تأثیر بازیهای رایانهای بر میزان حرمتخود نوجوانان
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
امروزه رايانه، يكي از مهمترين اجزاي زندگي بشر است؛ به گونهاي كه در همة ابعاد زندگي شغلي و شخصي افراد، حضور پررنگ رايانهها را ميتوان ديد. شايد نتوان تصور كرد، روزي را شب كنيم، بدون اينكه با رايانه سروكار داشته باشيم؛ تصور اين مطلب براي خيلي از ما غيرممكن است. رايانه موجب سرعت بخشيدن به بسياري از كارها ميشود و انجام بعضي كارها بدون وجود آن ناممكن به نظر ميرسد.
همزمان با حضور بازيهاي رايانهاي در دنياي نوجوانان، بحث از مفيد يا مضر بودن آن نيز بهوجود آمد. آيا بازيهاي رايانهاي، بازي ايدئال نوجوان به شمار ميآيد؟ يا اينكه ضررهاي فراوان آن موجب ميشود ما آن را كاملاً مخل رشد و تربيت صحيح نوجوان بدانيم و نسبت به حضورش در زندگيمان حالت تدافعي داشته باشيم؟ يا در نظري متفاوت، از فوايد آن بهره ببريم و براي آسيب ديدن حداقلي ناشي از آن تمهيدي برگزينيم؟
اين پژوهش به دنبال كنجكاويها و مطالعات محقق دربارة حوزه تأثيرهاي رواني و اجتماعي بازيهاي رايانهاي، تأثير آنها بر سازة مهمي چون حرمتخود را بررسي ميكند تا در صورت اثبات اصل تأثير، كيفيت آن را كشف كند و نتايج حاصل را در اختيار والدين قرار دهد تا با پيگيري بيشتر، به راهكاري مناسب در برخورد با فرزندانشان در مقابل اين پديدة جذاب و نافذ نايل آيند. همچنين اهتمام بيشتر مسئولان را به دنبال داشته باشد تا با راهكارهايي مانند فيلتر كردن ورود بازيها، تعيين ملاكهاي بازي براي هر سن و ساخت بازيهاي مناسب سنين مختلف و فرهنگ ديني و ملي، از اثر مخرب بازيهاي وارداتي بكاهند. بنابراين، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ اين پرسشها ميباشد كه آيا بين انجام بازيهاي رايانهاي و سطح حرمتخود همبستگي وجود دارد؟ آيا بين انجام بازيهاي رايانهاي و خردهمؤلفههاي حرمتخود همبستگي وجود دارد؟ آيا جنسيت در همبستگي بين بازيهاي رايانهاي و حرمتخود تاثيرگذار است؟ بر اساس اين پرسشها، فرضيههاي پژوهش چنين شكل ميگيرد:
1. بين ميزان انجام بازيهاي رايانهاي و حرمتخود، همبستگي منفي وجود دارد.
2. بين ميزان انجام بازيهاي رايانهاي و خردهمؤلفههاي حرمتخود، همبستگي منفي وجود دارد.
3. جنسيت، در همبستگي بين بازيهاي يارانهاي و حرمتخود، تأثيرگذار نيست.
بنابراين، با توجه به فراگير شدن بازيهاي رايانهاي و تأثير چشمگير حرمتخود در جنبههاي فردي، اجتماعي، روانشناختي و نقش پايهاي آن در رفتار فرد، محقق در اين پژوهش به دنبال سنجش تأثير اين بازيها در حرمتخود نوجوانان است.
بازيهاي رايانهاي
تاريخچة بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي به سالهاي اولية دهه هشتاد برميگردد. در سال 1972 شركت آتاري يك بازي الكترونيكي تنيس روز ميز به نام «پنگ» را معرفي و به بازار عرضه كرد. از آن سال به بعد، به تدريج بر تعداد شركتهاي سازندة بازيهاي ويديوييـ رايانهاي افزوده شد تا آنكه در پايان سال 1976، بيش از بيست شركت مختلف به توليد بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي قابل مصرف در منازل ميپرداختند.
به تدريج با اشباع بازار، در سال 1985، فروش دستگاههاي مربوط به بازيهاي ويديويي- رايانهاي به كمترين مقدار ممكن رسيد؛ اما در سال 1986 شركت «نينتندو» با عرضة سختافزار جديد خود كه ارتقاي زيادي در كيفيت بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي پديد آورده بود، چشمها را متوجه خويش كرد. مسئله اخير در كنار پيشرفتهاي سختافزاري و نرمافزاري صنايع الكترونيكي و رايانهاي و در نتيجه كاهش قابل ملاحظه قيمت دستگاهها، سبب توجه دوبارة نوجوانان و جوانان به بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي شد.
در ايران، تحقيقي مدوني كه به بررسي ميزان شيوع و گستردگي بازيهاي ويديوييـ رايانهاي پرداخته باشد، وجود ندارد. بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي در ايران، شايد با يك تأخير 10 تا 15 ساله نسبت به غرب، در جامعه پديدار شد و شروع به رشد كرد. كلوپهاي ويديويي كه از آغاز در سطح شهرهاي مختلف شكل گرفتند، چيزي بيشتر از يك مغازه متوسط يا كوچك نبودند. نخستين دستگاههايي كه در كلوپهاي مذكور به كار گرفته شدند، آتاري و ميكرو بودند كه با گذر زمان و فراگيرتر شدن دستگاههاي پيشرفتهتري كه از گرافيك و پردازش بالاتري برخوردار بودند، جاي خود را با سگا و بعد با دستگاههاي سني، پلي استيشن، نينتندو و... عوض كردند.
با روند پيشرفت فنآوري الكترونيكي و ارزانتر شدن محصولات الكترونيكي، قيمت دستگاههاي مربوط به بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي، در سالهاي اخير روند نزولي داشتهاند. به همين دليل، دستگاههاي خانگي بسياري در دسترس جوانان قرار گرفته است تا حدي كه بخش زيادي از اوقات فراغت كودكان و نوجوانان ايراني به بازي با رايانه ميگذرد.
كارل گروس براي اولينبار به جنبۀ كنشي بازي در بين ديگر فعاليتها توجه داشته، و معتقد است كه بازي يك نوع پيشتمرين عمومي است؛ فعاليت يا تمرين مقدماتي و كمككننده براي فعاليتهايي كه فرد در آينده ميخواهد انجام دهد.
بازي [در نظريۀ پياژه] عبارت است از اولويت درونسازي نسبت به برونسازي. در چارچوب درونسازي و برونسازي، از يكسو با يك اعمال سازش يافته روبهرو هستيم كه بر اساس تعادل بين درونسازي و برونسازي حاصل آمدهاند، ولي از سوي ديگر وقتي كه كنشها و فعاليتها در روانبنهها به صورت خالي جلوهگر شوند و هدف تعادلجويي را دنبال نكنند، فعاليتهايي كه انجام ميگيرند به منزلۀ بازي خواهند بود. اين نشاندهندۀ نخستيني يا اولويت درونسازي بر برونسازي است و وقتي كه بهعكس جنبۀ برونسازي اولويت يابد، كنش تقليدي بروز خواهد كرد.
شايد بهتر باشد كه بازي دورۀ نوجواني را تفريح بناميم كه كنشهاي متنوعي براي نوجوانان دارد. تفريح به آنها فرصتي براي رشد مهارتهاي اجتماعي، توسعۀ علايق از راه تعامل با همسالاني كه علايق مشابهي دارند، دستيابي به احساس وابستگي و درك هرچه بهتر خودشان فراهم ميآورد و بدين ترتيب حس هويت فردي آنها را تقويت ميكند. (پيتر هيوز) و
هنگامي كه نوجوانان به تفريحهاي انفرادي ميپردازند، كه با افزايش سن نيز بيشتر ميشود ـ مانند هنگامي كه مطالعه ميكنند يا تلويزيون ميبينند فرصت خوبي براي درك هرچه بهتر خود، تحليل علايق و تواناييها و رشد استعدادهاي خودشان در اختيار دارند.
حرمت خود
«حرمت خود» از جمله مفاهيمي است كه بسياري از روانشناسان و پژوهشگران در چند دهة اخير بدان توجه كرده و يكي از موضوعهاي مهم جنبههاي فردي، اجتماعي و روانشناختي ميباشد. موضوع حرمتخود از نظر قدمت، از مباحثي كه عالمان و فيلسوفان تعليم و تربيت در گذشته داشتهاند، نشئت ميگيرد. در طول هزاران سال گذشته، گزارشهاي تاريخي، ديدگاههاي فيلسوفان و انديشمندان بر اين مطلب گواهي دارند كه براي انسان هيچ حكم ارزشياي مهمتر از داوري و قضاوت وي در مورد خودش نيست.
ويليام جيمز از كساني است كه براي نخستين بار در اثري با عنوان «اصول روانشناسي» بر ضرورت حرمتخود تأكيد كرده است. همزمان با او، جامعهشناساني مانند چالز كولي به بررسي حرمتخود پرداخته و آن را به منزلة يك نياز حياتبخش آدمي توصيف كردهاند. در واقع، با پيدايش رويكرد روانيـ اجتماعي، محققاني نظير هورنا، فروم و ساليوان به بررسيهاي نظامداري دربارة حرمتخود پرداختند؛ اما اوج مطالعات در اين باره و قلمداد كردن آن بهمثابه يك سازة شخصيتي در آثار انسانگراياني مانند راجرز و مازلو ديده ميشود.
از نظر براندن، ارزشيابي فرد از خويشتن به اندازة مسئله مرگ و حيات براي وي اهميت دارد؛ زيرا چون ارزشيابي شخص از خويشتن، آثار برجستهاي در جريان فكري، احساسات، تمايلات، ارزشها و هدفهاي وي دارد؛ كليد فهم تمامي رفتارهاي اوست و به منظور شناخت حالات رواني انسان و پي بردن به روحيات او، بايد به طبيعت و ميزان حرمتخود و معيارهاي قضاوت وي دربارة خويشتن آگاهي يافت. شيهان از حرمتخود سالم به منزلة يك نياز اساسي انسان و چيزي كه ما پيوسته براي دستيابي به آن تلاش ميكنيم، ياد كرده است. مازلو در طبقهبندي نيازهاي انسان، نياز به احترام و حرمتخود را از نيازهاي اساسي و عالي ميداند و دربارة اهميت و كاركرد آن چنين ميگويد: «ارضاي نياز حرمتخود، به احساساتي از قبيل اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، لياقت، كفايت و مفيد بودن در جهان منتهي خواهد شد؛ اما بياعتنايي به اين نياز موجب احساساتي از قبيل حقارت، ضعف و درماندگي ميشود».
باوم استر و باس حرمتخود را به معناي ارزشيابي كلي از خود ميدانند. گِرگِن و گِرگِن در تعريف حرمت خود آوردهاند: «عقيدهاي كه فرد دربارة مجموعه تواناييها، شايستگيها و ويژگيهاي خود دارد». كرسيني در تعريف حرمتخود آورده است: «حرمت عبارت است از آنچه كه فرد در مورد خودش احساس ميكند و شامل ميزان برخورداري فرد از احترام به خود و پذيرش خود ميشود». ربر در زمينة تعريف حرمتخود به نكته مهمي اشاره كرده است؛ او ميگويد واژة حرمت با مفهوم ضمني ارزش و اعتبار بالا همراه ميباشد، ولي شكل تركيبي آن با خود (يعني حرمت خود) به كل ابعاد و ميزان احترام به خود ـ چه بالا چه پايين ـ مربوط ميشود. به عقيدة كوپر اسميت، حرمتخود بيانگر تأييد يا عدم تأييد خود است و اين نكته را برجسته ميسازد كه تا چه اندازه يك فرد، خود را توانا، ارزنده و با اهميت ميشمارد و به منزلة تجربه فاعلي است كه به طور معناداري در سطح كلامي و رفتاري، ظاهر ميشود.
بسياري از روانشناسان در طول سالها به اين نتيجه رسيدهاند كه حرمتخود، منعكسكنندة تفاوتي است كه ميان خودپندارة واقعي (چه كسي هستم؟) و خودپنداره آرماني (دوست داشتم چه كسي باشم؟) درك ميكنيم. هرچه فاصله بين اين دو نوع «خود» بيشتر باشد، «حرمتخود» فرد، پايينتر خواهد بود.
از نظر آدلر، نبود حرمتخود، مهمترين متغيير رواني در علتشناسي انحرافها و يا ناسازگاري شخصيت است. همچنين دربارة ارتباط حرمتخود و بزهكاري نوجوانان، تحقيقات متعدد نشانگر يك ارتباط علّي مشهود است و مشخصا حرمتخود با بزهكاري همبستگي منفي دارد. متقاعدكنندةترين و جامعترين اين تحقيقات، الگوي انحراف و افزايش قدر و اعتبار كاپلان است. به نظر كاپلان، رفتار بزهكارانه در خدمت افزايش حرمتخود افرادي است كه شكست و افت حرمتخود را تجربه كردهاند. استفن هيگن و برنز نيز سطح پايين حرمتخود را به منزله علت رفتار منحرفانه ميدانند و نه حاصل از آن.
در آموزههاي اسلامي نيز به اين موضوع توجه، و بسيار مهم تلقي شده است. در ادبيات ديني، اين امر به حرمتخود، عزت نفس و ... تعبير ميشود. آموزههاي ديني هم خود فرد را به احترام گذاشتن به خويشتن تشويق ميكنند و هم ديگران را به مراعات حرمت انسانها الزام ميكنند. و
شجاعي (1383)، آيات و رواياتي را كه دربارة حرمتخود وجود دارد، به دو دستة عمده تقسيم كرده است:
1. آيات و رواياتي كه در آنها به شناخت ارزش و منزلت خود سفارش شده است.
اهميت خودشناسي: در اسلام، دانستن و معرفت چيستي و كيستي انسان يا به تعبير ديگر، شناخت انسان از خويشتن، چنان اهميتي دارد كه آيات و روايات فراواني در اين باره آمده است. براي مثال: اي كساني كه ايمان آورده ايد، بر شما باد، (شناخت) خودتان»(مائده: 105)؛ قال علي: «أفضل العقل، معرفه الأنسان نفسه»؛ برترين دانش، شناخت انسان از خود است».
ب. شناخت ارزش و منزلت خود: در روايتي از حضرت علي آمده است: «هلك أمرءٍ لم يعرف قدره؛ كسيكه ارزش خود را نشناخت، نابود شد». از امام سجاد پرسيدند: شريفترين و والاترين مردم كيست؟ فرمود: «كسي كه دنيا را با ارزش و شرف خويش برابر نداند.
اگر انسان جايگاه واقعي خود را بشناسد و خودپندارۀ درست، و براساس تصويري كه دين از انسان ارائه داده است در ذهن وي شكل بگيرد، خود ايدئال او نيز بر اساس معيارهاي ديني شكل ميگيرد كه عبارت است از رسيدن به مقام خليفهاللهي، قرار گرفتن در جوار رحمت خداوند، و «حرمت خود»، ا تفاوت خود ايدئال و خودپندارة پديد ميآيد؛ يعني هر اندازه انسان بتواند از طريق كسب فضايل و ارزشهاي انساني به خود ايدئال نزديكتر شود، به همان اندازه «حرمت خود» بالايي خواهد داشت.
ج. حفظ حرمت خود: در برخي روايات براي حفظ حرمتخود و صيانت از نفس، بر دوري از رفتارهاي منافي با حرمتخود تأكيد شده است؛ مانند:
قال علي:
من كرمت عليه نفسه، هانت عليه شهوته»؛ هركس نفس خويش را گرامي بدارد، خواستههاي نفساني در نظرش پست خواهد بود». و عن ابيالحسن الثالثعليهالسلام: «من هانت عليه نفسه، فلاترج خيره؛ آن كس كه شخصيتي براي خود قائل نيست، انتظار خير از او نداشته باش»؛ «من هانت عليه نفسه، فلاتأمن شره؛ آن كس كه شخصيتي براي خود قائل نيست، از شر او برحذر باش.
2. آيات و رواياتي كه در آنها به حفظ حرمت ديگران تأكيد شده و هر نوع رفتار يا گفتاري كه به نوعي، توهين به ديگران باشد و موجب شكسته شدن حرمت افراد ميشود، ممنوع و گناه شمرده شده است.
بيشتر تحقيقات بر سنجش حرمتخود به صورت عام متمركزند، اما روشن است كه در جنبههاي مختلف زندگي، ارزيابيهاي مختلفي از خود ميتوان به عمل آورد:
حرمت خود كلي: اين حرمت، ارزيابي جامعتري از خود شمرده ميشود و بر پايۀ ارزيابي فرد از خود و خصوصياتش استوار است. حرمتخود كلي در احساساتي مانند اينكه «من فرد خوبي هستم» يا «بيشتر خصوصيات خود را دوست دارم» جلوهگر ميشود. بنابراين، حرمتخود كلي فرد فقط از يك جنبه متأثر نيست و از مجموع آراي فرد دربارۀ جوانب گوناگون وجوديش حكايت دارد. حرمتخود كلي از دو بخش مرتبط با هم تشكيل ميشود: يكي داشتن احساس اطمينان در برخورد با چالشهاي زندگي (باور خودتوانمندي)، و ديگري احساس داشتن صلاحيت براي خوشبخت شدن؛ يعني احترام به خود يا حرمت نفس. از جمله ويژگيهاي فرد داري حرمتخود كلي، نزديكي به موقعيتهاي تازه همراه با اطمينان، اجتناب از صحبتهاي انتقادي و مثبت بودن صحبت بزرگسالان در مورد اوست.
حرمت خود اجتماعي: اين حرمت شامل بر عقايد فرد در مورد خودش در مقام دوست ديگران است. آيا ساير افراد او را دوست دارند؟ به عقايد و نظرهاي او احترام ميگذارند؟ او را در فعاليتهايشان شركت ميدهند؟ آيا او از روابط با همسالانش احساس رضايت ميكند؟ به طور كلي، فردي كه نيازهاي اجتماعياش برآورده شود، احساس خوبي خواهد داشت.
حرمت خود تحصيلي: اين حرمت مبتني بر مقدار ارزشي است كه كودك يا نوجوان براي خود، به عنوان يك دانشآموز و محصّل قائل است؛ آيا او نقاط قوت و ضعف خود را ميشناسد؟ آيا در تدارك معيارهاي منطقي عملكرد براي رسيدن به موفقيت دائمي هست؟
حرمت خود خانوادگي: اين حرمت احساس فرد نسبت به خود را به منزلة عضوي از خانواده منعكس ميكند؛ آيا در خانواده، احساس ارزشمند بودن دارد؟ آيا كل وجود نوجوان مورد پذيرش خانواده است؟ (حتي اگر بعض جنبههاي او را نيازمند تغيير بدانند) آيا او احساس خوبي در همراهي با خانواده دارد؟
در بعضي تستها مؤلفه ديگري با عنوان حرمتخود جسمي نيز اندازهگيري ميشود كه ناظر به رضايت فرد از وضعيت جسماني و ويژگيهاي ظاهري خود است و انعكاس پذيرش ظاهر تواناييهاي او از سوي همسالان.
نوجواني: اين دوره گسترة سالهايي است كه كودكي را به بزرگسالي پيوند ميدهد؛ دورهاي كه از حدود 12 سالگي آغاز و تا حدود 18 سالگي ادامه دارد و نوجوان شخصي است كه در اين دوره قرار دارد.
بازي رايانهاي: شامل همة انواع بازيهاي كه به وسيله رايانه، ويدئو، ميكرو، سگا، پلياستيشن و ديگر سختافزارهاي الكترونيكي صوتي ـ تصويري، قابل انجام است.
روش تحقيق
در پژوهش حاضر، از روش پيمايشي استفاده شده است. در اين روش، هم به توصيف وضعيت جامعة آماري از نظر متغيرهاي خاص توجه شده است و هم به ارتباط برخي متغيرها پرداخته شده تا مشخص شود آيا متغيرهاي مورد بحث با يكديگر ارتباط دارند يا خير؟ در صورت ارتباط، در چه شرايطي با هم تغيير ميكنند؟
عواملي كه ميتوانند بر متغير وابسته (حرمت خود) تأثير بگذارند، بهمثابه متغير مستقل و تعديلكننده در نظر گرفته ميشوند. اين متغيرها ميتوانند نمرة حرمتخود فرد را كاهش يا افزايش دهند. لازم به ذكر است كه در اين تحقيق، بازيهاي ويديويي و رايانهاي به منزلة متغير مستقل و ساير عوامل به عنوان متغير تعديلكننده در نظر گرفته شده است.
به منظور سنجش متغير مستقل، آزمودنيها به دو گروه تقسيم شدند: افرادي كه به بازيهاي رايانهاي نميپردازند و افرادي كه اوقاتي را براي پرداختن به اينگونه بازيها صرف ميكنند. اگرچه بهتر بود آزمودنيها يكبار قبل از انجام يك دورة زماني بازيهاي رايانهاي مورد آزمون قرار گرفته و در مرحله بعد، پس از انجام اين بازيها، همان افراد مورد آزمون قرار ميگرفتند تا ميزان اثرگذاري بازيهاي رايانهاي، بهتر و دقيقتر مشخص شود.
در ميزان حرمتخود، به مؤلفههاي مختلفي چون ميزان تحصيلات و شغل والدين، شرايط محل سكونت و جنس فرد توجه شده است.
جامعة آماري، گروه نمونه و روش نمونهگيري
جامعة آماري اين پژوهش، دانشآموزان كلاس سوم مقطع راهنمايي شهر مقدس قم در سال تحصيلي 1386- 1387 است. حجم نمونه، 220 نفر (116 دختر و 104 پسر) 15 تا 16 سال است. نمونهگيري به صورت خوشهاي در دو مرحله انجام شد. در مرحلة اول، واحد نمونهگيري، مدرسه بود كه به صورت تصادفي از ميان مدارس راهنمايي دو ناحية آموزشي متفاوت شهر (ناحيه3 و ناحيه4)، 4 مدرسه (2 مدرسه پسرانه و 2 مدرسه دخترانه) انتخاب شد. در مرحلة دوم، واحد نمونهگيري، كلاس بود كه به صورت تصادفي از ميان كلاسهاي هر مدرسه انتخاب شد. لازم به ذكر است 26 پرسشنامه ناقص بود كه كنار گذاشته شد.
ابزار گردآوري اطلاعات
پرسشنامة حرمتخود كوپراسميت: كوپر اسميت (1967) مقياس حرمتخود را بر اساس تجديدنظري كه بر روي مقياس راجرو ديموند (1954) انجام دادند، تهيه كردند. فرم اصلي (A) اين پرسشنامه 58 سؤال دارد كه 8 مادة آن يعني شمارههاي 6،13،20،27،34،41،48،55 دروغسنج است و براي كودكان و نوجوانان 5 تا 16 سال به كار ميرود. هر چند با تغيير عبارتها، براي سنين بالاتر نيز قابل اجرا ميباشد. 50 مادة اين آزمون، شامل چهار خردهمقياس است كه عبارتاند از: خود عمومي (كلي)، خود اجتماعي (همگنان)، خود خانوادگي (والدين)، خود مدرسهاي (تحصيلي). كوپر اسميت، اعتبار اين آزمون را 0.88 و روايي آن را 0.70 نشان دادهاند.
شيوة نمرهگذاري اين آزمون به صورت صفر و يك است؛ به اين معنا كه مادههاي شماره 2،4،5،10،14،18،19،21،23،24،28،29،30،32،36،45،47،57 پاسخ بلي، يك نمره و پاسخ خير، صفر ميگيرد و بقيه پرسشها به صورت معكوس است؛ يعني پاسخ خير آنها، يك نمره و پاسخ بلي، صفر ميگيرد. بديهي است كه حداقل نمرهاي كه يك فرد ميتواند بگيرد صفر و حداكثر 50 خواهد بود. چنانچه پاسخدهنده از 8 مادة دروغسنج، بيش از 4 نمره بياورد، بدان معناست كه اعتبار آزمون پايين است و آزمودني سعي كرده است خود را بهتر از چيزي كه هست جلوه دهد.
يافتههاي پژوهش
به منظور بررسي فرضيههاي اين پژوهش، اطلاعات به دست آمده از فرآيند تحقيق، با استفاده از روشهاي آماري ضريب همبستگي، تحليل واريانس و آزمون شفه تجزيه و تحليل شد و نتايج حاصل از آن، يافتههاي پژوهش را شكل داده است كه در ادامه بدان پرداخته ميشود. براي بررسي اين فرضيه كه بين ميزان انجام بازيهاي رايانهاي و حرمتخود، همبستگي منفي وجود دارد، از ضريب همبستگي استفاده شد و نتايج آن به شرح زير است:
جدول 1: همبستگي ميان ميزان بازي رايانهاي با سطح حرمت خود
متغيرها مقدار R سطح معناداري
حرمت خود خانوادگي 0.016
حرمت خود اجتماعي 0.146
حرمت خود تحصيلي 0.56
حرمت خود كلي 0.27
بر اساس ضريب همبستگي محاسبهشده بين ميزان بازي رايانهاي با متغيرهاي حرمتخود خانوادگي، حرمتخود اجتماعي، حرمتخود تحصيلي و حرمتخود كلي، مشخص ميشود كه تنها ميزان حرمت خود خانوادگي با ميزان ساعتهاي بازي رايانهاي ارتباط معكوس و معناداري دارد و با ساير متغيرها رابطه معناداري ندارد. به عبارت ديگر، با افزايش ميزان ساعتهاي بازي رايانهاي، ميزان حرمتخود خانوادگي كاهش پيدا ميكند و بهعكس؛ اما بازي رايانهاي بر حرمتخود اجتماعي، حرمتخود تحصيلي و حرمتخود كلي تأثيري ندارد. ميزان بازيهاي رايانهاي به تنهايي 2.56 درصد تغييرات حرمتخود خانوادگي را تبيين ميسازد و 97.44 درصد را عوامل ديگري تبيين ميكند. بنابراين، فرضية اول پژوهش تأييد نميشود؛ هرچند در خردهآزمون حرمتخود خانوادگي، تفاوت معنادار است.
براي بررسي رابطة حرمتخود خانوادگي با ميزان ساعتهاي بازي آزمودنيها، از آزمون تحليل واريانس و آزمون شفه استفاده، شد و نتايج زير حاصل شد:
جدول 2: مقايسه ميانگين ساعتهاي بازي رايانهاي بين افراد با حرمتخود خانوادگي متفاوت
حرمت خود خانوادگي تعداد ميانگين ساعتهاي بازي مقدارF درجه آزادي سطح معنا داري
خيلي كم 10
كم 29
تاحدودي 25
زياد 83
خيلي زياد 49
جمع 194
جدول3: نتايج آزمون شفه
حرمتخود خانوادگي تعداد Subset for alpha = .05
زياد 83
خيلي زياد 47
تاحدودي 25
كم 29
خيلي كم 10
سطح معناداري
با توجه به آزمون تحليل واريانس، ميتوان گفت ميزان ساعتهاي بازي رايانهاي افراد با حرمت خانوادگي ارتباط معناداري دارد. با توجه به آزمون شفه، اين ارتباط بين افرادي كه بيش از دو ساعت بازي يارانهاي انجام ميدهند، با افرادي كه كمتر از يك ساعت بازي ميكنند، معنادار است. افرادي كه بيش از دو ساعت بازي رايانهاي ميكنند در مقايسه با افرادي كه كمتر از يك ساعت بازي رايانهاي ميكنند، از حرمتخود خانوادهاي پائينتري برخوردارند. بنابراين، فرضية دوم نيز فقط همبستگي خردهآزمون حرمتخود خانوادگي با بازيهاي رايانهاي بر اساس ميزان بازي آنها يافت شد و در ديگر خردهآزمونها، نتايج معنادار نيست.
به منظور بررسي فرضية سوم كه «جنسيت در همبستگي بين بازيهاي يارانهاي و حرمتخود، تأثيرگذار نيست» از ضريب همبستگي كمك گرفته شد كه نتايج حاصل در جدولهاي 4 و 5 بيان ميشود:
جدول4: همبستگي ميان زمان بازي رايانهاي با حرمتخود در بين دختران
حرمت خود مقدار R سطح معناداري
حرمت خانوادگي 0.032
حرمت اجتماعي
حرمت تحصيلي
حرمت كلي
بر اساس ضريب همبستگي محاسبهشده بين ساعتهاي بازي رايانهاي دختران با متغيرهاي حرمتخود خانوادگي، حرمتخود اجتماعي، حرمتخود تحصيلي و حرمتخود كلي، مشخص ميشود كه ميزان حرمتخود خانوادگي و حرمتخود اجتماعي با ميزان ساعتهاي بازي رايانهاي ارتباط معكوس و معناداري دارد و با ساير متغيرهاي رابطة معناداري ندارد. به عبارت ديگر، با افزايش ميزان ساعتهاي بازي رايانهاي، ميزان حرمتخود خانوادگي و اجتماعي كاهش پيدا ميكند و بهعكس؛ اما بازي رايانهاي بر حرمتخود تحصيلي و حرمتخود كلي تأثيري ندارد. ميزان بازيهاي رايانهاي به تنهايي 4.6 درصد تغييرهاي حرمتخود خانوادگي و 3.8 درصد تغييرهاي حرمتخود اجتماعي را تبيين ميسازد و بقيه را عوامل ديگري تبيين ميكند.
جدول5: همبستگي ميان زمان بازي رايانهاي با حرمتخود در بين پسران
حرمت خود مقدار R سطح معناداري
حرمت خانوادگي
حرمت اجتماعي
حرمت تحصيلي
حرمت كلي
بر اساس ضريب همبستگي محاسبهشده بين ساعتهاي بازي رايانهاي پسران با متغيرهاي حرمتخود خانوادگي، حرمتخود اجتماعي، حرمتخود تحصيلي و حرمتخود كلي، مشخص ميشود كه در بين پسران بازي رايانهاي تأثيري بر ميزان حرمتخود ندارد. بنابراين، فرضية سوم تأييد شد.
نتيجهگيري
وجود همبستگي بين سطوح حرمتخود خانوادگي و ميزان ساعتهاي بازي آزمودنيها را ميتوان چنين تبيين كرد كه با افزايش ساعتهاي بازي و به دنبال آن مشاركت نكردن در انجام وظايف و مسئوليتهاي خانوادگي، مورد كم توجهي يا بيتوجهي والدين قرار گرفته و در نتيجه از حمايت، احترام و محبت والدين محروم ميشود. در اين صورت، فرد از برخي عوامل محيطي مؤثر بر رشد حرمتخود در اين دوره محروم، و كيفيت روابط والدين با فرزند دچار ضعف و نارسايي ميشود. كوپر اسميت در مطالعهاي با عنوان «مقدمات حرمتخود» به اين نتيجه رسيد كه كيفيت رابطه ميان كودك و والدين روي حرمتخود فرزند تاثير تعيينكنندهاي دارد. وي اظهار داشت محيط امن، احترام به فرد، و نيز تحسين فرد نمونههايي از كيفيت مطلوب روابط والد ـ فرزند است كه در شكلگيري حرمتخود فرزند مؤثر است. بر اين اساس و تحت تأثير كاهش كيفيت مطلوب روابط والديني، با افزايش ميزان ساعتهاي اختصاص دادهشده به بازيهاي رايانهاي، آزمودنيها احساس كمارزش بودن در جمع خانواده را بيشتر لمس خواهند كرد. در نتيجه، احساس فرد به خود در مقام عضوي از خانواده (آن هم به منزلة عضوي باارزش) كاسته ميشود؛ زيرا چهبسا محبت و احترام ويژة اعضاي ديگر خانواده را از دست داده باشد.
تأثير عامل جنسيت در سطح حرمتخود اجتماعي يافتة ديگري است كه ميتوان با تكيه بر سطح انتظارات والدين از فرزندان مؤنث و مذكر، چنين تبيين كرد كه در فرهنگ بومي ايران، نوع انتظارات والدين از فرزندان دختر و پسر متفاوت است. وظايف و مسئوليتهاي درون خانواده بيشتر به عهده دختران است. از اينروي، انتظار ميرود در چنين خانوادههايي دختران سهم بيشتري در انجام آنها داشته باشند. حال اگر به دليل هزينهكردن وقت زيادي توسط دختران در منزل به بازي و عدم مشاركت در انجام وظايف درون خانه، نتوانند مورد احترام و تأييد والدين خود قرار گيرند، به كاهش سطح حرمتخود خانوادگي آنها منجر خواهد شد. به همين دليل، اين شكل در دختران بيشتر بروز و ظهور پيدا ميكند و بيشتر از پسران دچار اين آسيب ميشوند. بنابراين، كاهش سطح حرمتخود خانوادگي دختران در اين تحقيق نيز نمايان ميشود.
تبيين ديگر دربارة اين تفاوت معنادار آن است كه به دليل غلبة بعد عاطفي بر ديگر ابعاد در دختران و حساستر و ظريفتر بودن جنس مؤنث، زودتر از پسران تحت تأثير كيفيت ارتباط والدين با آنها قرار گرفته؛ و عوامل مؤثر در حرمتخود همچون محيط امن، احترام به فرد و نيز تحسين وي بيشتر تأثيرگذار است. به عبارت ديگر، آمادگي تأثيرپذيري در اين جنس بيشتر و زودتر است.
دربارة عدم همبستگي بين حرمتخود اجتماعي و ميزان ساعتهاي بازي آزمودنيها، به نظر ميرسد همانطور كه خود نوجوان به بازيهاي رايانهاي توجه و علاقه دارد، مورد احترام و توجه اطرافيان نيز قرار ميگيرد و احساس ميكند مورد تأييد ديگران است. بنابراين، جايگاه مناسبي را در بين دوستان خود پيدا ميكند و با گفتوگو با دوستان و همسالان خود، از اين روابط نزديك احساس رضايت ميكند. اين همان چيزي است كه روانشناسان به حرمتخود اجتماعي تعبير كردهاند؛ زيرا حرمتخود اجتماعي مشتمل بر اعتقاد فرد دربارة خودش نسبت به جايگاه او در بين دوستان و ديگران است و اينكه آيا اطرافيان او را دوست دارند يا نه و چقدر به افكار و ديدگاههاي او احترام ميگذارند. شايد به همين دليل است كه در اين تحقيق، افزايش ميزان بازي نوجوان، تأثيري در حرمتخود اجتماعي نگذاشته است و تفاوت معناداري بين سطوح حرمتخود اجتماعي و ميزان ساعتهاي بازي فرد يافت نشد.
- آذربايجاني، مسعود و همكاران، روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، تهران، سمت و پژوهشكدۀ حوزه و دانشگاه، 1382.
- التميمي، عبد الواحد محمد، غرر الحكم و درر الكلم، قم: نشر مكتبه الأعلام الأسلاميه، 1366.
- الحراني، ابو محمد الحسن، تحف العقول عن آل الرسول، قم، نشر مكتبه البصيرتي، 1400ق.
- المعتزلي، ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قم: نشر مكتبه آيه الله المرعشي النجفي، 1404ق.
- آري، دونالد، و ديگران، روش تحقيق در تعليم و تربيت، ترجمۀ وازگن، سركيسيان و ديگران، تهران، سروش، 1380.
- بازياري، مهتاب، بررسي مقايسهاي ويژگيهاي شخصيتي، عوامل تنيدگي زا، شيوههاي مقابله و شرايط اقتصادي و اجتماعي دختران فراري و غير فراري، پايان نامۀ كارشناسي ارشد، تهران، دانشگاه تربيت مدرس، 1380.
- براندن، ناتانيل، روانشناسي عزت نفس، ترجمۀ قراچه داغي، مهدي، تهران، نخستين، 1379.
- برك، لوراي. اي، روان شناسي رشد، ترجمۀ سيدمحمدي، يحيي، تهران، ارسباران، 1381.
- بيابانگرد، اسماعيل، روشهاي افزايش عزت نفس در كودكان و نوجوانان، تهران، انجمن اولياء و مربيان، 1376.
- پوپ، اليس، مك هال، سوزان و ادوارد، افزايش احترام به خود در كودكان و نوجوانان، ترجمۀ تجلي، پريسا، تهران، رشد، 1374.
- پيتر هيوز، فرگاس، روان شناسي بازي؛كودكان، بازي و رشد، ترجمۀ كامران گنجي، تهران، رشد، 1384
- شجاعي، محمد صادق، رابطۀ ميزان توكل به خدا با حرمت خود، پايان نامۀ كارشناسي ارشد رشتۀ روان شناسي باليني، قم، مؤسسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1382.
- شجاعي، محمدصادق، توكل به خدا؛ راهي به سوي حرمتخود و سلامت روان، قم، مؤسسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1383.
- طهرانيزاده، مريم و ديگران، «بررسي مقايسهاي نگرشهاي ناكارآمد در دختران فراري و عادي»، رفاه اجتماعي، ش 19، 1384.
- لندرث، گاري.ال، بازي درماني، ترجمۀ آرين، خديجه، تهران، اطلاعات، 1369.
- مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، بيروت، الوفاء، 1404ق.
- منصور، محمود، روانشناسی ژنتیک؛ تحول روانی از تولد تا پیری، تهران، سمت، 1378.
- منطقي، مرتضي، بررسي پيامدهاي بازيهاي ويدئويي- رايانهاي، تهران، فرهنگ و دانش، 1380.
- اليس، پوپ و همكاران، افزايش احترام به خود در كودكان و نوجوانان، ترجمه پريسا تجلي، تهران، رشد، 1374
- Coopersmith, S. A, The Antecedents of self Esteem, Sanfrancisco, CA: W. H. freeman, 1967