روان‌شناسی و دین، سال هشتم، شماره سوم، پیاپی 31، پاییز 1394، صفحات 5-26

    الگوی مفهومی ابعاد تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا مبنایی برای مطالعات سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دین

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ حسین احمد برابادی / استاديار مشاوره دانشگاه بجنورد / brabadihossiena@yahoo.com
    معصومه اسمعیلی / دانشيار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبائي / masesmaeily@yahoo.com
    حسین سلیمی بجستانی / استاديار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبائي
    سید محمد کلانتر کوشه / استاديار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبائي / kalantar.counseling@gmail.com
    چکیده: 
    این پژوهش به منظور تعیین ابعاد تصور از خدا، بر اساس اسماء حسنا و ارائه الگویی مفهومی برای مطالعات مربوط به سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دینی، انجام شده است. بدین منظور، آیات قرآن کریم و حدیث معروف پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، که در آن 99 اسم خداوند بیان شده، مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر روش تحلیل محتوی بود. نتیجه پژوهش نشان داد که تصور از خدا، بر اساس اسماء حسنا، به دو بعد کلی اشاره دارند: اول، اسمایی که منشأ آنها ملاحظه ذات خداوند، بدون در نظر گرفتن ِغیر می باشد و شامل ابعادِ ذات، تنزیه و عظمت و بزرگی می شوند. دوم، اسمایی که به ارتباط خداوند با جهان آفرینش اشاره دارند. این ارتباط، در دو زمینه است: 1. زمینه خلق: اسمایی که مربوط به آفرینش و ساختار عمومی آفرینش هستند. این اسماء ذیل ِابعاد دانایی، توانایی، کارآیی، کاردانی، حفاظت، هدایت و تسلط قرار می گیرند. 2. زمینه امر: اسمایی که به ربوبیت خدا و رابطه دوجانبه خدا و مخلوقات اشاره دارد. این اسماء ذیل ابعاد تدارک دهنده منافع و امکانات، بر طرف کننده موانع و آسیب ها، کنترل وحسابرسی، و استعانت و فریادرسی قرار می گیرند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Conceptual Model of the Aspects of Forming a Conception of God through the Most Beautiful Names, as a Basis for the Studies on Islamic Lifestyle and Religious Psychology
    Abstract: 
    The present research, which is a qualitative study based on content analysis, aims to determine the aspects of forming a conception of God through The Most Beautiful Names and present a conceptual model for studies on Islamic lifestyle and religious psychology. For this purpose, the Quranic verses and the well-known prophetic hadith which mentions 99 Names of God have been investigated. The results show that forming a conception of God by referring to The Most Beautiful Names considers two general aspects: first, the names which are realized by observing the Divine Essence taking into consideration none other than Him. Second, the names that refer to relation of God with the world of creation. This relation covers two areas: 1. the area of creation. 2. the area of Divine Command. The first includes the names that are related to creation and general structure of creation .These names are grouped under the headings: knowledge, ability, efficiency, savvy, protection, guidance and dominance. 2. The second includes the names that refer to the lordship of God and the relation between God and creation. These names are grouped under the headings: provider of facilities and interests, remover of obstacles and harms, control and auditing, aid seeking and aid-giving.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

     
    مقدمه
    اهميت معنويت و رشد معنوي در انسان، در چند دهه گذشته به صورت روز افزون توجه روان‌شناسان و متخصصان بهداشت رواني را به خود جلب کرده است. تغيير رويکردِ چاپ چهارم راهنماي تشخيصي و آماري اختلال‌هاي رواني (DSM- IV) در سال 1994، مبني بر ارائه يک طبقه (وي- کد) جديد، که مشخصاً به مشکلات ديني و معنوي اشاره دارد، دليل اين مدعا است. معرفي اين کد تازه، اهميتِ کسب صلاحيت و شايستگي درمانگران را در مورد مسايل اعتقادي، ديني و معنوي مطرح مي‌سازد. اقتضاي چنين بينشي اين است که دين و معنويت، ابزارهاي روان درمان بخش به شمار آيند (اسپيلكا و همكاران، 2003، ص702). اظهارات ضد مذهبي، نظير اين گفته اليس (1988)، که «بيماران هر چه کمتر مذهبي باشند، از لحاظ عاطفي و هيجاني سالم‌تر خواهند بود»، نه‌تنها بي‌مبنا و مغاير با نتايج بسياري از پژوهش‌هاست، كم‌كم رو به زوال گذاشته است. تا جايي که خودِ اليس، اکنون گمان مي‌کند که «عقايد مذهبي، که وي زماني آنها را نامعقول مي‌ديد، بالقوه براي برخي از مراجعان مفيدند. مؤمنان هم عقايدي معقول دارند که آنها را ياري مي‌دهد» (اليس، 2000).
    مفهوم «خدا»، يکي از بنيادي‌ترين مقوله‌هاي زندگي بشري است، که در حوزه جامعه‌شناسي و روان‌شناسي دين، مورد توجه قرار گرفته است. تمدن‌ها، فرهنگ‌ها، آداب و اديان مختلف، متأثر از اين مفهوم در تاريخ بشر به منصة ظهور رسيده‌اند (عبدالکريمي، 1381؛ موحد و صفا، 1388) و بر سبک زندگي جوامع تأثير گذاشته است.
    امروزه «سبک زندگي» در سطح بين‌المللي، به موضوعي شناخته شده در آمده و در بيشتر علوم از جمله جامعه‏شناسي، پزشکي، روان‌شناسي، روان‌پزشکي و مديريت مطرح شده و از ابعاد گوناگون مورد مطالعه قرار گرفته است. به اين مفهوم، گاه به معناي محدود آن، مثل نحوه نشستن، راه رافتن، و سلامت عمومي، آن‌گونه که کانسر (2007) در پرسش‌نامه سلامتي و سبک زندگي مطرح کرده و گاه، به معناي وسيع‌تر آن، مشي کلي فرد در جهت رسيدن به اهداف و غلبه بر مشکلات (ر.ك: آدلر، 1370) و گاه، به معناي بسيار گسترده‌تر، مثل مدل سبک زندگي تجويزي اسلام (کاوياني، 1391، ص128) پرداخته شده است.
    روان‌شناسي و علوم ديگري که به مطالعه سبک زندگي پرداخته‌اند، بيش از آنکه به شناخت‌ها و عواطف فرد به عنوان سازه‌هاي ذهني توجه کنند، رفتارهاي فرد را به‌طور عيني و مشهود مورد مطالعه قرار مي‌دهند. ولي «سبک زندگي اسلامي»، قدري متفاوت است: از اين جهت که «سبک» است، به رفتار مي‌پردازد و با شناخت‌ها و عواطف ارتباط مستقيم ندارد و از اين جهت که «اسلامي» است، نمي‌تواند با عواطف و شناخت‌ها بي‏ارتباط باشد. با تشبيه سبک زندگي به تسبيح، در‌واقع در سبک زندگي اسلامي، بر خلاف بررسي سبک زندگي در ساير علوم، که فقط به مهره‌ها (رفتارهاي بيروني) مي‌پردازند، هم به مهره‌ها (رفتارها) و هم به نخ تسبيه (عقايد و باورهاي دروني شده نسبت به هستي، خود و خدا) مي‌پردازد (همان، ص18-19).
    تعاليم اسلام بر سه محور اعتقادات، اخلاقيات و وظايف عملي قرار دارد (مطهري، 1369، ص44)، که در سرلوحه اصول اعتقادي اسلام، اعتقاد به خداوند و توحيد است. علامه مصباح يزدي (1369)، طبقه‌بندي مطلوب معارف اسلامي را بر اساس و محور «الله» مي‌داند و ساير معارف دين را منشعب از اين محور اساسي در نظر مي‌گيرد. بنابراين، مفهوم خدا و تصوري که افراد از خدا دارند، به اين دليل که در همه جنبه‌هاي زندگي فرد تأثيرگذار است، يک مفهوم محوري در مطالعات مربوط به سبک زندگي مي‌باشد. از‌آنجاکه اين پژوهش بر مبناي هستي‌شناسي اسلامي انجام شده است، اين سؤال مطرح شود که آيا تصور از خدا در هستي‌شناسي اسلامي جايگاهي دارد؟
    شهيد مطهري معتقد است: پيش نياز اعتقاد و معرفت خداوند تصديق بوده، و تصديق فرع ِبر تصور است. اگر تصور خدا غيرممكن باشد، تصديق و اعتقاد به او نيز غيرممكن خواهد بود (مطهري، 1377، ج 6، ص1008). ممكن است گفته شود: چون بر خدا احاطه نداريم، تصورش غيرممکن است. علامه مطهري براي حل اين مسئله مي‌گويد: چند راه وجود دارد: 1. از شكاكان پيروي كنيم كه مي‌گويند: خداوند فرضاً وجود داشته باشد، از دسترس فكر بشر كه بتواند دربارة او نفياً يا اثباتاً حكم كند، خارج است؛ 2. يا عقيدة «معطّله» را بپذيريم كه منكر معرفت به ذات باري مي‌باشند و مي‌گويند: خداوند را با عقل نمي‌توان شناخت، كميت عقل در اين ميدان لنگ است. حداكثر معرفت همان اعتقاد عوام‌الناس است كه يك عقيدة مبهم در اين زمينه پيدا كرده‌اند؛ 3. يا عقيده عرفا را بپذيريم که به نوعي ديگر، منكر معرفت عقلي مي‌باشند، ولي آنها منكر معرفت نيستند، بلكه طرفدار معرفت قلبي و شهودي مي‌باشند و براي آن ارزش فوق‌العاده قائلند؛ 4. بپذبريم که خدا قابل تصور است، ولي چگونه؟
    از مقاله شهيدمطهري با عنوان «پيدايش كثرت در ادراكات»، چنين استنباط مي‌شود كه تصور خداوند از نوع تصور ماهيات نيست تا لازم آيد ذهن قبلاً به فرد و مصداق آن از راه حواس ظاهره يا باطنه رسيده باشد، تا بتواند آن را تخيل و سپس تعقل نمايد، بلكه اين تصور از نوع تصور آن سلسله معاني و مفاهيم است كه «معقولات ثانية فلسفي» ناميده مي‌شود. از قبيل مفهوم «وجود»، «وجوب»، «قدم»، «علّيت» و امثال اينها. اين‌گونه تصورات كه انتزاعي مي‌باشند، نه مسبوقند به صورت حسي و نه به صورت خيالي، بلكه عقل مستقيماً آنها را از صور حسي و خيالي انتزاع مي‌كند. اين‌گونه تصورات، همواره به صورت كلي در ذهن وجود دارند. بنابراين، تصور ذات باري از قبيل تصور مفهوم وجود و مفهوم وجوب و امثال اينهاست، با اين تفاوت كه تصور خداوند از ناحية تركيب چند مفهوم از اين مفاهيم، يا يكي از اين مفاهيم با مفهومي از نوع ماهيات صورت مي‌گيرد. از قبيل مفهوم «واجب‌الوجود»، «علت نخستين»، «خالق» و غيره.
    عنان‌پور خيرآبادي (1391)، مباني سبک زندگي اسلامي را از منظر قرآن بررسي کرده است. وي در ارائه مباني اعتقادي مسلمانان اصولي را مطرح مي‌کند: 1. اصل خالقيت و ربوبيت الهي، 2. اصل مالکيت الهي، 3. اصل هدفداري جهان آفرينش، 4. اصل اعتقاد به معاد، 5. اصل خلافت و جانشيني انسان بر روي زمين، 6. اصل مسئوليت‌پذيري انسان، 7. اصل اختيار انسان. اين اصول در حقيقت، به همان باورهاي دروني شده دربارة خدا، هستي و انسان اشاره دارد که در حقيقت، جهت‌دهنده سبک زندگي مؤمنان قرار مي‌گيرد. به دليل اهميت اعتقادات در سبک زندگي اسلامي، کاوياني (1391) يکي از مؤلفه‌هاي پرسش‌نامه سبک زندگي اسلامي را به مؤلفه باورها اختصاص داده است.
    براي داشتن يک الگو، از سبک زندگي اسلامي، در گام نخست، نيازمند نظريه‌پردازي‌هاي مفهومي درباره اعتقادات اسلامي، به‌ويژه در مورد خدا هستيم. به نظر مي‌رسد، اسماء حسناي الهي، قابليت آن را دارند که در ارائه يک تصور صحيح و جامع از خداوند، به منظور ارائه يک الگوي مفهومي به کار روند. اين مطالعه تلاشي است براي رسيدن به اين هدف.
    مفهوم «خدا» و تصوري که افراد دربارة خدا دارند، علاوه بر اهميتي که در مطالعات مربوط به سبک زندگي دارد، جاي خود را در پژوهش‌هاي روان‌شناسي معاصر باز کرده است. مفهوم «خدا»، يعني درک عقلاني و اعتقاداتي که فرد نسبت به خدا دارد. تصور از خداوند، حالتي روان‌شناسي است که به چگونگي احساس فرد نسبت به خداوند و برداشت و درک فرد مبني بر چگونگي احساس خداوند نسبت به وي مربوط مي‌شود (گريمز، 2007). تصور از خدا، يک مدل کارکرد درون رواني است که فرد، «خدا» را بدان گونه و در آن قالب تصور مي‌کند (گاتيس، 2001، ص47).
    مفهوم تصور از خدا، در مکتب روان‌شناسي تحليلي ريشه دارد. هرتل (1995) دربارة تصور از خدا که به تعبير اديان يک موهبت و راهنماي دروني و ذاتي است، معتقد است که تصور از خدا يک الگوي شناختي- عاطفي است که از طريق نخستين ارتباطات کودک با افراد مهم زندگي و مراقبينش شکل گرفته و در سراسر زندگي همراه با رشد و بلوغ فرد، بارها و بارها تجديد مي‌گردد. اين الگو جهت‌گيري، رفتار و احساس فرد در ارتباط با خدا را هدايت مي‌کند. به همين دليل، ادراک خدا مجموعه‌اي منسجم از آخرين سطح ادراکي فرد در مسائل انتزاعي و امور ماورايي است.
    اين متغير رواني (تصور از خدا)، حکايت از کيفيت ارتباط با خدا دارد که يکي از مهم‌ترين ارتباطات فرد بوده و بررسي آن مي‌تواند کيفيتِ ديگر ارتباطاتِ مهم زندگي رواني فرد را به ما بشناساند (لاندين، 1996،‌ ص74). همچنين در صورتي که صحبت از شناخت افراد و شخصيت ايشان به ميان باشد و بخواهيم سازه‌اي رواني انتخاب کنيم تا با بررسي آن به بسياري از خصايص رواني افراد پي ببريم، ادراک فرد از خدا و تصويري که به آن دست يافته، بسيار مهم خواهد بود (لاورنس، 1997، ص217؛ ريزوتو، 2005، ص35؛ ديروس، 2006، ص101؛ پلوسو، 2008، ص17؛ کلينتون و استراب، 2010، ص103؛ گروسمن، 2010، ص190).
    بسياري از پژوهش‌ها، به بررسي رابطه تصور از خدا با ساير متغيرهاي روان‌شناختي پرداخته‌‌اند که نشانه اهميت اين مفهوم در دنياي روان‌شناسي است. از جمله، تصور از خدا و اميد به بهبودي در بيماران سرطاني (شرايبر و کنتاکي، 2009)، تصور از خدا و وحدت شخصيت (بامن، 2010)، دلبستگي به خدا و سلامت روان (اکوزي، 2010)، تصور از خدا و شکايت جسماني، وسواس- بي‌اختياري، حساسيت بين فردي، افسردگي، اضطراب، خصومت، ترس مرضي، افکار پارانوئيدي و روان‌پريشي (برادشاو و همکاران، 2008)، مقابله‌هاي روان‌شناختي و تصور از خدا (فلانلي و همکاران، 2009)، تصور از خدا با نااميدي و افسردگي (برام و همکاران، 2008 الف). تحقيقات نشان مي‌دهد كه انگاره ذهني مثبت به خدا داشتن و ارتباط نزديک با خداوند را حفظ کردن موجب افزايش سلامت روان مي‌شود (قنبري و همکاران، 1391).
    در حقيقت، معنويت و تصور از خدا امري همگاني است که ممکن است هوشيار يا ناهوشيار، رشد يافته يا رشد نايافته، سالم يا بيمارگونه، ساده يا پيچيده، و مفيد يا خطرناک باشد (واگان، 2002). بنابراين، تصور غلط و بيمار‌گونه از خدا به هر دليل، آسيب‌زا است. بنابراين، ضرورت دارد اين مفهوم در ارزيابي‌ها و مداخلات مشاوران و روان‌شناسان مورد توجه جدي قرار گرفته و پژوهش‌هايي در حوزه نظري و عملي را به خود اختصاص دهد.
    اصلاح تصور از خدا در اديان توحيدي، از جايگاه بسيار مهمي برخوردار بوده و هر يک از کتب آسماني، در آيات خود سيماي ويژه‌اي از خداوند به دست مي‌دهد که شناخت آن، نقش بسيار مهمي در فهم ساير معارف ديني و ميزان تعهد به دستورهاي الهي دارد. کامل‌ترين سيماي خداوند در قرآن ظهور يافته است. قرآن ظرف تجلي کامل اسما و صفات پروردگار است.
    اسماء حُسني يا نام‌هاي نيکوي خداوند، نام‌هايي هستند که در اسلام براي «الله» به کار رفته‌است. غالباً شمار اين نام‌ها را ۹۹ نام دانسته‌اند که بيشتر آن در قرآن آمده است. برخي ديگر براين باورند که شمار آنها بيشتر است (جوادي آملي، 1391، ص32؛ شجاعي، 1390، ص115). موضوع نام‌هاي نيکوي خداوند از دير باز مورد توجه انديشمندان تاريخ تمدن اسلامي بوده است و شروح گوناگون از منظرهاي متفاوت (موسوي خميني، 1385ج، ص206-207؛ همو،‌ 1385ب، ص543؛ همو، 1385الف، ص263؛ همو، 1385د، ص16؛ همو،‌ 1381، ص111؛ ابراهيمي ديناني، 1390، ص37-38؛ منصوري لاريجاني، 1390، ص1 و90؛ آينه‌وند و نيازي، 1379؛ شهيدي، 1391؛ شنکايي، 1388) بر اسماء الهي نگاشته شده است. براساس هستي‌شناسي اسلامي، رابطة خدا با جهان و انسان مشخص شده است (اسمعيلي، 1386). به نظر مي‌رسد، بتوان کيفيت اين ارتباط را در الگوي اسماء حسنا يافت.
    آنجا که رويکردهاي انسانگرايانة مشاوره و روان درماني نهايت رشد انسان را خود شکوفايي در نظر مي‌گيرند، رويکرد خدا گرايانه اسلامي، نهايت رشد انسان را خليفه اللهي در نظر مي‌گيرد و تعليم اسماء الهي سرآغاز اين خليفه اللهي است (بقره: 30و 31). علامه جوادي آملي، جريان خلافت و جانشيني انسان و ارتباط آن با اسماء حسنا و اهميت تعليم اسماء براي پرورش انسان و تعيين مسير زندگي‌اش را مورد تأکيد قرار داده، نتيجه مي‌گيرد که خلافت انسان از راه تعليم اسماء به‌دست مي‌آيد (جوادي آملي، 1388، ص280-281). بنابراين، انسان براي رسيدن به خلافت الهي، نخست بايد اسماء الهي را ياد بگيرد و معاني آنها را بفهمد و سپس حقايق آنها را در جان خود پياده کند. پس امکان اتصاف به اوصاف الهي براي همه انسان‌ها وجود دارد و هر کسي به اندازة هستي خود، مي‌تواند به اسماء و صفات الهي دسترسي داشته باشد.
    در بررسي ادبيات پژوهش در مورد تصور از خدا، بسياري از اين پژوهش‌ها در خارج و يا داخل کشور، مبتني بر مباني نظري روانکاوي و روابط ابژه شکل گرفته است که عمدتاً متأثر از نگاه جسماني به خدا در مکتب مسيحيت و فرهنگ غيراسلامي است. در ديدگاه اسلام، خداوند ذاتي حقيقي است (حج: 62؛ يونس: 32)، و تصورات انسان‌ها با وجود متعالي خداوند يکسان نيست. بنابراين، ضرورت دارد اين مفهوم بر اساس آموزه‌هاي متعالي اسلام براي استفاده در فرهنگ اسلامي- ايراني، وارد حوزه روان‌شناسي و مشاوره گردد. از سوي ديگر، اکثر اين پژوهش‌ها در حد توصيفي و بررسي رابطه بين تصور از خدا و ساير متغيرها بوده و هيچ نگاه تجويزي براي اصلاح تصورات ناکارآمد از خدا ارائه نکرده‌اند. اين پژوهش، گامي در جهت مرتفع کردن اين خلأ در عرصه پژوهش‌هاي روان‌شناسي مرتبط با تصور از خداست.
    عامل ديگري که اهميت پرداختن به اسماء حسنا را در تدوين الگوي تصور از خدا آشكار مي‌سازد، ضرورت وجود معياري براي تشخيص تصور درست از نادرست دربارۀ خداوند است. بنابراين، ضروري است روان‌شناسان و مشاوراني که با مراجعان خدا باور مسلمان کار مي‌کنند، معياري براي تشخيص و ارزيابي تصور از خداي مراجعان خود داشته باشند. تدوين اين الگو، مي‌تواند با ارائه اين معيار به جامعه مشاوران و روان‌شناسان خلأ موجود را پر کرده و خدمات ارزنده‌اي هم در جهت تشخيص، هم در جهت اصلاح تصورات ناکارآمد و هم بهبود و ارتقاء تصورات فرد از خدا ارائه دهد.
    به نظر مي‌رسد، از ميان اسماء حسنايي که در قرآن و حديث معروف پيامبر- که در آن 99 اسم تصريح شده- آمده، علاوه بر قابليت‌ها و کاربردهاي متعدد آنها، بتوان الگوي مفهومي يکپارچه‌اي را استخراج نمود که بيانگر ديدگاه اسلام درباره تصور از خدا باشد.
    با عنايت به موارد فوق و نقش تصور از خدا در شکل‌دهي سبک زندگي و سلامت روان و اهميت اصلاح تصاوير ناکارآمد از خدا و جايگاه مهم اين مفهوم در تعاليم ديني، از جمله مکتب اسلام، محقق به دنبال آن است که الگويي مفهومي ِتصور از خدا بر اساس اسماء حسنا را طراحي نمايد تا در مطالعات روان‌شناسي مرتبط با حوزه تصور از خدا و سبک زندگي مورد استفاده قرار گيرد و همچنين ابعاد اين الگو را مشخص نمايد.
    روش پژوهش
    اين پژوهش از لحاظ روش‌شناسي از نوع مطالعات کيفي است. براي تعيين ابعاد تصور از خدا بر‌اساس اسماء حسنا، از روش تحليل محتوا استفاده شد.
    تجزيه وتحليل داده‌ها: در اين پژوهش، اسماء حسنا به لحاظ معنايي با روش تحليل محتوا بررسي شد. پس از مشخص کردن مسئله پژوهشي، انتخاب منابع تحليل (قرآن و حديث) و تعريف و مشخص کردن متغير تحقيق (اسماء حسنا)، واحدهاي تحليل (کلمه‌ها و موضوعات مرتبط با اسماء حسنا) انتخاب شد و در‌نهايت، واحدهاي تحليل مقوله‌بندي شد.
    يافته‌هاي پژوهش
    هدف اين پژوهش، تدوين الگوي مفهومي ابعاد تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا بود تا مبنايي براي مطالعات سبک زندگي اسلامي و روان‌شناسي دين، بخصوص در حوزه تصور از خدا، پيشنهاد دهد. نتايج اين پژوهش نشان داد که تصور از خدا، بر اساس اسماء حسنا داراي ابعاد گوناگوني به شرح ذيل مي‌باشد: اما پيش از پرداختن به اين ابعاد، لازم به يادآوري است كه لفظ «الله» جامع‌ترين اسم براي تمامي اسماء حسنا مي‌باشد. کلمه «الله» در زبان عربي، اسم خاص است که براي ذات پاک پروردگار جهان به‌کار مي‌رود. «الله»، جامعِ همه صفات کمال و منزه از هر نوع نقص و کم و کاست است. بنابراين، جايز نيست که نام الله- و رحمان- بر کسي جز خدا گذاشته شود. از خصوصيات اسم «الله»، اين است که ساير صفات به آن اضافه مي‌گردند. مثلاً «الله»، رحمان و رحيم است. در‌حالي‌که اين اسم به اسماء ديگر اضافه نمي‌شود. «الله» اسمي است که بر ذات الله، که صفات به او قيام يافته‌اند، دلالت مي‌کند (سامي محمود، 1387، ص13).
    ابعاد تصور از خدا
    بعد ذاتي: در اين بعد، اسمايي از خداوند قرار مي‌گيرند که به صفات ذاتي خدا اشاره دارند. صفات ذات، صفاتي هستند که منشأ آنها تنها ملاحظه ذات خداوند، بدون دخالت و ملاحظه غير باشد، صفاتي هستند که هميشه، مقابل آن صفت، از خدا نفي مي‌شود (جوادي آملي، 1391، ص290). اين صفات عبارتند از قدرت، اراده، علم، حيات و وحدانيت.
    جدول 1. بعد ذات
    بعد ذاتي    صفاتي/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت اشاره دارد
        وجود    الحق، النور، الظاهر، الباطن
        قدرت    القوي، المتين، القادر، المقتدر، الواجد، العزيز، المقيت، مالک الملک، الوارث
        اراده    المريد
        علم    العليم، اللطيف، الخبير،الشهيد، الحسيب، المحصي، الواجد، السميع، البصير، الرقيب، المهيمن، الواسع
        حيات    الحي
        وحدانيت    الواحد، الاحد
    بعد تنزيه: اين بعد از اسماء، به صفاتي/ مفاهيمي از خداي سبحان اشاره دارد که با تسبيح و تقديس همراه است. تسبيح از داشتن هر اسم قبيح و غيرحسَن و تقديس از هر نوع وصفِ کمالي ِمحدود و آميخته با نقص و عدم. اين بعد از اسماء الله خداوند را از هر قبيح و ناروا تنزيه و سپس، از هر کمال محدود و جمال مقيد و جلال نسبي تقديس مي‌گرداند؛ زيرا همه کمال و جمال و جلال ِاو، نفسي، مطلق و نامحدود است (همان، ص239).
    جدول 2. بعد تنزيه
    بعد تنزيه    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت اشاره دارند
        درستي (بي‌نقص بودن)    السلام، القدوس
        بي‌نيازي    الغني، الصمد
        ازلي و پايندگي    الاول، الآخر، الباقي
    بعد عظمت و بزرگي: در اين بعد از اسماء، به صفاتي/ مفاهيمي از خداوند اشاره مي‌شود که نهايت عظمت و بزرگي، بلندي و کبريايي، مجد، شکوه، والايي اوج سيادت، شرف، بخشش پروردگار را نشان مي‌دهد.
    جدول 3. بعد عظمت و بزرگي
    بعد عظمت و بزرگي (مادي و معنوي)    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت اشاره دارند
        فراتر از درک و احساس    الکبير، المتکبر، العظيم
        بزرگواري بي‌نهايت    الماجد، المجيد
        داراي برترين کمالات    الجليل، ذوالجلال والاکرام، الکريم
        مرتبه وجودي فوق تصور    العلي، المتعالي
        سزاوار هر گونه حمد و ثنا    الحميد، المجيد
    بعد فعلي: اين بعد از اسماء الهي، صفاتي/ مفاهيمي را که از مقام فعل خدا انتزاع مي‌شود، نشان مي‌دهد. همان‌گونه که از تحليل صفت فعل بر مي‌آيد، در انتزاع چنين اوصافي، غير از ذات خدا، چيز ديگري دخيل است. صفات فعلي ِخدا، اوصاف کمالي است که از نوعي نسبت و اضافه بين خدا و مخلوقات او حکايت دارد. يک طرف اين اضافه، خداست و طرف ديگر، مخلوقات که فعل خودِ اوست (همان، ص291). در يک نگاه کلي، آنچه از هدايت قرآني بر مي‌آيد، ارتباط خداوند با مخلوقات او و جهان آفرينش در دو زمينه است (سبحاني، 1387، ص49)، عالم خلق و عالم امر: الا له الخلق والامر (اعراف: 54).
    الف. زمينه خلق: آنچه مربوط به آفرينش، ايجاد و ساختار عمومي جهان است، در زمينه خلق مورد بررسي قرار مي‌گيرد. افعال خداوند در زمينه خلق به صفات/ مفاهيم ِخالقيت، دانايي، توانايي، کارآيي، کارداني، حفاظت، هدايت و تسلط اشاره دارد.
    جدول 4. ابعاد فعل خداوند در زمينه خلق
    ابعاد فعل خداوند
    (زمينه خلق)    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت/ مفهوم اشاره دارند
        خالقيت    الخالق، الباريء، البديع، المصور، البديع، المبدء
        دانايي    العليم، اللطيف، الخبير، الشهيد، السميع، البصير، الواسع
        توانايي    القوي، المتين، القادر
        کارآيي    العزيز، القيوم، المقتدر، الواجد
        کارداني    الحکيم، اللطيف، المقدم، الموخر، الحسيب
        حفاظت    الحافظ، الحفيظ
        تسلط    المهيمن، المقيت، مالک الملک، المحصي، الرقيب، الوارث
        هدايت    الهادي
    ب. زمينه امر: بعد از اينکه هر موجود با اندازه‌اي مشخص و ويژگي‌هاي معيني برابر با طرح موجود در علم خداوند خلق شد، نوبت به امر مي‌رسد. يک طرف اين رابطه، آمر و در طرف ديگر، مأمور وجود دارد. مخلوقات (مأموران) خداوند به دو دسته کلي تقسيم مي‌شوند: مخلوقات فاقد علم و اراده و مخلوقات واجد علم و اراده. امر خداوند در مورد موجودات فاقد علم و اراده، به امر تسخيري (جبر) معروف است که اين موجودات بعد از خلقت، مطابق اصل هدايت عامه در مسير تکويني خود حرکت مي‌کنند. از امر خداوند در مورد انسان، که داراي علم و اراده است، به امر ابتلايي (اختيار) ياد مي‌شود. امر در مورد انسان، به ربوبيت نيز تعبير مي‌شود (همان، ص61).
    در يک طرف، اين رابطه خداوند به عنوان رب العالمين قرار دارد و صفت رحمتش (الرحمن الرحيم)، اقتضاء مي‌کند در مسير رشد انسان همة منافع و امکانات لازمة رشد را در اختيارش قرار دهد و همه موانع رشد را از سر راهش بر دارد. همچنين مربي بودن خداوند، با صفاتي که ذيل مالک يا مالک يوم الدين (کنترل‌کننده و بازرس) قرار مي‌گيرند، اقتضاء مي‌کند در برابر امکاناتي که به انسان داده از او مسئوليت بخواهد و انسان بايد در برابرش پاسخ‌گو باشد. رب العالمين، به دليل همه صفات کمالي که دارد، شايستگي قانون‌گذاري و فرمانِ مطاع صادر کردن (اياک نعبد، معبود) را دارد و به دليل تمام صفات کمالش شايستگي ياري دادن انسان (اياک نستعين، معين) را دارد. در طرف ديگر اين رابطه، انسان قرار دارد که بايد خدارا با موضع‌گيري‌هاي درستش «حمد» کند. موضع‌گيري‌هايي چون معرفت و شناخت اسماء حسنا، مملو شدن از رغبت و رهبت نسبت به صاحب صفات مذکور در نتيجه، شناخت و معرفت آنها، و بعد اطاعت و استعانت به معناي کامل آن (همان، ص66).
    بر اين اساس، اسماء الهي به چند مقوله اشاره دارند:
    الف. تدارک‌دهنده منافع و امکانات: اسماء خدا در اين مقوله، به صفات و مفاهيمي اشاره دارد که بيانگر اين است که خداوند اسبابِ آنچه براي رشد مادي و معنوي انسان‌ها لازم است، در اختيارش مي‌گذارد. و انسان مي‌تواند از آنها بهره‌برداري کند. صفات و مفاهيم ِرحمت و عطوفت، بخشندگي و عطا، ولايت و تصرف، رزاقيت و قدرداني در اين مقوله جاي مي‌گيرند.
    جدول 5. ابعاد فعل خداوند در زمينه امر (مقوله جلب منافع و امکانات)
    بعد فعل خداوند در زمينه امر (ربوبيت)    مقوله    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت/ مفهوم اشاره دارند
        تدارک دهنده منافع و امکانات رشد    رحمت و عطوفت    الرحمان، الرحيم، الفتاح، اللطيف، الرووف، الودود، الهادي
            بخشندگي و عطا    الوهاب، البر، الکريم، الواسع
            ولايت و تصرف    الوالي، الولي، الوکيل، الحسيب، الفتاح، الصمد
            رزاقيت    الرزاق، المقيت، المغني، القابض، الباسط
            قدرداني    الشکور، الحميد
    ب. برطرف کننده موانع و آسيب‌هاي رشد: انسان در مسير رشد مطلوب خود، نه‌تنها به امکانات ايجابي نياز دارد، بلکه امکانات سلبي را نيز مي‌خواهد و در صورتي که با مانع يا آسيبي در مسير رشدش مواجه شد، بتواند از آنها استفاده کند. يک مجموعه از نام‌هاي نيکوي خداوند به اين موضوع اشاره دارند. در همان امکاناتي که خدا براي رشد او قرار داده، وسيله دفع هر مانعي که مسير رشد او را تهديد مي‌کند، وجود دارد. اين مقوله به صفات و مفاهيم ِمراقبت و محافظت، بخشودگي و عذرپذيري اشاره مي‌کند.
    جدول 6. بعد فعل خداوند در زمينه امر (دفع موانع و آسيب‌ها)
    بعد فعل خداوند
    در زمينه امر (ربوبيت)    مقوله    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت/ مفهوم اشاره دارند
        برطرف کننده موانع و آسيب‌هاي رشد    مراقبت و محافظت    الحفيظ، السلام، المومن، الحليم، الصبور، المانع
            بخشودگي و عذرپذيري    الغفار، الغفور، العفو، التواب
    ج. کنترل و حسابرسي: اين مقوله به صفات و مفاهيمي اشاره دارد که انسان را متوجه مسئوليت‌پذيري‌ خود در قبال امکاناتي که خداوند به صورت سلبي يا ايجابي در اختيارش گذاشته، مي‌نمايد. صفات و مفاهيمي که به اين مقوله دلالت مي‌کنند، عبارتند از: حسابگري و حسابرسي، تسلط، نظارت، انتقام‌گيري، کارآيي.
    جدول 7. بعد فعل خداوند در زمينه امر (کنترل و حسابرسي)
    بعد فعل خداوند
    در زمينه امر (ربوبيت)    مقوله    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت/ مفهوم اشاره دارند
        کنترل و حسابرسي    حسابگري و حسابرسي    الحسيب، الحکم، المقدم، الموخر، المحصي، المعيد، الباعث، الجامع
            تسلط و کنترل    الحفيظ، القيوم، المقيت، المالک الملک
            نظارت    المهيمن، الرقيب، الشهيد
            انتقام‌گيري    المنتقم، المذل، القهار، الخافض
            کارآيي    العزيز، القوي، المتين، المقتدر
    د. استعانت و فريادرسي: انسان از نظر قرآن، موجودي ضعيف و نيازمند است. براي برطرف کردن مشکلات خود، به ذاتي قوي و بي‌نياز، محتاج است (فاطر: 15). اين مقوله به صفات و مفاهيمي اشاره دارد که خداوند پاسخ‌گويي و ياري دادن به انسان‌ها را براي رسيدن به اهداف و رفع مشکلات تضمين مي‌کند.
    جدول 8. بعد فعل خداوند در زمينه امر( ياري دادن و فرياد رسي)
    بعد فعل خداوند در زمينه امر (ربوبيت)    مقوله    صفات/ مفاهيم    نام‌هاي نيکوي خداوند که به آن صفت/ مفهوم اشاره دارند
        ياري دادن و فريادرسي    حضور و دسترس‌پذيري    العليم، السميع، البصير، اللطيف، الخبير، الرقيب، الشهيد
            پاسخ‌گو    المجيب، الناصر
    الگوي مفهومي تصور از خدا
    پس از مشخص شدن ابعاد مختلف تصور از خدا براساس اسماء حسنا، به يک الگوي مفهومي دست يافتيم. منظور از تصور از خدا در اين الگو اين نيست که خداوند را به شکل موجودي تصور کنيم، تصور و تصوير خداوند محال است؛ زيرا خداوند داراي صورتي قابل تصوير نيست. هر تصويري از او تصور کنيم، ساخته و پرداخته ذهن ما خواهد بود. خداوند که خالق هستي است، نمي‌تواند مخلوق ذهن بشر باشد.
    منظور از تصور از خدا در اين الگو، شناختي جامع و در همه ابعاد از خداوند است؛ شناختي که به اندازه گستره وجودي و سطح دانش خود، در آينه اسماء حسنا بدان دست يافته‌ايم. با توجه به شکل زير، الگوي بر آمده از هستي‌شناسي اسلامي داراي داراي بخش‌هاي مختلفي به شرح ذيل است:
    الگوي تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا

    ذات الله: در هستي‌شناسي اسلامي، «الله» به عنوان ذاتي واجب‌الوجود، قائم به ذات و هستي آفرين و به عنوان حقيقتي ثابت پذيرفته شده است. ذات خداوند، مشهود هيچ عارف و معلوم هيچ فيلسوفي واقع نمي‌شود. عارفانِ واصل هم معترف به عجزند و نه‌تنها به قصور عبادي اعتراف کرده‌اند (ما عبدناک حق عبادتک)، بلکه به عجز عرفاني نيز اقرار دارند (ما عرفناک حق معرفتک). به دليل اين عدم امکان شناخت ذات خدا، دايره مرکزي شکل با رنگ تيره مشخص شده است.
    روشن است که خداوند چون موجودي نامتناهي است و ما موجودي متناهي و محدود هستيم، هرگز متناهي و محدود، احاطة کامل به وجود غيرمتناهي و نامحدود پيدا نخواهد کرد و همواره شناخت ما ناقص خواهد بود. ولي اين امر موجب نمي‌شود که نتوان هيچ‌گونه شناختي از خدا داشت؛ زيرا از نظر دين، برخي درجات معرفت و خدا شناسي ممکن است، هر چند معرفت تام و احاطه کامل ممکن نيست.
    بنابراين، انسان از راه پديده‌هاي عالم و از راه تفکر عقلاني، مي‌تواند به اوصاف الهي مانند علم و قدرت راه يابد. خداوند براي انسان مجهول مطلق نيست، اگر چه معلوم مطلق هم نخواهد بود: «لم يطلع العقول علي تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفه» (نهج‌البلاغه، خ 49، ص160)؛ عقول را به تعيين نمودن صفات الهي (درک تمام حقيقت آن) راه نيست، اما از مقدار لازم از معرفت نيز بي‌بهره نيست و مانعي براي آن وجود ندارد. در ميان اسماء حسناي الهي، اسمايي وجود دارند که به تصور درست از ذات خدا و تصور درست از ارتباط خدا با مخلوقاتش اشاره مي‌نمايند.
    الف: اسماي حسنايي که به تصور از ذات خدا مربوط مي‌شوند، عبارتند از:
    - اسماء ذات: دايرة دوم الگو (بعد از الله)، مربوط به اسمائي هستند که به شناخت انسان از ذات خدا کمک مي‌کنند. صفات و مفاهيمي چون وجود، علم، قدرت، اراده و حيات در اين قسمت قرار مي‌گيرند.
    - اسماء تنزيه: دايرة سوم به اسماء تنزيه اشاره دارد. اسماء تنزيه، در حقيقت خدا را از نقص يا کمال محدود مبرا مي‌سازد. اين دايره، در حقيقت روشن مي‌سازد که مثلاً گر چه خداوند داراي علم، قدرت، اراده و غيره است، اما علم، قدرت و اراده پروردگار مثل انسان نيست که داراي محدوديت و نقص باشد. يا زماني متصور باشد که عالم نبوده يا علمش ذايل شود. مفاهيم و صفاتي که در اين دايره قرار مي‌گيرند، عبارتند از: درستي (عدم نقص)، بي‌‌نيازي، ازلي و پايندگي. اسماء مدلول آن عبارتند از: السلام، القدوس، الغني، الصمد، الاول، الاخر، الباقي.
    اسمائي که به عظمت و بزرگي خدا اشاره دارند: در دايره سوم صفاتي از خداوند مد نظر است که بيانگر عظمت و بزرگي، بلندي و کبريايي، مجد، شکوه، والايي، سيادت، شرف و بخشش پروردگار را حد و مرزي نيست. اسماء مدلول آن عبارتند از: الکبير، المتکبر، العظيم، الماجد، المجيد، الجليل، ذوالجلال والاکرام، الکريم، العلي، المتعالي، الحميد، المجيد.
    ب: اسماي حسنايي که به تصورِ ارتباط خدا با مخلوقاتش اشاره دارد:
    ارتباط خداوند با مخلوقات او و جهان آفرينش در دو زمينه است: عالم خلق و عالم امر؛ «الا له الخلق والامر» (اعراف: 54).
    1. عالم خلق: نيمه بالاي الگو به زمينه خلق مربوط است و به اسمايي از خدا اشاره دارد که به آفرينش، ايجاد و ساختار عمومي جهان اشاره دارد. خداوند با علم، قدرت، اراده و تدبير حکيمانه خود هستي را خلق نموده و او با تسلط و چيرگي خاص خود عالم را محافظت مي‌کند و در مسيري که خودش اراده فرموده، هدايت مي‌کند. اين هدايت، براي موجودات فاقد علم و اراده طبق اصل هدايت عامه صورت مي‌گيرد. اسمايي که مدلول اين صفات هستند در جدول 4 آمده است.
    2. عالم امر: نيمه پايين الگو، به زمينه امر مربوط است و به اسمائي از خدا اشاره دارد که به ارتباط انسان‌ها با خدا و بعکس مربوط مي‌شود. در اين قسمت چند مقوله مطرح است:
    1. تدارک دهنده منافع و امکانات: ذيل اين مقوله، مفاهيم رحمت و عطوفت، بخشندگي و عطا، ولايت و نصرت، رزق و روزي، و قدرداني قرار مي‌گيرند. اسمايي که به اين مقوله‌ها اشاره دارند، در جدول 5 آمده است.
    2. برطرف کننده موانع و آسيب‌ها: ذيل اين مقوله، مفاهيم مراقبت و محافظت و بخشودگي و عذرپذيري قرار مي‌گيرد. اسمايي که به اين مقوله‌ها اشاره دارند، در جدول 6 آمده است.
    3. کنترل و حسابرسي: ذيل اين مقوله، مفاهيم حسابگري و حسابرسي، نظارت، تسلط، کارآيي و انتقام‌گيري قرار مي‌گيرند. اسمايي که به اين مقوله‌ها اشاره دارند، در جدول 7 آمده است.
    4. استعانت و فرياد رسي: ذيل اين مقوله، مفاهيم پاسخ‌گويي و حضور قرار مي‌گيرند. اسمايي که به اين مقوله‌ها اشاره دارند، در جدول 8 آمده است.
    لازم به يادآوري است هر يک از اسماء الهي، داراي معاني مختلفي هستند که ممکن است هر اسم، با توجه به تناسب معنايي در ابعاد و مقوله‌هاي مختلفي قرار گيرد. علاوه بر اين، همان‌گونه که الگو نشان مي‌دهد، عالم خلق و امر از هم جدا نبوده و دائماً در ارتباطند. پيکان‌هاي دوسويه ابعاد مختلف با همديگر و با عالم خلق و امر، نشانة اين است که هيچ يک از اين ابعاد، بدون در نظر گرفتن ساير ابعاد امکان‌پذير نيست. اين جدايي و تقسيم براي درک و فهم بهتر از تصور از خدا بر اساس اسماء الله انجام گرفته است.
    بحث و نتيجه‌گيري
    «دين» عميقاً زندگي روزمره شخصي و اجتماعي انسان‌ها را در گستره حيات تحت تأثير قرار داده است و سبک خاصي به زندگي آنها مي‌بخشد. اين امر مي‌تواند دليل قانع‌کننده‌اي براي مطالعه آن باشد؛ زيرا هدف اصلي علم روان‌شناسي، شناخت، توضيح و تبيين رفتار انسان است. بدين‌ترتيب، هر متغيري که به دستيابي به اين هدف کمک کند، بايد در حد تأثير خود به طور متناسب مورد توجه و مطالعه قرار گيرد. وظيفة روان‌شناسي دين، توضيح اشکال متعددي است که اعتقادات و باورهاي يک شخص در دنياي خاص وي عمل مي‌کند و مؤثر واقع مي‌شود (مظاهري و پسنديده، 1390، ص25). اين مقاله، با تأکيد بر مفهوم تصور از خدا، به عنوان يکي از بنيادي‌ترين مفاهيم روان‌شناسي دين و سبک زندگي، به بررسي ابعاد تصور از خدا بر‌اساس اسماء حسنا و در‌نهايت، ارائه يک الگوي مفهومي پرداخته است. اين موضوع از منظر ابعاد گوناگون فعاليت‌هاي پژوهشي در حوزه روان شناسي دين و در نهايت، تربيت ديني و تأثير آن بر سبک زندگي مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
    در يک جمع‌بندي کلي، اقداماتِ پژوهشي و نظريه‌پردازي‌هايي که روان‌شناسان در خصوص دين ارائه کرده‌اند، در چهار قلمرو قرار مي‌گيرد. اول. پيگيري و تلاش براي توجيه، تبيين و تفسير دين از لحاظ روان‌شناختي. مثلاً، ماهيت روان‌شناختي دين چيست؟ چرا انسان‌ها به دين اعتقاد دارند؟ اجزاي روان‌شناختي دين چيست؟ اين قلمرو يک قلمرو نظري و بنيادي است. نظريه‌پردازان بسياري از فرويد تا آدلر، يونگ، فروم، اليس، کرکپاتريک را شامل مي‌شود. قلمرو دوم، به توصيف دين سالم و ناسالم پرداخته و هدف آن، تفکيک و تمايز بين لايه‌هاي مختلف سالم و ناسالم دين بوده است. قلمرو سوم، به مطالعه و بررسي آثار و پيامدهاي روان‌شناختي دين متمرکز شده و رابطه آن را با سلامت روان، بيماري رواني، رفتارها و نگرش‌ها بررسي کرده است و عمدتاً نگاهي کارگردگرايانه به دين داشته است و جزء فعال‌ترين حوزه روان‌شناسي دين به لحاظ پژوهشي بوده است. در نهايت، قلمرو چهارم به تهيه و طراحي ابزارهاي معتبر و مناسب براي سنجش باورها، اعتقادات، انگيزه‌ها و رفتارهاي ديني تمرکز داشته است (همان، ص35). مفهوم «خدا» و باورها و تصوراتي که افراد از خدا دارند، حجم وسيعي از مطالعات را در اين چهار قلمرو به خود اختصاص داده و در قلب مطالعات روان‌شناسي دين قرار گرفته است. نتايج حاصل از اين پژوهش، در قلمرو سوم و چهارم قابل بررسي مي‌باشد.
    در قلمرو سوم، که به بررسي پيامدهاي روان‌شناختي باورهاي ديني مي‌پردازد، متغير تصور از خدا پژوهش‌هاي زيادي را بر انگيخته است. مطالعات زيادي در مورد تصور از خدا انجام شده (شرايبر و کنتاکي، 2009؛ اوکوزي، 2010؛ قنبري و همکاران، 1391؛ براد شاو و همکاران، 2008؛ برام و همکاران، a2008)، که تأييد مي‌کنند بيماران مختلف تصور مخدوش، تحريف شده و نادرستي از خدا دارند. اين تصور منتج به احساسات ناخوشايند و رفتارهاي ناکارآمد مي‌شود. در مقابل تصوير مثبت از خدا به سلامت روان منجر مي‌شود. ابعاد مشخص در‌اين الگو، مي‌تواند به عنوان معيار تصور از خدا در ارزيابي‌هاي روان‌شناختي مورد توجه قرار گيرد و با تشخيص ابعادي از تصور از خدا، که توسط مراجع مورد غفلت يا تحريف قرار گرفته، مسير درمان را طرح‌ريزي نمود. همچنين در حوزه روان‌شناسي سلامت‌نگر، براي ارتقاء سلامت روان از يافته‌هاي ‌اين پژوهش مي‌توان استفاده کرد.
    در ارتباط با قلمرو چهارم نيز نتايج اين پژوهش قابل تأمل است. در ايران، مطالعات زيادي در حوزة تصور از خدا انجام شده است. مهم‌ترين نقطه ضعف اين مطالعات، مقياس‌هاي اندازه‌گيري و ابزار سنجش آنهاست که عمدتاً محدود به دين مسحيت است و براي پيروان ساير اديان، حداقل به سادگي قابل تعميم نيست. از‌اين‌رو، ضرورت تلاش براي ساخت ابزار مناسب جهت سنجش تصور از خدا، مطابق با دين اسلام و فرهنگ ايراني احساس مي‌شود. اين پژوهش، با تعيين ابعاد تصور از خدا و ارائة يک الگوي يکپارچه در مورد تصور از خدا، مي‌تواند به عنوان يک مبناي نظري براي تهيه پرسش‌نامه‌هايي قرار گيرد که مي‌خواهند مطالعاتي دربارة تصور از خدا در فرهنگ‌ايراني – اسلامي‌داشته باشند.
    انديشمندان در حوزه‌هاي گوناگون علوم انساني، دربارة خاستگاه‌هاي مفهوم تصور از خدا، ديدگاه‌هاي مختلفي ارائه کرده‌اند (صفا، 1388، ص140). در رهيافت روان‌شناسي، منشأ مفهوم خدا و تصوري که افراد از خدا دارند، در انواع گجوناگون عواطف و احساسات فردي و جمعي، الگوهاي رابطه‌اي فرد در دوران کودکي و فرافکني آن در بزرگسالي و همچنين در تجربياتي که انسان‌ها در مواجهه با امور معنوي يا قدسي دارند، جست‌و‌جو مي‌شود. همچنين آموزش‌هايي که فرد به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم از مجراهاي مختلف (والدين، مدرسه، کتاب‌ها، رسانه‌ها) دريافت نموده، در ‌ايجاد تصور فرد از خدا مؤثرند. به هر حال، تصور از خدا به هر دليل که در افراد شکل گرفته باشند، بحث «تربيت ديني» در آن مطرح است. در حقيقت، افراد متأثر از جهان‌بيني ديني خانواده و جامعه، تربيتي را دريافت مي‌کنند که سبک زندگي آنها را شکل مي‌دهد.
    تربيت ديني، در معناي عام شامل فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي است که در چارچوب دين تحقق مي‌يابد و مي‌تواند در هر ديني مطرح باشد (عسکري، 1389، ص2). در اين قسمت، يافته‌هاي حاصل از بررسي، تقسيم‌بندي و تدوي الگوي مفهومي تصور از خدا مستخرج از اسماء حسني، در ارتباط با تربيت ديني مورد تأکيد قرار مي‌گيرند.
    معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي و انسان‌شناسي مباني تربيت هستند که در تعيين اهداف، اتخاذ اصول و قواعد تربيتي و تعيين شيوه‌هاي تعليم و تربيت نقش اساسي دارند (همان، ص5). از سوي ديگر، براي سير به سوي غايت تربيت، بايد به اهدافي دست يافت که با هدف غايي تربيت رابطه‌اي طولي داشته باشد که وصول به اين اهداف، اتصال به آن غايت را ممکن سازد. يکي از اين اهداف، اصلاح رابطه انسان با خدا، خود، جامعه و تاريخ است (دلشاد تهراني، 1387، ص32).
    «معرفت‌شناسي» دربارة آگاهي‌ها و شناخت‌هاي انسان، امکان شناخت، ابزار و منابع شناخت، ارزيابي انواع شناخت و تعيين ملاک درستي و نادرستي آن بحث مي‌کند. آموزه‌هاي اسلام بيانگر اين است که امکان اين معرفت‌ها و ابزار آن، هم در درون (سمع، بصر و فؤاد) و هم در برون (ارسال رسل، کتاب‌هاي آسماني و مسخر نمودن آسمان و زمين) انسان وجود دارد. از صفاتي که زير مجموعه افعال فعل خداوند در زمينه خلق (جدول 4) و ابعاد فعل خداوند در زمينه امر (مقوله تدارک‌دهنده منافع و امکانات رشد، جدول 5) قرار مي‌گيرند، مي‌توان مبناي معرفت‌شناسي تربيت ديني را از اسماء حسنا انتزاع نمود. علاوه بر اين با توجه به جداول 1، 2 و 3، مي‌توان به شناخت ويژگي‌هاي ذاتي خداوند دست يافت.
    «هستي‌شناسي» تربيت اسلامي، خدا را ذاتي غني و ساير موجودات از جمله انسان را نيازمند و فقير به سوي خدا معرفي مي‌کند. در حقيقت، نوع رابطه انسان با خدا را مشخص مي‌سازد. اصلاح رابطه انسان با خدا، غايت تربيت ديني است. همه تلاش انبياء اين بوده که انسان را به سوي خدا هدايت کند. شکوفايي استعدادهاي انسان در «بندگي»، يعني اتصاف به صفات و اسماء خدا قرار دارد. انسان با مظهر اسماء و صفات خداوند شدن، به غايت تربيت مي‌رسد. سخن مشهور پيامبر، مبني بر اينکه «به اخلاق خدا متخلق شويد»، دعوت به الهي شدن و رباني شدن است (همان، ص45). جداول 2 ،1 و 3 به ابعاد ذات، تنزيه و عظمت خداوند اشاره دارد. شناخت اين اسامي و رغبت و رهبت ايجاد شده از يک سو، و درک فقر ذاتي انسان، در او موضع «بندگي و معرفت» را ايجاد مي‌کند. انسان در مي‌يابد که در مسير زندگي، دائماً به خدا نياز دارد و بايد از او استعانت و ياري جويد (جداول7 و 8). از سوي ديگر، اين رابطه خداي غني، پاسخ‌گو، در دسترس و ياريگر وجود دارد.
    برخي اسامي خداوند، که زير مجموعه بعد کنترل و حساب‌رسي است، در جدول 7 آمده و به «مسئوليت» انسان در قبال خداوند تأکيد دارند و انسان را متوجه عواقب عدم استفاده صحيح از امکانات زندگي مي‌کند که خود به اصلاح رابطه انسان با خدا کمک مي‌کند.
    «هستي‌شناسي» اسلامي، همه موجودات عالم را داراي ادراک و شعور مي‌داند. آنها مي‌توانند مسخر انسان گردند. اگر روح کامل شود و صاحب اسم «ولي» شود، به قدرتي دست مي‌يابد که مي‌تواند در عالم تصرف نمايد (جوادي آملي، 1391، ص252). جدول شماره 4، که به ابعاد فعل خداوند در زمينه خلق اشاره دارد، جهان هستي را داراي ادراک و شعور مي‌داند که تحت نظارت، حفاظت و قدرت و هدايت عامه خداوند به سوي مقصدي هدفمند در حرکت است. بينش بر آمده از اين اسماء، نه‌تنها ارتباط انسان با موجودات را معناي خاص مي‌بخشد، بلکه تسخير و بهره‌مندي از آن را هدفمند و مسئولانه مي‌گرداند.
    «انسان‌شناسي» تربيت ديني، انسان را موضوع تربيت مي‌داند. تا ابعاد وجودي انسان شناخته نشود، شناخت عناصر تربيتي ممکن نيست. انسان‌شناسي تربيت اسلامي، انسان را دو ساحتي (جسم و روح)، کمال‌جو، خواهان جاودانگي و فطرتاً خداپرست مي‌داند. با توجه به آيه 30 سورة بقره، ارتباط اسماء حسني و انسان‌شناسي قابل تبيين است. مزيت انسان مربوط به ساحت روحاني او و علم به اسماء الهي است. بنا بر آية فوق، هدف تربيت ديني خليفه اللهي است. انسان براي طي مسير رشدي تا خليفه اللهي بايد تحت تربيت الهي قرار گرفته؛ يعني خدا را با يکايک اسماء و صفاتش بشناسد و موضع‌گيري دروني و قلبي متناسب با آن اسم اتخاذ نموده و سپس، واقعيت زندگي‌اش را با اين موضع‌گيري که سبک زندگي‌اش را شکل مي‌دهد، تطبيق دهد. ارتباط انسان با خودش، يعني پرداختن به اصلاح نفس و متصف شدن به صفات الهي و متخلق شدن به اخلاق الهي و کنترل صفات رذيله، که از مهم‌ترين اهداف تربيتي مي‌باشد، در اينجا مطرح است.
    اصلاح رابطه انسان با جامعه و تجلي صفات مهرباني، مراقبت، محافظت از ديگران، بخشودگي و عذرپذيري، ياري دادن و پاسخ‌گو بودن نسبت به ديگران، به‌عنوان بخش رفتاري سبک زندگي اجتماعي با توجه به جداول 5، 6، 7 و 8 قابل انتزاع است.
    اصلاح رابطه انسان با تاريخ نيز که از اهداف تربيت ديني است و مي‌تواند سبک زندگي حال و آينده انسان را اصلاح نمايد، با توجه به برخي از اسامي خداوند، که در جدول 7 آمده، قابل تأمل است. اسامي اين قسمت به امر کنترل و حساب‌رسي خداوند مربوط مي‌شود. درک درست آنها انسان را متوجه عواقب و پيامدهاي رفتاري‌اش در گسترة تاريخ مي‌کند. دعوت قرآن کريم نيز به مطالعه تاريخ گذشتگان و سنت‌هاي حاکم خداوند بر آنها يک امر تربيتي است.
    نظام آموزش و پرورش و تعليم و تربيت (رسمي يا غيررسمي)، که در ايجاد تصور از خداوند در مخاطبانش و به تبع آن، در سبک زندگي آنها نقش مؤثري دارد، مي‌توانند از يافته‌هاي اين پژوهش در تربيت ديني استفاده نمايند. مطالعات صادقي و همكاران (1386)، بر نقش بي‌بديل روش‌هاي تربيتي خانواده و بخصوص والدين در تحول نگرش‌هاي ديني فرزندانشان صحه گذاشته‌اند. متخصصان حوزه روان‌شناسي رشد و تعليم و تربيت، مي‌توانند به بررسي اين موضوع بپردازند که در هر مرحله رشدي، بايد کدام بُعد از اسماء الله را به مخاطبان آموزش داد تا به ارتقاء سلامت روان دانش‌آموزان کمک نمايد. همچنين در هويت‌‌يابي و حفظ انسجام رواني «خود»، همان‌طور که فرد با تجربيات جديدي روبه‌رو مي‌شود، مفهوم خدا را نيز به‌طور مستمر مورد بازبيني قرار مي‌دهد. ارائه اطلاعات درست و آموزش به موقع در مورد خدا، به انسجام هويت افراد کمک مي‌کند. يافته‌هاي اين پژوهش براي استفاده در اين حوزه مي‌تواند کارايي داشته باشد.
     
     

    References: 
    • نهج‌البلاغه، 1380، ترجمة علامه جعفري، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
    • ابراهيمي ديناني، غلامحسين، 1390، اسماء و صفات حق، تهران، سازمان چاپ و انتشارات.
    • آدلر، آلفرد، 1370،‌ روان‌شناسي فردي، ترجمة حسن زماني شرفشاهي، تهران، تصوير.
    • آذربايجاني، مسعود، 1387، روان‌شناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • اسپيلکا، برنارد و همكاران، 2003، روان‌شناسي دين بر‌اساس رويکرد تجربي، ترجمة محمد دهقاني، تهران، رشد.
    • اسمعيلي، معصومه، 1386، «بررسي تأثير گسترش هستي‌شناسي اسلامي بر افزايش سلامت روان»، تازه‌ها و پژوهش‌هاي مشاوره، ش 24، ص41-52.
    • آينه‌وند، صادق و شهريار نيازي، 1379، «معني‌شناسي اسماء حسنا»، مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، ش 153و 154، ص1-18.
    • جوادي آملي، عبدالله، 1388، تفسير موضوعي قرآن کريم، صورت و سيرت انسان در قرآن، قم، اسراء.
    • ـــــ ، 1391، تفسير موضوعي قرآن کريم، توحيد در قرآن، قم، اسراء.
    • داوودي، محمد، 1383، سيره تربيتي پيامبر و اهل بيت، تربيت ديني، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
    • دلشاد تهراني، مصطفي، 1387، سيري در تربيت اسلامي، تهران، دريا.
    • سامي محمود، سليمان، 1387، اسماء الحسني، ترجمة مجتبي دوروزي، تهران، احسان.
    • سبحاني، ناصر، 1387، اسماء الحسنا (نام‌هاي نيکوي خداوند)، تهران، مردم سالاري.
    • سنت کلر، مايکل، 2000، درآمدي بر روابط موضوعي و روان‌شناسي خود، ترجمة عليرضا طهماسب و علي آقايي، تهران، ني.
    • شجاعي، محمد، 1390، اسماء حسني، تهران، سروش.
    • شنکايي، مرضيه، 1388، بررسي تطبيقي اسماء الهي، چ دوم، تهران، سروش.
    • شهيدي، خديجه‌سادات، 1391، اسماء و صفات الهي در انديشه امام خميني، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • صادقي، منصوره‌سادات و همكاران،‌ 1386، «تصور از خدا در روش‌هاي تربيتي متفاوت»، روان‌شناسي، سال يازدهم، ش 4، ص362-380.
    • عبدالکريمي، بيژن، 1381، «خدا در انديشه غرب»، نشريه اينترنتي درگاه پاسخگويي به سؤالات ديني، ش 141، ص18-25.
    • عسگري، علي، 1389، مباني تربيت ديني، سايت گروه پرورشي شهرستان اسدآباد.
    • عنان‌پور خيرآبادي، محمد، 1391، «بررسي مباني و شاخصه‌هاي سبک زندگي اسلامي در قرآن کريم»، دوفصلنامه علمي تخصصي اسلامي و علوم اجتماعي، سال چهارم، ش 8، ص93-112.
    • قنبري هاشم‌آبادي، بهرام‌علي و همكاران،‌ 1391، «بررسي ارتباط ادراک خدا با خود پنداره و خود کار آمدي با توجه به متغيرهاي فردي در ميان دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد»، پژوهش‌هاي روان‌شناسي باليني و مشاوره، ش 2(1)، ص165-180.
    • کاوياني، محمد، 1391،‌ سبک زندگي اسلامي و ابزار سنجش آن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • کتاب مقدس (عهد عتيق و عهد جديد)، 1987، ترجمة انجمن کتاب مقدس، چ دوم، تهران،‌ فرهنگ.
    • لاندين، رابرت ويليام، 1996، نظريه‌ها و نظام‌هاي روان‌شناسي، ترجمة يحيا سيدمحمدي، تهران، ويرايش.
    • محمدپور، احمد، 1390، ضد روش، تهران، جامعه‌شناسان.
    • مسعودي، جهانگير، 1386، «هرمنوتيک به مثابه روش تحقيق در علوم ديني»، پژوهش‌هاي فلسفي- کلامي دانشگاه قم، سال هشتم، ش 3 و 4، ص25-57.
    • مشايخي‌راد، شهاب‌الدين، 1380، مجموعه مقالات تعليم و تربيت ديني، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه.
    • مصباح‌يزدي، محمد‌تقي، 1369، بحثي ساده و کوتاه پيرامون حکومت اسلامي و ولايت فقيه، قم، سازمان تبليغات اسلامي.
    • مطهري، مرتضي، 1377، مجموعه آثار، قم، صدرا.
    • ـــــ ، 1369، مجموعه آثار، قم، صدرا.
    • مظاهري، محمدعلي و عباس پسنديده، 1390، مثلث ايمان، الگوي ابعادي رابطه انسان با خدا، قم، دارالحديث.
    • مظاهري، محمدعلي و همكاران، 1384، «بررسي رابطه سبک‌هاي دلبستگي و دلبستگي به خدا با تصور از خدا»، چاپ نشده، پژوهشکده خانواده، دانشگاه شهيد بهشتي.
    • منصوري لاريجاني، اسماعيل، 1390، درمان روان با اسماء الله، تهران، بين‌الملل.
    • موحد، مجيد و مينا صفا، 1388، «رويکردي جامعه‌شناختي به مفهوم خدا»، فلسفه و کلام اسلامي آينه معرفت، سال هشتم، ش 21، ص138-175.
    • موسي خميني، روح‌الله، 1381، شرح دعاي سحر، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • ـــــ ، 1385الف، آداب الصلوه، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • ـــــ ، 1385ب، شرح چهل حديث، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • ـــــ ، 1385ج، شرح حديث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • ـــــ ، 1385د، صحيفه امام، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • نجات، آسيه و فاطمه شهابي‌زاده، 1391، الگوي سلامت رواني در ارتباط با تصور خدا با توجه به نقش جنسيتي، در: ششمين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان، دانشگاه گيلان.
    • هايدگر، مارتين، 1962، هستي و زمان، ترجمة عبدالکريم رشيدي، تهران، ني.
    • Baumann, Eddie K, 2009, The Essentials of Integration: Developing the Image of God, Journal of SE, v. 13, N. 4, p. 32-34.
    • Braam, A. W, & et al, 2008a, God image and mood in old age: Results from a community based pilot study in the Netherlands, Health, Religion & Culture, v. 11(2), p. 221-237.
    • Braam, A. W, & et al, 2008, God image and Five-Factor Model personality characteristics in later life: A study among inhabitants of Sassenheim in The Netherlands, Mental Health, Religion & Culture, v. 11(6), p. 547-559.
    • Bradshaw, M, & et al, 2008, Prayer, God imagery, and symptoms of psychopathology, Journal for the Scientific Study of Religion, v. 47(4), p. 644-659.
    • Cancer Board, 2007, Health and Life Style Questionnaire, Available at: http:// www. Lifestylesurvey, Org.uk/pdfs/qbank/cancersurvey, Pdf(Accessed 25 April 2007).
    • Clinton, T, & Straub, J, 2010, God attachment: Why you believe, act, and feel the way you do about God, New York: Howard Books.
    • De Roos, S. A, 2006, Young children’s God concepts: Influences of attachment and religious socialization in a family and school context, Religious Education, v. 101(1), p. 84-103.
    • Ellis, A, 1988, Psychotherapy and atheistic values: A response to A. E. Bergins “psychothrapy and religious issuse”, Journal of Counsulting and Clinical sychlogy, v. 48, p. 635-639.
    • Ellis, A, 2000, Spritual goals and spirited values in psychotherapy, Journal of individual psychology, v. 56, p. 277-284.
    • Flannelly, K. J, & et al, 2009, Beliefs about God, psychiatric symptoms, and evolutionary psychiatry, Journal of Religion and Health, v. 49 (1), p. 246-261.
    • Gattis, Jay Paul, 2001, DEVELOPING A WEB-BASED SCORING PROGRAM FORTHE GOD IMAGE INVENTORY, Presented to the Faculty of the Rosemead School of Psychology, Biola University.
    • Grimes, 2007, In G. Moriarty & L. Hoffman (Ed.), The God image handbook for spiritual counseling and psychotherapy (pp. 139-155), Binghampton, NY: Haworth Press.
    • Grossman, C. L, 2010, How America sees God, USA Today, p. 1, 2A.
    • Hertel, B. R, & Donahue, M. J, 1995, Parental influences on God images among children: testing Durkheim’s metaphoric parallelism, Journal for the Scientific Study of Religion, v. 34, p. 186-199.
    • http://uknowledge.uky.edu/gradschool_diss/727.
    • Lawrence, R. T, 1997, Measuring the Image of God: The God image inventory and the God image scales, Journal of Psychology and Theology, v. 25(2), p. 214-226.
    • Okozi, Innocent, F, 2010, attachment to god: its impact on the psychological wellbeing of persons with religious vocation, Submitted in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Doctor of Philosophy Seton Hall University.
    • Peloso, J. M, 2008, Adult images of God: Implications for pastoral counseling, Journal of Pastoral Counseling, v. 43, p. 15-31.
    • Rizzuto, A, 2005, Psychoanalytic considerations about spiritually oriented psychotherapy, In L. Sperry & E. Shafranske (Ed.), Spiritually oriented sychotherapy (pp. 31-50), Washington, DC: American Psychological Association.
    • Schreiber, Judith Anne, & Kentucky, Lexington, 2009, Image of god effect on coping, psycho-spiritual well-being and fear of recurrence in early breast cancer survivors, A dissertation submitted in partial fulfillment of the requirements for the degree of Doctor of Philosophy in the College of Nursing at the University of Kentucky, Society, v. 23, p. 29-56.
    • Vaughan, F, 2002, What is Spiritual Intelligence? Journal of Humanistic Psychology, v. 42, N. 2, p. 16-33.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    برابادی، حسین احمد، اسمعیلی، معصومه، سلیمی بجستانی، حسین، کلانتر کوشه، سید محمد.(1394) الگوی مفهومی ابعاد تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا مبنایی برای مطالعات سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دین. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 8(3)، 5-26

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسین احمد برابادی؛ معصومه اسمعیلی؛ حسین سلیمی بجستانی؛ سید محمد کلانتر کوشه."الگوی مفهومی ابعاد تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا مبنایی برای مطالعات سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دین". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 8، 3، 1394، 5-26

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    برابادی، حسین احمد، اسمعیلی، معصومه، سلیمی بجستانی، حسین، کلانتر کوشه، سید محمد.(1394) 'الگوی مفهومی ابعاد تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا مبنایی برای مطالعات سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دین'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 8(3), pp. 5-26

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    برابادی، حسین احمد، اسمعیلی، معصومه، سلیمی بجستانی، حسین، کلانتر کوشه، سید محمد. الگوی مفهومی ابعاد تصور از خدا بر اساس اسماء حسنا مبنایی برای مطالعات سبک زندگی اسلامی و روان شناسی دین. روان‌شناسی و دین، 8, 1394؛ 8(3): 5-26