این مقاله تبیین میکند که تمایز علم دینی از علوم انسانی موجود، در تفاوتِ نقش دو رویکرد «فلسفه علم پیشینی» و «فلسفه علم پسینی» در فرایند تکوین علم است. فلسفه علم پسینی ماهیتی تاریخی، جامعهشناسانه و گزارشگونه دارد؛ علم را آنطور که پدید آمده توصیف میکند و کمتر رویکردی نقدمحور دارد. در این نگاه، مبانی و عناصر علم پس از تحقق آن شناسایی میشوند و تحلیل تحولات علمی نیز عمدتاً جبرگرایانه و نسبیگرایانه صورت میگیرد.
در برابر، فلسفه علم پیشینی که مبنای تولید علم دینی است، رویکردی معرفتشناسانه، انتخابگر و تحولخواه دارد. این رویکرد از مبانی آغاز میکند و از پایینبهبالا به ساخت نظریه میپردازد و بر واقعگرایی و مبناگروی تکیه دارد. تولیدکنندگان علم دینی به سبب شروع از مبانی، نسبت به فلسفه علم و اثرپذیریهای خود آگاهاند؛ حال آنکه بسیاری از نظریهپردازان علوم جدید از مبانی خود ناآگاه میمانند. تفاوت روششناختی دو رویکرد نیز برجسته است: پیشینی تحلیلی ـ فلسفی است و پسینی تاریخی ـ توصیفی؛ و همین تفاوت، پیامدهای بنیادینی در امکان شکلگیری علم دینی به همراه دارد.
ابوترابی، علی. (1405) نقش و تفاوتهای فلسفه علم پیشینی و پسینی در تأسیس علم دینی با تاکید بر روانشناسی اسلامی. فصلنامه روانشناسی و دین، ()، - https://doi.org/10.22034/ravanshenasi.2026.5003299.