هنجاریابی پرسشنامه اسناد دینی در فرهنگ ایرانی-اسلامی

Article data in English (انگلیسی)
- Bayley, J., & Hayes, J. A. (1998). Religious attributions of responsibility: A review of empirical literature and development of an instrument. Counseling and Values, 43(1), 49–62.
- Bulman, R. J., & Wortman, C. B. (1977). Attributions of blame and coping in the "real world": Severe accident victims react to their lot. Journal of Personality and Social Psychology, 35(5), 351–363.
- Exline, J. J., & Rose, E. (2005). Religious and spiritual struggles. In R. Paloutzian & C. Park (Eds.), Handbook of the psychology of religion and spirituality (pp. 295–314). New York: Guilford Press.
- Exline, J. J., Park, C. L., Smyth, J. M., & Carey, M. P. (2011). Anger toward God: Social-cognitive predictors, prevalence, and links with adjustment to bereavement and cancer. Journal of Personality and Social Psychology, 100, 129-148.
- Gall, T. L., & Bilodeau, C. (2017). "Why me?" - women's use of spiritual causal attributions in making sense of breast cancer. Psychology & health, 32(6), 709–727.
- Garey, E., Chesser, S., Hood, R. W., & Forbes, S. A. (2018). The Religious Attribution Scale: Further validation with an American sample. Mental Health, Religion & Culture, 21(9-10), 926–933.
- Garey, E., Siregar, J. R., Hood, R. W., Jr., Agustiani, H., & Setiono, K. (2016). Development and validation of Religious Attribution Scale: In association with religiosity and meaning in life among economically disadvantaged adolescents in Indonesia. Mental Health, Religion & Culture, 19(8), 818– 832.
- Gorsuch, R. L. (1988). Psychology of religion. Annual Review of Psychology, 39, 201–221.
- Gorsuch, R. L., & Smith, C. S. (1983). Attributions of responsibility to God: An interaction of religious beliefs and outcomes. Journal for the Scientific Study of Religion, 340-352.
- Hood, R. W., Jr., Hill, P. C., & Spilka, B. (2009). The psychology of religion: An empirical approach (4th ed.). New York, London: Guilford Press.
- Hovemyr, M. (1998). Secular and religious attributions of success and failure among Polish students. Journal of Social Psychology, 138, 149–163.
- Ironson, G., Stuetzle, R., Ironson, D., Balbin, E., Kremer, H., George, A., Fletcher, M. A. (2011). View of God as benevolent and forgiving or punishing and judgmental predicts HIV disease progression. Journal of Behavioral Medicine, 34, 414–425.
- Karakaya, F. (2008). The possible roles of religious coping in the relationship between religious attribution and well-being (Unpublished master’s thesis). International Islamic University, Selangoor.
- Knight, N., Sousa, P., Barret, J. L., & Atran, S. (2004). Children’s attributions of beliefs to humans and God: Cross-cultural evidence. Cognitive Science, 28(1), 117–126.
- Laurin, K., Shariff, A. F., Henrich, J., & Kay, A. C. (2015). Outsourcing punishment to God: Beliefs in divine control reduce earthly punishment. Proceedings of the Royal Society B: Biological Sciences, 279, 3272–3281.
- Lupfer, M. B., Brock, K. F and DePaola, S. J. (1992). The Use of Secular and Religious Attributions to Explain Everyday Behavior. Journal for the Scientific Study of Religion, 31 (4), 486-503.
- Lupper, M. B., De Paola, S. J., Brock, K. F., & Clement, L. (1994). Making secular and religious attributions: The availability hypothesis revisited. Journal for the Scientific Study of Religion, 33(2), 162–171.
- Pargament, K. I., Ensing, D. S., Falgout, K., Olsen, H., Reilly, B., Van Haitsma, K., & Warren, R. (1990). God help me: (I): Religious coping efforts as predictors of the outcomes to significant negative life events. American Journal of Community Psychology, 18, 793–824.
- Pargament, K. I., Koenig, H. G., Tarakeshwar, N., & Hahn, J. (2004). Religious coping methods as predictors of psychological, physical and spiritual outcomes among medically ill elderly patients: a two-year longitudinal study. Journal of health psychology, 9(6), 713–730.
- Park, C. L., & Cohen, L. (1993). Religious and nonreligious coping with the death of a friend. Cognitive Therapy and Research, 17, 561–577
- Schieman, S. (2010). Socioeconomic status and beliefs about God’s influence in everyday life. Sociology of Religion, 71(1), 25–51.
- Schneider, A., & Smith, H. W. (2011). Religious attributions in cross-cultural comparison. Current Research in Social Psychology, 16 (11), 109-125.
- Shortz, J. L., & Worthington, E. L. (1994). Young adults’ recall of religiosity, attributions, and coping in parental divorce. Journal for the Scientific Study of Religion, 33, 172–179.
- Smith, B. W., Pargament, K. I., Brant, C., & Oliver, J. M. (2000). Noah revisited: Religious coping by church members and the impact of the 1993 Midwest flood. Journal of Community Psychology, 28, 169–186.
- Spilka, B., & Schmidt, G. (1983). General Attribution Theory for the Psychology of Religion: The Influence of Event-Character on Attributions to God. Journal for the Scientific Study of Religion, 22, 326.
- Spilka, B., Shaver, P. R., & Kirkpatrick, L. A. (1985). A general attribution theory for the psychology of religion. Journal for the Scientific Study of Religion, 24, 1–2.
- Stroope, S., Draper, S., & Whitehead, A. L. (2013). Images of a loving God and sense of meaning in life. Social Indicator Research, 111(1), 25–44.
- Watson, P., Morris, R., & Hood, R. (1990). Attributional Complexity, Religious Orientation, and Indiscriminate Proreligiousness. Review of Religious Research, 32(2), 110-121.
- Wong, P. T., & Weiner, B. (1981). When people ask "why" questions, and the heuristics of attributional search. Journal of Personality and Social Psychology, 40(4), 650–663.
مقدمه
اغلب مردم در اکثر موقعيتها اعم از خوشايند و ناخوشايند پيش از هر چيز نقشها و تأثيرات را به عوامل گوناگون طبيعتگرايانه ازجمله خود، ديگران، رويدادهاي طبيعي، و تصادف (لوپفر، بروک و دپائولا، 1992) و درصورتيکه تبيينهاي طبيعتگرايانه نياز به معني، تسلط و احترام را به نحو رضايتبخشي برآورده نکنند، آدمي مسئوليت اين رنجها را به خدا اسناد ميدهد (اسپيلکا، شيور و کرکپاتريک، 1985).
نظرية اسناد بيان ميکند مردم چگونه اتفاقي که براي آنها و جهان اطرافشان افتاده را تبيين ميکنند (هود، هيل و اسپيلکا، 2009). به اعتقاد اسپيلکا و اسميت (1983) نظرية اسناد فرض ميکند انسان تمايل اساسي به معنادار کردن وقايع زندگي دارد. بنابراين ميتوان اظهار داشت که اسناد، تبييني علّي براي ايجاد معنا از وقايع و تجربيات زندگي، احساس تسلط و کنترل بر رويدادها و افزايش عزتنفس است (اسپيلکا و ديگران، 2003، ص23ـ56).
ورود مفهوم اسناد به روانشناسي دين، بعد از مطرح شدن آن در روانشناسي اجتماعي در نيمة دهة 1980 بود (اسپيلکا، شيور و کرکپاتريک، 1985). اهميت و ضرورت نظرية اسناد در روانشناسي دين توسط پژوهشگران مختلفي در طول چند دهه مورد بررسي قرار گرفته است. گرساچ (1988، ص217) پژوهش در موضوع اسناد را مسير اصلي در روانشناسي دين ميدانست. به باور هود، هيل و اسپيلکا (2009، ص46) در مطالعة تجربة ديني نظرية اسناد داراي چارچوب مفيدي است. بر اين اساس، براي برخي دينداران، اسناد يک رويداد ناخوشايند و رنج به خداوند ميتواند تأثير تسليبخش داشته باشد؛ چراکه اين رنج را بخشي از تدبير حکيمانه خداوند ميدانند، اما برخي از افراد در دورههايي از زندگي ممکن است احساس کنند خداوند عمداً به آنها آسيب رسانده، به درخواست آنها توجه نکرده يا بهطور منفعلانه به رنجهاي ناعادلانه آنها اجازه تحقق داده است. در چنين مواردي، ممکن است خشم و بياعتمادي نسبت به خداوند را تجربه کرده و دچار کشمکش الهي شوند (اکسلاين و رز، 2005، ص317). بهعبارت ديگر، انسانها هنگام مواجهه با رنج و سختي ميتوانند دو تصوير نسبت به نقش خداوند در اين رنجها داشته باشند: انگاره خيرخواهانه از نقش خداوند در رنجها و انگاره بدخواهانه از نقش خداوند در رنجها. افراد درصورتيکه نقش خداوند را خيرخواهانه ببينند، رنجها و بلايايي را که تجربه ميکنند «مشيت الهي»، «مسئوليت الهي»، و يا «خودسازي» تلقي ميکنند، اما اگر نقش خداوند را بدخواهانه تفسير نمايند، ممکن است رنج و مصيبتها را «عذاب و عقوبت الهي»، «بي اعتنايي خداوند»، و يا «ضعف الهي» تلقي کنند (تبيک، 1398، ص97).
اسناد ديني نهتنها براي دينداري فردي، بلکه براي حالات رواني فردي نيز مهم تلقي ميشود. طي سالها، تحقيقات در مورد اسناد ديني، حاکي از ارتباط اسنادهاي ديني مثبت (براي نمونه پروردگار مهربان و حمايتگر، خداوند داراي هدف و اختيار، اسناد مريضي به اراده و محبت خداوند) و افزايش سلامت رواني، مقابلة ديني مثبت، رشد شخصي و بهزيستي عمومي (پارک و کوهن، ۱۹۹۳؛ شورتز و ورثينگتون، ۱۹۹۴؛ اسميت و ديگران، ۲۰۰۰)؛ راهبردهاي مقابلهاي ديني مثبت (پارگامنت و ديگران، ۱۹۹۰)؛ معنا در زندگي (استروپ، دراپر و وايتهد، 2013)؛ بهزيستي عاطفي، ارزيابي مثبت از وضعيت بيماري، احساس کارآمدي، تسلط بر وضعيت خويش، اشکال مثبت مقابله و مقابلة اجتنابي کمتر (گال و بيلودو،2017، ص720ـ724)؛ پيشرفت کندتر بيماري (ايرونسون و ديگران، 2011) و رضايت از زندگي (هويمير، 1998) است. در مقابل، اسنادهاي ديني منفي (خداي مغضوب) با مقابلة ديني منفيتر (شورتز و ورثينگتون، ۱۹۹۴؛ اسميت و ديگران، ۲۰۰۰)؛ تجربة درماندگي عاطفي، ميزان پايين بهزيستي، کنترلپذيري کمتر و استفاده از مقابلة اجتنابي (گال و بيلودو، 2017، ص720ـ724)؛ سازگاري پايين و کشمکشهاي معنوي (پارگامنت و ديگران، 2004؛ اِکسلاين و ديگران، ۲۰۱۱) رابطه دارد.
همانطور که تحقيقات پيشين حوزة اسناد ديني نشان ميدهد يک طبقه از اين تحقيقات به متغيرهاي همبسته با اسناد، عوامل زمينهساز، علّي و پيشبينيکنندة آن ميپردازد. از سوي ديگر، بررسي ادبيات اسناد ديني، نيز حاکي از آن است که دربارة اصطلاح «اسناد ديني»، ابعاد و مؤلفههاي آن اتفاق نظر وجود ندارد. به اعتقاد گري و ديگران (2016، ص820) برخي پژوهشگران در مطالعة خود، اسناد ديني را به صورت عملياتي تعريف کردهاند (بيلي و هيز، 1998؛ هويمير، 1998؛ کاراکايا، 2008؛ نايت، سوزا، بارت و آتران، 2004؛ اشنايدر و اسميت، 2011؛ اسپيلکا و اسميت، 1983)، درحاليکه بسياري ديگر اسناد ديني را به صورت عملياتي تعريف نميکنند (لورين و ديگران، 2015؛ پارگامنت و ديگران، 1990؛ شيمن، 2010). بر اين اساس، نخستين پژوهش پيرامون اسناد ديني، توسط اسپيلکا و اسميت (1983) آغاز شد که به بررسي چگونگي تأثير ويژگيهاي يک رويداد در اسناد دادن آن به خداوند پرداختند. اين پژوهش نشان داد برخي متغيرهاي موقعيتي (شامل اينکه رويداد براي خودش رخ داده يا براي ديگران، آن رويداد چقدر مهم است؛ مثبت است يا منفي؛ در حوزة اقتصادي، اجتماعي است يا پزشکي) اسناد يک رويداد به خداوند را تحت تأثير قرار ميدهد. همچنين واتسون، موريس و هود (1990) به بررسي اسناد جهتگيري مذهبي باطني و ظاهري؛ گرساچ و اسميت (1983) به بررسي بنيانهاي اسناد به خدا؛ لوپفر، بروک و دپائولا (1992) به بررسي تعدادي از خصوصيات موقعيتي و شخصي تأثيرگذار بر اسنادهاي ديني و عرفي و بولمن و ورتمن (1977) به بررسي تأثير دين و پنداشت از خداوند در سبکهاي اسناد ديني مثبت يا منفي پرداختند. بيلي و هيز (1998) در انتقاد به اينکه در پژوهشهاي انجام شده، اسناد علّي با اسناد مسئوليت خلط شده است، اسناد ديني را به دو بعد: علت مسئله و راهحل تقسيم کرده و تعريف عملياتي پيچيدهاي از آن ارائه دادند. علاوه بر اين، هويمير (1998) در پژوهش خود به اين نتيجه رسيد که افراد هنگام توضيح موفقيت خود، پاسخگويي و ياري نمودن خداوند به درخواست آنها، تبيينکنندة ابعاد قابلتوجهي از اسناد ديني است. از نگاه لوپر و ديگران (1994) نيز اسناد داراي دو بخش عمدة نظام اسنادي ديني و غيرديني است. اشنايدر و اسميت (2011) مفهوم اسناد ديني را تقويت کردند. پژوهش آنها پيرامون يک تحقيق بينفرهنگي پيرامون اسناد ديني بود. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد در برخي کشورها مانند امريکا، کانادا و ايرلند صفاتي چون «خيرخواهي» و «فعال» اسناد به خداوند داده ميشود. در اين کشورها خداوند به عنوان روحالقدس و پدر تلقي ميشود. اين در حالي است که در برخي ديگر از کشورها مانند آلمان، ژاپن و چين افراد خداوند را بهعنوان مشاور و راهنما و يا قاضي و داور ميشناسند. طبق اين پژوهش هرچند ممکن است افراد آلماني، ژاپني و چيني خداوند را بپذيرند؛ اما نقشي براي او در زندگي انسان قائل نيستند. تا جايي که محقق جستوجو کرده است، تنها سه پژوهش پيرامون مفهوم و مؤلفههاي اسناد ديني در فرهنگهاي غيرغربي انجام شده است. در فرهنگهاي غيرغربي، براي نخستين بار، کاراکايا (2008) اسنادهاي ديني را در نمونهاي از دانشجويان مسلمان دانشگاه مالزي پژوهش کرد. از نگاه او اسناد ديني داراي دو بعد مجازات الهي و ارادة خداوند ميباشد. همچنين گري و ديگران (2016، ص6) در پژوهش خود سه بعد مجازات الهي، اسناد ديني مثبت و بازخواست از خداوند را در نوجوانان اندونزيايي آسيبديده از نظر اقتصادي نتيجه گرفت. در پژوهشهاي داخل ايران، عبدلي و احمدي (1395) تأثير سبکهاي اسنادي در رفتار از نگاه قرآن کريم و انواع اين سبکها را مورد بررسي قرار دادند. آنها توانستند سه سبک دروني ـ بيروني؛ خود ـ خدا و خود ـ ديگران را استخراج کنند که هريک داراي پيامدهاي مختلفي در عواطف و رفتار افراد ميباشد. علاوه بر اين، مصاحبة بيات و ديگران (1400) با بيماران مبتلا به کوويد ـ 19 به شناسايي چندين سبک اسناد ديني در دو سطح «ابتلا» شامل اسناد خداباورانه مثبت، منفي و بيطرف و سطح «بهبودي» شامل اسناد خداباروانه و غيرخداباورانه بود.
مرور ادبيات و تحقيقات انجامشده از يکسو حاکي از نقش تعيينکنندة اسناد ديني در رابطه و پيشبيني متغيرهاي بسياري است؛ از سوي ديگر عدم تعريف عملياتي اسناد ديني در برخي تحقيقات منجر به فقدان مقياسي براي سنجش اين مفهوم ديني شده است. تا جايي که محقق جستوجو کرده است تنها بيلي و هيز (1998) در فرهنگ غربي اسناد ديني را در ضمن هفده سؤال با دو بعد «علت مسئله» و «راهحل» ارزيابي ميکنند. همچنين گري و ديگران در سال 2016 با مصاحبه در ميان جوانان اندونزيايي مسلمان آسيبديده از لحاظ وضعيت اقتصادي يک پرسشنامة اسناد ديني (Religious Attribution Scale) طراحي کردند. اين پرسشنامه شامل دو بعد اسناد ديني مثبت و منفي است. بعد مثبت آن شامل سه مؤلفة کنترل مثبت خداوند (God positive control)؛ پاسخگويي (God’s answer) و ديدگاه مثبت به خداوند (positive view on God) و بعد منفي شامل دو مؤلفة بازخواست خداوند (Questioning God) و مجازات الهي (God punishment) است (گري و ديگران، 2016، ص6). همچنين اين مقياس، توسط گري و ديگران (2018) در ميان دنشجويان ايالات متحدة امريکا اعتباريابي شد. بنابراين بهمنظور درک کامل از چگونگي اسناد ديني لازم است تحقيقاتي در کشورهاي شرقي و با فرهنگ مسلمان به منظور تهية ابزاري براي سنجش اين مفهوم انجام شود. بر اين اساس، هدف اين پژوهش بررسي ويژگيهاي روانسنجي مقياس اسناد ديني گري و ديگران (2016) است. بهعبارت ديگر، در اين تحقيق به دو پرسش پاسخ خواهيم داد: نخست اينکه مقياس اسناد ديني گري و ديگران (2016) از چه عواملي در فرهنگ ايراني ـ اسلامي تشکيل شده است؟ ثانياً آيا اين مقياس از روايي و اعتبار کافي برخوردار است؟
روش پژوهش
اين پژوهش از لحاظ هدف، کاربردي و به لحاظ روش، توصيفي و از نوع پيمايشي (Survey research method) بود. جامعة آماري اين تحقيق بيماران مبتلا به کوويد ـ 19 سال 1400 در دو استان قم و تهران بودند. نمونهگيري به صورت اينترنتي و در دسترس انجام شد. براي تعيين حجم نمونه، جهت تحليل عاملي حداقل نمونه 200 و حداکثر 300 و بيشتر توصيه شده است (سرمد و ديگران، 1395، ص297)، جهت اطمينان خاطر از تحليل عاملي، روايي و اعتبار مقياس اسناد ديني، تعداد 548 نفر به عنوان حجم نمونة پژوهشي انتخاب گرديد. از ميان 548 نفر شرکتکننده در اين پژوهش، 358 زن (65/0)، 190 مرد (35/0)، 440 نفر متأهل (80/0) و تعداد 108 نفر مجرد (20/0) بودند. دامنة سني آزمودنيها بين 16 تا 65 سال با ميانگين 5/36 و انحراف معيار 26/10 بود.
ابزارها
پرسشنامة اسناد ديني (RAS)
اين مقياس توسط گري و ديگران در سال 2016 در ميان جوانان اندونزيايي طراحي شد. مقياس اسناد ديني داراي 14 گويه و شامل دو بعد اسناد ديني مثبت (8 سؤال) و منفي (6 سؤال) است. اين مقياس ابتدا در بعد مثبت شامل سه مؤلفة کنترل مثبت خداوند، پاسخگويي و ديدگاه مثبت به خداوند و در بعد منفي شامل دو مؤلفة بازخواست خداوند و مجازات الهي بود. تحليل عامل تأييدي (Confirmatory factor analyses) نشان داد هشت گوية اسناد ديني مثبت که شامل سه مؤلفة کنترل، پاسخگويي و ديدگاه مثبت به خداوند بود، در يک عامل مرتبة دوم مشترک تحت عنوان «اسناد ديني مثبت» خلاصه ميشوند. درحاليکه تحليل عاملي تأييدي در بعد اسناد ديني منفي دو مؤلفة مجازات الهي و بازخواست خدواند را تأييد کرد (گري و ديگران، 2016، ص5). اين مقياس از آزمودني ميخواهد با استفاده از مقياس شش نمرهاي از يک (هرگز)، تا شش (هميشه) نشان دهد رويدادهاي و تجربيات زندگي خود را از نظر مذهبي چگوني درک ميکند. سؤالات 1، 3، 5، 7، 9، 10، 11 و 13 «اسناد ديني مثبت»؛ گويههاي 2، 4 و 6 مؤلفة «بازخواست خداوند» و گويههاي 8، 12 و 14 مؤلفة «مجازات الهي» از بعد اسناد ديني منفي را اندازهگيري ميکند. پايايي اين مقياس با استفاده از آلفاي کرونباخ انجام شد. بر اين اساس، آلفاي کرونباخ در بعد اسناد ديني برابر با 84/0 بود. درحاليکه براي خرده مقياسهاي آن شامل کنترل خداوند 72/0؛ پاسخگويي خداوند 79/0 و ديدگاه مثبت به خداوند 81/0 بود. همچنين آلفاي کرونباخ براي خرده مقياسهاي بازخواست خداوند 71/0 و مجازات الهي 70/0 بود (گري و ديگران، 2016، ص6). علاوه بر اين، مقياس اسناد ديني (RAS) با هدف نشان دادن روايي، با نمونهاي از افراد ايالات متحده انجام شد. سازگاري دروني با استفاده از آلفاخ کرونباخ براي اسناد ديني مثبت 93/0؛ براي بازخواست خداوند 71/0 و براي مجازات الهي 82/0 بهدست آمد (گري و ديگران، 2018، ص2).
پرسشنامة سبکهاي اسناد بيماران مبتلا به کوويد ـ 19
براي انجام اين پژهش از پرسشنامة محقق ساخته استفاده شد. اين پرسشنامه داراي 51 گويه بوده و با استفاده از پژوهش بيات و ديگران (1400) که با هدف شناسايي سبکهاي اسنادي بيماران مبتلا به کوويد ـ 19 انجام شد، طراحي و اعتباريابي گرديده است. پرسشنامه دو سطح «ابتلا» و «بهبودي» را ميسنجد. در بررسي اوليه سطح ابتلا داراي نُه سبک اسناد شامل شخصيشده (4 گويه)؛ ديگران (4 گويه)؛ طبيعتگرا (6 گويه)؛ اجتماعي (2 گويه)؛ سلطهگرانه (2 گويه)؛ اسناد مثبت خداباورانه (11 گويه)؛ منفي خداباورانه (5 گويه)؛ خداباورانه بيطرف (3 گويه) و اسناد خرافي (2 گويه) و سطح بهبودي داراي دو سبک اسناد خداباورانه (6 گويه) و غيرخداباورانه (6 گويه) بود. هر سؤال به صورت ليکرت 4 درجهاي از کاملاً موافقم «4» تا کاملاً مخالفم «1» نمرهگذاري ميشود.
شيوة اجرا
در ابتدا پرسشنامة اسناد ديني گري و همکاران (RAS)، توسط متخصص و مترجم زبان به فارسي برگردانده شد. گويهها و عاملهاي ترجمهشده بر اساس شاخصهاي (CVI) و (CVR)، توسط کارشناسان متخصص علم روانشناسي و علوم ديني مورد بررسي و تأييد قرار گرفت. پس از تأييد گويهها، با دسترسي به افراد نمونه و ارائة توضيحاتي در مورد اهداف پژوهش و کسب موافقت آنان پرسشنامه بر روي 548 نفر اجرا گرديد و براي بررسي ويژگيهاي روانسنجي، دادهها با استفاده از نرم افزار spss نسخة 26 و amos نسخة 24 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. براي ارزيابي فرايند روايي با سه روش روايي محتوايي (Content validity)، روايي ملاکي (Criterion-related validity) يا وابسته به ملاک به شيوة همگرا (Convergent validity) و روايي سازه (Construct validity) به شيوة روشهاي همساني دروني و روش تحليل عاملي به شيوة تأييدي (Confirmatory Factor Analysis) مرتبة اول و دوم و تحليل عاملي اکتشافي (Exploratory factor analysis) به روش مؤلفههاي اصلي (Principal component analysis) و چرخش واريماکس به همراه بهنجارسازي کايزر (Varimax with kaiser normalization) بهره برده شد. براي اعتبار پرسشنامه و همساني دروني (Internal consistency) از روش دو نيمه کردن آزمون (Split – half method)، ضريب اسپيرمن ـ براون (Spearman-brown) و ضريب دو نيمهسازي گاتمن (Gutman split half coefficient) و تعيين ضريب آلفاي کرونباخ (Cronbach's alpha) بهره برده شد.
يافتههاي پژوهش
در ابتدا براي بررسي ميزان مطابقت و ضرورت گويهها با عاملها و سنجش روايي محتوايي، پرسشنامة ترجمهشده مورد ارزيابي کارشناسان قرار گرفت. حداقل مقدار قابل قبول براي شاخص CVI برابر با 84/0 و حداقل مقدار قابل قبول براي شاخص CVR برابر با 89/0 بود که نشانگر مطابقت و ضرورت گويهها با عوامل است.
تحليل عاملي مرتبة اول اسناد ديني مثبت
براي بررسي روايي سازه عامل اسناد ديني مثبت، از روش تحليل عاملي تأييدي مرتبة اول (First order confirmatory factor analysis) استفاده شد. مدل نظري عامل اسناد ديني مثبت همراه با متغير پنهان و مشاهدهپذير با هشت گويه ترسيم شد و مدل رسمشده مورد سنجش قرار گرفت. براي بررسي برازش مدل از شاخصهاي آماري رايج و معروف برازش مطلق آماره مجذور خي (Chi-square)، شاخص برازش مقتصد ريشة ميانگين مربعات خطاي برآورد (Root Mean Square Error of Approximation)، شاخص برازندگي تطبيقي (Comparative Fit Index)، شاخص برازش هنجارشده (Normalized Fit Index)، شاخص برازش نسبي (Relative Fit Index)، شاخص برازش مقتصد هنجارشده (Parsimony Normed Fit Index) مورد ارزيابي قرار گرفت. در جدول (1)، مقدار شاخصهاي برازش مدل گزارش شده است.
جدول 1: شاخصهاي برازش مدل عامل اسناد ديني مثبت
شاخصها Df CMIN يا Chi CMIN/DF RMSEA CFI NFI RFI
مدل 8 306/20 538/2 053/0 993/0 989/0 963/0
همانطور که از جدول (1) مشخص است شاخصهاي برازش مطلق، برازش نسبي و برازش مقتصد از برازش مطلوبي برخوردار هستند. مقدار شاخص برازش مطلق کاي اسکوئر برابر با (306/20)، ميباشد. ريشة دوم ميانگين مربعات خطاي برآورد (RMSEA) نيز برابر (503/0) و کوچکتر از 08/0 است. شاخصهاي شاخص برازندگي تطبيقي (CFI)، شاخص برازش هنجارشده (NFI)، شاخص برازش نسبي (RFI)، بالاتر از 09/0 است. لذا تمام شاخصها حاکي از آن است که مدل برازش خوبي برخوردار بوده و مدل تدوينشده توسط دادههاي گردآوريشده مورد حمايت قرار گرفته است. مدل اسناد ديني مثبت همراه با گويهها و ضرايب استاندارد در شکل (1) آورده شده است.
شکل 1: عامل اسناد ديني مثبت همراه با متغيرهاي آشکار
در الگوي (1) عامل اسناد ديني مثبت همراه با وزنهاي رگرسيون استانداردشده (بارهاي عاملي) و متغيرهاي پنهان و متغيرهاي آشکار و مجذور ضرايب همبستگي چندگانه (R2) نشان داده شده است. بار عامليهاي هر هشت متغير آشکار معنادار بهدست آمده است و با توجه به مطلوب بودن شاخصهاي برازش مدل، روايي عامل اسناد ديني مثبت مورد تأييد قرار گرفته است.
تحليل عاملي مرتبة اول اسناد ديني منفي
در ادامه بررسي روايي سازه با روش تحليل عاملي تأييدي مرتبة اول، رابطة عامل (متغيرهاي پنهان) با گويهها (متغيرهاي مشاهدهپذير) مورد سنجش قرار گرفت. مدل نظري عامل اسناد ديني منفي که شامل بازخواست خداوند و مجازات الهي بود طراحي شد و شاخصهاي برازش مدل جدول (2) مورد بررسي قرار گرفته است.
جدول 2: شاخصهاي برازش مدل عامل اسناد ديني منفي
شاخصها Df CMIN CMIN/DF RMSEA CFI NFI RFI PNFI
مدل 8 190/12 524/1 031/0 996/0 988/0 978/0 527/0
همانطور که از جدول (2) قابل مشاهده است شاخصهاي لازم و گزارششده از برازش مناسبي برخوردار است. مقدار شاخص برازش مطلق کاي اسکوئر برابر با (190/12)، ريشة دوم ميانگين مربعات خطاي برآورد (RMSEA) نيز برابر (301/0) است، شاخصهاي ديگر برازش مطلق، برازش نسبي و برازش مقتصد از برازش مطلوبي برخوردار هستند. در شکل (2) عامل اسناد ديني منفي با عامل بازخواست خداوند و مجازات خداوند همراه با گويهها و ضرايب استاندارد آن آورده شده است.
شکل 2: عامل اسناد ديني منفي شامل بازخواست خداوند و مجازات الهي
در شکل (2) عامل اسناد ديني منفي همراه با بارهاي عاملي و متغيرهاي پنهان و متغيرهاي مشاهدهشده و مجذور ضرايب همبستگي چندگانه نشان داده شده است. بار عامليهاي هر شش گوية معنادار بهدست آمده است. بالاترين بار عاملي براي گوية دو با (84/0) و کمترين بار عاملي براي گوية داوزده (46/0) است و مابقي گويهها بار عاملي بيشتر از (70/0) را دارند. بنابراين با توجه به مطلوب بودن شاخصهاي برازش مدل و بارهاي عاملي روايي عامل اسناد ديني منفي مورد تأييد است.
تحليل عاملي تأييدي مرتبة دوم
براي بررسي روايي سازة زماني که يک سازة بزرگ از چند متغير پنهان تشکيل شده باشد از تحليل عاملي تأييدي مرتبة دوم (Second order confirmatory factor analysis) استفاده ميشود. به همين منظور براي سنجش روايي مقياس اسناد ديني علاوه بر رابطة متغيرهاي مشاهدهپذير با متغيرهاي پنهان، رابطة متغيرهاي پنهان با سازة اصلي نيز بررسي شد. شاخصهاي برازش مدل تدوينشده مقياس اسناد ديني در جدول (3) آورده شده است.
جدول 3: شاخصهاي برازش مدل عامل اسناد ديني منفي
شاخصها Df CMIN CMIN/DF RMSEA CFI NFI RFI PNFI
مدل 65 155/263 049/4 075/0 937/0 919/0 987/0 656/0
بر اساس شاخصهاي برازش مدل جدول (3)، شاخص برازش مطلق کاي اسکور بر روي درجة آزادي (CMIN/D)، برابر با (049/4)، شاخص برازش مقتصد ريشة ميانگين مربعات خطاي برآورد (RMSEA)، برابر با (075/0)، شاخص برازندگي تطبيقي (CFI)، برابر با (937/0)، شاخص برازش هنجارشده (NFI)، برابر با (919/0) شاخص برازش نسبي (RFI)، برابر با (987/0)، شاخص برازش مقتصد هنجارشده (PNFI)، برابر با (656/0) بهدست آمد که همه حاکي از مطلوبيت شاخصهاي برازش مدل است. تحليل عاملي تأييدي مرتبة دوم مقياس اسناد ديني همراه با گويهها و ضرايب استاندارد در الگوي (3) قابل مشاهده است.
شکل 3: مقياس اسناد ديني همراه با عاملهاي پنهان و متغيرهاي آشکار
در شکل (3) تحليل عاملي مرتبة دوم مقياس اسناد ديني همراه با وزنهاي رگرسيون استانداردشده و متغيرهاي پنهان و مشاهدهشده و مجذور ضرايب همبستگي قابل مشاهده است. عامل اسناد ديني داراي چهارده گويه، شامل متغير پنهان اسناد ديني مثبت با هشت گويه، بازخواست خداوند و مجازات الهي هرکدام با سه گويه ميباشد. با توجه به معنادار بودن بار عامليهاي هر چهارده گويه و مطلوبيت شاخصهاي برازش مطلق، برازش تطبيقي و برازش مقتصد مدل از برازش مناسبي برخوردار است و روايي مقياس اسناد ديني مورد تأييد است. در جدول (4) هرکدام از عاملها همراه با گويهها و بارهاي عاملي آن گزارش شده است.
جدول 4: گويههاي مقياس اسناد ديني همراه با بار عاملي
گويهها گويهها بارهاي عاملي
اسناد ديني مثبت 1 هر آنچه اکنون در زندگي من رخ داده، از سوي خداوند است. 35/0
3 شرايطي که در آن قرار دارم، مسيري است که خداوند برايم معين کرده است. 33/0
5 خداوند براي تمام مشکلات و سختيهايم راهحلي فراهم ميکند. 71/0
7 خداوند همه را دوست دارد. 78/0
9 خداوند همه را ميبخشد. 67/0
10 موفقيتهاي فعلي زندگيم را مديون خداوند هستم. 84/0
11 خداوند مهربان است. 74/0
13 اهداف خداوند از همة رويدادها و تجارب زندگي، روشن ميگردد. 56/0
بازخواست خداوند 2 معمولاً متعجبم چرا خداوند مرا در اين وضعيت قرار داده است. 84/0
4 اغلب از خودم ميپرسم چرا خداوند زندگي با اين شرايط را برايم رقم زده است. 78/0
6 وضعيت مالي و گرفتاريم باعث ميشود احساس کنم خداوند مرا رها کرده است. 74/0
مجازات الهي 8 وضعيت کنونيام، نتيجه گناهان و خطاهايم در زندگي است. 76/0
12 مشکلاتي که اکنون گرفتار آن هستم، زنگ خطري (هشدار) از سوي خداوند است. 49/0
14 وضعيتي که در آن قرار دارم، مجازاتي از سوي خداوند براي اشتباهاتم است. 76/0
بر اساس جدول (4) عامل اسناد ديني مثبت هشت گويه، عامل بازخواست خداوند سه گويه و عامل مجازات الهي سه گويه دارد که عامل بازخواست خداوند و مجازات الهي روي هم عامل اسناد ديني منفي را تشکيل ميدهند.
تحليل عاملي اکتشافي
علاوه بر تحليل عاملي تأييدي مرتبة اول و دوم براي تبيين واريانس مجموعه متغيرهاي تحقيق، از روش تحليل عاملي اکتشافي به شيوة تحليل مؤلفههاي اصلي نيز استفاده شد. آزمون کفايت نمونهگيري کيسر ـ ماير ـ اولکين (Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy) برابر (840/0)، گوياي حجم نمونة کافي و آزمون کرويت بارتلت (Bartlett's Test) با درجة آزادي (91) و مجذور کاي (33/322) در سطح (000/0) مناسب براي تحليل است. ارزشهاي ويژة اوليه، مجموع ضرايب فاکتورهاي چرخش دادهنشده و چرخش دادهشده در جدول (5) گزارش شده است.
جدول 5: توصيف واريانس عاملهاي مقياس اسناد ديني
عاملها ارزشهاي ويژة اوليه مجموع ضرايب فاکتورهاي چرخش دادهنشده مجموع ضرايب فاکتورهاي چرخش دادهشده
واريانس کل درصد واريانس درصد تجمعي واريانس کل درصد واريانس درصد تجمعي واريانس کل درصد واريانس درصد تجمعي
۱ 512/4 232/32 232/32 512/4 232/32 232/32 510/3 074/25 074/25
۲ 771/2 791/19 023/52 771/2 791/19 023/52 859/2 425/20 499/45
۳ 252/1 946/8 970/60 252/1 946/8 970/60 166/2 471/15 970/60
نتايج جدول (5) نشان ميدهد، واريانس عامل اول (074/25)، عامل دوم (425/20)، عامل سوم (471/15)، درصد از واريانس کل را نشان ميدهند و سه عامل ذکرشده در مجموع (970/60)، درصد واريانس کل مقياس اسناد ديني را تبيين ميکند.
بررسي روايي ملاک
براي بررسي روايي ملاک به شيوة همگرا، همراه با مقياس اسناد ديني گري و همکاران (2016)، پرسشنامة سبکهاي اسنادي افراد کرونايي بين 292 آزمودني اجرا شد. نتايج آمار توصيفي و همبستگي بين دو پرسشنامه در جدول (6) قابل مشاهده است.
جدول 6: آمارههاي توصيفي مقياس اسناد ديني با سبکهاي اسنادي افراد کرونايي
پرسشنامه تعداد نمونه ميانگين انحراف استاندارد کمينه بيشينه همبستگي سطح معنا داري
مقياس اسناد ديني 292 2/72 55/8 44 84
سبکهاي اسناد افراد کرونايي 292 58/130 077/17 63 181 *734/0 01/0
همانطور که در جدول (6) ملاحظه ميشود مقياس اسناد ديني (2/72 =M و 55/8 =SD) و همبستگي بين دو پرسشنامه (734/0) و در سطح (01/0) معنادار است، اين ميزان از همبستگي حاکي از تأييد روايي همگراي مقياس اسناد ديني است.
آلفاي کرونباخ
براي برآورد همساني دروني و اعتبار مقياس اسناد ديني از روش دو نيمه کردن آزمون استفاده شد. آزمون به دو نيمة مساوي تقسيم شد. نتايج ضريب آلفاي کرونباخ هرکدام از نيمهها، همبستگي، ضريب اسپيرمن ـ براون و ضريب دو نيمهسازي گاتمن، در جدول (7) قابل مشاهده است.
جدول 7: تحيل دادههاي اعتبار پرسشنامة سبکهاي اسنادي افراد کرونايي
آلفاي کرونباخ نيمة اول 7 گويه 734/0
نيمة دوم 7 گويه 725/0
همبستگي بين دو فرم **547/0
ضريب اسپيرمن ـ براون تساوي تعداد گويهها 707/0
عدم تساوي تعداد گويهها 707/0
ضريب دو نيمهسازي گاتمن 696/0
آلفاي کرونباخ نيمة اول گويهها با تعداد هفت گويه برابر با (734/0) و آلفاي کرونباخ نيمة دوم با هفت گويه برابر با (725/0) و همبستگي بين دو فرم برابر با (**547/0) بهدست آمده است. ضريب اسپيرمن ـ براون برابر با (707/0) و ضريب دو نيمهسازي گاتمن جهت بررسي ميزان همساني دروني برابر با (696/0) است. بر اساس اين نتايج، همساني دروني مقياس اسناد ديني از سطح بالايي برخوردار است.
همچنين از روش ضريب آلفاي کرونباخ براي بررسي اعتبار و همساني دروني مقياس اسناد ديني استفاده شد. ضريب آلفاي کرونباخ کل پرسشنامة سبکهاي اسناد افراد کرونايي (814/0) بهدست آمد که حاکي از همساني دروني خوب مقياس است. ضريب آلفاي کرونباخ براي عامل اسناد ديني مثبت (821/0)، بازخواست خداوند (825/0) و مجازات الهي (70/0) بهدست آمد.
بحث و نتيجهگيري
هدف اين پژوهش بررسي ويژگيهاي روانسنجي پرسشنامة اسناد ديني گري و همکاران (2016) در فرهنگ ايراني ـ اسلامي بود. اين پرسشنامه بهسبب چند ويژگي ازجمله طراحي در دهة اخير، تعداد سؤالات مناسب و کافي، طراحي ابتدايي در جامعة اسلامي اندونزي و اجراي مجدد در ايالات متحدة امريکا و کسب اعتبار و روايي قابل توجه، بهعنوان گزينة مناسب براي آمادهسازي زمينة استفاده از آن در فرهنگ ايراني ـ اسلامي انتخاب گرديد. نتايج سنجش روايي محتوا، ملاک و سازة نسخة فارسي پرسشنامة اسناد ديني (RAS) نشان داد که روايي لازم براي سنجش اسناد ديني در فرهنگ ايراني ـ اسلامي را داراست. اعتبار آزمون و همساني دروني نيز با روش دو نيمه کردن آزمون، ضريب اسپيرمن ـ براون و ضريب دو نيمهسازي گاتمن و تعيين ضريب آلفاي کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت. نتايج حاکي از آن بود که نسخة فارسي پرسشنامة اسناد ديني گري و همکاران، از اعتبار بالايي برخوردار بوده و ثبات و قابليت پيشبيني آن مورد تأييد است. بنابراين اين پرسشنامه براي سنجش اسناد ديني در فرهنگ ايراني ـ اسلامي، ابزاري مفيد، معنادار و مناسب است. بررسي روايي سازه به شيوة تحليل عاملي مرتبة اول و دوم براي اين پرسشنامه، سه عامل؛ شامل «اسناد ديني مثبت»، «بازخواست خداوند» و «مجازات الهي» را شناسايي کرد که عامل بازخواست خداوند و مجازات الهي با يکديگر عامل اسناد ديني منفي را تشکيل ميدهند.
«اسناد ديني مثبت» بهعنوان نخستين عامل، هشت گويه از اين پرسشنامه را به خود اختصاص داد. برخي از افراد عمدتاً تجربيات زندگي خود را بهطور مثبت به خدا نسبت ميدهند. اين دسته از افراد، صرف نظر از بافت فرهنگي خود، تمايل دارند نسبت به مشارکت خداوند در زندگي خود مثبت فکر کنند. آنها توسط بازارزيابي مثبت اتفاقات ناگوار زندگي، تلاش ميکنند به اين اتفاقات معنا دهند. آرگايل (1959) ادعا دارد سازوکار اصلي پشت سر باورهاي ديني، تمايلي کاملاً شناختي به فهميدن است. علاوه بر اين، کلارک (1958) بر اين باور است که دين، بيشتر از هر عملکرد انساني ديگر، نياز به معني را در زندگي فراهم ميآورد. ازاينرو در راستاي تلاش براي دستيابي به شناخت و دانش، فرايند اسناد نخستين گام در معنادهي به امور است (اسپيلکا و ديگران، 2003، ص21ـ23). در اين پژوهش نيز افراد با نگرش مثبتي که به خداوند متعال دارند و همواره او را مهربان، بخشنده، ياريگر، پاسخگو و کنترلگر ميدانند، توانستهاند به رويدادهاي زندگي خود معنا داده و در کنار پرودگار احساس امنيت و آرامش کنند. در فرهنگ اسلامي نيز چنين افرادي خداوند را در رنج و گرفتاري خويش سهيم ميدانند (بقره: 156)، اما نه از اين جهت که خداوند عامل آن است؛ بلکه از اين جهت که خداوند بهطور کامل از اين رويداد آگاهي داشته و براي آن هدف و حکمتي در نظر گرفته است. بهعنوان نمونه در قرآن کريم، حضرت هود موفقيتهاي خود (هود: 88)، حضرت ابراهيم بهبودي از بيماري (شعراء: 80)، حضرت يوسف ملک و علم خود (يوسف: 101)، حضرت موسي رسالت و حکمت (شعراء: 21) و بهطورکلي اشخاص صالح هر نوع نيکي که به آنها رسد (نساء: 78) را به خداوند متعال اسناد ميدهند. چنين افرادي حتي وقتي گرفتار رنج و سختي ميشوند بهعنوان يک واکنش هيجاني ـ رفتاري دست به دعا برداشته و از خداوند متعال درخواست رهايي از آن موقعيت را دارند (يونس: 22؛ زمر: 8 و 49؛ روم: 33).
«بازخواست خداوند» با سه گويه نيز، دومين عامل اين پرسشنامه است که ذيل بعد اسناد ديني منفي جاي گرفته است. اين دسته از افراد با محاسبات غلطي که از نقش و جايگاه خداوند در زندگي خود دارند، اغلب خود را از خداوند طلبکار دانسته و در شگفتند از اينکه چرا خداوند آنها را در وضعيت ناخوشايند و نابسماني قرار داده است. آنها عمدتاً خداوند را مسبب و عامل اصلي شرايط بد زندگي خود دانسته و هرگونه گرفتاري و بدبختي در زندگيشان را نشانهاي از رهاشدگي و طردشدگي توسط خداوند قلمداد ميکنند. براساس فرهنگ اسلامي نيز، اين دسته از افراد، اموري ناخوشايند مثل ابتلا به گرفتاريها (فجر: 16)، فحشا (اعراف: 28) و شرک (نحل: 35؛ زخرف: 20؛ حجر: 39) را که همة آنها به خودشان ارتباط دارد، به خداوند نسبت داده و او را عامل ناخوشيهاي خود قلمداد ميکنند. وقتي خداوند واکنشهاي هيجاني ـ رفتاري اين افراد را در برخورد با ناملايمات بيان ميکند، به اين نکته اشاره ميکند که برخي از آنها هنگام مواجهه با رنج و سختي نااميد ميشوند (روم: 36؛ فصلت: 49). همچنين اين دسته از افراد، وقتي رحمت (فصلت: 50)، نيکي (اعراف: 131)، پيروزي (عنکبوت: 10)، ملک و ثروت (زخرف: 51)، نعمت (زمر: 49) و علمي (قصص: 78) به آنها ميرسد، همة آنها را بدون توجه به خداوند به خود و تواناييهايشان اسناد ميدهند. در نتيجه گروهي از آنها دچار تکبر ميشوند و از خداوند دوري ميکنند و دچار شرک ميشوند (فصلت: 51؛ روم: 33)، و گروهي ديگر از آنها، به تعبير قرآن کريم (روم: 36؛ يونس: 22؛ شوري: 48) دچار «فرح» ميشوند. طبرسي (1414ق، ج9، ص55) معتقد است که مراد از شادي در اينجا غرور و نوعي فساد و انکار است؛ زيرا در اين آيه به نوعي مذمت انسان شده است. علامه طباطبائي نيز بر اين باور است که تعبير «فرح» در برابر «رحمت» کنايه از اشتغال به نعمت و فراموش کردن منعِم يعني خداوند است (طباطبائي، 1417ق، ج18، ص68).
سومين عامل نيز تحت عنوان «مجازات الهي»، سه گويه را به خود اختصاص داده است که اين نيز ذيل بعد اسناد ديني منفي جاي گرفته است. هنگامي که انسان در زندگي دچار رنج و سختي ميشود، پاسخ طبيعي او اين است که در طلب اسناددهي باشد (وانگ و واينر، 1981، ص651) و همواره درصدد آن است که منبع رنج و عوامل بنيادين آن را تعيين کنند. بر اين اساس، گاهي فرد مسئول و عامل اصلي اين رنجها را خدا دانسته و تمام آنها را به خدا اسناد ميدهد. به باور آنها رنجها را يا خداوند ايجاد کرده است و يا اينکه اوست که اجازة تحقق آنها را داده است. آنها حتي زماني که فرد ديگري مرتکب رنجي براي انسان شده باشد را هم ممکن است مسئوليت آن رنج را به عهده خداوند قرار دهند (اکسلاين و رز، 2005، ص317). اين دسته از افراد با ارزيابي منفي که از نقش خداوند در رويدادهاي ناخوشايند زندگي خود دارند، احساس طردشدگي از ناحية خداوند و سختيهاي زندگي را مجازاتي براي رفتارهاي بد گذشته خود يا خشم، غضب و گلايه الهي تلقي ميکنند. آنها غالباً ناگواريهاي موجود در زندگيشان را نتيجة گناهان و خطاهاي گذشته خود ميدانند و عمدتاً گرفتاريهايي که در زندگي دارند را زنگ هشداري از جانب خداوند تلقي ميکنند. براساس فرهنگ ديني، مصيبتها و مشکلات انسان در دنيا يک امر کاملاً طبيعي است. انسانها هرکدام به نحوي درگير مسائل بزرگ و کوچک هستند که آسايش و آرامش را به نحوي از آنها سلب ميکند. امام صادق راحتي در دنيا را محال دانسته و خطاب به اصحاب خود فرمودند:
چيزهاى محال را آرزو نكنيد. اصحاب با تعجب پرسيدند: چه كسى محال را آرزو مىكند؟ حضرت با صراحت فرمودند: شما، آيا آرزوى آسودگى [مطلق] در دنيا نداريد؟ اصحاب گفتند: آرى. آنگاه حضرت فرمودند: آسودگى [مطلق] در دنيا براى مؤمن، محال است (مجلسي، 1403ق، ج78، ص195).
اما بايد توجه داشت که براساس آموزههاي ديني منشأ مشکلات انسان در دنيا مختلف است و مطابق با فرهنگ ديني، گرفتاريهاي مختلفي كه در دنيا به سراغ انسانها ميآيد، تحت تأثير عواملي همچون آزمايش و امتحان الهي (بقره: 155؛ انسان: 2)، کفاره و تطهير گناهان (نساء: 123؛ مجلسي، 1403ق، ج78، ص192، ج6، ص157)، تکامل و شکوفايي استعدادها (کليني، 1407ق، ج8، ص23)، اصلاح و تقويت ايمان (بقره: 216؛ مجلسي، 1403ق، ج5، ص284)، ترفيع درجه (مجلسي، 1403ق، ج68، ص94؛ ج78، ص198) و برخي از آنها نيز ثمرة بي تدبيري و سهل انگاريهاي انسان در زندگي (شوري: 30؛ يونس: 44) است. بنابراين براساس فرهنگ اسلامي اينگونه نيست که تمام گرفتاريهايي که در زندگي براي انسان پيش ميآيد قابل اسناد به خداوند و بر مبناي مجازات الهي باشد.
بر اين اساس، آلفاي کرونباخ در بعد اسناد ديني برابر با 84/0 بود، درحاليکه براي خرده مقياسهاي آن شامل کنترل خداوند 72/0، پاسخگويي خداوند 79/0 و ديدگاه مثبت به خداوند 81/0 بود. همچنين آلفاي کرونباخ براي خرده مقياسهاي بازخواست خداوند 71/0 و مجازات الهي 70/0 بود (گري و ديگران، 2016، ص6). علاوه بر اين، مقياس اسناد ديني (RAS) با هدف نشان دادن روايي، با نمونهاي از افراد ايالات متحده انجام شد. سازگاري دروني با استفاده از آلفاخ کرونباخ براي اسناد ديني مثبت 93/0، براي بازخواست خداوند 71/0 و براي مجازات الهي 82/0 بهدست آمد (گري و ديگران، 2018، ص2).
نتايج مطالعة حاضر مبنيبر وجود دو نوع سبک اسنادي مثبت و منفي نسبت به خداوند، با نتايج مطالعات گري و همکاران (2016)، گري و همکاران (2018)، کاراکايا (2008)، بيات و همکاران (1401) و بيات و شجاعي (1402) همسو است. لازم به ذکر است گري و همکاران (2016)، ضريب پايايي بازآزمايي را براي عامل اسناد ديني مثبت 84/0، بازخواست خداوند 71/0 و مجازات الهي 70/0 بهدست آوردند و همچنين گري و همکاران (2018) نيز ضريب پايايي بازآزمايي را براي عامل اسناد ديني مثبت 93/0، بازخواست خداوند 71/0 و مجازات الهي 82/0 بهدست آوردند که اين نشان ميدهد نتايج هر دو مطالعه با يافتههاي مطالعة حاضر براي عامل اسناد ديني مثبت (821/0)، بازخواست خداوند (825/0) و مجازات الهي (70/0) همخواني دارد. ازاينرو تشابه ضريب پايايي گزارششده در پژوهش گري و همکاران در ميان دانشجويان مسلمان اندونزيايي (2016)، دانشجويان مسيحي ايالات متحدة امريکا (2018) و پژوهش حاضر، بيانگر آن است که مقياس اسناد ديني گري و همکاران (RAS) چندان دچار تغيير نشده و در طول زمان از ثبات کافي برخوردار بوده و در موقعيتهاي گوناگون زماني و فرهنگي به نتايج تقريباً مشابهي منجر ميشود. بنابراين شباهت ضرايب گزارششده در اين پژوهش با ضرايب مؤلفين پرسشنامه در فرهنگ اصلي، نشانگر سادگي و روان بودن گويههاي آزمون در زبان انگليسي و نيز در زبان فارسي است که تطبيق نسخة اصلي با فرهنگ ايراني ـ اسلامي به صورت دقيق انجام گرفته است. بنابراين ابزار حاصل در اين پژوهش ميتواند در پژوهشهاي مربوط به سنجش سبک اسناد ديني در ايران کاربرد داشته باشد.
ازجمله محدوديتهاي اساسي پژوهش حاضر، جامعه و نمونة پژوهشي بود که از افراد مبتلا به بيماري کوويد ـ 19 بودند. ازاينرو به پژوهشگران علاقهمند در اين حوزه پيشنهاد ميشود:
1. در اين زمينه از نمونههاي آماري گوناگوني استفاده نمايند تا قشرهاي مختلف يک جامعه بررسي شود و نتايج اينگونه پژوهشها جامعيت بيشتري پيدا کند؛
2. اين پرسشنامه را در ساير استانها و شهرهاي بزرگ کشور نيز بهمنظور دستيابي به روايي و پايايي آن مورد استفاده قرار دهند تا از لحاظ ملي نيز هنجاريابي آن توسعه يابد؛
3. در حوزة روانشناسي اسلامي نيز براساس منابع ديني، پرسشنامة اسناد ديني را طراحي کرده و به بررسي ويژگيهاي روانسنجي آن و همچنين مطالعة تطبيقي آن با پرسشنامههاي موجود در اين زمينه ازجمله مقياس اسناد ديني گري و همکاران (2016 و 2018) نيز بپردازند.
- اسپیلکا، برنارد و دیگران (2003). روانشناسی دین بر اساس رویکرد تجربی. ترجمة محمد دهقانی. تهران: رشد.
- بیات، علی و دیگران (1400). تدوین الگوی سبکهای اسناد بیماران مبتلا به کووید ـ 19: تحلیل مضمون. کنفرانس بینالمللی رهیافت معنویت خداسو در مواجهه با کرونا.
- بیات، علی (1401). ساخت و اعتبارسنجی پرسشنامة سبکهای اسناد بیماران مبتلا به کووید ـ 19. روانشناسی کاربردی، 16(2)، 225ـ249.
- بیات، علی و شجاعی، محمدصادق (1402). مفهومپردازی سبکهای اسناد رویدادهای خوشایند و ناخوشایند در قرآن. روانشناسی فرهنگی، 7(2)، 160ـ184.
- تبیک، محمدتقی (1398). تدوین الگوی کشمکشهای روانی ـ معنوی در جامعة ایران: روش آمیخته. رسالة دکتری. تهران: دانشگاه تربیت مدرس.
- سرمد، زهره و دیگران (1395). روشهای تحقیق در علوم رفتاری. تهران: آگه.
- طباطبائى، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فى تفسیر القرآن. قم: جامعة مدرسین.
- طبرسى، فضل بن حسن (1414ق). مجمع البیان فى تفسیر القرآن. تحقیق محمدجواد بلاغی. تهران: ناصر خسرو.
- عبدلی، هادی و احمدی، محمدرضا (1395). انواع سبکهای اسنادی و نقش آن در رفتار از نگاه قرآن کریم. کنگرۀ بینالمللی علوم انسانی. تهران: مطالعات فرهنگی.
- کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی. تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
- مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار. بیروت: دار احیاء التراث العربی.