روان‌شناسی و دین، سال 1405، جلد نوزدهم، شماره دوم، پیاپی 74، تابستان, صفحه‌ها 23-46

    مدل مفهومی «احساس کهتری مطلوب» بر اساس منابع اسلام

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ محسن اکبری / دانش‌پژوه کارشناسی ارشد روان‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / mohsenakbari6778@gmail.com
    محمدرضا جهانگیرزاده قمی / استادیار گروه روان‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / jahangirzadeh@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.20081782.1405.19.2.2.6
    doi Registering DOI...⏳
    چکیده: 
    هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی احساس کهتری مطلوب بر اساس منابع اسلامی و بررسی میزان روایی آن بود. با توجه به هدف، از روش آمیختة کیفی و کمی استفاده شد. در ‌بخش کیفی، ابتدا با استفاده از روش حوزه‌های معنایی، به‌وسیلة 15 واژة مرتبط، 142 گزارة دینی از طریق نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی شیه و شانون به‌ شیوة تحلیل محتوای کیفی استقرایی، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت؛ سپس در‌ بخش کمی، اعتبار یافته‌ها بر اساس روش ارزیابی نظرات کارشناسان، توسط 7 متخصص با محاسبة شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا ارزیابی و تأیید شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مفهوم احساس کهتری در منابع اسلامی، به دو سطح احساس کهتری مطلوب و احساس کهتری نامطلوب قابل تقسیم است. احساس کهتری مطلوب، مفهومی متشکل از مقوله‌های نگرش واقع‌بینانه به خود و دیگران، عاطفة سازنده و کنش‏ کمال‌آفرین است. اجرای این پژوهش، زمینة مناسبی را برای طراحی پرسش‌نامه و تدوین پروتکل مداخله در عزت‌نفس فراهم می‏آورد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Conceptual Model of Desired Inferiority Based on Islamic Sources*
    Abstract: 
    The aim of the present study was to develop a conceptual model of desired inferiority based on Islamic sources and to examine its validity. According to the purpose, a mixed qualitative and quantitative method was used. In the qualitative part, first, using the semantic domain method, 142 religious propositions were collected through 15 related words via purposive sampling and analyzed using the qualitative content analysis method of Shayeh and Shannon through inductive qualitative content analysis in three stages: open coding, axial coding, and selective coding. Then, in the quantitative part, the validity of the findings was evaluated and confirmed by 7 experts based on the expert opinion assessment method by calculating the content validity index and content validity ratio. The research findings showed that the concept of inferiority in Islamic sources can be divided into two levels: desired inferiority and undesirable inferiority. Desired inferiority is a concept consisting of the categories of realistic attitude toward oneself and others, constructive emotion, and perfection-oriented action. Conducting this research provides a suitable basis for designing a questionnaire and developing an intervention protocol for self-esteem."
    References: 
    • Adler, A. (1956). The individual psychology of Alfred Adler: A systematic presentation in selections from his writings (H. L. Ansbacher & R. R. Ansbacher, Eds. ). New York: Basic Books. 
    • Amani. D. Z. & Taqiyah. I. & Iswinarti. (2024). Factors Influencing Inferiority Feelings: A Systematic Review. Journal of Scientific Research, Education, and Technology, 3(4), 1756-1766. 
    • Braun, V. & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77-101. 
    • Colman. A. M. (2009). A Dictionary of Psychology: OXFORD UNIVERSITY PRESS. 
    • Corbin, J. & Strauss, A. (2015). Basics of qualitative research: Techniques and procedures for developing grounded theory (4rd ed. ). Thousand Oaks, CA: Sage. 
    • Corsini. R. J. (1999). The Dictionary of Psychology. Brunner/Mazel. 
    • Downie, A. (2022). Christian Shame and Religious Trauma. Religions, 13(10), 925. 
    • Feist. G. J., Roberts. T. A. & Feist. J. (2021). Theories of Personality, Tenth Edition. New York: McGraw-Hill Education. 
    • Feldman. R. S. (2020). Development across the life span, Ninth Edition. New York: Pearson. 
    • Hsieh, H. F. & Shannon, S. E. (2005). Three approaches to qualitative content analysis. Qualitative Health Research, 15(9), 1277-1288. 
    • Istiqomah, I., Ratnasari, I. & Ahmad, M. D. (2025). The effect of social support on feelings of inferiority in students. SHS Web of Conferences, 224, 07012. 
    • James, W. (1902). The varieties of religious experience: A study in human nature. Longmans, Green, and Co. 
    • Lawshe, C. H. (1975). A quantitative approach to content validity. Personnel Psychology, 28(4), 563-575. 
    • Liu. Y., Xu. C., Kuai. X., Deng. H., Wang. K. & Luo. Q. (2022). Analysis of the causes of inferiority feelings based on social media data with Word2Vec. Scientific Reports. 12. Article number: 5218. 
    • Maslow. A. H. (1970). Motivation and Personality. New York: Harper & Row. 
    • O’Leary, Z. (2017). The essential guide to doing your research project (3rd ed. ). Sage Publications. 
    • Otto, R. (1958). The idea of the holy: An inquiry into the non-rational factor in the idea of the divine and its relation to the rational (J. W. Harvey, Trans. ). Oxford University Press. (Original work published 1923)
    • Polit, D. F., Beck, C. T. & Owen, S. V. (2007). Is the CVI an acceptable indicator of content validity? Appraisal and recommendations. Research in Nursing & Health, 30(4), 459-467. 
    • Reber, A. S. & Reber. E. (1995). The Penguin Dictionary of Psychology, Renguin Books. 
    • Roebianto, A., Savitri, S. I., Aulia, I., Suciyana, A. & Mubarokah, L. (2023). Content validity: Definition and procedure of content validation in psychological research. TPM: Testing, Psychometrics, Methodology in Applied Psychology, 30 (1), 5-18. 
    • Rogers, C. R. (1989-B). On becoming a person: a therapist's view of psychotherapy. New York: HOUGHTON MIFFLIN. 
    • Santrock. J. W. (2020). Essentials of Life-Span Development. Sixth Edition. New York: McGraw-Hill Education. 
    • Stoyanova, S. & Ivantchev, N. (2025). Self-Esteem and Feelings of Inferiority and Superiority Among Athletes and Non-Athletes. European Journal of Investigation in Health, Psychology and Education, 15(2), 22. 
    • Schultz. D. P. & Schultz. S. E. (2017). Theories of Personality, Eleventh Edition, Cengage Learning. 
    • Shen. H., Li. M. & Li. L. (2022). Influence of Social Exclusion on the Inferiority Feeling of Community Youth. Iran J Public Health, 51(7), 1576-1584. 
    • VanenBos, G. R. (2015). APA Dictionary of Psychology: American Psychological of Association: Washington.
    • Trier, J. (1931). Der deutsche Wortschatz im Sinnbezirk des Verstandes: die Geschichte eines sprachlichen Feldes. Heidelberg: C. Winter.
    •  
    متن کامل مقاله: 

    مدل مفهومی «احساس حقارت مطلوب» بر اساس منابع اسلامی  
     محسن اکبري        / دانش‌پژوه کارشناسی ارشد روان‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمينی    mohsenakbari6778@gmail.com
    محمدرضا جهانگيرزاده قمی/ استاديار گروه روان‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمينی    jahangirzadeh@iki.ac.ir
    دريافت: 13/08/1404 ـ پذيرش: 17/10/1404
    چکيده
    هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی احساس كهتري مطلوب بر اساس منابع اسلامی و بررسی میزان روایی آن بود. با توجه به هدف، از روش آمیختة کیفی و کمی استفاده شد. در ‌بخش کیفی، ابتدا با استفاده از روش حوزه‌های معنایی، به‌وسیلة 15 واژة مرتبط، 142 گزارة دینی از طریق نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی شیه و شانون به‌ شیوة تحلیل محتوای کیفی استقرایی، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت؛ سپس در‌ بخش کمی، اعتبار یافته‌ها بر اساس روش ارزیابی نظرات کارشناسان، توسط 7 متخصص با محاسبة شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا ارزیابی و تأیید شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مفهوم احساس كهتري در منابع اسلامی، به دو سطح احساس كهتري مطلوب و احساس كهتري نامطلوب قابل تقسیم است. احساس كهتري مطلوب، مفهومی متشکل از مقوله‌های نگرش واقع‌بینانه به خود و دیگران، عاطفة سازنده و کنش‏ کمال‌آفرین است. اجرای این پژوهش، زمینة مناسبی را برای طراحی پرسش‌نامه و تدوین پروتکل مداخله در عزت‌نفس فراهم می‏آورد.
    کليدواژه‌ها: احساس كهتري، كهتري مطلوب، مدل مفهومی، منابع اسلامی.
     
    مقدمه
    احساس كهتري، مفهومی کلیدی در برخی نظریه‌های روان‌شناختی به‌ویژه مطالعات مربوط به حیطة «شخصیت»، «آسیب‌شناسی» و «درمان» است. به‌طورکلی، منظور از احساس كهتري، هر نوع نگرش انتقادی و عموماً منفی نسبت به خود می‌باشد (Reber & Reber, 1995; Istiqomah, Ratnasari, & Ahmad, 2025). در واقع، فردی که از احساس كهتري برخوردار است، نسبت به دیگران و آنچه که از خود توقع دارد، احساس ارزش کمتری می‌کند (Corsini, 1999; Amani, Taqiyah, & Iswinarti, 2024). آلفرد آدلر (1870ـ1937) که نام وی با این مفهوم گره خورده است، در مقالة خود بین احساسات طبیعی کهتری و عقدة کهتری به ‌معنای دقیق کلمه تمایز قائل شد (Colman, 2009). عقدة کهتری بیانگر وضعیتی است که در آن احساسات نابسندگی بر فرد غلبه می‌کند (Stoyanova & Ivantchev, 2025). در واقع، عقدة كهتري، یک احساس پایه‌ای از ناکارآمدی و ناامنی است که از کمبودهای فیزیکی یا روانی واقعی یا خیالی ناشی شده است. این احساس ریشه‌دار ممکن است منجر به رفتارهایی همچون اجتناب افراطی یا جبران افراطی شود (VanenBos, 2015; Amani, Taqiyah, & Iswinarti, 2024). پژوهش‌گران بر این باورند که این اصطلاح، حامل بار معنایی ریشه‌های ناخودآگاه بوده و از این جهت بدون شناخت عوامل ناخودآگاه نمی‌توان آن را تشخیص داد (Reber & Reber, 1995). آدلر معتقد بود ایده‌های همراه با بار عاطفی ناشی از ترس و خشم سرکوب‌شده، تبدیل به عقدة كهتري می‌شوند (Colman, 2009).
    در اندیشة آدلر، مفهوم احساس كهتري در مقابل عقدة كهتري، بار معنایی منفی ندارد. از نظر وی، ضعف‌های جسمانی مولد احساس كهتري، نعمت به‌حساب می‌آیند؛ چراکه نیاز به غلبه بر احساس‌های كهتري همواره به افراد فشار می‌آورد و میل به کمال، آنها را به سمت خود می‌کشاند. به ‌گفتة آدلر (1956)، هرچند نیروی تلاش فطری است، ولی ماهیت و جهت آن ناشی از احساس‌های كهتري و هدف برتری است. وی معتقد بود نقایص جسمانی به‌خودی‌خود اهمیت زیادی ندارند، بلکه زمانی معنادار می‌شوند که احساس ذهنی كهتري را تحریک کنند که به‌صورت نیروی محرکی در جهت کمال یا یکپارچگی خدمت می‌کند. برخی افراد با حرکت به سمت سلامت روان‌شناختی و سبک زندگی مفید، این احساس‌های كهتري را جبران می‌کنند؛ درحالی‌که دیگران جبران مفرط کرده و برای غلبه بر دیگران یا کناره‌گیری از آنها برانگیخته می‌شوند (Feist, Roberts & Feist, 2021). 
    اریکسون نیز یکی دیگر از نظریه‌پردازان دانش روان‌شناسی است که جایگاه مهم احساس كهتري در رشد روانی ـ اجتماعی و شکل‌گیری شخصیت را یادآور شده است. مطابق نظریة وی، مسئلة شایستگی در دوران کودکی میانه بسیار مهم است. وی این دوره را که تقریباً از 6ـ12 سالگی ادامه دارد، مرحلة «ابتکار در برابر احساس كهتري» نام‌گذاری کرده است (Santrock, 2020). موفقیت در این مرحله، احساس تسلط، کارآمدی و شایستگی را به ارمغان می‌آورد. در مقابل، دشواری‌ها در این مرحله منجر به احساس شکست و بی‌کفایتی می‌شوند (Feldman, 2020).
    با توجه به آثار فوق، می‌توان گفت برخلاف تصور ابتدایی، این مفهوم در ادبیات روان‌شناسی به دو معنای مطلوب و غیرمطلوب به‌کار رفته است؛ همچنان‌ که گفته شد آدلر (1956) معتقد است احساس كهتري، یک نعمت و موتور محرک انسان به ‌سمت پیشرفت و کمال است. اریکسون نیز بر این باور است که هرچند نسبت سخت‌کوشی و كهتري باید به نفع سخت‌کوشی باشد، اما مانند ویژگی‌های اخلالگر دیگر، نباید از كهتري اجتناب کرد (Feist, Roberts & Feist, 2021). 
    احساس کوچکی نفس در برابر وجود برتر، در روان‌شناسی دین نیز به‌عنوان یکی از هیجان‌های معنوی همراه با کارکردهای دوگانة مثبت و منفی مورد بحث قرار گرفته است؛ همچنان که اوتو (1958) به هیجان مخلوق ‌بودگی در برابر جلال و نقش آن در فروتنی وجودی می‌پردازد (ص20ـ21). جیمز (1902) نیز در بحث از گوناگونی تجربة دینی، از تجربة «احساس حضور» سخن می‌گوید که در آن فرد فراتر از خود رفته و احساس وابستگی یا كهتري در برابر واقعیتی برتر را تجربه می‌کند (James, 1902, p. 208-209). وی تجربة خود در برابر خداوند را با احساس «حیرت آمیخته با آرامشی لذیذ» توصیف می‌کند (James, 1902, p. 56). به‌طورکلی، پژوهش‌ها حاکی از آن است که مواجهه با پدیده‌های بسیار بزرگ (مثلاً عظمت طبیعت یا قدرت الهی) اغلب احساس كهتري و کوچکی در فرد ایجاد می‌کند. این «احساس كهتري وجودی» همیشه منفی نیست، بلکه در قالب فروتنی معنوی می‌تواند فضیلتی مثبت تلقی شود. باید توجه داشت که فروتنی با عزت‌نفس پایین یا خودکم‌بینی بیمارگون تفاوت دارد. فرد فروتن خود را کوچک می‌شمارد، اما احساس بی‌ارزشی افسرده‌وار ندارد. در مقابل، احساس كهتري شدید یا شرم سمی ممکن است به‌ آسیب ‌روانی بینجامد که از فضیلت فروتنی فاصله دارد (Downie, 2022). 
    در ادبیات منابع اسلامی نیز احساس كهتري از دو جهت ممدوح و مذموم، مورد توجه قرار گرفته است. به‌عنوان نمونه، روایات متعددی با تأکید بر مرگ‌اندیشی، هدف آن را خودکوچک‌پنداری ذکر می‌کنند (ابن‌حیون، 1383ق، ج‏1، ص354). خوارپنداری خود و دوری از عجب به‌‌قدری اهمیت دارد که خداوند آن را بر عبادات مستحبی ترجیح می‌دهد (کلینی، 1363، ج‏2، ص61). این احساس موجب حرکت انسان به سمت کمال و جبران خطاهای خود می‌شود (کلینی، 1363، ج‏3، ص311). همچنین غلبه بر هوای نفس از جهت معنوی و کسب عزت اجتماعی از جهت مادی، از جمله آثار احساس كهتري مطلوب است (جعفربن‌محمد، 1400ق، ص169). در مقابل، در منابع اسلامی از احساسی دیگر نیز سخن به میان آمده است که هرچند بیانگر نوعی كهتري و خواری نسبت به خود است، لکن ماهیتی متفاوت دارد. این احساس كهتري، نه‌تنها موجب کسب عزت اجتماعی نمی‌شود، بلکه با بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی همچون زورگویی (کلینی، 1363، ج2، ص312)، دروغ‌گویی (مفید، بی‌تا، ص232)، نفاق (تمیمی آمدی، 1410ق، ص722) و عهدشکنی (تمیمی آمدی، 1410ق، ص398) مرتبط است. همچنین برخلاف احساس كهتري مطلوب که با سطح بالای معرفتی مرتبط است، احساس كهتري نامطلوب فرد را به امور مادی محدود ساخته (شعیری، بی‌تا، ص109) و زمینة خودمقایسه‌گری در امور مادی را فراهم می‌آورد (کلینی، 1363، ج‏2، ص137). بنابراین به ‌نظر می‌رسد احساس كهتري در منابع اسلامی قابل تقسیم به دو نوع مطلوب و نامطلوب است. 
    این تقسیم در آثار اندیشمندان اسلامی نیز قابل مشاهده است. امام خمینی (1392) معتقد است برای برخی رذایل نفسانی از قبیل حسد عوامل بسیاری است که عمدة آن به رؤیت ذلّ نفس برمی‌گردد و در مقابل، صرف رؤیت کمال نفس، منجر به کبر و سرکشی می‌شود. آیت‌الله جوادی آملی نیز احساس كهتري را در دو قسمت ممدوح و مذموم مورد بحث قرار داده است. ایشان خوف عقلی و آگاهانه را یکی از عوامل ایجاد احساس كهتري ممدوح معرفی کرده و معتقد است برخورداری از این احساس، پیامدهای سه‌گانة قرب به خداوند، تکامل فردی و عزت‌ یافتن نزد دیگران را در پی دارد (پورکاویان و همکاران، 1403). ایشان معتقد است احساس كهتري مذموم، سنخ دیگری از این احساس است که در حیات دنیوی و اخروی امکان ابتلا به آن وجود داشته و باید از این احساس و آثار منفی آن اجتناب کرد (جوادی آملی، 1394، ج36). همچنین علامه مصباح یزدی (1391الف) بر این باور است که كهتري روحی و بیماری خودکم‌بینی می‌تواند هوش فوق‌العاده و استعداد بالای افراد متدین و باسواد را تحت تأثیر قرار داده و در نهایت عاقبت فرد را به الحاد و نفاق ختم کند. به‌علاوه این بیماری می‌تواند موجب آن شود فرد نسبت به خوبان کینه و دشمنی ورزیده و درنتیجه بیش از پیش بر کفر و شرک و جور و فساد اصرار کند (مصباح یزدی، 1402). ایشان احساس كهتري مثبت را نیز مورد بحث قرار داده و ضمن تبیین این احساس به‌عنوان شرط لازم معراج شدن نماز، سه مقدمه را زمینه‌ساز دستیابی به این احساس معرفی می‌کند: 1. اندیشه دربارة عظمت خداوند و مقایسة آن با خود؛ 2. توجه به دئانت و پستی و زشت‌کاری خود در برابر خداوند؛ 3. تأمل در نافرمانی‌های خود به‌جای شکرگزاری خداوند (مصباح یزدی، 1401الف). همچنین ایشان این حالت را منشأ گریه و زاری شخص متضرع و درنتیجه تسلیم در برابر امر حق می‌دانند (مصباح یزدی، 1401ب). 
    به‌طورکلی، احساس حقارت به‌عنوان یکی از مفاهیم مطرح در اندیشة اسلامی و همچنین نظریه‌های روان‌شناختی، همچنان موضوعی جذاب برای پژوهشگران بوده و از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار می‌گیرد. لیو و همکاران (2022) مبتنی‌بر رسانة اجتماعی، به تحلیل عوامل احساس حقارت پرداخته‌اند. همچنین شن و همکاران (2022) تأثیر طرد اجتماعی بر احساس حقارت در جامعة جوانان را مورد پژوهش قرار داده‌اند. امانی و همکاران (2024) نیز در یک مطالعة سیستماتیک، عوامل مؤثر بر احساس حقارت را بررسی کرده‌اند. به‌طور خاص‌تر، در تحقیقات مبتنی‌بر دین اسلام نیز، تحقیقات فراوانی در این‌ زمینه صورت گرفته است. به‌عنوان نمونه، احمد و جوانشیر (1401) پیامدهای عزت‌نفس از منظر قرآن، احادیث و روان‌شناسی را در پژوهش خود تحلیل کرده‌اند. همچنین باروئی (1401) در پایان‌نامة خود به مسئلة تواضع و ذلت در قرآن و سیرة معصومین پرداخته است. کاشفی (1402) نیز در پایان‌نامة خود با در نظر گرفتن عوامل احساس حقارت، راهکارهای ارتقای عزت‌نفس را از منظر آیات و روایات معرفی کرده است. در اثری دیگر، میرزاترابی و همکاران (1403) با استعانت از آموزه‌های اسلامی، مدل مفهومی عزت‌نفس را تدوین کرده‌اند. همچنین پورکاویان و همکاران (1403) با مطالعة آثار آیت‌الله جوادی آملی، موفق به تحلیل مضمون مبانی اسلامی احساس حقارت شده‌اند. 
    هرچند هریک از منابع مذکور با عنایت خاصی مسئلة احساس كهتري را مطالعه و بررسی کرده‌اند، ولی هنوز جای خالی مدل مفهومی جامع از احساس كهتري مطلوب و احساس كهتري غیرمطلوب بر اساس منابع اسلامی مشهود است. این اثر، خلأ مزبور در ‌بخش «احساس كهتري مطلوب» را در قلمرو رسالتش پر می‌کند. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی سطح احساس كهتري مطلوب، درصدد آن است که با تکیه بر منابع اسلامی، به دو سؤال پاسخ دهد: 1. مؤلفه‌های مفهوم احساس كهتري مطلوب کدام‌اند؟ 2. مؤلفه‌های مفهوم احساس كهتري مطلوب، از چه میزان روایی برخوردارند؟ 
    روش پژوهش
    در این پژوهش بنیادی از روش کیفی و کمی استفاده شده است. در‌ بخش کیفی، به‌منظور جمع‌آوری متون، روش حوزه‌های معنایی (Trier, 1931) و به‌منظور تجزیه‌وتحلیل متون، روش تحلیل محتوای کیفی شیه و شانون مورد استفاده قرار گرفت. در ‌بخش کمی نیز از روش ارزیابی نظرات کارشناسان بهره گرفته شد. 
    جامعة متنی پژوهش حاضر، قرآن کریم و روایات موجود در منابع معتبر بوده است. برای تشخیص روایات معتبر، از معیار رتبه‌بندی طباطبایی (کتب الف، ب، ج) استفاده شد. در این رتبه‌بندی که بر اساس 12 ملاک انجام شده است، منظور از منابع درجة «الف»، کتب مقبولی است که مورد اعتماد شیعیان می‌باشد. منابع درجة «ب» نیز کتبی هستند که برای استناد از صلاحیت نسبی برخوردارند. در مقابل، منابع درجة «ج» به کتبی گفته می‌شود که به ‌دلیل ضعفشان نباید به آنها اعتماد محض داشت و صرفاً می‌توان به‌منزلة مؤید از آنها بهره برد (طباطبایی، 1390). بنابراین در این پژوهش تکیة اصلی بر منابع «الف» و «ب» بوده و از منابع «ج» صرفاً به‌عنوان مؤید استفاده شده است. 
    جمع‌آوری اطلاعات مربوط به احساس كهتري، به روش نمونه‌گیری هدفمند صورت گرفت. در مرحلة «بررسی روایی محتوایی» نیز، مطابق با روش نمونه‌گیری هدفمند، 7 متخصص علوم حوزوی و روان‌شناسی انتخاب شدند. 
    فرایند پژوهش به این شکل انجام شد که در ‌بخش اول کیفی، ابتدا با استفاده از راهبرد «جست‌وجوی واژگانی» در منابع اسلامی و با استفاده از 15 واژه (حقر، ذلّ، هون، مهن، خشع، خضع، ضعف، صغر، خبت، زری، ضرع، نبذ، عجب، کبر، عظم) که به تأیید 4 کارشناس متخصص (استادیار علوم قرآنی، استادیار علوم حدیث، استادیار روان‌شناسی، استاد درس خارج حوزة علمیة قم) رسیدند و همچنین با استفاده از راهبرد «جست‌وجوی موضوعی» از کتب روایی و همچنین پژوهش‌های مرتبط، حدود 4300 گزارة دینی بررسی و از میان آنها 300 گزارة مرتبط به احساس كهتري جمع‌آوری شد؛ سپس این گزاره‌ها از جهت میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش حاضر (مدل مفهومی احساس كهتري مطلوب) مجدداً مورد بررسی دقیق قرار گرفته و 142 گزارة دینی به‌عنوان متون برگزیدة نهایی برای تحلیل انتخاب شدند. 
    در مرحلة بعد داده‏ها با استفاده از روش کدگذاری سه‏مرحله‏ای (باز، محوری و انتخابی بر اساس رویکرد شیه و شانون) تحلیل شدند. بدین ‌صورت که در این مطالعه، فرآیندی روشمند با تحلیل کنترل‌شدة متون انجام شده است که پژوهشگر را به طراحی مدل مفهومی نزدیک کرده است. همچنین در پژوهش حاضر، با توجه به ماهیت اکتشافی و استقرایی مسئلة، محقق از رهیافت تحلیل محتوای کیفی به روش استقرایی استفاده کرده است. بنابراین پژوهشگر از کاربست مقوله‌های پیش‌پنداشته، اجتناب کرده و سعی نموده با غوطه‌ور ساختن خود در داده‌ها، بینش‌های جدید پدیدار ساخته و مقوله‌ها را از داده‌ها استخراج کند. این روش در مقابل «تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار یا هدایت‌شده» و همچنین «تحلیل محتوای کیفی تلخیصی یا جمع‌بندی‌گرا» قرار دارد (Hsieh & Shannon, 2005). 
    استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مبتنی‌بر تعیین سطح و واحد تحلیل است. واحد تحلیل، واحدی است که متن و محتوای مورد بررسی را به اجزای یکسان و قابل شمارش تبدیل می‌کند و با این کار به تحقق یکی از اجزای تحلیل محتوا منجر می‌شود (دلاور، 1403). واحد تحلیل در این پژوهش، بر اساس رویکرد تحلیلی براون و کلارک (۲۰۰۶)، «معنا» می‌باشد؛ به این معنا که در این پژوهش، واحدهای تحلیل صوری (مثل کلمه یا جمله)، نقطة شروعی برای واحدهای تحلیل معنایی بوده و ملاک اصلی کدگذاری، معنای برداشت‌شده از داده‌ها بوده است. بنابراین چنانچه یک جمله حاوی چند معنا و یا چند جمله حاوی یک معنا بوده باشند، کدها بر اساس معنا از هم تفکیک شده‌اند. ازهمین‌رو در این پژوهش شاهد تکرار جملاتی هستیم که مفید بیش از یک معنا بوده‌اند. 
    در فرایند تجزیه‌وتحلیل اطلاعات، ابتدا در مرحلة کدگذاری باز، پس از خواندن متن هر گزاره، مفهوم اصلی آن استخراج و در قالب کدهایی ثبت گردید. در این مرحله، تعداد 142 کد باز به‌دست آمد؛ سپس این کدها با یکدیگر مقایسه و موارد مرتبط و مشابه با یکدیگر ادغام و برای هریک عنوان مناسبی انتخاب شد که 18 کد محوری را تشکیل دادند. کدهای محوری در واقع مؤلفه‌های اصلی مدل می‌باشند؛ در نهایت، 4 مقولة عمده در کدگذاری انتخابی استخراج شد. 
    در ‌بخش کمی، به‌منظور سنجش «روایی محتوایی»، از دو روش کمی «شاخص روایی محتوا» و «نسبت روایی محتوا» استفاده شد. بر اساس روش لاوش (۱۹۷۵)، «پانل ارزیابی محتوا» به‌عنوان یک روش معتبر برای تعیین روایی محتوایی به‌کار می‌رود. مطابق این روش، لازم است گروهی از خبرگان حوزة مورد نظر، به‌صورت مستقل، کلیات و اجزای مدل مورد نظر را ارزیابی کنند. در پژوهش حاضر نیز محتوای «مدل مفهومی احساس كهتري مطلوب» توسط 7 نفر از متخصصین مربوطه مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌های به‌دست‌آمده از سنجش شاخص روایی محتوا، مطابق با فرمول CVI = n3&4 محاسبه می‌شود. این شاخص از طریق تجمیع امتیازات موافق (زیاد و خیلی زیاد) و مخالف (کم و خیلی کم) در رابطه با هر مؤلفه و تقسیم آن بر تعداد کارشناسان به‌دست می‌آید؛ همچنان که لین (1986) پیشنهاد داده است، این شاخص نباید کمتر از 0/79 باشد؛ چراکه چنانچه شاخص مؤلفه‌ای کمتر از عدد مزبور باشد، مؤلفة مورد نظر از روایی محتوایی برخوردار نخواهد بوده و یا باید حذف شود و یا مورد بازنگری مجدد و روایی جدید قرار بگیرد (Polit, Beck & Owen, 2007). همچنین داده‌های به‌دست‌آمده از سنجش نسبت روایی محتوا نیز بر اساس CVR=(ne-n/2)/N2 محاسبه می‌شود. در واقع، نسبت روایی محتوا از طریق تقسیم تفاضل تعداد کارشناسان موافق ضرورت و نصف کارشناسان بر یک دوم کارشناسان است. لاوش (1975) اظهار داشته است که حداقل معیار قابل قبول برای ارزش CVR، بر اساس تعداد متخصصان است. به‌عنوان‌مثال، اگر تعداد متخصصان 10 نفر باشد، حداقل CVR قابل قبول «0/62» است (Roebianto & et al., 2023). بر این اساس، حداقل CVR قابل قبول در این پژوهش که توسط 7 متخصص ارزیابی شده است، «0/99» می‌باشد. 
    یافته‌های پژوهش
    در این ‌بخش پس از توضیح اجمالی یافته‌های پژوهش، تمامی مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب، تبیین و سپس نتیجة روایی‌سنجی ارائه می‌گردد. 
    یافته‌های پژوهش نشان داد که مفهوم احساس كهتري در منابع اسلامی، قابل تقسیم به دو سطح «احساس كهتري مطلوب» و «احساس كهتري نامطلوب» است. هرچند به‌طورکلی احساس كهتري در هریک از دو سطح مذکور، به نوعی احساس نقص و ناچیزی خود در مقایسه با موجودی دیگر اشاره دارد (عسکری، 1400ق)، لکن مؤلفه‌های متفاوت هریک در آیات و روایات، موجب تفاوت ماهوی آنها می‌شود. احساس كهتري مطلوب، مفهومی متشکل از مقوله‌های نگرش واقع‌بینانه به خود و دیگران، عاطفة سازنده و کنش‏ کمال‌آفرین و همچنین پیامدهای مطلوب معنوی ‏ـ اجتماعی است. 
    توضیح بیشتر مقوله‌های احساس كهتري مطلوب آنکه نگرش‌های واقع‌بینانه در ارتباط با خود، شامل 4 ‌مؤلفه (ادراک فناپذیری، شناخت جایگاه خود، باور به خطاکاری، ظنین بودن به خود) و در ارتباط با دیگران، شامل 2 ‌مؤلفه (ادراک حضور وجود برتر، ادراک لطف) می‌شود. همچنین عواطف سازنده، دربردارندة «هیجان‌های ناخوشایند» که خود شامل 3 ‌مؤلفه (غم سازنده، شرم سازنده، خوف سازنده) و «هیجان‌های خوشایند» که شامل 3 ‌مؤلفه (آرامش، رجا، انگیزه‌مندی در راستای پیامدهای مطلوب معنوی ـ اجتماعی) است، می‌باشد. در نهایت، مقولة کنش‌های کمال‌آفرین نیز از 4 ‌مؤلفه (تواضع، اطاعت، جبران، تعامل) تشکیل شده است. 
     
     
    نمودار 1: مدل مفهومی احساس كهتري مطلوب بر اساس منابع اسلامی
    1. تبیین مؤلفه‌های مفهوم احساس كهتري مطلوب
    احساس كهتري مطلوب، مفهومی متشکل از 18 مؤلفه است که به‌منظور ارائة مدلی منظم و منطقی، بر اساس مقولات، در قالب دسته‌بندی ذیل ارائه می‌گردد.
    1ـ1. نگرش‌های واقع‌بینانه در ارتباط با خود
    1ـ1ـ1. ادراک فناپذیری
    از جمله موضوعاتی که مورد تأکید فراوان آیات و روایات قرار گرفته است، مسئلة معاداندیشی و تفکر دربارة عاقبت خویشتن است (حر عاملی، 1416ق، ج2، ص436). مطابق روایات، آثار روان‌شناختی قابل ملاحظه‌ای مترتب بر ادراک فناپذیری است که وجه برتری ساعتی تفکر بر یک سال عبادت را روشن می‌سازد (مجلسی، 1403ق، ج6، ص133). یکی از این آثار، تحقق احساس كهتري و زوال فخر، کبر و عجب است (شریف رضی، 1407ق، ص214؛ شیخ صدوق، 1404ق، ج4، ص393)؛ همچنان که امیرالمؤمنین در سفارش به امیران چنین می‌نویسد: «فَاذْكُرْ عِظَمَ قُدْرَةِ اللهِ عَلَيْكَ وَتَفَكَّرْ فِي الْمَوْتِ وَمَا بَعْدَهُ فَإِنَّ ذَلِكَ يَنْقُصُ مِنْ زَهْوِكَ وَيَكُفُّ مِنْ مَرَحِكَ وَيُحَقِّرُ فِي عَيْنَيْكَ مَا اسْتَعْظَمْتَ مِنْ نَفْسِكَ»؛ پس به یاد آور عظمت قدرت خدا را بر خودت، و در مرگ و آنچه پس از آن است بیندیش؛ زیرا این کار، از تکبرت می‌کاهد و از شادمانی (بی‌قاعده) تو را بازمی‌دارد، و آنچه را که از (شأن) خودت بزرگ پنداشتی، در چشمانت خوار و کوچک می‌سازد (ابن‌حیون، 1383ق، ج1، ص354). بنابراین «ادراک فناپذیری» یک نگرش واقع‌بینانه در رابطه با خود است که با احساس كهتري نسبت به خود پیوند دارد. 
    2ـ1ـ1. شناخت جایگاه خود
    یکی از موانع خودشناسی، عجب است (ابن‌شعبه حرانی، 1404ق، ص285). امیرالمؤمنین خودبزرگ‌پنداری و تکبر را ناشی از فخر جاهلیت و تفسیر غلط جایگاه واقعی خود در بافت اجتماعی قبیله معرفی می‌کنند (شریف رضی، 1407ق، ص289). در واقع، اگر شخصی تصویری واقعی از خویشتن نداشته باشد و ضعف‌های خود را نادیده بگیرد، احساس كهتري مطلوب نخواهد داشت؛ همچنان که وقتی حضرت عیسی از یکی از اصحاب خود که ابتدا همراه با او بر سطح آب راه رفته بود، ولی در میانة راه داخل آب شده بود، دربارة افکارش پرسید، وی چنین پاسخ داد: «قُلْتُ هَذَا رُوحُ اللهِ يَمْشِي عَلَى الْمَاءِ وَأَنَا أَمْشِي عَلَى الْمَاءِ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ عُجْبٌ»؛ با خود گفتم این روح‌الله است که بر آب راه می‌رود و من نیز بر آب راه می‌روم، پس به خاطر این فکر در من عجب و احساس بزرگی داخل شد (کلینی، 1363، ج2، ص306). از این عبارات به‌خوبی مشهود است که یکی از مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب، شناختن جایگاه واقعی خود و پرهیز از عجب است. 
    3ـ1ـ1. باور به خطاکاری
    احساس كهتري، نوعی احساس خواری و بی‌ارزشی است (فیومی، 1414ق، ج1، ص143). بدون باور به خطاکاری، احساس خواری معنا ندارد. در واقع، چنانچه فرد خود را گرفتار گناهان و اشتباهات خود نبیند، احساس خواری نمی‌کند. ازهمین‌رو امام صادق با تأکید بر باور به خطاکاری می‌فرمایند: «إِنَّ اللهَ عَلِمَ أَنَّ الذَّنْبَ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْعُجْبِ وَلَوْلا ذَلِكَ مَا ابْتُلِيَ مُؤْمِنٌ بِذَنْبٍ أَبَداً»؛ بی‌گمان خداوند می‌داند که گناه برای مؤمن از خودپسندی بهتر است و اگر این نبود، هیچ مؤمنی هرگز به گناهی آزموده نمی‌شد (کلینی، 1363، ج2، ص313). بنابراین اگر کسی از خطاهای خود غافل باشد، احساس كهتري مطلوب نخواهد داشت؛ همچنان که حَمّاد در پاسخ به این پرسش که آیا نماز خواندن بلد هستی یا خیر؟ ابتدا با اطمینان از توانایی خود صحبت می‌کند، ولی پس از آنکه امام وی را متوجه خطاهای خود می‌سازد، حماد چنین گزارش می‌کند: «فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِي الذُّلُّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَعَلِّمْنِي الصَّلاةَ»؛ پس در خودم خواری احساس کردم و گفتم: فدایت شوم، پس نماز را به من بیاموز (کلینی، 1363، ج3، ص311). 
    4ـ1ـ1. ظنین بودن به خود
    «ظنین به خود» به ‌معنای داشتن احساس تردید و ترس نسبت به خود و عاقبت خود، یکی از مؤلفه‌های افراد باتقواست (شریف رضی، 1407ق، ص304). این احساس موجب خودناچیزپنداری و مغرور نشدن نسبت به اعمال خود می‌شود (طوسی، 1414ق، ص530). امام حسن عسکری در توصیف افراد خاشع می‌فرمایند: «ثُمَّ وَصَفَ اَلْخَاشِعِينَ... وَإِنَّمَا قَالَ‌: يَظُنُّونَ‌ لأَنَّهُمْ لاَ يَدْرُونَ بِمَا ذَا يُخْتَمُ لَهُمْ‌ وَاَلْعَاقِبَةُ مَسْتُورَةٌ عَنْهُمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ‌ إِلَى كَرَامَاتِهِ وَنَعِيمِ جَنَّاتِهِ‌، لإِيمَانِهِمْ وَخُشُوعِهِمْ‌، لاَ يَعْلَمُونَ ذَلِكَ يَقِيناً لأَنَّهُمْ لاَ يَأْمَنُونَ أَنْ يُغَيِّرُوا وَيُبَدِّلُوا»؛ سپس خاشعان را توصیف کرد... و این را فرمود: «ظنین هستند»؛ زیرا آنان نمی‌دانند کارشان به چه پایان می‌گیرد و فرجام از آنان پوشیده است، و اینکه آنان به‌سوی کرامت‌ها و نعمت‌های بهشت‌هایش بازمی‌گردند، به خاطر ایمان و خشوعشان است، ولی این را به یقین نمی‌دانند؛ زیرا از تغییر و دگرگونی (در ایمان و عملشان) در امان نیستند (حسن‌بن‌علی، 1409ق، ص238). بنابراین یکی از نگرش‌های واقع‌بینانه که برای تحقق احساس كهتري مطلوب لازم است، باور به امکان خطا و ظنین بودن نسبت به خود و عاقبت خویشتن است. 
    2ـ1. نگرش‌های واقع‌بینانه در ارتباط با غیرخود
    1ـ2ـ1. ادراک حضور وجود برتر
    حقارت در هر شیئی به ‌نوعی کمتری و نقص نسبت به جنس معهود آن شیء است (عسکری، 1400ق). انسان نیز وقتی وجود خود را در مقایسه با وجودی برتر مشاهده کند، احساس خواری خواهد داشت. در واقع، بدون ادراک حضور وجودی برتر و ادراک وجود ضعیف‌تر خود و سپس مقایسه و قضاوت درست آنها، احساس كهتري پدید نخواهد آمد؛ همچنان که در روایات، توجه به عظمت خداوند، به‌عنوان شرط لازم احساس كهتري نسبت به اعمال و جایگاه خود معرفی شده است (قمی، 1404ق، ج2، ص207). امام سجاد ذیل تبیین حق نماز، نقش آگاهی از حضور وجود برتر در رخداد احساس كهتري را این‌چنین مشخص نموده‌اند: 
    حَقُّ الصَّلاةِ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَأَنْتَ فِيهَا قَائِمٌ بَيْنَ يَدَي‏ اللهِ عَزَّوَجَل‏ فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِكَ قُمْتَ مَقَامَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ الْحَقِيرِ الرَّاغِبِ الرَّاهِبِ الرَّاجِي الْخَائِفِ الْمُسْتَكِينِ الْمُتَضَرِّعِ الْمُعَظِّمِ لِمَنْ كَانَ بَيْنَ يَدَيْهِ بِالسُّكُونِ وَالْوَقَارِ وَتُقْبِلَ عَلَيْهَا بِقَلْبِكَ وَتُقِيمَهَا بِحُدُودِهَا وَحُقُوقِهَا؛ حق نماز این است که بدانی آن، بار یافتن به‌سوی خدای عزوجل است، و تو در آن، در پیشگاه خدا ایستاده‌ای، پس هنگامی که این را دانستی، در مقام بنده‌ای خوار و حقیر، خواهان و ترسان، امیدوار و بیمناک، فروتن و زاری‌کننده و بزرگ‌دارنده کسی که در پیشگاهش هستی، با آرامش و وقار بایستی و با قلبت به‌سوی آن (نماز) روی‌آوری و آن را با حدود و حقوقش برپا داری (شیخ صدوق، 1404ق، ج‏2، ص620). 
    بنابراین می‌توان گفت بدون شناخت برتری وجود دیگر، احساس كهتري مطلوب حاصل نخواهد شد (کلینی، 1363، ج8، ص46). توجه به این نکته لازم است که منظور از وجود برتر، فقط خداوند متعال نیست، بلکه ادراک حضور وجود برتر مؤمنین نیز می‌تواند به احساس كهتري فرد ختم شود؛ همچنان که امام صادق هنگام توصیف یاران امام زمان می‌فرماید: «لَوْ رَأَيْتُمُوهُمْ لاحْتَقَرْتُمْ عَمَلَكُمْ»؛ اگر آنان را می‌دیدید، عمل خود را خوار می‌شمردید (صفار، 1404ق، ج1، ص491). 
    2ـ2ـ1. ادراک لطف
    ادراک لطف، زمینة شکرگزاری را فراهم می‌کند. تشکر از مُنعِم از مسائل مورد تأکید اسلام است (کلینی، 1363، ج2، ص94). روایات متعددی به نقش واسطه‌ای احساس خواری هنگام یادآوری الطاف الهی اشاره کرده‌اند (طوسی، 1365، ج2، ص112). سجدة شکر، جلوه‌ای از احساس ذلت در برابر پروردگار و اذعان به عظمت خداوند است (شیخ صدوق، 1404ق، ج1‏، ص310). امام صادق در رابطه با جایگاه احساس كهتري هنگام یادآوری لطف خداوند و شکرگزاری آن می‌فرمایند: 
    إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اَللهِ عَزَّوَجَلَّ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى اَلتُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ فَإِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْيَنْزِلْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى اَلتُّرَابِ وَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَقْدِرُ عَلَى اَلنُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ وَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى كَفِّهِ‌ ثُمَّ لْيَحْمَدِ اَللهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَيْهِ‌؛ هرگاه يكى از شماها نعمت خداى عز و جل را به ياد آورد، صورت خود را بر خاك گذارد و خدا را شكر گويد و اگر سوار باشد، پياده شود و صورت بر خاك نهد و اگر از بيم شهرت نتواند كه پياده شود، صورت خود را بر زين نهد و اگر نتواند چهره خود را به كف دست گذارد، سپس خدا را بر نعمتى كه به او بخشيده است سپاس گويد (کلینی، 1363، ج2، ص98). 
    بنابراین یکی از مؤلفه‌های شناختی احساس كهتري مطلوب، ادراک لطف است. 
    3ـ1. عواطف ناخوشایند سازنده
    1ـ3ـ1. غم سازنده
    احساس خواری در برابر دیگری، همراه با نوعی حزن است؛ همچنان که در روایات متعددی احساس كهتري و احساس غم، قرین یکدیگر ذکر شده‌اند (قمی، 1404ق، ج2، ص207). منظور از غم سازنده به‌عنوان یک هیجان قرین با احساس كهتري مطلوب، حزن مطلوب است؛ حزنی که از احساس خواری منشعب شده است (جعفربن‌محمد، 1400، ص188). در واقع، وقتی فرد متوجه ناچیزی خود می‌شود، حزن مطلوب نیز فعال شده و فرد را به سمت کمال حرکت می‌دهد. امام صادق ضمن آموزش دعا به ابن‌سیابه چنین می‌فرماید: «ألجَأَتْهُ ذُنُوبُهُ إِلَى ذُلِّ مَقَامِهِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَخُضُوعِهِ لَدَيْكَ وَ ابْتِهَالِهِ إلَیکَ»؛ گناهانش او را به خواری ایستادنش در پیشگاهت و فروتنی‌اش نزدت و زاری‌اش به سویت کشاند (کلینی، 1363، ج3، ص311). بنابراین فردی که احساس كهتري مطلوب می‌کند، از جمله عواطف به ظاهر ناخوشایندی که تجربه می‌کند و در اثر آن ساخته می‌گردد، احساس غم است؛ غمی که او را به سمت کمال حرکت می‌دهد. 
    2ـ3ـ1. شرم سازنده
    یکی از رایج‌ترین هیجانات همراه با احساس كهتري در منابع اسلامی، احساس شرم است (طوسی، 1365، ج6، ص63). شاید بتوان گفت مؤلفة شناختی «باور به خطاکاری» همراه با این مؤلفة عاطفی، منجر به بروز مؤلفه‌های رفتاری همچون «جبران» خواهد شد؛ همچنان که امام صادق می‌فرماید: «انَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَنْدَمُ عَلَيْهِ وَيَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ فَلأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ»؛ بی‌گمان، انسان گناهی می‌کند، پس بر آن پشیمان می‌شود و عملی انجام می‌دهد که آن [عمل] او را خوشحال می‌کند، پس از آن حالت خود [پشیمانی] غافل می‌شود، پس همانا اینکه بر آن حالت [پشیمانی] باشد، برای او بهتر است از آنچه [از رضایت و غفلت] به آن داخل شده (کلینی، 1363، ج2، ص313). در این روایت، نقش محوری شرم در بروز رفتار جبرانی و تداوم حالت احساس ذلت در برابر خداوند به‌خوبی قابل رؤیت است. 
    3ـ3ـ1. خوف سازنده
    یکی دیگر از هیجانات به‌ ظاهر ناخوشایند ولی سازندة مرتبط با احساس كهتري، احساس ترس است. خوف و احساس كهتري در موارد متعددی در کنار یکدیگر ذکر شده‌اند (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص620؛ ابن‌طاووس، 1367، ج2، ص662). پیامبر اکرم خطاب به جناب ابوذر می‌فرماید: «يَا أَبَا ذَرٍّ، لَوْ أَنَّ رَجُلاً كَانَ لَهُ مِثْلُ عَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً لاحْتَقَرَهُ وَخَشِيَ أَنْ لا يَنْجُوَ مِنْ شَرِّ يَوْمِ الْقِيَامَة»؛ ‌ای اباذر! اگر مردی به‌اندازة عمل هفتاد پیامبر [عمل نیک] داشت، باز اعمال خود را خوار می‌شمرد و می‌ترسید که از شر [و سختی] روز قیامت نجات نیابد (طوسی، 1414ق، ص530). همچنین امام صادق خودتحقیری و احساس خوف و همچنین نقش سازندة آن را این‌چنین تبیین می‌کنند: «إِنَّ اَلرَّجُلَ لَيُذْنِبُ اَلذَّنْبَ فَيُدْخِلُهُ اَللهُ بِهِ اَلْجَنَّةَ‌ قُلْتُ يُدْخِلُهُ اَللهُ بِالذَّنْبِ اَلْجَنَّةَ‌ قَالَ نَعَمْ إِنَّهُ لَيُذْنِبُ فَلاَ يَزَالُ مِنْهُ خَائِفاً مَاقِتاً لِنَفْسِهِ فَيَرْحَمُهُ اَللهُ فَيُدْخِلُهُ اَلْجَنَّةَ»‌؛ به راستی که مردی گناهی می‌کند و خداوند به [سبب] آن، او را به بهشت درمی‌آورد. عرض کردم: خداوند او را به [سبب] گناه به بهشت درمی‌آورد؟ فرمود: آری، او گناهی می‌کند و پیوسته از آن [گناه] ترسان و از خود ناخشنود است، پس خداوند به او رحم می‌کند و او را به بهشت درمی‌آورد (کلینی، 1363، ج2، ص426). بنابراین فردی که احساس كهتري مطلوب داشته باشد، احساس ترس سازنده نیز دارد. 
    4ـ1. عواطف خوشایند سازنده
    1ـ4ـ1. آرامش
    مفهوم صبر در منابع دینی، در برابر مفاهیمی همچون اضطراب و غم نامطلوب به‌کار می‌رود. در واقع، افراد در برابر مشکلات، به دو دستة جزوع یا صابر تقسیم می‌شوند. آرامش که در گرو صبر و دوری از جزع است، مشروط به احساس كهتري و تضرع در برابر خداوند است (جعفر‌بن‌محمد، 1400، ص185). بنابراین احساس كهتري در برابر خداوند، فرد را صابر و به آرامش درون نزدیک می‌کند؛ همچنان‌که امام صادق می‌فرماید: «اَلصَّبْرُ يَدَّعِيهِ كُلُّ أَحَدٍ وَمَا يَثْبُتُ عِنْدَهُ إِلاَّ اَلْمُخْبِتُونَ»؛ همۀ مردم داشتن صبر و مقاومت را ادعا مي‌كنند، ولى جز فروتنان و متواضعان ثابت‌قدم نيستند» (جعفربن‌محمد، 1400، ص185). به‌طورکلی، خودخوارپنداری در برابر خداوند و دل‌ سپردن به عظمت الهی، مانع از آن می‌شود که دیگران بتوانند فرد را دچار اضطراب کنند (تمیمی آمدی، 1410ق، ص647). 
    2ـ4ـ1. رجا
    همچنان که هیجان خوف با احساس كهتري مطلوب در ارتباط است، هیجان رجا نیز یکی از مؤلفه‌های احساس كهتري است. در برخی از روایات، خوف و رجا با هم در کنار احساس كهتري ذکر شده‌اند (شیخ صدوق، 1404ق، ج2، ص620). شاید بتوان گفت مؤلفه‌های شناختی «ادراک حضور وجود برتر» و «ادراک لطف» منجر به مؤلفة عاطفی «رجا» می‌شوند؛ چراکه اگر انسان به برتری و عظمت خداوند نسبت به خود و همچنین الطاف و نعم غیر قابل ‌شمارش او توجه کند، از طرفی نسبت به خود احساس كهتري می‌کند و از طرف دیگر خود را تحت حمایت چنین موجود باعظمتی یافته و از این طریق احساس امیدواری می‌کند. در واقع، بیش از آنکه باور به خود رجاآفرین باشد، باور به خداوند و اذعان به ضعف خود امیدآفرین است. امام صادق در این زمینه می‌فرماید: «كَيْفَ لاَ يَرْجُو وَهُوَ يَعْرِفُ نَفْسَهُ بِالْعَجْزِ وَهُوَ غَرِيقٌ فِي بَحْرِ آلاَءِ اَللهِ وَنَعْمَائِهِ مِنْ حَيْثُ لاَ تُحْصَى وَلاَ تُعَدُّ وَاَلْمُحِبُّ يَعْبُدُ رَبَّهُ عَلَى اَلرَّجَاءِ بِمُشَاهَدَةِ أَحْوَالِهِ بِعَيْنِ سَهَرٍ»؛ چگونه بنده امیدوار نباشد؛ درحالی‌که خود را به ناتوانی می‌شناسد و در دریای نعمت‌ها و الطاف خدا غرق شده است؛ نعمت‌هایی که شماره‌پذیر و قابل احصا نیست؟ و عاشق [خدا] پروردگارش را با امید عبادت می‌کند؛ درحالی‌که احوالش [نعمت‌های الهی] را با چشمی بیدار می‌نگرد (جعفربن‌محمد، 1400، ص181). 
    3ـ4ـ1. انگیزه‌مندی در راستای دوری شیطان (پیامد مطلوب معنوی)
    یکی از پیامدهای احساس كهتري مطلوب در منابع اسلامی، دور شدن شیطان از انسان و جلوگیری از سلطة اوست. امام صادق در این رابطه می‌فرماید: «فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلاثَةِ أَشْيَاءَ قَلْبٍ خَاشِعٍ وَبَدَنٍ فَارِغٍ وَمَوْضِعٍ خَالٍ فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلْبُهُ فَرَّ مِنْهُ الشَّيْطَانُ الرَّجِيمُ»؛ پس خوانندة قرآن، به سه چیز نیازمند است: دلی فروتن، بدنی آزاد [از مشغولیت] و جایی خالی، و هنگامی که دلش برای خدا فروتن شود، شیطان رانده‌شده از او می‌گریزد (جعفربن‌محمد، 1400، ص28). 
    در مقابل، یکی از پیامدهای احساس خودبزرگ‌بینی در منابع اسلامی، سلطة شیطان بر انسان است؛ همچنان‌ که ابلیس در پاسخ به پرسش حضرت موسی دربارة گناهی که منجر به سلطة شیطان بر انسان می‌شود، چنین پاسخ داد: «قَالَ إِذَا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ وَاِسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَصَغُرَ فِي عَيْنِهِ ذَنْبُهُ»؛ شيطان گفت: هنگامى كه او را از خود خوش آيد و عملش را زياد شمارد و گناهش در نظرش كوچك شود (کلینی، 1363، ج2، ص314). بنابراین اگر فردی موفق به کسب احساس كهتري مطلوب شود، شیطان از او دور می‌شود. در مقابل، اگر فردی خویش را صاحب فضیلت ببیند، گرفتار تسلط شیطان خواهد شد؛ همچنان‌ که امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «وَإِيَّاكَ وَاَلإِعْجَابَ بِنَفْسِكَ وَاَلثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُكَ مِنْهَا وَحُبَّ‌ اَلإِطْرَاءِ‌ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ اَلشَّيْطَانِ‌ فِي نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَكُونُ مِنْ إِحْسَانِ اَلْمُحْسِنِينَ‌»؛ و بپرهیز از خودپسندی، و از اعتماد به آنچه از خودت تو را به شگفت می‌آورد، و از دوست داشتن ستایش؛ زیرا این [خصلت‌ها] از استوارترین فرصت‌های شیطان در وجود آدمی است تا نیکی نیکوکاران را محو کند (شریف رضی، 1407ق، ص443). 
    4ـ4ـ1. انگیزه‌مندی در راستای شکست هوای نفس (پیامد مطلوب معنوی)
    اصلاح نفس، منوط به سرزنش آن و درنتیجه احساس كهتري است (تمیمی آمدی، 1410ق، ص661). در قرآن کریم، موانع ایمان و عوامل سقوط به‌طورکلی ذیل سه عنوان عام و درعین‌حال مربوط به یکدیگر قرار گرفته‌اند که به ‌ترتیب عبارت‌اند از: هوای نفس، دنیا، شیطان (مصباح یزدی، 1401ب). همچنان‌ که توضیح داده شد احساس كهتري مطلوب از دو مؤلفة انگیزه‌مندی در راستای پیامدهای «دوری شیطان» و «شکست هوای نفس» برخوردار است. در مقابل، احساس كهتري نامطلوب از دو مؤلفة شناختی (بزرگ‌پنداری مادیات) و عاطفی (لذت‌گرایی بی‌قاعده) برخوردار است؛ بنابراین احساس كهتريی که فرد را در مبارزه با هوای نفس یاری نکند، مطلوب نخواهد بود. امام صادق در این رابطه می‌فرماید: «وَلا حِجَابَ أَظْلَمُ وَأَوْحَشُ بَيْنَ الْعَبْدِ وَبَيْنَ اللهِ تَعَالَى مِنَ النَّفْسِ وَالْهَوَى وَلَيْسَ لِقَتْلِهِمَا وَقَطْعِهِمَا سِلاحٌ وَآلَةٌ مِثْلُ الافْتِقَارِ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ وَالْخُشُوعِ»؛ و هیچ حجابی تاریک‌تر و وحشتناک‌تر میان بنده و خداوند متعال از نفس و هوی [و هوس] نیست، و برای کشتن و بریدن این دو، هیچ سلاح و ابزاری مانند نیازمندی به خداوند منزّه و خشوع [فروتنی] نیست (جعفربن‌محمد، 1400، ص169). همچنین امام صادق در تعبیر دیگری این‌چنین به نقش احساس خواری و فروتنی در برابر خداوند در رهایی از تاریکی‌های هوای نفس اشاره فرموده‌اند: «اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْرُجَ مِنْ ظُلُمَاتِ الْغُرُورِ وَالتَّمَنِّي إِلاّ بِصِدْقِ الإِنَابَةِ إِلَى اللهِ تَعَالَى وَالإِخْبَاتِ لَهُ»؛ بدان که تو از تاریکی‌های غرور و آرزو بیرون نخواهی رفت، مگر با بازگشتی راستین به‌سوی خداوند متعال و فروتنی برای او. فروتنی و احساس كهتري در برابر خداوند، منجر به خروج از تاریکی‌های غرور و آرزو می‌شود (جعفربن‌محمد، 1400، ص143). 
    5ـ4ـ1. انگیزه‌مندی در راستای کسب عزت اجتماعی (پیامد مطلوب اجتماعی)
    روایات بسیاری از ارتباط احساس كهتري مطلوب با عزت اجتماعی، در مقابل ارتباط احساس بزرگی با ذلت اجتماعی سخن گفته‌اند؛ همچنان‌ که در روایتی چنین وارد شده است: «مَنْ لَمْ يَتَّضِعْ عِنْدَ نَفْسِهِ لَمْ يَرْتَفِعْ عِنْدَ غَيْرِه»‏؛ هرکس نزد خودش فروتن نباشد، نزد دیگران بلندمرتبه نمی‌شود (لیثی واسطی، 1376، ص428). امیرالمؤمنین نیز می‌فرماید: «مَنْ تَكَبَّرَ عَلَى النَّاسِ ذَلَّ»؛ هرکس بر مردم تکبر ورزد، خوار می‌شود (کلینی، 1363، ج8، ص19). بر اساس آیة شریفة «مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً»؛ هركه خواهان عزت است، بداند كه تمام عزت برای خداست» (فاطر: 10)، مسیر کسب عزت اجتماعی از ارتباط با خداوند می‌گذرد. خوار دیدن خود در برابر خداوند، زمینة تفضل عزت از جانب خداوند را فراهم می‌آورد؛ همچنان‌ که خداوند متعال خطاب به حضرت موسی دلیل انتخاب وی از میان انسان‌ها به‌عنوان پیامبر را این‌چنین بیان می‌کند: «يَا مُوسَى إِنِّي قَلَّبْتُ عِبَادِي ظَهْراً لِبَطْنٍ فَلَمْ أَجِدْ فِيهِمْ أَحَداً أَذَلَ‏ لِي‏ نَفْساً مِنْكَ‏ يَا مُوسَى إِنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ وَضَعْتَ خَدَّكَ عَلَى التُّرَابِ»؛ ‌ای موسی! من بندگانم را به دقت بررسی کردم و در میانشان کسی را که خود را برای من از تو فروتن‌تر کرده باشد، نیافتم. ‌ای موسی! تو هنگامی که نماز می‌خوانی، گونه‌ات را بر خاک می‌گذاری (کلینی، 1363، ج2، ص123). مطابق این بیان، جایگاه رفیع نبوت و عزت اجتماعی در میان مردم، وابسته به احساس كهتري در برابر خداوند بوده است؛ بنابراین احساس كهتريی که موجب ذلت واقعی فرد در اجتماع شود، احساس كهتري مطلوب نیست. 
    5ـ1. کنش‌های کمال‌آفرین
    1ـ5ـ1. تواضع
    «تواضع» در لغت به معنای «تذلل» است (فراهیدی، 1409ق، ج2، ص196). همچنین در روایات نیز مترادف با «تذلل» شمرده شده است (طریحی، 1375، ج4، ص405). بااین‌وجود، بین این دو واژه، تمایز ظریفی وجود دارد. به‌طور دقیق، «تذلل» به نوعی ابراز عجز خود در برابر صاحب قدرت اشاره می‌کند، اما «تواضع» به ‌معنای اظهار قدرت فرد مقابل است؛ هرچند که وی نسبت به خود قدرتی نداشته باشد (مصطفوی، 1416ق، ج3، ص327ـ328). با مطالعة منابع اسلامی می‌توان گفت «تواضع» نسبت به دیگران با احساس كهتري نسبت به خود مرتبط است (جعفربن‌محمد، 1400، ص72)؛ همچنان ‌که امیرالمؤمنین این‌چنین به ارتباط خودکوچک‌بینی و رفتارهای متواضعانه اشاره فرموده‌اند: «إِذَا خَشِيَ اَلْكِبْرَ فَلْيَأْكُلْ مَعَ عَبْدِهِ وَخَادِمِهِ وَلْيَحْلُبِ اَلشَّاةَ»؛ هنگامی که کسی از تکبر ترسید، با بردۀ خود و خدمتکارش غذا بخورد و بز را بدوشد (شیخ صدوق، 1416ق، ج2، ص624). همچنین در روایتی دیگر امام صادق می‌فرمایند: «مَنْ خَصَفَ نَعْلَهُ وَرَقَّعَ ثَوْبَهُ وَحَمَلَ سِلْعَتَهُ فَقَدْ بَرِئَ مِنَ الْكِبْرِ»؛ هرکه کفش خود را بدوزد و جامة خود را پینه بزند و کالای خود را حمل کند، از کبر پاک شده است (کلینی، 1363، ج8، ص231). 
    یکی از تفاوت‌های ماهوی احساس كهتري مطلوب و احساس كهتري نامطلوب، ارتباط این مؤلفه با سطح مطلوب و ارتباط کنش مشکل‌آفرین «تکبر و تجبر» با سطح نامطلوب است (کلینی، 1363، ج2، ص312). در واقع، خودکم‌بینی در مسیر مطلوب، با فروتنی اجتماعی و خودکم‌بینی در مسیر نامطلوب، با تکبر و زورگویی مشخص خواهند شد. 
    2ـ5ـ1. اطاعت
    احساس كهتري مطلوب در برابر «استکبار» به ‌معنای «تعظّم» و خودبزرگ‌بینی است (جوهری، 1404ق، ج2، ص802). مطابق روایات، یکی از اصول کفر که منجر به نافرمانی و عصیان می‌شود، استکبار است (کلینی، 1363، ج2، ص289). همچنین احساس كهتري نامطلوب نیز با نافرمانی ارتباط دارد (لیثی واسطی، 1376، ص439). در مقابل، احساس كهتري نامطلوب از طرفی و احساس کبر از طرف دیگر، احساس كهتري مطلوب با اطاعت خداوند در ارتباط است؛ همچنان ‌که امام سجاد در این رابطه می‌فرماید: «سُبْحَانَكَ! أَخْشَى خَلْقِكَ لَكَ أَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَأَخْضَعُهُمْ لَكَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ»؛ منزهی تو! ترسنده‌ترین خلق تو نسبت به خودت، داناترین آنان به توست، و فروتن‌ترینشان در برابر تو، کسی است که بیشتر به اطاعتت عمل کند (علی‌بن‌حسین، 1378، ص254). بنابراین اگر احساس كهتري منجر به ارتکاب معصیت شود، احساس كهتري مطلوب نیست؛ چراکه احساس كهتري مطلوب در مقابل کبر، مانع از آلوده ‌شدن به گناهان می‌شود (تمیمی آمدی، 1410ق، ص84). 
    3ـ5ـ1. جبران
    همچنان ‌که در تبیین مؤلفه‌های مقولة «عواطف سازنده» اشاره شد، احساس كهتري مطلوب از طریق هیجانات به‌ ظاهر ناخوشایند ولی درواقع رشددهنده، می‌تواند فرد را در پی جبران اشتباهاتش یا آنچه از دست داده است، به حرکت درآورد و از این جهت کمال‌آفرینی کند؛ همچنان ‌که امام صادق این‌گونه به تعامل مؤلفه‌های عاطفی و کارکردی اشاره فرموده‌اند: «انَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَنْدَمُ عَلَيْهِ وَيَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ فَلأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ»؛ بی‌گمان، انسان گناهی می‌کند، پس بر آن پشیمان می‌شود و عملی انجام می‌دهد که آن [عمل] او را خوشحال می‌کند، پس از آن حالت خود [پشیمانی] غافل می‌شود، پس همانا اینکه بر آن حالت [پشیمانی] باشد، برای او بهتر است از آنچه [از رضایت و غفلت] به آن داخل شده (کلینی، 1363، ج2، ص313). همچنین امام صادق در تبیین کیفیت اخذ جزیه از کافران و حکمت لزوم تحقیر ایشان می‌فرماید:
    فَالْجِزْيَةُ تُؤْخَذُ مِنْهُمْ عَلَى قَدْرِ مَا يُطِيقُونَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهُمْ بِهِ حَتَّى يُسْلِمُوا فَإِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى قَالَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ وَكَيْفَ يَكُونُ صَاغِراً وَهُوَ لا يَكْتَرِثُ ِمَا يُؤْخَذُ مِنْهُ حَتَّى يَجِدَ ذُلاً لِمَا أُخِذَ مِنْهُ فَيَأْلَمَ لِذَلِكَ فَيُسْلِمَ؛ پس جزیه از آنان گرفته می‌شود به‌اندازه‌ای که توانایی دارند، تا [خداوند] آنان را به آن [حکم] بگیرد تا اسلام بیاورند؛ چراکه خداوند تبارک و تعالی فرموده است: «تا اینکه جزیه را به‌دست خویش بدهند؛ درحالی‌که خوارند» و چگونه خوار است؛ درحالی‌که برای آنچه از او گرفته می‌شود اهمیت نمی‌دهد؟ تا زمانی که به خاطر آنچه از او گرفته شده، خواری احساس کند و از آن درد بکشد، پس اسلام بیاورد (کلینی، 1363، ج3، ص566).
    این روایت به‌خوبی به نقش احساس كهتري در اسلام آوردن تأکید می‌کند. نمونة دیگر از نقش احساس كهتري در جبران اشتباهات، روایت حماد از آموزش نماز است. وی چنین گزارش می‌کند که در پی سرزنش امام، احساس ذلتی در خود احساس کرده و درنتیجه از حضرت تقاضای تعلیم صلاة نمودم (کلینی، 1363، ج3، ص311). 
    4ـ5ـ1. تعامل
    هرچند در ابتدا ممکن است تصور شود فردی که خود را ناچیز می‌پندارد، اعتمادبه‌نفس کمی داشته و از روابط اجتماعی صمیمانه محروم خواهد ماند، لکن یکی از مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب، تعامل اجتماعی است. در واقع، یکی از تفاوت‌های احساس كهتري مطلوب و نامطلوب، به کارکردهای اجتماعی یا ضداجتماعی این دو احساس مربوط می‌شود. بر اساس روایات کسی که خود را از دیگران برتر نداند، درصدد خدمت‌رسانی به ایشان بر خواهد آمد (کلینی، 1363، ج2، ص156). در مقابل، کسی که تکبر داشته باشد، از سمت جامعه طرد خواهد شد (تمیمی آمدی، 1410ق، ص557). بنابراین می‌توان گفت کسی که احساس كهتري مطلوب داشته باشد، اهل معاشرت و تعامل با دیگران است؛ همچنان ‌که امام صادق می‌فرماید: «مَنْ كَانَ خَاضِعاً لِلَّهِ فِي السِّرِّ كَانَ حَسَنَ الْمُعَاشَرَةِ فِي الْعَلانِيَةِ»؛ هرکس در نهان برای خدا فروتن باشد، در آشکارا خوش ‌همنشین است (جعفربن‌محمد، 1400، ص42). این روایت به‌خوبی ارتباط احساس خواری در برابر خداوند و تعامل اجتماعی با دیگران را بیان می‌کند. 
    بررسی شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوای (CVR) مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب
    پس از تعیین مؤلفه‌های مفهوم احساس كهتري مطلوب در منابع اسلامی، به‌منظور بررسی روایی آنها، طی تهیة فرمی از 7 کارشناس خبره در علوم اسلامی و روان‌شناسی درخواست شد نظرات خود را در رابطه با میزان مطابقت و ضرورت هریک از مؤلفه‌ها با مستندات ارائه دهند. ویژگی جمعیت‌شناختی گروه نمونه در جدول (2) و نتایج حاصل از میزان شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) در جدول (3) آمده است. 
    جدول 1: ویژگی جمعیت‌شناختی گروه نمونه در بررسی شاخص و نسبت روایی محتوایی
    ردیف    مدرک تحصیلی حوزوی    مدرک تحصیلی دانشگاهی
    1    سطح 4 حوزة علمیه    دکتری (دانشیار روان‌شناسی)
    2    سطح 4 حوزة علمیه    دکتری (استادیار روان‌شناسی)
    3    سطح 4 حوزة علمیه    دکتری (استادیار روان‌شناسی)
    4    سطح 4 حوزة علمیه    دکتری (استادیار روان‌شناسی)
    5    سطح 4 حوزة علمیه    دکتری (استاد و پژوهشگر روان‌شناسی)
    6    سطح 3 حوزة علمیه    کارشناسی ارشد (استاد و پژوهشگر روان‌شناسی)
    7    سطح 3 حوزة علمیه    کارشناسی ارشد (استاد و پژوهشگر علوم حدیث و رجال)

    جدول2: نتایج بررسی CVI و CVR پیرامون مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب در منابع اسلامی
    ردیف    ‌مؤلفه    نمرة CVI    تأیید یا رد    نمرة CVR    تأیید یا رد
    1    ادراک فناپذیری    1    تأیید    1    تأیید
    2    شناخت جایگاه خود    1    تأیید    1    تأیید
    3    باور به خطاکاری    1    تأیید    1    تأیید
    4    ظنین بودن به خود    1    تأیید    1    تأیید
    5    ادراک حضور وجود برتر    1    تأیید    1    تأیید
    6    ادراک لطف    1    تأیید    1    تأیید
    7    غم سازنده    85/0    تأیید    1    تأیید
    8    شرم سازنده    1    تأیید    1    تأیید
    9    خوف سازنده    1    تأیید    1    تأیید
    10    آرامش    85/0    تأیید    1    تأیید
    11    رجا    1    تأیید    1    تأیید
    12    انگیزه‌مندی در راستای دوری شیطان    1    تأیید    1    تأیید
    13    انگیزه‌مندی در راستای شکست هوای نفس    1    تأیید    1    تأیید
    14    انگیزه‌مندی در راستای کسب عزت اجتماعی    1    تأیید    1    تأیید
    15    تواضع    85/0    تأیید    1    تأیید
    16    اطاعت    1    تأیید    1    تأیید
    17    جبران    1    تأیید    1    تأیید
    18    تعامل    1    تأیید    1    تأیید
    جمع و میانگین    97/0    تأیید    1    تأیید
    همان‌طور که در جدول نمایان است، هر دو‌ بخش روایی از وضعیت مطلوبی برخوردار است؛ به‌طوری‌که شاخص CVI هریک از مؤلفه‌ها 85/0 و بالاتر بوده و میانگین کل شاخص روایی محتوا برابر با 97/0 است که بالاتر از مقدار CVI بحرانی، یعنی 79/0 است. همچنین نسبت CVR تمامی مؤلفه‌ها 1 بوده و از این جهت، ضرورت مؤلفه‌ها نیز مورد تأیید است. 
    نتیجه‌گیری
    مفهوم «احساس كهتري» در دانش روان‌شناسی و منابع اسلامی در دو سطح مطلوب و نامطلوب مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. به‌طورکلی، منظور از احساس كهتري در هریک از دو سطح مذکور، نوعی احساس نقص و ناچیزی خود در مقایسه با موجودی دیگر است (عسکری، 1400ق). با توجه به تفاوت‌های مبنایی (به‌ویژه مبانی انسان‌شناختی و ارزش‌شناختی) میان روان‌شناسی اسلامی و روان‌شناسی معاصر، تعریف این دو عرصه از «احساس كهتري مطلوب» در برابر «احساس كهتري نامطلوب» متفاوت شده است. نتایج کاربردی این تفاوت در‌ بخش‌های مختلف روان‌شناسی از جمله «آسیب‌شناسی روانی» و «درمان» موجب آن شد که پژوهش حاضر به بررسی مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب از منظر منابع اسلامی بپردازد. بنابراین پژوهش حاضر در پی تبیین مفهوم «احساس كهتري مطلوب» در منابع اسلامی و روایی‌سنجی آن بود. در راستای این هدف، ابتدا با استفاده از جست‌وجوی 15 واژة مرتبط یا متضاد با این مفهوم که به تأیید 4 کارشناس متخصص نیز رسیده بود و همچنین جست‌وجوی مفهومی در کتب روایی و پژوهش‌های مرتبط، 300 گزارة مرتبط با احساس كهتري شناسایی شد که از این میان، تعداد 143 مورد به احساس كهتري مطلوب اختصاص داده شد؛ سپس با تجزیه‌و‌تحلیل گزاره‌های مربوط و انجام فرایند کدگذاری، تعداد 18 مؤلفه که ذیل 3 مقولة اصلی دسته‌بندی می‌شود، مشخص گردید؛ در مرحلة بعد، تمامی مؤلفه‌ها از نظر شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا به تأیید 7 نفر از متخصصین مربوطه رسیدند. 
    بر اساس یافته‌های پژوهش، احساس كهتري مطلوب، مفهومی متشکل از مقوله‌های نگرش واقع‌بینانه به خود و دیگران، عاطفة سازنده و کنش‏ کمال‌آفرین است. توضیح بیشتر آنکه نگرش‌های واقع‌بینانه در ارتباط با خود، شامل 4 ‌مؤلفه (ادراک فناپذیری، شناخت جایگاه خود، باور به خطاکاری، ظنین بودن به خود) و در ارتباط با دیگران، شامل 2 ‌مؤلفه (ادراک حضور وجود برتر، ادراک لطف) می‌شود. همچنین عواطف سازنده، دربردارندة «هیجان‌های ناخوشایند» که خود شامل 3 ‌مؤلفه (غم سازنده، شرم سازنده، خوف سازنده) و «هیجان‌های خوشایند» که شامل 3 ‌مؤلفه (آرامش، رجا، انگیزه‌مندی در راستای پیامدهای مطلوب معنوی ـ اجتماعی) است، می‌باشد. در نهایت، مقولة کنش‌های کمال‌آفرین نیز از 4 ‌مؤلفه (تواضع، اطاعت، جبران، تعامل) تشکیل شده است. 
    با دقت در ساختار مفهومی «احساس كهتري مطلوب» در مقابل «احساس كهتري نامطلوب»، می‌توان گفت آنچه منجر به تمایز این دو نوع احساس می‌گردد، نقش زمینه‌ساز این احساس در «تقرب انسان به خداوند» است. این یافته با مبانی اسلامی نیز هماهنگ است. بر اساس مبانی انسان‌شناختی اسلامی، هدف خلقت بشر، قرب الهی است (ناروئی نصرتی، 1401، ص320). قرب حقیقی به خداوند عبارت است از سیر علمی که روح در درون ذات خود به‌سوی خداوند دارد تا به مقامی برسد که خود را عین تعلق و ارتباط به او بیابد و برای خود و هیچ موجود دیگری استقلالی در ذات و صفات و افعال نبیند (مصباح یزدی، 1400). مطابق این دیدگاه، هر آنچه موجب قرب الهی شود، مطلوب واقعی و هر آنچه به بعد انسان از وجود حقیقی ختم شود، تهی از ارزش و بلکه ضدارزش است (ر.ک: مصباح یزدی، 1391ب). بنابراین چنانچه خودکم‌بینی، محرِّک و پیش‌برندة انسان به ‌سمت کمال الهی باشد، مطلوب و در غیر این صورت هرچند به‌ ظاهر موجبات پیشرفت و رشد را فراهم آورد، نامطلوب است (کلینی، 1363، ج‏2، ص 137). البته مقایسة مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب با نامطلوب، حکایت از آن دارد که احساس كهتري مطلوب با کارکردهای روان‌شناختی مثبت در ارتباط است. در واقع، احساس كهتري مطلوب با کارکردهای روان‌شناختی مطلوب، مسیر تقرب به درگاه الهی را هموار می‌سازد. در مقابل، احساس كهتري نامطلوب با کارکردهای روان‌شناختی نامطلوب، مانع تقرب به درگاه الهی می‌شود. پر واضح است که این دیدگاه، تفاوت جدی با دیدگاه روان‌شناسانی همچون آدلر داشته و مقتضی بازبینی در برخی از گزاره‌های توصیفی و هنجاری دانش روان‌شناسی موجود است. 
    یافته‌های پیرامون مفهوم احساس كهتري مطلوب، با پژوهش‌هایی همسو است. مؤلفة «دوری از وسوسه‌های شیطانی» در پژوهش کاشفی و همکاران (1399)، مطابق مؤلفة «انگیزه‌مندی در راستای دوری شیطان» در پژوهش حاضر است. مؤلفة کنشی «اطاعت» با مؤلفة «حق‌محوری» در پژوهش باروئی (1401) همخوان است. وی همچنین «حرکت‌آفرینی» در برابر «سرکوب‌کنندگی» را یکی از ملاک‌های فروتنی صحیح می‌داند که این یافته نیز با مقولة کنش‌های کمال‌آفرین همچون «جبران» در پژوهش حاضر شباهت دارد. مؤلفة عاطفی «آرامش» نیز با مؤلفة «آرامش» در پژوهش نوروزی چناری (1401) و مؤلفة «صبر» در پژوهش سعادی (1402) همسو است. کلاه‌کج و همکاران (1402) نیز «شناخت واقع‌بینانه از خود» و «باور داشتن به فقر وجودی» را از مؤلفه‌های شناختی تواضع حقیقی دانسته‌اند که با مؤلفة شناختی «شناخت واقع‌بینانه از جایگاه خود» در این پژوهش ارتباط دارد. به‌علاوه مؤلفة «معرفت خداوند» در پژوهش پورکاویان و همکاران (1403) به‌عنوان یکی از عوامل احساس كهتري ممدوح، با مؤلفه‌های «ادراک حضور وجود برتر» و «ادراک لطف» همسو می‌باشد. همچنین مؤلفة «انگیزه‌مندی در راستای کسب عزت اجتماعی» در این مدل، به‌عنوان یکی از آثار احساس كهتري ممدوح از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی معرفی شده است. پورکاویان و همکاران (1404) در پژوهش دیگری «توجه به عملکرد منفی خود» را یکی از شرایط علّی ایجاد احساس كهتري مطلوب معرفی کرده‌اند که با مؤلفة «باور به خطاکاری» در این پژوهش شباهت دارد. 
    در مقابل، پژوهش حاضر برخلاف پژوهش پورکاویان و همکاران (1403) که «قرب الهی» را به‌عنوان یکی از عوامل و یکی از آثار احساس كهتري ممدوح معرفی می‌کند، بر این باور است که «قرب الهی» ملاک مطلوبیت احساس كهتري است. بنابراین قرب الهی نه عامل یا اثری در کنار عوامل و آثار دیگر احساس كهتري، بلکه مایز اصلی احساس كهتري مطلوب در برابر نامطلوب است. همچنین این پژوهش برخلاف نظر باروئی (1401)، تواضع و فروتنی را نه در مقابل ذلت نفس، بلکه یکی از مؤلفه‌های رفتاری احساس كهتري دانسته و اصطلاح ذلت را نیز صرفاً به معنای نامطلوب در نظر نمی‌گیرد. احساس كهتري مثبت در منابع اسلامی، مطابق پژوهش پورکاویان و همکاران (1404) از 5 مؤلفة سازندة مفهوم تشکیل شده است که صرفاً از نوع هیجانی هستند؛ درحالی‌که احساس كهتري مطلوب در پژوهش حاضر، از مؤلفه‌های شناختی، هیجانی و رفتاری تشکیل شده است. همچنین کلاه‌کج و همکاران (1402) معتقدند یکی از مؤلفه‌های شناختی تواضع حقیقی در منابع اسلامی، «توجه داشتن به شایستگی‌ها و نقاط قوت دیگران» است. در مقابل، پژوهش حاضر بر این باور است که توجه به شایستگی‌ها و نقاط قوت دیگران درصورتی‌که فرد را به قرب الهی نزدیک کند، مطلوب و در غیر این صورت نامطلوب است. از‌این‌رو در پژوهش حاضر «ادراک حضور وجود برتر» که شامل توجه به ویژگی‌های خداوند و درجة وجودی مؤمنین می‌شود، مؤلفة احساس كهتري مطلوب و توجه به «برتری‌های مادی دیگران» نامطلوب معرفی شده است. پژوهش حاضر مدعی است حتی توجه به نقاط قوت معنوی دیگران چنانچه منجر به یأس و سکون خود و درنتیجه دوری از کمال حقیقی شود، احساس كهتري نامطلوب است (کلینی، 1363، ج2، ص76)؛ چراکه «رجا» یکی از مؤلفه‌های احساس كهتري مطلوب می‌باشد. 
    پژوهش‌های آتی می‌توانند با طراحی پرسش‌نامة احساس كهتري و تدوین پروتکل مداخله در تکبر یا عجب، به جامعیت و کاربست بیشتر این موضوع کمک کنند.
     

    References: 
    • قرآن کریم.
    • ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق) (۱۴۰۴ق). من لا یحضره الفقیه. مصحح: علی‌اکبر غفاری. قم: جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
    • ابن‌بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق) (۱۴۱۶ق). الخصال. مصحح: علی‌اکبر غفاری. قم: جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
    • ابن‌حیون، نعمان بن محمد (۱۳۸۳ق). دعائم الإسلام. مصحح: آصف فیضی. قاهره: دار المعارف.
    • ابن‌شعبه حرانی، حسن بن علی (۱۴۰۴ق). تحف العقول. مصحح: علی‌اکبر غفاری. قم: جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
    • ابن‌طاووس، علی بن موسی (۱۳۶۷). إقبال الأعمال. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    • احمد، عاقل و جوانشیر، عباس (1401). تحلیل پیامدهای عزت‌نفس از منظر قرآن، احادیث و روان‌شناسی. مطالعات حدیث‌پژوهی، 7(13)، 2ـ20.
    • امام چهارم، علی بن حسین(ع) (۱۳۷۸). الصحیفة السجادیة. ترجمة محسن غرویان و عبدالجواد ابراهیمی‌فر. قم: الهادی.
    • امام ششم، جعفر بن محمد(ع) (۱۴۰۰ق). مصباح الشریعه. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
    • امام یازدهم، حسن بن علی(ع) (۱۴۰۹ق). التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری(ع). محقق: محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی. قم: مدرسة الإمام المهدی(ع)..
    • باروئی، مریم (1401). تواضع و ذلت نفس در قرآن و سیرة معصومین(ع). پایان‌نامة کارشناسی ارشد. دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم. دانشکدة علوم قرآنی مشهد.
    • پورکاویان، زینب، صرفی، زهرا و شجاعی، محمدصادق (آمادة انتشار). مدل مفهومی احساس کهتری مثبت و بهنجار در قرآن و روایات. اسلام‌شناسی و قرآن‌پژوهی در جهان معاصر.
    • پورکاویان، زینب، صرفی، زهرا، شجاعی، محمدصادق (1403). تحلیل مضمون مبانی اسلامی احساس حقارت از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی. اخلاق وحیانی، 2(31)، 149ـ177.
    • تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد (۱۴۱۰ق). غررالحکم و دررالحکم. مصحح مهدی رجایی. قم: دار الکتاب الإسلامی.
    • جوادی آملی، عبدالله (1394). تسنیم. محقق: محسن حکیمی، حسین شفیعی و حسین اشرافی. قم: اسراء.
    • جوهری، اسماعیل بن حماد. (1404ق). الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیه. بیروت: دار العلم للملایین.
    • حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۱۶ق). وسائل الشیعه. قم: مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث.
    • خمینی، سیدروح‌الله (1392). شرح چهل حدیث (اربعین حدیث). تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
    • دلاور، علی (1403). پژوهش کیفی: بنیادهای عملی و نظری. تهران: رشد.
    • سعادی، رسل سعدون نعیم (۱۴۰۲). خشوع و آثار فردی و اجتماعی آن در قرآن و روایات. پایان‌نامة کارشناسی ارشد علوم قرآنی. دانشگاه ادیان و مذاهب.
    • شریف الرضی، محمد بن حسین (۱۴۰۷ق). ‌نهج البلاغه. محقق: صبحی صالح. قم: دار الهجرة.
    • شعیری، محمد بن محمد (بی‌تا). جامع الأخبار. نجف اشرف: المطبعة الحیدریه.
    • صفار، محمد بن حسن (۱۴۰۴ق). بصائر الدرجات. مصحح: محسن کوچه‌باغی. قم: کتابخانة عمومی حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی.
    • طریحی، فخرالدین بن محمد (1375). مجمع البحرین. تهران: مرتضوی.
    • طوسی، محمد بن حسن (۱۳۶۵). تهذیب الأحکام. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    • طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۴ ق). الأمالی. قم: دار الثقافه.
    • عسکری، حسن بن عبدالله (۱۴۰۰). الفروق فی اللغة. بیروت: دار الآفاق الجدیده.
    • فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۰۹ق). کتاب العین. قم: هجرت.
    • فیومی، احمد بن محمد (1414ق). المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر. قم: دار الهجرة.
    • قمی، علی بن ابراهیم (۱۴۰۴ق). تفسیر القمی. مصحح: طیب جزایری. قم: دار الکتاب.
    • کاشفی، صدیقه، عترت‌دوست، محمد و فتاحی‌زاده، فتحیه (۱۳۹۹). تبیین راهکارهای عملی و نظری کسب تواضع و فروتنی بر مبنای تحلیل محتوای خطبۀ قاصعة امیرالمؤمنین(ع). اخلاق در تبلیغ، ۱۰(۳۷)، ۱۱ـ۳۷.
    • کاشفی، محدثه (1402). راهکارهای ارتقای عزت‌نفس زنان از منظر آیات و روایات. پایان‌نامة کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآن. جامعة المصطفی العالمیه، مجتمع آموزش عالی بنت‌الهدی.
    • کلاه‌کج، کوثر، وجدانی، فاطمه و دهقان، رحیم (۱۴۰۲). تمایز تواضع حقیقی از شبه تواضع، با نظر به مؤلفه‌های شناختی و عاطفی آن در قرآن و روایات. پژوهش‌نامة اخلاق، ۱۶(۶۱)، ۱۴۷ـ۱۶۶.
    • کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۳). الکافی. مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    • لیثی واسطی، علی بن محمد (۱۳۷۶). عیون الحکم و المواعظ. محقق: حسین حسنی بیرجندی. قم: دار الحدیث.
    • مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳ق). بحار الأنوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
    • محمدپور، احمد (1398). ضد روش: زمینه‌های فلسفی و رویه‌های عملی در روش‌شناسی کیفی. قم: لوگوس.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391الف). آفتاب مطهر. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391ب). پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1400). به‌سوی خودسازی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1401الف). آیین پرواز. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1401ب). اخلاق در قرآن. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی. (1402). نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
    • مصطفوی، حسن (۱۴۱۶ق). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت ارشاد.
    • مفید، محمد بن محمد (بی‌تا). الإختصاص. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    • میرزاترابی، سیدمحسن، لطفی، زهرا و هادی، مهدی (1403). مدل مفهومی عزت‌نفس بر اساس آموزه‌های اسلام در نوجوانان. اسلام و پژوهش‌های روان‌شناختی. 10(21)، 255ـ288.
    • ناروئی نصرتی، رحیم (1401). مبانی روان‌شناسی اسلامی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • نوروزی چناری، زهرا (۱۴۰۱). اعجاز تربیتی قرآن با تأکید بر واژگان خشوع، خضوع و اخبات. پایان‌نامة کارشناسی ارشد علوم قرآن. دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    اکبری، محسن، جهانگیرزاده قمی، محمدرضا. (1405) مدل مفهومی «احساس کهتری مطلوب» بر اساس منابع اسلام. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 19(2)، 23-46 https://doi.org/10.22034/ravanshenasi.2026.5003065.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محسن اکبری؛ محمدرضا جهانگیرزاده قمی."مدل مفهومی «احساس کهتری مطلوب» بر اساس منابع اسلام". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 19، 2، 1405، 23-46

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    اکبری، محسن، جهانگیرزاده قمی، محمدرضا.(1405) 'مدل مفهومی «احساس کهتری مطلوب» بر اساس منابع اسلام'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 19(2), pp. 23-46

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    اکبری، محسن، جهانگیرزاده قمی، محمدرضا. مدل مفهومی «احساس کهتری مطلوب» بر اساس منابع اسلام. روان‌شناسی و دین، 19, 1405؛ 19(2): 23-46