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM5). ترجمۀ فرزین رضاعی و همکاران. تهران: ارجمند.
- بابایی طلاتپه، محمدباقر و شعبانی، شیوا (1394). عدم ابهام و کارآفرینی در اسلام. کنفرانس بینالمللی مدیریت و کارآفرینی با تأکید بر شرایط اقتصاد مقاومتی.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد (۱4۱۰ق). غررالحکم و دررالکلم. قم: دار الکتاب الاسلامی.
- حاجیزاده، ابراهیم و اصغری، محمد (1390). روشها و تحلیلهای آماری با نگاه به روش تحقیق در علوم زیستی و بهداشتی. تهران: جهاد دانشگاهی.
- حسینی، سهیلا، کراسکیان موجمباری، آدیس و فردوسیپور، عاطفه (1392). سهم پنج عامل اصلی شخصیت در پیشبینی تحمل ابهام. اندیشه و رفتار در روانشناسی بالینی، 8(30)، 17ـ26.
- جانبزرگی، مسعود (1394). اصول رواندرمانی چندبعدی معنوی. پژوهشنامة روانشناسی اسلامی، 1(1)، 9ـ45.
- جانبزرگی، مسعود و غروی، سیدمحمد (1400). نظریههای نوین درمانگری و مشاوره (اصول، فنون و مطابقتهای فرهنگی). قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- جوادی آملی، عبدالله (1386). تسنیم تفسیر قرآن کریم. تنظیم و ویرایش: علی اسلامی. قم: اسراء.
- داگاس، مایکل و رابیچاود، ملیسا (1403). درمان شناختی رفتاری برای اختلال اضطراب فراگیر. ترجمة مهدی اکبری و دیگران. تهران: ارجمند.
- دیلمی، حسن بن محمد (1371). ارشاد القلوب. قم: الشریف الرضی.
- رابیچارد، ملیسا و داگاس، مایکل (1400). اختلال اضطراب فراگیر (کتاب کار). ترجمة نیلوفر شکیب. تهران: ارجمند.
- رشتبری، علیرضا، دیبا، تینا، نصیری شرف، فریبا، ذوالقدریها، احمد و ساعد، امید (1401). فقط میخواهم مطمئن باشم!: ویژگیهای روانسنجی و نقش پیشبینیکنندگی مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی. روانشناسی و روانپزشکی شناخت، ۹(۵)، ۱۰۱ـ۱۱۴.
- شریف الرضی، محمد بن حسین (1385). نهجالبلاغه. ترجمه: محمد دشتی. قم: مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین.
- ابنبابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق) (1362). الخصال. قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
- ابنبابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق) (1403ق). معانی الأخبار. تحقیق: علىاکبر غفاری. قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
- صنعتنگار، سارا، بهرامی احسان، هادی، اخوت، احمدرضا و جانبزرگی، مسعود (1396). معناشناسی اختلال «اضطراب فراگیر» از دیدگاه قرآن کریم. مطالعات اسلام و روانشناسی. 11(20)، 89ـ115.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (١٣٧٤). ترجمۀ المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمۀ سیدمحمدباقر موسوی همدانی. قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
- طباطبایی، سیدمحمدکاظم (1390). منطق فهم حدیث. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- طوسی، محمد بن حسن (بیتا). التبیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار الاحیاء التراث.
- طوسی، محمد بن حسن (1414ق). الامالی. قم: دار الثقافه.
- فراهیدی، خلیل بن احمد (1409ق). العین. قم: هجرت.
- قرائتی، محسن (1388). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
- قمی، علی بن ابراهیم (1404ق). تفسیر قمی. قم: دار الکتاب.
- کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی. قم: دار الحدیث.
- لیهی، رابرت، هولند، استفان ج. و مکگین، لاتاک (1403). مداخلات و طرحهای درمانی برای افسردگی و اختلالهای اضطرابی. ترجمۀ هدی اکبری و دیگران. تهران: ارجمند.
- مصطفوی، حسن (1368). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- مفضل بن عمر جعفی (بیتا). توحید مفضل. قم: مکتبة الداوری.
- مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- موسوینیا، رویا، گلزاری، محمود و برجعلی، احمد (1393). اثربخشی آموزش تحمل بلاتکلیفی به شیوۀ شناختی رفتاری بر اختلال اضطراب فراگیر. روانشناسی کاربردی، دوره هشتم، 3، 7ـ23.
- نورعلیزاده میانجی، مسعود (1395). شخصیت متعالی و سلامت روانی در پرتو خداآگاهی. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی و پژوهشکدۀ باقرالعلوم(ع).
- نورعلیزاده میانجی، مسعود (1۴۰۲). روش مدلیابی مفهومی از متون اسلامی: با تأکید بر سازههای روانشناختی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- نیکزاد، محمدجواد (1401). الگوی تحمل بلاتکلیفی بر اساس منابع اسلامی. قم: دانشگاه معارف اسلامی.
- ورّام، مسعود بن عیسی (1410ق). مجموعه ورّام (تنبیه الخواطر و نزهة النواظر). قم: مکتبة الفقیه.




