روان‌شناسی و دین، سال یازدهم، شماره اول، پیاپی 41، بهار 1397، صفحات 31-46

    اثربخشی آموزش صبر مبتنی بر آموزه‌های دینی بر تاب‌آوری

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    عزت اله قدم پور / دانشيار روان‌شناسي تربيتي دانشگاه لرستان / ghadampour.e@lu.ac.ir
    ✍️ طاهره رحیمی پور / دانشجوي دکتري روان‌شناسي تربيتي دانشگاه لرستان / t.rahimipour@gmail.com
    فاطمه امیری / دانشجو دکتري روان‌شناسي تربيتي دانشگاه لرستان
    زهرا خلیلی گشنیگانی / دانشجوی دکتری روان شناسی تربیتی دانشگاه لرستان
    چکیده: 
    این پژوهش، پژوهشی تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که با هدف بررسی اثربخشی آموزش صبر مبتنی بر آموزه های دینی، بر میزان تاب آوری دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان صورت گرفت. جامعه آماری، شامل دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-93 بود. نمونه آماری، 30 نفر از این دانش آموزان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آموزش صبر، به عنوان مداخله به مدت یازده جلسه در گروه آزمایش اجرا شد. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسش نامه تاب آوری کونور و دیویدسون و مقیاس صبر حسین ثابت بود. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد که آموزش صبر به شیوه‌ی گروهی در سطح معناداری 05/0p< در افزایش تاب آوری دانش آموزان مؤثر می باشد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Effectiveness of Patience Education Based on the Religious Doctrines on ResilienceAssociate Professor of Educational Psychology, Lorestan University
    Abstract: 
    This research was an experimental research with a pretest-posttest and control group design. The aim of this study was to investigate the effectiveness of patience education based on religious teachings on the tolerance of female high school students in Isfahan. The statistical population included female high school students in Isfahan in the academic year 1993-94. A sample of 30 students was selected through convenience sampling and randomly divided into two experimental and control groups. For eleven sessions, patience education was conducted as an intervention in the experimental group. The measurement instruments were the Conor and Davidson resilience questionnaire and Hossein Sabat’s patience scale. Data were analyzed using covariance analysis. Findings showed that group patience education is effective in increasing the resilience of students at the significance level of p
    References: 
    متن کامل مقاله: 

     
    مقدمه
    بشر امروز در دنيايي به سر مي‌برد كه از ناكامي‌ها، رويدادها و تنيدگي‌هاي گوناگون اجتماعي، محيطي، شغلي و خانوادگي رنج مي‌برد؛ در‌حالي‌كه رفاه حاصل از پيشرفت فناوري، موجب افزايش روحيه راحت‌طلبي و كاهش ظرفيت تحمل او شده است. در چنين شرايطي، برخورداري از ويژگي‌هاي صبر، توان دروني انسان را ارتقا ‌بخشيده و كارآيي او را در حيطه‌هاي گوناگون زندگي افزايش مي‌دهد (نوري، 1387). تحقيقات متعدد همواره در پي کشف عواملي بوده‌اند که بتوانند در شرايط آسيب‌زا، به کمک انسان آمده و مانع از آسيب‌ديدگي و اضمحلال او زير فشار سنگين مسائل و مشکلات گردند (غباري‌بناب و همكاران، 1386). از دهه 1970 به بعد، به‌تدريج ترديدهايي پيرامون رسالت روان‌شناسي به ‌عنوان علم مطالعه مشکلات و اختلالات رواني پديد آمد. با بروز اين ترديدها، رويکرد جديدي تحت عنوان «روان‌شناسي مثبت‌گرا» شکل گرفت که به‌جاي تأکيد بر عوامل خطرزا، نابهنجاري‌ها و اختلالات رواني، توجه خود را معطوف به عواملي کرد که تأثير عوامل خطرزا را تعديل و انسان را در مقابل مبتلا شدن به مشکلات روان‌شناختي حمايت مي‌نمايد، يا به آنها کمک مي‌کند تا سريع‌تر به بهبودي دست يابند (گراسمن و مور (Grossman & Moore)، 1994).
    يكي از موضوع‌هاي مطرح در روان‌شناسي مثبت‌گرا، «تاب‌آوري» است. تاب‌آوري جايگاه ويژه‌اي در حوزه‌هاي روان‌شناسي تحول، روان‌شناسي خانواده و بهداشت رواني دارد (كمبل – سيلز (Campbell-Sills) و همكاران، 2006). تاب‌آوري، پديده‌اي است که از پاسخ‌هاي انطباقي طبيعي انسان حاصل مي‌شود و علي‌رغم رويارويي فرد با تهديدهاي جدي، وي را در دستيابي به موفقيت و غلبه بر تهديدها توانمند مي‌سازد. درواقع، تاب‌آوري صرف مقاومت منفعل در برابر آسيب‌ها يا شرايط تهديدکننده نيست، بلکه فرد تاب‌آور مشارکت‌کنندة فعال و سازندة محيط پيراموني خود است. تاب‌آوري قابليت فرد در برابر برقراري تعادل زيستي- رواني- معنوي، در مقابل شرايط مخاطره‌آميز است (کونور و ديويدسون (Connor & Davidson)، 2003). ازاين‌رو، نمي‌توان آن را معادل بهبودي دانست. چون در بهبودي، شخص پس از تجربه پيامدهاي منفي به حالت اوليه بازمي‌گردد (بونانو (Bonanno)، 2004). به اعتقاد پرکينز و جونز (Perkins & Jones) (2004)، تاب‌آوري به‌وسيله‌ پاسخ فرد به حوادث استرس‌زاي زندگي و يا مواجهه‌ مستمر با استرس مثل (جنگ و بهره‌کشي جنسي) مشخص مي‌شود. تاب‌آوري، به‌‌عنوان اطمينان فرد به توانايي‌هاي خود، براي غلبه بر تنيدگي، داشتن توانايي‌هاي مقابله‌اي، عزت‌نفس، ثبات عاطفي و ويژگي‌هاي فردي، که حمايت اجتماعي از سوي ديگران را افزايش مي‌دهد، تعريف ‌شده است. اين سازه، از جمله عواملي است که از بروز مشکلات رواني در ميان جوانان و نوجوانان جلوگيري به عمل مي‌آورد و آنان را از بروز آثار روان رويدادهاي مشکل‌زا در امان نگاه مي‌دارد (پينکارت (Pinquart)، 2009). تاب‌آوري، عاملي است که در رويارويي و سازگاري با موقعيت‌هاي سخت و تنش‌زاي زندگي به انسان كمك مي‌کند (ايزديان و همكاران، 2010)، توانايي سازگاري با درد (اسميت و همكاران، 2009) و كيفيت زندگي را افزايش مي‌دهد (حق‌رنجبر و همكاران، 1390). درواقع، تاب‌آوري به فرايند پوياي انطباق مثبت با تجربه‌هاي تلخ و ناگوار (لاتار و سي‌چي تي (Luthar & Cicchetti)، 2000) و فراتر از جان سالم به دربردن از استرس و ناملايمات زندگي اطلاق مي‌شود (بونانو، 2004).
    يکي از زمينه‌هاي احتمالي رشد تاب‌آوري افراد، اعتقادات مذهبي است (خداياري‌فرد و همكاران، 1379). درواقع گرايش مذهبي، موجب مقاومت انسان در برابر مشكلات و استمرار در مقابله با آنها مي‌شود. در نتيجه، فرد کمتر تحت تأثير شرايط نامناسب بيروني قرار مي‌گيرد (تبرايي و همكاران، 1387).
    منابع غني اسلام، به‌ويژه قرآن کريم و احاديث و روايات منسوب به پيامبر اعظم و امامان معصوم، سرشار از آيات و بياناتي است که محتواي آن، اشاره به شيوه‌هاي مختلف براي کنار آمدن با بحران‌ها و استرس‌هاي زندگي دارد. درک و به‌کارگيري اين محتواها پشتوانة محکمي براي مردم جهت سازگاري با شرايط دشوار زندگي مي‌باشد. در تفکر اسلامي، مشکلات و حوادث زندگي درواقع آزمايش‌هايي محسوب مي‌شوند که خداوند براي امتحان بندگانش سر راه آنها قرار داده است. با اين نگرش، قرآن به مردم آموزش مي‌دهد که به هنگام مواجهه با مشکلات و حوادث، به‌جاي هراس و وحشت، در پي يافتن راه‌حل مناسب باشند تا از اين امتحان سربلند بيرون بيايند. درعين‌حال، خداوند به آنها وعده ياري و کمک داده است (ايزدي‌طامه، 1389). صبر، به‌‌عنوان يکي از مهم‌ترين راهبردهاي مقابله‌اي ديني در برابر مصائب و سختي‌ها، فقط به معناي درون‌ريزي غم و اندوه نيست، بلکه صبر يعني از دست ندادن تاب و قرار، مقاومت در برابر سختي‌ها و مهارت در به حداقل رساندن فشارهاي روانيِ حاصل از مشکلات است. صبر نيرويي است کنشگر و پويا، که انسان را در برابر آنچه براي او ناخوشايند است، توانمند مي‌سازد (پسنديده، 1384، ص 56).
    «صبر» در لغت به‌معناي بازداشتن است و مفهوم آن عبارت است از: وادار كردن خود به آنچه عقل و دين اقتضا مي‌کند و بازداشتن ازآنچه عقل و دين نهي مي‌کند (زارع بواني، 1392، ص 48). صبر، در اصل به معني عزم قوي براي انجام کار و ادامه کار با پشتکار و استقامت خلل‌ناپذير است. حضرت علي در اين‌باره فرموده‌اند: «صبر مبارزه با حوادث است» (فيض کاشاني، 1379، ص 88). صبر، از مهم‌ترين اركان ايمان است و پيامبر اكرم، آن را نيمي از ايمان دانسته‌اند. در قرآن كريم، واژة «صبر» بيش از هفتاد بار تكرار شده است و جالب اينكه هيچ‌يک از فضيلت‌هاي ديني، به اندازه صبر در قرآن تكرار نشده است (محمدي اشتهاردي، 1383).
    صبر در قرآن نيز، به‌معناي ثبات، استحكام و قدرت مقاومت روح مطرح است. مقاومت در سختي انجام وظيفه، مقاومت در برابر تحريكات داخلي نفساني و مقاومت در برابر ناملايمات روزگار (مطهري، 1373، ص 76). به ‌راستي صبر و مقاومت کيميايي عظيم و خميرمايه پيروزي و رشد و پيشرفت است. بايد توجه داشت که از ديدگاه منابع اسلام، صبر به معني تحمل در برابر ظالم و دست روي دست نهادن در برابر شکست‌ها نيست، بلکه واژه «صبر» در لغت، به معني عزم و جزم براي انجام عمل است. بنابراين، صبر به معني تحمل عجزآميز نيست و معني حقيقي آن، مقاومت و استقامت در حوادث سهمگين و در برابر گناهان و شدايد بوده، موجب ايجاد روحيه قوي در راه اهداف عاليه انساني و انجام‌ وظيفه مي‌شود (محمدي اشتهاري، 1383). براين‌اساس، قرآن مي‌فرمايد: «وَ اِن يکُن مِنکُم عِشرُونَ صابِرُونَ يغلِبُوا مِأَتَين» (انفال: 65)؛ و هرگاه بيست نفر از شما با استقامت باشند، بر دويست نفر غلبه کنند.
    قرآن، مؤمنان را به صبر دعوت مي‌کند، زيرا در صبر فوايدي براي تربيت نفس و تقويت شخصيت و افزايش توانمندي انسان، در برابر سختي‌ها وجود دارد. قرآن کريم سختي‌ها، بلايا و مصائب را امري اجتناب‌ناپذير از زندگي انسان مي‌داند (بلد: 4) و رنج و مصيبت را آزمايش الهي براي انسان‌ها بيان مي‌کند (بقره: 156-155). از نظر قرآن، شکيبايي و پرهيزکاري نشان قدرت اراده انسان است (آل‌عمران: 186). انسان را به هنگام مشکلات و سختي‌ها، امر به صبر و دعا مي‌کند (حديد: 23-22). صبر و استقامت در عرصه‌هاي مختلف در سراسر زندگي درخشان پيامبر به ر‌وشني ديده مي‌شد. به‌عنوان نمونه، آن حضرت در سال‌هاي آغاز بعثت، آنچنان شاگردان صبور و پراستقامتي پرورش داده بود که در برابر سخت‌ترين شکنجه‌ها استقامت مي‌کردند؛ افرادي مانند بلال حبشي، عمار ياسر، ياسر، سميه. تا آنجا که ياسر پدر عمار و سميه مادر عمار در تحت شکنجه به شهادت رسيدند (محمدي اشتهاري، 1383). حضرت علي نيز پس از پيامبر، با سخت‌ترين حوادث روبرو شدند که اگر آن حوادث بر کوه وارد مي‌شد، فرو مي‌ريخت. آن حضرت، در پناه نماز و قرآن در برابر مشکلات طاقت‌فرسا مقاومت کرده و به نماز پناه مي‌برد و اين آيه را مي‌خواند: «واستَعِينوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ» (بقره: 45)؛ از صبر و نماز ياري بجوييد.
    صبر به‌معناي استقامت و پايداري، در برابر همة عواملي است كه انسان را از رسيدن به كمال فطري بشر باز مي‌دارند (خوشحال دستجردي، 1383). طبق فرمايش اميرالمؤمنين، ارزش‌ها و مقام‌هاي عالي در پرتو صبر و مقاومت، به دست مي‌آيد. آدمي براي رسيدن به مراتب كمال، نيازمند صبوري است (محمدي اشتهاري، 1383). به‌طورکلي، صبر يك ويژگي رواني و ثبات دروني است كه نتيجه آن، مديريت احساسات و هيجانات، توان تحمل سختي‌ها و سخت‌کوشي در كارهاست. صبر در زندگي انسان، كاركردهاي گوناگوني دارد. ازجمله اينکه انسان را در مقابله با تنيدگي‌ها ياري مي‌دهد، موفقيت در تحصيل، شغل و روابط اجتماعي را تسهيل مي‌كند. در برخورد با هيجانات و احساسات دروني، فرد را توانمندتر مي‌سازد و در زمينة دينداري، او را ياري مي‌دهد (نوري، 1387).
    از سوي ديگر، دوران نوجواني از مهم‌ترين و در عين ‌حال آشفته‌ترين و بحراني‌ترين دوره‌هاي زندگي محسوب مي‌شود. اكثر روان‌شناسان، دوره نوجواني را دوره‌اي طوفاني و پرتنش و دوران توانايي فوق‌العاده جسماني، عقلاني و عاطفي مي‌دانند. در اين زمان، فرد هنوز از تجربه كافي بهره‌مند نيست. والدين او را به‌‌عنوان يك كودك مي‌شناسند و خود نوجوان مي‌پندارد كه بزرگ شده است و مي‌خواهد مسئوليت بپذيرد. ژان‌ژاك روسو، فيلسوف قرن نوزدهم معتقد بود: آشوب زيستي بلوغ، موجب افزايش هيجان‌پذيري، تعارض و سرپيچي از بزرگ‌سالان مي‌شود (احدي و محسني، 1384، ص 49). در دوره نوجواني، به همراه تحولات جسماني، يک سلسله دگرگوني‌ها در احساسات و تمايلات فرد به وجود مي‌آيد. از آن جمله، مي‌توان به عدم تعادل و بي‌ثباتي، زودرنجي و مأيوس شدن، در مقابله با ناکامي‌ها اشاره کرد (مصطفايي و بشريان، 1391).
    در اين ميان، دانش‌آموزان دبيرستاني که بالغ ‌بر دو ميليون نفر مي‌باشند، به‌‌عنوان متصديان آينده جامعه از اهميت ويژه‌اي برخوردارند. بررسي مشکلات و اقدام براي رفع آنان، انعکاس بسيار مثبتي بر کارکرد جامعه خواهد داشت (پرتو اعظم و همكاران، 1388).
    فلسفه انجام اين پژوهش اين است كه در آينده امور جامعه به نوجوانان فعلي محول خواهد شد و بسياري از مسئوليت‌هاي خطير و حساس اجتماعي، بر عهده دختران امروز خواهد بود و هر يک از آنها نقش يکي از اعضاي مهم جامعه و خانواده را ايفا نموده و پرورش فرزندان و نسل‌هاي بعدي توسط آنها صورت مي‌گيرد. همچنين، بر اساس نتايج تحقيقات پيشين دختران در مقايسه با پسران، در رويارويي با مشکلات و ناکامي‌هاي زندگي زودرنج‌تر و حساس‌تر مي‌باشند و در صورت عدم شناسايي و بررسي مشکلات دوره نوجواني، عواقب ناگواري براي نسل‌هاي بعدي و جامعه پيش خواهد آمد (دهشيري، 1384). ازاين‌رو، براي افزايش تاب‌آوري نوجوانان، در مواجهه با استرس‌ها و بحران‌هاي زندگي، آموزش شيوه‌هاي صحيح کنار آمدن با مشکلات زندگي ضروري است. يکي از اين شيوه‌هاي آموزشي، «آموزش صبر» است. با «آموزش صبر» که عبارت است از: آشنايي با معناي حقيقي صبر، اهميت و ضرورت آن در زندگي و شيوه‌هاي کسب صبر در برابر موقعيت‌هاي مختلف، مي‌توان به نوجوانان کمک كرد تا نه‌تنها تسليم مشکلات نشده بلکه در رفع آنها بکوشند (حسين‌ثابت، 1387 الف). آموزش صبر موجب مي‌شود که فرد بياموزد سختي‌ها و دشواري‌هاي زندگي، اگر توأم با صبر باشند، مي‌توانند نردبان ترقي فرد شده و موجبات پختگي او را فراهم نمايند. درواقع، فرد مي‌آموزد که رنج و سختي، جزء اجتناب‌ناپذير زندگي و از سنت‌هاي پروردگار مي‌باشد؛ چراکه خداي متعال مي‌فرمايد: «و قطعاً همه شما را با چيزي از ترس و گرسنگي، زيان مالي و جاني و آفات زراعت آزمايش مي‌كنيم و صابران را بشارت و مژده ده» (بقره: 155). در آموزش صبر، آزمودني‌ها بر اساس فرهنگ ديني ياد مي‌گيرند که در پس هر سختي، گشايش و موفقيت وجود دارد (حسين‌ثابت، 1387 الف).
    همچنين، بر اساس تحقيقات انجام ‌شده، عوامل حمايت‌کننده‌اي وجود دارد که مي‌توانند واکنش به تجارب استرس‌زا و بلاياي مزمن را تبيين کنند (فراسر (Fraser) و همكاران، 1999). از ديدگاه فونتولاكيس (Fountoulakis) و همکاران (2008)، با اتكا به خداوند، مي‌توان موقعيت‌هاي غيرقابل ‌کنترل را در اختيار خود درآورد. اعتقاد به نيرويي برتر و نگرش مذهبي، ماية تسلي فرد در شرايط دردناک و تهديدکننده بوده و تحمل اين شرايط را براي او تسهيل مي‌بخشند (پرکينز و جونز، 2004؛‌ يانگ و ماو، 2007).
    طي سال‌هاي اخير، برخي محققان به بررسي اثربخشي آموزه‌هاي ديني و مذهبي، ازجمله صبر به ‌عنوان عامل حمايت‌کنندة سازگاري با موقعيت‌هاي مخاطره‌آميز پرداخته‌اند. غباري‌بناب و همكاران (1380)، در پژوهش خود به رابطه توکل به خدا با اضطراب و صبر و اميدواري در شرايط ناگوار اشاره دارند. تحقيق حسين‌ثابت (1387 الف) نيز بيانگر تأثير آموزش صبر، بر کاهش اضطراب و افزايش شادکامي است. همچنين، ايزدي‌طامه (1389) در پژوهشي با هدف بررسي اثربخشي آموزش صبر بر سخت‌رويي، به اين نتيجه رسيد که آموزش صبر بر افزايش سخت رويي افراد تأثير مثبت دارد. نتيجه تحقيق ايزدي‌طامه و همكاران (1389) و شکوفه‌فرد و خرمايي (1391)، نشان مي‌دهد که آموزش صبر در کاهش پرخاشگري تأثير دارد. نتايج پژوهش نعمتي‌پور و همكاران (1391)، نشان داد که آموزش صبر، بر کاهش ميزان افسردگي و استرس ادراک‌شده مادران داغ‌ديده مؤثر است.
    در پژوهش مقصودي مديح (1392)، اثربخشي آموزش صبر بر توانمندي‌هاي شخصيت (فضائل شجاعت، ميانه‌روي و عدالت) تأييد، ولي بر کيفيت زندگي تأييد نمي‌شود. نتيجه پژوهش زارع بواني (1392)، به اثربخشي آموزش صبر بر اميد و بهزيستي روان‌شناختي در مادران كودكان کم‌توان ذهني اشاره دارد. خشکاب (1392) در پژوهشي با بررسي اثربخشي آموزش مفاهيم ديني (توکل، صبر، نماز، دعا و بخشش) بر رضايتمندي زناشويي و سازگاري زناشويي، به اين نتيجه رسيد که آموزش صبر بر رضايت‌مندي و سازگاري زناشويي مؤثر است. يافته‌هاي پژوهش آقابابايي و همكاران (1393)، به رابطه مثبت ميان صبر و شخصيت و رضايت زندگي و رابطه منفي ميان صبر و افسردگي، اضطراب و بدکاري روان‌شناختي اشاره دارد. شريفي و شهبازي (1394)، در بررسي اثربخشي آموزش صبر در تنظيم هيجاني مادران کودکان ناتوان ذهني، به اين نتيجه رسيدند که آموزش صبر بر تنظيم هيجاني مادران کودک ناتوان ذهني مؤثر است. نتايج پژوهش سردراي زرندي و مهدي‌پور رابري (۱۳۹۴) نشان داد كه بين انواع صبر (صبر بر اطاعت، صبر بر معصيت و صبر بر مصيبت) و رضايت از زندگي، رابطه معنا‌داري وجود دارد. مطالعه جعفر جلالي و همكاران (1393)، بيانگر اثربخشي آموزش صبر و حيا بر بهبود مهارت‌هاي ارتباطي، مديريت هيجانات، ادراک ديگران و ابراز وجود مي‌باشد.
    ضرورت استفاده از مداخله‌اي با رويکرد ديني در اين پژوهش، به اين علت است که نتايج مطالعات موجود از يک‌سو بيانگر تأثير آموزش صبر بر كاهش ناسازگاري‌هاي رواني و رفتاري مي‌باشند و از سوي ديگر، فشار ناشي از مشکلات، ناكامي‌ها و اختلاف عقايد، لزوم بهره‌گيري از مؤلفه‌هاي مذهبي، همچون صبر در مواجهه با مشكلات را مطرح مي‌نمايد. علاوه بر اين، حقيقت زندگي در جامعه اسلامي و تأكيد منابع گوناگون بر توانمندسازي انسان‌ها، براي ايجاد زندگي سازمان‌يافته‌اي كه هر روزش بهتر از ديروز باشد، توجه به صبر به ‌عنوان يكي از مهارت‌هاي اساسي زندگي و به‌ويژه بررسي ميزان مؤثر بودن آن در افزايش تاب‌آوري را ضروري مي‌سازد.
    با وجود اهميت غيرقابل‌ انکار آموزش صبر و بالا بردن قدرت تحمل و توان افراد، در برابر مشکلات و سختي‌هاي زندگي، در بررسي نقش و تأثير آموزه‌هاي ديني از جمله صبر بر تاب‌آوري، ادبيات قابل ‌ملاحظه‌اي به چشم نمي‌خورد. ازاين‌رو، با توجه به ظرفيت فراوان دين مبين اسلام و فرهنگ و ادبيات ايراني و اينکه در جامعة ما، بسياري از رفتارها مستقيم يا غيرمستقيم متأثر از آموزه‌ها و باورهاي ديني بوده و اغلب با آنها ارزيابي مي‌شوند، غنا بخشيدن به بدنه دانش داخلي، براي دست يافتن به تبيين متغيرهاي روان‌شناختي، با توجه به بافت و فرهنگ بومي، به‌ويژه در حوزة روان‌شناسي مثبت‌گرا ضرورتي انکارناپذير است. بر اساس آنچه گفته شد، اين پژوهش با هدف بررسي اثربخشي آموزش صبر، به‌‌عنوان يک آموزه ديني بر ميزان تاب‌آوري دانش‌آموزان دختر متوسطه، به دنبال پاسخ به اين سؤال است که آيا آموزش صبر بر ميزان تاب‌آوري افراد تأثير دارد؟
    روش پژوهش
    اين پژوهش، پژوهشي تجربي با طرح پيش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود که با هدف بررسي اثربخشي آموزش صبر بر ميزان تاب‌آوري دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه صورت گرفت. جامعة آماري، شامل كليه دانش‌آموزان دبيرستان‌هاي دخترانه شهر اصفهان در سال تحصيلي 94-1393 بود. نمونة آماري، شامل 30 نفر از اين دانش‌آموزان بود که به روش نمونه‌گيري در دسترس انتخاب و به‌ صورت تصادفي، در دو گروه آزمون (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. براي جمع‌آوري داده‌ها، از پرسش‌نامه‌هاي زير استفاده شد:
    مقياس تاب‌آوري کونور و ديويدسون:‌ در اين پژوهش، براي سنجش تاب‌آوري از مقياس تاب‌آوري کونور و ديويدسون (2003) استفاده شد. کونور و ديويدسون (2003)، اين پرسش‌نامه را با بازبيني منابع پژوهشي 1991-1979، در زمينة تاب‌آوري تهيه نمودند. بررسي ويژگي‌هاي روان‌سنجي اين مقياس، در شش گروه جمعيت عمومي، مراجعه‌کنندگان به بخش مراقبت‌هاي اوليه، بيماران سرپايي روان‌پزشکي، بيماران با مشکل اختلال اضطراب فراگير و دو گروه از بيماران مبتلا به اختلال استرس، پس از ضربه انجام ‌شده است. سازندگان اين مقياس، بر اين باورند که اين پرسش‌نامه به ‌خوبي مي‌تواند افراد تاب‌آور را از غيرتاب‌آور، در گروه‌هاي باليني و غيرباليني جدا کند و مي‌تواند در موقعيت‌هاي پژوهشي و باليني به ‌کاربرده شود (محمدي، 1384، ص 112).
    مقياس تاب‌آوري کونور و ديويدسون (2003)، يک ابزار 25 سؤالي است که سازة تاب‌آوري را در اندازه‌هاي پنج‌ درجه‌اي ليکرت، از صفر تا چهار مي‌سنجد. حداقل نمرة تاب‌آوري آزمودني در اين مقياس، صفر و حداکثر نمرة وي صد است. نتايج مطالعة مقدماتي، مربوط به ويژگي‌هاي روان‌سنجي اين مقياس، پايايي و روايي آن را تأييد کرده است. همساني دروني، پايايي باز آزمايي و روايي همگرا و واگراي مقياس کافي گزارش شده‌اند. گرچه نتايج تحليل عاملي اکتشافي، وجود پنج عامل (شايستگي/ استحکام شخصي، اعتماد به غرايز شخصي/ تحمل عواطف منفي، پذيرش مثبت عواطف/ روابط ايمن، مهار، معنويت) را براي مقياس تاب‌آوري تأييد کرده است؛ زيرا پايايي و روايي زيرمقياس‌ها هنوز به ‌طور قطع تأييد نشده‌اند، در حال حاضر فقط نمرة کلي تاب‌آوري براي هدف‌هاي پژوهشي معتبر محسوب مي‌شود. پايايي و روايي فرم فارسي مقياس تاب‌آوري نيز در مطالعات مقدماتي نمونه‌هاي بهنجار و بيمار، مورد بررسي و تأييد قرار گرفته است (بشارت و همكاران، 1387). اين مقياس، در ايران توسط محمدي (1384)، هنجاريابي شده است. ضريب پايايي 89/0 به دست آمد (محمدي، 1384، ص 112). دو نمونه از سؤالات اين مقياس عبارتند از: 1. وقتي تغييري رخ مي‌دهد، مي‌توانم خودم را با آن سازگار کنم. 2. حداقل يک نفر هست که رابطه نزديک و صميمي‌ام با او، در زمان استرس به من کمک مي‌کند.
    مقياس سنجش صبر حسين‌ثابت:‌ مقياس سنجش صبر حسين‌ثابت (1387 ب)، حاوي ۴۸ سؤال است. اين مقياس، بر اساس سه مقوله صبر در سختي، صبر در برابر گناه و صبر بر طاعت تنظيم گرديده و براي تهيه آن، از سه منبع قرآن و تفاسير، کتب حديث و کتب اخلاقي استفاده‌شده است. پايايي اين مقياس، بر اساس ضريب آلفاي کرونباخ ۸۶۶/0 و بر اساس روش بازآزمايي(با فاصله دو هفته) 93/0 است. با استفاده از جدول تيلور راسل با توجه به اينکه ميزان اعتبار آزمون 93/0 است، با احتمال 95درصد نسبت انتخاب 5/0 به دست مي‌آيد. بنابراين، در اين پژوهش 50 درصد افرادي که مقياس سنجش صبر بر روي آنها اجرا شد، به‌‌عنوان غيرصبور و ۵۰ درصد افراد هم به‌‌عنوان صبور در نظر گرفته شدند. بنابراين، 30 نفر از آزمودني‌ها که کمترين نمرات را در مقياس صبر کسب کرده بودند (از مجموع 60 نفر) به‌‌عنوان غيرصبور شناخته شدند. روايي محتوايي اين مقياس، توسط نه نفر از استادان علوم و معارف اسلامي، از نظر مقوله‌بندي و نوع سؤالات، مورد بررسي و تأييد گرديد. سپس، توسط دو تن از استادان روان‌شناسي نيز تأييد شد (حسين‌ثابت، 1387 ب). دو نمونه از سؤالات اين مقياس عبارتند از:
    1. معتقدم هر سختي و دشواري كه از جانب ديگران به من مي‌رسد، آزمايشي از سوي پروردگارم است.
    2. وقتي در زندگي چيزي را از دست مي‌دهم، با يادآوري نعمت‌هايي كه دارم، آن رنج را بهتر تحمل مي‌کنم.
    ابتدا پژوهشگر، طي چند جلسه توجيهي آموزش‌هاي لازم را به همة افراد نمونه داد تا هم با هدف تحقيق آشنا شده و هم انگيزه آنها براي پژوهش افزايش يابد. سپس، پرسش‌نامه‌ تاب‌آوري کونور و ديويدسون، بر روي افراد گروه نمونه (30 نفر)، به‌‌عنوان پيش‌آزمون اجرا شد. در مرحله بعد، متغير مستقل (آموزش صبر) به مدت 11 جلسه 60 دقيقه‌اي، براي گروه آزمايش به شيوه کارگاهي، که شامل دو بخش، فعاليت در زمان آموزش و تکليف هفتگي خانگي مي‌شد، ارائه گرديد. درحالي‌که گروه کنترل، هيچ‌گونه آموزشي دريافت نکرد، اما با توجه به مسائل اخلاقي، شرکت‌کنندگان در گروه کنترل نيز پس از اتمام تحقيق، اين آموزش‌ها را دريافت نمودند.
    مداخلات آموزشي، شامل مواردي ازجمله دعا و نيايش، عبادات و مناسك مذهبي، بخشش، ايمان و توکل به خدا، نوشتن در مورد احساسات معنوي بود. در آموزش صبر، از شيوه‌هايي چون چالش فکري، بحث گروهي، ارائه الگو يا سرمشق در قالب داستان‌هاي برخاسته از قرآن و متون ديني و ادبي استفاده‌ شد. خلاصة كلي شيوه اجرا در تمامي جلسه‌ها به اين صورت بود: ابتداي هر جلسه، با فن تن آرامي و ذهن آگاهي متمركز (تمركز بر تنفس خود و يا يك موضوع خاص) آغازمي شد. سپس، به ‌مرور تكاليف جلسه قبل آزمودني‌ها و به دنبال آن، بحث گروهي ميان شرکت‌کنندگان و آموزش مقولة مورد نظر و تمرين پرداخته مي‌شد.
    برخي از عناوين جلسات آموزشي عبارت بود از: آشنايي با مفهوم صبر، آشنايي با انواع صبر، با تأکيد بر صبر در سختي‌ها و مصائب، آشنايي با نشانه‌هاي صابران، توانايي شناخت نقاط ضعف و قوت خويش در صبر، بر سختي‌ها و افزايش ميزان توانايي در اين مورد، کسب توانايي در شناخت علل رنج و سختي‌هاي زندگي، يادآوري خوشي‌ها و نعمت‌ها، به هنگام مواجهه با سختي‌ها، کسب توانايي در شناخت نقاط ضعف و قوت خود، در صبر در برابر خوشي‌ها، صبر در برابر مصيبت، در صبر در برابر گناه، صبر در برابر خشم و ايجاد انگيزه در صبر بر طاعت.
    پس از پايان دوره آموزشي، مجدداً هر دو گروه پرسش‌نامه تاب‌آوري کونور و ديويدسون (2003) را تکميل نمودند و نمرات آنها با پيش‌آزمون‌ مقايسه گرديد. تجزيه‌وتحليل داده‌ها، در دو سطح توصيفي و استنباطي، به‌وسيله نرم‌افزار SPSS صورت گرفت. در سطح توصيفي، از شاخص‌هاي آماري ميانگين و انحراف معيار و در سطح استنباطي، ازآنجاکه اين پژوهش يک طرح پيش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود، براي تحليل نتايج حاصله، از روش تحليل کوواريانس يک‌راهه استفاده شد تا از اين طريق، اثرات پيش‌آزمون به‌عنوان يک متغير تصادفي کمکي کنترل شود.
    جدول 1. خلاصه جلسات آموزشي
    جلسه    عنوان
    جلسة اول    معارفه
    آشنايي اعضاي گروه با يکديگر- ارائه برنامه آموزشي زمان‌بندي ‌شده و قوانين جلسات- اجراي پيش‌آزمون- آشنايي با موضوع صبر و اهميت آن – انواع صبر.
    جلسة دوم    (واقعيت‌شناسي)
    شناخت واقع‌گرايانه سختي‌ها و ضرورت مقابله با آن- مقايسه راهبردهاي صحيح مقابله با سختي‌ها (صبر، مديريت موقعيت ناخوشايند و اقدام به ‌موقع، جست‌وجوي يک‌ راه‌حل منطقي و به‌زانو درنيامدن در برابر مشکلات) با راهبردهاي نادرست مقابله (بي‌تابي کردن – از خدا شکايت کردن- سکون در جايي- ناله و شکايت کردن- ناتوان شدن – پرخاشگري).
    جلسة سوم    (واقعيت‌شناسي)
    ارزيابي و تفسير صحيح سختي‌ها- دنيا محل سختي هاست- سختي‌ها اجتناب‌ناپذيرند- سختي‌ها برگشت‌ناپذيرند (بر اساس تقدير الهي شکل مي‌گيرند و تقدير الهي بر اساس حکمت و مصلحت انسان‌ها رقم مي‌خورد)- پايان‌پذيري سختي‌ها و انتظار گشايش - حادثه‌ها غيرمنتظره و تصادفي نيستند.
    جلسة چهارم    (معناشناسي سختي‌ها)
    بلا و سختي براي آزمودن و آزمودن موجب رشد شخصيت و شکوفايي استعدادهاي نهفته انسان مي شود- بلايا و شدايد زندگي براي پاک کردن گناهان و لغزش‌هاي انسان است-سختي‌ها ترفيع دهنده درجه انسان هستند.
    جلسة پنجم    (مثبت‌شناسي)
    مثبت‌نگري واقع‌گرايي نه خيال‌پردازي- به يادآوردن تجارب مثبت گذشته- خوش‌بين بودن به آينده- تعميم ندادن ناخوشايندي به همة ابعاد زمان حال و استفاده از نعمت‌هاي زمان حال- به يادآوردن پاداش صبر و بردباري در برابر سختي‌ها، کنترل بروز عواطف منفي، آشنايي با مفهوم بخشودگي، لزوم و سودمندي بخشودگي- اثرات نبخشودن- بررسي موانع بخشودگي.
    جلسة ششم    (ايمان و توکل به خدا)
    قدرتمند شدن در برابر مصائب، با تکيه و اعتماد به منبع قدرت الهي – خداوند توان بردباري مي‌دهد- تقدم صبر بر بلا- الگو گيري از مضامين تربيتي و الگوهاي صبر در حادثه کربلا-شکرگزاري و راضي بودن به قضاي الهي.
    جلسة هفتم    (بي‌رغبتي به دنيا)
    آثار دل‌بستگي به دنيا (جزع و بي‌تابي، اضطراب، افسردگي و فشار رواني)- آثار دل‌بستگي نداشتن به دنيا (لذت و نشاط، آسودگي خاطر، کاهش تنيدگي و چشيدن شيريني ايمان)- ناپايداري نعمت‌هاي دنيا- مالک بودن يا امانت‌دار بودن انسان در قبال نعمت‌هاي الهي.
    جلسة هشتم    (شناخت آخرت و ياد مرگ)
    آسايش زندگي در ساية ياد مرگ تحقق مي‌يابد- انسان به آنچه هست راضي مي‌گردد. در نتيجه، دنيا و سختي‌هاي آن در نظر او خرد و کوچک مي‌شوند.
    جلسة نهم    (کوچک‌سازي سختي‌ها)
    يادآوري سختي‌هاي بزرگتر –توزيع تنيدگي برگذر زمان- آنچه بود و رفت مثل آنچه نبود- آنچه به دست نيامد مثل آنچه بود و رفت.
    جلسة دهم    (نيايش و ارتباط با خدا)
    دعا در اسلام و نحوه استجابت دعا- لزوم نيايش با خدا- درخواست از دانش‌آموزان براي نوشتن نامه‌اي براي خدا- استعانت از نماز و روزه - جمع‌بندي مباحث و اجراي پس‌آزمون.
    جلسة دوازدهم    (هدفمند بودن خلقت)
    تعريف هدف و معناي زندگي- اشکال مختلف معنا در زندگي- ضرورت ايجاد معنا در زندگي- بيان راه‌هايي جهت بامعناکردن زندگي براي کسب رضاي خداوند- مقام رضا به قضاي الهي- اهميت مذهب و هوش معنوي در زندگي.
    يافته‌هاي پژوهش
    يافته‌هاي توصيفي پژوهش (ميانگين و انحراف معيار) در مراحل پيش‌آزمون و پس‌آزمون در جدول 2 ارائه ‌شده است.
    جدول 2. ميانگين و انحراف معيار تاب‌آوري در گروه‌هاي آزمايش و گواه
    گروه     تعداد    پيش‌آزمون    پس‌آزمون
            ميانگين    انحراف معيار    ميانگين    انحراف معيار
    آزمايش    15    26/50    31/7    47/65    35/9
    گواه        23/57    17/5    26/58    78/5
    جدول 2، ميانگين و انحراف معيار گروه آزمايش و کنترل در پيش‌آزمون و پس‌آزمون تاب‌آوري را نشان مي‌دهد. بر اساس اين اطلاعات، ميانگين گروه آزمايش پس از مداخله افزايش داشته است. براي بررسي معناداري تفاوت ميانگين‌ها از روش آماري تحليل کوواريانس استفاده شد. در اين راستا، مفروضة همگني رگرسيون به ‌وسيله آزمون فرض همگني شيب‏ها، مورد بررسي قرار گرفت. نتيجة به‌‌دست‌‌آمده با مقدار 389/2 F= و درجه آزادي 1، اشاره به اين دارد كه تعامل معنادار نيست 134/0 p=. بنابراين، مفروضه همگني رگرسيون در تحليل كوواريانس برقرار است.
    جدول 3. نتايج تحليل کوواريانس مربوط به تأثير آموزش صبر بر تاب‌آوري
    منابع     شاخص    مجموع مجذورات    درجه آزادي    ميانگين مجذورات    F    سطح معناداري    مجذور اتا    توان
    پيش‌آزمون    59/513    1    59/513    74/11    001/0    30/0    91/0
    گروه    29/795    1    29/795    18/18    001/0    40/0    98/0
    خطا    06/1181    27    74/43    -    -    -    -
    مجموع    00/116908    30    -    -    -    -    -
    طبق نتايج جدول 3، مقدار F به‌‌دست‌‌آمده در اين آزمون براي گروه‌ها 18/18 مي‌باشد که در سطح 001/0= p معنا‌دار بود. بنابراين، مي‏توان گفت: بين ميانگين‏هاي گروه آزمايش و گواه، تفاوت معنا‏داري وجود دارد. به عبارت ديگر، مداخلات آموزش صبر موجب افزايش تاب‌آوري در گروه آزمايش گرديده است. به ‌بيان ‌ديگر، مي‌توان گفت: تغييرات نمرات پس‏آزمون در مقايسه با نمرات پيش‏آزمون، ناشي از شرکت در جلسات آموزشي بوده است. بنابراين، از نتايج جدول فوق اين‌گونه استنباط مي‏شود که مداخلات آموزش صبر، بر افزايش تاب‌آوري مؤثر بوده است.
    بحث و نتيجه‌گيري
    هدف اين پژوهش، بررسي اثربخشي آموزش صبر مبتني بر آموزه‌هاي ديني بر ميزان تاب‌آوري افراد بود. نتايج پژوهش نشان داد که آموزش صبر، در افزايش ميزان تاب‌آوري دانش‌آموزان مؤثر است. يافته‌هاي حاصل از اين پژوهش، با نتايج چندين مطالعه ديگر که در اين زمينه انجام ‌شده است، از جمله پژوهش‌هاي غباري‌بناب و همكاران (1380)، حسين‌ثابت (1387 الف)، ايزدي‌طامه (1387)، ايزدي‌طامه و همكاران (1389)، شکوفه‌فرد و خرمايي (1391)، زارع بواني (1392)، خشکاب (1392)، آقابابايي و همكاران (1393)، شريفي و شهبازي (1394)، سردراي زرندي و مهدي‌پور رابري (۱۳۹۴)، جعفر جلالي و همكاران (1393) همسو مي‌باشد.
    بر اساس يافته‌هاي اين پژوهش، به نظر مي‌رسد که روش آموزشي صبر، به دليل برخورداري از پشتوانه نظري قوي و نزديکي با فضاي فکري و فرهنگي مردم ايران، موجب ايجاد تغييراتي در تاب‌آوري شرکت‌کنندگان شده است. در آموزش صبر، سعي مي‌شود افراد خطرها و بحران‌ها را بيش‌ از حد خطرناک يا وخيم ارزيابي نکنند. اين کار، با تفهيم اين مطلب صورت مي‌گيرد که گاهي بحران‌ها از سوي پروردگار، براي امتحان انسان است و منجر به رشد و تعالي انسان مي‌شوند و سعي مي‌شود به‌جاي تمرکز بر مشکل، به نحوه مقابله با مشکل تأکيد شود و فرد از حداکثر منابع مقابله خود استفاده کند.
    صبر، حالتي نفساني است که براي افراد هنگام گرفتاري‌ها و سختي‌ها رخ مي‌دهد و موجب مي‌شود که شخص آرامش خود را از دست ندهد و از درون احساس آرامش کند. خداوند در آية 146 سورة آل‌عمران، صابران را کساني مي‌داند که در برابر مصيبت‌ها، بلايا و سختي‌هايي که بر انسان واردشده و چيزي را از او مي‌گيرند، تحمل کرده و سستي و ضعف به خود راه نمي‌دهند. صبر، يکي از مهم‌ترين مکانيسم‌ها براي برخورد فعال با مسائل زندگي و تلاش براي رسيدن به هدف است. خداوند در سورة بقره آية 157، صبر را موجب هدايت انسان‌ها برشمرده است. همچنين، قرآن کريم به ‌صراحت از صبر و نماز به ‌عنوان دو منبع مهم براي صبور بودن ياد کرده است: «استَعِينوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ اِنَ الله مَعَ الصابِرين»؛ از صبر و نماز ياري جوييد که خداوند با صابران است (بقره: 153). در تفسير اين آيه، اشاره شده که مراد از صبر روزه است. انسان روزه‌دار به اختيار خود بسياري از چيزهايي را که براي او خوشايند است ترک مي‌کند و رنج و محروميت را بر خود هموار مي‌سازد. اين كار تمريني است براي افزايش توان بردباري. از سوي ديگر، نماز برقراري پيوند با خداوند است. خداوندي که هم مهربان است و هم مقتدر و شکست‌ناپذير. ارتباط با چنين منبع و قدرتي، پشتوانه بسيار مهمي به شمار مي‌رود که انسان را همانند فولاد مقاوم مي‌سازد. پيامبر گرامي، هرگاه محزون مي‌گشت و يا چيزي ايشان را ناراحت مي‌ساخت، از نماز و روزه کمک مي‌گرفت. همين معنا درباره اميرالمؤمنان نيز روايت ‌شده است (پسنديده، 1384، ص 98). بزرگاني مثل ابن‌سينا، م هنگام مواجهه با مسائل و مشکلات، دو رکعت نماز مي‌خواندند. مجموعه پژوهش‌هاي انجام‌ شده در داخل يا خارج از کشور، بيانگر اين است که هر چه فرد رابطه عميق، نزديک و خالصانه‏تري نسبت به خدا داشته باشد داراي آرامش، اطمينان، اعتماد، صبر، توکل بيشتري است (غباري‌‌بناب، 1388، ص 137).
    همچنين، پژوهشگر در طول دورة درمان، از روش برون‌ريزي احساسات به‌صورت نوشتن استفاده نمود. نوشتن يك رويداد با بار هيجاني، آن را به‌صورت يك روايت درمي‌آورد. هيجانات و نكات ناگفته و نامفهوم، در قالب كلمات و معنا درمي‌آيند كه ديگر ناگفته و نامفهوم نيستند. احساسات ناگفته و ناخودآگاه، به عبارت‌هاي گفتاري آگاهانه تبديل مي‌شوند. هر آنچه ناگفته و نامفهوم و ناپيداست، واهمه و هراس بيشتري دارد. آگاهي يافتن نسبت به آنها از بحراني بودن واقعه مي‌کاهد و پيامد بهتري دارد (هريزچي قديم و همكاران، 1388). به‌ عنوان ‌مثال، در يکي از جلسات درماني اجرا شده در اين پژوهش تحت عنوان «نيايش، دعا و گفت‌وگوي با خدا و يا هر قدرت برتري كه درمان‌جو به آن ايمان دارد»، يكي از تكاليف دانش‌آموزان «نوشتن نامه‌اي به خدا و يا هر قدرت برتري كه درمان‌جو به آن ايمان دارد» بود. به نظر مي‌رسد، در اين روش به ‌تمامي ابعاد معنويت پرداخته مي‌شود.
    توکل به خدا نيز به ‌عنوان عامل تقويت‌کنندة مؤثر ديگر، در افزايش تاب‌آوري افراد مي‌باشد. در تحقيقات روان‌شناختي، توکل به خدا به ‌عنوان يکي از مؤثرترين مقابله‌هاي مذهبي دانسته شده است. هنگامي‌ که انسان با مشکلات و دشواري‌ها مواجه مي‌شود و احساس مي‌کند که به ‌تنهايي بر حل آنها توانا نيست، فرد توانمند ديگري را وکيل خود قرار مي‌دهد. بر اساس آموزه‌هاي ديني، چنين انساني براي جبران ضعف خود، در عين استفاده از عوامل طبيعي و مادي، بايد به نيروي غيبي و قدرت بي‌پايان خدا تکيه کرده و از او استمداد جويد. افرادي که به خدا توکل ندارند و خود را به نيروي بي‌پايان الهي متصل نمي‌دانند، نيروها و توانمندي‌هايشان محدود است. بدين‌جهت، در برخورد با مشکلات، خود را ناتوان مي‌بينند و نيرويي را در خود نمي‌بينند تا به آن اعتماد کنند. اما متوکلان، اميد به پشتيباني خداوند دارند و اعتماد به ‌نفس بالايي خواهند داشت (باقري و همكاران، 1392). وقتي پيامبر خدا، با وجود آن همه مشکلات تنها ماند، خداوند متعال اصل توکل را به او آموزش داد و فرمود: «پس اگر آنان رو برگرداندند تو بگو مرا بس است، آن خدايي که هيچ خدايي جز او نيست، بر او توکل مي‌کنم و او صاحب‌ اختيار عرش عظيم است» (توبه: 129؛ پسنديده، 1384، ص 122).
    بخشودگي نيز، به ‌عنوان يک مداخلة درماني قوي، افراد را از خشم و احساس گناهي که نتيجة خشم ناهشيار است، رها مي‌کند. علاوه بر اين، فردي که مي‌بخشد از کنترل ظريف و ناآگاه متخلف رها مي‌شود. رها کردن ديگران، به معني رها کردن خود است (بنسون، 1992). کساني که بخشودگي را انتخاب نمي‌کنند، درواقع به خود صدمه مي‌زنند؛ زيرا به خود اجازه نمي‌دهند که روابط محبت‌آميزي را که نيازمند آن هستند، داشته باشند (ورثينگتون و ديبلاسيو، 1990). بخشودگي مي‌تواند حس قدرت و توان فردي را بازيابي کرده، بين صدمه ‌ديده و صدمه زننده مصالحه ايجاد کند (فينچام و بيج، 2007). صبر (بردباري) مفهومي است كه متخصصان تعليم و تربيت اسلامي، با آن‌ بيگانه نيستند. فرد مي‌تواند با گذشتن از خطاي ديگران، صبر را ابزاري براي مهار خشم و به دنبال آن، كاهش ميزان آسيب‌پذيري افراد و حفظ آرامش رواني مي‌دانند. صبر، درواقع استقامت و پايداري در برابر همة عواملي است كه انسان را از رسيدن به كمال فطري بشر باز مي‌دارد (خوشحال دستجردي، 1383). در حقيقت، آدميان براي رسيدن به ‌مراتب كمال، نيازمند صبوري هستند. چنان‌كه امام عليŠ مي‌فرمايد: «صبر كليد دريافتن است و کاميابي به دنبال صبر است» (ايزدي‌طامه و همكاران، 1387).
    يکي ديگر از روش‌هاي درماني پژوهشگر، استفاده از تأثير استعاره‌ها بود. نتايج بررسي عيسي‌زادگان (1387) نشان مي‌دهد كه استعاره‌ها ممكن است نقشي مهم در تسهيل فرايندهاي تغيير در مشاوره و روان‌درماني داشته باشند. استعاره درماني، روش خلاقي است كه با استفاده از قدرت تصويرسازي‌اش، مراجع آسان‌تر به بينش و بصيرت مي‌رسد. مثلاً، از استعارة رودخانه احساسات در فهم احساسات و عدم تلاش براي كنترل کردن آنها استفاده شد. طبق گزارش درمان‌جويان، اين استعاره بسيار خوشايند و كارا بود. به‌طوري‌که حتي بيرون از جلسه، به شوخي به يكديگر اين مطلب را مي‌گفتند كه در حال حاضر، رودخانه‌ام خروشان و يا آرام است كه اين امر در ابراز و درك احساساتشان بسيار کمک‌کننده بود. از اين روش درماني، در طول دوره درمان بيشتر براي آموزش بخشودگي و توکل به خدا استفاده شد.
    همچنين، در اين پژوهش سعي شد با استفاده از روش ذهن‌آگاهي و تن‌آرامي، به شرکت‌کنندگان آموزش داده شود که در موقعيت‌هاي ناخوشايند و تنيدگي‌هاي روزانه، بتوانند بر افکار و هيجانات منفي خود تمرکز بيشتري داشته باشند. در نتيجه، رفتارهاي تکانشي کمتري از خود نشان دهند. همه هيجانات مثبت و منفي، نتيجه مستقيم افکارند. بدون افکار خشمگينانه، نمي‌توان احساس خشم کرد. بدون داشتن افکار غمگينانه، نمي‌توان احساس غم کرد. اپيکور فيلسوف يونان باستان معتقد بود: نگرش و برداشت انسان از رويدادها بسيار مهم‌تر و تعيين‌کننده‌تر از خود رويدادها است. درواقع به همين دليل، واکنش افراد مختلف به يک رويداد، واحد يکسان نيست (پسنديده، 1384، ص 184). بـا توجـه بـه مطالعه‌هاي گوناگوني كـه بـا روش‌هاي مختلفـي هـمچـون همبسـتگي، آزمايشـي و فرا تحليل انجام ‌شده است، مي‌توان گفت: آموزش ذهـن آگـاهي، مي‌تواند آثـار مثبـت روان‌شناختي و معنوي فراواني بـراي افــراد ارمغـان آورد. آثار روان‌شناختي مثبت، در بسياري از جنبه‌هاي زندگي فرد تأثير مي‌گذارد. براي مثـال، فـرد در موقعيت‌هاي پرفشــار، به ‌احتمال كمتــري به ‌صورت واكنشــي عکس‌العمل نشـان مي‌دهد و يـا اينکه از توانـايي بيشتري براي تنظيم هيجانات و رفتار خود و مقابلـه بـا شـرايط دشوار برخـوردار خواهد شد (کنگ و همكاران، 2010). مطالعه وليدي‌پاک و همكاران (1393)، مؤيد اين است که ذهن آگاهي تاب‌آوري انسان را افزايش مي‌دهد.
    عامل مؤثر ديگر، مربوط به برخي از ويژگي‌هاي بومي و فرهنگي جامعه ماست. بر اساس پژوهش رضايي و همكاران (1387)، مردم ايران برحسب شرايط فرهنگي، مردمي مذهبي بوده و براي سازگاري با شرايط بحراني، بيشتر به مذهب روي مي‌آورند (فلاحي خشکناب و مظاهري، 1387، ‌ص 92).
    حال با توجه به تحقيقات انجام‌ شده در اين زمينه، مي‌توان گفت: عدم توجه به آموزه‌هاي ديني در زندگي خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري را به خانواده‌ها، آموزش‌ و پرورش و جامعه وارد مي‌سازد. در اين پژوهش، تدوين و به‌کارگيري مداخلات آموزش صبر، مبتني بر آموزه‌هاي ديني با محوريت مباحثي چون صبر و شکيبايي در برابر آزمون‌هاي الهي توکل، دعا و عبادات مذهبي، موجبات افزايش تاب‌آوري در دانش‌آموزان فراهم نموده است.
    اين پژوهش، همانند ساير پژوهش‌ها، با محدوديت‌هايي روبرو بود از جمله: 1. در دسترس نبودن امکانات، شرايط و برنامه‌هاي آموزشي کافي و مناسب؛ 2. انجام پژوهش در سطح دبيرستان‌هاي دخترانه اصفهان. پيشنهاد مي‌شود مسئولان و برنامه‌ريزان آموزشي و فرهنگي کشور، با طراحي و تدوين کارگاه‌ها و دوره‌هاي منسجمي، متشکل از روان‌شناسان و کارشناسان متعهد علوم ديني، در زمينة آموزش صحيح معارف ديني اقدام كنند. قطعاً اين تعليمات موجب سلامت فردي و سلامت خانواده و در نهايت، سلامت جامعه خواهد بود. همچنين، انجام پژوهش‌هايي با عناوين مشابه بر روي گروه‌ها و رده‌هاي سني ديگر، در سراسر کشور توصيه مي‌شود.
     
     

    References: 
    • احدي، حسن و محسني نيک‌چهر، 1384، روان‌شناسي رشد: مفاهيم بنيادي در روان‌شناسي نوجواني و جواني، تهران، پرديس.
    • آقابابايي، ناصر و همكاران، 1393، «رابطه صبر با شخصيت، سلامت روان و رضايت از زندگي»، پژوهش‌هاي کاربردي روان‌شناختي، سال پنجم، ش 2، ص 17-28.
    • ايزدي‌طامه، احمد و همكاران، 1387، «صبر، مباني نظري و کارکردهاي رواني ـ اجتماعي»، علوم انساني دانشگاه امام حسين، ش 78، ص 103-130.
    • ايزدي‌طامه، احمد و همكاران، 1389، «مقايسة تأثير آموزش صبر و حل مسئله بر كاهش پرخاشگري و انتخاب راهبردهاي مقابله‌اي دانشجويان دانشگاه علوم انتظامي»، دانش انتظامي، سال يازدهم، ش 3، ص 182-207.
    • ايزدي‌طامه، احمد، 1389، «مقايسه تأثير آموزش صبر، حل مسئله و ترکيبي صبر و حل مسئله بر مؤلفه‌هاي سخت‌رويي دانشجويان در يک دانشگاه نظامي»، روان‌شناسي نظامي، سال اول، ش 3، ص 59-72.
    • باقري، حسين و همكاران، 1392، «بررسي رابطه بين توکل به خدا و سلامت روان بين دانشجويان دانشگاه آزاد واحد نکا»، دين و سلامت، دوره اول، ش 1، ص 48-58.
    • بشارت، محمدعلي و همكاران، 1387، «رابطة تاب‌آوري و سخت‌کوشي با موفقيت ورزشي و سلامت رواني در ورزشکاران»، روان‌شناسي معاصر، دوره سوم، ش 2، ص 38-49.
    • پرتو اعظم، حميده و همكاران، 1388، «فراواني و شدت افسردگي در دختران نوجوان دبيرستان‌هاي دخترانه شهر خوي در سال تحصيلي 1386-1387»، فصلنامه دانشکده پرستاري و مامايي اروميه، دوره هفتم، ش 2، ص 89-93.
    • پسنديده، عباس، 1384، رضايت از زندگي، چ سوم، قم، دارالحديث.
    • تبرايي، رامين و همكاران، 1387، «بررسي سهم تأثير جهت‌گيري مذهبي بر سلامت روان در مقايسه با عوامل جمعيت شناختي»، روان‌شناسي و دين، سال اول، ش 3، ص 37-62.
    • جعفر جلالي، فاطمه و همكاران، 1393، «تأثير آموزش صبر و حيا از ديدگاه آموزه‌هاي اسلامي بر بهبود مهارت‌هاي ارتباطي در دانش‌آموزان پايه اول متوسطه شهرستان گرگان»، کنگره بين‌المللي فرهنگ و انديشه ديني، قم، مرکز راهبري مهندسي فرهنگي شوراي فرهنگ عمومي استان بوشهر.
    • حسين‌ثابت، فريده، 1387 الف، «تعيين اثربخشي آموزش صبر بر اضطراب، افسردگي و شادکامي»، مطالعات اسلام و روان‌شناسي، سال اول، ش 2، ص 79-92.
    • حسين‌ثابت، فريده، 1387 ب، «مقياس سنجش صبر براي نوجوانان»، روان‌شناسي و دين، سال اول، ش 4، ص 73-87.
    • حق‌رنجبر، فرخ و همكاران، 1390، «تاب‌آوري و كيفيت زندگي مادران داراي فرزندان کم‌توان ذهني»، سلامت و روان‌شناسي، سال اول، ش 1، ص 177-187.
    • خداياري‌فرد، محمد و همكاران، 1379، «آماده‌سازي مقياس نگرش مذهبي دانشجويان»، روان‌شناسي، ش 4، ص 268-285.
    • خشکاب، محبوبه، 1392، بررسي اثربخشي آموزش مفاهيم ديني (توکل، صبر، نماز، دعا و بخشش) بر رضايت‌مندي زناشويي و سازگاري زناشويي، پايان‌نامه روان‌شناسي باليني، مشهد، دانشگاه فردوسي.
    • خوشحال دستجردي، طاهره، 1383، «نقش صبر در تكامل روحي انسان از ديدگاه عرفا»، پژوهش‌نامه ادب غنائي، سال دوم، ش 2، ص 63-86.
    • دهشيري، غلامرضا، 1384، «بررسي رابطه دينداري و بحران هويت در بين دانش‌آموزان دبيرستاني شهرستان يزد»، تعليم و تربيت، ش 19، ص 25-36.
    • رضايي، محبوبه و همكاران، 1387، «سلامت معنوي در بيماران مبتلابه سرطان تحت شيمي‌درماني»، دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تهران، دوره چهاردهم، ش 3-4، ص 33-39.
    • زارع بواني، راضيه، 1392، اثربخشي آموزش صبر بر اميد و بهزيستي روان‌شناختي در مادران كودكان کم‌توان ذهني، پايان‌نامه کارشناسي ارشد، تهران،‌ دانشگاه علامه طباطبائي.
    • سردراي زرندي، مهديه‌السادات و احسان مهدي‌پور رابري، ۱۳۹۴، «بررسي رابطه خودشکوفايي و انواع صبر با رضايت از زندگي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرمان»، در: دومين کنفرانس ملي توسعه پايدار در علوم تربيتي و روان‌شناسي، مطالعات اجتماعي و فرهنگي، تهران، مرکز مطالعات و تحقيقات اسلامي سروش حکمت مرتضوي، موسسه آموزش عالي مهر اروند، مرکز راهکارهاي دستيابي به توسعه پايدار.
    • شريفي، جعفر و مريم شهبازي، 1394، «اثربخشي آموزش صبر بر دشواري در تنظيم هيجان مادران کودکان ناتوان ذهني»، در: اولين همايش علمي پژوهشي روان‌شناسي، علوم تربيتي و آسيب‌شناسي جامعه، به ‌صورت الکترونيکي، شرکت طلاي سبز، انجمن پايش.
    • شکوفه‌فرد، شايسته و فرهاد خرمايي، 1391، «صبر و بررسي نقش پيش‌بين مؤلفه‌هاي آن در پرخاشگري دانشجويان»، روان‌شناسي و دين، سال دوم، ش 5، ص 99-112.
    • عيسي‌زادگان، علي، 1387، «کاربرد استعاره در مشاوره و روان‌درماني»، پژوهش‌هاي مشاوره، ش 26، ص 75-106.
    • غباري‌بناب، محمدباقر و همكاران، 1380، «رابطه توکل به خدا با اضطراب و صبر و اميدواري در شرايط ناگوار در دانشجويان دانشگاه تهران»، در: اولين همايش بين‌المللي نقش دين در بهداشت روان، تهران.
    • غباري‌بناب، محمدباقر و همكاران، 1386، «هوش معنوي»، انديشه نوين ديني، دوره سوم، ش 10، ص 125–147.
    • غباري‌بناب، محمدباقر، 1388، مشاوره و روان‌درمانگري با رويکرد معنويت، تهران، آرون.
    • فلاحي خشكناب، مسعود و منير مظاهري، 1387، معنويت، مراقبت معنوي و معنويت‌درماني، تهران، دانشگاه علوم بهزيستي و توان‌بخشي.
    • فيض کاشاني، ملامحمدمحسن، 1379، راه روشن، ترجمة محمدصادق عارف، چ دوم، مشهد، آستان قدس رضوي.
    • محمدي اشتهاردي، محمد، 1383، «صبر و مقاومت در سيره پيشوايان»، پاسدار اسلام، ش 274، ص 29-31.
    • محمدي، مسعود، 1384، بررسي عوامل مؤثر بر تاب‌آوري در افراد در معرض خطر سوءمصرف مواد، رساله دكتري تخصصي روان‌شناسي باليني، تهران، دانشگاه علوم بهزيستي و توان‌بخشي.
    • مصطفايي، محمدرضا و سعيد بشيريان، 1391، «بررسي مقايسه‌اي در نوجوانان مبتلا به بيماري‌هاي خاص و سالم شهر همدان»، مجله دانشکده پرستاري و مامايي همدان، دوره بيستم، ش 2، ص 65-71.
    • مطهري، مرتضي،1373، حکمت‌ها و اندرزها، چ سوم، تهران، صدرا.
    • مقصودي مديح، سميرا، 1392، تعيين اثربخشي آموزش صبر بر توانمندي‌هاي شخصيت و كيفيت زندگي زنان سرپرست خانوار، پايان‌نامه کارشناسي ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبائي.
    • نعمتي‌پور، زهرا و همكاران، 1391، «بررسي اثربخشي آموزش صبر به شيوه گروهي بر کاهش علائم افسردگي و فشار رواني حاصل از داغ‌ديدگي در مادراني که فرزند خود را از دست‌ داده‌اند»، مطالعات روان‌شناسي باليني، سال دوم، ش 7، ص 31-59.
    • نوري، نجيب‌الله، 1387، «بررسي پايه‌هاي روان‌شناختي و نشانگان صبر در قرآن»، روان‌شناسي و دين، ش 4، ص 143-168.
    • هريزچي قديم، سپيده و همكاران، 1388، «بررسي تأثير برون‌ريزي احساسات به ‌صورت نوشتن بر ميزان افسردگي اضطراب در بيماران مبتلا به مولتي پل اسکلروزيس»، علوم مغز و اعصاب ايران، ش 258، ص 465-475.
    • وليدي پاک، آذر و همكاران، 1393، «اثربخشي آموزش ذهن آگاهي مبتني بر شناختي (MBCT) بر افزايش تاب‌آوري در زنان نابارور»، در: کنفرانس بين‌المللي علوم رفتاري و مطالعات اجتماعي، مؤسسه مديران ايده‌پرداز پايتخت ويرا.
    • Benson C.K, 1992, Forgiveness and the psychotherapeutic process, Journal of psychology and christianity, v. 11, N. 1, p. 76-81.
    • Bonanno, G. A, 2004, Loss, trauma, and human resilience, American Psychologist, v. 59, N. 1, p . 20-28.
    • Campbell-Sills, L, et al, 2006, Relationship of resilience to personality, coping and psychiatric symptoms in young adults, Behavior research and therapy, v. 44, p. 585-599.
    • Connor, K, & Davidson, J. R. T, 2003, Development of a new resilience scale: The Connor-Davidson Resilience Scale CD-RISC, Depression and Anxiety, v. 18, p. 76-82.
    • Fincham F, & Beach S, 2007, Forgiveness and marital quality: Precursor or consequence in well-established relationship, The Journal of Positive Psychology, v. 24, p. 260-268.
    • Fountoulakis, K. N, et al, 2008, Late-Life depression, religiosity, cerebral vascular disease, Cognitive impairment and attitudes towards death in the elderly: Interpreting the data, Medical hypotheses, v. 70, p. 493-96.
    • Fraser, M.W, et al, 1999, Risk, Protection, and Resilience: Toward a Conceptual Framework for Social Work Practice, Social Work Research, v. 23, p. 131-143.
    • Grossman, F. K, & Moore, R. P, 1994, Against the odds: Resilience in an adult survivor of childhood sexual abuse, In C.E, Franz & A.J, Stewart Ed s, Woman creating lives(P.71-82). San Francisco: West view Press, Karraki Eds, Life span developmental psychology: perspectives on stress and coping (P.151-174).
    • Izadian N, et al, 2010, A study of relationship between suicidal ideas, depression, resiliency, daily stresses and mental health among Tehran university students, Procedia - Social and Behavioral Sciences, v. 5, p. 1515-1519.
    • Keng,S.L, et al, 2011, Effects of mindfulness on psychological health: A review of empirical studies, Clinical Psychology Review, v. 31, N. 6, p. 1041–1056.
    • Luthar, S. S, & Cicchetti, D, 2000, The construct of resilience: implications for interventions and social policies, Development and Psychopathology, v. 12, p. 857-885.
    • Perkins D. F, & Jones K. R, 2004, Risk behaviors and resiliency within physically abused adolescents, Child Abuse & Neglect, v. 28, p. 547-563.
    • Pinquart, M, 2009, Moderating effect of dispositional resilience on association between hassles and psychological distress, Journal of Applied Developmental Psychology, v. 30, p. 1-8.
    • Smith, B. W, et al, 2009, The Role of Resilience and Purpose in Life in Habituation to Heat and Pain, The Journal or Pain, v. 10, N. 5, p. 493-495.
    • Worthington, E, & Diblasio F, 1990, Promoting mutual forgiveness within the fractured relationship, Psychology, v. 27, N. 2, p. 219-223.
    • Yang, K. P, & Mao, X. Y, 2007, A Study of nurses' spiritual intelligence: A cross- sectional questionnaire survey, Journal of Nursing Studies, v. 14, N. 4, p. 999-1010.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    قدم پور، عزت اله، رحیمی پور، طاهره، امیری، فاطمه، خلیلی گشنیگانی، زهرا.(1397) اثربخشی آموزش صبر مبتنی بر آموزه‌های دینی بر تاب‌آوری. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 11(1)، 31-46

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عزت اله قدم پور؛ طاهره رحیمی پور؛ فاطمه امیری؛ زهرا خلیلی گشنیگانی."اثربخشی آموزش صبر مبتنی بر آموزه‌های دینی بر تاب‌آوری". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 11، 1، 1397، 31-46

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    قدم پور، عزت اله، رحیمی پور، طاهره، امیری، فاطمه، خلیلی گشنیگانی، زهرا.(1397) 'اثربخشی آموزش صبر مبتنی بر آموزه‌های دینی بر تاب‌آوری'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 11(1), pp. 31-46

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    قدم پور، عزت اله، رحیمی پور، طاهره، امیری، فاطمه، خلیلی گشنیگانی، زهرا. اثربخشی آموزش صبر مبتنی بر آموزه‌های دینی بر تاب‌آوری. روان‌شناسی و دین، 11, 1397؛ 11(1): 31-46