معنادرمانی ویکتور فرانکل با تأکید بر جستجوی معنا در زندگی، فنونی عملی برای درمان رنجهای روانی ارائه داده است که از میان آنها، سه فنِ تجسمی‑وجودیِ «معنانمایشگری»، «تحلیل رؤیای معنادرمانگرانه» و «تکنیک فراخوانی» از جایگاه ویژهای برخوردارند. در این پژوهش تلاش شده است تا به شیوهی توصیفی‑تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، این سه فن با آموزههای قرآنی و روایی در سه سطح روششناختی، انسانشناختی و غایتشناختی مورد بررسی و سنجش قرار گیرند. نتایج نشان داد که هر سه فن در سطح روششناختی با آموزههای اسلامی همسویی دارند؛ اما در سطوح انسانشناختی (خدا‑محوری در اسلام در مقابل خود‑محوری در فرانکل) و غایتشناختی (عبودیت در اسلام در مقابل خودشکوفایی در فرانکل) تفاوتهایی وجود دارد. در اسلام، معنانمایشگری با یاد مرگ و موقعیتهای مرزی تطابق دارد و هدف آن تقویت ایمان و تزکیه نفس است، تحلیل رؤیا منبعی برای هدایت الهی محسوب میشود و تکنیک فراخوانی با توکل بر خدا همراه است. با این حال، هر سه فن با بازتعریف غایتشناختی بر اساس توحید و عبودیت، در چارچوب آموزههای قرآنی و روایی قابل استفاده هستند.