روان‌شناسی و دین، سال 1405، جلد نوزدهم، شماره دوم، پیاپی 74، تابستان, صفحه‌ها 7-22

    نقش فطرت در تحول روان‌شناختی انسان از منظر منابع اسلامی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ محمدرضا احمدی محمدآبادی / دانشیار گروه روان‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / m.r.ahmadi@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.20081782.1405.19.2.1.5
    doi Registering DOI...⏳
    چکیده: 
    دانش روان‌شناسی معاصر، وراثت، محیط، تعامل وراثت و محیط و همچنین اختیار را عوامل مؤثر بر تحول انسان می‌داند. از طرف دیگر، آموزه‌های اسلام انسان را دارای خلقتی ویژه و منحصربه‌فرد دانسته و تغییرات در وی را در کنار عوامل پیش‌‌گفته برخاسته از نوع خلقتش و به‌اصطلاح فطرت معرفی می‌کند. هدف پژوهش حاضر ضمن اذعان به نقش عوامل فرامادی مانند خدا، ملائکه و شیطان، صرفاً تبیین نقش فطرت بر تحول و دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان در چهارچوب منابع اسلامی است. این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شد، با تکیه بر منابع روان‌شناسی و منابع اسلامی (اعم از آیات و روایات) عوامل مؤثر بر رشد مورد مطالعه و تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. بدین منظور ابتدا دیدگاه‌های روان‌شناختی دربارة عوامل دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان جمع‌آوری و دسته‌بندی شد؛ سپس به آیات قرآن، تفاسیر معتبر و روایات اسلامی مراجعه شد و در ادامه عوامل مؤثر بر رشد انسان از دیدگاه منابع اسلامی مورد تحلیل محتوایی و جمع‌بندی قرار گرفت. یافته‌های تحقیق نشان داد: اولاً روان‌شناسان عوامل مؤثر بر تحول روان‌شناختی انسان را در چهار عامل وراثت، محیط، تعامل وراثت و محیط، و اراده منحصر می‌دانند؛ ثانیاً از منظر منابع اسلامی علاوه بر این عوامل چهارگانه، عامل فطرت نیز بر تحول و دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان تأثیرگذار هستند که در روان‌شناسی معاصر از آن سخنی به میان نیامده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Role of Fitrah (Human Innate Nature) in Human Psychological Development from the Perspective of Islamic Sources*
    Abstract: 
    Contemporary psychology identifies heredity, environment, the interaction between heredity and environment, as well as free will, as factors influencing human development. On the other hand, Islamic teachings consider humans to have a unique and special creation and introduce changes in them, alongside the aforementioned factors, as arising from the nature of their creation, or what is termed fitrah (innate disposition). The aim of the present study, while acknowledging the role of metaphysical factors such as God, angels, and Satan, is solely to explain the role of fitrah in human psychological development and transformations within the framework of Islamic sources. This research, conducted using a descriptive-analytical method, studied and analyzed the factors influencing human development by relying on psychological sources and Islamic sources (including verses and narrations). To this end, first, psychological perspectives on the factors of human psychological transformations were collected and categorized; then, Quranic verses, credible commentaries, and Islamic narrations were consulted; subsequently, the factors influencing human development from the perspective of Islamic sources were subjected to content analysis and summarized. The findings of the research showed: first, that psychologists limit the factors influencing human psychological development to four factors: heredity, environment, the interaction between heredity and environment, and will; second, from the perspective of Islamic sources, in addition to these four factors, the factor of fitrah also influences human psychological development and transformations, a factor that has not been addressed in contemporary psychology.
    References: 
    • Davison Gerald, C., John, M. Neale and Ann M. KrinG (2004). Abnormal Psychology: Ninth Edition. John Wiley & Sons, Inc. United States of America. 
    • Davison, Gerald C. and John, M. Neale (2001). Abnormal Psychology; Eighth Edition. John Wiley & Sons, Inc. Publication New York:  John Wiley
    • Hoffman, Lois, scott, Paris and Elizabeth, Hall (1994). Developmental Psychology Today. New York. McGraw. Hill. INC.
    • Schultz, Duane P. & Sydney Ellen Schultz (2009). Theories of Personality. United States of America. Wadsworth. 
    • Willig, Carla and Wendy Stainton- Rogers (2008). The Sage Handbook of Qualitative Research in Psycholoy. London: Sage Publications. 
    • Wood, Clare, Karen, Littleton and Kieron, Sheehy (2006). Developmental psychology in Action. UK. BlackWell Publishing. 
    متن کامل مقاله: 

     نقش فطرت در تحول روان‌شناختی انسان از منظر منابع اسلامي  
    محمدرضا احمدی محمدآبادی         / دانشيار گروه روان‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمينی    m.r.ahmadi@iki.ac.ir
    دريافت: 10/09/1404 ـ پذيرش: 14/02/1405
    چکيده
    دانش روان‌شناسي معاصر، وراثت، محیط، تعامل وراثت و محیط و همچنین اختيار را عوامل مؤثر بر تحول انسان مي‌داند. از طرف ديگر، آموزه‌های اسلام انسان را داراي خلقتي ويژه و منحصربه‌فرد دانسته و تغييرات در وي را در کنار عوامل پیش‌‌گفته برخاسته از نوع خلقتش و به‌اصطلاح فطرت معرفي مي‌کند. هدف پژوهش حاضر ضمن اذعان به نقش عوامل فرامادی مانند خدا، ملائکه و شیطان، صرفاً تبیین نقش فطرت بر تحول و دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان در چهارچوب منابع اسلامي است. این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شد، با تکیه بر منابع روان‌شناسی و منابع اسلامی (اعم از آیات و روایات) عوامل مؤثر بر رشد مورد مطالعه و تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. بدین منظور ابتدا دیدگاه‌های روان‌شناختی دربارة عوامل دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان جمع‌آوری و دسته‌بندی شد؛ سپس به آیات قرآن، تفاسیر معتبر و روایات اسلامی مراجعه شد و در ادامه عوامل مؤثر بر رشد انسان از دیدگاه منابع اسلامی مورد تحلیل محتوایی و جمع‌بندی قرار گرفت. يافته‌هاي تحقيق نشان داد: اولاً روان‌شناسان عوامل مؤثر بر تحول روان‌شناختی انسان را در چهار عامل وراثت، محيط، تعامل وراثت و محیط، و اراده منحصر می‌دانند؛ ثانياً از منظر منابع اسلامي علاوه بر اين عوامل چهارگانه، عامل فطرت نيز بر تحول و دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان تأثيرگذار هستند که در روان‌شناسی معاصر از آن سخنی به میان نیامده است.
    کليدواژه‌ها: تحول، فطرت، وراثت، اختيار، ارادة آزاد انسان، عوامل مؤثر بر تحول.
     
    مقدمه
    روان‌شناسان عوامل مؤثر بر تحول و دگرگونی‌های روان‌شناختی انسان را به‌طورکلی چهار عامل وراثت (Heredity)، محیط (Environment)، تعامل وراثت و محیط (Hoffman, scott and Elizabeth, 1994) و همچنین اختيار (Schultz & Schultz, 2009) دانسته‌اند. عامل پدیدآور ويژگي‌هاي بدنی و برخي اختلالات روان‌شناختی مانند اختلالات یادگیری و اسکیزوفرنی را عمدتاً پايه‌هاي زيستي و وراثت می‌دانند (Wood, Karen & Kieron, 2006). عوامل محيطي اعم از محیط فیزیکی مانند رحم مادر در دوران پیش از تولد و عوامل اجتماعی، بعد از تولد می‌باشد. تعامل وراثت و محیط که در روان‌شناسی مرضی از آن با عنوان «فرضیة سرشت آسیب‌پذیر ـ استرس محیطی» (diathesis - stress) یاد می‌شود نیز، یکی از عوامل است. طبق این فرضیه تعامل میان سرشت آسیب‌پذیر افراد و ناگواری‌های پدیدآمده در زندگی، موجب پدید آمدن اختلالات روانی می‌شود (Davison and John, 2001). روان‌شناسان انسان‌گرا نیز با رويکردي جديد به ماهيت انسان و ويژگي‌هاي او، بر عامل ارادة آزاد و اختيار وي تأکيد مي‌کنند. انسان‌گرایان بر این باورند که: «ما برای انتخاب کردن بهترین راه ارضا کردن نیازهای خود و تحقق بخشیدن به استعداد خویش، از ارادۀ آزاد برخورداریم. ما می‌توانیم خود شکوفاشونده‌ای را به وجود آورده یا اینکه از دنبال کردن این حالت عالی پیشرفت خودداری کنیم؛ بنابراین ما مسئول هر سطحی از رشد شخصیت هستیم که به آن می‌رسیم» (شولتز و شولتز، 1386). 
    قلمرو تأثيرگذاري هريک از اين عوامل هميشه مورد توجه و مطالعة روان‌شناسان بوده و هست. برخي ويژگي‌ها طي فرآيند وراثت، از يک نسل به نسل بعد انتقال مي‌يابد. این انتقال ارثي از طريق ژن‌ها و کروموزم‌ها انجام مي‌گيرد. بر همين اساس ويژگي‌هاي فيزيکي و فيزيولوژيک (مثل وزن، قد و شکل ظاهري) و برخی ويژ‌گي‌هاي رواني (همچون 150 نقص ژنتيکي شناخته‌شده)، از ويژگي‌هاي متأثر از وراثت است. منابع اسلامی نقش وراثت را به رسمیت می‌شناسد؛ مثلاً پیامبر اکرم نیز دربارة تأثیر ویژگی‌های ارثی از نسل‌های قبل و انتقال آنها به نسل‌های بعدی می‌فرماید: «وَاُنْظُرْ فِي أَيِّ نِصَابٍ تَضَعُ وَلَدَكَ فَإِنَّ اَلْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (محمدی ‌ری‌شهری، 1385 ص2258)، یا در روایت دیگر می‌فرماید: «تَزَوَّجُوا في الحِجْزِ الصالِحِ فإنّ العِرْقَ دَسّاسٌ» (متقی، 1405ق، ص435). 
    محيط نيز به‌عنوان يک عامل تأثيرگذار آثار گوناگوني در ابعاد رشد فرد بر جاي مي‌گذارد. مهم‌ترين آنها را مي‌توان در این موارد خلاصه کرد: تأثير بر رشد و شکوفايي استعدادها، شکل و جهت‌دهي به رفتار، الگودهي، آموزش، انتقال ارزش‌هاي اخلاقي، ‌انتقال آداب‌و‌رسوم، ارزش‌ها و قوانين اجتماعي (مصباح و همکاران، ‌1387، ص204ـ222). در مجموع هریک از دو عامل وراثت و محيط در ايجاد ويژگي‌هاي فردي انسان اثرگذار است؛ هرچند یافته‌های علمی دربارة قلمرو تأثیرگذاری هريک از وراثت و محيط نیازمند پژوهش‌های بیشتری است. در منابع اسلامی بر نقش عوامل محیطی در رشد انسان تأکید می‌شود؛ چه عوامل اثرگذار قبل از تولد و چه عوامل تاثیرگذار پس از تولد. امام صادق دربارة نقش محیط پیش از تولد، به‌ویژه چگونگی تغذیة جنین در رحم مادر می‌فرماید: 
    ببینید چگونه جنین در رحم مادر تدبیر می‌شود! در تاریکی‌های سه‌گانة شکم، تاریکی رحم و تاریکی مشیمه؛ جایی که او برای به‌دست‌ آوردن مواد غذایی، جلوگیری از ناملایمات و جلب سودمندی‌ها هیچ راهی ندارد، و چگونه خونی که در رحم مادر است به‌سوی او جریان می‌یابد و همچون آبی که گیاه را رشد می‌دهد، جنین را تغذیه می‌کند.... ببینید اگر این خون به‌سوی او جریان نمی‌یافت در زمان کوتاهی پژمرده و خشک می‌شد! (مجلسی، 1362، ج3، ص62). 
    همچنین قرآن دربارة نقش محیط پس از تولد در قلمرو رشد شناختی می‌فرماید: «وَاللهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (نحل: 79). انسان در بدو تولد، از مجموعه شناخت‌هایی که از راه علم حصولی به‌دست می‌آورد، هیچ شناختی ندارد و هیچ نمی‌داند. در واقع، پس از تولد این محیط بیرونی است که انسان تحت تأثیر آن تغییر و تحول پیدا می‌کند. 
    برخی از روان‌شناسان تعامل وراثت و محیط را به‌عنوان عامل مستقل (غیر از دو عامل وراثت و محیط) در رشد معرفی می‌کنند (بی‌ریا و همکاران، 1388). با این پیش‌فرض، «تعامل وراثت و محیط» عامل سوم مؤثر بر رشد شناخته خواهد شد که قلمرو اثرگذاری آن نیز به موارد تعاملی بین این دو عامل اصلی (وراثت و محیط) منحصر خواهد شد. منابع اسلامی نقش تعاملی وراثت و محیط را به رسمیت می‌شناسد. قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» (اسراء: 82)؛ بگو هر فردی مطابق شاکله‌اش رفتار می‌کند. علامه طباطبائی در تفسیر این آیه می‌فرماید: «منظور از شاکله، شکل ویژه روانی هر فرد است که در نتیجة تعامل استعدادهای ذاتی و شرایط فرهنگی ـ اجتماعی حاصل می‌شود و رفتارهای انسان را جهت می‌دهد». شاهد دیگر از منابع اسلامی برای نقش تعاملی وراثت و محیط، آیة 50 سورة طه است که می‌فرماید: «قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَي كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَي». در این آیه خدای متعال به یکی از مصادیق بارز هدایت تکوینی اشاره می‌فرماید: «پروردگار ما کسی است که خلقت هر چیزی را به آن داد و سپس آن را هدایت کرد». آیت‌الله مشکینی در توضیح و تفسیر این آیه می‌نویسد: 
    مواد اوليه هر ميوه و دانه‌اى به‌تدريج صورت نوعى آن را عطا كرده و به‌سوى آثار و خواصش هدايت تكوينى نموده، و بر نطفۀ هر حيوانى به‌تدريج صورت نوعى آن را بخشيده و سپس بر طبق اقتضاى قواى او هدايت تكوينى كرده، و بر صاحبان عقل حالت درك كليات و خوب و بد داده و سپس آنان را به‌سوى معارف دين هدايت تشريعى نموده است (مشکینی، 1380). 
    اما با ورود عامل اراده و اختيار به جمع عوامل تأثيرگذار بر رشد، روشن مي‌شود چهارمین عامل مؤثر بر رشد انسان، عامل اراده و اختیار است که قلمرو اثرگذاری آن، افعال و کنش‌های اختياري انسان خواهد بود. بر اساس منابع اسلامی اراده و اختیار آزاد انسان در قلمرو رفتارهای آگاهانه و اختیاری، عامل فعال و تعیین‌کننده‌ای است. امام صادق شرایط و مقدمات یک رفتار آگاهانه و اختیاری را نبودن موانع محیطی و اجتماعی، سلامت جسمی، رشد طبیعی، ساختار فیزیکی بدن، و بالاخره فراهم شدن موضوع و متعلق رفتار برمی‌شمارند. آماده شدن همة این شرایط، شخص را مجبور نمی‌کند که حتماً رفتاری از او سر بزند، بلکه این خود اوست که در آخرین مرحله نیز می‌تواند میان انجام یا ترک یک رفتار، یکی را انتخاب کند (مجلسی، 1362، ج5، ص8).
    از طرف دیگر، برخی ویژگی‌های عام و مشترکی در انسان وجود دارد که نمی‌توان به یکی از عوامل چهارگانة پایه‌های زیستی، پایه‌های محیطی، تعامل وراثت و محیط یا پایه‌های ارادی نسبت داد و در قلمروی یکی از عوامل چندگانه قرار داد. این ویژگی‌های عام و مشترک در ادبیات روان‌شناسی معاصر به «سرشت مشترک» نام برده می‌شود. انسان داراي خلقتي ويژه و فراحيواني است؛ به‌طوري‌که به دليل داشتن همين ويژگي‌ها و خصوصيات نوع انسان از سایر انواع حيواني کاملاً متمايز مي‌شود. بنابراين انسان از خلقت ويژه و جنبه‌هاي فراحيواني برخوردار است؛ قابليت‌ها و توانمندی‌هایی که شبیه آن در سائر موجودات مشاهده نمي‌شود. اين خلقت ويژه و جنبه‌هاي فراحيواني که در دو طبقة بینشی و گرايشي دسته‌بندی شده، از «سرشت مشترک» در تمام انسان‌ها حکایت می‌کند. اکنون سؤال اين است که آیا عوامل مؤثر بر تحول و دگرگونی‌های انسانی منحصر به همان چهار عاملی هستند که روان‌شناسان ذکر کرده‌اند؟ آيا بر اساس منابع اسلامی، مي‌توان از عوامل ديگري نام برد که در کنار عوامل ذکرشده در روان‌شناسی بر تحول روان‌شناختی انسان تأثیرگذار باشد؟ تحقيق حاضر درصدد آن است که با مراجعه به منابع اسلامی و ضمن اذعان به نقش عوامل فرامادی مانند خدا، ملائکه و شیطان، صرفاً به نقش فطرت در رشد و تحول انسان بپردازد. 
    روش پژوهش 
    ازآنجاکه پژوهش حاضر درصدد توسعة مجموعه دانسته‌هاي موجود دربارة اصول و قوانين علمي است، این پژوهش به لحاظ هدف تحقيق در دستة پژوهش‌های بنیادی جای دارد و به لحاظ نحوة گردآوري داده‌ها نيز، به روش «توصیفی ـ تحلیلی» انجام شد. در اين تحقيق ابتدا توصیف عینی و کیفی محتوای مفاهیم، به‌صورت نظام‌دار انجام شد و سپس عناصر و مباحث مورد نظر، گردآوری و طبقه‌بندی شده و در ادامه مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت و سپس نتیجه‌گیری شد. بدين منظور پژوهشگر به منابع معتبر اسلامی شامل قرآن، روایات اهل‌بیت و منابع روان‌شناختی در خصوص رویکردهای روان‌شناختی و مبانی فلسفی آنها مراجعه کرده و سپس به توصیف و تحلیل آن پرداخت. 
    یافته‌های پژوهش
    قبل از پرداختن به عوامل مؤثر بر رشد انسان بر اساس منابع اسلامی، لازم است با نگاهی به اندیشة روان‌شناسان معاصر به عوامل مؤثر بر رشد در روان‌شناسی معاصر پرداخته شود. 
    1. عوامل مؤثر بر رشد در روان‌شاسي معاصر
    روان‌شناسان دو عامل طبیعت (nature) (ساختار ژنتیکی فرد) و تربیت (nurture) (محیط) را در تحول روان‌شناختی انسان مؤثر دانسته‌اند. این مسئله با عنوان طبیعت ـ تربیت (nature - nurture) در روان‌شناسی مطرح شده است. ازآنجایی‌که روان‌شناسان تحولی تغییرات را در طول زمان بررسی می‌کنند، خود بر این باورند که رفتارهای انسان بر دو عامل طبیعت و تربیت مبتنی هستند. این روان‌شناسان هرچند در سهم ژن‌ها و محیط در رقم زدن رفتار انسان اختلاف‌نظر دارند، بر یکی از دو عامل ژنتیکی یا محیطی در حوزه‌ای خاص از تحول بیشتر تأکید می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، برخی روان‌شناسان بر این باورند که شخصیت به‌طور عمده از سرشت مادرزادی (طبیعت) کودک سرچشمه می‌گیرد. در مقابل، روان‌شناسان دیگر بر این باورند که تجربه‌های کودک، به‌ویژه تجربه‌های سال‌های اولیة زندگی (تربیت) بر شکل‌گیری شخصیت اثر عمده دارند (Hoffman, scott and Elizabeth, 1994). ولی واقعیت آن است که تحول انسان محصول عوامل متعدد و متعامل است و هر تبیينی که ارائه شود باید تفسیری یکپارچه نسبت به همة عوامل دخیل را دربر داشته باشد. وقتی سخن از عوامل وراثتی می‌شود نمی‌توان آنها را مستقل از عامل محیط دانست. در مقابل، اثرگذاری هر عامل محیطی نمی‌تواند مستقل و جدای از عوامل وراثتی فرد اثرگذاری و نقشی ایفا کند. آلپورت در تفسیر خود از «تعامل وراثت و محیط» معتقد است وراثت ناظر به ويژگي‌هاي بالقوة فرد است و عامل محيط شکوفاکنندة آن خصائص می‌باشد (مصباح و همکاران، 1378، ص232). 
    الف) طبیعت؛ عوامل زیستی 
    روان‌شناسان رشد دو دسته عوامل زیستی را بر تحول مؤثر دانسته‌اند: 1. عوامل اختصاصی مؤثر بر نوع؛ 2. عوامل اختصاصی مؤثر بر فرد. عوامل اختصاصی ویژة نوع، عوامل ژنتیکی هستند که همة افراد يک نوع در آن مشترک‌اند. اینها همان عواملی هستند که ما را در زمرة افراد انسان قرار می‌دهند و از اینکه مثل موجود زنده‌ای دیگری شویم جلوگیری می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، همة نوزادان انسان برای تغذیه و مراقبت به کمک دیگران نیاز دارند. این واقعیت زیستی ـ ژنتیکی موجب می‌شود کودک انسان برای مدت طولانی نسبت به سایر انواع به مادر یا مراقب دیگری نیازمند باشد. دستة دوم از عوامل زیستی ـ ژنتیکی، عوامل وراثتی هستند و ویژة هر فرد می‌باشند. همین عوامل تفاوت‌های فردی را بر عهده دارند. تنها دوقلوهای همسان از ترکیبات ژنی واحدی برخوردارند؛ بنابراین عوامل وراثتی یکسانی دارند. بستگان دیگر این افراد ژن‌های مشترک کمتری دارند. دوقلوهای ناهمسان همانند غیردوقلوها اشتراکشان در عوامل ژنی متوسط است. این دو دسته عوامل ژنتیکی بهرة ما از طبیعت هستند که زمینه را برای روان‌شناسان رشد فراهم می‌آورند تا سهم طبیعت را بر شباهت‌ها و تفاوت‌های انسانی بررسی کنند (Hoffman, scott and Elizabeth, 1994). 
    عوامل زیستی از همان آغاز انعقاد نطفه تا مرگ بر انسان اثر می‌گذارند. این عوامل در برخی عرصه‌های رشد از قوت و اثرگذاری بیشتری برخوردارند. نحوة نشستن، ایستادن، راه رفتن به شدت بر رسش عضلات، اعصاب و مغز متکی هستند. کودکان همچنین نسبت به روابط اجتماعی، جست‌وجوی اطراف خود و همچنین اکتساب زبان به میزان زیادی از عوامل زیستی متأثر می‌شوند. درصورتی‌که کودک کمبود فوق‌العاده‌ای نداشته باشد، ویژگی‌های وراثتی چنان فرزند را مهیا می‌کنند که این توانمندی‌ها در محیط طبیعی در او در هر شرایطی پرورش می‌یابند (Hoffman, 1994). 
    ب) تربیت؛ عوامل محیطی 
    عوامل محیطی به عوامل فیزیکی و اجتماعی تقسیم می‌شوند. محیط فیزیکی شامل رحم مادر تا همسایه و مزرعة نزدیک به ما را شامل می‌شود. محیط اجتماعی نیز دیگر افراد و مؤسسات اجتماعی را دربر می‌گیرد. عوامل محیطی به عوامل تأثیرگذار شخصی و جمعی تقسیم می‌شوند. عوامل شخصی عبارت‌ا‌ند از عواملی که صورت غیر قابل انتظار برای فرد به وجود می‌آیند و او را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این عوامل خوشایند یا ناخوشایند، برای فرد مسیری متفاوت با دیگر افراد رقم می‌زنند؛ عواملی مانند برخوردار شدن از معلمی استثنایی در دوران تحصیل، تصادف و قطع نخاع شدن در یک تصادف شدید، ورود به دانشگاهی خاص، ازدواج غیر قابل انتظار و طلاق و مانند آن را دربر می‌گیرد که هرکدام می‌تواند مسیر زندگی فردی را به‌صورت قابل توجه تغییر دهد. دستة دیگر عواملی هستند که به‌صورت یکسان بر همة افراد اثر می‌گذارند. این عوامل اموری مانند فرهنگ خاص مانند فرهنگ شهری، روستایی و قومی و دوران خاصی را دربر می‌گیرند که فرد در آن متولد می‌شود. این عوامل پدیدآور شباهت‌های انسانی هستند که افراد را مشابه همدیگر قرار می‌دهند. عوامل مهم محیطی می‌توانند آثار زیادی بر رشد بر جا بگذارند، ولی میزان اثرگذاری بستگی به زمان خاصی دارد که فرد در آن متولد می‌شود. هر فردی در واقع به گروه هم زمان خود به‌گونه‌ای شباهت پیدا می‌کند (Hoffman, 1994). 
    ج) تعامل طبیعت و تربیت (وراثت و محيط) 
    اکثر ديدگاه‌هاي معاصر روان‌شناسي تعامل عوامل وراثتي و محيطي را به‌عنوان عامل سوم در شکل‌گيري دگرگوني‌هاي انسان مطرح کرده‌اند. نظریه‌های جدید دربارة نقش وراثت و محیط در فرآیند رشد بر این باور است که محیط و وراثت به شکل تعاملی در رشد انسان اثر می‌گذارند. در واقع، دانشمندان قبلاً گمان می‌کردند که کودک به صورتی منفعل متأثر از محیط خویش است؛ همان‌طور که قطعة چوبی را می‌توان در نجاری به هر شکلی درآورد، اما امروزه روشن شده که محیط و ویژگی‌های به ارث برده از والدین، بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند و برحسب آنکه خصوصیات کودک چگونه باشد، واکنش خانواده و اطرافیان نسبت به او متفاوت خواهد بود؛ مثلاً رفتار مردم با کودکی که شاد و سرزنده است، نسبت به کودکی که چنین ویژگی‌هایی را ندارد، متفاوت است! یا برخورد مردم نسبت به دختر و پسر فرق دارد (سیف و همکاران، 1387، ج1، ص48). به همین جهت است که روان‌شناسان معاصر «تعامل وراثت و محيط» را به‌عنوان عامل سوم از عوامل مؤثر بر رشد، از آن نام مي‌برند. به‌عبارت‌ديگر، اکثر ديدگاه‌هاي معاصر به‌جاي طرح مستقل هرکدام از عوامل وراثت و محيط، تعامل اين دو عامل را مطرح کرده‌اند (مصباح و همکاران، 1378، ص227)؛ همچنین وقتی در روان‌شناسی مرضی سخن از پدیدآیی برخي اختلالات روانی می‌شود، فرضیة سرشت وراثتی ـ محیط استرس‌زا (diathesis- stress hypothesis) را مطرح می‌شود، عوامل زیستی(وراثتی)، روان‌شناختی و محیطی را به هم پیوند می‌دهد که نشان‌دهندۀ نقش تعاملی آنهاست. این رویکرد بر تعامل میان زمینه‌های وراثتی فرد برای بیماری‌ها و عوامل استرس‌زای محیطی تأکید دارد؛ یعنی سرشت وراثتی بر زمینة سرشتی در فرد دلالت می‌کند که زمینه را برای ابتلا به بیماری خاص در فرد فراهم می‌کند. به‌عنوان‌مثال، اختلالاتی مانند اسکیزوفنی (schizophrenia) به نظر می‌رسد زمینة آن به‌صورت وراثتی منتقل می‌شود؛ سپس عواملی مانند فقدان اکسیژن کافی در هنگام تولد، تغذیة نامناسب، آلودگی مادر به انواع ویروس‌ها و استعمال دخانیات در دوران بارداری، عواملی هستند که فرد را برای ابتلا به برخی بیماری‌ها آماده می‌کنند (Davison, John and Ann, 2004). 
    د) ارادة آزاد یا اختیار انسان
    روان‌شناسان انسان‌گرا ارادة آزاد (free will) و توان انتخاب‌گری انسان را عامل اصلی دگرگونی‌های انسانی می‌دانند. به اعتقاد مزلو، هستة دروني شخصيت يا خود، تنها تا حدودي از راه کشف و ابراز استعدادهايي که در فرد نهاده شده، رشد مي‌کند و بقية آن نتيجة خلاقيت خود فرد است. هر فرد در مقام يک فرد انسان، عامل اصلي تعيين خود است. طرح اين مفاهيم، برانگيزانندة تحقيقات و نگرش‌هاي جديدي شد. روان‌شناسان تعدادي از انگيزه‌هاي عالي در انسان را توصيف نمودند. اين انگيزه‌ها شامل انگيزة پيشرفت، انگيزة قدرت، انگيزة کمال، انگيزة شناخت و انگيزة تحقق خود مي‌باشد. ويژگي اين اميال عالي آن است که اختصاص به انسان دارد و اراده در شکوفايي آنها نقش عمده‌اي بازي مي‌کند. بنابراين در يک سير تدريجي توجه روان‌شناسان به اراده و اختيار به‌عنوان يکي از عوامل مؤثر بر رشد و تعيين‌کنندة آن، جلب شده است (Schultz & Sydney, 2009). 
    2. عوامل مؤثر بر رشد از منظر منابع اسلامي
    بر اساس آموزه‌های اسلام، انسان داراي خلقتي ويژه و منحصربه‌فرد می‌باشد که او را از همة موجودات از جمله تمام حیوانات متمایز می‌کند. او خلیفة خدا بر روی زمین است: «وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً» (بقره: 30)، به‌صورت اختصاصی امانت‌دار خداست: «اِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلىَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَينْ أَن يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الانسَنُ إِنَّهُ كاَنَ ظَلُوماً جَهُولاً» (احزاب: 30)؛ بدین معنی که انسان تجلیگاه همة کمالات خالق خود در مقیاس حداقل می‌باشد و در سایة اعتقادات صحیح، عمل صالح با اختیار و اراده و حرکت در مسیر کمال به اوج اخلاص و ولایت الهی دست می‌یابد (طباطبائی، 1417ق، ج16 ص348) و به مجرای ارادة خداوند تبدیل می‌شود (هلالی، 1380، ص860). سایر گونه‌ها هیچ‌کدام از این ظرفیت‌های ذاتی را ندارند. به خاطر همین ویژگی است که خداوند می‌فرماید: «او خدايى است كه همة آنچه را [از نعمت‌ها] در زمين وجود دارد، براى شما [افراد انسان] آفريد؛ سپس به آسمان پرداخت و آنها را به‌صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چيز آگاه است»
    (مکارم شیرازی، ‌1374). به نظر می‌رسد بر اساس منابع اسلامي علاوه بر پایه‌های زیستی، محیطی، ارادی و تعامل وراثت و محیط، عامل دیگری به نام عامل فطرت در رشد انسان مؤثر هستند. اين عوامل عبارت‌‌اند از: 
    الف) پايه‌هاي زيستي و وراثتي
    انتقال صفات و خصوصيات موجودات زنده از يک نسل به نسل ديگر را که به آن وراثت مي‌گويند، مورد توجه منابع اسلامي مي‌باشد. ژن‌ها همان‌ گونه که در ايجاد تفاوت‌هاي فردي نقش اساسي دارند، عوامل اصلي انتقال صفات والدين به فرزندان و ايجاد ويژگي‌هاي همانند ميان افراد نيز به‌شمار مي‌آيند. در روايات اسلامي به تأثير پيچيده و رمزآلود ويژگي‌هاي والدين بر فرزندان و انتقال صفات فيزيکي، فيزيولوژيکي و صفات منش به نسل‌هاي بعدي توجه شده است. يکي از اين شواهد تأکيد منابع اسلامی دربارة دقت در انتخاب همسر مي‌باشد. امام صادق فرمود: «تَزَوَّجُوا فِي الْحُجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاس» (متقی، 1405ق، ص435)؛ ‌با خانوادة شایسته ازدواج کنید؛ زیرا خصائص و ویژگی‌های والدینی و اجدادی به نسل بعد منتقل می‌شوند. 
    ب) پايه‌هاي محیطی
    منابع اسلامي تأثيرگذاري محيط بر رشد را به رسميت مي‌شناسد. محيط اعم از محيط طبيعي، محيط اجتماعي، محيط خانوادگي و ديگر عوامل بيروني هرکدام در قلمرو خاص نقش خود را ايفا مي‌کنند. محيط خانوادگي به‌عنوان اولين محيط اجتماعي تأثيرات عميقي در انتقال ارزش‌هاي اخلاقي، اجتماعي، باورهاي ديني، و ارزش‌ها و نگرش‌ها در کودک دارد و والدين در تربيت فرزندان مسئوليت بسيار سنگيني دارند. نقش محيط خانواده حتي قبل از تشکيل خانوادة جديد در سخنان رهبران ديني مورد توجه قرار داشته است. پیامبر گرامی اسلام در جواب شخصی که گفت می‌خواهم با فلان خانم ازدواج کنم، ولی خانواده‌اش به برخی رذائل اخلاقی مبتلا هستند، فرمود: «از سبزه‌هایی که در جاهای آلوده روئیده‌اند بپرهیز». شخص پرسید سبزة روئیده در جای آلوده چیست؟ حضرت فرمود: «زن زیبایی که در خانواده‌ای نامناسب رشد یافته است» (کلینی، 1407ق، ‌ج5، ص332). همچنين نقش اجتماع و ارتباط‌هاي بيروني و با همسالان از نگاه اهل‌بيت اهميت زيادي دارد. امير المؤمنين علی می‌فرمایند: «الصَّدِيقُ أفضلُ الذُّخرَينِ ومَن لا صَديقَ لَهُ لا ذُخرَ لَهُ» (محمدی ری‌شهری، 1385، ج2، ص158). همسالان را به منزلة اندوخته‌اي پايان‌ناپذير و مونسي دلسوز به‌حساب مي‌آورند. 
    ج) تعامل پايه‌هاي وراثتي و محیطی
    در آموزه‌های اسلامی دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد تعامل وراثت و محيط نیز، به‌عنوان عامل تأثیرگذار پذیرفته شده است. وراثت در گروهي از ويژگي‌هاي انسان، نقش زمينه‌سازي و تأمين ظرفيت‌ها و استعدادها را بر عهده دارد و عوامل محيطي آنها را به فعليت مي‌رساند. البته اگر مايه‌هاي اصلي ذاتي وجود نداشته باشد، عوامل محيطي به تنهايي کاري از پيش نمي‌برند؛ مثلاً مي‌توان هوش، يادگيري، تربيت اجتماعي و رشد معنوي را از اين قبيل امور دانست. شايد به همين دليل باشد که از يک طرف امام رضا استعدادهاي هوشي را هديه‌اي الهي و غير قابل اکتساب مي‌دانند. ایشان می‌فرماید: «اَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ الله» (کلینی، 1407ق، ج1، ص23)؛ از طرف ديگر امير المؤمنين علی می‌فرماید: «مَنْ تَكَلَّف الْعَقْلَ لَمْ يَزِدْ بِذلِكَ إلاّ جَهْلاً» (کلینی، 1407ق، ج1، ص23). باروري و شکوفايي عقل و توانمندی‌های شناختی را منوط به يادگيري و فراهم کردن عوامل محيطي مي‌شمارند؛ مثلاً رشد زبان، سخن ‌گفتن و ويژگي‌هاي تکلم انسان يکي از قلمروهايي است که تحت تأثير تعامل وراثت و محيط مي‌باشد. هم پايه‌هاي زيستي و وراثتي در آن مؤثر است؛ چون جنبة بدني و فيزيکي دارد، و هم پايه‌هاي محيطي و اکتسابي در آن نقش ايفا مي‌کند؛ زيرا تکلم و کيفيت سخن گفتن متأثر از فرآيندهاي يادگيري و اکتسابي است. 
    د) پايه‌هاي ارادي
    با مروري به منابع اسلامي روشن مي‌شود که رشد برخي از ابعاد وجودي انسان در گرو رفتارهاي اختياري اوست و ازآنجاکه رشد اين جنبه‌ها آگاهانه تحقق مي‌پذيرد، تحت تأثير اختيار و ارادة انسان است؛ درنتيجه، اراده و اختيار آزاد انسان در رشد اين ابعاد انسان نقش اساسي بازي مي‌کند. برخلاف رشد برخي ديگر از ابعاد انسان همچون ويژگي‌هاي بيولوژيکي و فيزيولوژيکي که از قلمرو اختيار انسان خارج است. به‌عنوان‌مثال، مي‌توان به روايتي از امام صادق استناد کرد که اطاعت و عصيان انسان‌ها را امري ارادي و برخاسته از اختيار وي برمي‌شمارد و در مقابل برخي از ويژگي‌هاي انسان را خارج از اختيار انسان معرفي مي‌کنند؛ مثلاً رشد شخصيت اخلاقي و معنوي انسان تحت سيطره و تدبير اراده قرار مي‌گيرد، ولي ويژگي‌هاي فيزيکي يا فيزيولوژيکي در اختيار انسان نيست و مورد سؤال و بازخواست قرار ندارد. امام صادق يک قاعدة کلي به‌دست مي‌دهند و مي‌فرمايند: 
    مَا اِسْتَطَعْتَ أَنْ تَلُومَ اَلْعَبْدَ عَلَيْهِ فَهُوَ مِنْهُ وَمَا لَمْ تَسْتَطِعْ أَنْ تَلُومَ اَلْعَبْدَ عَلَيْهِ فَهُوَ مِنْ فِعْلِ اَللهِ يَقُولُ اَللهُ تَعَالَى لِلْعَبْدِ لِمَ عَصَيْتَ لِمَ فَسَقْتَ لِمَ شَرِبْتَ اَلْخَمْرَ لِمَ زَنَيْتَ فَهَذَا فِعْلُ اَلْعَبْدِ وَلاَ يَقُولُ لَهُ لِمَ مَرِضْتَ لِمَ عَلَوْتَ لِمَ قَصُرْتَ لِمَ اِبْيَضَضْتَ لِمَ اِسْوَدَدْتَ لأَنَّهُ مِنْ فِعْلِ اَللهِ تَعَالَى (مجلسی، 1362، ج5، ص59).
    یعنی اگر توانستيد فردي را بر انجام کاري سرزنش کنيد، آن را مي‌توانيد به او نسبت دهيد و بگوييد اين کار فرد است، اما اگر نتوانستيد فرد را بر انجام آن سرزنش کنيد، نمي‌توانيد کار را به وي نسبت دهيد. 
    بنابراين اراده و اختيار آزاد انسان در قلمرو رفتارهاي آگاهانه و اختياري انسان، عاملي تعيين‌کننده است. امام صادق ضمن تأکيد بر اين مسئله، شرايط و مقدمات يک رفتار آگاهانة اختياري را شامل نبودن موانع محيطي و اجتماعي، سلامت بدني، رشد طبيعي و ساختارهاي فيزيکي، و بالاخره فراهم شدن موضوع و متعلق رفتار مي‌شمارند، ولي آماده شدن همة اين شرايط شخص را مجبور نمي‌کند که حتماً يک رفتاري از او سر بزند، بلکه خود اوست که در آخرين مرحله نيز مي‌تواند ميان انجام فعل يا ترک آن تصميم گرفته و يکي از دو طرف فعل يا ترک را انتخاب نمايد (مجلسی، 1362، ج5، ص59). 
    ه) فطرت
    با مروري به آيات و روايات مي‌توان به مضاميني دست يافت که به‌صراحت يا به‌طور ضمني به عامل مؤثر ديگري بر رشد انسان اشاره مي‌کند. اين عامل ويژه وجود انساني مي‌باشد و به‌عنوان طبيعت مشترک در نوع انسان نقش ايفا مي‌کند که از آن به فطرت نام برده مي‌شود. 
    واژة فطرت بر وزن فِعْلَه مصدر نوع است و بر نوع ویژه‌ای از آفرینش دلالت می‌کند، مانند جِلْسَه که نوع خاصی از نشستن را می‌رساند (ابن‌اثیر، 1386، ج3، ص457؛ طريحي، 1388). کلمة فطرت به معناي خلقت ويژه و ابتدايي است؛ يعني آن اموري که انسان ابتدائاً و ذاتاً و به‌طور غيراکتسابي واجد آن بوده و فطري انسان مي‌باشد. واژة فطرت مختص انسان است و براي اشاره به امور فراحيواني انسان استفاده مي‌شود؛ همان‌طور که واژة غريزه به امور مادي و حيواني او مربوط مي‌شود. به‌هر‌حال، مهم آن است که انسانيت انسان تابع برخي جنبه‌ها و اموري است که به‌طور ذاتي، طبيعي و غيراکتسابي در انسان وجود دارد (واعظي، 1389، ص92). شهید مطهری فطرت انسان را به ويژگي‌هايى که در اصل خلقت و آفرينش انسان وجود دارد تفسير مي‌کند. وي مي‌گويد: 
    در قرآن واژة «فطرت» در مورد انسان و رابطة او با دین آمده است: «فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»، گونه‌اي خاص‏ از آفرینش که خدا به انسان داده ‏است، یعنی انسان به‌گونه‏ای خاص آفریده‏ شده است. این کلمه‏ای که امروز می‏گویند ویژگی‌های انسان، اگر ما برای انسان یک سلسله ویژگی‌ها در اصل خلقت قائل باشیم، مفهوم فطرت را می‏دهد. فطرت انسان، یعنی ویژگی‌هایی در اصل خلقت و آفرینش انسان (مطهري، 1368، ج3، ص455). 
    شهید مطهری نيز بحث فطرت را جزو مسائل کلیدی معارف اسلامی می‌داند و عمده‌ترین دلایل گرایش بشر به دین و خدا را فطرت می‌داند. ايشان دليل عمدة يکي از اساسي‌ترين گرايش‌هاي انسان را عامل فطرت مي‌داند، نه عامل وراثت، نه عامل محيط، نه عامل اراده و اختيار انسان، بلکه عامل عمده در اين گرايش را فطرت دانسته است. بنابراين مي‌توان از عامل ديگري (غير از عوامل يادشده) در عوامل مؤثر بر گرايش‌هاي انساني نام برد که در فرهنگ قرآني به فطرت ياد مي‌شود. فطرت همان نوع، چگونگي و هيئت شکل‌دهندة هويت انساني است (مطهري، 1368، ج3، ص455).
    در تبيين اين ادعا و ارائة مستندات آن مي‌توان گفت انسان ساختار بدنی و روانی ویژه‌ای دارد که با قرار گرفتن در فضا و محیط پیرامون ناگزیر عملکرد ویژه‌ای را خواهد داشت. بر اساس آموزه‌هاي اسلامي ویژگی‌هاي فطری در انسان به‌گونه‌ای هستند که نوعیت نوع انسانی را می‌سازند و او را در دائرة گونة انسان حفظ می‌کنند و از دیگر گونه‌ها متمایز می‌نمایند. به همین معنا برخی آیات قرآن، از جمله آیات 172ـ173 سورة اعراف، آیة 30 سورة روم و همچنین آیة 72 از سورة احزاب دلالت می‌کند. چنان‌که از آیة 30 سورة روم استفاده می‌شود انسان به صورتی آفریده شده است که به دین‌داری روی می‌آورد و در مسیر دین‌داری دین حنیف را انتخاب می‌کند. هدایتگر او نیز در این مسیر نحوة خلقت او می‌باشد (طباطبائی، 1389، ج16، ص178). به‌عبارت‌ديگر، ویژگی‌های فطری همان خصوصیات یا استعدادهایی هستند که هنگام انعقاد نطفه در کودک شکل گرفته و طي مراحل رشد بر اثر مواجهه با محيط بروز پیدا می‌کنند. سازمان بدنی انسانی به‌خصوص هیئت و ساختار مغزی، سازمان شناختی او، سازمان عاطفی و هیجانی و کمال‌طلبی او در زمرة امور فطری انسان به‌حساب می‌آیند (مطهری، 1378، ص41). اين چگونگي و نحوة خاص در خلقت انسان را مي‌توان در برخي از آيات قرآن پيگيري کرد؛ مثلاً می‌فرماید: «إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً» (معارج: 19) که به برخي ويژگي‌هاي اخلاقي و روان‌شناختي انسان دلالت می‌کند؛ یعنی «انسان حريص و كم‏طاقت آفريده شده است»؛ همچنین خدای متعال در جای دیگر ضمن اشاره به حالت کرنش و پرستش انسان در برابر معبود خود می‌فرماید: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون» (ذاریات: 56)؛ من جن و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند. این خصوصیات انسانی در واقع سازمان پایه‌ای هستند که زیرساخت‌های پایه برای رشد و تحول انسانی را می‌سازند. 
    در مجموع فطرت یا نوع و کيفيت خلقت موجودات، عاملی تأثیرگذار در کنار ديگر عوامل همچون وراثت، محيط، تعامل آنها با يکديگر و اراده می‌باشد. آنچه که در تمام افراد يک نوع يافت مي‌شود، تحت تأثير اين عامل است. سرشت مشترکي که در تمام افراد نوع انساني نمودار مي‌شود، از اين عامل، يعني نوع خلقت سرچشمه مي‌گيرد. اگر نوع مورچه يا زنبور عسل ويژگي زندگي اجتماعي دارد و در تمام افراد آن اين صفت يافت مي‌شود و در طول زمان تغييري نکرده، ناشي از نوع خلقت آنها مي‌باشد. همچنين اگر مراقبت و حمايتگري افراد نوع اسب از فرزندان خود زمانمند است، حاکي از يک ويژگي دائمي در تمام افراد نوع اسب مي‌کند. زنبور عسل و مورچه از ويژگي زندگي جمعي برخوردارند؛ به‌طوري‌که برخي اين حيوانات را حيوان‌هاي اجتماعي ناميده‌اند، يا حيوانات از غريزة حمايتگري از فرزندان خود صرفاً تا زمان محدودي پس از تولد برخوردارند، نظير اسب که روحية حمايتگري و مراقبت از بچة خود هرچه به تولد فرزندش نزديک‌تر باشد بيشتر است، ولي پس از مدتي اين مراقبت و محافظت از بچة خود کم‌رنگ مي‌شود و پس از آنکه بچه‌اش توانست روي پاي خود بايستد و از زمان تولدش مدتي گذشت، اين ويژگي افول کرده و حتي ممکن است همچون يک بيگانه با همان فرزندش برخورد ‌کند (مطهري، 1368، ج3، ص491). انسان از يک سري ويژگي‌هاي مشترک در تمام افراد انساني برخوردار است که حکايت از سرشت مشترکي در بين آنها دارد؛ مثلاً وقتي تمام انسان‌ها گرايش به حقيقت‌جويي دارند يا گرايش به خير و فضيلت در تمام افراد انسان يافت مي‌شود؛ همچنين گرايش به زيبايي يا گرايش به خلاقيت و ابداع يا گرايش به پرستش و نظاير آن در افراد انساني، همه حکايت از وجود ويژگي‌هاي مشترک در انسان مي‌کند. اين خصوصيات در طول زمان نيز تغيير نکرده، هرچند ممکن است مصاديق آن متفاوت باشد و تحت تأثير فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها يا در طول زمان شکل‌ها و قالب‌هاي گوناگوني به خود بگيرد، اما اصل وجود اين گرايش‌ها در طول زمان و در مناطق مختلف جغرافيايي تبديل و تغييري پيدا نکرده است (مطهری، 1378، ص43). 
    بحث و نتيجه‌گيري
    در مجموع پژوهش حاضر ضمن اذعان به نقش عوامل فرامادی مانند خدا، ملائکه و شیطان، به نظر می‌رسد از منظر منابع اسلامی، علاوه بر تأثيرگذاری عوامل چهارگانه (محيط، وراثت، تعامل آنها با يکديگر و اختيار)، عامل پنجمي به نام فطرت در رشد و تحول انسان مؤثر مي‌باشد که در منابع روان‌شناسي معاصر به آنها پرداخته نشده است. عوامل زيستي شامل نحوة شکل‌گیری زيگوت (zygote)، تغذیة مادر و تغذیة بعد از تولد بر تحول کودک تأثیرگذارند؛ همان‌طور که در آموزه‌های اسلامی پذیرفه شده است. عوامل محيطي نیز، از جمله محیط طبیعی و همچنین محیط اجتماعی از عوامل تأثیرگذار بر رشد و تحول انسان می‌باشند. این عامل نیز مورد تأیید منابع اسلامی است. تعامل وراثت و محیط نیز، هم در منابع روان‌شناسی معاصر و هم در منابع اسلامی برخی از اندیشمندان به‌عنوان یک عامل اثرگذار در رشد سخن گفته‌اند. در منابع اسلامی می‌توان به برخی مستندات دینی استناد کرد؛ مثلاً در دوران پیامبر رسم بر آن بود که کودکان را از محیط شهر به مناطق دور دست می‌بردند تا در آنجا هم از زنان اصیل شیر بخورند و هم ویژگی اصیل انسانی را فرا بگیرند؛ چنان‌که پیامبر فرمود: «من از قریش هستم و در میان بنی‌سعد شیر خورده‌ام و این دو عامل دست‌به‌دست هم داده‌اند تا بهتر از همه حرف «ض» را تلفظ کنم». دربارة نقش و اثرگذاری اراده و اختیار انسان در تحول و رشد بر اساس منابع اسلامی می‌توان گفت، در دین اسلام اراده و اختیار انسان برترین عامل رشد انسان شمرده شده است؛ به‌طوری‌که هیچ‌کدام از عوامل دیگر نمی‌توانند آن را مقهور خود نمایند. خداوند به‌صورت خاص در قرآن کسانی را به‌عنوان الگو می‌ستاید که با وجود محیط طبیعی نامناسب با تعقل و گزینش صحیح راهی غیر شیوة رایج برگزیده‌اند و در زمرة رستگاران قرار گرفته‌اند؛ همچنین کسانی را مذمت می‌کند که برخلاف محیط طبیعی زندگی که محیط پیامبری بوده است بیراهه رفته‌اند و جز کافران شده‌اند. در قرآن آمده است: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امرَأَتَ نوحٍ وَامرَأَتَ لوطٍ كانَتا تَحتَ عَبدَينِ مِن عِبادِنا صالِحَينِ فَخانَتاهُما فَلَم يُغنِيا عَنهُما مِنَ اللهِ شَيئًا وَقيلَ ادخُلا النّارَ مَعَ الدّاخِلينَ» (تحریم: 10)؛ یعنی خداوند براى كسانى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو [پيامبر] سودى به حالشان [در برابر عذاب الهى] نداشت، و به آنها گفته شد: وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مى‏شوند! و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى ‌بخش» و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما از روح خود در آن دميديم، او كلمات پروردگار و كتاب‌هايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود! 
    اما دربارة نقش فطرت در شکل‌گیری تحول انسان می‌توان گفت، فطرت انسانی ویژگی‌های مشترک انسانی را در خود جا داده و از عوامل پایه در رشد و کمال انسانی می‌باشد. در واقع، به نظر می‌رسد این عامل همانند برنامة نرم‌افزاری است که روی برد اصلی رایانه نصب شده است که تمام برنامه‌هایی که وارد می‌شوند در چهارچوب آن برد معنی پیدا می‌کنند و دگرگون می‌شوند و خارج از برنامة برد اصلی چیزی را نمی‌شود روی رایانه قرار داد. به‌عنوان‌مثال، دوست داشتن و علاقه‌مندی به امور پیرامونی و سیری‌ناپذیری آن در انسان از امور فطری او می‌باشد. خداوند در روز قیامت بر همین امور فطری استدلال می‌کند و بندگان را مورد بازخواست قرار می‌دهد. در قرآن می‌خوانیم:
    و [به خاطر بياور] زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذرية آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت [و فرمود:] «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» [چنين كرد مبادا] روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين غافل بوديم [و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم]»! يا بگوييد: «پدرانمان پيش از ما مشرك بودند، ما هم فرزندانى بعد از آنها بوديم [و چاره‏اى جز پيروى از آنان نداشتيم] آيا ما را به آنچه باطل‏گرايان انجام دادند مجازات مى‏كنى؟!» اين‌گونه، آيات را توضيح مى‏دهيم و شايد به‌سوى حق بازگردند [و بدانند نداى توحيد در درون جانشان از روز نخست بوده است]! (مکارم شیرازی، ‌1374). 
    آیة شاکله نیز شاهد خوب و مناسبی است بر اینکه از منظر منابع اسلامی سرشت مشترک در انسان تحت تأثیر عاملی دیگر غیر از عوامل چهارگانه‌ است. قرآن شکل‌گیری رفتار انسان‌ها را بر اساس هیئت و ساخت روانی افراد می‌داند و برای تبيين رفتار انساني از واژة شاکله استفاده کرده است. خداوند مي‌فرمايد: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً» (اسراء: 85). هرچند مفسرین معاني گوناگون و احتمالات متعددي براي اين واژه مطرح کرده‌اند که عبارت‌اند از: 1. نيت؛ 2. خلق و خو؛ 3. حاجت و نياز؛ 4. مذهب و طريق؛ 5. هيئت و ساخت، ولی شايد بتوان معنای پنجم (هیئت و ساخت) را که متناسب با اين مقام است، اتخاذ کرد؛ زيرا يکي از معاني شاکله که از ريشه شکل گرفته مي‌شود به معناي هيئت و ريخت است؛ ضمن اينکه مي‌توان تمامي معاني چهارگانة قبل را نيز به اين معناي پنجم بازگرداند؛ يعني تمامي آنها را به چگونگي ساخت رواني انسان ارجاع داد. هيئت رواني انسان مجموعه واحدي است که نيات از آن برمي‌خيزد، خلق و خوي حاصل آن است، مذهب بر اساس آن پذيرفته شده و خود موجد شکل‌پذيري آن مي‌شود و بالاخره نيازها در بروز و ظهور خود متأثر از آن هستند. در اين صورت معناي آيه چنين مي‌شود: «[اي پيامبر] بگو هرکسي بر اساس شاکله (هيئت و ساخت رواني) خويش عمل مي‌کند و خداي شما به کسي که راهش از هدايت بيشتر برخوردار است، داناتر است». هيئت و ساخت رواني انسان مجموعه واحدي است که پيوسته در حال تعامل با عوامل محيطي و وراثتي از يک‌سو و اراده و اختيار انسان از سويي ديگر است؛ ازاين‌رو مي‌توان شاکله را به کمک اين نکته چنين تعريف نمود: «شاکله عبارت است از ساخت و هيئت واحد رواني انسان است که در تعامل وراثت، محيط و اختيار شکل مي‌گيرد». بنابراين هيئت ترکيبي بين اين عوامل خود عامل مستقلي در تأثيرگذاري است. اگر هريک از اين عوامل نام‌برده (وراثت، محيط و اراده) اثرگذار است، هيئت ترکيبي آنها نيز خود عامل ديگر در تأثيرگذاري است. به‌عبارت‌ديگر، هيئت ترکيبيه خود عامل ويژه‌اي است که مي‌تواند در شکل‌گيري تغييرات انسان مؤثر ‌باشد. بنابراین عامل پنجمی که می‌تواند در شکل‌گیری برخی ویژگی‌های انسان (سرشت مشترک انسان‌ها) نقش اساسی ایفا کند، عاملی به نام عامل فطرت است. 
    یافته‌‌های پژوهش حاضر را می‌توان با مفهوم ناهشیار جمعی در نظریة یونگ شبیه دانست. به اعتقاد یونگ در ناهشيار جمعی، نوع انسان به‌عنوان يک کل، تجربه‌هاي انواع انساني و ما قبل انسان را نگهداري مي‌کند و اين تجربه‌هاي تراکمي را به نسل‌هاي بعدي انتقال مي‌دهد؛ بنابراين ناهشيار جمعي مخزن تمام تجربه‌هاي نوع انسان است که به هرکدام از ما منتقل شده است. اين مخزن شامل فهرست کاملي از تجاربي است که تکامل انسان را مشخص مي‌کند و در مغز هر انسان و در هر نسل دوباره تکرار مي‌شود (شولتز، 1386، ص113). وي دربارة تأثيرگذاري ناهشيار جمعي معتقد است گذشتة اوليه و ابتدايي انسان‌ها، مبناي عمدة روان شخص شده و رفتار فعلي او را جهت داده و بر آن تأثير مي‌گذارد. بنابراين در ديدگاه يونگ يک ارتباط مشخص بين شخصيت فعلي شخص و گذشتة وي، يعني سال‌هاي اوليه و کودکي شخص و همچنين با کل انواع وجود دارد (شولتز، 1389، ص113).

    References: 
    • قرآن کریم. ترجمۀ ناصر مکارم شیرازی (1373). قم: دار القرآن الکریم. 
    • ابن‌اثیر، علی ‌بن ‌محمد (1386). النهایة فی غریب الحدیث و الاثر. تهران: علم. 
    • بی‌‌ریا و همکاران (1388). روان‌‌شناسی رشد با نگرشی به منابع اسلامی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 
    • سیف، سوسن و همکاران (1387). روان‌شناسی رشد. تهران: سمت.
    • شولتز، دوان پی (1389). نظریه‌‌های شخصیت. ترجمۀ یوسف کریمی. تهران: ارسباران. 
    • شولتز، دوان پی و شولتر، سیدنی الن (1386). نظریه‌های شخصیت. ترجمۀ یحیی سیدمحمدی. تهران: ویرایش. 
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: جامعۀ مدرسین. 
    • طریحی، فخرالدین بن محمد (1388). مجمع البحرین. بیروت: منشورات الاعلمی.
    • کلینی، محمد بن‌ یعقوب (1407ق). الکافی. مصحح: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دار الکتب الاسلامیه. 
    • متقی، علی بن حسام‌الدین (1405ق). کنز العمال. بیروت: مؤسسۀ الرساله. ‎
    • مجلسی، محمدباقر (1362). بحارالانوار. تهران: دار الکتب الاسلامیه. 
    • محمدی ری‌شهری، محمد (1385). میزان الحکمة. قم: دار الحدیث.
    • مزلو، ابراهام (1374). افق‌های والاتر فطرت انسان. ترجمۀ احمد رضوانی. مشهد: آستان قدس. 
    • مشکینی، علی (بی‌تا). تکامل در قرآن. ترجمة ق. حسین‌نژاد. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. 
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1380). به‌سوی خودسازی.‌ قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره). 
    • مصباح، علی و همکاران (1374). روان‌شناسی رشد با نگرشی به منابع اسلامی. تهران: سمت.
    • مطهری، مرتضی (1368). مجموعه‌آثار. تهران: صدرا.
    • مطهری، مرتضی (1378). فطرت. تهران: صدرا. 
    • مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه. 
    • واعظی، احمد (1389). انسان‌‌شناسی. قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. 
    • هلالی، سلیم ‌بن ‌قیس (1380). کتاب سلیم ‌بن‌ قیس الهلالی. مصحح: محمد انصاری خوئینی. قم: الهادی. 
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    احمدی محمدآبادی، محمدرضا. (1405) نقش فطرت در تحول روان‌شناختی انسان از منظر منابع اسلامی. فصلنامه روان‌شناسی و دین، 19(2)، 7-22 https://doi.org/10.22034/ravanshenasi.2026.5003314.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدرضا احمدی محمدآبادی." نقش فطرت در تحول روان‌شناختی انسان از منظر منابع اسلامی". فصلنامه روان‌شناسی و دین، 19، 2، 1405، 7-22

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    احمدی محمدآبادی، محمدرضا.(1405) ' نقش فطرت در تحول روان‌شناختی انسان از منظر منابع اسلامی'، فصلنامه روان‌شناسی و دین، 19(2), pp. 7-22

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    احمدی محمدآبادی، محمدرضا. نقش فطرت در تحول روان‌شناختی انسان از منظر منابع اسلامی. روان‌شناسی و دین، 19, 1405؛ 19(2): 7-22